۹۱۴۴جوان گمشده
نظرات |

جوان گمشده

نسل جوان و بحران هویت


گفت‌وگو با یک کارشناس مسایل فرهنگی

نسل جوان، نسل مولد و پویا و امیدهای آینده ما و کشور اسلامی ایران هستند. دغدغه‌های‌ این نسل مایه‌نگرانی خاطر همه ما است. بنابراین هرکس در هر جایگاه و مقامی که باشد باید سعی نماید که حتی‌الامکان زمینه‌های نگرانی و عوامل بازدارنده رشد و کمال آنها را برطرف کند. بر همین اساس بر آن شدیم تا با" دکتر بهرام محمدیان" کارشناس امور فرهنگی و دبیر کل شورای عالی آموزش و پرورش گفتگویی داشته باشیم که ماحصل آن را از نظر می‌گذارنیم:


امروزه صاحب‌نظران یکی از مشکلات جوامع در حال گذار را بحران هویت معرفی می‌کنند. از نظر شما بحران هویت چیست؟

پیش از پرداختن به پاسخ این پرسش، بهتر است پاسخ این سوال را ارائه کنیم که هویت چیست؟

تا بتوانیم به موضوع بحران هویت بپردازیم. به اعتقاد من هویت، شناسنامه انسانی انسان است که هر کسی بداند کیست؟ و از کجا آمده است؟ هویت یافتن، دانستن پاسخ این پرسش است که در چه جایگاهی قرار گرفته و به کجا می‌رود؟ او چه حقی دارد و چه وظایف و تکالیفی را در قبال خویشتن خویش، خانواده و آحاد جامعه و مجموعه بشریت دارد؟ او نسبت با طبیعت، محیط زیست چه رابطه‌ای را باید برقرار کند؟ در برابر خداوند متعال چه باید بکند؟ شناختن این وظایف و دانستن پاسخ به این پرسش‌ها پی بردن به هویت انسانی است. به تعبیر دیگر هویت پاسخ دادن به پرسش «من کیستم؟» است. از این مقدمه معلوم می‌شود که «بحران هویت» یعنی اختلال در یافتن و شناختن «من کیستم؟» به تعبیر دیگر «گم کردن خویش» و یا «نشناختن خویش» . البته این گم گشتگی با حیرت عرفانی به یک معنا نیست. حیرت عرفانی پی‌جویی خویش و گام برداشتن در جهت شناختن خداست که در عبارات عرفانی و دینی از آن به عنوان" معرفة‌ النفس" تعبیر می‌شود. همان‌گونه که در آثار برخی از اندیشمندان و متفکران به آن اشارت رفته است:

روزها فکر من این است و همه شب سخنم

که چرا غافل از احوال دل خویشتنم

از کجا آمده‌ام آمدنم بهر چه بود

به کجا می‌روم آخر ننمایی وطنم

مرغ باغ ملکوتمم نیم از عالم خاک

چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم

چنانچه ملاحظه می‌شود در این نوع حیرت و پرسش‌گری از خویش، پی‌جویی و جستجو از خود نهفته است که به دنبال ارتقاء و اتساع میدان دید و شناخت از خود است. در حالی که در مقوله بحران هویت نشناختن خود و جایگاه خود بر شخص مستولی می‌شود و یا اینکه فرد تصویری غیرواقعی از خود و یا جایگاهی غیرحقیقی و نامتناسب با وضعیت خود برای خویش قایل است.


به نظر شما ریشه بحران هویت در چیست؟

از پاسخ پرسش پیشین روشن می‌شود که عمده دلیل بحران هویت، خود ناشناسی است و در مواردی کج فهمی خویشتن که می‌تواند در دو جنبه افراط و یا تفریط همانند خود بزرگ‌بینی و یا حقیر پنداری خویش ظهور کند. این بحران هویت دامنه‌اش از فرد به جامعه نیز گسترده می‌شود و معمولاً با جوامعی مواجه می‌شویم که دچار بحران هویت شده است و شناسنامه اجتماعی و جمعی خویش را با خود ندارد. از آثار بحران هویت، می‌توان به خود باختگی، انفعال در برابر سلطه اعم از فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی، بی‌اعتمادی به سرمایه‌های خود در وجه تفریطی اشاره کرد. در جنبه افراطی آن روی‌آوری به استبداد فکری، سیاسی، اجتماعی، استثمار اقتصادی، گرایش به ناسیونالیسم، برتری جویی‌نژادی و قومی و ... از آثار بحران هویت است که تظاهر این‌ها در رفتارهای فردی و جمعی و در عرصه‌های مختلف سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی و رسانه‌ای متفاوت است.


