۹۲۶۴مراحل توبه و پاكسازى
نظرات |

مراحل توبه و پاكسازى

از نشانه‌هاى رحمت و لطف وسیع الهى، نعمت توبه و پذیرش آن از سوى خداوند، توبه به معنى ترك گناه، بازگشت به سوى خدا و عذرخواهى در پیشگاه خداوند است.

عذرخواهى بر سه گونه است؛

گاهى عذر آورنده مى‌گوید: من اصلاً فلان كار را انجام نداده‌ام. گاهى مى‌گوید: من به آن جهت این كار را انجام دادم. و گاهى مى‌گوید: این كار را انجام دادم ولى خطا كردم و بد كردم و اینك پشیمانم. این همان توبه است.

توبه در اسلام داراى شرایطى است؛ 1- ترك گناه، 2- پشیمانى از گناه، 3- تصمیم بر انجام ندادن دوباره گناه، 4- تلافى و جبران گناه.(1)

توبه همچون بیرون آوردن لباس چركین از بدن و پوشیدن لباس پاك و تمیز است. توبه همچون شستشوى بدن آلوده و عطر زدن است.

قرآن در آغاز سوره هود مى‌فرماید:

و ان استغفروا ربكم ثم توبوا الیه (2)؛ و از پروردگار خود آمرزش بطلبید، سپس به سوى او بازگردید.

آوردن استغفار و توبه در یك آیه، حاكى از آن است كه این دو با هم تفاوت دارند، اولى به معنى شستشو و دومى به معنى كسب كمالات است. انسان نخست باید خود را از گناهان پاك سازد و سپس خود را به اوصاف الهى بیاراید، نخست هرگونه معبود باطل را از قلب خود بزداید و سپس معبود حق را در آن جاى دهد، به قول حافظ:

تا نفس، مبرّا ز نواهى نكنى                          دل، آئینه نور الهى نكنى

استغفار و توبه در قرآن

در قرآن، ذات پاك خداوند، 91 بار غفور، «بسیار آمرزنده» و 5 بار غفّار، «بسیار بخشنده» یاد شده و در آیات بسیارى، مردم به استغفار و طلب آمرزش از درگاه خدا دعوت شده‌اند. و بیش از 80 بار سخن از توبه و پذیرش توبه به میان آمده است. در اینجا به ذكر چند آیه مى‌پردازیم:

تعبیراتى كه در این آیه آمده مانند: «بندگان من»، «ناامید نشوید»، «رحمت خدا»، «آمرزش همه گناهان»، «غفور و رحیم بودن خدا»؛ همه حكایت از وسعت دامنه استغفار و پذیرش توبه و گستردگى رحمت الهى مى‌كند، به خصوص تعبیر به "عبادى"؛ «بندگان من»، كه بیانگر آن است كه همه از خوب و بد، بندگان خدا هستند و خداوند به آنها آنچنان مهربان است كه آنها را بندگان خودش خوانده است. بنابراین چشم‌انداز امید به آمرزش، بسیار وسیع و گسترده است.
1- والّذین اِذا فَعَلوا فاحِشَة اَو ظلموا اَنفُسهم ذكروا الله فَاستَغفروا لِذُنوبِهم(3)؛ و از نشانه‌هاى پرهیزكاران آن است كه: هرگاه مرتكب عمل زشتى شوند، یا به خود ستم كنند، به یاد خدا مى‌افتند و براى گناهان خود از خدا طلب آمرزش مى‌كنند.

2- و من یَعمَل سُوء او یَظلِم نَفسَه ثُمّ یَستغفِرِ الله یَجد الله غَفوراً رَحیماً(4)؛ كسى كه كار بدى انجام دهد، یا به خود ستم كند، سپس از خداوند طلب آمرزش نماید، خداوند را آمرزنده و مهربان خواهد یافت.

3- وعد الله الّذینَ آمَنوا و عَمِلوا الصّالِحاتِ لَهم مَغفِرةٌ و اجرٌ عظیم(5)؛ خداوند به آنها كه ایمان آورده و عمل صالح انجام داده‌اند وعده آمرزش و پاداش عظیمى داده است.

4- قُل یا عِبادِىَ الَّذینَ اسرفُوا على اَنفُسهِم لا تَقْنطوا مِن رَحمَة الله إنّ الله یَغفرُ الذُّنوبَ جَمیعاً إنَّه هو الغَفورُ الرّحیم(6)؛ بگو اى بندگان من كه بر خود اسراف و ستم كرده‌اید، از رحمت خداوند نومید نشوید كه خدا همه گناهان را مى‌آمرزد و او بسیار بخشنده و مهربان است.

تعبیراتى كه در این آیه آمده مانند: «بندگان من»، «ناامید نشوید»، «رحمت خدا»، «آمرزش همه گناهان»، «غفور و رحیم بودن خدا»؛ همه حكایت از وسعت دامنه استغفار و پذیرش توبه و گستردگى رحمت الهى مى‌كند، به خصوص تعبیر به "عبادى"؛ «بندگان من»، كه بیانگر آن است كه همه از خوب و بد، بندگان خدا هستند و خداوند به آنها آنچنان مهربان است كه آنها را بندگان خودش خوانده است. بنابراین چشم‌انداز امید به آمرزش، بسیار وسیع و گسترده است.

5- و اِذا سَئَلكَ عِبادِى عَنّى فَانّى قَریبٌ اُجیبُ دَعوَةَ الدّاعِ اِذا دَعانِ فَلیَستجیبوا لِى ولیُؤمِنوا بى لَعلَّهُم یَرشُدون (7)؛ هنگامى كه بندگانم از تو درباره من سوال كنند، (بگو) من نزدیكم به دعا كننده به هنگامى كه مرا مى‌خواند پاسخ مى‌گویم، پس باید دعوت مرا بپذیرند و به من ایمان بیاورند تا راه یابند و به مقصد برسند.

از لطایف و نكات بسیار ظریف در نزدیك بودن خدا به انسان این كه در این آیه خداوند هفت بار، امور را به ذات پاك خود، بدون واسطه نسبت داده است: بندگان من، درباره من، من نزدیكم، مرا مى‌خواند، من پاسخ مى‌گویم، دعوت مرا اجابت كند، به من ایمان آورد.

یار نزدیكتر از من به من است                                                 وین عجب بین كه من از وى دورم

6- ... و تُوبُوا اِلى اللهِ جَمعیاً اَیُّها المُؤمِنون (8)؛ اى مؤمنان! همگى به سوى خدا باز گردید.

7- وَ هُو الّذى یَقبِلُ التَّوبَة مِن عِبادِه (9)؛ و خدا كسى است كه توبه بندگانش را مى‌پذیرد.

8- ... اِنَّ الله یُحِبُّ التَّوّابِین (449)؛ قطعاً خداوند توبه كنندگان را دوست دارد.

9- یا ایّها الَّذینَ آمَنوا تُوبُوا اِلَى اللهِ تَوبَةً نَصُوحاً(10)؛ اى كسانى كه ایمان آورده‌اید توبه حقیقى و خالص كنید.

10- و هُو الَّذى یَقبلُ التَّوبَة عَن عِبادِه و یَعفُوا عَنِ السّیّئات (11)؛ او كسى است كه توبه بندگانش را مى‌پذیرد و از گناهان مى‌گذرد.

11- اَفَلا یَتُوبُونَ اِلَى الله و یَستَغفِروُنَه و اللهُ غَفُورٌ رَحیم (12)؛ آیا توبه نمى‌كنند و به سوى خدا باز نمى‌گردند و از او طلب آمرزش نمى‌نمایند. خداوند آمرزنده مهربان است.

در این آیه با استفهام انكارى كه بیانگر تاكید است، خداوند انسان‌ها را به سوى توبه و استغفار دعوت مى‌نماید و با ذكر دو صفت "غفور" و "رحیم" بودنش، عواطف آنها را تحریك مى‌نماید تا شاید به سوى خدا باز گردند و با آب استغفار، گناهانشان را بشویند و در پرتو توبه بر كمالات و فضایل انسانى خود بیفزایند.

 


توبه از دیدگاه روایات
با بررسى و تجزیه و تحلیل روایات مربوط به توبه و استغفار، مطالب متنوع و جامعى، پیرامون توبه به دست مى‌آید كه در اینجا به طور خلاصه به بخش مهمى از آن مى‌پردازیم:


1- توبه راستین
توبه راستین پنج ركن دارد:

- ترك گناه.

- پشیمانى از گناهان سابق.

- تصمیم بر ترك گناه.

- جبران گناهانى كه قابل جبران است با اداى حق الله و حق النّاس.

- استغفار با زبان.

 

توبه نصوح چیست؟
خداوند در قرآن كریم می فرماید:

تُوبُوا الى الله تَوبَة نَصُوحاً(13)؛ به درگاه الهى توبه نصوح كنید.

امام صادق علیه السلام در تفسیر واژه «نصوح» چنین فرمودند:

هو الذَّنبُ الّذى لا یَعودُ فیه اَبداً(14)؛ آن توبه‌اى است كه هرگز به آن گناه باز نگردد.

و امام هادى علیه السلام در معنى نصوح فرمود:

ان یكونَ الباطِنُ كالظاهِر و افضِل من ذلك (15)؛ توبه نصوح، آن است كه باطن انسان مانند ظاهر بلكه بهتر از ظاهر باشد.

رسول خدا صلّى الله علیه وآله در معنى نصوح فرمودند:

ان یَتُوب التائِب ثمّ لایَرجع فى ذَنبٍ كما لایَعود اللَبن الى الضَّرع (16)؛ توبه كننده، هرگز به گناه باز نگردد، چنانكه شیر به پستان باز نمى‌گردد.

امام على علیه السلام در معنى نصوح مى‌فرماید:

نَدمٌ بِالقَلب و استِغفار باللّسان و القَصد على ان لا یَعود(17)؛ پشیمانى قلبى و عذرخواهى با زبان، و تصمیم جدى و مداوم بر ترك گناه.

2- شرائط صحت و كمال توبه

شخصى براى خودنمایى در محضر على علیه السلام گفت: "استغفر الله". حضرت على علیه السلام به او فرمود: مادرت به عزایت بنشیند آیا مى‌دانى استغفار (تنها به زبان نیست و) از درجه اعلى است؟ سپس فرمود: استغفار و توبه داراى شش ركن است:

- پشیمانى از گناهان قبل،

- تصمیم بر ترك گناه،

- اداى حق مردم،

- اداى حق الله،

- ذوب شدن گوشت بدن كه از غذاى حرام روییده شده با حزن و اندوه،

- بدن سختى طاعت خدا را بچشد همانگونه كه شیرینى گناه را چشیده است.(18) در این هنگام بگو: استغفر الله.(19)

جبران گناهان گاهى به مرحله‌اى مى‌رسد، كه باید گناهان سابق را تبدیل به نیكى‌ها كند. یعنى نه تنها آثار گناه را از لوح دل بشوید، بلكه آثار درخشان كارهاى نیك را جایگزین آن بنماید. به عنوان مثال اگر كسى مدت‌ها پدر یا مادرش را آزرده و اكنون توبه كرده، تنها قطع آزار كافى نیست. بلكه باید با شیرینى محبت خود، تلخى آزار را جبران كند.
امام سجاد علیه السلام فرمودند:

انّما تَوبَة، اَلعَمل و الرُّجوع عن الاَمر و لیستِ التَّوبة بِالكَلام (20)؛ توبه یعنى كار شایسته و بازگشت از انحراف، نه لقلقه زبان.

یكى دیگر از شرایط توبه، جبران ضایعات گناه است.

قرآن در این باره مى‌فرماید:

اِلاّ الَّذینَ تابُوا مِن بَعدِ ذلِك وَ اَصْلحوا؛ مگر كسانى كه بعد از این توبه كنند و به اصلاح و جبران بپردازند.

جمله "واصلحوا" بیانگر این است كه شرط مهم توبه اصلاح و جبران ضایعات گناه است.

یكى دیگر از شرایط كمال توبه اقرار به گناه است، تا آنجا كه امام باقر علیه السلام فرمودند:

والله ما ینجو من الذّنب الاّ من اقربه؛ سوگند به خدا از گناه نجات پیدا نمى‌كند، مگر كسى كه به گناه اعتراف كند.(21)

و حضرت على علیه السلام مى‌فرماید:

المُقرّ بالذَّنبِ تائِب (22)؛ اعتراف كننده به گناه، توبه كننده است.

3- انواع توبه و مراحل آن

امام صادق علیه السلام در ضمن گفتارى فرمودند:

و كل فرقة من العباد لهم توبة ... و توبة الخاص، من الاشتغال بغیر الله تعالى و توبة العام من الذنوب (23)؛ هر گروهى داراى یك نوع توبه هستند... توبه بندگان خاص و ممتاز، توبه كردن از لحظات غفلت از خدا و متوجه شدن به غیر خداست و توبه توده مردم، توبه از گناهان است.


مطلب دیگر این كه، پشیمانى از گذشته و تصمیم بر ترك گناه، مرحله نخستین توبه است، مراحل بعد آن است كه توبه كننده از هر نظر به حالت روحانى قبل از گناه درآید.

همچون بیمار و كسى كه تب دارد، كه با خوردن دارو، تب او قطع مى‌شود، ولى بعد از این مرحله نیاز به داروهاى تقویتى دارد تا با استفاده از آنها، بنیه جسمى او به مرحله قبل از بیمارى برسد و شاید سخن امام باقر علیه السلام بر همین اساس باشد كه فرمود:

التائِبُ من الذَّنب كَمَن لا ذَنبَ له و المُقیم على الذّنب و هو مستغفِرٌ منه كالمُستَهز(24)؛ توبه كننده از گناه همانند كسى است كه گناه ندارد و آن كس كه در گناه بماند و در عین حال استغفار كند همانند مسخره كننده است.

4- وسعت دامنه پذیرش توبه

چنانكه قبلاً ذكر شد، خداوند مى‌فرماید:

... لا تَقنطوا مِن رَحمَة الله اِنّ اللهَ یَغفِر الذُّنوبَ جَمیعاً(25)؛ از رحمت خدا ناامید نشوید، خداوند همه گناهان را مى‌آمرزد.

این آیه با صراحت بیان مى‌دارد كه راه توبه به روى همه كس باز است. تا آنجا كه نقل شده «وحشى» قاتل حضرت حمزه (علیه السلام) با شنیدن این آیه به حضور پیامبر (صلّى الله علیه وآله) آمد و اظهار توبه كرد.

پیامبر اكرم (صلّى الله علیه وآله) توبه او را پذیرفت ولی فقط به او فرمود: از چشم من غایب شو، چرا كه من نمى‌توانم به تو نگاه كنم.

رسول اكرم (صلّى الله علیه وآله) مى‌فرماید:

در هر جا هستى، از خدا بترس و با مردم با اخلاق نیك برخورد كن، و هرگاه گناهى كردى كار نیكى انجام بده كه آن گناه را محو كند.

 

بعضى سؤال كردند: آیا این آیه درباره وحشى است یا شامل همه مسلمین مى‌شود؟ پیامبر (صلّى الله علیه وآله) فرمود: همه را شامل مى‌شود.(26)

وسعت و دامنه پذیرش توبه تا آنجاست كه روایت شده: شخصى در محضر حضرت رضا (علیه السلام) گفت: خدا لعنت كند كسى كه با على (علیه السلام) جنگید. امام رضا (علیه السلام) به او فرمود:

قل الاّ مَن تاب و اَصلح (27)؛ بگو مگر كسى كه توبه كرد و خود را اصلاح نمود.

و این بیانگر لطف الهى نسبت به گنهكاران است اصولاً اسلام راه بازگشت به سوى خدا را به روى هیچ كس نمى‌بندد، حتى در مورد عذاب سخت شكنجه گران مى‌فرماید:

اِنّ الَّذینَ فَتَنُوا الْمُؤمِنینَ والمُؤمِناتِ ثُمَّ لَم یَتُوبُوا فَلَهم عَذابُ جَهنَّم(28)؛ براى آنان كه زنان و مردان با ایمان را شكنجه دادند، ولى توبه ننمودند عذاب دوزخ است.

جمله "ثم لم یتوبوا" حاكى از پذیرش توبه شكنجه گران است.

5- محبت خاص خدا به توبه كنندگان

در قرآن مى‌خوانیم:

اِنَّ الله یُحِبُّ التَّوّابین(29)؛ خداوند قطعاً توبه كنندگان را دوست مى‌دارد.

امام باقر علیه السلام مى‌فرماید:

هر گاه مردى در شب تاریك شتر و توشه‌اش را در سفر گم كند و سپس پیدا كند، چقدر خوشحال مى‌شود، خداوند بیشتر از او نسبت به توبه كننده فرحناك مى‌شود.(30)

و در سخن دیگر فرمودند:

الله افرح بتوبة عبده من العقیم الوالد، و من الضال الواجد، و من الظمان الوارد(31)؛ خداوند به توبه بنده‌اش فرحناك‌تر است از مرد عقیمى كه داراى فرزند شود و از شخصى كه گمشده‌اش را پیدا كند، و از تشنه‌اى كه به آب مى‌رسد.

رسول اكرم (صلّى الله علیه وآله) فرمودند:

هیچ موجودى در پیشگاه خدا، محبوب‌تر از مرد یا زن توبه كننده نیست.(32)

نیز فرمودند: التائبُ حَبیب الله (33)؛ توبه كننده، محبوب خدا است.

6- سرزنش از تاخیر توبه

انسان، هر لحظه مامور به توبه است و فرمان توبوا، «توبه كنید» او را به تعجیل در توبه دعوت مى‌نماید، بنابراین تاخیر در توبه تاخیر در انجام فرمان الهى است و چنین كسى در هر لحظه به عنوان ترك كننده فرمان خدا به حساب مى‌آید.

امام جواد علیه السلام مى‌فرماید:

تَاخیر التُّوبَة اِغتِرار، و طُول التَسویف حَیرَة(34)؛ تاخیر توبه نوعى غرور و بى‌خبرى و طولانى نمودن آن نوعى حیرت و سرگردانى است.

امام باقر علیه السلام مى‌فرماید:

سه كار كفاره و جبران كننده گناه است: بلند سلام كردن، اطعام دادن، نماز شب و عبادت در آن هنگام كه مردم خوابیده‌اند.

 

مردى از امیرمؤمنان على علیه السلام درخواست موعظه كرد، آن حضرت به او فرمود:

لا تَكُن ممّن یَرجوا الا خِرة بِغَیر العَمَل و یُرَجِّى التَّوبَة بِطُول الاَمَل (35)؛ از كسانى مباش كه بدون عمل، امید سعادت آخرت را دارند، و توبه را با آرزوهاى دراز به تاخیر مى‌اندازند.

نیز فرمودند: لا دینَ لِمُسَوّف بِتَوبته(36)؛ آن كس كه توبه را به آینده موكول مى‌كند، دین ندارد.

امام باقر علیه السلام مى‌فرماید:

ایّاكَ و التَّسویف فَانَّه بَحرٌ یُغرَقُ فیه الهَلْكى (37)؛ از تاخیر انداختن (توبه) بپرهیز، زیرا تاخیر انداختن (همچون) دریایى است كه درمانده در آن غرق مى‌گردد.

باید توجه داشت كه توبه هنگام مرگ، ارزشى ندارد، چنان كه ایمان و توبه فرعون هنگام غرق شدن پذیرفته نشد و در آیه 18 سوره نساء به این مطلب تصریح شده است.

محمد همدانى مى‌گوید، از حضرت رضا (علیه السلام) پرسیدم: چرا خدا، فرعون را غرق كرد، با این كه ایمان آورد و به توحید اعتراف كرد؟

آن حضرت در پاسخ فرمود:

لانَّه آمَنَ عند رُؤیَة البَاءس، و الایمانُ عِند رؤیَةِ البَاسِ غَیر مَقبُول (38)و (39)؛ زیرا فرعون هنگام دیدن عذاب، ایمان آورد. و ایمان در این هنگام پذیرفته نیست.

و این را نیز نباید از نظر دور داشت كه در روایات متعدد آمده هرگاه مؤمن گناهى مرتكب شود، تا هفت ساعت به او مهلت داده مى‌شود كه اگر در این هفت ساعت توبه كرد، گناه او در نامه عمل ثبت نمى‌گردد، در بعضى از روایات به جاى هفت ساعت از صبح تا شب ذكر شده است، امام صادق علیه‌السلام فرمودند:

إنّ العبد اذا اذنب ذنباً اُجِّل من غَدوَةٍ الى اللیل فانْ استغفر الله لم یكتب علیه (40)؛ بنده وقتى كه گناه كند، از بامداد تا شب مهلت دارد اگر در این مدت از درگاه خدا طلب آمرزش كرد، آن گناه بر او نوشته نشود.

7- نتایج درخشان توبه

توبه و قبولى آن از نعمت‌ها و مواهب كم نظیر الهى است و داراى آثار و نتایج بسیار درخشانى است.

توبه حقیقى آنچنان انسان گنهكار را دگرگون مى‌كند، كه گویى اصلاً گناه نكرده است. چنانكه امام باقر علیه السلام مى‌فرماید:

التائب من الذنب كمن لا ذنب له (41)؛ توبه كننده از گناه مانند آن است كه گناهى نكرده است.

امام باقر علیه السلام فرمود: اگر كسى داراى چهار خصلت باشد هر چند از سر تا قدمش را گناه فرا گرفته باشد خداوند آن گناهان را به نیكى تبدیل مى‌كند:

راستگویى، شرم و حیا، نیك خلقى، روحیه شكرگزارى.


توبه حقیقى موجب پرده‌پوشى و نابودى آثار گناه مى‌گردد، امام صادق علیه السلام فرمودند:

هنگامى كه بنده توبه حقیقى كرد، خداوند او را دوست مى‌دارد، و در دنیا و آخرت گناهان او را مى‌پوشاند، هر چه از گناهان كه دو فرشته موكل بر او برایش نوشته‌اند از یادشان ببرد و به اعضاى بدن وحى مى‌كند كه گناهان او را پنهان كنید. و به نقاط زمین (كه او در آن گناه كرده) فرمان مى‌دهد گناهان او را پنهان كنید.

فیلقى الله حین اَلقاه و لیس شَیى یَشهد علیه بشىء من الذّنوب (42)؛ پس توبه كننده با خدا ملاقات كند به گونه‌اى كه هیچ چیز نیست كه در پیشگاه خدا گواهى بدهد كه او چیزى از گناه را انجام داده است.

در آیه 8 سوره تحریم كه به توبه نصوح امر شده، به پنج ثمره و نتیجه توبه حقیقى اشاره شده كه عبارتند از:

1- بخشودگى گناهان.

2- ورود در بهشت پر نعمت الهى.

3- عدم رسوایى در قیامت.

4- نور ایمان و عمل، در قیامت به سراغ توبه كنندگان آمده و پیشاپیش آنها حركت نموده و ایشان را به سوى بهشت، هدایت مى‌كنند.(43)

5- توجه آنها به خدا بیشتر مى‌گردد، و تقاضاى تكمیل نور و آمرزش كامل گناه خود مى‌كنند.

بطور خلاصه، توبه حقیقى انسان را محبوب خدا مى‌كند، آن هم به عنوان محبوب‌ترین بندگان، چنانكه امام كاظم علیه السلام مى‌فرماید:

و اَحَبّ العِباد الى الله تعالى المُفَتَّنون التَّوابون(44)؛ و محبوب‌ترین بندگان در پیشگاه خدا، آنهایى هستند كه در فتنه (گناه) واقع شوند و بسیار توبه كنند.


و در روایت دیگرى از امام معصوم نقل شده (45) كه خداوند به توبه كنندگان، سه موهبت عطا كرده كه اگر یكى از آنها را به همه اهل آسمان‌ها و زمین مى‌داد همه آنها نجات مى‌یافتند:

1- بشارت به آنها كه خداوند آنان را دوست دارد،(46) و كسى كه خدا او را دوست بدارد او را عذاب نمى‌كند.

2- حاملین عرش خدا و ره‌یافتگان در جوار عرش كبریایى خداوند براى توبه كنندگان، طلب آمرزش مى‌كنند و مقامات عالى را براى آنها آرزو مى‌نمایند.(47)

3- گناهان توبه كنندگان به حسنات و پاداش‌ها، تبدیل مى‌گردد و خداوند به آنها نوید رحمت و امن داده است.(48)

در پایان بحث توبه، با امام سجاد علیه السلام همنوا شویم كه در فرازى از مناجات خود از مناجات‌هاى پانزده‌گانه‌اش به پیشگاه خداوند چنین عرض مى‌كند:

الهى انت فَتَحت لِعبادك باباً الى عَفوِك، سمّیتَه التّوبه، فقلت: توبوا الى الله توبة نصوحاً، فما عذر مَن اغفل دخول الباب بعد فتحه؟ (49)؛ اى خداى من! تو آن كسى هستى كه درى به سوى عفوت براى بندگانت گشوده‌اى و نام آن را توبه نهاده‌اى و (در قرآن) فرموده‌اى: به سوى خدا باز گردید و توجه خالص كنید، اكنون عذر كسانى كه از وارد شدن به این در گشوده غفلت كرده‌اند، چیست؟

 

جبران گناه
در توبه یكى از اركان مهم، جبران گناه است، كه موجب شستن آثار گناه شده و زدودن رسوبات گناه مى‌گردد.

از این جبران، در اسلام با عنوان «كفارات و تكفیر» «پوشاندن و پاك كردن» یاد مى‌شود.

«تكفیر» در مقابل «اِحباط» است، احباط یعنى انسان با ارتكاب گناه، كارهاى نیك خود را پوچ و بى اثر كند، ولى تكفیر یعنى انسان با كارهاى نیك، آثار گناهان از چهره جان خود بزداید، به عبارت روشن‌تر توبه داراى دو مرحله است:

1- قطع و ترك گناه (پاكسازى).

2 - تقویت جان با اعمال نیك (بهسازى).

همانند بیمارى كه درمان او داراى دو بعد است، یكى خوردن داروى‌هاى درمان كننده، دوم خوردن داروهاى نیروبخش، تا آثار و ضایعات بیمارى را از بین ببرد.

جبران گناهان گاهى به مرحله‌اى مى‌رسد، كه باید گناهان سابق را تبدیل به نیكى‌ها كند. یعنى نه تنها آثار گناه را از لوح دل بشوید، بلكه آثار درخشان كارهاى نیك را جایگزین آن بنماید. به عنوان مثال اگر كسى مدت‌ها پدر یا مادرش را آزرده و اكنون توبه كرده، تنها قطع آزار كافى نیست. بلكه باید با شیرینى محبت خود، تلخى آزار را جبران كند.

 

جبران گناه از دیدگاه قرآن
- و یَدْرؤُونَ بِالحَسَنَةِ السَّیّئة (50)؛ (اندیشمندان) با كارهاى نیك، كارهاى بد خود را از بین مى‌برند.

- اِلاّ مَن تابَ و آمن و عَمل صالِحاً اُولئِك یُبدِّل الله سیِّئاتِهم حَسَنات (51)؛ مگر كسى كه توبه كند و ایمان آورد و عمل صالح انجام دهد، كه خداوند گناهان این گروه را به حسنات تبدیل مى‌كند.

- و اَقِم الصَّلوةَ طَرَفَى النَّهار و زُلَفاً مِنَ اللیل اِنَّ الحَسَنات یُذهِبْن السَّیّئات (52)؛ نماز را در دو طرف روز و اوایل شب برپا دار، چرا كه نیكى‌ها، بدى‌ها را بر طرف مى‌سازد.

- اِنْ تَجتَنِبُوا كَبائِرَ ما تَنهَون عَنه نُكَفِّر عَنكُم سیِّئاتِكم (53)؛ اگر از گناهان كبیره‌اى كه از آن نهى شده‌اید، اجتناب كنید گناهان كوچك شما را مى‌پوشانیم.

- والَّذینَ آمَنوا و عَمِلوا الصّالِحاتِ لَنُكَفِّرنَّ عَنهُم سَیِّئاتِهم(54)؛ كسانى كه ایمان آورده و عمل صالح انجام دادند، قطعاً گناهان آنان را مى‌پوشانیم.

 

منظور از پوشاندن گناه چیست؟
- ... فَالَّذینَ هاجروا وَ اُخرِجوا مِن دِیارِهم و اُوذوا فى سَبیلى و قاتَلوا وَ قُتلوا لاُكَفِّرنَّ عَنهم سَیِّئاتهم (55)؛ پس آنها كه در راه خدا هجرت كردند و از خانه‌هاى خود بیرون رانده شدند، و در راه من آزار دیدند و جنگ كردند و كشته شدند سوگند یاد مى‌كنم كه گناهان آنها را مى‌پوشانم و محو مى‌كنم.

از آیات فوق چنین نتیجه مى‌گیریم كه:

توبه‌اى مورد قبول است و موجب محو گناهان مى‌گردد كه با ایمان، عمل صالح، نماز، هجرت، جهاد و شهادت همراه باشد وگرنه ضایعات گناهان سابق، جبران نخواهد شد.

 

جبران گناه از دیدگاه روایات
در روایات بطور صریح تاكید شده كه در توبه ترك گناه و پشیمانى، كفایت نمى‌كند. بلكه باید آثارى را كه گناهان در زندگى انسان پدید آورده‌اند با كارهاى نیك، جبران و اصلاح نمود.

این جبران در چهره‌هاى مخصوصى بروز مى‌كند، تا عامل تربیت و تكامل انسان گردد. براى تكمیل این بحث، به روایات زیر توجه كنید:

- رسول اكرم (صلّى الله علیه وآله) مى‌فرماید:

اتَّقِ الله حیث كنت و خالط الناس بخلق حسن و اذا عملت سیئة فاعمل حسنة تمحوها(56)؛ در هر جا هستى، از خدا بترس و با مردم با اخلاق نیك برخورد كن، و هرگاه گناهى كردى كار نیكى انجام بده كه آن گناه را محو كند.

- امام باقر علیه السلام مى‌فرماید:

التّائب إذا لم یَستبن اثر التّوبة فلَیس بِتائب: یرضى الخصماء و یُعید الصّلوات و یتواضع بین الخَلق یتّقى نفسه عن الشهوات(57)؛ هرگاه نشانه‌هاى توبه، از توبه كننده آشكار نگردد، او توبه كننده حقیقى نیست. (آشكار شدن نشانه‌هاى توبه این است كه آنها را كه ادعاى حقى بر او دارند راضى كند، نمازهاى قضا شده‌اش را اعاده نماید، در برابر مؤمنان متواضع باشد، و خود را از طغیان هوس‌هاى نفسانى حفظ نماید ...

- امیرمؤمنان على علیه السلام فرمودند:

ثَمَرة التّوبة إستدراك فَوارط النّفس (58)؛ میوه و اثر توبه، جبران ضایعات نفس است.

- امام باقر علیه السلام مى‌فرماید:

ما احسن الحَسنات بَعد السّیئات (59)؛ چقدر كارهاى نیك، بعد از گناهان شایسته و زیبا است.

- امام كاظم علیه السلام فرمودند:

من كفارات الذّنوب العِظام إغاثة المَلهوف و التّنفیس عن المَكروب (60)؛ از كفارات گناهان بزرگ، پناه دادن به انسان‌هاى پریشان و گرفتار و زدودن اندوه از اندوهگین است.

- شخصى از رسول خدا (صلّى الله علیه وآله) پرسید: كفاره گناه غیبت چیست؟

حضرت فرمودند:

تَستَغفر لِمَن إغتَبته (61)؛ براى كسى كه او را غیبت كرده‌اى، از خدا طلب آمرزش كن.

- امام باقر علیه السلام مى‌فرماید:

ثلاث كفّارات: إفشاء السّلام و إطعام الطّعام و التّهجُد باللّیل و النّاس نیام (62)؛ سه كار كفاره و جبران كننده گناه است: بلند سلام كردن، اطعام دادن، نماز شب و عبادت در آن هنگام كه مردم خوابیده‌اند.

- امام باقر علیه السلام فرمودند:

اربع مَن كنّ فیه و كان مِن قَرنه الى قَدمه ذُنوباً بَدّلها الله حَسنات: الصِّدق والحَیاء و حُسنُ الخُلق و الشّكر(63)؛ اگر كسى داراى چهار خصلت باشد هر چند از سر تا قدمش را گناه فرا گرفته باشد خداوند آن گناهان را به نیكى تبدیل مى‌كند:

راستگویى، شرم و حیا، نیك خلقى، روحیه شكرگزارى.

- شخصى به حضور رسول خدا (صلّى الله علیه وآله) آمد و عرض كرد: گناهانم بسیار شده‌اند و اعمال نیكم اندك است. پیامبر اكرم فرمود:

اكثر السّجود فانّه یحطّ الذّنوب كما تحطّ الرّیح وَرق الشجر (64)؛ سجده‌هاى بسیار بجا بیاور چرا كه سجده، گناهان را آنچنان مى‌ریزد كه باد، برگ‌هاى درخت را مى‌ریزد.

 

هماهنگى جبران با گناه
جبران گناه، با كارهاى نیك، ممكن است به صورت‌هاى گوناگون مانند كمك‌هاى مالى، جهاد در راه خدا، روزه گرفتن، شب زنده‌دارى و ... انجام گیرد، ولى مناسب آن است كه جبران هر گناه متناسب با همان گناه باشد. مثلاً بى‌حجابى و ناپاكى را با حفظ كامل عفت و پاكدامنى، جبران كرد. گناه غیبت را با كنترل و مراقبت زبان، جبران نمود. گناه ظلم و بى رحمى را با احسان به مظلومان و دستگیرى از بینوایان، تلافى نمود. گناه چشم‌چرانى را با عفت چشم و نگاه‌هایى كه براى آن پاداش است مانند نگاه به قرآن و به چهره عالم و نگاه به چهره پدر و مادر، جبران نمود. چنانكه از بعضى روایات این مطلب استفاده مى‌شود؛

امام صادق علیه السلام مى‌فرماید:

كفارة عمل السّلطان قَضاء حوائِج الاِخْوان (65)؛ كفاره و جبران (گناه) كارمندى حاكم ظالم، رسیدگى و برآوردن نیازمندى‌هاى برادران(مردم) است.

 

پی‌نوشت‌ها:

1- مفردات راغب، ص 76.

2- هود / 3.

3- آل عمران / 135.

4- نساء / 110.

5- مائده / 9.

6- زمر / 53.

7- بقره / 186.

8- نور / 31.

9- شورى / 25.

10- بقره / 222.

11- تحریم / 8.

12- تحریم / 8.

13- مائده / 74.

14- تحریم / 8.

15- كافى، ج 2 ص 432.

16- بحار، ج 6 ص 22.

17- مجمع البیان، ج 10 ص 318.

18- تحف العقول / ص 149.

19- از علامه مجلسى قدس سره نقل شده كه چهار ركن اول شرایط صحت توبه است، و دو ركن بعد دو شرط كمال توبه مىباشد.

20- نهج البلاغه، حكمت 417.

21- كشف الغمه، ج 2 ص 313.

22- وسائل الشیعه، ج 11 ص 347.

23- مستدرك الوسائل، ج 2 ص 345.

24- مصباح الشریعه، ص 97.

25- كافى، ج 2 ص 435، در قرآن 8 بار ذات پاك خدا با عنوان تَوّاب رَحیم توصیف شده این عنوان بیانگر آن است كه: اگر بنده اى توبه خود را شكست، باز ناامید نشود و مجدداً توبه كند، چرا كه خداوند بسیار توبه پذیر است.

26- زمر / 53.

27- سفینة البحار (وحشى). تفسیر فخر رازى، ج 27 ص 4.

28- وسائل الشیعه، ج 11 ص 266.

29- بروج / 10.

30- بقره / 222.

31- كافى، ج 2 ص 435.

32- میزان الحكمه، ج 1 ص 541.

33- سفینة البحار، ج 1 ص 127، عیون اخبار الرضا، ج 2 ص 29.

34- جامع السعادات، ج 3 ص 51.

35- بحار، ج 6 ص 30.

36- نهج البلاغه، حكمت 150.

37- غرر الحكم، میزان الحكمة، ج 4 ص 589.

38- بحار، ج 78 ص 164.

39- بحار، ج 6 ص 23.

40- از آیات 50 و 51 سوره یونس استفاده مىشود كه به هنگام نزول عذاب درهاى توبه بسته است، چرا كه توبه در چنین حالى شبیه توبه اجبارى و اضطرارى است و چنین توبه اى بى ارزش است.

41- كافى، ج 2 ص 437.

42- كافى، ج 2 ص 435.

43- كافى، ج 2 ص 431.

44- نمونه، ج 24 ص 292.

45- كافى، ج 2 ص 432.

46- كافى، ج 2 ص 432.

47- بقره، 222.

48- مؤمن / 7 9.

49- فرقان / 68 70.

50- بحار، ج 94 ص 142.

51- رعد / 22.

52- فرقان / 70.

53- هود / 114.

54- نساء / 31.

55- عنكبوت / 7.

56- آل عمران / 195.

57- بحار، ج 71 ص 242. وسائل الشیعه، ج 11 ص 384.

58- بحار، ج 6 ص 35، میزان الحكمة، ج 1 ص 548.

59- مستدرك الوسائل، ج 2 ص 348.

60- وسائل الشیعه، ج 11 ص 384.

61- شرح نهج البلاغه (حدیدى)، ج 18 ص 135.

62- وسائل الشیعه، ج 15 ص 583.

63- بحار، ج 77 ص 52.

64- بحار، ج 71 ص 332.

65- بحار، ج 85 ص 162، میزان الحكمة، ج 3 ص 477، وسائل الشیعه، ج 15 ص 584.

 

منبع:

گناه شناسى، محسن قرائتى، تنظیم و نگارش: محمدى اشتهاردى .



:: مرتبط با: ماه مبارک رمضان - شب های قدر ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1387/06/14
زمان : 08:09 ق.ظ
۹۲۶۳میزان و معیار شناخت گناهان كبیره از صغیره
نظرات |

میزان و معیار شناخت گناهان كبیره از صغیره

در این كه معیار در شناخت گناهان كبیره از صغیره چیست، بین علما، گفتگو و اختلاف فراوان شده، كه در مجموع پنج معیار را بیان كرده‌اند:

1- هر گناهى كه خداوند در قرآن، براى آن وعده عذاب داده باشد.

2- هر گناهى كه شارع مقدس، براى آن حد تعیین كرده، مانند شرابخوارى یا زنا و دزدى و مانند آن كه تازیانه و كشتن و سنگسار از حدود آنها است و در قرآن به آن هشدار داده است.

3- هر گناهى كه بیانگر بى اعتنایى به دین است.

4- هر گناهى كه حرمت و بزرگ بودنش با دلیل قاطع ثابت شده است.

5- هر گناهى كه در قرآن و سنّت، انجام دهنده آن، شدیداً تهدید شده است.(36)

 

گناهان كبیره از دیدگاه امام خمینی (ره)
در كتاب تحریر الوسیله امام خمینى (ره) در مورد معیار گناهان كبیره، چنین آمده است:

- گناهانى كه در مورد آنها در قرآن یا روایات اسلامى وعده آتش دوزخ، داده شده باشد.

- از طرف شرع، به شدت، از آن نهى شده است.

- دلیل، دلالت دارد كه آن گناه، بزرگتر از بعضى از گناهان كبیره است.

- عقل، حكم كند كه فلان گناه، گناه كبیره است.

- در ذهن مسلمینِ پایبند به دستورات الهى، چنین تثبیت شده كه فلان گناه، از گناهان بزرگ است.

- از طرف پیامبر اكرم یا امامان (علیهم السلام) در خصوص گناهى تصریح شده كه از گناهان كبیره است.

سپس مى‌گویند: گناهان كبیره، بسیار است، بعضى از آنها عبارتند از:

1- نا امیدى از رحمت خدا.

2- ایمن شدن از مكر خدا.

3- دروغ بستن به خدا یا رسول خدا (صلّى الله علیه وآله) و یا اوصیاى پیامبر (علیهم السلام)

4- كشتن نا بجا.

5- عقوق پدر و مادر.

6- خوردن مال یتیم از روى ظلم.

7- نسبت زنا به زن با عفت.

8- فرار از جبهه جنگ با دشمن.

9- قطع رحم.

10- سحر و جادو.

11- زنا.

12- لواط .

13- دزدى.

14- سوگند دروغ.

15- كتمان گواهى. (در آنجا كه گواهى دادن واجب است)

16- گواهى به دروغ .

17- پیمان شكنى.

18- رفتار بر خلاف وصیّت.

19- شرابخوارى.

20- رباخوارى.

21- خوردن مال حرام.

22- قمار بازى.

23- خوردن مردار و خون.

24- خوردن گوشت خوك.

25- خوردن گوشت حیوانى كه مطابق شرع ذبح نشده است.

26- كم فروشى.

27- تعرّب بعد از هجرت. یعنى انسان به جایى مهاجرت كند كه دینش را از دست مى‌دهد.

28- كمك به ستمگر.

29- تكیه بر ظالم .

30- نگهدارى حقوق دیگران بدون عذر.

31- دروغگویى.

32- تكبر.

33- اسراف و تبذیر.

34- خیانت.

35- غیبت.

36- سخن چینى.

37- سرگرمى به امور لهو.

38- سبك شمردن فریضه حج.

39- ترك نماز.

40- ندادن زكات.

41- اصرار بر گناهان صغیره.

اما شرك به خدا و انكار آنچه را كه خداوند دستور داده، و دشمنى با اولیاى خدا، از بزرگترین گناهان كبیره مى‌باشد.(37)

همانگونه كه بیان شد طبق فتواى امام خمینى(ره) گناهان كبیره، بسیار است و آنچه در بالا ذكر شد قسمتى از آنها است، مثلا توهین به كعبه و قرآن و پیامبر (صلّى الله علیه وآله) و امامان (علیهم‌السلام) یا ناسزا گفتن به آنها و بدعت گذارى و ... از گناهان كبیره است.

 

یك تقسیم بندى دیگر در مورد گناهان
امام على علیه السلام در گفتارى فرمود:

انّ الذنوب ثلاثة... فذنب مغفور و ذنب غیر مغفور و ذنب نرجو لصاحبه و نخاف علیه... ؛ گناهان بر سه گونه‌اند: گناه بخشودنى و گناه نابخشودنى و گناهى كه براى صاحبش، هم امید(بخشش) داریم و هم ترس از كیفر.

سپس فرمود: «اما گناهى كه بخشیده است، گناه بنده‌اى است كه خداوند او را در دنیا كیفر مى‌كند و در آخرت كیفر ندارد. در این صورت خداوند حكیم‌تر و بزرگوارتر از آنست كه بنده‌اش را دو بار كیفر كند.

اما گناهى كه نابخشودنى است، حق الناس است یعنى ظلم بندگان نسبت به همدیگر كه بدون رضایت مظلوم بخشیده نمى‌شود.

و اما نوع سوم، گناهى است كه خداوند آن را بر بنده‌اش پوشانده و توبه را نصیب او نموده است، و در نتیجه آن بنده هم از گناهش هراسان است و هم امید به آمرزش پروردگارش دارد، ما نیز درباره چنین بنده‌اى، هم امیدواریم و هم ترسان.(38)

 

پی‌نوشت‌ها:

1- كافى، ج3، ص 392. به نقل از علامه مجلسى كه او این موارد را از شیخ بهائى نقل نموده است.

2- تحریر الوسیله، ج 1، ص 274- 275.

3- بحارالانوار، ج 6، ص 30.

 

منبع:

گناه شناسى، محسن قرائتى، تنظیم و نگارش: محمدى اشتهاردى .



:: مرتبط با: ماه مبارک رمضان - شب های قدر ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1387/06/14
زمان : 08:09 ق.ظ
۹۲۶۲موارد تبدیل گناه صغیره به كبیره
نظرات |

موارد تبدیل گناه صغیره به كبیره

از آیات و روایات استفاده مى‌شود كه در چند مورد، گناه صغیره، تبدیل به كبیره مى‌شود و حكم گناهان كبیره را پیدا مى‌كند از جمله:

 

اصرار بر گناه صغیره
تكرار گناه صغیره، آن را تبدیل به گناه كبیره مى‌كند، و اگر انسان حتى یك گناه كند، ولى استغفار نكند، و در فكر توبه هم نباشد، اصرار به حساب مى‌آید.

گناه صغیره همچون نخ نازك و باریكى است كه اگر تكرار شود، طناب و ریسمان ضخیم و كلفتى مى‌گردد كه پاره كردنش مشكل است.


قرآن درباره پرهیزكاران مى‌فرماید:
"و لم یصروا على ما فعلوا و هم یعلمون (1)؛ آنان آگاهانه بر گناهانشان، اصرار نورزند."

امام باقر علیه السلام در شرح آیه فوق فرمود2)

«اصرار، عبارت از این است كه كسى گناهى كند و از خدا آمرزش نخواهد و در فكر توبه نباشد.»(3)

امیرمؤمنان على علیه السلام فرمود:

«ایاك و الاصرار فانه من اكبر الكبائر و اعظم الجرائم (4)؛ از اصرار بر گناه بپرهیز، چرا كه از بزرگترین جرایم است.»

 

غفلت از گناهان كوچك
امام صادق علیه السلام فرمود: رسول خدا (صلّى الله علیه وآله) همراه یاران (در سفرى) در سرزمین بى آب و علفى فرود آمد، به یارانش فرمود: ائتوا بحطب؛ «هیزم بیاورید» كه از آن آتش روشن كنیم تا غذا بپزیم.

امام باقر علیه السلام در شرح آیه فوق فرمود: «اصرار، عبارت از این است كه كسى گناهى كند و از خدا آمرزش نخواهد و در فكر توبه نباشد.»

 

یاران عرض كردند: اینجا سرزمین خشكى است و هیچگونه هیزمی در آن نیست!

رسول خدا (صلّى الله علیه وآله) فرمود: «بروید هر كدام هر مقدار مى‌توانید جمع كنید.» آنها رفتند و هر یك مختصرى هیزم یا چوب خشكیده‌اى با خود آورد و همه را در پیش روى پیامبر (صلّى الله علیه وآله) روى هم ریختند، پیامبر اكرم فرمود:

هكذا تجتمع الذنوب؛ « گناهان، اینگونه روى هم انباشته مى‌شوند»، سپس فرمود:

ایّاكم و الُمحقّرات من الذّنوب...(5)؛ از گناهان كوچك بپرهیزید كه همه آنها جمع و ثبت مى‌گردد.

امام صادق علیه السلام فرمود:

لا صَغیرة مع الاِصرار(6)؛ در صورت اصرار، گناه دیگر صغیره‌ نیست.

 

كوچك شمردن گناه
كوچك شمردن گناه، آن را به گناه بزرگ تبدیل مى‌كند، براى روشن شدن موضوع، به این مثال توجه كنید:

اگر كسى سنگى به سوى ما پرتاب كند، ولى بعداً پشیمان شده و عذرخواهى كند، ممكن است او را ببخشیم، ولى اگر سنگ ریزه‌اى به ما بزند، و در مقابلِ اعتراض بگوید: این كه چیزى نیست، بى خیالش. او را نمى‌بخشیم، زیرا این كار، از روح استكبارى او پرده برمى‌دارد و بیانگر آن است كه او گناهش را كوچك مى‌شمرد. به این روایات توجه كنید:

- امام حسن عسكرى علیه السلام فرمود:

من الذّنوب التّى لا یغفر لیتنى لا اءُؤاخَذُ الاّ بهذا(7)؛ از گناهان نابخشودنى این است كه انسان بگوید: كاش مرا به غیر از این گناه مجازات نكنند. (یعنى آن گناهِ مورد اشاره را كوچك بشمرد.)

- امیرمؤمنان على علیه السلام مى‌فرماید:

اشدّ الذّنوب ما استَهان به صاحبه (8)؛ بدترین گناهان، آن است كه صاحبش آن را كوچك بشمرد.

- امام صادق علیه السلام فرمود:

از گناه حقیر و ریز، بپرهیز (سبك مشمار) كه آمرزیده نشود.

عرض كردم: گناهان حقیر چیست!؟ فرمود آن است كه:

الرّجل یَذنب فیَقول طُوبى لى لو لم یَكن لى غیر ذلك (9)؛ كسى گناه كند و بگوید خوشا به حال من اگر غیر از این گناه نداشتم.

- حضرت سجاد علیه السلام در ضمن دعا، به خدا عرض مى‌كند:

الّلهم اَعُوذُ بِكَ مِن ... الاِصرارِ عَلى المَاءثَم و استِصغار المَعصیَة (10)؛ پروردگارا! به تو پناه مى‌برم از اصرار بر گناهان، و كوچك شمردن گناه.

 

 اظهار خوشحالى هنگام گناه
لذت بردن از گناه و شادمانى هنگام انجام گناه، از امورى است كه گناه را بزرگ مى‌كند و موجب كیفر بیشتر مى‌شود. در اینجا به چند روایت توجه كنید:

حضرت سجاد علیه السلام در ضمن دعا، به خدا عرض مى‌كند: پروردگارا! به تو پناه مى‌برم از اصرار بر گناهان، و كوچك شمردن گناه.

 

امیر مؤمنان على علیه السلام فرمود:

شر الاشرار من تبهّج بالشر(11)؛ بدترین بدها كسى است كه به انجام بدى خوشحال گردد.

و نیز فرمود:

مَن تَلذّذ بمعاصِى الله ذُلّ(12)؛ كسى كه از انجام گناه، لذت ببرد خداوند ذلّت را به جاى آن لذّت به او مى‌رساند.

امام سجاد علیه السلام فرمود:

إیّاك و ابتهاج الذّنب فانّه اعظم من ركوبه (13)؛ از شاد شدن هنگام گناه بپرهیز، كه این شادى بزرگتر(بدتر) از انجام خود گناه است.


و نیز فرمود:

حلاوة المعصیة یفسدها الیم العقوبة (14)؛ عذاب دردناك گناه، شیرینى آن را تباه مى‌سازد.

و از سخنان امام سجاد علیه السلام است:

لا خیر فى لذّة من بعدها النّار(15)؛ در لذتى كه بعد از آن آتش دوزخ است خیرى نیست.

رسول اكرم صلّى الله علیه وآله فرمود:

من اذنب ذنبا و هو ضاحك دخل النار و هو باك (16)؛ كسى كه گناه كند و در آن حال خندان باشد وارد آتش دوزخ مى‌شود در حالى كه گریان است.

 

 گناه از روى طغیان
یكى دیگر از امورى كه موجب تبدیل گناه كوچك به گناه بزرگ مى‌شود، طغیان و سركشى در انجام گناه است.

امّا مَن طَغى وَ اثَر الحَیاة الدّنیا فَاِنّ الجَحِیمَ هِىَ المَاءوى (17)؛ و اما آنها كه طغیان كردند و زندگى دنیا را مقدم شمردند، بى گمان جایگاهشان دوزخ است.

 

مغرور شدن به مهلت الهى
دیگر از امورى كه گناه كوچك را به گناه بزرگ تبدیل مى‌كند، آن است كه گنهكار مهلت خدا و مجازات نكردن سریع او را دلیل رضایت خدا بداند و یا خود را محبوب خدا بداند.

و یقولون فى انفسهم لولا یعذّبنا الله بما نقول حسبهم جهنّم یصلونها فَبِئسَ المَصیر(18)؛ گناهكاران در دل مى‌گویند: چرا خدواند ما را به خاطر گناهانمان عذاب نمى‌كند؟ جهنم براى آنها كافى است، وارد آن مى‌شوند و بد جایگاهى است.

وعده عذاب جهنم براى چنین افرادى، دلیل آن است كه گناه افرادى كه مغرور به عدم مجازات سریع خداوند هستند، گناه كبیره است.

 

تجاهر به گناه
آشكار نمودن گناه نیز، گناه صغیره را تبدیل به گناه كبیره مى‌كند، شاید از این نظر كه آشكار نمودن گناه حاكى از تجرّى و بى باكى بیشتر گنهكار است، و موجب آلوده كردن جامعه، و عادى نمودن گناه مى‌گردد.

رسول اكرم صلّى الله علیه وآله فرمود: كسى كه گناه كند و در آن حال خندان باشد وارد آتش دوزخ مى‌شود در حالى كه گریان است.

 

امیرمؤمنان على علیه السلام فرمود:

ایّاك و المجاهرة بالفُجور فانّه من اشدّ المآثم (19)؛ از آشكار نمودن گناهان بپرهیز، كه آن از سخت‌ترین گناهان است.

و حضرت رضا علیه السلام فرمود:

المستتر بالحسنة یعدل سبعین حسنة و المذیع بالسیّئة مخذول (20)؛ پاداش پنهان كننده كردار نیك، معادل هفتاد كار نیك است، و آشكار كننده گناه، خوار مى‌باشد.

 

گناه شخصیت‌ها
گناه آنان كه در جامعه، داراى موقعیت خاص هستند، با گناه دیگران یكسان نیست، و چه بسا گناه صغیره آنها، حكم گناه كبیره را داشته باشد، زیرا گناه آنها داراى دو بعد است: بعد فردى و بعد اجتماعى.

گناه شخصیت‌ها و بزرگان از نظر بعد اجتماعى مى‌تواند زمینه اغوا و انحراف جامعه را فراهم كرده و موجب سستى دین مردم شود.

بر همین اساس، حساب خداوند با بزرگان و شخصیت‌ها، غیر از حساب او با دیگران است.

 

پی‌نوشت‌ها:

1- آل عمران / 135

2- كافى، ج 2 ص 288.

3- بر همین اساس بعضى از فقهاء گفته اند: عزم بر تكرار گناه همچون اصرار بر گناه است.

4- غررالحكم، ج 1 ص 151.

5- كافى، ج 2 ص 288.

6- بحارالانوار، ج 8 ص 351.

7- تحف العقول، ص 487.

8- نهج البلاغه، حكمت 348، غرر الحكم، ج 1 ص 193.

9- كافى، ج 2 ص 287.

10- صحیفه سجادیه، دعاى هشتم.

11- غرر الحكم، ج 1 ص 446.

12- فهرست غرر، ص 130.

13- بحارالانوار، ج 78 ص 159.

14- بحارالانوار، ج 78 ص 159.

15- بحارالانوار، ج 78 ص 159.

16- مشكاة الانوار، ص 394، وسائل الشیعه، ج 11 ص 168.

17- نازعات / 37 39.

18- مجادله / 8.

19- غررالحكم، ج 1 ص 151.

20- مشكاة الانوار، ص 394، كافى، ج 2 ص 428.

 

منبع:

گناه شناسى، محسن قرائتى، تنظیم و نگارش: محمدى اشتهاردى .



:: مرتبط با: ماه مبارک رمضان - شب های قدر ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1387/06/14
زمان : 08:09 ق.ظ
۹۲۶۱گناهان كبیره در كلام امام صادق علیه السلام
نظرات |

گناهان كبیره در كلام امام صادق علیه السلام

«عمرو بن عبید» یكى از علماى اسلام، به حضور امام صادق علیه السلام آمد، سلام كرد و سپس این آیه را خواند:

"الذینّ یجتنبون كبائر الاثم و الفواحش (1) ؛ نیكوكاران كسانى هستند كه از گناهان بزرگ، و زشتى پرهیز مى‌كنند."

سپس سكوت كرد و دنبال آیه را نخواند؛

امام صادق علیه السلام به او فرمودند: «چرا سكوت كردى؟!»

او گفت: «دوست دارم، گناهان كبیره را در كتاب خداوند بدانم.»

آنگاه امام صادق علیه السلام گناهان كبیره‌اى را كه در قرآن آمده بیان نمودند:

1- بزرگترین گناهان كبیره، شرك به خداست؛ قرآن مى‌فرماید:

وَ من یُشرك بِالله فَقد حَرّم الله عَلَیهِ الجنّة (2) ؛ كسی كه براى خدا، شریك قرار دهد، خداوند بهشت را بر او حرام مى‌كند.

2- ناامیدى از رحمت خدا؛

انّه لایَیاءس مِن روحِ الله الاّ القَوم الكافِرون (3) ؛ هیچ كس جز كافران از رحمت خدا، نومید نگردد.

3- ایمنى از مكر (عذاب و مهلت) خدا؛

فلا یامن مكر اللهّ الاّ القوم الخاسرون (4) ؛ از مكر خدا ایمن نشود، مگر مردم زیانكار.

4- عقوق (و آزار) والدین؛ چنان كه قرآن از زبان عیسى علیه السلام مى‌فرماید:

و برّاً بِوالدَتى و لَم یَجعَلنى جَبّاراً شقیّاً(5) ؛ خدا دستور داده كه به مادرم نیكى كنم و مرا زورگوى تیره‌بخت قرار نداده است.

5- كشتن انسانِ بى گناه؛

و مَن یَقتُل مؤمِنا مُتعَمّدا فَجزاؤه جهَنّم خالِدا فیها و غَضبَ الله عَلیه وَ لَعنَه وَ اعدّ لَه عَذابا عَظیما(6) ؛ و هر كس فرد با ایمانى را از روى عمد، به قتل برساند مجازات او، دوزخ است كه جاودانه در آن مى‌ماند، و خداوند بر او غضب مى‌كند و از رحمتش دور مى‌سازد و عذاب عظیمى براى او آماده ساخته است.

6- نسبت نارواى زنا به زن پاكدامن؛

انّ الّذینَ یَرمُونَ الُمحصِناتِ الغافِلات المُؤمِنات لُعِنُوا فى الدّنیا و الاخرة وَ لَهم عَذاب عَظیم (7) ؛ كسانى كه زنان پاكدامن و بى خبر (از هرگونه آلودگى) و با ایمان را متهم مى‌سازند، در دنیا و آخرت، از رحمت الهى بدورند، و عذاب بزرگى در انتظارشان است.

7- خوردن مال یتیم؛

انّ الّذینَ یَاكلون اَموال الیَتامى انماّ یاكلون فى بطونهم نارا و سیصلون سعیرا(8)؛ همانا كسانى كه اموال یتیمان را مى‌خورند، آنها در شكم‌هاى خود، آتش فرو مى‌برند و به زودى در آتش سوزان مى‌سوزند.

8- فرار از جبهه جهاد؛

وَ مَن یُولّهم یَومئذٍ دُبُره الاّ مُتِحرّفا لِقتال او مُتحیّزا الى فِئَة باَّء بِغَضب مِن الله وَ مَاءواه جَهنّم و بئس المصیر(9)؛ و هر كس در آن هنگام (جنگ) به آنها پشت كند مگر در صورتى كه هدفش، كناره‌گیرى از میدان براى حمله مجدد و یا به قصد پیوستن به گروهى (از مجاهدان) بوده باشد (چنین كسى) گرفتار خشم پروردگار خواهد شد، و جایگاه او جهنم، و چه بد عاقبتى است.

9- ربا خوارى؛

اَلّذینَ یَاكُلونَ الرِّبا لایَقُومُون اِلاّ كَما یَقوم الّذى یَتخبَّطهُ الشّیطان مِن المسّ(10)؛ كسانى كه ربا مى‌خورند، برنمى‌خیزند مگر مانند كسى كه شیطان با تماس خود، او را همچون دیوانه، آشفته حال كرده است.

10- سحر و جادو؛

وَ لَقَد عَلمُوا لِمَن اشتَراهُ مالَه فِى الاخِرة مِن خلاق (11)؛ قطعا دانستند كه هر كس خریدار جادو شود، در آخرت، بى‌بهره خواهد بود.

11- زنا؛

وَ مَن یَفعَل ذلكَ یَلقَ اَثاما یُضاعف لَه العَذاب یَومَ القیامَة وَ یَخلُد فیهِ مُهانا(12)؛ هر كس كه زنا كند، مجازاتش را خواهد دید، عذاب چنین كسى در قیامت، مضاعف گردد و با خوارى، همیشه در آن خواهد ماند.

12- سوگند دروغ براى گناه؛

اَلّذینَ یَشتَرونَ بِعَهدِ الله و ایمانِهم ثَمَنا قَلیلا اُولئِك لاخلاقَ لَهم فِى الاخِرة (13) ؛ كسانى كه پیمان خود با خدا و سوگندهاى خود را به بهاى اندك مى‌فروشند، در آخرت، بى‌بهره‌اند.

13- خیانت در غنایم جنگى؛

وَ مَن یَغلُل یَاتِ بِما غَلّ یَوم القِیامَة (14)؛ و هر كس در غنیمت جنگى، خیانت كند، روز قیامت با آنچه خیانت كرده بیاید.

14- نپرداختن زكات واجب؛

یَومَ یُحمى عَلَیها فى نارِ جَهنَّم فَتُكوى بِها جِباهُهُم و جُنوبهم و ظُهورهم (15)؛ در آن روز (طلاها و نقره‌ها را)در آتش دوزخ داغ و سوزان كرده و با آن صورت‌ها و پهلوها و پشت‌هایشان را داغ مى‌گذارند.

15- گواهى به دروغ، كتمان؛

وَ مَن یَكتُمها فَاِنّه آثِم قَلبَه(16)؛ و هر كس گواهى دادن را پنهان كند، قلبش گنهكار است.

16- شرابخوارى،

یا ایّها الَّذین آمَنوا اِنّما الخَمر و المَیسر و الاَنصابُ و الاَزلام رِجسٌ من عَمل الشَّیطان فَاجتَنبوه لعّلكم تُفلِحون(17)؛ اى كسانى كه ایمان آورده‌اید، شراب و قمار و بت‌ها و تیرهاى قرعه پلیدند و از عمل شیطانند. پس از آنها دورى كنید باشد كه رستگار شوید.

17- ترك نماز یا واجبات دیگر به طور عمد، زیرا پیامبر صلّى الله علیه وآله فرمود:

من ترك الصّلاة متعمّدا فقد بَرى من ذمّة الله و ذمّة رسول الله؛ هر كس عمداً نماز را ترك كند از پیمان خدا و رسول خدا بیزارى جسته است.

18و19- پیمان شكنى و قطع رحم، چنانكه خداوند مى‌فرماید:

اُولئِك لَهمُ اللَعنَة وَ لَهم سُوء الدّار(18)؛ براى آنان كه (پیمان را مى‌شكنند و قطع رحم مى‌كنند) لعنت و خانه بد در آخرت، است.

امام صادق علیه السلام به اینجا كه رسید، عمرو بن عبید در حالى كه از شدت ناراحتى، فریاد مى‌كشید از محضر آن حضرت خارج شد و مى‌گفت:

هلك من قال براءیه و نازعكم فى الفضل و العلم؛ به هلاكت رسید آن كس كه به راى، فتوا داد، و در فضل و علم با شما، ستیز كرد.(19)

 

پی‌نوشت‌ها:

1- نجم / 32.

2- نساء / 72.

3- یوسف / 78.

4- اعراف / 99.

5- مریم / 32.

6- نساء / 93.

7- نور / 23.

8- نساء / 10.

9- انفال / 16.

10- بقره / 277.

11- بقره / 102.

12- فرقان / 6869.

13- آل عمران / 77.

14- آل عمران / 161.

15- توبه / 35.

16- بقره / 283.

17- مائده / 90.

18- فرقان / 25.

19- كافى، ج 2 ص 285287، كافى مترجم، ج 3 ص 390392.

 

منبع:

گناه شناسى، محسن قرائتى، تنظیم و نگارش: محمدى اشتهاردى .



:: مرتبط با: ماه مبارک رمضان - شب های قدر ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1387/06/14
زمان : 08:09 ق.ظ
۹۲۶۰زمینه‌های گناه در وجود انسان
نظرات |

زمینه‌های گناه در وجود انسان

الف- غریزه

در انسان غرایزى وجود دارد كه گاهى دچار افراط یا تفریط مى‌شود، پس باید راه‌هاى تعدیل آنها را شناخت.

امام على علیه السلام در گفتارى مى‌فرماید:

خداوند فرشتگان را به عقل اختصاص داد (و آنها تكویناً محكوم به اطاعت عقل هستند) و حیوانات را به شهوت و غضب، اختصاص داد. (و آنها به طور تكوینى محكوم به ارضاى غرائز حیوانى هستند) اما انسان را با اعطاء عقل و خشم و شهوت شرافت بخشید. پس هرگاه پیروى از عقل كند، مقامش برتر از فرشتگان خواهد شد، زیرا با بودن خشم و شهوت، اطاعت از عقل نموده است، و اگر اطاعت از شهوت و غضب كند، از حیوانات، پست‌تر است، زیرا با داشتن عقل پیروى از خشم و شهوت نموده است.(1)

قرآن در مورد كسانى كه از غرائز حیوانى پیروى مى‌كنند؛ مى‌فرماید:

اولئك كالاَنعامِ بل هم اضلّ سَبیلا(2)؛ آنها همچون چارپایان بلكه گمراه‌ترند.

 

قواى غریزى

علماى اخلاق مى‌گویند: منشا و انگیزه گناهان، سه قوه است:

1- قوه شهویّه.

2- قوه غضبیّه.

3- قوه وهمیّه.

قوه شهویّه، انسان را به افراط در لذت‌خواهى نفسانى، مى‌كشاند، كه سرانجامش، غرق شدن در فحشا و زشتى‌ها است.

قوهّ غضبیّه، انسان را به ظلم و طغیان آزاررسانى و تجاوز، وادار مى‌كند.

قوهّ وهمیّه، برترى‌طلبى و انحصارجویى و تكبر و روح خودخواهى را در انسان زنده مى‌كند و او را به گناهان بزرگى در این كانال، وامى‌دارد.(3)

اگر با دقت بررسى كنیم در مى‌یابیم كه اكثر گناهان (اگر نگوییم همه گناهان) به این سه قوه باز مى‌گردند.

این سه قوه در وجود انسان لازم است، ولى اگر كنترل و تعدیل نشود و به افراط و تفریط كشانده شود، سرچشمه گناهان بسیار خواهد شد.

براى توضیح بیشتر به این مثال توجه كنید:

آب كه مایه حیات انسان و گیاه و حیوان‌ها مى‌باشد، اگر در جلو آن سدى بسته شود، تا سیلاب پشت سر آن جمع شود، نه تنها سیلاب به ما ضرر نمى‌زند، بلكه هر وقت نیاز به آب شد، دریچه سد را باز كرده و گیاهان و دام‌ها از آب آن سد، بهره‌مند مى‌شوند.

امام صادق علیه السلام فرمود:

دوزخیان از این رو جاودانه در دوزخ مى‌مانند كه نیت داشتند اگر همیشه در دنیا مى‌ماندند همواره خدا را نافرمانى كنند. و بهشتیان از این رو جاودانه در بهشت مى‌مانند كه نیت داشتند اگر همیشه در دنیا مى‌ماندند همواره از خدا اطاعت نمایند. بنابراین هر دو دسته به خاطر نیتشان جاودانى شدند.

حال اگر سیلاب مهار نشود، هنگام طغیان، دیوانه‌وار به باغ‌ها و كشتزارها و خانه‌ها سرازیر شده و همه را ویران مى‌كند.

در مورد انسان نیز، نیروى غضب براى دفاع و شهوت براى بقاى نسل لازم است، ولى اگر این دو غریزه بر اثر افسار گسیختگى طغیان كنند، موجب بروز جنایات ویرانگر و انحرافات جنسى و بى عفتى خواهند شد.

نتیجه این كه: اگر بخواهیم جامعه را از لوث گناه پاك سازیم، و یا وجود خویش را از آلودگى گناه، حفظ كنیم، باید غرایز و تمایلات نفسانى را كنترل و تعدیل كنیم.

البته كنترل و تعدیل غرایز شهوانى، نیاز به برنامه‌هایى دارد كه در این كتاب، به قسمتى از آنها شاره خواهد شد.

 

ب- قلب

در قرآن 132 بار سخن از قلب به میان آمده است، و در آیات متعدد، از قلب كافران و منافقان و مجرمان، به قلب مُهر زده، قلب بیمار، قلب سخت، قلب منحرف و قلب قفل زده یاد شده است.

منظور از قلب یعنى مركز فرماندهى و تصمیم‌گیرى انسان است. قلب سلیم و پاك، منشا كارهاى نیك است، و به عكس قلب ناسالم و تاریك، كانون فساد مى‌باشد، و ما در راستاى اطاعت خدا و دورى از گناه، باید توجه عمیق به پاك نگهداشتن قلب، داشته باشیم.

در اینجا به روایت جالبى از امام صادق علیه السلام توجه كنید:

«ما من مومن الا و لقلبه اءُذنان فى جوفه، اءُذُن ینفث فیها الوسواس الخناس و اءُذُن ینفث فیها الملك فیؤید الله المؤمن بالملك فذلك قوله تعالى و ایّدهم بروحٍ منه. (4)و (5)

قلب هر شخص با ایمانى در درون داراى دو گوش است: گوشى كه وسواس خناس در آن مى‌دمد و گوشى كه فرشته در آن مى‌دمد، و خداوند، مؤمن را به وسیله آن فرشته، كمك مى‌كند. و همین است گفتار خداوند كه مؤمنان را به وسیله روح خود، تقویت كرده است.»

 

قلب، كانون انگیزه‌ها

نیت‌هاى پاك و آلوده هر دو از قلب سرچشمه مى‌گیرد و انگیزه‌هاى انحراف و گناه، بر اثر ناصافى دل پدید مى‌آید، اگر بخواهیم به گناه آلوده نشویم، باید به سراغ سرچشمه برویم و آن را صاف كنیم.

رسول اكرم صلّى الله علیه وآله فرمود:

«نیّة المُؤمِنِ خیرٌ من عَمله و نیّةُ الكافِر شرُّ من عَمَله و كلّ عامل یعمل على نیَّتِه (6)؛ نیت مؤمن بهتر از عمل اوست و نیت كافر بدتر از عملش مى‌باشد و هر كس طبق نیتش عمل مى‌كند.»

در شرح این حدیث مطالب بسیار گفته شده اما به نظر مى‌رسد بهترین قول این باشد كه چون نیت، كانون و مركز تصمیم‌گیرى و چگونه بجا آوردن اعمال در كمّ و كیف است، لذا نیت مؤمن كه پاك است كانونى براى كارهاى نیك با كیفیت عالى مى‌گردد. حتى اگر عملى انجام ندهد ولى زمینه براى اعمال نیك دارد. ولى نیت كافر چون ناپاك است كانون فساد خواهد شد، گرچه كارى انجام ندهد ولى آماده كارهاى زشت است. آنچنان فكرش آلوده است كه هر لحظه احتمال آن دارد كه بزرگترین گناه را انجام دهد.

امام صادق علیه السلام فرمود: اگر مؤمن قصد كار نیك كند و انجام ندهد براى او پاداشى نوشته شود و اگر انجام دهد ده پاداش براى او نوشته مى‌شود ولى اگر مؤمن قصد كار بد كند و انجام ندهد، كیفرى بر او نوشته نشود.
 

امام صادق علیه السلام فرمود:

دوزخیان از این رو جاودانه در دوزخ مى‌مانند كه نیت داشتند اگر همیشه در دنیا مى‌ماندند همواره خدا را نافرمانى كنند. و بهشتیان از این رو جاودانه در بهشت مى‌مانند كه نیت داشتند اگر همیشه در دنیا مى‌ماندند همواره از خدا اطاعت نمایند. بنابراین هر دو دسته به خاطر نیتشان جاودانى شدند.

سپس امام صادق علیه السلام این آیه را تلاوت فرمود:

قُل كلّ یَعمَل على شاكِلَته(7)؛ بگو هر كس بر اساس ساختار و شیوه خود عمل مى‌كند. یعنى طبق نیت خود.(8)

عواملى مانند غذا، رفیق، محیط و ... در شكل‌گیرى نیت، نقش اساسى دارد. اگر غذا، حلال و رفیق و محیط خوب باشد موجب شكل‌گیرى نیت نیك خواهد شد، و اگر غذا، حرام و رفیق و محیط ، بد باشد نیتِ ناپاك شكل خواهد گرفت.

اصولاً در اسلام عملى ارزش دارد كه از روى نیت پاك و خالص انجام شود، وگرنه در پیشگاه خداوند پذیرفته نمى‌شود.

رسول اكرم صلّى الله علیه وآله فرمود:

اِنّ اللهَ لایقبل عَملاً فیه مِثقال ذرّة من رِیا(9)؛ خدا عملى را كه در آن به مقدار ذره‌اى ریا باشد نمى‌پذیرد.

امام صادق علیه السلام فرمود:

اگر مؤمن قصد كار نیك كند و انجام ندهد براى او پاداشى نوشته شود و اگر انجام دهد ده پاداش براى او نوشته مى‌شود ولى اگر مؤمن قصد كار بد كند و انجام ندهد، كیفرى بر او نوشته نشود.(10)

 

حبّ و بغض

قلب كانون حب و بغض در وجود انسان است و باید آن را بر اساس اسلام تنظیم كرد، زیرا حب و علاقه به چیزى، موجب انجام آن مى‌شود، و بغض و نفرت از چیزى موجب ترك آن مى‌گردد.

و این مساله به قدرى مهم است كه امام صادق علیه السلام در سخنى فرمود:

هل الایمان الا الحب و البغض؛ مگر ایمان جز حب و بغض است.

یك مثال: شخصى در خانه‌اش نشسته، ناگهان مى‌فهمد كه گربه‌اى آمد و نیم كیلو گوشتى كه خریده و در آشپزخانه بود، ربود و رفت. او برمى‌خیزد و به دنبال گربه مى‌رود تا گوشت را از او بگیرد ولى وقتى كه گربه از خانه بیرون پرید و در كوچه فرار كرد دیگر او را دنبال نمى‌كند زیرا حب او به گوشت تا این اندازه بود.

ولى اگر روباهى آمد و مرغ خانه را ربود و با خود برد آن شخص روباه را در خانه و كوچه دنبال مى‌كند ولى وقتى كه روباه به بیابان فرار مى‌كند او از دنبال كردن روباه صرف نظر مى‌نماید؛ زیرا حب او به مرغ و بغض او نسبت به روباه تا این اندازه بیشتر نبود.


اما اگر گرگى آمد و گوسفند او را ربود و با خود برد آن شخص گرگ را در خانه و كوچه و بیابان دنبال مى‌كند بلكه گوسفندش را از او بگیرد وقتى كه گرگ از بیابان دور شد و از كوه بالا رفت آن شخص از گرگ صرف نظر كرده و باز مى‌گردد، چرا كه حب و بغضش او را بیش از این اندازه نتوانست حركت دهد.

حال اگر درنده دیگرى آمد و كودك خردسال او را گرفت و با خود برد آن شخص آن درنده را در بیابان و كوه دنبال مى‌كند، و همچنان به دنبال او شب و روز مى‌رود تا آن را بگیرد و با خود مى‌گوید هر چند براى به دست آوردن جنازه كودكم باشد باید به دنبال آن درنده بروم.

با این مثال روشن مى‌شود كه «حب و بغض» و درجات آن چه نقش بالایى در اراده و حركت انسان دارند و هر چه حبّ انسان به چیزى زیادتر شد، آن را بیشتر دنبال مى‌كند و هر چه بغض انسان به چیزى زیادتر گردید تنفر و دشمنى خود را نسبت به آن بیشتر مى‌سازد.

اسلام حب و بغض انسان را بر اساس صحیح و در راستاى اطاعت خدا قرار مى‌دهد تا كانون تصمیم گیرى انسان را سالم و پاك سازد.

 

ج- فكر و اندیشه

كانون دیگرى كه در وجود انسان سرچشمه كارها است تفكر و اندیشه است. فكر سالم، محصول و بازده سالم و پاك دارد و فكر آلوده، بازده ناسالم و آلوده خواهد داشت.

امیر مؤمنان على علیه السلام مى‌فرماید:


مَن كَثُر فِكرهُ فِى المَعاصى دَعَته اِلَیها(11)؛ كسى كه بسیار درباره گناه فكر كند او را به گناه سوق مى‌دهد.


حضرت عیسى علیه السلام ضمن گفتارى به حواریون فرمود:
من به شما امر مى‌كنم كه روح خود را به فكر زنا خبر ندهید، تا چه رسد به این كه زنا كنید زیرا كسى كه روح و فكرش را به زنا خبر دهد مانند كسى است كه در اطاق رنگینى، آتش روشن كند، دود آتش نقشه‌هاى رنگین آن اطاق را كثیف مى‌كند گرچه خانه را نسوزاند.(12)

یعنى فكر گناه كانون تصمیم‌گیرى وجود انسان را آلوده مى‌نماید و چنین كانونى به تاریكى گناه نزدیكتر است تا به سفیدى اطاعت خدا.

 

زمینه‌هاى پیدایش گناه

در «گناه‌شناسى» از موضوعات بسیار مهم، شناخت «زمینه‌هاى گناه» است؛ چنانكه گفته‌اند: قابلیت قابل، اصل مهم براى تهذیب نفوس است.

باران كه در لطافت طبعش خلاف نیست                  در باغ، لاله روید و در شوره‌زار، خَس

كسى كه مى‌خواهد گناه نكند حتماً باید به زمینه‌هاى گناه توجه كند، وقتى آنها را شناخت به پیشگیرى و درمان آنان بپردازد.

كمبود ویتامین‌ها در بدن، انسان را آماده پذیرش میكرب‌ها مى‌كند و یا بیمارى‌ها را پرورش و گسترش مى‌دهد، پس باید این كمبودها جبران گردد تا زمینه پذیرش و همچنین زمینه پرورش بیمارى‌ها از بین برود. بنابراین باید «زمینه‌شناس و زمینه‌زدا» باشیم. مثلا اگر در منزل چاه فاضلابى زمینه‌ساز انواع پشه‌ها مى‌باشد سمپاشى بیهوده است باید چاه را پر كرد. پس در مورد مبارزه با گناهان هم باید زمینه‌های آن را شناخت و موارد را از بین برد.

 

پی‌نوشت‌ها:

1- جامع السعاده، ج 1 ص 34.

2- اعراف / 179، فرقان / 4.

3- تفسیر فخررازى، ج 20 ص 104.

4- مجادله / 22.

5- كافى، ج 2 ص 267.

6- كافى، ج 2 ص 84.

7- اسراء / 59.

8- كافى، ج 2 ص 85.

9- بحار، ج 72 ص 304.

10- كافى، ج 2 ص 125.

11- فهرست غرر، (ذنب).

12- «وانا امركم ان لاتحدثوا انفسكم بالزنا فضلاً من ان تزنوا...». بحار، ج 14 ص 331. سفینة البحار، ج 1 ص 560.

 

منبع:

گناه شناسى، محسن قرائتى، تنظیم و نگارش: محمدى اشتهاردى .



:: مرتبط با: ماه مبارک رمضان - شب های قدر ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1387/06/14
زمان : 08:09 ق.ظ
 

 




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic