۹۲۵۹گناهان كلیدى
نظرات |

گناهان كلیدى

همانگونه كه پیرى و ضعف، زمینه هجوم كسالت و بیمارى‌هاى گوناگون مى‌گردد، گاهى عیب و یا گناهى زمینه و كلید انواع گناهان مى‌شود. مثلاً:

 

1- حسادت، انسان را به انواع گناهان مانند كارشكنى، تهمت، دروغ و سوء قصدها و ... وادار مى‌كند. امام صادق علیه السلام فرمود:

ان الحَسَد یَاكُل الاِیمانَ كَما تَاكُلُ النّار الحَطَب(68)؛ همانگونه كه آتش، هیزم را مى‌بلعد، حسادت ایمان را مى‌بلعد.

انسان حسود به هر تلاشى كه رقیب خود را بشكند، دست مى‌زند.

 

2- بخل و حرص، بخل سبب ندادن زكات و خمس و ترك انفاق و ... مى‌شود، به علاوه مردم از بخیل ناراحتند و همین موجب بدگویى‌ها و سوء ظن‌ها مى‌گردد.

امیرمؤمنان على علیه السلام فرمود:

البُخلُ جامِع لِمساوِى العُیُوب وَ هُو زمام یقادُ بِه اِلى كلّسوء(69)؛ بخل، جامع و گرد آورنده همه بدى‌ها است، و افسارى است كه همه بدى‌ها را به سوى خود مى‌كشاند.

حرص نیز سبب گناهانى مانند: كم فروشى، احتكار، گران فروشى، رشوه خوارى، تملق و انواع بى‌تقوایى‌ها مى‌شود.

 

3- دروغ، انسان با دروغ، گناهان خود را توجیه مى‌كند و زیر پوشش توجیه‌هاى دروغین، صدها گناه دیگر بروز مى‌كند، امام حسن عسكرى علیه السلام فرمود:

جُعِلَت الخَبائِثُ كُلّها فى بَیتٍ و جُعِلَ مِفتاحُها الكذب (70)؛ تمام زشتى‌ها در اتاقى قرار داده شده، و كلید آن، دروغ است .

 

4- خشم و بداخلاقى، عیبى است كه سبب فحش، غیبت، دشمن تراشى و انواع زشتى‌ها مى‌شود. امام حسن عسكرى علیه السلام فرمود:

الغضب مفتاح كل شر(71)؛ خشمِ (بى‌كنترل) كلید هر بدى است.

عیوب و گناهان دیگرى نیز وجود دارند كه زمینه‌ساز گناهان دیگر مى‌شوند، مانند: بدگمانى، حرام‌خوارى، شراب‌خورى، ستیزه‌جویى، ترس، تكبر و ... كه براى رعایت اختصار از شرح بیشتر خوددارى شد.

 

پی‌نوشت‌ها:

1- بحارالانوار، ج73، ص 255.

2- بحارالانوار، ج73، ص 307/ نهج البلاغه، حكمت 370.

3- بحارالانوار، ج72، ص 262.

4- تحف العقول، ص 581/ كافى، ج2، ص303 از امام صادق علیه السلام.

 

منبع:

گناه شناسى، محسن قرائتى، تنظیم و نگارش: محمدى اشتهاردى .



:: مرتبط با: ماه مبارک رمضان - شب های قدر ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1387/06/14
زمان : 08:09 ق.ظ
۹۲۵۸آثار گوناگون گناه
نظرات |

آثار گوناگون گناه

با بررسى روایات، به دست مى‌آید كه گناهان مختلف، داراى آثار گوناگون است، كه ما در اینجا به ذكر چند اثر شوم گناه مى‌پردازیم:

 

1- قساوت قلب

امیرمؤمنان على علیه السلام فرمود:

ما جَفَّت الدّموعُ الاّ لِقَسوة القُلوب و ما قَست القُلوب الاّ لِكَثرة الذّنوب (1)؛ اشك چشم‌ها نخشكد مگر به خاطر قساوت و سختى دل‌ها، و دل‌ها سخت نشود مگر به خاطر گناهان بسیار .

 

2- سلب نعمت

امام صادق علیه السلام مى‌فرماید: پدرم همواره مى‌فرمود:

اِنّ الله قَضى قَضاء حَتماً الاّ یُنعِمُ على العبد بِنِعمةٍ فَیَسلُبها ایّاه حتّى یُحدِث العبد ذَنباً یَستَحقّ بذلك النّقمة (2)؛ خداوند حكم قطعى فرموده كه نعمتى را كه به بنده‌اش داده، از او نگیرد، مگر زمانى كه بنده گناهى انجام دهد كه به خاطر آن سزاوار كیفر گردد.

 

3- عدم استجابت دعا

امام باقر علیه السلام فرمودند: همانا بنده از خدا حاجتى مى‌خواهد، اقتضا دارد كه زود یا دیر برآورده شود، سپس آن بنده گناهى انجام مى‌دهد خداوند به فرشته مى‌فرماید: حاجت او را روا مكن و او را محروم ساز زیرا موجب خشم من شده و سزاوار محرومیت شده است.(3)

 

4- الحاد و انكار

رسول اكرم صلّى الله علیه وآله در ضمن گفتارى فرمودند:

فاِنّ المَعاصى تَستَولى الضَّلال على صاحِبها حتّى تُوقِعُه رَدّ ولایَة وصىِّ رسول الله و دفع نبوة نبى الله و لا تزال بذلك حتّى توقعه فى ردّ توحید الله و الالحاد فى دین الله (4)؛ همانا گناهان، گمراهى را بر گنهكار مسلط مى‌نماید تا آنجا كه او را به رد ولایت و امامت وصى رسول خدا و انكار نبوت پیامبر و به همین منوال انكار یكتایى خدا و الحاد و كفر در دین خدا، آلوده مى‌گرداند.

 

5- قطع روزى

امام باقر علیه السلام مى‌فرماید:

إنّ الرّجُل لَیَذنب الذَّنْب فَیَدرء عنه الرّزق (5)؛ مردى گناهى انجام مى‌دهد و در نتیجه، "روزى" از او دور مى‌شود.

 

6- محرومیت از نماز شب

امام صادق علیه السلام مى‌فرماید:

إنّ الرّجل یَذنب الذَّنْب فَیحرم صَلاة اللیل (6)؛ انسان بر اثر ارتكاب گناه از نماز شب محروم مى‌گردد.

 

7- عدم امنیت از حوادث

امیرمؤمنان على علیه السلام فرمودند:

گنهكار نباید خود را از بلاهاى شبانه و حوادث ناگهانى ایمن بداند.(7)

و عواقب شوم دیگر كه فهرست‌وار ذكر مى‌كنیم؛

8- قطع باران.

9- ویرانى خانه.


10- حبس صد ساله قیامت.

11- خشم و لعن الهى.

12- بلاهاى بى سابقه.

13- پشیمانى.

14- پرده‌درى و رسوایى.

15- كوتاهى عمر.

16- زلزله.

17- فقر عمومى.

18- اندوه.

19- بیمارى.

20- تسلط اشرار

.

روایات در این زمینه، بسیار است.(8) براى رعایت اختصار این فصل را با پنج روایت ذیل به پایان مى‌بریم:

الف- پیامبر صلّى الله علیه وآله مى‌فرماید:

هر كس در امر نماز سستى كند و آن را سبك شمرد خداوند او را به پانزده بلا گرفتار مى‌كند:

1- كوتاهى عمر، 2- كمى روزى، 3- زدودن سیماى صالحان از چهره‌اش، 4- عدم پاداش براى اعمالش، 5- عدم استجابت دعا، 6- عدم بهره‌مندى او از دعاى صالحان، 7- مرگ ذلیلانه، 8- مرگ در حال گرسنگى و تشنگى، 9- ماموریت فرشته‌اى از طرف خدا كه او را در قبرش شكنجه دهد، 10- قبر را بر او تنگ نماید، 11- قبرش تاریك است، 12- ماموریت فرشته‌اى براى كشاندن او بر زمین از ناحیه صورت در منظر مردم، 13- حسابرسى شدید قیامت، 14- سلب نظر و توجه خدا به او، 15- ابتلا به عذاب سخت.(9)

ب- پیامبر صلّى الله علیه وآله فرمود:

زنا كردن داراى شش اثر است كه سه اثرش در دنیا است و سه اثرش در آخرت مى‌باشد،

اثر دنیوى آن عبارتست از: رسوایى، كوتاهى عمر و قطع روزى.

و اما اثر اخروى آن عبارتست از: سختى حساب، خشم خدا و جاودانگى در آتش دوزخ و همچنین اعمال نیك او بدون پاداش است و دعایش به استجابت نمى‌رسد و بهره‌اى از دعاى صالحان نمى‌برد.(10)

رسول خدا صلّى الله علیه وآله فرمودند:

هنگامى كه عمل زنا آشكار شود، مرگ ناگهانى زیاد مى‌گردد ... و هنگامى كه در ترازو كم فروشى شود، خداوند قحطى و كمبود را بر مردم فرود مى‌آورد و هنگامى كه مردم زكات اموال خود را ندهند زمین بركت‌هاى خود، از زراعت و میوه و معادن را بروز نمى‌دهد،... و هنگامى كه قطع صله رحم رواج یافت؛ ثروت‌ها در دست اشرار قرار مى‌گیرد و هنگامى كه امر به معروف و نهى از منكر ترك گردید خداوند اشرار را بر مردم مسلط مى‌كند، كه هر چه نیكان آنها دعا كنند به استجابت نمى‌رسد.

 

ج- معاذبن جبل مى‌گوید:

در منزل ابو ایّوب انصارى و در محضر پیامبر (صلّى الله علیه وآله) بودم كه از آن حضرت پرسیدم، منظور این آیه چیست؟

یوم یُنْفخ فى الصّور فَتَاتون افْواجاً(11)؛ روز قیامت در صور دمیده مى‌شود، پس مردم گروه گروه مى‌آیند.

آن حضرت (صلّى الله علیه وآله) در پاسخ فرمود:

ده گروه از امت من در قیامت كه به چهره‌هاى مخصوص و متمایز از دیگران هستند وارد صحنه مى‌شوند كه عبارتند از:

سخن چینان (میمون)، حرام خوران (خوك)، رباخوران (واژگونه)، ستمگران در قضاوت (كور)، از خود راضى و خود بینان (گنگ و كر)، علما و قاضیان بى عمل (زبانشان را مى‌جوند و از دهانشان چرك كه همه را ناراحت مى‌كند بیرون مى‌آید)، آزار دهندگان به همسایه (بدبوتر از مردار گندیده)، جاسوسان نزد ظالم (پوشیده به لباس‌هاى آتشین و مس گداخته و چسبان)، شهوترانان و مانع اداى حق خدا از اموال خود (با دست و پاى بریده)، متكبران (آویخته شده بر دارهاى آتشین).(12)

د- رسول خدا صلّى الله علیه وآله فرمودند:

مَن وَلِىَ عَشرةً فلم یَعدِل فیهم جاءَ یومَ القِیامة وَ یَداه و رِجلاه و راسُه فى ثقْب فاءس (13)و(14)؛ هر كس سرپرست ده نفر شود ولى رفتارش با آنها عادلانه نباشد روز قیامت در حالى بیاید كه دست و پا و سر او در سوراخ تبرى باشد.

ه‍ - امام صادق علیه السلام فرمود:

مَن سوّد إسمه فى دیوان ولد فُلان حَشَره الله یَوم القِیامة خِنزیراً (15)؛ كسى كه نام خود را در دفتر ادارى فرزندان فلان (یعنى حكومت طاغوتى بنى عباس و هر طاغوت دیگر) ثبت كند، خداوند او را در روز قیامت به صورت خوك محشور مى‌كند.

و رسول خدا صلّى الله علیه وآله فرمودند:

هنگامى كه عمل زنا آشكار شود، مرگ ناگهانى زیاد مى‌گردد ... و هنگامى كه در ترازو كم فروشى شود، خداوند قحطى و كمبود را بر مردم فرود مى‌آورد و هنگامى كه مردم زكات اموال خود را ندهند زمین بركت‌هاى خود، از زراعت و میوه و معادن را بروز نمى‌دهد،... و هنگامى كه قطع صله رحم رواج یافت؛ ثروت‌ها در دست اشرار قرار مى‌گیرد و هنگامى كه امر به معروف و نهى از منكر ترك گردید خداوند اشرار را بر مردم مسلط مى‌كند، كه هر چه نیكان آنها دعا كنند به استجابت نمى‌رسد.(16)

 

پی‌نوشت‌ها:

1- كافى، ج 2 ص 271.

2- كافى، ج 2 ص 273.

3- كافى، ج 2 ص 271. بحار، ج 73 ص 329.

4- بحارالانوار، ج 73 ص 360.

5- كافى، ج 2 ص 271.

6- كافى، ج 2 ص 271.

7- كافى، ج 2 ص 269.

8- كافى، ج 2 ص 272- 275 و 445- 446.

9- سفینة البحار، ج 2 ص 44.

10- عقاب الاعمال (صدوق)، ص 598، سفینة البحار، ج 2 ص 44.

11- نبا / 20.

12- مجمع البیان، ج 1 ص 423.

13- عقاب الاعمال صدوق، ص 592.

14- ناگفته نماند درباره ى پاداش و كیفر گناه، شیخ صدوق(ره) (متوفى 381) كتاب جامعى به نام «ثواب الاعمال و عقاب الاعمال»، تاءلیف نموده است.

15- عقاب الاعمال، ص 594.

16- وسائل الشیعه، ج 11 ص 513.

 

منبع:

گناه شناسى، محسن قرائتى، تنظیم و نگارش: محمدى اشتهاردى .



:: مرتبط با: ماه مبارک رمضان - شب های قدر ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1387/06/14
زمان : 08:09 ق.ظ
۹۲۵۷آژیر خطر قرآن كریم
نظرات |

آژیر خطر قرآن كریم

از تعبیرات مختلف آیات و روایات، به شدت و ضعف خطرهاى گناه پى مى‌بریم. در قرآن نسبت به بعضى از گناهان تعبیر شده كه آن را انجام ندهید مانند:

ولا تاكلوها اسرافاً(1)؛ از اموال آنها از روى اسراف نخورید.

در بعضى از موارد تعبیر شده كه از آن دورى كنید؛

واجتنبوا الطاغوت(2)؛ و از طاغوت دورى كنید.

و در بعضى موارد گفته شده نزدیك آن نشوید؛

وَلاتَقرَبوا الفَواحِشَ ما ظَهَر مِنها وَ ما بَطن(3)؛ به كارهاى زشت، خواه آشكار و خواه پنهان نزدیك نشوید.

انجام ندادن با نزدیك نشدن نشانه دو نوع خطر است. مثلاً درباره نفت مى‌گوییم: كبریت به آن نزنید! ولى درباره بنزین مى‌گوییم: كبریت را نزدیك آن نبرید كه فاجعه مى‌آفریند!

گناه زنا و خوردن مال یتیم و ورود كفار به سنگر مسلمین (مسجدالحرام) شبیه بنزین است كه در قرآن با جمله "ولاتقربوا"(4)؛ «نزدیك نشوید» و جمله "فلا یقربوا المسجدالحرام" (5)؛ «نباید مشركان نزدیك مسجدالحرام شوند» تعبیر شده است.

این تعبیر همچون آژیر خطر، حاكى از آن است كه بعضى گناهان چنان وسوسه‌انگیز است كه نزدیك شدن به حریم آن ممكن است انسان را در پرتگاه خطرناك قرار دهد و نباید به عوامل زمینه‌ساز و سوق دهنده به سوى گناه نزدیك شد. مثلاً از محیط فاسد و آلوده كه لغزندگى شدیدى براى سقوط در درّه گناه دارد باید دورى نمود.

 

پی‌نوشت‌ها:

1- نساء، 6.

2- نحل / 36.

3- نحل / 36.

4- نساء / 42.

5- توبه / 28.

 

منبع:

گناه شناسى، محسن قرائتى، تنظیم و نگارش: محمدى اشتهاردى .



:: مرتبط با: ماه مبارک رمضان - شب های قدر ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1387/06/14
زمان : 08:09 ق.ظ
۹۲۵۶اقسام گناه
نظرات |

اقسام گناه

علماى اسلام از قدیم گناهان را بر دو گونه تقسیم نموده‌اند:

1 گناهان كبیره (بزرگ).

2 گناهان صغیره (كوچك).

این تقسیم‌بندى از قرآن و روایات سرچشمه گرفته است؛

در قرآن چنین مى‌خوانیم:

"ان تجتنبوا كبائر ما تنهون عنه نكفر عنكم سیئاتكم و ندخلكم مدخلا كریماً(1)؛ اگر از گناهان كبیره‌اى كه از آن نهى شده‌اید، اجتناب كنید، گناهان كوچك شما را مى‌پوشانیم و شما را در جایگاه خوبى وارد مى‌سازیم."

و در جاى دیگر آمده است:

"و وضعَ الكِتاب فَترىَ الُمجرمینَ مُشفِقینَ ممّا فیهِ و یقُولونَ یا ویلتنا ما لِهذا الكِتاب لایُغادِر صغیرة وَلا كَبیرةً الا اَحصاها(2)؛ و كتاب (نامه اعمال) در آنجا گذارده شود، گنهكاران را مى‌بینى كه از آنچه در آن است، ترسان و هراسناكند، و مى‌گویند: اى واى بر ما، این چه كتابى است كه هیچ عمل كوچك و بزرگى نیست، مگر این كه آن را شماره كرده است؟"

و در آیه‌اى دیگر مى‌خوانیم:

"الّذین یَجتَنبون كبائِرَ الاِثم و الفَواحش الاّ اللَمَم انّ ربّك واسعُ المَغفرة...(3)؛ (نیكوكاران) كسانى هستند كه از گناهان بزرگ و زشتى‌ها، جز گناهان كوچك پرهیز مى‌كنند، بى گمان آمرزش پروردگارت وسیع است.

و درباره بهشتیان مى‌خوانیم:

"والَّذینَ یَجتَنِبُون كبائِر الاِثمِ والْفَواحِش (4)؛ (مواهب آخرت، جاودانه است براى) آنان كه از گناهان بزرگ و كارهاى زشت پرهیز مى‌كنند."

و درباره مغفرت الهى مى‌خوانیم:

"انّ اللهّ لایَغفر اَن یُشركَ به و یَغفِر ما دونَ ذلك لِمن یشاَّء و من یُشرك بِالله فَقد اِفتَرى اِثما عَظیما(5)؛

خداوند(هرگز) شرك را نمى‌بخشد و پایین‌تر از آن را براى هر كس بخواهد (و شایستگى داشته باشد) مى‌بخشد و آن كس كه براى خدا شریكى قایل گردد، گناه بزرگى انجام داده است."

از این آیات به روشنى استفاده مى‌شود كه گناهان، دو گونه‌اند: كبیره و صغیره و همچنین استفاده مى‌شود بعضى از گناهان، بدون توبه حقیقى بخشودنى نیست، ولى بعضى از آنها بخشودنى است.

 

اقسام گناه در روایات

روایات متعددى از ائمّه (علیهم السلام) به ما رسیده كه بیانگر تقسیم گناهان به كبیره و صغیره است، و در كتاب اصول كافى یك باب تحت عنوان «باب الكبائر» به این موضوع اختصاص یافته كه داراى 24 حدیث است.

در روایت اوّل و دوّم این باب، تصریح شده كه گناهان كبیره، گناهانى را گویند كه خداوند، دوزخ و آتش جهنم را بر آنها مقرر نموده است.(6)

در بعضى از این روایات (روایت سوم و هشتم)، هفت گناه به عنوان گناه كبیره، و در برخى از روایات (روایت 24) نوزده گناه به عنوان گناهان كبیره، شمرده شده است.(7)

گرچه هر گناه، چون مخالفت فرمان خداى بزرگ است، سنگین و بزرگ مى‌باشد، ولى این موضوع منافات ندارد كه بعضى از گناهان نسبت به خود و آثارى كه دارد، بزرگتر از برخى دیگر باشد، و به گناهان بزرگ و كوچك تقسیم گردد.

 

پی‌نوشت‌ها:

1- نساء / 31.

2- كهف / 49.

3- نجم / 32.

4- شورى / 37.

5- نساء / 48.

6- الكبائر التى اوجب الله علیها النار. كافى، ج 2، ص 276.

7- كافى چاپ آخوندى، ج 2، ص 285، وسائل الشیعه، ج 11، ص 276.

 

منبع:

گناه شناسى، محسن قرائتى، تنظیم و نگارش: محمدى اشتهاردى .



:: مرتبط با: ماه مبارک رمضان - شب های قدر ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1387/06/14
زمان : 08:09 ق.ظ
۹۲۵۵معنای گناه
نظرات |

معنای گناه

گناه به معنى خلاف است و در اسلام هر كارى كه بر خلاف فرمان خداوند باشد، گناه محسوب مى‌شود. گناه هر چند كوچك باشد چون نافرمانى خداست، بزرگ است.

رسول اكرم (صلّى الله علیه وآله) در سخنى به ابوذر فرمودند:

لاتنظر الى صغر الخطیئة و لكن انظر الى من عصیته(1)؛ كوچكى گناه را ننگر، بلكه بنگر چه كسى را نافرمانى مى‌كنى!

 

واژه هاى گناه در قرآن
در زبان قرآن و پیامبر (صلّى الله علیه وآله) و امامان (علیهم السلام) با واژه‌‌هاى مختلف، از گناه یاد شده است، كه هر كدام گویى از بخشى از آثار شوم گناه پرده بر مى‌دارد و بیانگر گوناگون بودن گناه است.

واژه‌هایى كه در قرآن در مورد گناه آمده، عبارتند از:

ذنب، معصیت، اثم، سیئه، جرم، حرام، خطیئه، فسق، فساد، فجور، منكر، فاحشه، خبث، شر، لمم، وزر، ثقل، و حنث .

- ذنب، به معنى دنباله است، چون هر عمل خلافى یك نوع پیامد و دنباله به عنوان مجازات اخروى یا دنیوى دارد؛ این واژه، در قرآن 35 بار آمده است.

- معصیت، به معنى سرپیچى و خروج از فرمان خدا و بیانگر آن است كه انسان از مرز بندگى خدا بیرون رفته است؛ این واژه در قرآن 33 بار آمده است.

- اثم، به معناى سستى و كندى و واماندن و محروم شدن از پاداش‌ها است زیرا در حقیقت گنهكار یك فرد وامانده است و مبادا خود را زرنگ پندارد؛ این واژه در قرآن 48 بار آمده است.

- سیئه، به معنى كار قبیح و زشت است كه موجب اندوه و نكبت گردد، در برابر «حسنه» كه به معنى سعادت و خوشبختى است؛ این واژه 165 بار در قرآن آمده است. كلمه «سوء» از همین واژه گرفته شده كه 44 بار در قرآن آمده است.

- جُرم، در اصل به معنى جدا شدن میوه از درخت و یا به معنى پست است، جریمه و جرایم از همین ماده مى‌باشد، جرم عملى است كه انسان را از حقیقت، سعادت، تكامل و هدف جدا مى‌سازد؛ این واژه 61 بار در قرآن آمده است.

- حرام، به معنى ممنوع است، چنانكه لباس احرام لباسى است كه انسان در حج و عمره مى‌پوشد و از یكسرى كارها ممنوع مى‌شود. و ماه حرام ماهى است كه جنگ در آن ممنوع مى‌باشد و مسجدالحرام یعنى مسجدى كه داراى حرمت و احترام خاصى بوده، و ورود مشركین به آن ممنوع است؛ این واژه حدود 75 بار در قرآن آمده است.

- خطیئه، غالباً به معنى گناه غیر عمدى است. و گاهى در معنى گناه بزرگ نیز استعمال شده است، چنانكه آیه 81 سوره بقره و 37 سوره الحاقه بر این مطلب گواه مى‌باشد. این واژه در اصل حالتى است كه براى انسان بر اثر گناه پدید مى‌آید و او را از طریق نجات، قطع مى‌ند، و راه نفوذ انوار هدایت به قلب انسان را مى‌بندد.(2) این واژه 22 بار در قرآن آمده است.

- فسق، در اصل به معنى خروج هسته خرما از پوست خود مى‌باشد، و بیانگر خروج گنهكار از مدار اطاعت و بندگى خدا است كه او با گناه خود حریم و حصار فرمان الهى را شكسته و در نتیجه بدون قلعه و حفاظ مانده است؛ این واژه 53 بار در قرآن آمده است.

- فساد، به معنى خروج از حدّ اعتدال است كه نتیجه‌اش تباهى و به هدر رفتن استعدادها است؛ این واژه 50 بار در قرآن آمده است.

- فجور، به معنى دریدگى و پاره شدن پرده‌ حیا و آبرو و دین است كه باعث رسوایى مى‌گردد؛ و 6 بار در قرآن آمده است.(3)

- منكر، در اصل از انكار به معنى نا آشنا است، چرا كه گناه با فطرت و عقل سالم، هماهنگ و مانوس نیست، و عقل و فطرت سالم، آن را زشت و بیگانه مى‌شمرد؛ این كلمه 16 بار در قرآن آمده و بیشتر در عنوان نهى از منكر، طرح شده است.

- فاحشه، به سخن و كارى كه در زشتى آن تردیدى نیست، فاحشه گویند. در مواردى به معنى كار بسیار زشت و ننگین و نفرت آور به كار مى‌رود؛ این واژه 24 بار در قرآن آمده است.

- خبث، به هر امر زشت و ناپسند، خبیث گویند در مقابل «طیّب» به معناى پاك و دل‌پسند. این واژه در 16 مورد از قرآن به كار رفته است.

- شرّ، به معنى هر زشتى است كه نوع مردم از آن نفرت دارند، و بر عكس، واژه «خیر» به معنى كارى است كه نوع مردم آن را دوست دارند، این واژه غالبا در مورد بلاها و گرفتارى‌ها استعمال مى‌شود، ولى گاهى نیز در مورد گناه به كار مى‌رود، چنانكه در آیه 8 سوره زلزال به معنى گناه به كار رفته است.

- لمم، (بر وزن قلم) به معنى نزدیك شدن به گناه و به معنى اشیاى اندك است و در گناهان صغیره به كار مى‌رود. و در قرآن یكبار آمده است.

- وزر، به معنى سنگینى است، و بیشتر در مورد حمل گناه دیگران به كار مى‌رود، «وزیر» كسى است كه كار سنگینى از حكومت را به دوش خواهد كشید، این واژه در قرآن 26 بار آمده است. گاهى در قرآن واژه «ثقل» نیز كه به معنى سنگینى است در مورد گناه به كار رفته است، چنانچه آیه 13 سوره عنكبوت به این مطلب دلالت دارد.

- حنث، (بر وزن جنس) در اصل به معنى تمایل به باطل و بازخواست آمده است و بیشتر در مورد گناه پیمان شكنى و تخلف، بعد از تعهد، آمده است. این واژه دوبار در قرآن آمده است.

این واژه‌هاى هفده‌گانه هر كدام بیانگر بخشى از آثار شوم گناه و حاكى از گوناگونى گناه مى‌باشند، و هر یك با پیام مخصوص و هشدار ویژه‌اى، انسان‌ها را از ارتكاب گناه برحذر مى‌دارند.

 

واژه‌هاى گناه در روایات
در روایات اسلامى، واژه‌هاى دیگرى نیز در مورد گناهان مختلف به كار رفته مانند: جریره، جنایت، زَلّت، عثرت، عیب، و ... كه هر كدام بیانگر نوعى از گناه است كه ممكن است به سراغ انسان بیاید.

 

راه دیگر براى شناخت گناه
در قرآن هیجده گروه به خاطر گناهان مختلف، مورد لعن قرار گرفته‌اند؛

«لعن» در اصل به معنى طرد و دور ساختن از رحمت، آمیخته با خشم و غضب است، با این كه رحمت خداوند شامل همه چیز مى‌شود؛

وَ رَحمَتى وَسعَت كُلّ شَیى(4) ؛ و رحمت من بر هر چیزى گسترده است.

ولى انسان به خاطر سوء انتخاب خود به جایى مى‌رسد كه همچون توپ در بسته در اقیانوس رحمت الهى قرار دارد اما ذره‌اى آب رحمت را به درون نمى‌پذیرد.

 

پی‌نوشت‌ها:

1- مجموعه ورام، ج 2، ص 53.

2- المیزان، ج1، ص 218.

3- مفردات راغب، ص 373.

4- اعراف / 152.

 

منبع:

گناه شناسى، محسن قرائتى، تنظیم و نگارش: محمدى اشتهاردى .

 



:: مرتبط با: ماه مبارک رمضان - شب های قدر ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1387/06/14
زمان : 08:09 ق.ظ
 

 




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic