زائربقیع
[مدیر اصلی]
سایت هیئت محبان امام حسن مجتبی علیه السلام زاهدان.این سایت به حول قوه خدا و به كمك آقام كریم اهل بیت علیه السلام در تاریخ 17/12/1384افتتاح شد كه بحمد خدا تا كنون در مسیر راهی كه داشته موفق بوده .این سایت متعلق به هیئت محبان امام حسن مجتبی علیه السلام زاهدان می باشد.این سایت آمادگی خود را برای تبادل لینك با ولاگ های ارزشی و مذهبی دارد.یاحق امام حسن مجتبی علیه السلام پشت وپناه تون
::
كلوپ هیئت محبان امام حسن مجتبی زاهدان
[-]
::
کریم اهل بیت
[-]
::
موسسه آسیب های اجتماعی ستایشگران{ مشاوره پزشكی اعتیاد ایدز بیماری هاو..}
[-]
::
عرشیان خاك نشین {شهید بصیری}
[-]
::
اولین وبلاگ تخصصی حضرت معصومه س {کریمه اهل بیت }
[-]
::
لینک باکس کریم اهل بیت
[-]
::
تنها ترین سردار
[-]
::
آموزش تصویری رساله توضیح المسایل
[-]
::
مجموعه تصویری داستانهای شگفت ویژه موبایل
[-]
::
مجموعه كامل ادعیه ویژه موبایل
[-]
::
فیلم و صوت سیاحت غرب
[-]
::
كلیپ های مذهبی موبایل
[-]
::
نرم افزارهای اسلامی موبایل
[-]
::
نرم افزارهای موبایل
[-]
::
تم های مذهبی موبایل
[-]
::
مرحوم آغاسی
[-]
::
عبدالرضا هلالی
[-]
::
حمید علیمی
[-]
::
دانلود مداحی و عکس از سید محمد جواد ذاکر
[-]
::
دانلود مداحی
[-]
شرح دعای ابوحمزه ثمالی به روایت آیة الله جوادی آملی (16)
گر چه همواره راه نیایش عبد و مولا باز است، ولی برای زمان مشخّص مانند ماه مبارك رمضان كه عید اولیای الهی است، فضیلت مخصوص است...
بِسْمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم . اَلدُّعاء مُخُّ العِبادَه. (1)
در نوبت قبل به عرضتان رسید كه دعای ابوحمزه ثمالی از نظر تحلیل مسائل عقلی به نوبه خود یك دائرة المعارفی محسوب میشود. یعنی به صورت دقیق بررسی میكند كه چه طور انسان گناه میكند. چنین كه در نوبتهای قبل به صورت دقیق تحلیل كرد كه چه طور انسان در نماز حضور قلب ندارد . در نوبت قبل به نفس تَسویل و نفس مُسوّله رسیدیم . حالا روشن شد
وقتی انسان به دام نفس افتاد، كم كم اسیر میشود. از آن به بعد نوبت به نفس اَمّاره است. نوبت به نفس امّاره بعد از نفس مُسوّله تلاش و كوشش میكند. انسان در طلیعه امر عاملاً عامداً گناه نمیكند. فریب میخورد، زشت را زیبا، زیبا را زشت، كم كم به دام میافتد. وقتی به دام افتاد، از آن به بعد عالماً، عامداً گناه میكند، چون اسیر است و هر دستوری كه امیر بدهد او اطاعت میكند، كه إنَّ النَّفسَ لَاَمّارَهٌ بِالسُّوء. (2)
امام سجاد سلام الله علیه عرض میكند: 1- پروردگارا ! حالا كه تبهكار به این دام افتاد، راه او چیست؟ كی او را امروز از خطر و انحراف میرهاند. 2- و در قیامت كه روز داوری و دادگری است، كی او را از متخاصمان و متداعیان رهائی میبخشد؟ فردا قرآن طلبكار است، عترت طلبكار است، اسلام طلبكار است كه چرا حقوق و احكام و حِكم ما را رعایت نكردی! فرد و جامعه طلبكارند كه چرا حقوق ما را رعایت نكردی! اعضاء خانواده طلبكارند چرا حقوق داخلی را رعایت نكردی! همسایهها و هموطنان و كشورهای مجاور طلبكارند كه چرا حقوق همسایگی را رعایت نكردی! چون انسان هم نسبت به همسایه نزدیك، هم نسبت به همسایه دور مسئول است. امام سجاد عرض كرد كه : كی فعلاً ما را میرهاند؟ كی فردا از دست طلبكاران نجات مان میدهد؟ هیچ راهی نیست. بنابراین ما مضطر واقعی هستیم. تو هم كه وعده دادی مضطّرین را دریابی . فَالآنَ مِنْ عَذابِكَ مَنْ یَستَنْقِذُنِی وَ مِنْ أیدِی الخُصَمآءِ غَداً مَنْ یُخَلِّصُنِی.
آنگاه عرض كرد: خدایا ! كسی كه الآن مرتّب دارد سقوط میكند، اگر بخواهد صعود كند یك ریسمانی میطلبد، یك حبل آویختهای را طلب میكند. من به طناب كی متوسّل بشوم؟
وجود مبارك امام سجاد سلام الله علیه حال چنین تبهكاری را در سحرهای ماه مبارك رمضان ترسیم میكند كه آن تبهكار به خدا عرض كند: پروردگارا ! تمام ریز و درشت اعمال زشتم را مأموران تو تنظیم كردند هیچ راهی برای پرهیز از سقوط و نِیل به صعود نیست! و اگر تو دستور نداده بودی كه ناامیدی ممنوع است، ممكن بود من ناامید بشوم . چون هیچ راهی نیست. و تو یك كسی هستی كه بهترین مدعوّی. هیچ كس تو را نخواند كه ناامید بشود!
"و بِحَبلِ مَنْ أتَّصِلُ إنْ أنتَ قَطَعتُ حَبلَكَ عَنّی . فَوا سُوأتا عَلی مَا أحْصی كِتابُكَ مِنْ عَمَلِی اَلَّذِی لُولا مَا أرجُوا مِنْ كَرَمِكَ وَ سِعَهِ رَحمَتِكَ وَ نَهیِكَ إیّایَ عَنِ القُنُوطِ لَقَنَطْتُ ."
نامه اعمال طوری است كه هیچ چیزی را فروگذار نمیكند. انسان در قیامت میگوید به این كه: مَا لِهذَا الكِتابْ لا یُغادِرُ صَغِیرَهً وَ لا كَبیرَهً إلا اَحصاها (3). چیزی را فروگذار نكرده.
وجود مبارك امام سجاد سلام الله علیه حال چنین تبهكاری را در سحرهای ماه مبارك رمضان ترسیم میكند كه آن تبهكار به خدا عرض كند: پروردگارا ! تمام ریز و درشت اعمال زشتم را مأموران تو تنظیم كردند هیچ راهی برای پرهیز از سقوط و نِیل به صعود نیست! و اگر تو دستور نداده بودی كه ناامیدی ممنوع است، ممكن بود من ناامید بشوم . چون هیچ راهی نیست. و تو یك كسی هستی كه بهترین مدعوّی. هیچ كس تو را نخواند كه ناامید بشود! در حال اختیار هیچ كس تو را نخواند كه طرفی نبندد. و من هم از همه جا بُریدم ، به تو پیوستم.
آنگاه برای این كه از هر خطری برهم، تو دستور دادی: وَابْتَغُوا إلِیهِ الوَسِیله (4). من در درجه اوّل به مهمترین وسیلههائی كه محبوب توست توسّل میكنم . اوّلاً به اسلام متوسّل میشوم . من مسلمانم ، مُنقاد و مطیع ام . اگر عمل نكردم، ولی اسلام دارم . به طناب اسلام متوسّل میشوم. تو هم فرمودی: وَابْتَغُوا إلِیهِ الوَسِیله . من اسلام را وسیله قرار دادم . اسلام جامع قرآن و عترت است . بعد به این مجموعهها كه زیر مجموعه اسلام اند متوسّل میشوم. اَللّهُمَّ بِذِمَّهِ الإسلامِ أتَوَسَّلُ إلِیكْ، من تعهّد اسلامی دارم ، تو هم مرا به عنوان مسلمان بپذیر . من در اثر اسلام به تو متوسّل میشوم .
"وَ بِحُرمَهِ القُرآنِ أعتَمِدُ اَلِیكْ وَ بِحُبّی لِلْنَبّیِ الاُمّیِ القُرَشی الهاشِمیِّ العَرَبیِّ التَّهامِی المَكّی المَدَنی (صَلَواتُكَ عَلَیهِ وَآلِهِ) أرجُو زُلفَهَ لَدَیكْ ."
به پیغمبر ، یعنی در حقیقت به عترت طاهرین كه عبارت از پیغمبر و اهل بیت او (صلوات الله و سلامه علیهم أجمعین) است، متوسّل میشوم . و اینها بهترین وسیله است . هیچ وسیلهای بالاتر از اسلام و قرآن و عترت نیست ! اوّل به جامع كه به صورت متن است، بعد به مجموع كه شرح آن متن است، بیگانه اوست. در حقیقت من به قرآن و عترت متوسّل شدم . فَلا تُوحِشْ اِستیناسِ اِیمانی وَ لا تَجعَلْ ثَوابی ثَوابَ مَنْ عَبَدَ سِواكْ . خدایا ! من به اینها اُنس گرفته ام و این اُنس را به وحشت تبدیل نكن و ثواب مرا ثواب مشركان قرار نده ! عدّهای غیر تو را پرستیدند، من غیر تو را نپرستیدم . باورم هست كه تو خدای منی ، خالق منی ، ربّ منی ، معبود منی . لكن در اثر جهل و اشتباه و غفلت ، در اثر غلبه شهوت و غضب تن به گناه دادم
پروردگارا ! من هرگز لَدودانه ، لَجوجانه ، معاندانه گناه نكردم. عدّهای به زبان گفتند: ما مسلمانیم، خونشان محفوظ شد . من كه با دل میگویم: مسلمانم ! آنهائی كه با زبان گفتند مسلمان اند ، به آرزویشان رسیدند. یك عدّه با زبان خالی گفتند: مسلمانیم، برای این كه خونشان محفوظ بماند، محفوظ ماند. من كه به زبان من، با قلب من، با همه اعضاء و جوارحم ایمان آوردم. منتها در اثر جوانی، غفلت، جهالت، شهوت تن به گناه دادم. من با قلب و قالَب، با زبان و دل گفتم: آمَنتُ وَ اَسلَمْتُ . آمَنّا وَ اَسلَمْنا . تو از ما عفو بكنی ، ما را در یابی و امید ما را تثبیت بكنی و قلب ما را بعد از این كه هدایت كردی، منحرف نكنی . و رحمت لَدُن را نصیب ما بكنی . وَ هَبْ لَنا مِنْ لَدُنكَ رَحمَه . برای این كه تو وهّابی . تو بهترین بخشندهای . تنها هِبه در دستگاه توست.
بعد آنگاه نیایش را با سوگند به عزّت او هماهنگ میكند. عرض میكند: خدایا ! به عزّت تو قسم اگر بنای تو بر این است كه مرا برانی، من از اینجا بیرون نمیروم . چون جای دیگری نیست. فَوِعِزَّتِكَ لَوِ انْتَهَرتَنِی مَا بَرِحتُ مِنْ بابِكَ . قریب به این مضمون در جملههای دیگر گذشت؛ انسان آن روز میفهمد. اوّلاً خیلیها، همگان در قیامت میفهمند كه راه تنها راه مستقیم الهی است. ولی در سحرهای ماه مبارك رمضان برای یك عدّه خوب روشن میشود كه هیچ راهی نیست، مگر راه الهی. وقتی یك چنین حالی طبق ترسیم و تحلیل امام سجاد سلام الله علیه نصیب كسی شد، قهراً درهای رحمت به روی او باز میشود. عرض میكند: خدایا ! به عزّت تو قسم اگر مرا برانی، من بیرون نمیروم . چون راه نیست. مَا بَرِحْتُ مِنْ بابِكَ . لا كَفَفْتُ عَنْ تَخَلُّقِكْ . آن كُرنش، آن خضوع را خواهم داشت. برای این كه قلبم به معرفت تو مُلحَم است . من میدانم غیر از تو كسی نیست. یك وقت است به امید غیر انسان میرود. قهر میكند، از كسی قهر میكند به امید مهر دیگری . اگر قهر قهر است، قهر توست؛ اگر مهر است، مهر توست. من مُلحَم شده قلبم به كَرم تو ، معارفم . از سعه رحمت تو با خبرم .
"إلی مَنْ یَذْهَبُ العَبدْ إلا بِالمُولی . وَ إلی مَنْ یَلْتَجِأُ المَخلُوقَ إلا لِخالِقِه ."
خدایا ! بنده جز مولا پناهگاهی ندارد . مخلوق جز خالق حریمی ندارد. بر اساس وحدت خالق تنها ملجاء و تنها مَحرم دستگاه توست. من از اینجا بیرون نخواهم رفت. امیدواریم ذات أقدس إله همگان را در سایه رحمت خاصّ خود بپذیرد. .
غَفَرَ اللهُ لَنَا وَ لَكُمْ وَالسَّلامُ عَلِیكُمْ وَ رَحمَهُ اللهِ وَ بَرَكاتُه
پینوشتها:
1- وسائل الشیعه / جلد 7 / صفحة 28 ؛ مستدرك الوسائل / جلد 5 / صفحة 167
2- سوره یوسف / آیه 53
3- سوره كهف / آیه 49
4- سوره مائده / آیه 35
آیت الله جوادی آملی
شرح دعای ابوحمزه ثمالی به روایت آیة الله جوادی آملی (16)
گر چه همواره راه نیایش عبد و مولا باز است، ولی برای زمان مشخّص مانند ماه مبارك رمضان كه عید اولیای الهی است، فضیلت مخصوص است...
بِسْمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم . اَلدُّعاء مُخُّ العِبادَه. (1)
در نوبت قبل به عرضتان رسید كه دعای ابوحمزه ثمالی از نظر تحلیل مسائل عقلی به نوبه خود یك دائرة المعارفی محسوب میشود. یعنی به صورت دقیق بررسی میكند كه چه طور انسان گناه میكند. چنین كه در نوبتهای قبل به صورت دقیق تحلیل كرد كه چه طور انسان در نماز حضور قلب ندارد . در نوبت قبل به نفس تَسویل و نفس مُسوّله رسیدیم . حالا روشن شد
وقتی انسان به دام نفس افتاد، كم كم اسیر میشود. از آن به بعد نوبت به نفس اَمّاره است. نوبت به نفس امّاره بعد از نفس مُسوّله تلاش و كوشش میكند. انسان در طلیعه امر عاملاً عامداً گناه نمیكند. فریب میخورد، زشت را زیبا، زیبا را زشت، كم كم به دام میافتد. وقتی به دام افتاد، از آن به بعد عالماً، عامداً گناه میكند، چون اسیر است و هر دستوری كه امیر بدهد او اطاعت میكند، كه إنَّ النَّفسَ لَاَمّارَهٌ بِالسُّوء. (2)
امام سجاد سلام الله علیه عرض میكند: 1- پروردگارا ! حالا كه تبهكار به این دام افتاد، راه او چیست؟ كی او را امروز از خطر و انحراف میرهاند. 2- و در قیامت كه روز داوری و دادگری است، كی او را از متخاصمان و متداعیان رهائی میبخشد؟ فردا قرآن طلبكار است، عترت طلبكار است، اسلام طلبكار است كه چرا حقوق و احكام و حِكم ما را رعایت نكردی! فرد و جامعه طلبكارند كه چرا حقوق ما را رعایت نكردی! اعضاء خانواده طلبكارند چرا حقوق داخلی را رعایت نكردی! همسایهها و هموطنان و كشورهای مجاور طلبكارند كه چرا حقوق همسایگی را رعایت نكردی! چون انسان هم نسبت به همسایه نزدیك، هم نسبت به همسایه دور مسئول است. امام سجاد عرض كرد كه : كی فعلاً ما را میرهاند؟ كی فردا از دست طلبكاران نجات مان میدهد؟ هیچ راهی نیست. بنابراین ما مضطر واقعی هستیم. تو هم كه وعده دادی مضطّرین را دریابی . فَالآنَ مِنْ عَذابِكَ مَنْ یَستَنْقِذُنِی وَ مِنْ أیدِی الخُصَمآءِ غَداً مَنْ یُخَلِّصُنِی.
آنگاه عرض كرد: خدایا ! كسی كه الآن مرتّب دارد سقوط میكند، اگر بخواهد صعود كند یك ریسمانی میطلبد، یك حبل آویختهای را طلب میكند. من به طناب كی متوسّل بشوم؟
وجود مبارك امام سجاد سلام الله علیه حال چنین تبهكاری را در سحرهای ماه مبارك رمضان ترسیم میكند كه آن تبهكار به خدا عرض كند: پروردگارا ! تمام ریز و درشت اعمال زشتم را مأموران تو تنظیم كردند هیچ راهی برای پرهیز از سقوط و نِیل به صعود نیست! و اگر تو دستور نداده بودی كه ناامیدی ممنوع است، ممكن بود من ناامید بشوم . چون هیچ راهی نیست. و تو یك كسی هستی كه بهترین مدعوّی. هیچ كس تو را نخواند كه ناامید بشود!
"و بِحَبلِ مَنْ أتَّصِلُ إنْ أنتَ قَطَعتُ حَبلَكَ عَنّی . فَوا سُوأتا عَلی مَا أحْصی كِتابُكَ مِنْ عَمَلِی اَلَّذِی لُولا مَا أرجُوا مِنْ كَرَمِكَ وَ سِعَهِ رَحمَتِكَ وَ نَهیِكَ إیّایَ عَنِ القُنُوطِ لَقَنَطْتُ ."
نامه اعمال طوری است كه هیچ چیزی را فروگذار نمیكند. انسان در قیامت میگوید به این كه: مَا لِهذَا الكِتابْ لا یُغادِرُ صَغِیرَهً وَ لا كَبیرَهً إلا اَحصاها (3). چیزی را فروگذار نكرده.
وجود مبارك امام سجاد سلام الله علیه حال چنین تبهكاری را در سحرهای ماه مبارك رمضان ترسیم میكند كه آن تبهكار به خدا عرض كند: پروردگارا ! تمام ریز و درشت اعمال زشتم را مأموران تو تنظیم كردند هیچ راهی برای پرهیز از سقوط و نِیل به صعود نیست! و اگر تو دستور نداده بودی كه ناامیدی ممنوع است، ممكن بود من ناامید بشوم . چون هیچ راهی نیست. و تو یك كسی هستی كه بهترین مدعوّی. هیچ كس تو را نخواند كه ناامید بشود! در حال اختیار هیچ كس تو را نخواند كه طرفی نبندد. و من هم از همه جا بُریدم ، به تو پیوستم.
آنگاه برای این كه از هر خطری برهم، تو دستور دادی: وَابْتَغُوا إلِیهِ الوَسِیله (4). من در درجه اوّل به مهمترین وسیلههائی كه محبوب توست توسّل میكنم . اوّلاً به اسلام متوسّل میشوم . من مسلمانم ، مُنقاد و مطیع ام . اگر عمل نكردم، ولی اسلام دارم . به طناب اسلام متوسّل میشوم. تو هم فرمودی: وَابْتَغُوا إلِیهِ الوَسِیله . من اسلام را وسیله قرار دادم . اسلام جامع قرآن و عترت است . بعد به این مجموعهها كه زیر مجموعه اسلام اند متوسّل میشوم. اَللّهُمَّ بِذِمَّهِ الإسلامِ أتَوَسَّلُ إلِیكْ، من تعهّد اسلامی دارم ، تو هم مرا به عنوان مسلمان بپذیر . من در اثر اسلام به تو متوسّل میشوم .
"وَ بِحُرمَهِ القُرآنِ أعتَمِدُ اَلِیكْ وَ بِحُبّی لِلْنَبّیِ الاُمّیِ القُرَشی الهاشِمیِّ العَرَبیِّ التَّهامِی المَكّی المَدَنی (صَلَواتُكَ عَلَیهِ وَآلِهِ) أرجُو زُلفَهَ لَدَیكْ ."
به پیغمبر ، یعنی در حقیقت به عترت طاهرین كه عبارت از پیغمبر و اهل بیت او (صلوات الله و سلامه علیهم أجمعین) است، متوسّل میشوم . و اینها بهترین وسیله است . هیچ وسیلهای بالاتر از اسلام و قرآن و عترت نیست ! اوّل به جامع كه به صورت متن است، بعد به مجموع كه شرح آن متن است، بیگانه اوست. در حقیقت من به قرآن و عترت متوسّل شدم . فَلا تُوحِشْ اِستیناسِ اِیمانی وَ لا تَجعَلْ ثَوابی ثَوابَ مَنْ عَبَدَ سِواكْ . خدایا ! من به اینها اُنس گرفته ام و این اُنس را به وحشت تبدیل نكن و ثواب مرا ثواب مشركان قرار نده ! عدّهای غیر تو را پرستیدند، من غیر تو را نپرستیدم . باورم هست كه تو خدای منی ، خالق منی ، ربّ منی ، معبود منی . لكن در اثر جهل و اشتباه و غفلت ، در اثر غلبه شهوت و غضب تن به گناه دادم
پروردگارا ! من هرگز لَدودانه ، لَجوجانه ، معاندانه گناه نكردم. عدّهای به زبان گفتند: ما مسلمانیم، خونشان محفوظ شد . من كه با دل میگویم: مسلمانم ! آنهائی كه با زبان گفتند مسلمان اند ، به آرزویشان رسیدند. یك عدّه با زبان خالی گفتند: مسلمانیم، برای این كه خونشان محفوظ بماند، محفوظ ماند. من كه به زبان من، با قلب من، با همه اعضاء و جوارحم ایمان آوردم. منتها در اثر جوانی، غفلت، جهالت، شهوت تن به گناه دادم. من با قلب و قالَب، با زبان و دل گفتم: آمَنتُ وَ اَسلَمْتُ . آمَنّا وَ اَسلَمْنا . تو از ما عفو بكنی ، ما را در یابی و امید ما را تثبیت بكنی و قلب ما را بعد از این كه هدایت كردی، منحرف نكنی . و رحمت لَدُن را نصیب ما بكنی . وَ هَبْ لَنا مِنْ لَدُنكَ رَحمَه . برای این كه تو وهّابی . تو بهترین بخشندهای . تنها هِبه در دستگاه توست.
بعد آنگاه نیایش را با سوگند به عزّت او هماهنگ میكند. عرض میكند: خدایا ! به عزّت تو قسم اگر بنای تو بر این است كه مرا برانی، من از اینجا بیرون نمیروم . چون جای دیگری نیست. فَوِعِزَّتِكَ لَوِ انْتَهَرتَنِی مَا بَرِحتُ مِنْ بابِكَ . قریب به این مضمون در جملههای دیگر گذشت؛ انسان آن روز میفهمد. اوّلاً خیلیها، همگان در قیامت میفهمند كه راه تنها راه مستقیم الهی است. ولی در سحرهای ماه مبارك رمضان برای یك عدّه خوب روشن میشود كه هیچ راهی نیست، مگر راه الهی. وقتی یك چنین حالی طبق ترسیم و تحلیل امام سجاد سلام الله علیه نصیب كسی شد، قهراً درهای رحمت به روی او باز میشود. عرض میكند: خدایا ! به عزّت تو قسم اگر مرا برانی، من بیرون نمیروم . چون راه نیست. مَا بَرِحْتُ مِنْ بابِكَ . لا كَفَفْتُ عَنْ تَخَلُّقِكْ . آن كُرنش، آن خضوع را خواهم داشت. برای این كه قلبم به معرفت تو مُلحَم است . من میدانم غیر از تو كسی نیست. یك وقت است به امید غیر انسان میرود. قهر میكند، از كسی قهر میكند به امید مهر دیگری . اگر قهر قهر است، قهر توست؛ اگر مهر است، مهر توست. من مُلحَم شده قلبم به كَرم تو ، معارفم . از سعه رحمت تو با خبرم .
"إلی مَنْ یَذْهَبُ العَبدْ إلا بِالمُولی . وَ إلی مَنْ یَلْتَجِأُ المَخلُوقَ إلا لِخالِقِه ."
خدایا ! بنده جز مولا پناهگاهی ندارد . مخلوق جز خالق حریمی ندارد. بر اساس وحدت خالق تنها ملجاء و تنها مَحرم دستگاه توست. من از اینجا بیرون نخواهم رفت. امیدواریم ذات أقدس إله همگان را در سایه رحمت خاصّ خود بپذیرد. .
غَفَرَ اللهُ لَنَا وَ لَكُمْ وَالسَّلامُ عَلِیكُمْ وَ رَحمَهُ اللهِ وَ بَرَكاتُه
پینوشتها:
1- وسائل الشیعه / جلد 7 / صفحة 28 ؛ مستدرك الوسائل / جلد 5 / صفحة 167
2- سوره یوسف / آیه 53
3- سوره كهف / آیه 49
4- سوره مائده / آیه 35
آیت الله جوادی آملی
شرح دعای ابوحمزه ثمالی به روایت آیة الله جوادی آملی (15)
گر چه همواره راه نیایش عبد و مولا باز است، ولی برای زمان مشخّص مانند ماه مبارك رمضان كه عید اولیای الهی است، فضیلت مخصوص است...
در نوبت قبل اشاره شد كه وجود مبارك امام سجاد سلام الله علیه حال نیایشگر را چنان ترسیم میكند كه دعا كننده عرض میكند : پروردگارا ! من نه تنها تو را معصیت كردم، هم به جلالت و عظمت تو آگاه بودم، و هم برای معصیت رشوه میدادم، و هم از پرداخت رشوههای سنگین دریغی نداشتم
این نسخهای كه آمده است:
"وَ أعطَیتُ عَلی مَعاصِی الجَلیلْ اَلرُّشی."
چند سبك نقل شده است؛ یكی این كه: اَعطَیتُ عَلَی مَعاصِی الجَلیلْ اَلرُّشی، یعنی من نه معصیتهای خدای جلیل و بزرگوار رشوه میدادم! كه این یك نقصی است روی نقص قبلی؛ انسان با اعتراف به جلالت خدا او را معصیت میكند كه بر معاصی خدای جلیل رشوه میدادم. برخی از نُسخ این چنین آمده است كه: اَعطَیتُ عَلی جَلیلِ المَعاصی الرِّشی. من بر آن معصیتهای بزرگ رشوه میدادم.
برخی از نُسخ این چنین است: فَأعْطَیتُ عَلی مَعاصِی جَلیلَ الرُّشی، كه هم رشوههای سنگین میپرداختم . به هر تقدیر چه نسخه اول یا نسخه دوم یا نسخه سوّم باشد، نیایشگر اعتراف میكند كه خدایا! من نه تنها معصیت میكردم، بلكه برای پرداخت معصیت، مقدّمات معصیت را هم فراهم میكردم، یعنی رشوه میدادم تا گناه كنم؛ این نهایت فرومایگی را میرساند.
این كار به نام (تَسویل) است كه زشت را زیبا نشان دادن، زیبا را زشت نشان دادن، حقّ را باطل نشان دادن، باطل را حقّ نشان دادن، صدق را كذب نشان دادن، كذب را صدق نشان دادن، حسن را قبیح نشان دادن، قبیح را حسن نشان دادن، این نیرنگ، كار تَسویل است. نفس انسان در برابر عقل در جبهه جِهاد اكبر در این بخش كارش تَسویل است. وقتی كه مُسوّلانه رفتار كرد، انسان را فریب میدهد. وقتی فریب داد، مبتلا میكند به این كار . وقتی مبتلا كرد به این كار ، این را حقّ دید و صدق دید، مكرّر این را انجام میدهد. وقتی مكرّر انجام داد، به دام اسارت همین نفس مُسوّله قرار میگیرد. در جبهه جهاد اكبر شكست میخورد. وقتی شكست خورد ، آن وقت اسیر میشود.
آنگاه عرض میكند: ذات أقدس إلها! من در تمام این تبهكاریها روی لِجاج و عناد نبود، روی ضعف بود. در جبهه جهاد درونی وقتی شهوت بر عقل غالب بشود یا غضب بر عقل غالب بشود، روی بیان نورانی امیرالمؤمنین سلام الله علیه كه فرمود: كَمْ مِنْ عَقلٍ اَسیرٍ تَحتَ هَوَیً اَمیر (2)،
یعنی در جهاد درونی گاهی هوس امیر میشود و عقل اسیر، من عقلام امیر هوس شد! وقتی اسیرانه زندگی كردم، قهراً تن به تباهی دادم و برای این تباهی هم غرامتهای سنگینی ارائه كردم.
آنگاه نوبت به (تَسویل) میرسد؛ وجود مبارك امام سجاد سلام الله علیه در این قسمت یك روانشناسی حكیمانهای را ارائه میكند تا انسان نفس خود را و شئون و شُعب نفس را بشناسد و بداند هر پیشنهادی كه در محضر او ارائه میشود از كدام شأن از شئون نفس است، گرچه نفس فِی وَحدَتِها كُلُّ الاُوس
خلاصه آن تحلیل این است كه انسان گرچه دارای شئون گوناگونی است، ولی اگر بتواند این شئون را رهبری كند، همه این شئونهای ادراكی و تحریكی به امامت عقل او نماز جماعت میگذارند. یعنی در درون او یك قافله و یك كاروانی است به مدیریت عقل كه در پیشگاه ذات أقدس إله كُرنش میكنند، نماز میخوانند، اطاعت میكنند به امامت عقل. یعنی هم نیروی ادراكی او به نام حس و خیال و وَهم به عقل نظر او اقتدا میكنند،
هم نیروی تحریكی او به نام شهوت و غضب در بخشهای اراده و تصمیم و جَزم و عزم ما و مانند آن به عقل عملی او اقتدا میكنند و چون حقیقت گوهر انسانی جامع عقلین عملی و نظری است، در آن قلّه فرمانروائی و هِرم دستور دهی و عمارت آن عقل جامع قرار میگیرد كه جوامع كَلِم به همان عقل داده میشود. آنگاه او امامت این قافلههای علمی و عملی را به عهده دارد، یك كاروان علم و عمل به آن قلّه عقل جامع اقتدا میكنند. چنین كسی در جهاد اكبر پیروز است.
و اگر این توفیق نصیب كسی نشد، خطر از اینجا شروع میشود كه انسان یك خواستههائی دارد، هم در بخشهای وَهم و خیال برخی از اندیشهها نسبت به او معقول جلوه میكنند، هم در بخشهای شهوت و غضب برخی از خواستهها برای او محبوب و حقّ جلوه میكند.
شیطان به كمك این خواستههای درونی آنچه را كه مورد علاقه انسان است، گرچه زشت است او را زیبا نشان میدهد، آنچه مورد انزجار و نفرت انسان است، یعنی نفرت شهوت اوست، در پیشگاه شهوت او یا در پیشگاه غضب او منفور است، او را زشت نشان میدهد. وقتی كه زیبا را زشت و زشت را زیبا نشان داد در بخش عقل نظری، حقّ را باطل و باطل را حقّ و صدق را كذب و كذب را صدق میپندارد. در بخشهای حكمت عملی حسن را قبیح و قبیح را حسن تلقّی میكند.
انسان گرچه دارای شئون گوناگونی است، ولی اگر بتواند این شئون را رهبری كند، همه این شئونهای ادراكی و تحریكی به امامت عقل او نماز جماعت میگذارند. یعنی در درون او یك قافله و یك كاروانی است به مدیریت عقل كه در پیشگاه ذات أقدس إله كُرنش میكنند، نماز میخوانند، اطاعت میكنند به امامت عقل .
آنگاه
یكی از شئون نفس كه او نفس مُسوّله نام دارد، كارش این است كه اوّلا بداند انسان چه چیز میطلبد. این شخص آیا مال دوست است، جاه دوست است، میز و پُست و مقام میطلبد یا در اِِعمال غرائض جنسی گرفتار مشكلات است؛ برخیها در مقام جاه زانوهای آنها میلرزد، برخی در مقام اِعمال غرائض زانوهای آنها میلغزد، بعضی از نظر پول، بعضی از نظر تهدید، برخی از نظر تَحبیب، بالأخره هر كسی یك نقطه ضعفی دارد؛ این شأن از شئون نفس وقتی كه روان كاوی كرد، درون كاوی كرد، بررسی كرد كه این انسان چه چیزی را دوست دارد و از چه چیزی میترسد، آنچه را كه او دوست دارد، زشتترین و بَدترین رخدادها را به صورت یك امر زیبای آن شخص پسند در میآورد، در برابر دیدگان او مُجسّم میكند و او را زیبا نشان میدهد. یا یك چیزی را كه زیباست، زشت نشان میدهد و از او دورش میكند. این كار به نام (تَسویل) است كه زشت را زیبا نشان دادن، زیبا را زشت نشان دادن، حقّ را باطل نشان دادن، باطل را حقّ نشان دادن، صدق را كذب نشان دادن، كذب را صدق نشان دادن، حسن را قبیح نشان دادن، قبیح را حسن نشان دادن، این نیرنگ كار تَسویل است. نفس انسان در برابر عقل در جبهه جِهاد اكبر در این بخش كارش تَسویل است. وقتی كه مُسوّلانه رفتار كرد، انسان را فریب میدهد. وقتی فریب داد، مبتلا میكند به این كار . وقتی مبتلا كرد به این كار ، این را حقّ دید و صدق دید، مكرّر این را انجام میدهد. وقتی مكرّر انجام داد، به دام اسارت همین نفس مُسوّله قرار میگیرد. در جبهه جهاد اكبر شكست میخورد. وقتی شكست خورد ، آن وقت اسیر میشود.
این است كه وجود مبارك امام سجاد عرض كرد: پروردگارا ! من در تمام موارد، هیچ كدام، در هیچ موردی شما را با انكار ربوبیّت معصیت نكردم ، بلكه
سَوَّلَتْ لِی نَفسِی وَ غَلَبَنِی هَوانِی وَ اَعانَنِی عَلَیها شِقوَتِی وَ غَرَّنِی سِترُكَ المُرحی عَلَیّ . از یك سو تو پردهداری كردی، پردهدری نكردی، من مغرور شدم . از طرفی شهوت و غضب غالب شد، من در این جهاد شكست خوردم.
همانطوری كه برادران یوسف طبق بیان یعقوب سلام الله علیه سَوَّلَتْ لَكُمْ اَنفُسُكُمْ (3) بود، همانطوری كه سامری گفت: سَوَّلَتْ لِی نَفسِی(4) ؛ گاهی گوساله پرستی در اثر تَسویل نفس، توحید میشود! گاهی برادركُشی در اثر تَسویل نفس كار خوب تلقّی میشود. این تَسویل از خطرناكترین مراحل نفس انسانی است در بخش جهاد اكبر . وقتی انسان گرفتار نفس مُسوّله شد، به دام میافتد؛ وقتی دام افتاد، اسیر میشود.
آنگاه وجود مبارك امام سجاد عرض میكند: پروردگارا ! منِ اسیر شده به دام افتاده را كی باید درمان كند .
پینوشتها:
1- سوره فرقان/ آیه 77
2- بحار الأنوار/ ج 66/ ص 410
3- سوره یوسف/ آیه 18 و آیه 83
سوره طه/ آیه 96 4-
آیة الله جوادی آملی
شرح دعای ابوحمزه ثمالی به روایت آیة الله جوادی آملی (14)
گر چه همواره راه نیایش عبد و مولا باز است، ولی برای زمان مشخّص مانند ماه مبارك رمضان كه عید اولیای الهی است، فضیلت مخصوص است...
یكی از آداب و سنن دعا، پرهیز از «استكبار» است و استكبار اختصاص ندارد به این كه كسی كافرانه زندگی كند یا عاصیانه به سر ببرد؛ اگر كسی مطیع بود، واجبها را انجام داد و محرّمات را ترك كرد، لكن این توفیقات را از خود دانست، یك نحوه استكبار است. كسی عالم شد و عمل كرد، توفیق تحصیل علم و امتثال دستورات الهی را از خود دانست، این هم یك نحوه استكبار است. بهترین راه برای نجات از استكبار آن است كه انسان اسمای حُسنای الهی را رقم بزند و با بیان و بنان بازگو كند و همه كمالات را به خدا اِسناد دهد و همه نقصها را به خود.
در دعای نورانی عرفه سیّدالشهداء سلام الله علیه این است؛ یك فرازهای فراوانی دارد كه أنْتَ الَّذِی اَحسَنْ، أنْتَ الَّذی كَذا و كَذا و كَذا و كَذا، اسمای حُسنای إله را میشمارد. بعد نقصانها و قصور و خطیئات و سیّئات خود را یادآور میشود. أنَا الّذِی كَذا، أنَا الَّذِی عَصَیْتُ، أنَا الَّذِی اَسَأتُ و مانند آن. مشابه آن در دعای عرفه امام سجاد سلام الله علیه است و در دعای سحر ابوحمزه ثمالی هم هست.
یكی از آداب و سنن دعا، پرهیز از «استكبار» است و استكبار اختصاص ندارد به این كه كسی كافرانه زندگی كند یا عاصیانه به سر ببرد؛ اگر كسی مطیع بود، واجبها را انجام داد و محرّمات را ترك كرد، لكن این توفیقات را از خود دانست، یك نحوه استكبار است. كسی عالم شد و عمل كرد، توفیق تحصیل علم و امتثال دستورات الهی را از خود دانست، این هم یك نحوه استكبار است. بهترین راه برای نجات از استكبار آن است كه انسان اسمای حُسنای الهی را رقم بزند و با بیان و بنان بازگو كند و همه كمالات را به خدا اِسناد دهد و همه نقصها را به خود.
در این بخش وجود مبارك امام سجاد اسماء حسنی و كرائم اخلاقی و مكارم الهی را ذكر میكند، بعد مكاره خود را هم یاد میكند. در برابر آن مكارم، این مكاره است. در برابر آن كرامتها این كراهتها هست. در برابر آن اوجها این حضیضها هست. عرض میكند: پروردگارا ! تو اگر درباره پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم به عنوان نمونه فرمودی: ألَمْ یَجِدْكَ یَتِیمَاً فَأوی، وَ وَجَدَكَ ضالّاً فَهَدی، وَ وَجَدَكَ عائِلاً فَأغْنی(2)، همه این ضعفها را ما داشتیم.
ما بیسرپرست بودیم، سرپرستیمان را به عهده گرفتی؛ بینوا بودیم، به ما نوا دادی؛ بی نان و آب بودیم، نان و آب دادی؛ بی نام بودیم، ما را مشهور كردی؛ بی جام و جامه بودیم، به ما جام و جامه دادی؛ بی لانه و آشیانه بودیم، به ما لانه و آشیانه دادی؛ بی نان بودیم، بی آب بودیم، همه این امور را به ما مرحمت كردی. میترسیدیم، به ما امنیّت دادی؛ اقتصاد نداشتیم، به ما دادی. بیمار بودیم، شفا دادی؛ گمنام بودیم، نامدار كردی؛ همه این نقصها مال ما، همه آن كمالها مال شما. گنه كار بودیم، بخشودی. ستّار بودی، غفّار بودی؛ لغزیدیم، دست ما را گرفتی.
در قرآن كریم ذات أقدس إله به مردم مكّه فرمود: فَالْیَعبُدُوا رَبَّ هذَا البِیتْ اَلَّذِی اَطعَمَهُمْ مِنْ جُوع وَ آمَنَهُمْ مِنْ خُوف(3). اینجا هم امام سجاد عرض میكند: ما همه بندگان این چنین بودیم. امنیّت نداشتیم، تو دادی؛ اقتصاد نداشتیم، تو دادی. وجود مبارك ابراهیم خلیل عرض میكند: إذا مَرِضْتُ فَهُوَ یَشفِینْ (4)، خدا شافی است. امام سجاد عرض میكند: ما بیمار بودیم، تو شفا دادی. پس آنچه درباره پیغمبر آمد، آنچه درباره مردم مكّه آمد، آنچه درباره سنّت و سیرت ابراهیم خلیل آمد و آنچه درباره انبیاء و اولیای دیگر آمد، وجود مبارك امام سجاد سلام الله علیه همه اینها را جمع بندی كرد و به این صورت بازگو كرد؛ عرض كرد: پروردگارا ! من كوچكی بودم كه تربیت كردی؛ جاهلی بودم كه تعلیم كردی؛ گمراهی بودم كه هدایت كردی؛ پستی بودم كه بلند كردی؛ ترسانی بودم كه امنیّت دادی؛ گرسنهای بودم كه سیر كردی؛ تشنهای بودم كه سیراب كردی؛ برهنهای بودم كه پوشاندی؛ فقیری بودم كه توانگر كردی. تو تُهیدست را توانگر كردی. ضعیفی بودم كه قوی كردی؛ فرومایهای بودم، عزیز كردی؛ بیمار بودم، شِفا دادی؛ از تو سئوال كردم، چیزی خواستم، عطا كردی، ناامید نكردی؛ گناه كردم، پوشاندی؛ اشتباه كردم، استقاله كردم، تو عِقاله كردی؛ یعنی پشیمان شدم، پشیمانی ما را پذیرفتی؛ اندك بودم، تكثیر كردی؛ مستضعف بودم، یاری كردی؛ رانده بودم، بی مكان و بی جا بودم، جا دادی. ""فَلَكَ الحَمْد"
مستحضرید شمارش اسمای حُسنای حقّ از یك سو، شمارش اسمای قبیح و نقصانات ممكن بنده و برده از سوی دیگر و ترمیم این نقصها به لطف و عنایت خدای جبّار كه او جبروت دارد، جبران كننده هر نقص و ضعف است از سوی دیگر، این مجموعه زمینه استحقاق حمد خدا را فراهم میكند. در پایان نتیجه گرفت؛ عرض كرد: فَلَكَ الحَمْد.
پروردگارا ! من كوچكی بودم كه تربیت كردی؛ جاهلی بودم كه تعلیم كردی؛ گمراهی بودم كه هدایت كردی؛ پستی بودم كه بلند كردی؛ ترسانی بودم كه امنیّت دادی؛ گرسنهای بودم كه سیر كردی؛ تشنهای بودم كه سیراب كردی؛ برهنهای بودم كه پوشاندی؛ فقیری بودم كه توانگر كردی. تو تُهیدست را توانگر كردی. ضعیفی بودم كه قوی كردی؛ فرومایهای بودم، عزیز كردی؛ بیمار بودم، شِفا دادی؛ از تو سئوال كردم، چیزی خواستم، عطا كردی، ناامید نكردی؛ گناه كردم، پوشاندی؛ اشتباه كردم، استقاله كردم، تو عِقاله كردی؛ یعنی پشیمان شدم، پشیمانی ما را پذیرفتی؛ اندك بودم، تكثیر كردی؛ مستضعف بودم، یاری كردی؛ رانده بودم، بی مكان و بی جا بودم، جا دادی. ""فَلَكَ الحَمْد"
بعد عرض میكند: خدایا ! من نه در خلوت، نه در جلوت حیا نكردم و گنه كردم ! أنَا یا رَبِّ الَّذِی لَمْ اَستَحِیْكَ فِی الخَلاء. من حاضر نبودم در ملاء و در حضور دیگران، گناه كردم. در خلوت و تنهائی حیا نكردم. من صاحب مصیبتهای عظیم ام. من كسی هستم كه بر مولای خود جرأت كرده است. من كسی هستم كه جبّارُ السَّماء را معصیت كرده است. من كسی هستم كه وقتی خبر معصیت دادند، من مقدّماتش را فراهم میكردم، كمك میكردم، به كسی چیزی میدادم، به كسی كه وسیله معصیت را برای من فراهم بكند. من كسی هستم كه وقتی به من خبر معصیت دادند، به من بشارت میدادند تا من زمینه را برای گناه فراهم كنم.
من كسی هستم كه مهلت دادی، من رعایت نكردم؛ پوشاندی، حیا نكردم؛ به معصیت عمل كردم، تعدّی كردم، تو مرا از چشم رحمتت راندی، من حیا نكردم ! امّا مع ذلك تو روی همه این آنها پرده عفو پوشاندی،
"وَ بِحِلْمِكَ أمهَلتَنِی وَ بِسِتْرِكَ سَتَرتَنِی حَتّی كَأنَّكَ أغفَلْتَنِی وَ مِنْ عُقُوباتِ المَعاصِی جَنَّبْتَنِی حَتّی كَأنَّكَ اسْتَحیَیْتَنِی."
خدایا! آنقدر محبّت كردی كه گویا من هیچ بَدی نكردم! كَرم خدا، این كه گفته شده است: كَرم او نامتنهی، نِعَمش بی پایان، تنها از نظر كمّی كرم او نامتنهی نیست! از نظر كیفی هم كرم او نامتنهی است.
اگر ما نسبت به كسی بَد كردیم، او نسبت به ما مهربانی روا داشت، ما هر وقت او را میبینیم، شرمندهایم. و بخواهیم این شرم درونی را برطرف كنیم، توان آن را نداریم! ولی ذات أقدس إله توانمند است كه این خطر را هم برطرف كند. اگر تبهكاران به بهشت رفتند، یادشان باشد كه گناه كردهاند، در بهشت شرمندهاند. در حالی كه در بهشت رنج و عدم و اندوه و غم نیست! خدا این شرم را هم میزداید. خدا كه مُقلّبُ القلوب است از یاد تبهكاران و تیره دلان محو میكند كه اینها سابقه سوء داشتند. لذا همانند پرهیزكاران در بهشت متنعّم اند. اصلاً یادشان نیست كه گناه كردهاند تا در بهشت شرمنده باشند! این كار از غیر خدا بر نمیآید.
اگر تبهكاران به بهشت رفتند، یادشان باشد كه گناه كردهاند، در بهشت شرمندهاند. در حالی كه در بهشت رنج و عدم و اندوه و غم نیست! خدا این شرم را هم میزداید. خدا كه مُقلّبُ القلوب است از یاد تبهكاران و تیره دلان محو میكند كه اینها سابقه سوء داشتند. لذا همانند پرهیزكاران در بهشت متنعّم اند. اصلاً یادشان نیست كه گناه كردهاند تا در بهشت شرمنده باشند! این كار از غیر خدا بر نمیآید.
كسی نسبت به ما بَد كرد، حداكثر این كه ما نسبت به او احسان كنیم و رُخش نیاوریم و به دیگران هم نگوئیم. امّا هر چه او را بِنْوازیم، او شرمندهتر میشود. بخواهیم آن رنج درون را از او بزدائیم، توان آن را نداریم. ما كه مُقلّب القُلُوب نیستیم كه بر خاطره او سلطه داشته باشیم ! تا آن خاطرات گذشته از یادش رفت، شرمنده است.
ولی ذات أقدس إله این چنین میكند؛ یعنی تبهكار را مانند پرهیزكار میپذیرد، با دعا و نیایش و توبه و كُرنش اوّلاً. او را وقتی وارد بهشت كرد، همانطوری كه وَ نَزَعنَا مَا فِی صُدُورِهِمْ مِنْ غِلْ (5)، هرگونه غِلّ و خیانت و كینه توزی را از قلب بهشتیان میزداید، از قلب چنین تبهكار بَد سابقهای میزداید كه او سابقه سوء داشت. وقتی از یادش رفت، دیگر شرمنده نمیشود. چنین خدائی اوست!! هر چه بخواهیم، او دارد. هر چه بخواهد، میتواند. و هرگز خزینه كَرم او به پایان نمیرسد.
لذا در این پایان عرض میكند: خدایا ! من را وقتی كه معصیت كردم، روی استكبار نبود و هرگز به ربوبیّت تو، اِنكار نكردم ربوبیّت را ! امر تو را سبك نشمردم و خود را در معرض عقوبت تو نیاوردم و وَعید تو را سبك و خار نشمردم، لكن اشتباه كردم، غفلت كردم، بَد كردم، شهوت بر ما غالب شد، غضب بر من غالب شد،
"خَطِیئَهٌ عَرَضَتْ وَ سَوَّلَتْ لِی نَفسِی."
این «تَسویل نفس» اگر ذات أقدس إله توفیق داد باید در نوبت دیگر بازگو بشود كه نفس مُسوّله چیست، چه خطری را به همراه دارد كه امیدواریم خداوند ما را از شرور أنفس ما، مخصوصاً از شرور نفس مُسوّله و اَمّاره برهاند!
پینوشتها:
1- سوره نمل / آیة 62
2- سوره ضحی / آیات 6 تا 8
3- سوره قریش / آیات 3 و 4
4- سوره شعراء / آیة 80
5- سوره اعراف / آیة 43 و سوره حجر / آیة 47
آیة الله جوادی آملی
شرح دعای ابوحمزه ثمالی به روایت آیة الله جوادی آملی (13)
گر چه همواره راه نیایش عبد و مولا باز است، ولی برای زمان مشخّص مانند ماه مبارك رمضان كه عید اولیای الهی است، فضیلت مخصوص است...
یكی از آداب و سنن نیایش و دعا اِلحاح و اصرار است. اِلحاح و اصرار گاهی به تكرار یك جمله است، گاهی به تكرار مضمون یك جمله در عبارتهای گوناگون؛ دعای ابوحمزه ثمالی از مصادیق بارز اِلحاح در دعاست. زیرا وجود مبارك امام سجاد سلام الله علیه در سحرهای ماه مبارك رمضان یك مطلب را با عبارتهای گوناگون، با تعبیرهای مختلف بازگو میكنند، و آن بخشش گناهان است.
زیرا تا انسان تبهكاری او بخشوده نشود، قُرب الهی نصیبش نخواهد شد و تا قُرب الهی نصیب او نشود، از آن فُوز خاصّ طرفی نمیبندد. لذا در این جمله به ذات أقدس إله عرض میكند: پروردگارا ! اگر از گناهان من صرف نظر كردی، این كار سنّت دیرینه توست كه از تباهی تبهكاران صرف نظر كردی.
"فَإنْ عَفُوتَ یا رَبِّ فَطالَ مَا عَفُوتَ عَنِ المُذنِبینَ قَبلِی."
من اوّلین گنهكاری نیستم كه تو بخشودی، چنین كه آخرین گنهكاری هم نخواهم بود كه تو بخشیدی.
در صحیفه سجادیّه آمده است كه: محبوبترین بندگان خدا كسانیاند كه استكبار نورزند. تذلّل كنند، تخشّع كنند، خضوع كنند در پیشگاه ذات أقدس إله . این نشانه محبوب بودن بنده است نزد خداوند. وجود مبارك امام سجاد هم در همین جا تخضّع دارد. در صحیفه سجادیّه دارد كه: من فقیرترین فقراء هستم . همه نیازمندند، ولی من از همه نیازمندترم ! زیرا هر كسی دركش بیشتر است، میداند كمالات فراوانی به امتثال خلیفةُ الله است. وقتی دركش بیشتر بود، احساس خلاء بیشتری میكند، قهراً فقر را بیشتر از دیگران احساس میكند.
یكی از آداب و سنن نیایش و دعا اِلحاح و اصرار است. اِلحاح و اصرار گاهی به تكرار یك جمله است، گاهی به تكرار مضمون یك جمله در عبارتهای گوناگون؛ دعای ابوحمزه ثمالی از مصادیق بارز اِلحاح در دعاست. زیرا وجود مبارك امام سجاد سلام الله علیه در سحرهای ماه مبارك رمضان یك مطلب را با عبارتهای گوناگون، با تعبیرهای مختلف بازگو میكنند، و آن بخشش گناهان است.
در اینجا عرض میكند:
"وَ یا رَبِّ لِأنَّ كَرَمَكَ أیّ رَبِّ یَجِلُّ عَنْ مُجازاهِ المُذنبینْ وَ حِلمِكَ عَنْ مُكافاهِ المُقَصِّرینْ ."
شما اگر بخواهی در كُرسی داوری بنشینی و عدّهای را كیفر بدهی، كریمانه اگر بر كُرسی داوری بنشینی،
آن كُرسی كرم با جلالتر از آن است كه تبهكاران را كیفر كند، و كُرسی حلم و داوریِ بردباری بزرگتر از آن است كه دیگران را مكافات كند!
«مكافات» همان جزای وِفاق است. « كُفو » یعنی همتا. ذات أقدس إله در قرآن كریم هیچ جا وعده نداد كه جزای محسنین و وارستگان، جزای وفاق است! ولی درباره تبهكاران كه چنین فرمود: جَزآءً وِفاقاً. (2) یعنی جزاء و كیفر تبهكاران وفق گناه آنهاست، هرگز بیشتر نیست. امّا پاداش محسنان و پرهیزگاران به اندازة آنها، موافق و مطابق آنها نیست، بلكه بالاتر از آنهاست! مَنْ جَآءَ بِالحَسَنَه فَلَهُ عَشرُ اَمثالِها. (3)
اینجا دو مطلب است كه باید كاملاً از هم تفكیك بشود. یكی این كه جزاء متن عمل است و همان عمل به صورتهای گوناگون ظهور میكند، یا پاداش مناسب دارد؛ این یك بحث است كه هر گونه جزائی از سنخ عمل است، موافق با عمل است.
وفاق به معنای سنخیّت، اختصاصی به كیفر تبهكاران ندارد. برای این كه پاداش پرهیزكاران را هم شامل میشود. یك قسم و بحث دیگر؛ وفاق یعنی همتا بودن، معادل بودن و مانند آن. این مخصوص تبهكاران است كه جَزآءً وِفاقاً در قرآن فقط درباره اینها آمده است. یعنی كیفر اینها مطابق عمل اینهاست، بیش از عمل نیست. معادل عمل اینهاست. هرگز بیش از عمل یك تبهكار خدا او را كیفر نمیدهد. پس درباره هم سنخ بودن، چه پاداش، چه كیفر، هم سنخ عملاند. امّا معادل بودن، خدا هرگز وعده نداد كه جزای پرهیزكاران را معادل عمل آنها بدهد؛ بلكه همواره وعده داد: جزاء بهتر از عمل است. مَنْ جآءَ بِالحَسَنَه فَلَهُ خِیرٌ مِنها (4)؛ از خیرٌ مِنها شروع میشود تا عَشرُ اَمثالِها یا وَاللهُ یُضاعِفُ مَنْ یَشآء، وَاللهُ واسِعٌ عَلیمْ (5). و امّا درباره كیفر فرمود: معادل آنهاست.
انسان تبهكاری او بخشوده نشود، قُرب الهی نصیبش نخواهد شد و تا قُرب الهی نصیب او نشود، از آن فُوز خاصّ طرفی نمیبندد. لذا در این جمله به ذات أقدس إله عرض میكند: پروردگارا ! اگر از گناهان من صرف نظر كردی، این كار سنّت دیرینه توست كه از تباهی تبهكاران صرف نظر كردی.
در اینجا وجود مبارك امام سجاد سلام الله علیه عرض میكند: تو اگر بر كُرسی كَرم و حِلم بنشینی و در ساهره قیامت افراد را احضار كنی، حلم و كرم تو هرگز كُفو ندارد، همتا ندارد؛ تا ما بگوئیم برابر با كرم عدّهای را كیفر دادی، چون چیزی برابر كَرم تو نیست! لذا عرض میكند: خدایا ! آن كَرم تو اَجلّ از مجازات مجرمین است و حلم تو بزرگتر از آن است كه همتا و كُفو تقصیر مقصّران باشد. و من هم به فضل تو پناهنده شدم . هارِبٌ مِنكِ إلیكَ؛ این هارِبٌ مِنكِ إلِیكِ در جملههای قبل هم بود و در آنجا به عرضتان رسید به این كه: این از آن واسِطهُ العِقدهای این دعای نورانی است.
چند جمله در این دعای ابوحمزه ثمالی هست كه كم نظیر یا بینظیر است؛ همان بِكَ عَرَفتُكَ وَ أنتَ دَلَلْتَنِی از این قبیل است،
إنَّ الرّاحِلَ إلِیكْ قَریبُ المُسافَه از این قبیل است، وَ أنَّكَ لا تَحتَجِبُ عَنْ خَلقِكَ إلا أنْ تَحجُبَهُمُ الأعمالَ دُونَكْ از این قبیل است، هارِبٌ مِنكَ إلِیكْ از این قبیل است كه اینها توحید ناب است.
و در صحیفه سجادیّه هم ما را دعوت به توسّل كرده است. ذات أقدس إله فرمود به این كه: وَابْتَغُوا إلیهِ الوَسیلِه.(6) وسیله را ائمه علیهم السَّلام بازگو كردند؛
هر عملی كه انسان با آن عمل به خدا نزدیك میشود وسیله اوست. ولایت اهلبیت وسیله است، نماز و روزه وسیله است، حج و زیارت وسیله است، صدقات وسیلهاند. هر عمل قُربی كه انسان را به خدا نزدیك میكند، توسّل به خداست. گاهی انسان با نماز به خدا متوسّل میشود، گاهی با روزه متوسّل میشود. ولی وجود مبارك امام سجاد در همین بخشهائی كه خواهد آمد عرض میكند: خدایا! من اقرار به گناه را وسیله قرار دادم، چنین كه در بخشهای مناجات و مانند آن هم هست.
ولی بالاتر از همه اینها مطلب اوج گرفتهای است كه در صحیفه سجادیّه آمده است كه عرض میكند: خدایا! وَ وَسیلَتِی إلِیكَ اَلتُّوحید وَ أنّی لَمْ اُشرِكْ بِكِ شِیئاً. (7) اگر دیگران وسیله میآورند، و اگر تو همگان را دستور دادی به اِبتغاءِ الوَسیله، فرمودی: وَابَتغُوا إلِیهِ الوَسیلِه، من توحید ناب را وسیله آوردم .
من از این كه هیچ چیزی را در هیچ لحظهای شریك تو قرار ندادم، این پرهیز از شرك را وسیله قرار دادم . وَ وَسِیلَتِی إلِیكَ اَلتُّوحید وَ أنّی لَمْ اُشرِكْ بِكَ شِیئاً. این نكره در سیاق نفی نشان میدهد كه به هیچ وجه مشرك نبود. این همان است كه ذات أقدس إله درباره انبیای ابراهیمی و مانند آن تعبیر كرده است كه: یَعبُدُونَنی لا یُشرِكُونَ بِی شِیئاً. (8) هیچ چیزی را شریك من قرار نمیدهند. نه شرك جَلی دارند، نه شرك خَفی دارند. نه در برابر صَنم و وَثن كُرنش میكنند، نه در برابر هوی و هوس خضوع دارند و نه ریائی دارند و مانند آن.
خدایا! من از تو به تو فرار میكنم . كار موحّد ناب هم همین است. انسان هیچ چیز را منشاء اثر نمیداند تا از آنها بگریزد، مگر قهر خدا را . و هیچ چیزی را مبداء لطف نمیداند تا به سوی بگریزد، مگر مهر خدا را! چنین كسی در خوف و رجاء موحّد است. نمیترسد، مگر از خدا. امید ندارد، مگر به خدا .
در اینجا عرض میكند: خدایا! من از تو به تو فرار میكنم . كار موحّد ناب هم همین است. انسان هیچ چیز را منشاء اثر نمیداند تا از آنها بگریزد، مگر قهر خدا را . و هیچ چیزی را مبداء لطف نمیداند تا به سوی بگریزد، مگر مهر خدا را! چنین كسی در خوف و رجاء موحّد است. نمیترسد، مگر از خدا. امید ندارد، مگر به خدا . در سوره احزاب خشیت را منحصراً درباره ذات أقدس إله خلاصه كرد، اَلَّذِینَ یُبَلِّغُونَ رِسالاتِ اللهِ وَ یَخشَونَهُ وَ لا یَخشَونَ اَحَداً إلا الله. (9)
آنگاه عرض میكند:
"اِلهی أنْتَ اُوسَعُ فَضلاً وَ أعظَمُ حِلمَاً مِنْ تُقایِسَنِی بِعَمَلِی."
تو بخواهی برابر با كار ما پاداش بدهی، منزّهتر از آنی. یا ما را به خطیئه ما بلغزانی، من كیام؛ مَا أنَا یا سِیِّدِی وَ مَا خَطَرِی. اصلاً ما به حساب نمیآئیم . قدرت بیكران بخواهد یك پَر كاهی را، سبكتر از پَر كاهی را جابجا بكند، این برای او زیبنده نیست.
هَبنِی بِفَضلِكَ یا سَیِّدِی وَ تَصَدَّقْ عَلَیَّ بِعَفوِكْ وَ جلِّلْنِی بِسِتْرِكَ . این «جَلَّل» اگر گفته شده است: فلان شخص را جَلَّلَهُ، یعنی تجلیل كرد، تعظیم كرد. اگر گفتند: جَلَّلَ الفَرَس، یعنی جُلّ و پالانی كه او را بپوشاند، پتوئی كه او را بپوشاند، لباسی كه او را بپوشاند، بر او پوشانده است. قبلاً هم داشتیم : وَ جَلِّلْنِی بِسَترِكَ . الآن هم داریم وَ جَلِّلْنِی بِسِترِكَ .
یعنی خدایا! جامه ستّاری را بر پیكر من بپوشان ! جِلّ و جُلّ عفو را بر اندامم بپوشان، تا به جلال بار یابم . آن جُلّ گذاری مایه جلال من بشود. وَ جَلِّلْنِی بِسِتْرِكَ . مرا با آن جامه ستّاریات بپوشان تا به جلالات برسم . وَاعْفُ عَنْ تُوبیخِی بِكَرَمِ وَجهِكْ.
پینوشتها:
1- سوره غافر / آیة 60
2- سوره نباء / آیة 26
3- سوره انعام / آیة 160
4- سوره قصص / آیة 84
5- سوره بقره / آیة 261
6- سوره مائده / آیة 35
7- صحیفه سجادیّه/ دعای چهل و نهم ـ وَ كَانََ دُعائُه (ع) فِی دِفاعِ الكَیدِ الأعداء...
8- سوره نور / آیة 55
9- سوره احزاب / آیة 39
آیة الله جوادی آملی
مجموعه کاملی از ادعیه و زیارات (ویژه موبایل)
مجموعه تصویری داستانهای شگفت ویژه موبایل
مجموعه نرم افزارهای سونی اریكسون
------------------------------------
نرم افزار كامپیوتر
نرم افزارهای کاربردی
نرم افزارهای اینترنت
نرم افزارهای سرگرمی وبازی
نرم افزارهای بهینه سازی