مصادیق رفتارهای ناشی از بحران هویت چیست؟

چنانچه پیشتر عرض شد بحران هویت در رفتار فردی و اجتماعی می‌تواند ظاهر شود و در هر بخش آثار متناسب با خود و مصادیق موافق با خود را در پی دارد. ظهور این آثار از پوشش و ظاهر افراد گرفته تا رفتارهای فرهنگی و هنری و حتی ادبیات سیاسی، اجتماعی سرایت می‌کند. فرد دچار بحران، گاهی به واسطه نشناختن خود دست به کارهایی می‌زند که با هم ناسازگارند. مثلاً یک روز لباس کوتاه می‌پوشد، روز دیگر بلند. گاهی مو بلند می‌کند و گاهی از ته سر را اصلاح می‌کند.


راه جلوگیری از بحران هویت در نسل جوان چیست؟

نسل جوان به خاطر ویژگی‌های روحی و روانی و استعدادهایی که دارد، همان‌گونه که می‌تواند جذب فرهنگ بیگانه شود و در معرض بی‌هویتی ملی، دینی و فرهنگی قرار گیرد، می‌تواند سنگر مقاوم و دژ مستحکم در برابر هجوم‌های مختلف نیز باشد.

لازمه این کار، ایجاد روحیه خودباوری و اعتماد به نفس در جوانان است و این کار جز با سپردن مسئولیت‌های در خور توان و شأن آنان فراهم نمی‌شود. آنها باید در عرصه عمل خود و توانایی خود را به محک بزنند و موفق از آن بیرون بیایند. در کنار این مسئولیت سپاری آشنا ساختن نسل جوان با گذشته روشن و سابقه درخشان علمی اندیشمندان و متفکران بزرگ این مرز و بوم است. جوان باید با مفاخر علمی و دینی خود آشنا باشد. او باید بشناسد که ابوعلی سینا، محمدبن زکریای رازی، خیام نیشابوری، خوارزمی، فارابی، خواجه نصیر طوسی، سعدی، حافظ، فردوسی، سنایی و ... چه خدماتی را به جامعه علمی ارائه داده‌اند. این باور که ما سرمایه داشته‌ایم، آنها توانستند، و ما هم می‌توانیم، خود آغاز نیکویی است.


توجه به معنویت و یا فرهنگ دینی و التزام به ارزش‌های اخلاقی و عبادی دینی تا چه اندازه‌ای می‌تواند انسان را از افتادن به ورطه‌های مادی‌گری نجات دهد؟

انسان آمیزه‌ای از فطرت و غریزه است، مرزبانی بین این دو و پاسخ‌گویی مناسب به نیازهای فطری و غریزی لازمه کمال انسانی است.

بخشی از نیازهای انسانی، معنوی است، به عنوان مثال ارتباط با خداوند متعال، رازگویی با او و نیازجویی از او خواست درونی انسان است. در فرهنگ دینی به دو وجه از نیازهای انسانی، نیاز عالی و نیازهای عادی، پاسخ‌هایی تعبیه و پیش‌بینی شده است. آموزه‌های دینی به انسان هشدار و تنبه می‌دهند که وجهی از وجوه را معطل و مغفول نگذارد، ضمن اینکه نباید تارک دنیا باشد، باید شیفته دنیا نیز نباشد و از طرف دیگر نمی‌تواند به بهانه اعراض از دنیا و دنیازدگی رهبانیت اختیار کند، چون خود این معنا نیز نوعی گم کردن هویت انسانی است. ارزش‌های اخلاقی و فرایض عبادی همه و همه شاخصی برای اعتدال تمایلات و کشش‌های انسانی در مسیر کمال و شدن متعالی اوست. در روایتی از پیامبر اسلام (ص) وارد شده است که فرمودند: من از دنیای شما سه چیز را دوست دارم: همسر، عطر و نورچشم من نماز است. فرمایش پیامبر(ص) با برخی از نگرش‌های قدسی مآبانه متفاوت است. شما در مکاتب دیگر که داعیه دین و اخلاق دارند کمتر شبیه این سخن را می‌بینید، اما این کلام و پیامبر اوست. با اندکی تامل دریافت می‌شود که آرامش جسم و روان با زندگی زناشویی تامین می‌شود «و من آیاته ان خلق لکم ازواجا من انفسکم لتسکنوا الیها و ...»

از طرف دیگر اطمینان خاطر و آرامش دل با نماز فراهم می‌گردد «الا بذکر الله تطمئن القلوب» و عطر برای نماز و داخل زندگی نیز مستحب است. اگر دقت شود همه اینها گامی در تعدیل و تکامل شخصیتی انسان است.

من هم از شما متشکرم.

منبع:کیهان



:: مرتبط با: حضرت علی اکبر علیه السلام ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1387/05/23
زمان : 09:08 ق.ظ
۹۱۴۳جمال و جوانى
نظرات |

جمال و جوانى

 

جمال و جوانی

جوان، شیفته ی اظهار وجود و دلباخته ی ابراز لیاقت و شایستگى است. براى جوان، اثبات شخصیت اجتماعى، مطبوع‏ترین و شیرین‏ترین لذّت روحى است و براى نیل به آن از هیچ تلاش و كوششى شانه خالى نمى‏كند. جوان، دوست دارد با جامعه به گونه‏اى ارتباط برقرار كند كه عضو مفید، مقبول و مورد توجّهى تلقّى شود و گاه این تلقّى را از نوع لباس پوشیدن، راه رفتن، حرف زدن، معاشرت كردن و امثال آن، پى‏جویى مى‏كند. مسئله‏اى كه در بحث شخصیت و مقبول بودن، مورد توجّه و گفتگوى اهل اندیشه قرار گرفته و دانستن آن به حتم، براى نسل جوان مفید و سودمند است، آگاهى از منشأ شخصیت است.

 

جوان براى آن كه بتواند شخصیت خود را تا جایى كه ممكن است بسازد و در سازگارى‏هاى اجتماعى موفّق شود، لازم است به منشأ شخصیت خود پى‏ببرد.

 

در اسلام، خِرد و دانش، ریشه ی همه ی خوبى‏ها و نیكى‏ها و در نتیجه عوامل شكل‏دهنده ی «شخصیّت» تلقّى شده‏اند.

پیامبر اكرم مى‏فرماید:

همه ی خوبى‏ها و نیكى‏ها به وسیله ی عقل نصیب انسان مى‏گردد.(1)

 

 

 در فرهنگ دینى، خرد و دانش، جایگاه والا و تعیین كننده‏اى دارند و دانش‏طلبى براى مرد و زن لازم شمرده شده است؛ چون انسان، با دانش، راه و رسم درست زندگى كردن را مى‏آموزد و تحت تأثیر عوامل درونى یا بیرونى، آزادى انتخاب و گزینش را از دست نمى‏دهد و خردمندانه روشى را برمى‏گزیند كه محبوبیّتى پایدار، ارزشمند و شایسته ی وى را نصیبش كند. كسانى كه از دانش‏طلبى و خِردورزى بهره ی مناسبى ندارند، معمولاً در رسیدن به محبوبیّت واقعى موفّق نمى‏شوند و در دام افراط و تفریط، گرفتار مى‏شوند.

 

 محبوبیّت مى‏تواند از طریق آراستگى جامه ی عمل بپوشد. طبیعى است كه آراستگى، دو ساحت به هم پیوسته ی درونى و بیرونى دارد. از دیدگاه دین و بویژه اسلام، آراستگى در هر دو ساحت، توصیه شده است؛ هم كمال و رشدِ خرد و روان انسانى و تقویت شخصیّت سفارش شده و هم آراستگى و زیبایى ظاهرى. در ژولیدگى و ناآراستگى ظاهرى دنبال شفافیت و آرامش و آراستگى روحى و روانى گشتن، كارى بیهوده و بدون نتیجه است. چنان كه بدون پرداختن به رشد و تكامل روحى و ایجاد شخصیّت درونى به دنبال مقبولیّت مردمى، از طریق آرایش ظاهرى رفتن، پذیرش پایدارى را به ارمغان نمى‏آورد.

 

قرآن كریم مى‏فرماید:

یا بَنى آدم، خُذوا زینَتَكُم عندَ كُلِّ مَسجد(2)

اى فرزندان آدم! زینت خود را در هر نماز، با خود بردارید.

 

 

 این تعبیر زیبا، بیانگر بهترین شكل گره خوردن زینت ظاهرى و آراستگى باطنى است. اسلام در عبادت - كه جایگاه پرورش و آراستن روح و جان انسانى است - دستور مى‏دهد كه انسان، آراستگى ظاهرى خود را همراه داشته باشد و در تعامل این دو آراستگى است كه جمال، چهره مى‏نماید و بنده ی محبوب خدا شكل مى‏گیرد.

 

 در كلامى از امام صادق(ع) داریم كه مى‏فرماید:

إنّ اللّه یُحبُّ الجَمالَ والتجمُّلَ ویُبغِضُ البُؤْسَ والتَّباؤُسَ؛(3)

 

خداوند، زیبایى و آرایش را دوست دارد و نازیبایى و ژولیدگى را ناخوش دارد.

 

از این حدیث و آیه برمى‏آید كه اولیاى اسلام، به پرورش حُسن و زیبایى و بیدار كردن عاطفه جمال دوستى مردم، علاقه كامل داشتند و ضمناً این نكته استنباط مى‏شود كه

تزیین و تجمّل، در نظر اسلام، نه تنها یك كار پسندیده اجتماعى است، بلكه محبوب خداوند و داراى ارزش عبادت است.

جمال دلپذیر و جذّاب انسانى، یكى از زیبایى‏هاى عالم طبیعت است كه در ایّام جوانى با فروغ خیره كننده ی خود، جلوه مى‏كند وجوان را از لذّت آن برخوردار مى‏سازد. شور و هیجان، عشق و امید، وجد و نشاط، طراوت و لطافت، تناسب اندام، صورت شكفته، موهاى زیبا و صفات دیگرى نظیر اینها، همه و همه از شاخ و برگ‏هاى زیبایى دوران جوانى است.

 

پیشوایان اسلام از تمایل جوان به خودآرایى و تجمّل دوستى در محدوده ی اخلاق و مصلحت جامعه حمایت مى‏كنند و اصلاً خودآرایى را تحریم نمى‏نمایند. به همین جهت، على(ع)، در آن داستان معروف، جامه ی بهتر را به قنبر جوان (غلام خود) داد تا او را با پوشیدن آن لباس، شادمان و مسرور كند، و بدین وسیله تمایل زیباپسندش را ارضا نماید و خطاب به وى فرمود: تو جوانى و مانند سایر جوانان به تجمّل و زیبایى رغبت بسیار دارى. به‏علاوه، من از خداى خود حیا مى‏كنم كه لباسم بهتر باشد.(4) بدون تردید، ارضاى میل به خودآرایى و تجمّل كه یكى از خواهش‏هاى فطرى است، به تكامل ذوق و شكفتن احساسات جوان كمك مى‏كند و او را به سوى تعالى روحى و پیشرفت‏هاى عاطفى سوق مى‏دهد. به هیمن جهت، آیین مقدس اسلام، این امر را با نظر موافق و مؤكّد به پیروان خود توصیه كرده است؛ ولى باید توجه داشت كه جوان در این راه به زیاده‏روى و افراط نگراید و از حدّ شایسته، تجاوز نكند.

آنچه مسلم است، این است كه جمال طبیعى و تجمّل مصنوعى فقط ظاهر مردم را زیبا مى‏كند؛ ولى جمالِ عقل و علم و هنر و اخلاق، درون و برون شخص را زیبا مى‏سازد و شاید هیچ تمدّنى را در گذشته و حال نتوان یافت كه فضایل اخلاقى را به عنوان ستوده‏ترین و درخشان‏ترین و ماندگارترین رفتارها توصیه نكرده باشد.

پانوشت ها:

1- تحف العقول، ص54..1

2-  اعراف، آیه 31.2

3- 440 الكافى، ج 6، ص.3

4- مكارم الأخلاق، ج 1، ص 224.4

 

نویسنده:معصومه علیزاده



:: مرتبط با: حضرت علی اکبر علیه السلام ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1387/05/23
زمان : 09:08 ق.ظ
۹۱۴۲عاقل باش جوان!
نظرات |

عاقل باش جوان!

بلوغ در 16 گام  (2)

عاقل باش جوان!

در مقاله ی پیش به 4 فاکتور اجتماعی در 16 گام رسیدن به بلوغ اشاره کردیم حال به ذکر و شرح دیگر موارد می پردازیم :

 

خود را بشناسید

 

5 ) ضعف های شخصیتی خود را از بین ببرید:

 هر کدام از ما عیب و ایراداتی در شخصیت خود دارد. در شناخت عادات،  ویژگی های اخلاقی و به طور کلی شخصیتتان تلاش کنید. به نظرات دوستان و اقوام در مورد صفات اخلاقی خودتان گوش کنید. ضعف های خود را به تدریج از بین ببرید و نقاط قوت خود را تقویت کنید. به عنوان مثال اگر در زمینه کاری با مشکل مواجه هستید سعی کنید هر روز بیش از روز قبل بر روی مسائل کاری تمرکز کنید. 

 

6 ) متوجه رفتار خود باشید:

رفتار و گفتار شما در قبال دیگران تعیین کننده برخورد آنها درقبال شما می باشد. شما یک تابلوی تبلیغاتی متحرک هستید که توجه همه را به خود جلب می کنید، پس بهتر است اخلاق خوب خود را به نمایش بگذارید. اگر این کار را نکنید مردم از شما خوششان نمی آید، شما را استخدام نمی کنند و با شما قرار ملاقات نمی گذارند. کارهای خوبی را که از والدین خود در کودکی آموخته اید در زندگی نیز به اجرا درآورید. 

 

7 ) کار خودتان را انجام دهید:

کاری که تصور می کنید برایتان مناسب است انجام دهید نه کاری که دیگران فکر می کنند انجام آن برایتان لازم است. به عبارت دیگر در پی رسیدن به خوشی و سعادت باشید. هیچ گاه خودتان را با کسی مقایسه نکنید، به ویژه درمورد مسائل مالی برای اینکه ممکن است احساس نارضایتی کنید. کارهایی که همیشه آرزوی انجام دادن آنها را داشته اید اما هیچ وقت انجام نداده اید را شروع کنید. 

 

8 ) درستکار باشید:

یک فرد درستکار همیشه برای اصول اخلاقی ارزش بیشتری نسبت به لذات و سودهای شخصی قائل است. کارمندان، همکاران  و خانم ها برای افراد درستکار ارزش بسیار زیادی قائل هستند. روی حرف خود بایستید و کاری را که فکر می کنید درست است، انجام دهید. 

 

دیدگاه خود را مشخص کنید

 

9 ) با اهدافتان روبرو شوید:

 افراد موفق از روسای شرکتها گرفته تا ورزشکاران همه و همه دارای یک عادت ویژه هستند: هدفمندی و تلاش برای رسیدن به مقصود. بدون داشتن هدف و نقشه مناسب برای رسیدن به آن، زندگی شما عادی شده و شادی و موفقیت ناچیزی را میتوانید به دست آورید. برای خود اهداف روزانه، هفتگی و ماهیانه تعیین کنید، سپس راه مناسب برای هر یک را طرح ریزی کنید و تمام تلاش خود را برای رسیدن به آن به کار بندید و از آن به عنوان راهی برای رسیدن به آرزوهای نهایی خود بهره بگیرید. 

 

10 ) عادات بد خود را ترک کنید:

هر یک از ما به طور متفاوت دارای عادات بدی هستیم. دیر یا زود پی آمدهای منفی آن متوجه ما خواهند شد. با خودتان عهد ببندید که رفتار بد خود را کاهش داده و یا به طور کلی از میان  بردارید. به عنوان نمونه یکی از عادات بد خود مثل قسم دروغ خوردن و یا تأخیر داشتن را انتخاب کنید و بعد به دوستان و خانواده خود بگویید که می خواهید چنین عادتی را برای همیشه از زندگی خود بیرون کنید. اگر آنها به عنوان یک مراقب در کنار شما باشند تمایل شما نسبت به انجام این کار افزایش پیدا خواهد کرد. 

 

11 ) روحیه جوان و شاداب داشته باشید:

به خاطر داشته باشید که سن شما به آن اندازه ای است که خودتان می خواهید. یک شیوه شاداب و جوان پسند را در زندگی پیش بگیرید تا بدن و ذهن شما همواره به تحرک واداشته شوند. در حالی که خودتان احساس جوانی می کنید پس چه اشکالی وجود دارد که با یک خانم یا آقای جوان هم نامزد کنید؟ 

 

12 ) از موقعیت های خود استفاده کنید:

فرصت های بیشماری در زندگی هر فردی وجود دارد، اما سود بردن از آنها کار ساده ای نبوده و دارای ریسک بالایی می باشد. اما باید توجه داشته باشید که هیچ کار بزرگی بی خطر نمی باشد. چه این موقعیت را داشته باشید که برای خودتان شغلی راه بیندازید، چه با  شخصی که به هیچ وجه در سطح شما نیست، قرار ملاقات بگذارید، به خودتان مطمئن باشید و تا تنور داغ است نان را بچسبانید. کاری نکنید که بعدا موجبات پشیمانی شما را فراهم آورد. 

 

13 )  بردباری راتمرین کنید:

صبر و پافشاری شما را به سمت کامیابی و موفقیت رهنمون می سازند. بیشتر انسان های بزرگ بیشتر از اینکه موفق شده باشند در زندگی خود با شکست مواجه میشدند. زمانی که بی حوصله می شوید باید یاد بگیرید که خونسردی خود را حفظ کرده و آرام باشید. برای اینکه قدری شکیبایی خود را تقویت کنید می توانید پرستاری کودک یکی از دوستان و یا آشنایان خود را برای مدت زمان کوتاهی به عهده بگیرید. 

 

یک مرد همه جانبه

 

14 ) علایق خود را متنوع سازید:

یک سرگرمی جدید برای خودتان پیدا کنید تا افق های جدید را بر روی خود باز کنید. با یاد گیری ورزش ها و مهارت های جدید خود را به چالش وادار کنید. یکی از کارهایی که می توانید در این خصوص انجام دهید، یادگیری یک زبان جدید می باشد. زمانی این کار با موفقیت انجام شد; به عنوان پاداش، سفر تفریحی به کشوری که زبان آن کشوررا یاد گرفته اید به خودتان هدیه دهید تا پیشرفت خود را محک بزنید. 

 

15 ) ساعات مطالعه خود را بیشتر کنید:

مطالعه یکی از راه های مناسب برای افزایش اطلاعات و دایره لغات شما می باشد. روزی یک ساعت هم که شده تلویزیون را خاموش کرده و در عوض شروع به خواندن یک کتاب کنید. بیشتر سعی کنید کتاب های الهامی درمورد ارتقای شخصیتی و یا زمینه شغلی دلخواهتان را مطالعه کنید. حتی می توانید کتاب های سرگرم کننده را به صورت تفریحی مطالعه کنید. 

 

16 ) ورزش کنید:

ورزش یکی از راه هایی است که از شما فرد سالم تر و جوان تری می سازد. آنقدر که کار شما ارزش دارد مدت زمانی که مشغول به انجام آن هستید مهم نیست. با خودتان تعهد کنید که در برنامه روزانه خود مقداری فعالیت فیزیکی بگنجانید. 

 

عاقل باش جوان!

همچنان که به مسیر خود در راه رسیدن به یک فرد کامل ادامه می دهید، به خاطر داشته باشید که طرز تفکر مثبت همیشه به عنوان اساسی ترین فاکتور شناخته می شود. دید مثبت ذهنی نسبت به هر چیز در زندگی به شما اجازه می دهد در جایی که دیگران شکست خوردند، به پیروزی دست پیدا کنید. بدون توجه به اینکه شرایط تا چه حد دشوار است اگر نقطه نظر مثبتی داشته باشید و این کار را ادامه دهید، همیشه راهی برای پیروزی در مقابلتان باز خواهد شد.

 

منبع : روزنامه ابتکار- با تلخیص



:: مرتبط با: حضرت علی اکبر علیه السلام ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1387/05/23
زمان : 09:08 ق.ظ
۹۱۴۱جوان ومشاوره
نظرات |

جوان ومشاوره

مشورت ادراك و هشیاری دهد

                                                 عقلها مرعقل را یاری دهد

                                                                                      گفت پیغمبر بكن ای رای زن

                                                                                                                               مـشورت كالمستشار مؤتمن(1)

 

مشاوره یعنی «پیوند عقل‏ها با عقل خود» یك اصطلاح عام است كه در برگیرنده ی فرایندهای متعددی نظیر مصاحبه، اجرای آزمون، راهنمایی، توصیه و سایر موارد مربوط به این امور است.

 

هدف مشاوره، یاری رساندن به فرد به منظور حل مشكلات او، طرح و نقشه برای آینده ی وی، تغییر نگاه و نگرش شخص به حیات و زندگی و كمك هایی فكری از این قبیل است.

روان شناس مشاور كسی است كه با تخصص خود در زمینه ی راهنمایی و هدایت رفتاری، مسائل و مشكلات ازدواج، انتخاب شغل و حرفه، امور اجتماعی، مسائل تحصیلی و آموزشی و سایر موارد مربوط به دیگران كمك می‏كند.

مشاوره برای جوانان، از دو مفهوم مكمل برخوردار است، یكی آنكه دیگران با آنان مشورت كنند و دیگر اینكه آنان بتوانند با اطرافیانشان به مشورت بپردازند.

 

آثار مشاوره با نسل جوان

 

1- ورزیدگی نیروی فكر و اندیشه

مشاوره با جوان نیروی فكر و اندیشه او را عمیق‏تر و ورزیده‏تر می‏كند، زیرا اصل مشورت، اتصال عقل دیگران با عقل خویش است و هر موقعیت مشاوره‏ای، جوان را در برابر پرسشی قرار می‏دهد كه لازم می‏داند به خوبی بیندیشد، و پاسخی شایسته ارائه كند و در حقیقت چنین فرصتی، زمینه را برای رشد و پرورش نیروی عقلانی، فراهم می‏نماید و او را از جامع‏نگری و پختگی فكری بیشتری در مقایسه با همسالان خود كه در چنین شرایطی نیستند، برخوردار می‏سازد.

2- تأییدی بر احساس كفایت و قابلیت

پذیرش شخص در خانواده یا جامعه، باعث مراجعه افراد و كسب آراء و نظرات اوست. مشورت با جوان تأییدی بر احساس قابلیت فكری و كفایت عقلانی اوست و هر اقدام مشاوره‏ای، پاسخی به نیاز جوان برای پذیرش و مقبولیت نزد دیگران است و حاصل آن، افزایش میزان اعتماد به نفس فرد خواهد بود.

3- برداشت جدیدی از مسئولیت

جوان پس از هر مشورتی كه دیگران با وی ترتیب می‏دهند، برداشت جدیدی از احساس مسئولیت پیدا می‏كند. این امر به ویژه در خانواده بیشتر احساس می‏شود، زمانی كه والدین با فرزند جوان خود به مشورت می‏پردازند، وی این گونه استنباط می‏كند كه او در این زندگی منزوی، غریبه و جدا یا دور افتاده از دل‏ها و دیده‏ها نیست، بلكه متعلق به این زندگی است، چون برای پیشرفت و بهبود همین زندگی از وی نظرخواهی می‏نمایند، لذا احساس مسئولیت بیشتری نسبت به خود و اطرافیان پیدا می‏كند.

 

4- كمتر شدن فاصله‏های عاطفی

مشورت نوعی پیوند عاطفی و فكری است كه صورت ظاهری آن جنبه ی فكری داشته و جنبه باطنی آن رنگ و لعاب عاطفی دارد. هر مشورتی كه با نسل جوان انجام می‏شود، «فاصله‏های عاطفی» كمتر می‏شود و احساس انس و محبت بین افراد با جوان بیشتر و بیشتر می‏گردد.

 

5- نوعی آموزش غیر مستقیم به نسل جوان

مشورت با نسل جوان نوعی آموزش غیر مستقیم محسوب می‏شود، زیرا وی از رفتار والدین و اطرافیان می‏آموزد كه افراد بالغ به مشاوره به وی توجه دارند و چنین همّت مباركی از سوی اطرافیان نه تنها با غرور و عزّت نفس آنان اصطكاك ندارد، بلكه جوان را آماده ی جمع‏نگری به جای «تكروی در زندگی» و بهره‏وری از مصلحت‏اندیشی و تجربیات دیگران در چهره مشاوره می‏نماید.

نقش والدین در مشورت با نوجوانان

 

شرایط مشاوره نسل جوان با دیگران:

ویژگی‏های یك مشاور برای جوانان، با دیگر مشاوران در سطح عموم جامعه، به طور ریشه‏ای و شیوه‏ای متفاوت است؛ فراهم ساختن این شرایط باعث ایجاد تفاهم و اعتماد متقابل نسل جوان با اطرافیان است تا به طور سهل و ساده و به دور از هر گونه اضطراب و دلهره این مهم انجام شود.

 

بی‏دلیل نیست كه در آموزه‏های دینی نخستین ویژگی مشاور «عقل و خردورزی» و سپس «دلسوزی» بیان شده و بركات آن «رشد و شكوفایی»، «یُمن و بركات بسیار» و «توفیق از پروردگار سبحان» معرفی گردیده است.(2)

 

كسانی كه جوانان آنها را به عنوان مشاور برمی‏گزینند، بدون تردید باید واجد صفاتی برتر از معلّمان و مربیان نسل جوان باشند، همچون مبلغان دینی در دانشگاهها، افزون بر «دانش» موردِ نیاز جوانان، با «روش» گفتگو، جذب مخاطب و جلب اعتماد جوانان آشنا باشند و به دور از هر گونه ظاهرسازی، خاضعانه و خالصانه و در عین حال عالمانه و خردمندانه، ریشه‏های درد را بشناسند و پس از پایان سخن مشورت كننده، به شیوه‏های درمان رو كنند تا جوانان در فضایی با تفاهم و مبتنی بر اعتماد متقابل دفتر زندگی خود را بگشایند و سطر سطر مطالب خود را به صورت مشورت مطرح نمایند.

 

ویژگیهای مشاور نسل جوان

 

از مجموع صفات برجسته ی مشاورِ جوانان، به این ویژگیهای والا می‏توان اشاره كرد:

 

1- سرمایه گذاری عاطفی

سطح سرمایه گذاری عاطفی بیشتر از سطح تبادل عاطفی است، در اولی دلجویی مشاور از مراجع مورد نظر مطرح است ولی در دومی، جریان داد و ستد عاطفی در حد تعادل میان دو شخصیت به میان می‏آید.

به یقین چنین سرمایه گذاری برای همگان به ویژه نسل جوان با توجه به احساسات پاك و اعتماد ارزشمندی كه به انسان‏های وارسته و خالص می‏كنند، ضرورتی بیشتر و بهتر خواهد داشت.

 

2- ثبات عاطفی

فرد در صورت برخورداری از عواطف با ثبات و یكدست در مراحل مختلف زندگی می‏تواند، اعتماد جوان را جلب كند و او را به گفتگو و مشاوره ترغیب نماید. والدین بیش از دیگران باید واجد چنین صفتی باشند.

 

3- تواضع و فروتنی

در مناسبات انسانی، نفوذ اخلاقی و جلب اعتماد دیگران در شرایطی امكان‏پذیر است كه ارتباط افقی حاكم باشد. این امر در روابط متقابل جوانان و دیگران چشمگیرتر و تعیین كننده‏تر است. زیرا جوانانی كه احساس می‏كنند، مشاور از موضع برتر و موقعیت اقتدار با آنان مواجه می‏شود، دست به مقاومت می‏زنند و عكس‏العمل مخالفی از خود بروز می‏دهند.

 

4- نیازشناسی جوانان

آگاهی و درك كامل اطرافیان به ویژه والدین از نیازهای مهم سنّی و مشكلات این دوران، توانایی خاصی به آنان می‏بخشد تا بر اساس نیازهای آنان، روش‏هایی را اتخاذ نمایند كه به نتیجه ی مطلوب، یعنی تفاهم كامل منجر شود.

 

5- ارزش‏های اخلاقی

پای‏بندی به یك نظام اخلاقی استوار، متقن و مستحكم الهی، اعتماد جوانان را به خوبی جلب می‏كند.(3) هرگاه نسل جوان ما انسان آگاه و هوشیاری را بنگرند كه امواج زندگی و توفان شبهات او را عاجز و ناتوان نمی‏كند و چونان نخل استوار و تنومندی، سربلند و پر استقامت به اعتقادات دینی و دلبستگی‏های الهی خود معتقد است، در تمامی عرصه‏ها برتر از نزدیكان و اطرافیان به او اعتماد می‏كنند و چونان امینی رازدار و پدری مهربان یا برادری دلسوز و آگاه، تمامی فرازها و فرودهای حوادث زندگی خود را با او در میان می‏گذارند و از وی مدد می‏گیرند. به راستی چنین كامیابی برای یك مشاور، بهترین موفقیت و سربلندی محسوب نمی‏شود؟!

آری:

دل را نگاه گرم تو دیوانه می‏كند

                                               آیینه را رخ تو پری خانه می‏كند

                                                                                      آزادگان به مشورت دل كنند كار

                                                                                                                        این عقده كار سبحه صد دانه می‏كند(4)

 

پی‏نوشتها:

1)مولوی.

2) رسول اكرم (ص))؛ وسائل الشیعه، ج 12، ص 42.

3)جوان و نیروی چهارم زندگی، ص 122-119.

4)صائب.

 

منبع:پیام زن- با تغییروتلخیص



:: مرتبط با: حضرت علی اکبر علیه السلام ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1387/05/23
زمان : 09:08 ق.ظ
۷۳۵۵مُهر طومار
نظرات |

مُهر طومار

این شعر از كتاب "یك ماه خون گرفته،‌هفتاد و دو ستاره" سروده شاعر توانای آستان اهل بیت، جناب آقای غلامرضا سازگار است كه به همت جناب آقای حسین فتحی تهیه و تنظیم گردیده است و همراه فایل صوتی "سبك نوحه‌خوانی"" آن تقدیم می‌گردد، تا مداحان اهل بیت و دوستانی كه قصد نوحه‌خوانی در این ایام عزیز را دارند، از آن بهره‌مند شوند.

 

مُهر طومار

 

کوفیان! این طفل کوچک، آخرین یار من است

مُهر طومار من است

 

هم ذبیح کوچک من، هم علمدار من است

مُهر طومار من است

 

گل فروشم، گل فروشم، گل فروشم، گل فروش

هستی خود را در این میدان گرفتم روی دوش

گرچه لب بسته بود، دریایی از جوش و خروش

سینه ی تنگش پر از سوز دل زار من است

مُهر طومار من است

 

هم شده نقش زمین در علقمه آب آورم

هم دوتا گردیده با شمشیر فرق اکبرم

هم تلظی می کند مانند ماهی اصغرم

در تلظی های او آه شرربار من است

مُهر طومار من است

 

اهل کوفه! طفل بی تاب مرا تابش دهید

تا نمرده بر سر دستم شما آبش دهید

یک تسلا بردل بشکسته ی بابش دهید

آخر این ریحانه ی بی آبِ گلزار من است

مُهر طومار من است

 

گر مسلمانید این لب تشنه مهمان شماست

آیه ای از سوره ی یاسین قرآن شماست

روز محشر خون این کودک به دامان شماست

لحظه های آخر این آخرین یار من است

مُهر طومار من است



:: مرتبط با: حضرت علی اکبر علیه السلام ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1386/11/5
زمان : 05:01 ق.ظ
 

 




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic