۹۱۴۹روز جوانی یا روز جوان
نظرات |

روز جوانی یا روز جوان


من جوانم. او جوان است. ما جوانیم. یا: من در میان جوانانم. او در میان جوانان  است. ما در میان جوانانیم. جوانان در دبیرستان، در دانشگاه. جوانان در بازار، در مسجد. جوانان روی سكوهای استادیوم. جوانان در مطبوعات، جوانان خواننده مطبوعات. جوانان مخاطب پیام ها، جوانان صادر كننده پیام ها. جوانان در شهر، جوانان در روستا. جوانان اینجا، جوانان آنجا، جوانان همه جا.


بسیاری از والدین و مسئولان و صاحب نظران جوانی را می پسندند كه جوانی نكند. این نگرش محافظه كارانه به جوانی از آنجا ناشی می شود كه مردان جاافتاده و زنان جهان دیده ، حال و حوصله دردسرهای جوانی كردن جوانان را ندارند. دل و دماغ سرعت و عجله جوانان را ندارند. می خواهند آنها را به ثبات و رنگ و بوی خودشان در آورند. پیراهن پاره نكرده، مثل آدم های هزار تا پیراهن پاره كرده زندگی كنند تا هم خیال خودشان از آینده جوان شان راحت شود و هم به وجود چنین جوانان سنگین و جاافتاده ای افتخار كنند.
امروز روز جوان، فردا روز جوان و هر روز دیگری روز جوان. اعلام یک روز به عنوان روز جوان فقط گریزی است برای خالی نبودن عریضه طولانی عنوان روزها. وگرنه چه روزی را به یاد داری كه روز جوان نباشد. كدام سازمان و نهاد و وزارتخانه ای را سراغ داری كه با جوان سروكار نداشته باشد. از سیاست و اقتصاد گرفته تا فرهنگ و اجتماع، همه چیز در این كشور آكنده از جوانان است.

در سرزمین جوانی، جوانی كردن و جوان ماندن سخت است وگرنه هركسی پس از نوجوانی ، لاجرم جوانی است برنا. مسئله این است جوانی كردن.

جوانی كردن واژه ای است لیز. مثل صابون آب خورده. به دست نیامده از دست می رود. تیز است مثل تیغ و در كشور ما خیلی صفات دیگر دارد كه هر كدام را می توان در كنار هم قرار داد و نتیجه گرفت. جوانی كردن پدیده ای است عجیب، پیچیده و تا حدودی ناممكن.

بسیاری از والدین و مسئولان و صاحب نظران جوانی را می پسندند كه جوانی نكند. مثل مردان و زنان سالخورده و میانسال سنگین رفتار كند.عجله نكند. همه پیش فرض ها و اما و اگرها را در رفتارهایش لحاظ كند. این نگرش محافظه كارانه به جوانی از آنجا ناشی می شود كه مردان جاافتاده و زنان جهان دیده ، حال و حوصله دردسرهای جوانی كردن جوانان را ندارند. دل و دماغ سرعت و عجله جوانان را ندارند. می خواهند آنها را به ثبات و رنگ و بوی خودشان در آورند. پیراهن پاره نكرده، مثل آدم های هزار تا پیراهن پاره كرده زندگی كنند تا هم خیال خودشان از آینده جوان شان راحت شود و هم به وجود چنین جوانان سنگین و جاافتاده ای افتخار كنند. مسئله امروز جوانان جوان نیست. مسئله همان است كه گفتم، جوانی كردن است. اگر این روز جوان با عنوان روز جوانی كردن نامگذاری می شد، ماجرا كلی از این رو به آن رو می شد. زیرورو می شد و به هم می ریخت، جوانی كردن اولین و مهمترین عامل جوان بودن است. داشتن سن جوانی كه متر و معیار مهمی نیست.

بیایید به واسطه روز جوان بار دیگر به این موضوع حیاتی نگاه كنیم كه به عنوان جوان ترین جامعه جهان چقدر فرصت و امكان جوانی كردن در شهر و روستا پدید آورده ایم. چقدر روزنه و پنجره برای دیدن. چقدر راه و هدف برای رفتن و رسیدن و چقدر انگیزه و امكان برای ماندن و جوانی كردن به وجود آورده ایم. به خیابان ها و كوچه ها، به معابر و چهارراه ها، به استادیوم ها و سكوها به لابه لای این جمعیت پیاده روها نگاه كنیم و فراموش نكنیم زندگی آن جوانی كه امروز در تنگناهای آگاهانه و ناخودآگاه رنگ عصیان و یا هاشور بی خیالی می خورد، آینده سرزمینی است كه دوستش داریم.

آن كسی كه از جوان توقع میانسالی و جاافتادگی دارد. آن كسی كه جوان را از جوانی كردن برحذر می دارد، آن كه نمی داند برای جوان امروز مرز تجمل حرف ها به پایان رسیده و زمان زمان عمل جوانانه برای جوانان است.همه و همه در یك سمفونی كشدار می نوازند كه نامش بی توجهی است.

به مناسبت روز جوان، روز ملی جوان، حداقل این درخواست را می توان كرد كه بیایید برای یك بار هم كه شده تماشا كنیم شهرمان و بگوئیم: كجاست جای جوانی؟

علیرضا محمودی



:: مرتبط با: حضرت علی اکبر علیه السلام ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1387/05/23
زمان : 09:08 ق.ظ
۹۱۴۸جوانی: دوره ای سرشار از انرژی
نظرات |

جوانی: دوره ای سرشار از انرژی

 


مراحل حیات بشر را از لحظه تكوین جنین تا ولادت و سپس تا مرگ به 8مرحله تقسیم كرده اند كه عبارت اند از: دوران جنینی، مرحله كودكی، نوجوانی، جوانی، میانسالی، بزرگسالی، پیری، و كهولت.

«جوانی» تعبیر و نام مرحله ای از عمر است كه مرز سنی 18تا 26و به عقیده بعضی تا سن 28 را شامل می شود، اگرچه در بیان عامه اصطلاح جوانی افرادی تا سن 40 سالگی را هم در برمی گیرد.


جوانی دوران تربیت پذیری است و فرصتی است كه در آن عقیده و اخلاق ریشه دار شده و فضایل و ملكات انسانی در او تثبیت می گردد.
این دوره از مهمترین و در عین حال از پیچیده ترین مراحل حیات است. با همه تلاش هایی كه روان شناسان برای پرده برداشتن از اسرار این مرحله به عمل آورده اند، باید اعتراف كرد كه هنوز نقاط مبهم و ناشناخته بسیاری در این زمینه وجود دارد كه بدون شناخت آنها اظهارنظر صریحی را درباره آنان نمی توان داشت.

 


تعبیر از جوانی
از مهمترین تعبیراتی كه برای این مرحله در كتب به چشم می خورد، تعبیر «شباب» است. ریشه لغوی این تعبیر می تواند گویای حالات و مواضع آنان باشد. شباب به معنی برافروختگی و زبانه كشیدن است (شب النار- یعنی آتش برافروخت).

همه حالات و رفتار جوانان حكایت از برافروختگی، زبانه كشیدن، دستور و هیجان دارد. جسم شان، روان شان، عواطف و احساسات شان و بالاخره افكارشان در كمال رشد و برافروختگی است و این خود موجب نابسامانی ها و عوارضی است كه در صورت عدم كنترل ممكن است خطرآفرین هم باشد.

برخی از روان شناسان این مرحله را سن غرور و مستی و سن شراب بزرگی انسان نامیده اند و عجیب است كه در تعبیر امام امیرالمؤمنین(ع) هم به كلمه

سكرالشباب

برمی خوریم. دوران بلندپروازی ها، امید و آرزوهای دور و دراز، با اندیشه آزادی خواهی های وسیع و همت های بلند، و خواستاری اصلاح در سطحی وسیع و جهانی است.

از قدرت و توان جوان باید برای رشد او و جامعه اش بهره گرفت و او را به صورت یك نیروی مذهبی باید درآورد، زیرا در چنین صورتی است كه او می تواند نقش بسیار مهمی را در جامعه ایفا كند.

 

خصایص جوانی

ویژگی های دوره جوانی را از جهات مختلفی می توان مورد بررسی قرار داد.

1 - ازنظر زیستی- جسمانی:
رشد بدن سریع و در اواسط دوره بسیار كـُند، و در پایان دوره قریب به صفر است. بدن در آغاز مرحله همچنان در حال توسعه و رشد قد در حال افزایش است و در 24 سالگی متوقف می شود. این رشد در دختران زودتر و طبعاً توقف آن هم زودتر است.
وزن بدن، قدرت تن، چابكی و فرزی در این دوره در كمال اوج است و با چنین امكانی توان غلبه بر امور و حل و رفع مشكلات و گره گشایی ها در جوانان قوی است. مردی رشید و یا زنی كاملند و درخور مقام پدری و مادری هستند. وضع ترشح غدد متعادل و تحولات ناشی از آن وضعی تثبیت شده دارد.

 


2 - از نظر ذهنی:
هوش خام یا دانایی فطری منتهای سیر خود را طی كرده و به بالاترین درجه رشد خود رسیده است. كنجكاوی طبیعی به «چرا»جویی مبدل گشته و او را به سوی منطقی روشن و استدلالی قانع كننده می كشاند.
حافظه، قوام یافته است و اینك جوان در شرایطی است كه می تواند درباره حافظه خود به میزان معینی حساب كند و براساس آن محاسبه كرده و در كارها تصمیم بگیرد و به پیش رود.

توان تخیل، تصور و تجسم در آنان بدان میزان كه در ظرفیت مقدرشان بود به منتهای حد خود رسیده و قدرت ابداع و اختراع ناشی از آن در آنها در بالاترین میزان خویش است. تمركز فكر و دقت و توجه در آنها میزان قابل قبولی است و امكان رشد آن هم چنان وجود دارد. استعدادها ظهور و بروز كرده اند و جوان می داند در چه زمینه ای موفق تر است. به ویژه كه ذوق و هنر او در بالاترین حد خویش است.

 


3 - از نظر عاطفی:
رقیق القلب است. حساسیت او در برابر جریانات عاطفی بسیار و زود تأثیرپذیر است. اگر چیزی را دوست ندارد، در راه دوستی آن تا حد فداكاری و جانبازی می ایستد؛ و برعكس اگر چیزی را دشمن بدارد در آن امر شدیداً پابرجاست به اصطلاح كلامی، بُعد تولی و تبری در او قوی است.
او مغرور است و در مواردی خودپسند. جرئت و شجاعت بسیار از خود نشان می دهد، اگرچه در درون ترس و هراسی داشته باشد؛ و به همین خاطر «جوان» فردی پیشتاز است. شور و شوق جوانی، امید و نشاط او، عشق و شیدایی او در مرحله ای از توان و رشد است كه برای اقدام در دشوارترین امور حاضر به سرمایه گذاری است.

او فداكار است. مخلص است. زودباور است. اسیر احسان است. اهل اخلاق و انسانیت است. معنی محبت را می فهمد. ملاحظات و رودربایستی ها می توانند عامل محرك و ورود او به صحنه ای باشند. زود تحت تأثیر قرار می گیرد. عرض محبت ها و اخلاص های دیگران را راست و درست می پندارد.

 


4 - از نظر روانی:
جوان دارای قوه دركی قوی است. از روابط علت و معلولی سردر می آورد. قادر به تجزیه و تحلیل امور است. می تواند به بحث و نقادی بپردازد. از كلیه امور سردر آورد. آینده نگری و دوربینی داشته باشد.
جوان اهل همت است، بلندطبع است، اهل خیر است. گاهی هدف های عالی و حتی محال الوصول را تعقیب می كند. امیدها و آرزوهای بزرگ را در دل می پروراند و برای وصول به آنها بالاترین درجه تحمل را از خود بروز می دهد. او در راه وصول به هدفی كه آن را مقدس بداند اهل سرمایه گذاری، فداكاری و حتی ایثار است.

او می خواهد عدالت و قسط در جامعه باشد، آزادی و استقلال باشد، پاكی و عفت باشد، حق در جامعه متجلی باشد. او این خواسته ها را در سطحی وسیع می خواهد اجرا كند نه تنها در جامعه و مملكت خود و اگر شرایط و امكانی در این زمینه به او نشان دهند برای به دست آوردن و رسیدن به آن از سرو جان مایه می گذارد. روح بلند او در شرایطی است كه به بلندی ها بیشتر گرایش دارد تا به پستی ها و ذلت ها، مگر آنكه شرایط تبلیغ و سازندگی در جامعه ای واژگونه باشد.

 

 

 

5 - در جنبه فطرت و وجدان :
او در مرحله ای است كه فطرتش بیدار است. حقایق امور را وجدان می كند، خود را می یابد؛ و اعتقاد خود را وجدان می كند، خیر را از شر تمیز می دهد. می تواند بسنجد، مقایسه و ارزیابی كند و راه و رسم انسانیت و اخلاق را در پیش گیرد.
 بیداری وجدان  و نیز بیداری احساس مذهبی  سبب علاقه مندی و رغبت او به سوی خیر و كمال بی نهایت است. و طبع منطق پذیرا و، صداقت  و خلوص او موجبی برای حركت و گرایش او به سوی رشد است.

تمایلات معنوی او در این مرحله اوج می گیرند. حفظ و احیای ارزش های الهی و ایده آل های اخلاق در این سن رشد می یابند. به پاكدامنی و صفا، به عدالت و انصاف میل پیدا می كند و دیدن ناروایی ها و مفاسد او را نگران می سازد. دارای فتوت است و خواستار تحقق فضایل شیفته فداكاری، تعاون و ایثار است. به شرطی كه فطرت و وجدانش آلوده نسازند، او در پی گسترش ارزش های ماوراءالطبیعه در محاورت ایده آل های اخلاقی است. به شرطی كه معنی آنها در ذهن او تبیین گردد.


جوان نسلی توانمند است. همه چیز او جوان و در مرحله شباب و افروختگی است. او در شرایط و امكاناتی است كه می تواند حلال مشكلات باشد و نارسایی ها و كاستی های جامعه را از میان بردارد. قدرت عمل دارد و این قدرت خود عامل سازندگی و رشد و پیشرفت او و جامعه است.

 

اهمیت جوانی
براین اساس، جوانی یك نعمت الهی و یك فرصت است. ارزش آن هنگامی مكشوف می شود كه از دست برود . مرحله ای است كه به گفته ویل دورانت، هنوز حوادث تلخ و نابسامان زندگی آن را ناگوار نساخته و شور و شوق آن باشكوه است. شكوه و افسوس سالمندان  در این است كه چرا از فرصت آن بهره كافی نگرفته اند و آرزوی پیران این است كه امكانی ولو چند ماهه برای اعاده آن فراهم آید. بنا به نوشته صاحب كتاب «لذات فلسفه»، در نظر بیشتر مردم دوره زندگی واقعی انسان همان دوره جوانی است و بیشتر مردم در چهل سالگی جز خاطره و یادبود چیزی نیستند و همانند خاكستری هستند از آتشی كه زمانی شعله و دود بوده است.

جوانی دوران تربیت پذیری است و فرصتی است كه در آن عقیده و اخلاق ریشه دار شده و فضایل و ملكات انسانی در او تثبیت می گردد. به عقیده روان شناسان تربیتی، صفات نیك یا بدی كه دوران جوانی در نهادها پایه گذاری می شود، اثراتی مادام العمر دارد. به فرموده امام صادق(ع) انس او با قرآن، زمینه ساز آمیزش قرآن با گوشت و خون اوست.

 


توانمندی های جوان
جوان نسلی توانمند است. همه چیز او جوان و در مرحله شباب و افروختگی است. او در شرایط و امكاناتی است كه می تواند حلال مشكلات باشد و نارسایی ها و كاستی های جامعه را از میان بردارد. قدرت عمل دارد و این قدرت خود عامل سازندگی و رشد و پیشرفت او و جامعه است. او در طریق وصول به هدف، قادر است موانع را درهم بشكند و مقاصد خود و جامعه اش را محفوظ دارد.

نیروی جسمانی او در كمال اوج است و استعداد و ذهن و توجه او در نهایت رشد، همت او عالی است تا حدی كه به گفته راسل به كمك آن می تواند محیط خویش را تغییر دهد و به گفته موریس دبس به تصور و درك قانون اخلاقی و تكلیف قادر است و به جای تنگ نظری دوران گذشته مفهوم وسیع تری از هستی وارد انگیزه های رفتار او می شود و این خود توانی جدید برای تلاش و حركت اوست.

اینان در هر جامعه ای اقداماتی سازنده می توانند داشته باشند، زیرا وارستگی شان بیشتر است و تقوای شان افزونتر. با مردم دمسازترند. عواطف شان ریشه دارتر است. به گفته راسل ممكن است نتوانند به طور صریح تغییرات و اصلاحات مورد لزوم را تشخیص دهند، ولی قادرند شجاعانه در راه هدف گام بردارند. به گفته «نهرو»، دوران جوانی دوران از هم شكستن و درهم شكستن است و نیروی جوان نقش ها را خیلی آسان تر از دیگران اجرا می كنند.

 


بهره برداری از نیروی جوان
از قدرت و توان جوان باید برای رشد او و جامعه اش بهره گرفت و او را به صورت یك نیروی مذهبی درآورد، زیرا در چنین صورتی است كه او می تواند نقش بسیار مهمی را در جامعه ایفا كند. مربی می تواند چون باغبانی باشد كه از وجود جوانان منظره هایی بسیار زیبا برای جامعه اش بسازد، آنها را بپروراند و رشد دهد.

همچنین از فرصت جوانی باید بهره گرفت و عادات غیرمفید و مزاحمی را كه در درون او لانه كرده اند از میان برد و به جای آنها عادات مفید و سازنده ای را مستقر ساخت. زمینه های پذیرش در او موجود است و امكان سازندگی وجود دارد، البته به این شرط كه مربی صالح و شایسته ای در سر راه رشد او قرار گیرد.

علی شریعتی



:: مرتبط با: حضرت علی اکبر علیه السلام ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1387/05/23
زمان : 09:08 ق.ظ
۹۱۴۷پیشگیرى از اعتیاد نوجوانان و جوانان
نظرات |

پیشگیرى از اعتیاد نوجوانان و جوانان

گذر از مسیر برزخ عمر

نتایج چند تحقیق را ملاحظه بفرمایید:

1 - بالاترین رقم سنى معتادان در ایران را افراد27 – 21ساله تشكیل مى دهند.

2 -  افرادى كه به انواع مواد مخدر اعتیاد  پیدا كرده اند، اغلب اولین تجربه شان را به صورت تفریحى و در دوران نوجوانى كسب كرده بودند.

3 -  تشخیص رفتارهاى آشكار دوره نوجوانى از رفتارهاى ناشى از مصرف مواد مخدر دشوار است.

4 -  نوجوانانى كه از بودن در خانواده شان احساس رضایت داشته اند و روابط صمیمى بین اعضاى خانواده وجود داشته است، كمتر به دنبال سیگار، الكل و انواع مخدرها بوده اند.

یكى از مشكلات عمده اى كه نسل جوان جامعه با آن رو به روست، خطر اعتیاد و گرایش به مصرف مواد مخدر  است. از آن جا كه مصرف این گونه مواد (انواع سیگارها، قرص ها، مخدرها و... ) در بین جوانان و نوجوانان رو به افزایش است، وظیفه والدین، مربیان و سایر نهادهاى اجتماعى براى آگاه ساختن قشر جوان از عواقب مصرف مواد مخدر به مراتب سنگین تر از قبل مى شود. آمار نشان مى دهد بالاترین رقم سنى معتادان در ایران را افراد ۲۷- ۲۱ساله تشكیل مى دهند. با توجه به این موضوع، والدین و مربیان باید سعى كنند با استفاده از روش ها و آموزش هاى لازم، بچه ها را از همان دوران كودكى و پیش نوجوانى با آثار زیان بار مصرف این گونه مواد و اثرات و پیامدهاى ناشى از آن بر جسم و روان شان مطلع سازند.

هر اندازه كه تأثیر دوستان و همسالان جوان بر او زیاد شود، نقش والدین و راهنمایانش براى هدایت او كم رنگ تر خواهد شد. هر اندازه والدین، جوان را به حال خود واگذارند، او را در برابر محیط و اجتماع آسیب پذیرتر ساخته اند و بعدها براى این تسلیم باید بهاى سنگین ترى بپردازند. والدین باید با درك تأثیر همسالان بر فرزندشان آنان را براى مقابله با فشارها و تحریكات موجود آماده كنند.

اغلب جوانان با گذر از دوران بلوغ و نوجوانى دچار تغییرات جسمى- روانى گوناگونى مى شوند كه تأثیرات زیادى بر رفتارها و عكس العمل هاى هیجانى آنها نسبت به اطرافیان مى گذارد. احساس نارضایتى، عصبانیت، بى حوصلگى، مخالفت، مبارزه جویى، عدم همكارى، بى اعتنایى و عیب جویى از جمله بدخلقى هایى است كه زندگى نوجوانان را دشوارتر از پیش مى كند. در مواردى این ویژگى هاى رفتارى- اخلاقى ِ نوجوانان به گونه اى است كه آنان را شدیداً مستعد آلوده شدن به انواع كجروى ها و آسیب هاى اجتماعى  مى كند. این نوجوانان ارزش ها و معیارهاى اخلاقى والدین شان را كمتر مى پذیرند و بیشتر درصدد یافتن استقلال و اثبات خویشتن اند.


عوامل مؤثر در اعتیاد جوانان

تحقیقات نشان مى دهند، افرادى كه به انواع مواد مخدر اعتیاد پیدا كرده اند، اغلب اولین تجربه شان را به صورت تفریحى و در دوران نوجوانى كسب كرده بودند و به تدریج اعتیاد آنان، از حالت تفریح خارج شده و با تكرار و زیاد شدن میزان مصرف، معتاد شده اند. از آن جایى كه مصرف مواد مخدر همیشه رو به افزایش است، نوجوان نیز ابتدا با مقدارى كم شروع مى كند و چون با گذشت زمان، مقدار كم اولیه نیاز جسمى او را تأمین نمى كند، مجبور مى شود یا مقدار مصرف را افزایش دهد و یا فاصله زمانى مصرف را كوتاه تر كند كه در نهایت منجر به وابستگى شدید او به مواد و اعتیاد او مى شود. در نظر داشته باشید، رهایى از تجربیات منفى مكرر بسیار دشوار و طاقت فرسا است. گروهى دیگر از جوانان و نوجوانانى كه شروع به مصرف مواد مخدر مى كنند، اظهار مى دارند كه براى فرار از مشكلات و مسائل زندگى روزمره و داشتن احساسى بهتر از احساس فعلى شان دست به این كار زده اند. به طور كلى، عوامل متعددى موجب اعتیاد جوانان مى شوند كه مهمترین آنها عبارت اند از:


1 -  زمینه هاى خانوادگى:

الگوهاى نامناسب رفتارى اطرافیان منجر به تقلید كوركورانه نوجوانان از آنان مى شود.سیگار كشیدن، نوشیدن الكل، اعتیاد به مواد مخدر و سایر كجروى هاى اخلاقى در خانواده موجب بدآموزى و زمینه سازى براى شروع انحرافات و آسیب هاى اجتماعى در بچه ها (اعم از كودك و نوجوان) مى شود. در چنین خانواده هایى نوجوانان به جاى این كه به فكر انجام فعالیت هاى مثبت و سازنده باشند، مدام درصدد یافتن راه هایى براى مقابله با آثار این بحران ها هستند و در بدترین شرایط نیز خود درگیر آن مى شوند.


2 - فقر مادى خانواده

: به رغم این كه بین فقر مادى و اعتیاد به مواد مخدر هیچ ارتباطى وجود ندارد، ولى فقر عامل مهمى در معتاد شدن جوانان جامعه است، زیرا به دلیل تنگدستی و ندارى امكان دسترسى به بسیارى از امكانات آموزشى را از دست مى دهند و هیچ تخصص و حرفه اى پیشه نمى كنند و در نتیجه در بازار كار سهم عمده اى ندارند. همین امر موجب كشیده شدن گروهى از جوانان به سمت و سوى فروش مواد مخدر و امكان استفاده از آن قرار مى گیرند.


3 -  عدم آگاهى و كم سوادى:

افرادى كه از سواد و تحصیلات كمترى برخوردارند، آسیب پذیرتر از افرادى هستند كه نسبت به مضرات و تأثیرات سوء مواد مخدر آگاهى دارند. هر چند نمى توان میزان تحصیلات افراد را عاملى براى مصرف این گونه مواد دانست، اما تحقیقات بسیارى نشان مى دهند كه هرچه سواد و میزان تحصیلات قشر جوان بالاتر باشد، كمتر به اعتیاد و استفاده از مواد روى مى آورند. براساس آمار ۶۶ درصد افراد معتاد، سوادى در سطح ابتدایى و كمى نیز در سطح متوسطه داشته اند.

هر اندازه والدین، جوان را به حال خود واگذارند، او را در برابر محیط و اجتماع آسیب پذیرتر ساخته اند و بعدها براى این تسلیم باید بهاى سنگین ترى بپردازند


4 - اختلافات خانوادگى:

آمارها نشان مى دهند، نوجوانانى كه والدین شان دچار مشكلات و مسائل اخلاقى- رفتارى هستند، بیشتر در معرض خطر اعتیاد و مصرف مواد مخدر هستند. مشكلات رفتارى خانوادگى منجر به عدم امنیت و فشار روانى بر جوانان و نوجوانان مى شود و آنان را از محیط امن خانواده دور مى سازد. همین امر موجب ارتباط بیشتر او با دوستان و گاه افراد مسئله دارى مى شود كه زمینه ساز بسیارى از مسائل اجتماعى بعدى مى شوند.


5-خصوصیات و ویژگى هاى جوانان و نوجوانان:

در خیلى از موارد مشاهده مى شود، نوجوانان و جوانانى كه مضطرب، پریشان، افسرده و منزوى هستند، مرتب دچار شكست هاى گوناگون تحصیلى- اجتماعى مى شوند و عزت نفس ، خویشتن دارى و اعتماد به نفس  شان را از دست مى دهند و به سیگار، الكل، مواد مخدر و... به عنوان مفرّى براى رهایى از این مشكلات روى مى آورند.


6 -  فشار دوستان و همسالان:

گروهى از نوجوانان به دلیل سازگارى با دوستان و همسالان شان و یك رنگ شدن با آنها چنان موجودیت فردى- خانوادگى خود را فراموش مى كنند كه در برابر هر تقاضایى سر تسلیم فرود مى آورند. هر چه روابط بین والدین و فرزندان نوجوان شان كاهش یابد، ارزش همسالان و روابط گروهى براى آنان بیشتر مى شود.


نقش خانواده در آگاه سازى جوانان و نوجوانان

براى پیشگیرى از عادات و رفتارهاى منفى و غیرسالم جوانان و نوجوانان، هیچ گاه نباید صبر كرد تا آنان با چنین مشكلاتى درگیر شوند و آن گاه درصدد یافتن راه حل و شیوه مقابله با آن برآیند. از طرف دیگر، با نادیده گرفتن و یا انكار واقعیات موجود، نه تنها نمى توان مشكلى را حل كرد، بلكه فرصت یافتن راه حل هم از دست مى رود. بهاى پیشگیرى مؤثر از اعتیاد جوانان، همانا هوشیارى همیشگى والدین و اعضاى مؤثر خانواده است.

جوانى نمایانگر رشد، بلوغ و تشكیل عادات پایدار فردى است. جوانى دوره اى است كه با گذر از انواع هیجان ها، آشوب  ها و آشفتگى هاى روحى- روانى گوناگون به سوى رشد اجتماعى سالم در حال تحول است. نتایج تحقیقات بى شمارى نشان مى دهند، نوجوانان و جوانانى كه ارتباط صمیمانه و نزدیكى با اعضاى خانواده شان دارند و از بودن در جمع آنها احساس رضایت و شادى مى كنند، كمتر به دنبال رفتارهاى ناسالم مى روند.

از جمله راهكارهاى م ؤثرى كه والدین مى توانند به منظور پیشگیرى از اعتیاد جوانان و نوجوانان به مصرف مواد مخدر به كار بندند، عبارت اند از:

1 -  معیارهاى «خوب بودن» و «بد بودن» را به فرزندان شان یاد بدهند.

ارزش هاى پسندیده اخلاقى، رفتارهاى مناسب اجتماعى، انتظارات جامعه از یك نوجوان مسئول، اهمیت رشد و بالندگى نوجوان براى پیشرفت اجتماعى كه در آن زندگى مى كند و... را به آنها بیاموزند.


2 – به نوجوانان بیاموزیددر برابر اجراى مقررات و قوانین حاكم بر خانه، مدرسه و اجتماع،  جدى، مسئول و هوشیار باشند.

رعایت آئین نامه  هاى انضباطى و ضوابط و قوانین مدونى كه در مدارس اجرا مى شوند، مى تواند مانعى بر بسیارى از كجروى هاى اجتماعى شوند. اهمیت به نظم و انضباط، داشتن رفتارهاى موجه، شیوه تفكر سالم و... از نكات ارزشمندى است كه مى توان به نوجوانان و جوانان یاد داد. آنها باید بدانند كه هرگونه دسترسى به مواد مخدر چه جرایمى به دنبال دارد و چه مجازات هایى را باید متحمل شوند.


3 -سعى كنید الگوى رفتارى خوبى براى فرزندان نوجوان خود باشید.

او همواره نظاره گر اعمال و رفتارهاى شماست. والدینى كه خود، سیگار مى كشند  یا در مصرف داروهاى مسكن و خواب آور افراط مى كنند  یا نگرش و دیدگاه شفاف و مشخصى در برابر مصرف مواد مخدر به فرزندان شان ارائه نمى كنند، راه را براى انحراف و تصمیم گیرى هاى نامناسب جوانان هموار مى سازند. به اختلاف بین حرف و عمل خود آگاه باشید. نوجوانان به این تناقضات بسیار حساس هستند و به راحتى ارزش ها و عقایدشان را زیر پا خواهند گذاشت.


4 -عزت نفس، خویشتن دارى و اعتماد به نفس فرزندتان را تقویت كنید.

فرصت ها و موقعیت هایى براى فرزند نوجوانتان پیش آورید تا او بتواند پیروزمندانه به اهدافش برسد. او را به دلیل توانایى ها و استعدادهایش تشویق و حمایت كنید. این كار به او كمك مى كند تا احساس خوبى نسبت به خودش پیدا كند. برداشت هاى جوان نسبت به توانایى ها و استعدادهایش مهمترین تأثیر را بر عزت نفس او مى گذارند. هنگامى كه والدین درمى یابند تجربه هاى دشوار زندگى، اعتماد به نفس و خویشتن دارى نوجوان شان را تحت تأثیر قرار داده است، باید به او كمك كنند تا با انتخاب راه و مسیر درست زندگى، خود را از انحطاط، تسلیم و بى ارزشى نجات دهد.


5 -  ارتباط مؤثر و صمیمانه اى با نوجوان (یا جوان) برقرار كنید.

گوش دادن به صحبت هاى او، حمایت از رفتارهاى مثبت، پسندیده و سالم، توجه كردن به احساسات و عواطف او و پذیرش بى قید و شرط جوانان و نوجوانان به آنها كمك مى كند تا با ایجاد رابطه اى نزدیك و صمیمانه با والدین خود درصدد مقابله با بحران هاى زندگى برآیند. دیدگاه ها و اعتقادتان را با صبورى و انعطاف پذیرى به جوانان بیاموزید. اجازه دهید تا با بحث و گفت وگو احساس مسئولیت، ارزشمندى و خودكارآمدى در آنها رشد یابد. در دوران نوجوانى، فرزندان ما دست به شناخت، ماجراجویى، كنجكاوى و خطر كردن مى زنند، در این جا وظیفه والدین و مربیان است كه سعى كنند با گزینش روش هاى معقول و سنجیده راه رسیدن به استقلال فردى و رشد اجتماعى را براى آنها روشن سازند.


6 -  فرصت هایى براى او ایجاد كنید تا مسئولانه درباره كارهاى روزانه خودش تصمیم گیرى كند.

به او یاد بدهید كه چگونه با افراد دیگر اجتماع ارتباط برقرار كند.مثلاً زمانى كه تنها در جمعى حضور دارد، چه باید بگوید، چه كار باید بكند و... در نظر داشته باشید اگر او فرد شلخته و بى بندوبارى نباشد، در مقابل تعارف دوستانش براى سیگار كشیدن و... مطیع نخواهد شد. هر اندازه كه تأثیر دوستان و همسالان جوان بر او زیاد شود، نقش والدین و راهنمایانش براى هدایت او كم رنگ تر خواهد شد. هر اندازه والدین، جوان را به حال خود واگذارند، او را در برابر محیط و اجتماع آسیب پذیرتر ساخته اند و بعدها براى این تسلیم باید بهاى سنگین ترى بپردازند. والدین باید با درك تأثیر همسالان بر فرزندشان آنان را براى مقابله با فشارها و تحریكات موجود آماده كنند. توان «نه گفتن» و داشتن رفتارى مستقلانه و صحیح را در آنان باید تشویق و تمجید كرد. باید به جوان یاد داد كه «نه گفتن» او دلیل بر احترام او به خودش است. از آنها بخواهید كه به هنگام احساس خطر، قدرت ترك محل را داشته باشند.


7 -  نسبت به احساس افسردگى، بى حوصلگى و انزواطلبى فرزند نوجوان تان حساس و هوشیار باشید.

نوجوانى كه دچار افكار پریشان و مأیوس كننده مى شود، قابل تأمل و بررسى است، زیرا او اساساً پیامدهاى رفتارى خودش را نمى داند. افسردگى براى این گروه از نوجوانان ممكن است زمینه ساز بسیارى از آسیب هاى اجتماعى مثل روى آوردن به سیگار، مواد مخدر، اعتیاد، فحشاء، بزهكارى و... شود. والدین باید رفتارها و عادات فرزندان نوجوان شان را كه احتمال مى دهند به دلایلى منجر به افسردگى در آنان شود، مد نظر داشته باشند.


8 -  واقعیت هاى اجتماع را به فرزند نوجوان (یا جوان)تان گوشزد كنید.

گروهى از والدین تصور مى كنند با مطرح نكردن مشكلات گوناگون جامعه و سرپوش گذاشتن بر حقایق تلخ زندگى، روش مناسبى براى حمایت از فرزندشان انتخاب مى كنند. در حالى كه آنان نیاز دارند تا اطلاعات صحیحى در باره مسائل جامعه اى كه در آن زندگى مى كنند، داشته باشند و در این زمینه بهترین راهكار آن است كه پدر و مادر سعى كنند با یافتن منابع و مدارك علمى و موثق، اطلاعات و دانسته  هاى خانواده شان را ارتقا دهند و راهنماى معتمدى براى فرزندان شان باشند. هدایت سالم والدین و مربیان دلسوز، بسیار ارزشمندتر از دوستى  هاى بحران زا و دشوار است.

به طور خلاصه آن چه والدین مى توانند درباره مواد مخدر به نوجوان شان بیاموزند، مى تواند در زمینه پزشكى (آسیب  هاى بدنى ناشى از مصرف مواد مثل ابتلا به ایدز ، هپاتیت  و انواع بیمارهاى قابل انتقال از طریق تزریق) یا روان شناختى (آسیب هاى رفتارى ناشى از مصرف مواد مثل بزهكارى، فحشاء، جنایت و...) و یا حتى عواقب قانونى دستگیر شدن همراه با مواد مخدر و مسائل قضایى متعاقب آن باشد. آنها باید از همان ابتدا «مواد» را نپذیرند؛ آنها باید چنان تعلیم ببینند كه اساساً هیچ گرایشى به مواد مخدر پیدا نكنند و با قاطعیت تمام، دست رد به سینه دوستان و افراد ناباب جامعه بزنند. جوانان و نوجوانان مى توانند با استفاده از یادگیرى مهارت هاى زندگى و شیوه هاى حل مشكلات، راه هاى مقاومت و استقامت در برابر مصرف مواد را بیاموزند. منظور از مهارت هاى زندگى، مهارت هایى است كه :

-نوجوان را براى ورود به اجتماع و زندگى جمعى آماده مى سازند.

- كودك و نوجوان در كنار آموزش علوم و فنون مختلف مى آموزد تا بتواند شناخت درستى نسبت به خود، سایر افراد و محیط برقرار سازد و به حل مشكلات خود و اجتماعش كمك كند.

-موجب پرورش استعدادها و توانایى هاى نوجوان مى شوند تا او بتواند با چالش ها و مشكلات زندگى روزمره مقابله كند.

بالاخره آن كه مهارت هاى زندگى عبارت اند از مهارت حل مسئله، مهارت تصمیم گیرى مناسب، مهارت برقرارى روابط اجتماعى با دیگران، اعتماد به نفس براى ورود به اجتماع، شناخت خطرات گوناگون، مهارت تفكر انتقادى، نوعدوستى و همدلى، شناخت هویت ملى خود، احترام به حقوق افراد، توانایى «نه» گفتن به خواسته هاى غلط دیگران، شناخت خود و استعدادهاى خود، انتخاب هدف هاى واقع بینانه براى زندگى، داشتن تفكر خلاق، روحیه استقلال طلبى و مسئولیت پذیرى، روش حل اختلاف، داشتن نگرشى مثبت به زندگى و....

نگرش ها و عاداتى كه بچه ها در دوران كودكى از پدر و مادر خود مى آموزند، پایه و بنیانى براى بسیارى از تصمیم گیرى هاى آینده آنان خواهد بود. اغلب نوجوانان ۱۳- ۱۲ ساله شاید هنوز آمادگى پذیرش خطرات و مضرات ناشى از اعتیاد  را نداشته باشند، اما به راحتى مى توانند درس هاى ساده اى درباره نحوه تصمیم گیرى صحیح، اطاعت از قوانین و مقررات خانه و مدرسه (اجتماع)، نحوه حل مسائل و مشكلات روزانه، مسئولیت پذیرى و تقویت خودپنداره شان یاد بگیرند. به عنوان پدر و مادرى آگاه به مسائل و مشكلات نوجوانان، همواره محبت كردن به آنان را باید به خاطر داشت، آنها باید دریابند كه مى توانند به پدر و مادر خود اعتماد كنند و نگرانى ها و تشویش هاى شان را در زندگى- هر چه كه باشد- با آنها در میان گذارند. نتایجى كه طى پژوهش هاى گوناگونى به دست آمده است نشان مى دهد، نوجوانانى كه از بودن در خانواده شان احساس رضایت و خشنودى داشته اند و روابط صمیمى و گرمى بین اعضاى خانواده وجود داشته است، كمتر به دنبال سیگار ، الكل و انواع مخدرها بوده اند. این یافته ها نشان مى دهند كه قشر وسیعى از خانواده ها مى توانند با برقرارى روابط سالم بین اعضاى خود و آموزش هاى صحیح و زودهنگام فرزندان خود، آنان را از ابتلا به بسیارى از معضلات و گرفتارى هاى گوناگون اجتماعى نجات دهند. هیچ گاه نقش خودتان را بر افكار، اندیشه ها و آینده قشر جوان جامعه دست كم نگیرید.

مشكلات نوجوانى و جوانى، تألیف ابوالقاسم اكبرىآسیب شناسى كجروى هاى اجتماعى، تألیف دكتر محمد حسین فرجاد



:: مرتبط با: حضرت علی اکبر علیه السلام ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1387/05/23
زمان : 09:08 ق.ظ
۹۱۴۶بحران جوانی
نظرات |

بحران جوانی

دین و بحران هویت جوانان (2)



انواع هویت

هویت از آن نظر كه ساخته و پرداخته عوامل گوناگون است داراى تقسیم‏هاى متعددى است . در این جا به برخى از آن‏ها اشاره مى‏كنیم :

از یك نگاه، هویت‏به فردى و اجتماعى تقسیم مى‏شود و هویت اجتماعى به صنفى، گروهى، قومى، ملى، منطقه‏اى و جهانى تقسیم مى‏شود . با نگاهى دیگر هویت‏با محوریت مراحل رشد داراى انواعى از این گونه است: كودكى، نوجوانى، جوانى، میان سالى و كهن سالى .

از جهت دیگر، لایه‏هاى هویت را در ابعاد و ساحت‏هاى وجود آدمى باید جست و جو كرد، مانند هویت اعتقادى، اخلاقى، عاطفى، رفتارى و مانند آن.

البته هویت كلى و مطلق برآیند و محصول تعامل مجموعه این ابعاد، لایه‏ها، دایره‏ها و اقسام است .


انواع بحران‏ها و بحران جوانى

در آغاز مناسب است‏بر این نكته تاكید كنیم كه بحران‏ها از لحاظ سنى به دو دسته تقسیم مى‏شود:

الف: بحران‏هاى عمومى كه به سن و مرحله خاصى از رشد فرد ارتباط ندارد و ممكن است در هر مرحله‏اى - در سطح فردى یا در مقیاس اجتماعى - اتفاق افتد

ب: بحران‏هایى كه به مقاطع و دوره‏هاى خاصى از مراحل رشد آدمى اختصاص دارد، در این میان بحران‏هاى دوره جوانى از اهمیت‏بالاترى برخوردار است و در كتاب‏ها و پژوهش‏هاى روان‏شناسى محور بررسى‏هاى دامنه‏دار قرار گرفته است

نكته‏اى كه شایسته دقت است آن كه بحران‏هاى نوع اول بروز غالب و حساس آن در دوره جوانى است . اصولا به دلیل اهمیت مرحله جوانى و نقش مؤثر و آشكار جوانان و آگاهى و انرژى آنان بحران‏هاى فكرى و ذهنى آنان به كل جامعه سرایت مى‏كند و هم بحران‏هاى عمومى با شتاب زیاد در میان جوانان نمایان مى‏شود . از این رو نسل جوان را در این زمینه باید مركز توجه و عنایت قرار داد و نگاه‏ها را بدان معطوف كرد

اینك به انواع گوناگون بحران‏ها مى‏پردازیم . از نگاه كلان مى‏توان بحران‏ها را به سه نوع عمده تقسیم كرد :

الف: بحران‏هاى انسانى

ب: بحران‏هاى انسان معاصر

ج: بحران‏هاى منطقه‏اى

قسم اول بحران‏هاى انسان از آن جهت كه انسان است‏با قطع نظر از زمان و مكان ممكن است‏با آن مواجه شود و همواره گریبان‏گیر آدمیان بوده است . نوع دوم بحران‏ها و چالش‏هایى كه تمدن معاصر با آن روبه‏رو شده، به طور برجسته‏ترى از اعصار كهن رخ نموده است . نوع سوم بحران‏هایى است كه در مناطق گوناگون دنیا در چهره‏هاى متفاوت پدید مى‏آید

در این جا به ریشه‏اى‏ترین چالش‏ها، نگرانى‏ها و بحران‏هاى هویت از گونه نخست اشاره مى‏كنیم



:: مرتبط با: حضرت علی اکبر علیه السلام ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1387/05/23
زمان : 09:08 ق.ظ
۹۱۴۵جوانان و بحران هویت
نظرات |

جوانان و بحران هویت

دین و بحران هویت جوانان (1)


چالش بحران هویت هم بعد روان شناختى و فردى دارد و هم بعد اجتماعى و سیاسى . طبیعتا همه فرهنگ‏هایى كه با این چالش بزرگ دست‏بگریبانند، باید در صدد شناخت آن به صورت همه جانبه برآیند و در جامعه‏هاى دین‏دار علاوه بر آن پرسش از موضع دین در برابر این معضل روانى و اجتماعى نیز رخ مى‏نماید

موضوع سخن دین و بحران هویت جوانان است . بحران هویت از مقولات مهم در عصر جدید و مورد تاكید در دهه‏هاى اخیر در سراسر جهان است و در سطح جهان و كشورهاى گوناگون با رویكردهاى متفاوت مورد بحث و كاوش‏هاى فراوان قرار گرفته و مقالات متعددى در این باره به نگارش در آمده است . چالش بحران هویت هم بعد روان شناختى و فردى دارد و هم بعد اجتماعى و سیاسى . طبیعتا همه فرهنگ‏هایى كه با این چالش بزرگ دست‏بگریبانند، باید در صدد شناخت آن به صورت همه جانبه برآیند و در جامعه‏هاى دین‏دار علاوه بر آن پرسش از موضع دین در برابر این معضل روانى و اجتماعى نیز رخ مى‏نماید

این گفتار مى‏كوشد به اجمال و از منظرى كلان به شناسایى و تلزیع آن و تبیین موقف دین در برابر آن بپردازد


تعاریف :

1- هویت

2- بازشناسى مفهوم هویت نیازمند عطف توجه به «شخصیت‏» است، شخصیت عبارت است از :

مجموعه‏اى از خصوصیات مختلف فرد مانند ساختمان بدنى، خلق، رفتار، علایق، گرایش‏ها، توانایى‏ها و استعدادهاى وى، و برآیند این مجموعه از ویژگى‏هاى آدمى . هویت در واقع، همان شخصیت است كه مورد آگاهى درونى قرار گرفته است . احساس شخصیت را مى‏توان هویت نامید . این نكته را باید مورد دقت قرار داد كه شخصیت و هویت آدمى امرى فراتر از شخصیت و هویت مكانیكى است، هویت آدمى وابسته به عناصر بى‏شمارى است اما همه آن‏ها در پرتو نگاه و نگرش وى به خویشتن و جهان شكل مى‏گیرد، تفسیرى كه فرد از خود و هستى تولید مى‏كند سازنده هویت او خواهد بود

از سوى دیگر، قوام هستى و شخصیت‏به معنى دارى زندگى است، و معنى دارى حیات و چگونگى آن در سایه نگاه، نگرش و تفسیر فرد از خود و هستى و اولویت گذارى‏هاى ارزشى شكل مى‏یابد

با توجه به این تعریف، باید بر دو نكته تاكید كرد

: هویت امرى عقلانى و عاطفى است و تفسیرى است‏سنجیده و قانع كننده از شخصیت و ابعاد آن و هستى و معناى زندگى . هویت از یكسو امرى درونى است و از سوى دیگر وابسته عوامل فراوان بیرونى است كه بر نگرش و تفسیر آدمى اثر مى‏گذارد .


3) هویت و بحران هویت

سلامت‏شخصیت در گرو سازگارى آدمى با محیط اجتماعى پیرامون و رعایت نرم‏هاى اجتماعى و نیز تفسیر متوازن و سازگار از خود، جامعه و ارزش‏هاست، هنگامى كه در این فرایند خللى و كاستى و چالشى پدیدار شود، نابه هنجارى و اضطراب روانى نمودار خواهد شد، و آن گاه كه این اختلال مضاعف شود و پیامدهاى ویرانگرى بیافریند، مى‏توان آن را «بحران‏» نامید.

از این رو، هویت‏سالم و آرام در جایى معنى مى‏یابد كه شخص از نگرش یك دست و سنجیده‏اى از خویشتن و جهان بهره‏مند باشد و عناصر سازنده شخصیت وى از تلائم و سازگارى برخوردار باشند و براى خود زندگى معنى دارى ساخته باشد.

در نقطه مقابل، هویت‏بحران‏زده هنگامى مصداق مى‏یابد كه تعارض و چالش جدى در نگرش فرد میان عناصر اثرگذار و سازنده شخصیت وى پدید آمده باشد، و فرد از ارائه تفسیر جامع از آن‏ها و پاسخ قانع كننده به معنى زندگى ناتوان باشد، و نیز آن گاه كه فرد یا جامعه‏اى از تامین نیازهاى ضرورى خود و قدرت بر اشباع یا اقناع خود، عاجز باشد، با شخصیت و هویت‏بحران زده مواجه خواهد شد.

بیشتر بحران درونى و بیرونى در تعامل و تاثیر و تاثر متقابل قرار دارند . بحران‏هاى اقتصادى و اجتماعى مى‏تواند نگرش فرد را از درون آسیب‏پذیر كند و بحران درونى تولید نماید و از سوى دیگر، ناسازگارى‏هاى درونى و بازماندگى عقلانى و عاطفى افراد و گروه‏ها مى‏تواند بحران‏هاى اجتماعى بیافریند

بحران‏هاى مادى و اقتصادى براى ملت‏ها در درجه دوم اهمیت قرار دارد . بحران‏هاى عقلانى، عاطفى و معنوى در عرصه روح آدمى بسیار خانمان سوزتر است . همه بحران‏هاى اجتماعى تا آن جا كه شخصیت جامعه و مشروعیت نهادهاى اجتماعى را آسیب زده و بحران زده نساخته است، چندان مهم نیست

بحران هویت گاهى در حد فردى و شخصى مى‏ماند و گاهى، میان افراد و گروه‏ها شیوع مى‏یابد و به بحرانى عام و اجتماعى تبدیل مى‏شود

بنابراین، بحران هویت در یكى از شرایط و احوال زیر پدید مى‏آید :

الف: آن گاه كه فرد یا جامعه از تامین نیازهاى بنیادى و اصیل خود باز بماند و راهى براى پاسخ‏گویى در نیابد

ب: هنگامى كه میان اجزاء و ابعادى از شخصیت و معیارها تعارض درگیرد و فرد یا جامعه از حل جامع و ایجاد وفاق میان آن‏ها یا ترجیح و اولویت گذارى ناتوان باشد.

ج: در هنگامه تحولات و تغییرات روحى و یا دگرگونى‏هاى اجتماعى انتظار ظهور بحران‏ها مى‏رود، و از آن جا كه در عصر جدید این تحولات در مقیاس وسیعى مى‏افتد بحران‏هاى بیشترى نمایان مى‏شود . همان طور كه در سنین رشد و دوره نوجوانى شرایط بروز بحران‏هاى فكرى و عاطفى فراهم‏تر است، به همین دلیل در جامعه‏هاى در حال گذر این امر به خوبى احساس مى‏شود.

بنابراین، انواع بحران‏ها مى‏تواند به بحران هویت تبدیل شود و این بدترین وضعیتى است كه امكان دارد براى جامعه پدید آید



:: مرتبط با: حضرت علی اکبر علیه السلام ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1387/05/23
زمان : 09:08 ق.ظ
 

 




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات