۹۱۵۴... كه سر مى شكند دیوارش
نظرات |

... كه سر مى شكند دیوارش
نامه اى براى همه ى زمان ها ، برای همه جوان ها (2)

جستجو گری
در مقاله ی قبل به ضرورت مطالعه ی نامه ی پربركت امام علی (ع) به فرزندشان ، اشاره كردیم ؛ و سفارش "جستجوگری در نهاد جوانان" را مورد بررسی قرار دادیم . در این مقاله به دو خواسته و سفارش مهم دیگرامام - عمل به واجبات و دورى از محرمات و مرور زندگی گذشتگان - به تمام جوانان اشاره می كنیم :

امام على (ع) دومین خواسته ى مورد علاقه ى خود از جوان و فرزندش را عمل به واجبات و دورى از محرمات عنوان      مى كند. او به جوانان مى گوید كه به بهانه ى جستجوگرى، دست از وظایف آسمانى خویش نكشند و به پدران مى آموزد كه سفارش به انجام واجب و ترك حرام به فرزندان را، سرلوحه ى برنامه هاى خویش قرار دهند. و چنین است كه وقتى از عارفان طریق محبوب و سالكان راه معشوق سئوال مى شود: چگونه مى توان دل را نورانى كرد و زنگارهایش را زدود؟ جواب مى دهند: واجب را عمل كن، حرام را رها كن! در كتاب هاى اهل معرفت و سلوك نیز باز، اول قدم، همین دو نكته است: عمل به واجب، دورى از حرام. و على (ع) كه خود مراد و راهبر همه ى عاشقان و شیفتگان معشوق حقیقى و محبوب جاودانى است، پیش از همه بر این مهم تأكید و سفارش مى كند.

اگر نفس تو از پذیرش روش گذشتگان موفق خود، سرباز مى زند و آنچه آنان    یافته اند، نمى پسندد، پس جستجوى خویش را براى فهم و علم قرار بده، نه براى غرق شدن در شبهات و چنگ زدن به دشمنى ها.

سومین سفارش دوست داشتنى على (ع) این است كه فرزندان، گذشتگان شان را مرور كنند و مسیر صالحان و آنان را كه به اوج انسانى خویش دست یافته اند، برگزینند. آنها همان گونه كه تو مى اندیشى، اندیشیده اند و نهایت این اندیشه و این فكرها به آنجا رسیده كه فهمیدند آنچه را شناخت پیدا كردند، بگیرند و آنچه را به آن مكلف نشدند، رها كنند(1) .

گذشتگان تو، اندیشیده اند، فكر كرده اند، جستجو نموده اند تا راهشان را یافته اند، زحمتى را كه تو مى خواهى تحمل كنى، آنها تحمل كرده اند تا بهترین را بیابند. پس تو به راه آنان برو و همین مسیر را ادامه بده و سپس ادامه مى دهد:

اگر نفس تو از پذیرش روش گذشتگان موفق خود، سرباز مى زند و آنچه را آنان یافته اند، نمى پسندد، پس جستجوى خویش را براى فهم و علم قرار بده، نه براى غرق شدن در شبهات و چنگ زدن به دشمنى ها(2) . اگر مسیر گذشتگان و زحماتى كه آنان متحمل شده اند، برایت ناكافى است و تو را بى نیاز نمى نماید، چه عیبى دارد؟ حركت كن، جستجوكن، جستجوگر باش. على (ع)، خوب روحیه ى جوان را دریافته است و از این رو هرگز نمى گوید: این كار غلط است و فقط آنچه را آنان گفته اند و كرده اند، باید عمل كنى، هرگز. امام (ع) مى فرماید، اگر مى خواهى خودت تجربه كنى بپاخیز و كمر همت ببند و پاى در راه گذار، اما... با دو شرط :

1- در جستجو، فهمیدن را اصل قرار بده.


2- دست نیازمندت را به سوى خداى بى نیازت برافراز.
شرط اول این است كه تلاش و جستجوى تو در مسیر فهمیدن و فرا گرفتن باشد.


یعنی از عمق جان بخواهى كه بفهمى و یاد بگیرى، واقعاً در جستجوى حقیقت و حق باشى، نه اینكه در شبهه فرو روى و به دشمنى چنگ زنى....

گویا على (ع) این جملات را ویژه ى جوانان امروز فرموده باشد . امروز همه مى گویند: جوان، جستجوگر است. همه تأكید مى كنند: جوان، خود باید بیاندیشد، خود باید بیابد، خود باید باور داشته باشد و... اما آنچه به نام جستجوگرى و جویایى حقیقت عرضه مى شود، بیش از آنكه در مسیر فهمیدن و دانستن باشد، چسبیدن به دشمنى ها و فرورفتن در شبهه هاست.

پرسش براى پرسش، جستجو براى جستجو، و نه پرسش براى پاسخ و جستجو براى یافتن و فهمیدن! اگر جوان شك كند، بسیار خوب است اما شكى كه    مقدمه ى یقین باشد. اگر شك كرد و در شك خود باقى ماند و در آن گرفتار شد، آیا باز هم خوب است یا این شك، جهالت است و ضلالت؟!

 باید ببینیم كه سئوال و پرسشى را كه مطرح مى كنیم در مسیر فهمیدن و دانستن است، جستجویى كه مى كنیم در مقام حق جویى و دستیابى به حقیقت است ، یا صرفاً سئوال مى كنیم تا شبهه اى را بگسترانیم، خود سئوال را در   ذهن ها راسخ نماییم و دشمنى ها را افزایش دهیم؟!

در ذهن جوان ما چنین نشسته است كه ذات پرسشگرى ارزش است، ذات سئوال كردن لازم است و ذات نپذیرفتن، قابل ستایش... هر چند هدف از این سئوال، فهمیدن و هدف پرسشگر، رسیدن به حق نباشد. به همین دلیل است كه ما امروز با گسترش شبهات مواجهیم. بسیارى از كسانى كه مى پرسند نمى خواهند بدانند. مى پرسند تا شبهه ى خود را گسترده تر كنند. سئوال مى كنند تا سئوال را در ذهن جامعه بنشانند. از این روى اگر در مسیر جواب قرار بگیرند، به آن گوش نمى دهند و به تكرار سئوالشان مى پردازند. و به تعبیر قرآن گویا درگوششان پرده اى است یا انگشت در گوششان فرو برده اند...

امام (ع) شرط دوم را چنین بیان مى كند: قبل از اینكه جستجو را آغاز كنى از خداوند طلب یارى كن(3) .

مسیر، مسیر خطرناكى است، جستجوگرى و خطر در هم پیچیده اند و چنین نیست كه هر كس پاى در این مسیر گذارد، به راحتى آن را طى كرده و پیروز از آن سوى خارج شود.

       اى كه از كوچه ى معشوقه ى ما مى گذرى                              برحذر باش كه سر مى شكند دیوارش 

هر كس مى خواهد وارد شود، باید با خطر آشنا باشد و مهیاى درگیرى. قبل از حركت در این مسیر از خدایت یارى بجوى و براى موفقیت به او میل پیدا كن و براى ترك آلودگى هایى كه تو را در شبهه فرو برد و یا تسلیم گمراهى نماید، روبه سوى او آور (4). اگر یقین كردى كه روى آوردن به خدا دلت را صفا داده و در مقابل حق خاشع شده است، اگر صفاى باطن پیدا كرده اى و خشوع در خویش یافته اى، اگر اندیشه و بینشت به كمال رسیده و قدرت تصمیم گیرى پیدا كرده اى و اگر تمام عزم خودت را براى رسیدن به حقیقت جزم كرده اى، در این لحظه به آنچه برایت گفتم و تفسیر كردم بیاندیش و اكنون خود به میدان تجربه بیا و صحنه ى آزمون را بیازما (5). اما اگر این ها همه ، براى تو حاصل نشد و آمادگى روحى و فكرى و     اراده ى رسیدن به حقیقت و توانایى دستیابى به آن را نیافتى، بدان تو مثل كسى هستى كه چشم بسته در تاریكى قدم مى گذارد و در ظلمت ضلالت و گمراهى فرو مى رود.

حقیقت جویى و دین خواهى از مسیر سرگردانى و اشتباه ممكن نیست و در چنین حالى اجتناب و بازگشت از این مسیر شایسته تر است. (6)

جستجوگرى، خطرناك است، جستجوگرى، مرد میدان مى طلبد. جستجوگرى، نداى هل من مبارز سرمى دهد. كسى كه قدرت تشخیص ندارد و حق و باطل را در هم مى آمیزد، هر سخنى را مى پذیرد و یاراى كشف حقیقت در او نیست، در انتخاب سرگردان و در گزینش مسیر حق، وامى ماند، چنین كسى نمى تواند دین را بیابد و ناخواسته در مسیر بى دینى و خلاف حقیقت، حركت مى كند.این فرد بهتر است دست از جستجوى عبث و بى ثمر خود بكشد و به آزموده هاى صحیح گذشتگان موفق خویش بسنده كند.

 

امام (ع) دو شرط حیاتى را براى جستجو عنوان مى نماید تا همه گمان نكنند توانایى گام نهادن در این مسیر را دارند. اگر این دو شرط حاصل شد و قلب و فكر و عزم آماده گشت و خدا راهنمایى ما را پذیرفت، جستجو را با همه ى خطراتش آغاز مى كنیم و گرنه خوددارى از این حركت و قناعت به یافته هاى گذشتگان صالح مناسب تر است.

اگر خود نمى توانیم آغازگر جستجو باشیم، به جستجوى دیگرانى كه این توانایى را داشته اند و راه را درست یافته اند، اكتفا نماییم و در زندگى خویش از آنان الگو بگیریم.

در مقاله ی بعد به دیگر سفارشات گهربار امام علی (ع) به جوان و فرزندشان ، خواهیم پرداخت . سفارشاتی چون :         " چنگ زدن به ریسمان الهى  " ، "اهمیت پند و موعظه" ، " سفارش به زهد " ، " یقین قلبی " و " یاد مرگ " .

پی نوشت ها :

1- فانهم لم یدعوا ان نظروا لانفسهم كما انت ناظر، و فكروا كما انت مفكر، ثم ردهم آخر ذلك الى الاخذ بما عرفوا، و الامساك عما لم یكلفوا.

2- فان ابت نفسك ان تقبل ذلك، دون ان تعلم كما علموا، فلیكن طلبك ذلك بتفهم و تعلم، لا بتورط الشبهات و علق الخصومات.

3- و ابدأ قبل نظرك من ذلك بالاستعانة بالهك.

4- وابدأ قبل نظرك فى ذلك بالاستعانة بالهلك و الرغبة الیه فى توفیقك و ترك كل شائبة اولجتك فى شبهة او اسلمتك الى ضلالة.

5- فان ایقنت ان قد صفا قبلك فخشع، و تم رأیك فاجتمع و كان همك فى ذلك همّاً واحداً فانظر فیما فسرت لك.

6- و ان لم یجتمع لك ما تحب من نفسك و فكرك، فاعلم انك انما تخبط العشواء و تتورط الظلماء و لیس طالب الدین من خبط او خلط والامساك عن ذلك امثل.

 

قسمت اول مقاله نامه اى براى همیشه

 

منبع : كتاب " با جوان تا آسمان "– نویسنده :  آیت الله مهدی هادوی تهرانی، با تلخیص وگزیده گویی



:: مرتبط با: حضرت علی اکبر علیه السلام ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1387/05/23
زمان : 09:08 ق.ظ
۹۱۵۳نامه اى براى همیشه
نظرات |

نامه اى براى همیشه

نامه ای برای همیشه

نامه اى براى همه ى زمان ها ، برای همه جوان ها (1)


قصد داریم در سلسله مقالاتی ، نامه ی پرمایه و سرشار از نكات تربیتی امام علی (ع) به فرزندشان امام حسن (ع) را ، مورد بررسی قرار دهیم . نامه ای كه برای تمام زمان ها و برای تمام جوان ها نوشته شده است . نامه ای كه خواندن و تامل در آن ، نه تنها  بر هر شیعه ی محب اهل بیت ، بلكه بر هر انسان خواهان كمال و رستگاری واجب است . در این مقاله به سفارش ایشان جهت "جستجوگری در نهاد جوانان" می پردازیم و در مقاله ی بعد به دیگر رهنمودهای این امام همام خواهیم پرداخت .

سال هاى آخر عمر على (ع) است، همه ى شیرینى ها و تلخى هاى زندگى را تجربه كرده است، اینك در راه بازگشت از جنگ صفین است و یكى از آخرین و تلخ ترین تجربیاتش را پشت سر گذارده است. در محله اى ، شمشیر را به كنارى گذارده، قلم به دست گرفته و نامه اى را خطاب به فرزندش امام حسن مجتبى (ع) آغاز مى كند.

اولین برداشت این است كه این نامه، نامه اى از امامى براى امامى دیگر است در حالى كه هرگز چنین نیست و به محض شروع جملات على (ع) ، متوجه مى شویم كه این نامه از پدرى است با تجربه اى به طول تاریخ، براى تمامى فرزندانش كه در همه ى تاریخ مى خواهند تجربه را آغاز و مزه مزه كنند. فرزندانى كه چون جوانند، نیاز به راهنما دارند و چون عمرشان به نهایت رسید، باید تجربیاتشان را به نسل پس از خود، انتقال دهند.

این نامه، نامه ى امام على (ع) به امام حسن (ع) نیست، شیوه ى گفتگوى دو نسل است، نسل دیرین و پیشین و نسل نوخاسته و پسین .
این نامه، نامه اى شخصى، از پدرى به پسرش نیست. در طلیعه ى نامه ، امام مى فرماید: از پدرى رفتنى!، پدرى كه عمر را پشت سر نهاده، پدرى كه زمانه او را فرتوت نموده و... به پسرى كه آرزوى داشتنی هایى را دارد كه هنوز به آن دست نیافته، پسرى كه در مسیر نیستى و هلاكت قدم نهاده و...(1)

این نوع تعبیرات و وصف ها هرگز در ساحت امام معصوم راه ندارد. معصوم - طبق باورهاى ما - هرگز به دنبال آرزوهاى دنیایى تمامى ناپذیر نیست، معصوم هرگز مسیر كسانى كه در طریق هلاك مى روند، نمى پوید، معصوم هرگز خود را به زمان نمى سپارد تا او را به هر سو كه مى خواهد، ببرد، معصوم هرگز عمر خود را از دست رفته نمى انگارد و معصوم هرگز.... این واژگان و این توصیفات در قاموس امامت جایى ندارد و امام على (ع) علیه السلام خود بیش از همه از این اسرار آگاه است و چنانچه عمر پرحادثه و پرنشیب و فرازش نشان داده، هرگز اجازه نمى دهد رخنه اى در ارزش والاى امامت ایجاد شود و خدشه اى بر حقیقت همیشگى ولایت وارد آید.

این عبارات وى تأكید مداوم بر این مدعاست كه على (ع) ، بر آن است كه با جوانان همه ى تاریخ به گفتگو بنشیند.


جوانانى كه همچون همه ى فرزندان آدم در اوهام و آرزوهاى دست نیافتنى، عمر خویش را سپرى مى نمایند و مسیر مكررى را كه از ابتداى خلقت آدم تجربه شده، باز هم مى آزمایند و در نهایت، سر در مسیر گذشتگان خویش مى گذارند و زندگى را بر سر آزموده هاى بى نتیجه ى نسل هاى قبل مى بازند؛ خطاب على(ع) با اینان است.

نامه ى على (ع) بیان اختلاف و تفاوت دو نسل كهنسال ، اما پرتجربه و جوان ، اما با نشاط و پرتحرك است.

نامه ى على (ع) تبیین وظیفه ى همه ى پدران در برخورد با فرزندان خویش و وظیفه ى همه ى جوانان در برابر بزرگان خود است.

نامه ى على (ع) به پدران مى آموزد چگونه با فرزندان خود گفتگو كنند، چه روش هایى را به آنان یاد دهند، چه سفارشاتى را همراهشان نمایند و به جوانان مى آموزد كه بهینه ترین مسیر بهره ورى از این تجربیات چیست؟

جوان در زبان على (ع)، منحصر به سن و سال خاص نیست.

جوان در این خطاب، هر فردى است كه به دنبال حقیقت است . جوان ، هر انسان با نشاطى است كه روح جستجوگر دارد، جوان ، هر زن و مرد پویایى است كه مى خواهد در جامعه ى خویش نقشى فعال و زنده ایفا نماید و جوان، هر عاشق سرگشته اى است كه به دنبال معشوق حقیقى اش مى گردد و دل به وصالش در جهان آخرت مشغول نموده است و به امید آرامش در جنب محبوب ، لحظه شمارى مى كند .

در این چند مقاله قصد داریم ، فرازهایى از این نامه را مرور مى كنیم ؛ البته نه به ترتیبى كه در نامه ى امام آمده است، و شروع را از فرازى در میانه ى نامه برمى گزینیم .

یكى از برجسته ترین ویژگى هائی كه به صورتى آشكار در نامه ى امام رخ مى نماید، این است كه امام روح جستجوگر جوان را باور داشته و بر آن مهر تأیید مى زند :

جوان در جستجوست، جستجوى حقیقت، جستجوى خویشتن خویش، جستجوى آینده، جستجوى بایدها و نبایدها جستجوى اینكه خوب چیست و چرا؟ بد چیست و چرا؟ درست كدام است و نادرست كدام؟، چه راهى را باید انتخاب كرد و از چه راهى باید اجتناب نمود.

امام على (ع) همانند برخى از پدران، تجربه ى نسل گذشته را بى نیاز كننده ى نسل جوان از جستجو، نمى بیند و هرگز تلاش جوان براى جستجو را انكار یا با آن مخالفت نمى نماید، اما براى این روح جستجوگر و پرسش خیز، شرایطى مطرح مى كند. شرایطى كه به این ویژگى جوان، هدف، مسیر و ثمر مى بخشند، شرایطى كه اگر جستجو با آنها همراه نشود چیزى جز سردرگمى، یأس و انحراف، فراروى جستجوگر نخواهد بود و تلاش پیگیر سال هاى نشاط و طراوت انسان ، كه مى تواند اوج بلند پیروزى را برایش به ارمغان آورد، هدیه اى جز تنهایى، انزوا و وحشت نخواهد داشت!

پسرك جوانم! بدان آنچه در بین سفارشات خود، بیش از همه به آن علاقه دارم و بر آن تأكید مى كنم، سه چیز است: تقواى الهى، اكتفا بر وظایفى كه خدا برتو واجب كرده است و انتخاب مسیرى كه گذشتگان صالح خانواده ى تو برگزیده اند

(2).

امام على (ع) فرزندش را به سه چیز سفارش مى كند و در ضمن این سه، جستجوگرى جوان را روشن و شرایطش را بیان نموده، در مقاله ی بعد به بررسی دو خواسته ی امام علی (ع) ازجوان و فرزندش ، كه "عمل به واجبات و دورى از محرمات و مرور زندگی گذشتگان " است ، خواهیم پرداخت .

پی نوشت ها :

1- من الوالد الفان، المقر للزمان، المدبر العمر....الى المولود المؤمل مالایدرك، السالك سبیل من قد هلك...

2- واعلم یا بنى انّ احب ما انت آخذ به الىّ من وصیتى: تقوى الله و الاقتصار على ما فرضه الله علیك و الاخذ بما مضى علیه الاولون من آبائك و الصالحون من اهل بیتك.

 

منبع : كتاب " با جوان تا آسمان "– نویسنده :  آیت الله مهدی هادوی تهرانی

با تلخیص وگزیده گویی



:: مرتبط با: حضرت علی اکبر علیه السلام ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1387/05/23
زمان : 09:08 ق.ظ
۹۱۵۲صحیفه صفات الگو
نظرات |

صحیفه صفات الگو

اكبر

علی‏اکبر علیه‌السلام الگوی جوانان
الگوی شایسته
ما جوانان به دنبال الگویی هستیم که نخست هم‏سن و سالمان باشد و همانند ما در توفان جوانی بوده و در نشیب و فراز حوادث حضورداشته باشد. معصوم نباشد، زیرا با ما فرق خواهد کرد و در بحرانهای اجتماعی، سیاسی و حتی اقتصادی درگیر شده باشد تا به‏خوبی او را همانند خود بدانیم و از شیوه زندگانی، روش برخورد او با دیگران، چگونگی سخن گفتن، شهامت، شجاعت، دلیرمردی و بی‏باکی وی برای خود سرمشق بگیریم و او را نمونه‏ای تمام عیار برای‏امروز و فردای زندگی خود بدانیم.

دفتر زندگانی چنین الگویی را که برخی هجده ساله و پاره‏ای‏سالهایی بیشتر دانسته‏اند، می‏گشاییم و با یکدیگر به صحیفه صفات‏و ارزشهای چشمگیر او می‏نگریم.

او یازدهم شعبان سال سی و سوم هجری به دنیای پر غوغای حیات‏پاگذاشت. پدر در گوش راست او اذان گفت و دیگر گوش وی را با ترنم اقامه آشنا ساخت تا از آغاز با نغمه توحید، نبوت، امامت و ولایت آشنا شود و با چنین سرودهایی راه روشن رستگاری را از عمق‏ جان بیابد. آشفتگی اوضاع سیاسی آن عصر بدان‏ حد بود که نام «علی‏» جرمی نابخشودنی حساب می‏شد و بر زبان‏ راندن این واژه مقدس ممنوع  بود. پدر وی، که به خوبی می‏دانست‏ نام دیباچه شخصیت و نشان دهنده شرافت، ادب و عظمت انسان است، نام کودک را «علی‏» نهاد تا بهترین برکات و زیباترین صفات ‏بر دریای وجود فرزندش ریزان شود. درپی آن، لقب «اکبر» نیز برای او انتخاب کرد تا «علی اکبر» که به عنوان پسر نخست‏خانواده است ‏با دیگر فرزندان، که نام‏آنان نیز علی خواهد بود، تفاوت یابد.

پدر علی که همانند پدرانش از تمامی اصول اساسی و شیوه‏های‏شیرین تربیتی آگاهی داشت، خود را با دنیای کودکی هماهنگ می‏کرد و رفتاری که شایسته کودکی فرزند بود، انجام می‏داد تا همانند جد عزیز خود عمل کرده، لحظه‏ای از شرایط روحی روانی کودک‏ دلبند خویش دور نماند.

همراه با بزرگ شدن علی، پدر سخنان برتر، آداب والاتر وشیوه‏های زندگی و احترام بیشتر به او می‏آموخت تا شخصیت خود را باز یابد و از ارزش وجود خود بیشتر آگاه شود.

بدین خاطر هنگام نام بردن از او، الفاظی همراه با احترام به ‏کار می‏برد تا از آغاز زندگی، احساس سرافرازی و شخصیت کند.

به سوی مدرسه
علی که هفت‏ساله شد، به تمرینهای فکری و آموزش‏های دینی‏ پرداخت و با مراقبت‏های صحیح سنجیده پدر، بنیان‏های اعتقادی در روان او و شیوه‏های رفتاری در اعمال او رشدی بیشتر یافت.

روزی پدر، عبدالرحمان را به آموختن سوره حمد به فرزندش‏گمارد. وقتی آموزش تمام شد و علی در حضور پدر سوره حمد راقرائت کرد، پدر، هدایای فراوان به عبدالرحمان بخشید. آنگاه به اطرافیان که از این همه ‏بذل و بخشش تعجب کرده بودند، فرمود:

«این هدایا توان برابری عطای معلم علی را ندارد که در برابر تعلیم قرآن، همه هدایا ناچیز است»

علی در جوانی با ویژگیهای اخلاقی و رفتاری خود نگاه انبوه‏ جوانان را به سوی خود جلب می‏کرد. آنچه در این فراز از داستان‏او گفته می‏شود، نکته‏هایی است که بی‌تردید با مطالعه و رد شدن‏ تاثیری بسزا نخواهد داشت، از این رو، باید از سرصبر و تامل ‏بیشتر مطالعه و مرور کنیم و به خاطر بسپاریم.

علی صفات جدّ خود را می‏دانست، از این‏رو، هماره در آینه اخلاق و رفتار او نظر می‏کرد و خود را بدان صفات می‏آراست. به هنگام‏ جوانی در میان جمع و با دوستان خود، گشاده رو و شادمان بود؛ ولی در تنهایی اهل تفکر و همراه با حزن بود. علاقه فراوانی به‏خلوت با خدای خود و پرداختن به راز و نیاز و گفتگو باخالق هستی‏ داشت. در زندگی آسان‏گیر، ملایم و خوش‏خو بود، به روی کسی خیره نمی‏شد. بیشتر اوقات بر زمین چشم می‏دوخت و با بینوایان و فقرا که از نظر ظاهری در جامعه و نگاه دنیاطلبان ‏احترام چشمگیری نداشتند. نشست و برخاست می‏کرد، با آنان همسفره‏می‏شد.

هرگز عیب‏جویی نمی‏کرد و از مداحی نابجا و شنیدن چاپلوسی افراد دوری می‏کرد. تمامی انسانها را بندگان خدا می‏دانست و از تحقیر آنان خودداری می‏ورزید. در طول عمر خویش به کسی دشنام نداد و ناسزا نگفت. از دروغ  تنفر داشت و صداقت و راستگویی شیوه همیشه ‏او بود. بخشنده بود و آنچه به دست می‏آورد، به دیگران بویژه ‏نیازمندان انفاق می‏کرد. به عیادت بیماران می‏رفت.

برای همسالان برادری مهربان و برای کودکان پدری پرمحبت ‏بود و مسلمانان را مورد لطف و عطوفت‏خویش قرار می‏داد. امور دنیوی و اضطراب‏های مادی او را متزلزل نمی‏ساخت.

زندگی علی ساده بود و در آن از تجمل و اسراف اثری دیده نمی‏شد. آنان که اخلاقی نیکو و فضایلی شایسته‏ داشتند، همیشه مورد تکریم و احترام وی بودند و خویشاوندان از صله او بهره‏مند می‏شدند. از صبری عظیم برخوردار بود و از هیچ کس ‏توقع و انتظاری نداشت.

در میدان رزم سلحشوری شجاع، نیرومند و پرتوان بود و انبوه‏ دشمن هرگز او را بیمناک نمی‏ساخت. در اجرای عدالت و دفاع از حق، قاطع و استوار بود. به یاری محرومان و مظلومان می‏شتافت و در برابر ظالمان می‏ایستاد. تا حق را به صاحبش برنمی‏گردانید، آرام ‏نمی‏گرفت. به دانش اندوزی و فراگیری معارف اهمیت زیادی می‏داد و همواره پیروان خود را از جهالت و بی‏خبری باز می‏داشت.

به پاکیزگی و آراستگی علاقه‏ای وافر داشت و این صفت از دوران‏ کودکی در او دیده می‏شد. از این رو هماره بر تمیزی لباس و بدن ‏اهتمام می‏ورزید.

بسیار فروتن بود و از تکبر نفرت داشت. نه تنها برانسانها بلکه باحیوانات نیز محبت داشت و با مهربانی و انصاف با آنان‏رفتار می‏کرد. آنان که قیافه ظاهری و سیمای به نور نشسته علی را دیده‏اند،چهره وی را این گونه ترسیم کرده‏اند:

قیافه‏اش بسیار با ابهت‏بود و چون ماه تابان می‌درخشید. به‏ زیبایی و پاکیزگی آراسته بود. چون به طرف کسی بر می‏گشت ‏با تمام ‏بدن بر می‏گشت. نگاهش به زمین بود تا به‏آسمان. (تاریخ یعقوبی، ج 1، ص 513)

... با این ویژگیهای روشنی آفرین به خوبی می‏توان او را شناخت، وی علی اکبر پور والای امام حسین علیه‌السلام است. جوانی زیبا که همانند جد خود رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله در سیرت، سپید و در صورت، آسمانی می‏نمود و هماره یاد و نام پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله از چگونگی سخن گفتن و یا راه رفتن و دیگر برخوردهای اجتماعی و اخلاقی او می‏تراوید. از این رو، امام‏حسین علیه‌السلام او را شبیه‏ترین در خلقت و آفرینش، اخلاق و صفات روحی، گفتار و آداب اجتماعی به رسول‏خداصلی‌الله‌علیه‌و‌آله) معرفی می‏کرد.

کلام شیرین، بیان روان، ادب بسیار در برابر پدر و مادر، اطاعت‏بی‌چون و چرا از مقام ولایت و دلدادگی به حقیقت، برگی دیگر اززندگانی زرین علی اکبر بود. این ویژگیها چون با فروتنی او همراه می‏شد، نگاه تحسین‏آمیز همگان را به دنبال داشت.

در ساحل فرات
علی در حماسه کربلا، درخششی چشمگیر داشت و با هر بار حمله خود، دهها نفر را به خاک هلاکت می‏انداخت. قهرمانان عرصه‏های نبرد، کمتر از دانش و بینش بهره دارند؛ زیرا در مسیر رزم و جنگ قرار داشته و فرصت‏نداشته و یا علاقه کمتری به درس آموزی و دانش آفرینی از خود نشان می‏دهند؛ اما علی اکبر، جوانی چند بعدی بود و سطرهای کتاب‏وجودش با حکمت نگاشته شده بود. چشمه‏های دانش و دانایی از اعماق‏وجودش می‏جوشید. در مجالس گوناگون عالمانه و اندیشمندانه لب به‏سخن می‏گشود و به دور از غرور و تکبر مردانه سخن می‏گفت.

ماجوانان هرچند از صفات خوبی بهره‏مند باشیم، گاه توان تحمل‏سختی‏ها و ظرفیت رویارویی با مصایب را از دست می‏دهیم و سنگینی ‏ناملایمات زندگی، تعادل رفتار و گفتارمان را می‏رباید.

علی اکبر در چنین صحنه‏های سخت و طاقت‏سوز، تنها به رضا و تسلیم الهی فکر می‏کرد و چنان در برابر بلاهای الهی آرام و مطمئن‏ بود که گاه حیرت و شگفتی دیگران را برمی‏انگیخت. از این رو، درهنگامه درد آلود کربلا به پدر گفت:

«اولسنا علی الحق‏» (پدرجان) آیا ما برحق نیستیم؟

و چون امام فرمود: آری، گفت: در این هنگام، باکی از مرگ‏ نداریم.

این روحیه قوی و صفات شایسته، چنان ابهت و عظمت‏ به علی اکبر داده بود که افزون بر دوستان، دشمنان آگاه نیز به برتری‏هایش‏ اعتقاد و اعتماد داشتند و اعتراف می‏کردند. معاویه روزی ازاطرافیانش پرسید: «چه کسی در این زمان برای خلافت مسلمانان ‏بر دیگران برتری دارد و برای حکمرانی بر مردم از دیگران‏سزاوارتر است؟» روباه صفتان زشت‏سیرت که نام و نان خود را در تملق می‏یافتند، به ستایش خلیفه پرداختند و او را لایق این منصب معرفی کردند.

معاویه گفت: نه چنین نیست:

«اولی الناس بهذالامر علی بن الحسین بن علی جده رسول الله و فیه شجاعه بنی‏هاشم و سخاه بنی امیه و رهو ثقیف؛ شایسته‏ترین افراد برای امر حکومت، علی اکبر فرزند امام حسین‏ است که جدش رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله است و شجاعت ‏بنی‏هاشم، سخاوت بنی‌امیه و زیبایی قبیله ثقیف را در خود جمع کرده است» (مقاتل الطالبیین، ص 78)

روز عاشورا پس از شهادت یاران امام، اولین كسى كه اجازه میدان طلبید تا جان را فداى دین كند، او بود. اگر چه به میدان رفتن او بر اهل بیت و بر امام بسیار سخت بود، ولى از ایثار و روحیه جانبازى او جز این انتظار نبود. حضرت على‌اكبرعلیه‌السلام، نزدیكترین شهیدى است كه با امام حسین علیه‌السلام دفن شده است. مدفن او پایین پاى ضریح مقدس اباعبد الله الحسین علیه‌السلام، در کربلای معلّی قرار دارد.


--------------------------------------------------------------------------------


ماهنامه کوثر، شماره 39، احمد لقانی؛



:: مرتبط با: حضرت علی اکبر علیه السلام ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1387/05/23
زمان : 09:08 ق.ظ
۹۱۵۱چه كنیم تا جوان و نوجوانمان به انحراف كشیده نشود؟ ( قسمت اول )
نظرات |

چه كنیم تا جوان و نوجوانمان به انحراف كشیده نشود؟ ( قسمت اول )

 


كاربر محترم شما می توانید این مطلب را در سه قسمت مطالعه نمایید.

خانواده به عنوان بنیادی ترین نهاد اجتماعی می تواند عمیق ترین تأثیرات روحی و روانی را در اعضایش ایجاد كرده و به نوبه خود منشأ تحولاتی عظیم در جامعه باشد. جامعه نیز می تواند تغییرات اجتماعی را به درون خانواده سوق دهد.

فرزندان راههای تعامل اجتماعی خود را در خانواده می آموزند. محیط خانواده باید به فرزندان عزت نفس، احساس ارزشمندی، شخصیت و خودباوری بدهد. اگر كودك در خانه از محبت پاك سیراب شود، در جامعه در برابر اظهار محبت های دروغین و آلوده نخواهد لغزید. ارتباط عاطفی بین پدر و مادر و فرزندان باید از هر لحاظ تقویت شود، به نحوی كه فرزندان احساس ضعف و كمبود محبت نكنند و به سمت انحراف كشیده نشوند. در شرایطی كه والدین نوجوانان را ناسازگار دانسته و جوانان هم والدین خود را قبول ندارند احتمال وقوع هر نوع حادثه و آسیب ناگواری برای قشر جوان ما وجود خواهد داشت. از این رو سعی كرده ایم به چند سؤال احتمالی شما در مورد نوجوان و جوانتان پاسخ دهیم.

چگونه یك خانواده می تواند عفت و پاكدامنی جوانش را حفظ كند؟
حفظ عفت جزو حساس ترین و در عین حال سخت ترین مراحل مسئولیت یك انسان برای سعادت خودش است. بخصوص در دوران جوانی حفظ عفت ارتباط مستقیمی با سعادت انسان دارد.

این ممكن نیست مگر با تأثیرپذیری از آموزه های دینی و قرآنی. برای رعایت عفت ، قرآن كریم بیشترین سرمایه گذاری را كرده است، بخصوص در سوره نور. اگر این آیات برای جوانان تشریح شود آنها می توانند به سلامت ، دوران جوانی خود را پشت سر بگذارند.

مهمترین مسایل اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، انسانی از این نكته غافل نشده اند كه پدر و مادر به گونه ای رفتار كنند و رفتار كلامی و گفتاری آنان و پوشش آنها در منزل باید به گونه ای باشد كه قرآن تصریح كرده است.

البته در حال حاضر محیط جامعه وضعی پیدا كرده كه متأسفانه هر چه هم والدین مسایل خاصی را رعایت كنند جوان وقتی وارد محیط جامعه می شود در مواردی مشاهده می كند مسایل مرتبط با رعایت پوشش اسلامی و اخلاق كه مورد تأكید اسلام است، رعایت نمی شود. همه اینها در گرو رعایت دقیق دستورات فقهی اسلامی است.

مسئله تناقض گویی در خانواده ها و تفاوت بین آنچه در خانه هست و آنچه در جامعه وجود دارد، گاه جوان را دچار سردرگمی می كند. چگونه به او آموزش دهیم كه درست را از نادرست تشخیص دهد؟غنی سازی فكر و ذهن یك جوان از ارزشها، می تواند او را در طول زندگی پراز فراز و نشیبش در برابر مشكلات بیمه كند.

اگر بتوانیم جوان ها را در دوران آموزششان با ارزش ها آشنا كنیم به نحوی كه خدا و رسول خدا و انبیا و علما و اندیشمندان جامعه راه را به ما نشان داده اند، به خوبی فكرش را به سوی درست اندیشیدن هدایت خواهیم كرد.

به عنوان مثال گاه بعضی از بیماران از نظر جسمانی وضعشان آنقدر خراب است كه نمی توان دارویی را مستقیم به آنها تزریق كرد پس با استفاده از سرم دارو را وارد جریان خون او می كنند. اردوها و جلسات انس با جوان به مثابه همان سرمی است كه باعث می شود جوان به صورت ناخودآگاه از رفتار و كردار و گفتار مربیانش آن معارفی را كه باید به او تزریق بشود، بهتر جذب كند و همین او را در برابر زشتی ها و كجروی ها بیمه كند.

از دیگر نارضایتی جوانان ، وجود فاصله طبقاتی و ناخرسندی جوان از وضعیت كنونی است ، چگونه او را به این شناخت برسانیم كه باید خودش را با شرایط موجود زندگی اش وفق دهد؟
تفهیم این موضوع كه مقام رضا و راضی بودن به آنچه كه به هر تقدیر دست قضای الهی در دست انسان قرار داده و تفهیم اهمیت و ارزش مقام رضا برای جوانها با بیان الگوها، مثال ها و تأكیداتی كه خداوند متعال و ائمه اطهار(ع) دارند می تواند در این جهت برای همه مؤثر باشد. هر چند این مسئله فقط در جوانهای ما مشاهده نمی شود و دامن گیر همه ما می باشد. خداوند مقام كسانی را كه به مقدرات او راضی باشند و از راه های مشروع برای معاش زندگی خود و خانواده شان تلاش كنند به بالاترین درجه اعلی می رساند. از مهمترین بركات این رضایت، آرامشی است كه انسان پیدا می كند و در او ایجاد می شود. اطمینان و دوری از اضطراب، نداشتن ناراحتی های اعصاب و مسایل روحی و روانی جزو بركات مقام رضا است . خداوند می فرماید: "بنده من به آنچه كه به تو داده ام راضی باش. من هم به همان عمل كم عبادی تو راضی می شوم و می توانم سعادت تو را تضمین كنم". روایات پر است از این مطالب و لذا تفهیم مقام رضا و بیان آثار و فواید و بركات رضایت از وضع مادی موجود و عدم توجه به مراحل بالاتر كسانی كه به هر دلیل از امكانات بیشتری برخوردارند می تواند جوان را در برابر این تناقضات و اختلاف طبقاتی بیمه كند.

راه سوم ؛ تفهیم این موضوع است كه اختلاف طبقاتی به هر دلیلی ، در جامعه وجود دارد و خداوند این چنین خلق كرده است. البته نمی خواهیم توجیه گر رزق و روزی ها و درآمدهای حرامی كه همیشه مورد بغض خدا و برخورد اولیای الهی بوده است، باشیم. در بخش حلالش هم اختلاف طبقاتی وجود دارد و خداوند این تفاوت ها را قرار داده است. طبعاً كسی كه به هر دلیلی زمینه هایی به صورت طبیعی برای او فراهم شده و توانسته به مال و منال بیشتری برسد ، از امكانات بیشتری برخوردار است. لذا باید به جوان تفهیم كنیم كه اختلاف طبقات در یك قوم و خویش، در یك شهر، در یك جامعه نباید باعث شود كه ما به طرف كمال حركت نكنیم.

بیاناتی كه خداوند از طریق اولیائش به انسان رسانده است و برای بالا بردن ضریب تحمل كسانی است كه بهره مندی كمتری از نعمت های دنیایی دارند ، خود كمك بزرگی برای رسیدن به این هدف است.

خداوند در روایت معراج می فرماید: "من روزگار قیامت از بنده فقیرم كه از امكانات كمتری برخوردار بوده عذرخواهی می كنم". ارزش عذرخواهی مقام ربوبی كه همه ی هستی و همه امكانات در ید قدرت اوست، اگر به درستی برای یك جوان روشن شود خواهد توانست تا حد زیادی مشكلات و تفاوت ها را تحمل كند. تنها به امید كسب رضایت خدا.

در برخی از خانواده ها جوان این جسارت را پیدا می كند كه در مقابل پدر بایستد و یا والدین به خود اجازه می دهند كه به جوان اهانت كنند. چه كار كنیم تا به اینجا نرسیم؟
واقعیت این است كه در این بخش تمامی تقصیرها متوجه والدین است. وقتی بین یك استاد و شاگرد مشكلی پیش بیاید باز مقصر همان رده نسل قبلی است. چنانچه جوانی نسبت به والدین خود گستاخ شود و حاضر به پذیرفتن حرف های آنها نباشد باید مشكل را در نسل قبلی یعنی مربی و والدین او جستجو كرد. از مرحوم شهید بهشتی نقل شده: "وقتی می خواهید مدیری انتخاب كنید اگر مشاهده كردید فرزندان او بی تربیت و دارای رفتار اجتماعی نامناسبی هستند بدانید این شخص مدیرلایقی نیست".

این جمله ، خلاصه و چكیده تمامی معارف دینی و قرآنی و روان شناسی است. اگر بچه ای را در خیابان دیدید كه رفتاری مؤدبانه، متین و باوقار ندارد، بدانید كه پدر و مادر او انسان های مدیری نیستند. واقعیت این است كه فرزندان آیینه های رفتاری والدین خود هستند. 99 درصد اشكال در جسارت كردن فرزندان مخصوصاً در خانواده ، رفتارغیرمنطقی و تحكم آمیز والدین است كه جوان را از آنان كه زمانی دوستشان می داشت دور می سازد و باعث می شود تا او با استفاده از سخنان خشن در مقابل آنان بایستد. اگر والدین در رفتار خود تجدیدنظر كنند و انعطاف بیشتری از خود نشان دهند حتی یك جوان پرخاشگر نیز در برابر آنان رفتار متواضعانه ای خواهد داشت.


ادامه دارد...


در قسمت بعد به این مسائل می پردازیم كه سخت گیری نسبت به نوجوانان تا چه حد درست است ، چگونه بهترین دوستان فرزندانمان باشیم ، چه كنیم تا فرزندانمان گرایش به دین و مذهب داشته باشند.



:: مرتبط با: حضرت علی اکبر علیه السلام ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1387/05/23
زمان : 09:08 ق.ظ
۹۱۵۰جوانانی سالم تحویل جامعه بدهیم
نظرات |

جوانانی سالم تحویل جامعه بدهیم

 


خداوند متعال به جوانانی كه فعلاً امكان تشكیل زندگی و ازدواج را ندارند فرموده است كه: عفت پیشه كنید و خود را از آلوده شدن به مفاسد و گناهان حفظ كنید.

شهید مطهری در این باره گفته است: در رهبری نسل جوان، بیش از هر چیز دو كار باید انجام شود:یكی درد این نسل را شناخت و آنگاه در فكر درمان و چاره شد. بدون شناختن درد این نسل، هرگونه اقدامی بی مورد است. دیگر اینكه: نسل كهن اول باید خود را اصلاح كند. نسل كهن از بزرگترین گناه خود باید توبه كند و آن مهجور قرار دادن قرآن است.

اصلاح محیط خانواده

برای سالم سازی محیط پرورش جوانان، خانواده ها باید اصلاح را از خود شروع كنند. به عبارتی بزرگترها، اول باید خود را اصلاح و عیوب خویش را برطرف نمایند تا بتوانند به عنوان الگوی قابل قبول جوانان مطرح شوند. نمی شود كه بزرگترها خود را آلوده به انواع زشتی ها و گناهان بكنند و آنگاه انتظار داشته باشند كه فقط با موعظه و نصیحت موفق به هدایت جوانان شوند.

چگونه می توان در منزل و در حضور نوجوانان مرتكب انواع رذایل اخلاقی شد؛ دروغ گفت ، تهمت زد ، غیبت كرد ، مال حرام خورد ، قسم دروغ خورد ، به محرم و نامحرمی توجه نكرد ، برنامه های مبتذل ماهواره و فیلم های نامناسب را دید ، عدالت را رعایت نكرد ، زبان را از انواع كلمات ركیك و نامناسب حفظ نكرد ، به جّو بی اعتمادی در منزل دامن زد و آن وقت انتظار داشت كه نوجوانان و جوانانی كه در این محیط پرورش می یابند آلوده به این امور نشوند؟!

نقل شده است كه در زمان پیامبر اسلام ( ص) زنی فرزند خویش را نزد حضرت رسول ( ص) آورد و گفت: یا رسول الله این پسر خیلی خرما می خورد و هر چه او را از این كار منع می كنیم فایده ای ندارد. می ترسیم این كار موجب بیماری او شود. شما او را نصحیت كنید.

 

 

حضرت محمد ( ص ) فرمود:

او را ببر و فردا بیاور تا به او نصیحت كنم.

مادر گفت: چرا فردا یا رسول الله؟

پیامبر فرمود: چون امروز خودم خرما خورده ام و به همین جهت فردا خرما نخواهم خورد و پسر تو را نصیحت می كنم!

بله، رطب خورده منع رطب چون كند؟!

واقعیت این است كه بزرگترها در عرصه خانواده با اعمال و كردار خویش بیشتر به تربیت فرزندان می پردازند تا با گفتار و نصیحت هایشان.پس یكی از راه های سالم سازی جوانان، توجه بزرگترها به خود و اصلاح خویش و تربیت نفس خویش است.

در قرآن كریم آمده است: شما مردم را به كارهای خیر دعوت می كنید اما نفس خویش را فراموش كرده اید؟

یا در سوره صف در این باره می فرماید: خداوند به خشم می آید از این كه شما حرفی بزنید اما به آن عمل نكنید ؛ و در آیه دیگر به وظیفه بزرگ پدرها اشاره كرده و می فرمایند: خود و خانواده خویش را از آتش دوزخ دور نگهدارید...

پس توجه خانواده به فضایل ، و دوری آنها از رذایل اخلاقی ، یكی از زمینه های اصلی سالم سازی جوانان است و عدم توجه به این امر نیز عواقب وخیمی در بر دارد ؛ چنانكه یكی از مسئولین مبارزه با مواد مخدر بی توجهی خانواده ها به جوانان را عامل اصلی گرایش جوانان به مواد مخدر می داند.

شارع مقدس اسلام نیز به والدین توصیه فرموده است برای این كهفرزندان شایسته ای داشته باشند و محیط پرورش نسل آینده آنها پاك و دور از انواع آلودگی ها باشد حتی قبل از تولد فرزندان یعنی از زمان انتخاب همسر دقت لازم را داشته باشند و سپس در هنگام بارداری مادر و تولد كودك و هفت سال اول و هفت سال دوم و هفت سال سوم  به رعایت نكات تربیتی و اخلاقی و معنوی بپردازند تا نسل آنها از آلودگی به انواع آفت ها مصون بماند. آنچه از آموزه های دینی و تاریخی و مطالعات روان شناسی و تجربیات شخصی بزرگان برمی آید مؤید این نظر است كه خانواده یكی از عوامل اصلی و مهم سعادت یا شقاوت جوانان است و والدین می توانند باسنجیده كاری و دوراندیشی و صبر و حوصله و دوری از رذایل اخلاقی و رعایت عملی فضایل، زمینه های رشد مناسب و همه جانبه جوانان را فراهم آورند.



:: مرتبط با: حضرت علی اکبر علیه السلام ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1387/05/23
زمان : 09:08 ق.ظ
 

 




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic