۹۱۵۹خانواده ی خوبی ها
نظرات |

خانواده ی خوبی ها

نامه اى براى همه ى زمان ها ، برای همه ی جوان ها (5)

 

در سلسله مقالات قبل ، سفارشات ارزشمندی را از امام علی (ع) به تمام جوانان مورد بررسی قرار دادیم : "روح جستجوگری "،"عمل به واجبات " ، "مرور زندگی گذشتگان" ، " چنگ زدن به ریسمان الهى" ، "اهمیت پند و موعظه" ، " سفارش به زهد " ، " یقین قلبی " ، " یاد مرگ "  ، "چگونگى روابط اجتماعى و عملكرد صحیح و مناسب در قبال جامعه " و " پرهیز از سخن نادانسته " .

امام علی (ع) یكى از مهم ترین و تعیین كننده ترین وظایف اجتماعى جوان را  امر به معروف و دستور به رفتار نیك و مورد قبول دین و جامعه می داند.

امر به معروف ، یكى از تكالیف اجتماعى جوان است كه باید آن را به طور دقیق فرا بگیرد و جامه ى عمل بپوشاند. امر به معروف همانند هر واجب دیگر داراى شرایطى است. شرط حج ، امنیت راه است، شرط خمس و زكوة داشتن مال است و... امر به معروف نیز شرایطى دارد:

1- كسى كه امر به معروف و نهى از منكر مى كند ، خودش معروف و منكر را بشناسد ، خودش بداند چه چیزى واجب است و چه چیزى حرام.

2- احتمال تأثیرگذارى در امر یا نهیش باشد. بداند كه كلام او و حركت او مؤثر است و كسى كه مبادرت به ترك معروف یا انجام منكر كرده، دست از كار ناشایست خود خواهد كشید.

3- ضرر و خطرى متوجه آمر به معروف و ناهى از منكر نباشد.

 

امر به معروف مراتب و مراحلى نیز دارد:
 

مرحله ى اول این است كه ما با عملمان ، فرد خلافكار را متوجه كنیم.
مرحله دوم این است كه با زبان و به صراحت او را متوجه خلافش كنیم و با كلام خویش و مستقیماً او را از كار زشت بازداشته و یا به كار خیر دعوت نماییم.

مرحله سوم جایى است كه ممكن است نیاز به خشونت باشد و با تندى با او برخورد كنیم.

البته در تمام این مراحل تصریح شده است که باید به مرحله پایین تر بسنده كرد مگر اینكه انسان یقین داشته باشد بى تأثیر است و نیاز به حركتى جدى تر دارد كه در این صورت باید وارد مراحل بعدى شد.

امر به معروف مراحل و مراتبى بالاتر نیز دارد كه این مراحل به عهده ى حكومت واگذار شده است یعنى از حیطه ى  وظیفه ى شخصى خارج و جنبه ى حكومتى پیدا مى كند.

مثلاً اگر امر به معروف و نهى از منكر، مستلزم رساندن صدمه اى به خلافكار باشد، این در عهده ى اشخاص نیست و حكومت است كه باید وارد عمل شود و اشخاص فقط در صورتى كه حكومت از آنان كمك بخواهد، باید او را مدد كنند و خود شخصاً صلاحیت ورود به این حوزه را ندارند.

 

معیار پرتكرار

امام علی (ع) در انتهاى این سفارش مى فرمایند: امر به معروف كن تا خود از خانواده ى معروف شوى.
"تكن من اهله ". این جمله ى كوتاه امام علی (ع)  ، دو ثمره ى باارزش دارد : یكى فردى و دیگرى اجتماعى.

ارزش فردى آن این است كه وقتى تو دیگرى را امر كردى كه كار خوبى را انجام دهد ، خودت لاجرم آن كار را انجام خواهى داد و چون كسى را از كار زشتى نهى كردى، اگر به همان كار زشت آلوده شوى ، خودت شرمسار خواهى شد.

از سوى دیگر و در حیطه ى اجتماعى، وقتى این امر به معروف و نهى از منكر انجام شد و به صورت روح اجتماعى درآمد، اجتماع اسلامى ، تبدیل  به خانواده ى خوبى ها مى شود.


با امر به معروف، جامعه ى اسلامى را به خانواده اى از خوبى ها تبدیل مى كنند كه همه ناظر، مواظب و دلسوز یكدیگرند.
در حركتى كه جوان آغاز مى كند و آن حركت تكرار مى شود ، تا همه ى جامعه ى مسلمان به آن خو بگیرند . پس دیگر جایى نمى ماند كه خود این فرد، دست به ارتكاب خلاف بزند.

خود این مسلمان نیز اگر در زمانى و هنگامه اى تحت تأثیر تمایلات شیطانى قرار گرفت، چون جامعه ى پیرامونش همه خوبند و خانواده اى بزرگند كه بر محور خوبى و معروف حركت مى كنند، همه او را از آن كار نهى خواهند كرد.

و او كه آغازگر این راه بوده است خود از نعمت خانواده اى نمونه بهره مند خواهد شد كه به او مجال بدى و خلاف نمى دهند.

امر به معروف نظارتى همگانى را بانى مى شود كه در آن نیازى به ناظر و محتسب نیست.

گاه شنیده مى شود در جایى خلافى صورت مى گیرد و برخى اعتراض مى كنند كه چرا ناظر نمى گذارید؟ سئوال مى كنیم: اگر ناظر خود خلاف كرد، چه؟ براى او هم ناظر بگذاریم؟ اگر این ناظر دوم هم خلاف كرد، چه؟ امر به معروف و نهى از منكر نظارت همگانى در همه ى اركان جامعه است.

با امر به معروف، جامعه ى اسلامى را به خانواده اى از خوبى ها تبدیل مى كنند كه همه ناظر، مواظب و دلسوز یكدیگرند و همه مى دانند كه اگر كشتى اجتماعشان در نقطه اى سوراخ شود، گرچه این سوراخ در زیر پاى دیگرى باشد، باعث هلاك همه ى كشتى نشستگان خواهد شد.

 

معیار تعیین كننده
امام علی (ع) در آخرین فرازهاى این بخش مى فرمایند: سرزنش سرزنش كنندگان تو را از راه باز مدارد(1)  .

جوان وقتى راه را شناخت باید در مسیر حق پایدار باشد.
قطعاً مسیر، مسیر هموار و آماده اى نیست و با مشكلات مواجه است، قطعاً افرادى یافت خواهند شد كه با سرزنش و استهزاء، انسان را نسبت به ادامه ى راه دلسرد كنند. باید مقاومت كرد.

اگر اهل كسب و كار باشى و سلامت، خواهند گفت: اى بابا با این شكل كه تو معامله مى كنى، هیچ وقت به هیچ جا نمى رسى. زرنگ باش از فلانى یاد بگیر. دو ساله بارش را بست!! و....

اگر كارمند اداره باشى: بابا این چه جور كاركردنه، حالا واجب نیست كه تا ارباب رجوع آمد، كارش تمام شود، بگو بعداً بیاید، یك نفسى بكش.

امام علی (ع)  توصیه قرآن را تكرار مى نماید:

سرزنش سرزنش كنندگان تو را در مسیر خدا سرد و ناامید نكند. به سخن آنان گوش نده و در مسیر حق بردبار و صبور باش و بدان كه نتیجه ى نهایى از آن افراد با تقواست(2) ، موفقیت از آن متقین است و پیروزى با آنهاست.

اگر این عزم این اعتماد و این ثبات قدم در جوان به وجود آمد و بر خدا توكل كرد ، عاقبت و پیروزى نهایى از آن اوست...

در دو مقاله ی انتهایی به بحث عمیق و تاثیرگذار " گذر از دنیا و سفر به آخرت " خواهیم پرداخت .

 

پی نوشت ها :

1- و لا تأخذك فى الله لومة لائم.

2- العاقبة للمتقین

 

منبع : كتاب " با جوان تا آسمان "– نویسنده :  آیت الله مهدی هادوی تهرانی

با تلخیص وگزیده گویی



:: مرتبط با: حضرت علی اکبر علیه السلام ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1387/05/23
زمان : 10:08 ق.ظ
۹۱۵۸سفارش‌های جوانی
نظرات |

سفارش‌های جوانی

جوان

رهنمودهای اخلاقی و تربیتی بزرگان به جوانان
سفارش‏های اخلاقی ـ تربیتی حضرت علی علیه‏السلام به فرزندش امام حسن مجتبی علیه‏السلام:

بدان که دل نوجوان، مانند زمینی آماده، پذیرای هر بذری است. (پس بکوش تا بذر عشق و ایمان در آن بکاری)؛ و گرنه سرزمین وجودت، در محاصره نااهلان قرار می‏گیرد.
پسرم! همانا تو را به ترس از خدا سفارش می‏کنم که پیوسته در فرمان او باشی و دلت را با یاد خدا زنده کنی و به ریسمان او چنگ زنی. چه وسیله‏ای مطمئن‏تر از رابطه تو با خداست؟
دلت را با روح اندرز، زندگی ببخش و انگیزه‏های ناروا و هوا و هوس را از سرزمین وجودت با نیروی زهد و تقوا بیرون کن و بدان که اقامت‏گاه اصلی و همیشگی‏ات، آخرت است. پس هرگز آخرتت را به دنیا مفروش.
در راه خدا و زنده نگه‏داشتن ارزش‏های الهی به‏پا خیز و در این راه، از ملامت هیچ سرزنشگری مهراس.
جان خویش را به زیور صبر بیارای و بدان که تحمل و صبر در راه حق، بسیار دل‏نشین و زیباست.
همواره با خوبان و خیراندیشان هم‏نشین شو، تا از آنان شوی و از بدان و بدکاران بپرهیز، تا از شمار آنان نباشی.
امام خمینی:

«جوانان ننشینند که گرد پیری، سر و روی آنان را سفید کند. ما به پیری رسیده‏ایم و به مصایب و مشکلات آن واقفیم. شما تا جوان هستید، می‏توانید کاری انجام دهید؛ تا نیرو و اراده جوانی دارید، می‏توانید هواهای نفسانی و خواسته‏های حیوانی را از خود دور سازید، ولی اگر در جوانی به فکر اصلاح و ساختن خود نباشید، دیگر در پیری، کار از کار گذشته است. تا جوانید، فکری کنید؛ نگذارید پیر و فرسوده شوید. قلب جوان، لطیف و ملکوتی است و انگیزه‏های فساد، در آن ضعیف است، لیکن هرچه سن بالا رود، ریشه گناه در قلب، قوی‏تر و محکم‏تر می‏شود، تا جایی که کندن آن از دل، ممکن نیست».

«تا جوانی در دست توست، در عمل و در تهذیب قلب و در شکستن اقفال و رفع حُجُب کوشش کن؛ زیرا هزاران جوان که به افق ملکوت نزدیک‏ترند، موفق می‏شوند و یک پیر موفق نمی‏شود. قید و بندها و اقفال شیطانی، اگر در جوانی از آنها غفلت شود، هر روز که از عمر بگذرد، ریشه‏دارتر و قوی‏تر می‏شود».

رهنمودهای امام خمینی، خطاب به فرزندش سیداحمد خمینی:

«عزیزم! از جوانی به اندازه‏ای که باقی است، استفاده کن؛ که در پیری همه چیز از دست می‏رود، حتی توجه به آخرت و خدای تعالی. از مکاید بزرگ شیطان و نفس اماره، آن است که جوانان را وعده صلاح و اصلاح در زمان پیری می‏دهد تا جوانی، با غفلت از دست برود و تا لحظه آخر، با وعده‏های پوچ، انسان را از ذکر خدا و اخلاص برای او بازمی‏دارد تا مرگ برسد و اگر تا آن وقت ایمان را نگرفته باشد، در آن حال می‏گیرد. پس در جوانی که قدرت بیشتر داری، به مجاهدت برخیز و از غیر دوست ـ جلّ و علا ـ بگریز و پیوند خود را هرچه بیشتر محکم‏تر کن و اگر خدای نخواسته، پیوندی با پروردگارت نداری، آن را برقرار کن و در تقویتش همت گمار؛ که هیچ موجودی جز او ـ جلّ و علا ـ سزاوار پیوند نیست».

«فرزندم! سعی کن از مجالسی که انسان را از یاد خدا غافل می‏کند، پرهیز کنی؛ زیرا با خو گرفتن به این مجالس، ممکن است برخی توفیق‏ها از انسان سلب شود که خود، مصیبتی است جبران‏ناپذیر».

«پسرم! هیچ‏گاه دنبال تحصیل دنیا اگرچه حلال آن باشد، مباش که حب دنیا گرچه حلال باشد، رأس همه خطاهاست: رأسُ کُلِّ خَطیئَةٍ حُبُّ الدُّنیا».

قسمتی از نامه امام خمینی به خانم فاطمه طباطبایی (عروس حضرت امام):

«دخترم! به تو و سایر جوان‏ها که طالب معرفتند، وصیت می‏کنم که شما و همه موجودات، جلوه اویند و ظهور اویند، کوشش و مجاهدت کنید تا بارقه‏ای از آن را بیابید و در آن محو شوید و از نیستی به هستی مطلق رسید».

پس عدم گردم عدم چون ارغنون  گویدم کاِنّا الیه راجعون

مولوی

توصیه‏های اخلاقی شهید مطهری به فرزندش:

«فرزند عزیزم، نور چشم مکرم، آقای علی آقا مطهری ـ وفّقه اللّه‏ لما یُحِبُّ وَ یَرْضی! در انتخاب دوست و رفیق، فوق‏العاده دقیق باش که مار خوش خط و خال فراوان است. همچنین در مطالعه کتاب‏هایی که به دستت می‏رسد، بر اطلاعات اسلامی و انسانی‏ات بیفزا. حتی الامکان از تلاوت روزی یک حزب قرآن که فقط پنج دقیقه طول می‏کشد، مضایقه نکن و ثوابش را هدیه روح مبارک حضرت رسول اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله بنما که سبب برکت عمر و موفقیت است. لازم به یادآوری است که در انجام فرایض، نهایت دقت را داشته باش...».

فرازی زیبا و پندآموز، از نامه اخلاقی ـ عرفانی استاد مطهری به دخترش:

«فرزند عزیزم، می‏گویند:

مرد خردمند هنرپیشه را  عمر دو بایست در این روزگار

تا به یکی تجربه آموختن  با دگری تجربه بردن به کار

ولی بعضی افراد آن چنان زیرک و باهوش‏اند که گویی دوبار به دنیا آمده‏اند و این، بار دوم است و بعضی افراد چنانند که با چند بار به دنیا آمدن هم تجربه نمی‏آموزند و من امیدوارم و از خداوند متعال مسئلت دارم که تو و سایر فرزندانم، از گروه اول باشید... خداوند متعال می‏فرماید: «لَئِنْ شَکَرتُم لَاَزیدَنَّکم وَ لَئِنْ کَفَرتُم اِنَّ عَذابی لَشَدیدٌ؛ اگر نعمتی که به شما دادم، قدر دانستید و حق‏شناسی کردید، بر نعمت‏های خودم بر شما می‏افزایم و اگر ناسپاسی ورزید، همانا عذاب خدا شدید است». (ابراهیم: 7) امید و آرزوی من این است که همه فرزندانم، قدردان نعمت‏ها و تفضلات الهی باشند تا روز به روز، خداوند بر تفضلات خود و نعمات خود بیفزاید».

بخشی از اندرز حکیمانه آیت اللّه‏ خامنه‏ای به جوانان:

توبه و استغفار از گناهان
«به جوانان توصیه می‏کنم که از این بهار رحمت الهی استفاده کنید و استغفار کنید؛ در خانه خدا بروید، از گناهان تن و روح و گناهان فکر و قلب استغفار کنید. آن جامعه‏ای که این طور محل استغفار الهی و توبه الی اللّه‏ باشد، جامعه‏ای نورانی خواهد بود و به برکت آن نورانیت، پروردگار متعال خیرات را بر جامعه نازل خواهد کرد... برای حفظ و جلب رحمت الهی، باید به درِ خانه خدا رفت».

جوانی، فرصتی برای شایستگی
«یکی از بزرگ‏ترین وظایف شما، خودسازی اخلاقی است. اخلاق خود را تکمیل کنید؛ شما جوانان این فرصت را دارید. دوران، دوران شماست. شما در دوران خوبی زندگی می‏کنید؛ در سایه حکومت قرآنی و فرهنگ اسلامی. بنابراین، از لحاظ روحی و معنوی، فرصت برای شایسته شدن دارید؛ این فرصت را مغتنم بشمارید».

___

ـ پیامبر اعظم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله در بیانی لطیف می‏فرماید: «خداوند جوانی را که جوانی خویش را در راه اطاعت خدای تعالی بگذراند، دوست دارد».

ـ «جوانی دوران سازندگی است؛ هم سازندگی جسمانی و هم سازندگی روحانی».

ـ حکیمی گوید: «با زر [طلا] خیلی کارها را می‏توان انجام داد، ولی جوانی را نمی‏توان خرید».

ـ «بهترین کارها این است که در جوانی، دانش اندوزی و در پیری، به کار بری».

ـ حکیمی گوید: «جوانی، دوره‏ای است که جوان در عین نیاز به همه، خود را از همه بی‏نیاز می‏داند».

ـ پیامبر خدا در بیانی نغز و دل‏نشین فرمود: «خدای تعالی، جوان توبه‏کار را دوست دارد».

ـ بزرگی می‏گوید: «تنها در ایام جوانی است که انسان بنیاد اخلاق و عادت‏های خود را استوار می‏سازد و هیچ ساعت آن خالی از فرصت نیست، ولی یک دقیقه آن هم که رفت، برنمی‏گردد».

ـ حکیمی گفته است: «همه، جوانی را می‏گذرانند، ولی اینکه چه گونه می‏گذرانند، شرط است».

ـ بزرگی گوید: «بسیاری از مردم، سعادت و شوکت روزگار پیری خود را به سختی‏ها و مشقات روزگار جوانی مدیون هستند».

 

--------------------------------------------------------------------------------


عسگری، فاطمه، نشریه طوبی، شماره 17



:: مرتبط با: حضرت علی اکبر علیه السلام ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1387/05/23
زمان : 10:08 ق.ظ
۹۱۵۷خود میزان عمل باش
نظرات |

خود میزان عمل باش

نامه اى براى همه ى زمان ها ، برای همه جوان ها (4)

جوان در اجتماع
در سه مقاله ی قبل سفارشات ارزشمندی از امام علی (ع) را مورد بررسی قرار دادیم : "روح جستجوگری "،"عمل به واجبات " ، "مرور زندگی گذشتگان" ، " چنگ زدن به ریسمان الهى" ، "اهمیت پند و موعظه" ، " سفارش به زهد " ، " یقین قلبی " و " یاد مرگ "  .

در این مقاله به  بررسی"چگونگى روابط اجتماعى و عملكرد صحیح و مناسب در قبال جامعه " و " پرهیز از سخن نادانسته " می پردازیم :

امام على (ع) در توصیه به جوانان ، برای چگونگى روابط اجتماعى ، معیارهایى را عنوان مى كند :

پرداختن به خود، نگران حال خود بودن، خودسازى، انتخاب شیوه ى صحیح در زندگى شخصى، وظیفه ى همه ى انسان هاست ، اما این وظیفه، تنها وظیفه نیست.انسان موظف است ارتباطش با دیگران را  بهبود بخشد.

براى بهتر شدن این روابط و بهینه شدن این عكس العمل هاى انسانى فرمول ها و معیارهاى متفاوتى عنوان شده است :

پسركم ! خویشتنت را میزان ارتباط خود با دیگران قرار بده، پس براى دیگران همان را دوست داشته باش كه براى خود دوست مى دارى و براى دیگران مپسند آن چه براى خود نمى پسندى(1)
پسركم ! خویشتنت را میزان ارتباط خود با دیگران قرار بده، پس براى دیگران همان را دوست داشته باش كه براى خود دوست مى دارى و براى دیگران مپسند آن چه براى خود نمى پسندى(1) .

معیار على (ع) هیچ پیچیدگى ندارد.فرمول غیر قابل حل و دور از فهم نیست، معیارى است بسیار آسان و قابل پذیرش براى همه، اما بسیار سخت در عمل، معیارى است با عیارى بالا، معیارى ساده در فهم و مشكل در انجام با عیارى كه همه ى روابط انسانى را بهبودى مى بخشد.

- پسرم خودت را میزان ارتباط با دیگران قرار بده. خود میزان عمل خود باش. نفست ترازوى برخوردهایت با سایرین باشد .

چگونه؟ من چگونه مى تواند میزان اعمال من باشد؟

در یك كفه ى ترازوى نفست، خودت را بگذار و در كفه ى دیگر، دیگران را. اگر دو كفه مساوى شد، روش على (ع) را عمل كرده اى و سفارش او را به انجام رسانده اى و اگر كفه ى من سنگین تر بود در روابط اجتماعى ات با مشكل مواجهى! اگر دوست دارى به تو احترام كنند، دیگران را احترام كن.اگر دوست دارى راز تو را حفظ كنند راز دیگران را حفظ كن، اگر دوست دارى عیب تو را بپوشانند، عیب دیگران را ندیده بگیر و... بر دیگران مپسند آنچه را براى خود نمى پسندى ، آنچه براى خودت نمى خواهى براى دیگران مخواه.

در یك كفه ى ترازوى نفست، خودت را بگذار و در كفه ى دیگر، دیگران را. اگر دو كفه مساوى شد، روش على (ع) را عمل كرده اى.
على (ع) به عنوان پدرى دلسوز كه عمرش رو به انتهاست و این كلمات و جملات را در آخرین نفس هاى زندگیش به ما مى رساند، در سراسر عمر چنین بوده است و جوان شیعه در هر كجاى زمان و زمین از آنجا كه شیعه ى او و پیرو اوست باید كه چنین و چون او باشد.

معیار على (ع) هرگز پیچیده و سخت نیست اما همت مى خواهد.

امروز در جامعه ى ما توجیهى براى همه ى این ناهنجارى ها هست كه اغلب از زبان این و آن شنیده مى شود و آن اینكه: دیگران هم مى كنند!!! - چرا كم كارى مى كنى؟ - آقا همه مى كنند!! - چرا گران فروشى مى كنى؟ - آقا كى نمى كند؟! - زیر و روى جنست فرق مى كند؟ - چون همه این كار را مى كنند و... این عذر بدتر از گناه است.

واقعاً چنین جوابى قابل قبول و چنین توجیهى پذیرفته است؟! اگر با ما چنین رفتارى بشود، توجیه همه مى كنند را قبول مى كنیم؟! معیار على (ع) ساده ، اما دقیق و سخت است.

خودمان را میزان روابط با دیگران قرار دهیم تا جامعه مان الگوى جوامع بشرى باشد
ظلم نكن چنانچه دوست دارى به تو ظلم نشود، نیكى كن چنانچه دوست دارى با تو نیكى كنند و آنچه را براى دیگران زشت مى دانى برخود زشت شمار و راضى شو از دیگران به اندازه اى كه براى خودت رضایت مى دهى(2) .

سفارشی دیگر : سخن ندانسته نگو! آنچه را نمى دانى نگو، هر چند دانسته هایت اندك است(3) .

از ابتداى نامه ى امام (ع) تا انتهاى آن، این ارزش به بهانه هاى مختلف تكرار مى شود: سخن ندانسته نگو!

زبان را وقتى به حركت در آور كه سخنت مبتنى بر دانسته ها و اطلاعات باشد و اگر اطلاع و دانش تو كم است، سخن را نیز كم و كوتاه كن. یكى از مشكلات همه ى ما این است كه در هر چیزى اظهارنظركرده و به داد سخن در آن مى پردازیم، هر چند هیچ اطلاعى از كم و كیف آن نداشته باشیم. تكرار این كلمات از على بن ابیطالب و پافشارى او بر رها كردن این ضد ارزش ها، نشان دهنده ى اهمیت این فراز است.

 

امام (ع) نه تنها در این نامه كه در جاى جاى زندگیش براین حقیقت تأكید مى كند كه میزان ارزش انسان و جوان و مسلمان در گفته ها و سخنانش است و همچنانكه حكمت در واژه هاى حكیمانه و توأم با اندیشه، نهفته است، رشد و تعالى نیز در سكوت و اجتناب از سخن نابخردانه است. این مؤلفه ى منفى هم لطمات شخصیتى و شخصى را در پى دارد و هم آشفتگى هاى اجتماعى و جمعى.چه بسیار مجموعه هاى انسانى كه با كلمات بى حساب و بى پایه ى فردى، دچار بحران مى شود، چه بسیار خانواده هایى كه با اما و اگرِ فردى در آستانه ى فروپاشى قرار مى گیرد و چه بسیار آبروها و حیثیت ها و منافع اشخاص كه با یك موضع گیرى و ابراز چند واژه به پرتگاه نابودى سوق داده مى شود!

 

اگر چنین ارزشى را در خود بوجود آوردى، تمرین كردى، ممارست داشتى و به این مهم نایل آمدى، حال لیاقت دارى كه پله اى بالاتر بیایى و معیارى جدید را در روابط اجتماعى تجربه نمایى: آنچه را دوست ندارى به تو بگویند به دیگران نگو(4) .

كسى كه هر سخنى را مى گوید و در هر وادى اظهار رأى و نظر مى كند، بدیهى است نسبت به دیگران هم هر نسبتى را روا مى دارد.

.ابتدا باید تمرین كرد كه سخن اندیشیده و گزیده گفت تا بتوان به این ارزش والا دست یافت و به دیگران سخنانى گفت كه خود دوست داریم در حقمان ابراز شود
باید زحمت كشید كه هر سخنى را نگوئیم تابتوانیم در برخورد با افراد جامعه از گفتار ناخوشایند دست شوئیم.

در مقاله ی بعد  دیگر سفارشات ارزنده ی امام علی (ع) به تمام جوانان را مورد بررسی قرار می دهیم .

پی نوشت ها :

1- یا بنى اجعل نفسك میزاناً فى ما نفسك و بین غیرك فاحبب لغیرك ما تحب لنفسك و اكره له ما تكره لها.

2- و لا تظلم كما لا تحب ان تظلم و احسن كما تحب این یحسن الیك و استقبح من نفسك ما تستقبحه من غیرك و ارض من الناس بما ترضیه لهم من نفسك.

3 - و لا تقل ما لا تعلم و ان قل ما تعلم.

4- و لا تقل ما لا تحب ان تقال لك.



:: مرتبط با: حضرت علی اکبر علیه السلام ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1387/05/23
زمان : 09:08 ق.ظ
۹۱۵۶بمیران و زنده كن !
نظرات |

بمیران و زنده كن !
نامه اى براى همه ى زمان ها ، برای همه جوان ها (3)

پرواز

در دو مقاله ی قبل به سه سفارش امام علی (ع) به فرزند گرامی شان و به تمام جوانان اشاره كردیم : "روح جستجوگری "،"عمل به واجبات " و "مرور زندگی گذشتگان" . در ادامه ی مطالعه ی گزیده وار این نامه ی انسان ساز، به سفارشات دیگر امام ، ازجمله " چنگ زدن به ریسمان الهى" ، "اهمیت پند و موعظه" ، " سفارش به زهد " ، " یقین قلبی " و " یاد مرگ "  می پردازیم :

پسرم توصیه ى من به تو چنگ زدن به ریسمان الهى است كه اگر آن را به دست آوردى دیگر چه رابطه اى محكم تر از رابطه تو با خدا یافت خواهد شد(1) .

چرا به دنبال هر جنبنده اى رفته ایم؟، چرا به هر خس و خاشاكى دست انداخته ایم؟! چرا به هزاران ریسمان پوسیده چنگ زده ایم؟ و دامن معشوق را فراموش كرده ایم؟؟!! از ارتباط با او چه ضررى دیده ایم كه دل به عشق غیر او سپرده ایم؟!

صاحب دلى نماز صبح را در حرم مطهر امام رضاعلیه السلام در مشهد خواند و ساعت 10 صبح در قم بر منبر بود! وقتى از او راز چگونگى این مقامات را پرسیدند، گفت: رابطه ام را با خدا اصلاح كردم او هم امورم را اصلاح كرد!! او این جملات را به سادگى تمام ابراز مى كرد بدون اینكه به رازهاى نهفته در دل اشاره اى كند یا به این مقامات مباهات نماید.

این ها واقعیت هاى زمان ماست، این ها افسانه هاى صدها سال پیش نیست این ها حالات صحابى پیامبر و امامان نیست... این ها احوال مردان روزگار خودماست.

اگر تصمیم بگیریم كارهاى نادرست را كنار بگذاریم، اگر تصمیم بگیریم اعمال پسندیده را روش خویش سازیم و اگر همه را فقط براى خشنودى خدایمان انجام دهیم، این آثار را در زندگى خویش خواهیم یافت.این مسایل را مى توان تجربه كرد و باید تجربه كرد(2) در زندگى روزمره، در كسب و كار... در درس خواندن... در خانواده... در دوستى ها... و در همه ى لحظات زندگى... اینها براى شنیدن و خواندن نیست براى عمل كردن است.

انسان در همین زندگى روزمره و در همین رفتارهاى معمولى و عادى به مقامات معنوى دست پیدا مى كند، براى رسیدن به كمال ، نیازى به كارهاى خارق العاده و چله نشستن و ریاضت هاى غریب نیست. باید در زندگى روزمره ، همسان   همه ى مردم، مرد خدا باشیم.

 

دلت را با پند زنده نما (3)

آنچه دل را نیز حیات مى دهد و زنده نگه مى دارد، موعظه است، پند و اندرز پیاپى است.

قرآن زیباترین موعظه است، قرآن والاترین و بلندترین اندرزهاست، انس با قرآن، توجه به قرآن و خواندن آیاتى از آن - بخصوص اگر با تفكر همراه باشد - زنگار از دل مى زداید و آثارى شگرف از طراوت و زندگى برجاى مى گذارد.

خواندن آیات قرآن خود ارزش است و صواب زیادى براى آن ذكر شده است اما آنچه از درجه اهمیت بیشترى برخوردار است، مفاهیم كلمات الهى است. التزام به خواندن قرآن حتى یك آیه در روز! همراه با تفكر و تعمق در معنا، آرام آرام و گاه پرشتاب و سریع، اثر جان بخش خویش را ظاهر مى نماید.

فرزندم قلبت را با موعظه زنده گردان و با زهد بمیران (4).

خدایا! این چه تركیبى است كه على (ع) آورده؟ قلب را زنده كنم یا بمیرانم؟! زندگى و مرگ نقیض همند، چگونه دلم را مخاطب هر دو كنم؟ چگونه از یك سو به زنده كردن دلم فرمان مى دهد و از سویى به میراندن آن؟
و چگونه دلم هم باید بمیرد و هم باید زنده شود؟؟ هم آغوشى مرگ و زندگى چه سان ممكن است؟؟!!...آه... شاید این دو در تالار دل در عرض هم قرار مى گیرند! آرى... زهد و موعظه در كنار همند، نه در امتداد هم.

اگر زهد و اندرز در دل جاى بگیرند كه مى گیرند پس مرگ و زندگى هم با هم جمع مى شوند.میراندن با زهد، عین زنده كردن است.آرى... غیر از این نیست.

امام  على (ع) در بلیغ ترین و فصیح ترین بیانى كه ممكن است ، زنده كردن دل را به میراندن آن با زهد تصویر كرده است، آیا مسیحاى موعظه، دلى را كه با علایق خاكى و مادى، گرفتار مرگ شده، مى تواند با دم معجزه گر خویش، زنده گرداند؟ هرگز. زهد، بریدن وابستگى هاست، نه بریدن شریان زندگى، زهد، قطع دلبستگى هاست، نه جدایى از اجتماع و كار و تلاش.زهد عمل نیست، زهد یك روش است یك منش است یك اعتقاد و باور است، اعتقاد و باورى كه در عمل انسان تأثیر مى گذارد و در كردار افراد، خود را نشان مى دهد. كسى كه وابسته به دنیا نیست و دل به ظواهر فریبنده نبسته است، هر كارى نمى كند، هر سخنى نمى گوید و درِ خواستن ها را به مشت ذلت نمى كوبد.


یكى از راه هاى زهد براى جوان، روزه است. مزه مزه كردن گرسنگى و تشنگى به عشق محبوب، آغاز شیرینى براى قطع وابستگى ها و دلبستگى هاست و شروعى موفق براى بى اعتنایى به كشش هاى دنیایى...

قلبت را با یقین تقویت، با حكمت نورانى و با یاد مرگ خوار گردان(5) . باورى محكم و دانشى حقیقت خیز، راه را براى انسان خواهان كمال، هموار مى كند و كدام باور محكم تر و چه علم و حكمتى نورانى تر از قرآن و كلمات اهل بیت؟ اما این دل گر چه قوى و نورانى شده است اما باید مرتب كنترل شود. غرور، برترى طلبى، زیاده خواهى، خود بزرگ بینى،... كه تیرگى دل را به دنبال دارد، باید مهار گردد. این امر جز با یادآورى دایمى و دم به دم مرگ میسر نیست، باید همیشه و هر صبح و شام، خویش را مخاطب قرار دهیم كه:

هان ! اى در محمل امن و آسایش غنوده و اى به تلاش دنیا و مادیات ایستاده! هشدار، پایان راه، مرگ و حرمان و جدایى است! تا كى دنیا را براى دنیا خواستن و تا كجا كار براى كار و زندگى براى زندگى! و تا چه اندازه تن به ذلت دادن؟ طلب دنیا براى دنیا طلبیدن! مذموم است، مردود است و در اندیشه اى آسمانى مطرود.

قلبت را با یقین تقویت، با حكمت نورانى و با یاد مرگ خوار گردان(5) .

 

یاد مرگ، انسان را از تلاش و كوشش در دنیا باز نمى دارد؛ بلكه او را وادار مى سازد تا فرصت اندك، سرمایه ى ناچیز و توان قلیل خویش را براى سفرى جاودانه به كار گیرد، و از قلب اقرار بگیر كه ماندنى نیست و ناگوارى هاى دنیا را به او عرضه كن و او را از دگرگونى شب و روز و زشتى آن بترسان(6) . به قلب خویش بفهمان كه براى ماندن نیامده و براى رفتن پا در این عرصه نهاده است.

زشتى ها، پیچیدگى ها، و سختى ها را براى دلت بیان كن تا دنیا نزد او بى ارزش و بى بها جلوه كند، از جاده هاى ناهموار و تاریك زندگى برایش سخن بگو تا دل بر آن نبندد و عزم اُتراق نكند و سریع تر از آن گذشته، دل به آخرت بسپارد.

در مقاله ی بعد به  بررسی"چگونگى روابط اجتماعى و عملكرد صحیح و مناسب در قبال جامعه " و " پرهیز از سخن نادانسته " خواهیم پرداخت .

پی نوشت ها :

1- والاعتصام بحبله و اى سبب اوثق من سبب بینك و بین اللَّه ان اخذت به. رعد،28

2- به تعبیر مرحوم آیت اللَّه بهاء الدینى: تجربه، بهترین راه رسیدن به علم و یقین است.

3- احى قلبك بالموعظة.

 4- احى قلبك بالموعظة و امته بالزّهادة. آل عمران، 138

5 - و قوّه بالیقین و نوّره بالحكمة و ذلّله بذكر الموت.

6- و قرره بالفناء، و بصّره فجائع الدنیا و حذّره صولة الدهر و فحش تقلب اللیالى و الایام.



:: مرتبط با: حضرت علی اکبر علیه السلام ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1387/05/23
زمان : 09:08 ق.ظ
۹۱۵۵-1,2,3,4
نظرات |

1,2,3,4

جوانی

وظایف جوان منتظر
با توجه به خصلت، مرام و شخصیت جوانان در عصر ظهور، اکثر یاران امام زمان علیه‌السلام از این گروه سنی هستند؛ چراکه دارای ویژگی‌هایی همچون صفای باطن، زیباگرایی، شجاعت و شهامت، نوگرایی، وفاداری، آزادگی، فداکاری و... هستند که تمام این‌ها در حکومت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف نمود می‌یابد.

حال باید دید جوانانی که عاشق حضرت هستند، در دوران غیبت چه باید بکنند؟

وظایف اصلی و مهم جوانان منتظر در چهار بخش، مورد بررسی قرار می‌گیرد: 1. معرفت 2. محبت 3. اطاعت 4. فعالیت.

معرفت: یکی از مسایل حیاتی و اساسی شناخت امام عصر علیه‌السلام معرفت است که مایه رشد و تعالی است:
امام علی علیه‌السلام می‌فرماید: «ای کمیل! هیچ حرکت و فعالیتی نیست، مگر این که در آن نیازمند شناخت و آگاهی هستی» (تحف العقول، ص171)

موضوع مهدویت هم نیازمند معرفت و شناخت است؛ لذا ما باید با امام زمان خود و مسایل پیرامون او به نحو احسن آشنا شویم. شناخت درست امام،همچنین طریق معرفت واقعی به خدا می‌باشد. در دوران غیبت، شناخت امام زمان علیه‌السلام، رمز حیات و هویت ماست. لازم است به امام خود معرفت داشته باشیم؛ چراکه اگر او را نشناسیم، گمراه خواهیم بود و زندگی جاهلی خواهیم داشت: «هر کس بمیرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلیت می‌میرد» (کمال‌الدین، ج 2، ص 409)

محبت: محبت تابع معرفت و شناخت است و هرچه شناخت بیشتر شود، محبت نیز بیشتر خواهد شد.
اگر عاشق امام زمان علیه‌السلام بشویم و او را دوست بداریم، رنگ محبوب به خود می‌گیریم و بوی او را با خود داریم؛ چراکه امام زمان علیه‌السلام آنقدر ما را دوست دارد که بلاها را از ما دفع می‌کند و در حق ما دعا می‌کند. چقدر خوب است این محبت، طرفینی باشد؛ یعنی ما عاشقان هم برای ظهور و سلامتی او دعا کنیم. این‌طور نباشد که فقط هنگام مشکل و گرفتاری به سراغ او برویم.

باید نوعی زندگی کنیم که دل آن حضرت، خوشنود شود؛ کسی که ادعای محبت و دوستی اولیای الهی را دارد باید عمل به خواسته آنها را سرلوحه اعمالش قرار دهد.

اطاعت: یکی از زیبایی‌ها و لذت‌های جوانی، گذراندن عمر در راه اطاعت الهی است که باعث توجه و عنایت ربوبی می‌شود. اطاعت از ولی خدا همانند اطاعت از پروردگار است و انسانی که ادعای دوستی با خدا و امام زمان علیه‌السلام را دارد باید سعی در اطاعت داشته باشد. جوانِ منتظر باید ضمن اظهار علاقه‌مندی و محبت به خدا و اهل بیت علیهم‌السلام، مطیع فرمان نیز باشد. با این حال اگر مرتکب معصیت شد، آستان الهی درگاه نومیدی نیست؛ بلکه راه توبه و انابه باز است.
فعالیت: نقش اصلی جوانان این است که باید در عرصه مهدویت، فعال و پویا و به روز باشند؛ چرا که دشمنان مهدویت بسیار فعال هستند. پس یاران و شیفتگان حضرت مهدی علیه‌السلام در دوران غیبت، باید بینش‌های خود را نسبت به خداوند، امام و جهان هستی بالا ببرند چون برنامه امام زمان علیه‌السلام، جهانی است، یاران آن حضرت نیز باید نگاه‌های وسیع و جهانی داشته باشند و استراتژی درستی را جهت زمینه‌سازی برای ظهور و انقلاب جهانی حضرت، طراحی کنند. از طرفی باید روحیه شجاعت، ایثار، بردباری، یکدلی و استواری را نیز در خود تقویت کند.
وظایف اجتماعی جوان در دوران غیبت: عصر غیبت عصر آمادگی برای ظهور امام زمان علیه السلام است. دورانی است که باید علاوه بر حفظ خویش، مقدمات ظهور را آماده نمود. در بعد مسایل اجتماعی و روابط مردم با یکدیگر و ساخت جامعه آرمانی برای رسیدن به ملاک و معیارهای ظهور امام زمان علیه السلام، باید بسیار تلاش نمود و رسیدن به این هدف جز با اتحاد و همدلی و كار جمعی منتظران آن حضرت محقق نخواهد شد.


--------------------------------------------------------------------------------


محمد رضا نصوری، مجله امان، شماره 8



:: مرتبط با: حضرت علی اکبر علیه السلام ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1387/05/23
زمان : 09:08 ق.ظ
 

 




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic