پرتوی از زندگانی امام حسن مجتبی علیه السلام
نظرات | ادامه مطلب

«انا اعطیناک الکوثر فصل لربک و انحر. ان شانئک هو الابتر»

نخستین مظهر و نشانه‏ی کوثر که بر دامان پاک فاطمه‏ی اطهر (سلام الله علیها) پا به عرصه‏ی گیتی نهاد امام حسن علیه السلام بود. نشانه‏ای از تجلی مقدس‏ترین پدیده‏ای که از خجسته‏ترین پیوند برین انسانی، نصیب حضرت محمد صلی الله علیه و آله، علی مرتضی علیه السلام و فاطمه زهرا (سلام الله علیها) گردید. همان لؤلؤی که از برزخ دو اقیانوس نبوت و امامت‏به ظهور پیوست ومعجزه‏ی بزرگ «مرج البحرین یلتقیان، بینهما برزخ لا یبغیان، یخرج منهما اللؤلوء والمرجان‏» . (1) را تجسم بخشید و کلام خدا در کلمه‏ی وجود چنین ظاهر شد. از نیایی الهام گیر و پدری پیشوا، وارثی برخاکیان و جلوه‏ای برافلاکیان پدید آمد با وراثتی ابراهیمی، مقصدی محمدی، منهجی علوی، زهره‏ای زهرایی که عصای فرعون کوب موسی را در دست صلح آفرین عیسوی داشت و تندیس زنده‏ی اخلاق قرآن بود و رایت جاودانگی اسلامی را در زندگی توام با مجاهده و شکیبایی تضمین کرد و بقاع امن و ایمان را به ابدیت در بقیع شهادت بر افراشت و مکتبش از خاک گرم مدینه به همه سوی جهان جهت‏یافت و با همه‏ی مظلومیتش در برابر سیاهی و تباهی جبهه گرفت و به حقیقت اصالت‏بخشید و مشعلدار گمراهان و زعیم ره یافتگان گردید. حضرتش در بقیع بی بقعه; در جوار جده‏ی پدریش فاطمه بنت اسد، برادر زاده نازنینش امام سجاد علیه السلام و مضجع امام باقر و امام صادق علیهما السلام آرمیده است. (2)

تولد و کودکی

فرزند گرامی رسول الله و نخستین نوه‏ی او در مقدس‏ترین ماه‏های سال قمری یعنی پانزدهم (3) رمضان سال سوم هجرت چشم به جهان گشود.
امام مجتبی علیه السلام در دامان حضرت زهرا (سلام الله علیها) بزرگ شد. او از همان دوران کودکی از نبوغ سرشاری برخوردار بود وی با حافظه‏ی نیرومندش، آیاتی را که بر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نازل می‏شد، می‏شنید و همه را حفظ می‏کرد و وقتی به خانه می‏رفت‏برای مادرش می‏خواند و حضرت فاطمه (سلام الله علیها) آن آیات و سخنان رسول الله صلی الله علیه و آله را برای حضرت علی علیه السلام نقل می‏کرد و علی علیه السلام به شگفتی می‏پرسید: این آیات را چگونه شنیده است؟ و زهرای مرضیه می‏فرمود: از حسن علیه السلام شنیده‏ام. (4)
به داستانی در این مورد توجه کنید:
«روزی علی علیه السلام پنهان از دیدگان فرزندش به انتظار نشست، تا ببیند فرزندش چگونه آیات را بر مادرش تلاوت می‏کند.
امام حسن علیه السلام به خانه آمد و خواست آیات قرآن را برای مادرش بخواند; ولی زبانش به لکنت افتاد و از گفتار باز ماند و چون مادرش علت را پرسید، گفت: مادر جان! گویا شخصیت‏بزرگی در این خانه است که شکوه وجودش، مرا از سخن گفتن باز می‏دارد» . (5)

درس اخلاق

از امام مجتبی علیه السلام خواستند که سخنی و مطلبی درباره‏ی اخلاق نیکوی پیامبر صلی الله علیه و آله بگوید. او فرمود:
هر کس نیازی به حضور پیامبر صلی الله علیه و آله می‏برد حاجتش رد نمی‏شد و هرچه در توان داشت‏برای رفع نیاز مردم به کار می‏برد و شنیدم پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود: هر کس نماز صبح را بگذارد، آن نماز بین او و آتش دوزخ دیواری ایجاد می‏کند. (6)
امام حسن علیه السلام از منظر رسول الله صلی الله علیه و آله
حضرت ختمی مرتبت صلی الله علیه و آله فضایل و امتیازات فرزندش امام حسن مجتبی علیه السلام را بین مسلمانان تبلیغ می‏کرد و از ارتباط او با مقام نبوت و علاقه‏ی حقیقی که به وی داشت همه‏جا سخن می‏گفت.
آنچه از زبان پیامبر صلی الله علیه و آله در مورد حضرت مجتبی علیه السلام بیان شده است چنین است:
«هر کس می‏خواهد آقای جوانان بهشت را ببیند به حسن علیه السلام نگاه کند» . (7)
«حسن گل خوشبویی است که من از دنیا برگرفته‏ام‏» . (8)
روزی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به منبر رفت و امام حسن علیه السلام را در کنارش نشانید و نگاهی به مردم کرد و نظری به امام حسن علیه السلام انداخت و فرمود: «این فرزند من است و خداوند اراده کرده که به برکت و جود او بین مسلمانان صلح را برقرار سازد» . (9) یکی از یاران رسول الله صلی الله علیه و آله می‏گوید: پیغمبر صلی الله علیه و آله را دیدم که امام حسن علیه السلام را بر دوش می‏کشید و می‏فرمود: «خدایا من حسن را دوست دارم، تو هم دوستش بدار» . (10)
روزی پیامبر معظم اسلام صلی الله علیه و آله امام حسین علیه السلام را بر دوش گرفته بود، مردی گفت: ای پسر بر مرکب خوبی سوار شده‏ای. پیامبر فرمود: «او هم سوار خوبی است‏» . (11)
شبی پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله نماز عشاء می‏خواند و سجده‏ای طولانی به جا آورد. پس از پایان نماز، دلیل را از حضرتش پرسیدند، فرمود: پسرم حسن، بر پشتم نشسته بود و ناراحت‏بودم که پیاده‏اش کنم. (12)
انس بن مالک نقل می‏کند که: رسول الله صلی الله علیه و آله درباره‏ی امام حسن علیه السلام به من فرمود:
ای انس! حسن فرزند و میوه‏ی دل من است، اگر کسی او را اذیت کند، مرا اذیت کرده و هر کس مرا بیازارد، خدا را اذیت کرده است. (13)



:: مرتبط با: امام حسن مجتبی علیه السلام ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1392/03/13
زمان : 01:22 ب.ظ
بانویی برتر از تمام پیامبران و فرشتگان
نظرات | ادامه مطلب

حضرت فاطمه

مزیتى كه رسول خاتم و آل مطهرش صلوات الله علیهم در كیفیت خلقت نسبت به عموم بشر دارند مقام ولایت آنان را ثابت مى كند، زیرا بدون داشتن آن مقام شامخ دارا بودن این امتیاز مخصوص ‍ در آفرینش امكان ندارد، و از این مطلب ، افضلیت آنان بر جمیع مخلوقات استفاده مى شود.

رسول اكرم و ائمه اطهار صلوات الله علیهم این موضوع را مبناى استدلال برترى خودشان بر تمام انبیا و فرشتگان قرار داده اند، و با در نظر گرفتن اینكه خاتون محشر فاطمه اطهر سلام الله علیها در این فضیلت ، ردیف و هم شان پیامبر اكرم صلی الله علیه وآله مى باشد، و با بررسى اخبار وارده در این موضوع كاملا واضح و ثابت مى شود كه حضرت فاطمه سلام الله علیها همانند معصومین دیگر از جمیع انبیا و ملائك افضل است ، و اگر نسبت به این مطلب در اخبار تصریحى نداشته باشیم (كه تصریح داریم) كیفیت آفرینش ‍ ممتاز و شئون خلقت آن حضرت حاكى از مقام ولایت و برترى رتبه آن وجود مقدس بر كافه مخلوقات خداوند تبارك و تعالى (از انس و جان ) مى باشد . در این باره ما به بررسى روایتی نورانی مى پردازیم.

 

نوری فراتر از خاکیان

در كتاب امالى شیخ صدوق ، از مفضل بن عمر نقل شده است كه گفت : به امام صادق علیه السلام گفتم : ولادت حضرت فاطمه علیهاالسلام چگونه بوده است ؟

امام فرمود: هنگامى كه رسول خدا صلى الله علیه و آله با خدیجه علیهاالسلام ازدواج كرد، زنان مكه از خدیجه كناره گیرى نمودند و نزد وى نمى رفتند، به او سلام نمى كردند، و به هیچ زنى اجازه نمى دادند كه با او معاشرت و تماس داشته باشد. این برخورد زنان سبب ناراحتى و اندوه خدیجه شد، البته غم و اندوه وى بیشتر براى پیامبر اسلام بود كه مبادا آسیبى متوجه وى گردد.

وقتى خدیجه به فاطمه علیهاالسلام حامله شد، فاطمه علیهاالسلام در رحم مادر همدم او بود و با مادرش سخن مى گفت ، و وى را به صبر توصیه مى نمود، خدیجه این موضوع را از رسول خدا مخفى مى داشت تا این كه یك روز پیامبر نزد خدیجه آمد و شنید كه او با كسى سخن مى گوید، پس به او گفت: اى خدیجه ! با چه كسى سخن مى گویى؟ خدیجه گفت: با این بچه‌اى كه در رحم دارم ؛ او با من سخن مى گوید و مونس ساعات تنهایى من است .

مراتب مذكور از خصوصیات نبوت و امامت نیست ، بلكه از شئون ولایت سرچشمه مى گیرد، و در اثر آن نور مباركى است كه مایه آفرینش آن حضرت بوده است ، نورى كه جز خدا كسى از كیفیت آن آگاه نیست نورى كه مانند آئینه اى تمام نما، همه عوالم ملكوت در آن منعكس است . نورى كه پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله درباره اش مى فرماید: آنگاه كه خداى تعالى آن نور را آفرید، به سه بخش تقسیمش ‍ فرمود، و از آن سه قسمت من و، على ، و فاطمه بوجود آمدیم

رسول خدا فرمود: اى خدیجه ! جبرئیل مرا بشارت داده كه او دختر است ، و گفته كه او منشاء نسلى پاك و مبارك است و خداوند تبارك و تعالى مقدر نموده كه نسل من از طریق او برقرار و پایدار بماند، و مقرر فرموده كه فرزندان او پس از انقطاع وحى امام و خلیفه خدا در زمین باشند.



:: مرتبط با: امام حسن مجتبی علیه السلام ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1392/02/10
زمان : 08:45 ق.ظ
پرتویى از زندگانى امام حسن مجتبى علیه السلام
نظرات |

«انا اعطیناك الكوثر فصل لربك و انحر ان شانئك هو الابتر‌»
نخستین مظهر و نشانه‌ ی كوثر كه بر دامان پاك فاطمه‌ی اطهر سلام الله علیها پا به عرصه‌ ی گیتی نهاد امام حسن علیه السلام بود. نشانه‌ای از تجلی مقدس‌ترین پدیده‌ای كه از خجسته‌ترین پیوند برین انسانی، نصیب حضرت محمد صلی الله علیه و آله، علی مرتضی علیه السلام و فاطمه زهرا (س) گردید.
همان لؤلؤی كه از برزخ دو اقیانوس نبوت و امامت به ظهور پیوست ومعجزه‌ی بزرگ «مرج البحرین یلتقیان، بینهما برزخ لا یبغیان، یخرج منهما اللؤلوء والمرجان‌». (1) را تجسم بخشید و كلام خدا در كلمه‌ی وجود چنین ظاهر شد. از نیایی الهام گیر و پدری پیشوا، وارثی برخاكیان و جلوه‌ای برافلاكیان پدید آمد با وراثتی ابراهیمی، مقصدی محمدی، منهجی علوی، زهره‌ای زهرایی كه عصای فرعون كوب موسی را در دست صلح آفرین عیسوی داشت و تندیس زنده‌ی اخلاق قرآن بود و رایت جاودانگی اسلامی را در زندگی توام با مجاهده و شكیبایی تضمین كرد و بقاع امن و ایمان را به ابدیت در بقیع شهادت بر افراشت و مكتبش از خاك گرم مدینه به همه سوی جهان جهت یافت و با همه‌ی مظلومیتش در برابر سیاهی و تباهی جبهه گرفت و به حقیقت اصالت بخشید و مشعلدار گمراهان و زعیم ره یافتگان گردید. حضرتش در بقیع بی‌بقعه; در جوار جده‌ی پدریش فاطمه بنت اسد، برادر زاده نازنینش امام سجاد علیه السلام و مضجع امام باقر و امام صادق علیهما السلام آرمیده است. (2)
تولد و كودكی
فرزند گرامی رسول الله و نخستین نوه‌ی او در مقدس‌ترین ماه‌های سال قمری یعنی پانزدهم (3) رمضان سال سوم هجرت چشم به جهان گشود.
امام مجتبی علیه السلام در دامان حضرت زهرا سلام الله علیها بزرگ شد. او از همان دوران كودكی از نبوغ سرشاری برخوردار بود وی با حافظه‌ی نیرومندش، آیاتی را كه بر پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله نازل می‌شد، می‌شنید و همه را حفظ می‌كرد و وقتی به خانه می‌رفت برای مادرش می‌خواند و حضرت فاطمه (س) آن آیات و سخنان رسول الله صلی الله علیه و آله را برای حضرت علی علیه السلام نقل می‌كرد و علی علیه السلام به شگفتی می‌پرسید: این آیات را چگونه شنیده است؟ و زهرای مرضیه می‌فرمود: از حسن علیه السلام شنیده ام. (4)
به داستانی در این مورد توجه كنید:
«روزی علی علیه السلام پنهان از دیدگان فرزندش به انتظار نشست، تا ببیند فرزندش چگونه آیات را بر مادرش تلاوت می‌كند.
امام حسن علیه السلام به خانه آمد و خواست آیات قرآن را برای مادرش بخواند; ولی زبانش به لكنت افتاد و از گفتار باز ماند و چون مادرش علت را پرسید، گفت: مادر جان! گویا شخصیت بزرگی در این خانه است كه شكوه وجودش، مرا از سخن گفتن باز می‌دارد». (5)
درس اخلاق
از امام مجتبی علیه السلام خواستند كه سخنی و مطلبی درباره‌ی اخلاق نیكوی پیامبر صلی الله علیه و آله بگوید. او فرمود:
هر كس نیازی به حضور پیامبر صلی الله علیه و آله می‌برد حاجتش رد نمی‌شد و هرچه در توان داشت برای رفع نیاز مردم به كار می‌برد و شنیدم پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود: هر كس نماز صبح را بگذارد، آن نماز بین او و آتش دوزخ دیواری ایجاد می‌كند. (6)
امام حسن علیه السلام از منظر رسول الله صلی الله علیه و آله
حضرت ختمی مرتبت صلی الله علیه و آله فضایل و امتیازات فرزندش امام حسن مجتبی علیه السلام را بین مسلمانان تبلیغ می‌كرد و از ارتباط او با مقام نبوت و علاقه‌ی حقیقی كه به وی داشت همه جا سخن می‌گفت.
آنچه از زبان پیامبر صلی الله علیه و آله در مورد حضرت مجتبی علیه السلام بیان شده است چنین است:
«هر كس می‌خواهد آقای جوانان بهشت را ببیند به حسن علیه السلام نگاه كند‌». (7)
«حسن گل خوشبویی است كه من از دنیا برگرفته ام‌». (8)
روزی پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله به منبر رفت و امام حسن علیه السلام را در كنارش نشانید و نگاهی به مردم كرد و نظری به امام حسن علیه السلام انداخت و فرمود: «این فرزند من است و خداوند اراده كرده كه به بركت و جود او بین مسلمانان صلح را برقرار سازد». (9)
یكی از یاران رسول الله صلی الله علیه و آله می‌گوید: پیغمبر صلی الله علیه و آله را دیدم كه امام حسن علیه السلام را بر دوش می‌كشید و می‌فرمود: «خدایا من حسن را دوست دارم، تو هم دوستش بدار‌». (10)
روزی پیامبر معظم اسلام صلی الله علیه و آله امام حسین علیه السلام را بر دوش گرفته بود، مردی گفت:‌ای پسر بر مركب خوبی سوار شده ای. پیامبر فرمود: «او هم سوار خوبی است‌». (11)
شبی پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله نماز عشاء می‌خواند و سجده‌ای طولانی به جا آورد. پس از پایان نماز، دلیل را از حضرتش پرسیدند، فرمود: پسرم حسن، بر پشتم نشسته بود و ناراحت بودم كه پیاده اش كنم. (12)
انس بن مالك نقل می‌كند كه: رسول الله صلی الله علیه و آله درباره‌ی امام حسن علیه السلام به من فرمود:
ای انس! حسن فرزند و میوه‌ی دل من است، اگر كسی او را اذیت كند، مرا اذیت كرده و هر كس مرا بیازارد، خدا را اذیت كرده است. (13)
زینب دختر ابو رافع می‌گوید: حضرت زهرا (س) در هنگام بیماری رسول الله صلی الله علیه و آله هر دو فرزندش را نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آورد و فرمود: اینان فرزندان شما هستند. اكنون ارثی به آنان بدهید. حضرت فرمود:
«شرف و مجد و سیادتم را به حسن علیه السلام دادم و شجاعت وجود خویش را به حسین علیه السلام بخشیدم‌». (14)
اسوه‌ی بزرگواری
امام حسن علیه السلام در طول زندگی پر بركتش همواره در راه هدایت و ارشاد مردم گام بر می‌داشت و شیوه‌ی برخوردش با عموم مردم - حتی دشمنان - چنان جالب و زیبا بود كه همه را به خود جذب می‌كرد.
مورخین نوشته‌اند «روزی امام مجتبی علیه السلام سواره از راهی می‌گذشت. مردی شامی بر سر راه آن حضرت آمد و ناسزا گفت. وقتی كه فحش هایش تمام شد، امام علیه السلام رو به او كرده و سلامش كرد! آنگاه خندید و گفت:‌ای مرد! فكر می‌كنم در این جا غریب هستی... اگر از ما چیزی بخواهی، به تو عطا خواهیم كرد. اگر گرسنه‌ای سیرت می‌كنیم، اگر برهنه‌ای می‌پوشانیمت، اگر نیازی داری، بی‌نیازت می‌كنیم، اگر از جایی رانده شده‌ای پناهت می‌دهیم، اگر حاجتی خواسته باشی برآورده می‌كنیم، هم اینك بیا و مهمان ما باش. تا وقتی كه این جا هستی مهمان مایی...
مرد شامی كه این همه دل جویی و محبت را از امام مشاهده كرد به گریه افتاد و گفت:
«شهادت می‌دهم كه تو خلیفه‌ی خدا روی زمین هستی و خداوند بهتر می‌داند كه مقام خلافت و رسالت را در كجا قرار دهد. من پیش از این، دشمنی تو و پدرت را به سختی در دل داشتم. اما اكنون تو را محبوب‌ترین خلق خدا می‌دانم.
آن مرد، از آن پس، از دوستان و پیروان امام علیه السلام به شمار آمد و تا هنگامی كه در مدینه بود، همچنان مهمان آن بزرگوار بود. (15)
اسوه‌ی ایثارگری
یكی دیگر از صفات برجسته‌ی امام مجتبی علیه السلام انفاق و بخشش بی‌سابقه‌ی اوست.
تاریخ نگاران نوشته اند: امام حسن علیه السلام دوبار تمام ثروت خود را در راه خدا خرج كرد و سه بار دارایی اش را به دو نصف كرده، نیمی را برای خود گذاشت و نصف دیگر را در راه خدا انفاق كرد. (16)
امام حسن علیه السلام ملجاء درماندگان، آرام بخش دل‌های دردمندان و امید تهیدستان بود، هیچ گاه نشد كه فقیری به حضور آن بزرگوار برسد و دست خالی برگردد. در همین مورد نقل كرده اند: مردی به حضور امام حسن علیه السلام آمد و اظهار فقر و حاجت كرد. امام حسن علیه السلام دستور داد تا پنجاه هزار درهم، به اضافه‌ی پانصد دینار به او بدهند. مرد سائل حمالی را صدا زد كه پول هایش را برایش ببرد. امام مجتبی علیه السلام پوستین خود را هم به آن مرد داد و فرمود: این را هم به جای كرایه به آن مرد بده. (17)
امام حسن مجتبی علیه السلام بعد از پدر
پس از آن كه حضرت علی علیه السلام در محراب عبادت خون خویش را به پای درخت توحید نثار كرد امام مجتبی غمگین در سوگ اسوه‌ی صبر و بردباری، برفراز منبر رفت و بعد از حمد و سپاس خداوند در فرازی از سخنانش فرمود:
... لقد قبض فی هذه اللیلة رجل لم یسبقه الاولون بعمل ولا یدركه الاخرون بعمل... (18)
«شب گذشته مردی از این جهان در گذشت كه هیچ یك از پیشینیان - در انجام وظیفه و اعمال شایسته بر او سبقت نگرفتند و از آیندگان نیز كسی را یارای پا به پایی او نیست...
و سپس فرمود: علی علیه السلام در شبی رخت از جهان بست كه در آن شب عیسای مسیح به آسمان عروج كرد، یوشع بن نون جانشین موسای پیامبر نیز در آن شب درگذشت.
پدرم در حالتی دنیا را ترك كرد كه هیچ سیم و زر و اندوخته‌ای نداشت. مگر تنها هفتصد درهم كه از هدایای مردم به جا مانده بود كه قصد داشت با آن خدمتكاری بگیرد.
در اینجا، امام گریست و مردم نیز همصدا با حضرت مجتبی علیه السلام گریستند.
سپس ادامه داد: من پسر بشیرم، من پسر نذیرم، من از خانواده‌ای هستم كه خداوند دوستی آنان را در كتاب خویش (قرآن) واجب كرده است آن جا كه می‌فرماید:
«قل لا اسئلكم علیه اجرا الا المودة فی القربی ومن یقترف حسنة نزد له فیها حسنا..». (19) بگو من هیچ پاداشی از شما بر رسالتم در خواست نمی‌كنم جز دوست داشتن نزدیكانم [اهل بیتم] ; و هر كس كار نیكی انجام دهد، بر نیكی اش می‌افزاییم‌».
بر این اساس دوستی ما - خاندان - همان حسنه و خوبی است كه خداوند بدان اشاره كرده است.
سپس بر جای خود نشست.
در این هنگام «عبدالله بن عباس‌» برخاست و به مردم گفت: این فرزند پیامبر شما و جانشین امام علی علیه السلام است، اكنون او رهبر و امام شماست. بیایید و با او بیعت نمایید!
مردم گروه گروه به سوی حضرت مجتبی علیه السلام روی آوردند و بیعت كردند. سپس امام علیه السلام خطبه‌ای بیان فرمود كه در آن بر لزوم اطاعت از خدا و پیامبر و اولی الامر تاكید شده بود و مردم را از پیروی شیطان برحذر داشت و اهمیت ایمان و عمل خیر را یادآور گردید (20).
امام مجتبی علیه السلام در سال چهلم هجرت و در سن 37 سالگی با مردم بیعت كرد و با آن‌ها شرط كرد كه: با هر كه من صلح كنم شما هم صلح كنید، با هر كه من جنگ كنم شما هم جنگ كنید و آن‌ها قبول كردند (21).
در ضمن امام علیه السلام نامه‌ای به معاویه نوشت و او را دعوت به بیعت كرد و متذكر شد كه اگر در امر اداره‌ی جامعه اخلال كند و جاسوس بگمارد با قاطعیت برخورد خواهد كرد و در مورد دستگیری و اعدام دو جاسوس وی به او هشدار داد (22).
معاویه در پاسخ امام نوشت:
... من از تو سابقه بیشتری دارم، پس بهتر آن كه تو پیرو من باشی. من نیز قول می‌دهم كه خلافت مسلمانان، پس از من با تو باشد و هر چه بیت المال عراق است در اختیار تو خواهم گذارد... (23) و چنین بود كه معاویه از پذیرش حق امتناع ورزید و نه تنها از بیعت با امام حسن علیه السلام خودداری كرد، بلكه عملا به طرح توطئه علیه حضرت پرداخت و با خدعه و فریب و تطمیع، افرادی را برانگیخت تا نسبت به قتل امام علیه السلام اقدام نمایند و سرانجام این امام مظلوم در بیت خودش به دست همسرش «جعده‌» زهر خورانده شد و به جای این كه نوشی برای مولی باشد نیشی شد كه جگر امام مجتبی علیه السلام را پاره كرد.
امام علیه السلام با دسیسه معاویه مسموم گردید... (24) و پس از چهل روز در روز بیست و هشتم ماه صفر سال پنجاهم هجری به شهادت رسید و در قبرستان بقیع به خاك سپرده شد. چونان خورشیدی در دل زمین (25).
پاورقــــــــــــــــــــی
 1) الرحمن، 19، 20 و 22.
2) با استفاده از مقدمه‌ی مترجم كتاب زندگانی امام حسن علیه السلام تالیف باقر شریف القرشی.
3) تاریخ خلفاء، ص 73، سیوطی - دائرة المعارف بستانی واژه‌ی حسن.
4) ترجمه‌ی زندگانی امام حسن، ص 59، باقر شریف القرشی.
5) همان، ص 60.
6) اسد الغابه، ج 2 ص 185.
7) البدایة والنهایة، ج 8.
8) الاستیعاب، ج 2.
9) مسند احمد حنبل، ج 5 ص 44.
10) البدایة والنهایة، ج 8.
11) صواعق المحرقة، ص 280- حلیة اولیاء، ص 226.
12) الاصابه، ج 2.
13) كنز العمال، ج 6 ص 222، متقی هندی.
14) ترجمه‌ی اعلام الوری ص 304، طبرسی.
15) ستارگان درخشان، ص 42، محمد جواد نجفی.
16) تاریخ یعقوبی، ج 2 ص 215- اسد الغابه، ج 2 ص 13، تذكره سبط بن جوزی، ص 196.
17) ستارگان درخشان، ص 46.
18) ارشاد مفید، ص 348- جلاء العیون مجلسی، ص 378، تهران، انتشارات اسلامی، چاپ 1353.
19) شوری / 23.
20) زندگانی چهارده معصوم علیه السلام، ص 543، عماد زاده.
21) جلاء العیون، ص 378.
22) ارشاد مفید، ص 350.
23) نهج البلاغه، شرح ابن ابی الحدید، ج 16، ص 35.
24) پیشوای دوم، ص 28.
25) آفتابی در هزاران آیینه، ص 119، جواد نعیمی.



:: مرتبط با: امام حسن مجتبی علیه السلام ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1391/11/4
زمان : 10:11 ق.ظ
ازدواج حضرت قاسم در شب عاشورا
نظرات |

ازدواج حضرت قاسم در شب عاشورا
پرسش:
می‌خواهم بدانم که داستان ازدواج حضرت قاسم در شب عاشورا از کجا آمده است؟

پاسخ:

آنچه از کتب معتبره برمی‌آید اینست که: دامادی حضرت قاسم در کربلا و تزویج او با فاطمه بنت الحسین صحت ندارد. به علاوه امام حسین (ع) دو دختر داشته است، یکی بنام سکینه که بفرموده شیخ طبرسی، امام حسن (ع) او را بعقد عبدالله بن الحسن (ع) در آورده ولی پیش از زفاف، عبدالله به شهادت رسید و دیگری بنام فاطمه که زوجه حسن مثنی بوده و در کربلا هم حضور داشت،

 و امام حسین (ع) دختر دیگری نداشته تا حضرت قاسم با او ازدواج نماید.

و اگر با استناد به بعضی از کتب برای امام دختری دیگر هم ثابت شود آن دختر فاطمه صغری بوده که در کربلا نبوده و در هنگام حادثه کربلا در مدینه حضور داشت.

محدث نوری در کتاب لؤلؤ و مرجان می‌فرماید: بمقتضای تمام کتبی که معتبره‌اند و در فن حدیث و انساب و سیر نوشته شده است، نمی‌توان برای حضرت سیدالشهداء دختر قابل تزویج بی‌شوهری پیدا کرد که این قضیه با قطع نظر از صحت و سقم آن بحسب نقل، وقوعش ممکن باشد و
اما قضیه زبیده و شهربانو و قاسم ثانی در خاک ری و اطراف آن که در السنه عوام دائر شده ، از خیالات واهیه است و شواهد کذب بودن آن بسیار است و تمام علمای انساب متفقند که از قاسم بن الحسن نسلی باقی نمانده است.


:: مرتبط با: امام حسن مجتبی علیه السلام ,
:: برچسب‌ها: ازدواج حضرت قاسم در شب عاشورا ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1391/07/23
زمان : 06:01 ب.ظ
عبدالقادر گیلانی و انتساب او به امام حسن(ع)
نظرات | ادامه مطلب

عبدالقادر گیلانی و انتساب او به امام حسن(ع)
پرسش:
آیا عبدالقادر گیلانی مکتب شافعی را پذیرفت؟ آیا ایشان از نوادگان امام حسن (ع) و امام حسین (ع) بود؟

پاسخ:

عبدالقادر بن ابوصالح موسی بن یحیی گیلانی ملقب به محی الدین (متولد 407 تا 409 ه.ق و متوفای 560 ـ 561 ه.ق) امام سلسله قادریه از صوفیه است که طرفدارانش اغلب در بلاد هند و ممالک اسلامی و دیگر بلاد پراکنده‌اند.

 بگفته قاموس الاعلام و طبقات شعرانی نسبتش به امام حسن مجتبی (ع) می‌رسد وی از کبار صوفیه و مؤسس مذهب قادریه است.

 او ابتدا نزد ابو زکریا تبریزی علوم عربیت را فراگرفت و اصول را نیز در بغداد آموخت سپس به وعظ و تدریس پرداخت و شهرتی پیدا نمود. فتاوای او موافق هر دو مذهب شافعی و حنبلی است در فقه و تصوف تألیفاتی دارد مثل طریق الحق ـ الفتح الباری ـ فتوح الغیب.[i]


:: مرتبط با: امام حسن مجتبی علیه السلام ,
:: برچسب‌ها: عبدالقادر گیلانی و انتساب او به امام حسن(ع) ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1391/07/23
زمان : 05:52 ب.ظ
 

 




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات