فرشته بودن را انتخاب کنید
نظرات | ادامه مطلب


در این دنیای عظیم، مخلوقات متعددی وجود دارند که به سبک و سیاق خاصی خلق شده اند و بنابر نوع خلقتشان، هر یک در جایگاهی قرار دارند. معنای عدالت شاید همین باشد که هرکسی در این دنیا، در جایگاه خود بایستد. اما در میان تمامی کائنات، مهمترین تقسیم بندی میان دوجنس زن و مرد صورت گرفته است و جایگاه زن ومرد تعریف شده است.


کتاب آسمانی ما، قرآن، وقتی از زنان سخن می گوید، به جایگاه مادری اشاره دارد. بی تردید این موضوع به خاطر نقش مهم وحساس مادری است. مادری را می توان به معنای سازندگی دانست. مادری یعنی قلب طپنده ای را در دست گرفتن و به آن حیات بخشیدن. مادری، هنری عظیم و با ارزش است و مسئولیتی بزرگ و مهم است. مسئولیتی که یک زن در قبال خویش، خدای خویش و خانواده و جامعه بزرگتر، بر عهده دارد.

همین مساله موجب می شود تا درخشان ترین نقش یک زن در گستره خلقت، که خداوند متعال برای او رقم زده است، نقش مادری و همسری باشد. آنچه مسلم است اینکه ایفای شایسته این نقش می تواند ضامنی برای سعادت و توفیق بشریت باشد. نقشی که این روزها کمتر از سایر نقش ها دیده می شود و شان و منزلت آن، مورد سوال عده ای از افراد قرار گرفته است. کسانی که تصور می کنند ایفای این نقش ها به نوعی به تضیع حقوق انها می انجامد.

آنچه مشخص است اینکه شرایط موجود به دنبال گسترش و توسعه ایده های نوگرایی در بسیاری از سازمان های ملی و بین المللی در دنیا، سبب شده تا امروز، تمامی نهادهای موجود در جوامع با تغییر و تحولاتی مواجه شوند. این جریان بر نهادی همچون خانواده نیز بی تاثیر نبوده است. به عنوان مثال در شرایط کنونی، ایدئولوژی مردسالاری به نوعی به چالش کشیده می شود. زنان با دستیابی به اطلاعات زیادی، خواسته ها و انتظارات تازه ای دارند. از طرف دیگر برخورداری از ابزارهای مدرنی مثل ماهواره و اینترنت با شیوه های نوین در زندگی، موجب شده تا زنان با مفاهیمی آشنا شوند و در تعریف شخصیت اجتماعی خود و نقش های مختلفی که دارند، تاملی بیشتر داشته باشند و به تغییر جایگاه خود بیندیشند.

بحث و بررسی تحولاتی که در گذشته تا اکنون در ارتباط با نقش زنان رخ داده است، موضوعی مفصل و پیچیده است و مجالی طولانی می طلبد. آنچه در این نوشتار بدان می پردازیم، اشاره ای کوتاه به تغییر هویت زنان از گذشته تا امروز است.

همانطور که می دانید، خانواده، مهمترین نهاد اجتماعی است که به رشد و تعالی نسل هایی می پردازد که باید آینده سازانی برای جامعه باشند. در نظام خانواده، نقش مادر نقشی اساسی و پر اهمیت است به گونه ای که می توان گفت سایر نقش ها در سایه نقش مادر در خانواده شکل می گیرند. اگر در خانواده ای، پدر نتواند نقش خود را به درستی ایفا کند، یک مادر این قدرت و توانمندی را دارد که خلاء های ناشی از نقش پدری را برای فرزندان، تا حدودی پر کند. به هر حال تاریخ و تجربه و نظر بسیاری از روانشناسان این موضوع را به اثبات می رساند که مادر، نقش قلبی طپنده را در سینه خانواده، ایفا می کند. اگر تغییر و مشکلی در این زمینه ایجاد شود، حیات سایر اعضای خانواده نیز، به خطر می افتد.



:: مرتبط با: حضرت زهر ا سلام الله علیه ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1392/02/11
زمان : 08:27 ق.ظ
تا ابد فاطمه فاطمه است
نظرات |

حضرت فاطمه

در مدینه پیچید كه دختر پیامبر (صلی الله علیه واله) می‌خواهد با مردم سخن بگوید، مردم گویی چند برابر گنجایش مسجد پیامبر، در مسجد و اطراف آن گرد آمدند تا سخنان فاطمه (علیهاالسلام) را بشنوند. برای ورود دختر پیامبر و ناموس كبرای الهی در میان مردم و صحن مسجد، در گوشه‌ای از مسجد پرده‌ای آویختند، و فاطمه (علیهاالسلام) در میان زنان مۆمن و محترم آل هاشم كه در دو طرف او حركت می‌كردند، وارد مسجد شد؛ فاطمه (علیهاالسلام) مانند پیامبر گام برمی‌داشت. مردم گویی صدای پای پیامبر را می‌شنیدند. و هنگامی كه به سخن گفتن آغاز كرد گویی صدای پیامبر به گوششان می‌رسد.

فاطمه (علیهاالسلام) كه روزی كه می‌خواست متولد شود، بزرگ‌ترین زنان تاریخ آفرینش، از جمله مریم مقدس، از آسمان آمدند تا خدیجه كبری تنها نباشد، و فاطمه (علیهاالسلام) در آغوش آنان متولد شود، اكنون نیز كه می‌خواست تاریخ را دوباره متولد كند، ارواح آدم و نوح ابراهیم و موسی و عیسی و جبرئیل و میكائیل، او را بدرقه می‌كردند، گویی عالم ملكوت الهی به زمین آمده بود و با فاطمه (علیهاالسلام) گام برمی‌داشت...

لحظه‌هایی بس باشكوه و پر هیبت، و با این همه، دردناك و دردزاد بود؛ لحظه‌هایی كه اگر نبود، هیچ لحظه‌ای از لحظه‌های تاریخ به بلوغ مضمونی و حماسی خویش نرسیده بود ... حضرت فاطمه (علیهاالسلام) وارد مسجد شد و در محل سخن گفتن قرار گرفت. با نخستین جمله‌هایی كه بر زبان راند مدینه منفجر شد، بلكه تاریخ، نه تنها مسجد... ناله‌های سوزان مردم، سوز روحی و ژرف فاطمه (علیهاالسلام) را منعكس می‌كرد و دیوارهای شهر مدینه را می‌سوزاند... و گریه امان خلق را بریده بود...

فاطمه (علیهاالسلام) چه گفت؟ قرآن ، علی، عدالت ، انسان ...

فریاد عدالت فاطمه (علیهاالسلام) ، در روز عاشورا، از حنجره فرزندش حسین (علیه السلام) نیز طنین‌افكن شد، چنان كه روزی همان فریاد، از حنجره فرزند دیگرش مهدی موعود (عج) طنین‌افكن خواهد شد، و عدالت آفاقی و انفسی گستره زمین و آفاق زمان و عرصه‌های زندگی انسانی را خواهد گرفت... و این است حقیقت جاودان رسالت محمدی ...

مدینه چه شد؟ سراپا لرزه و استماع ...

آن لحظات چه لحظاتی بوده است، و فاطمه (علیهاالسلام) چه شخصیتی بوده و چه كرده است. اگرچه فاطمه (علیهاالسلام) نتوانست علی (علیه السلام) را دوباره تا ستیغ بلند غدیر، ستیغ آسمانی «من كنت مولاه فهذا علی مولاه» برآورد، و قرآن را، در كنار چشمه خورشید، به دست علی (علیهاالسلام) ، بر همه جامعه‌ها بتاباند و امت واحد قرآنی بسازد، لیكن توانست علی (علیهاالسلام) را از قبر ساخته سیاست سفیانی بیرون آورد، و در معبر تاریخ قرار دهد، تا دست كم روزی، اگرچه برای مدتی كوتاه و پرمخاطره، حكومت قرآنی واقعی بتواند تشكیل شود، و مدینة النبی یك نمونه از خود به جای بگذارد، و نهج‌البلاغه آفریده شود.

اگر امام علی (علیه السلام) در همان خانه نشینی و انزوایی كه در جریان جنجال سقیفه بر او تحمیل شد، باقی مانده بود و خطبه آتشین و حركت انقلابی دختر پیامبر او را دوباره مطرح نساخته بود، هیچ‌گاه به همان خلافت ظاهری اندك ساده خویش نیز نمی‌رسید، و قرآن دیگر به هیچ وجه ابعاد فردسازی و جامعه پردازی خود را نشان نمی‌داد. آیا به دست چه كسانی می‌توانست نشان دهد؟ همانان كه كعبه را به منجنیق بستند، و سر پسر پیامبر را به سر نیزه در شهرها و هامون‌ها گرداندند، و در شرابخواری و آدم‌كشی همانند نداشتند، و به هنگام خلافت، به قرآن می‌گفتند: قرآن، خداحافظ! (هذا فراق بینی و بینك!)

حضرت فاطمه

یكی از مسایل بسیار مهم در این حادثه عظیم، مضامین خطبه فاطمی است، و سخنان دیگری كه فاطمه (علیهاالسلام) در این چند روز تا پایان عمر كوتاه خویش فرموده است. من سخن خود را در می‌نوردم. خطبه‌ای كه به تعبیر مورخ و محدث معروف، بهاءالدین اربلی (م: 692 ق):

«علیها مسحه من نور‌النبوه، و فیها عبقة من ارج الرساله، و قداوردهاالموالف و المخالف... ؛ خطبه‌ای كه فروغ نبوت از آن می‌تابد، و بوی خوش رسالت از آن می‌ترواد، و شیعه و سنی آن را در كتاب‌های خود نقل كرده‌اند.

باید اهداف الهی، انسانی، اقتصادی، معیشتی، اجتماعی، تربیتی و حماسی این خطبه را درك كرد.

تاكیدی كه این خطبه بر ضرورت حكومت عادل می‌كند و به صراحت می‌گوید كه در غیر حكومت عدل، مردمان بردگان زرخرید اقلیتی مستكبر و سرمایه‌دار خواهند بود و فاصله معیشتی مردم به بیش از حد تحمل وجدان انسانی و روح قرآنی خواهد رسید، باید فهمیده شود.

در آن روزها كه امام علی (علیه السلام) نمی‌توانست دست به شمشیر ببرد، فاطمه (علیهاالسلام) از سخن شمشیری ساخت - آتش‌ بیان و حق‌نشان - كه هم خونی ریخته نشد، و هم حقیقت را تا ابد بر لوح زمان‌ها و پیكره آبادی‌ها و مكان‌ها ثبت كرد.

اگر حضرت فاطمه (علیهاالسلام) نبود، یا اگر به این قیام الهی اقدام نمی‌كرد، امروز نه تنها از ارزش‌های اسلامی، بلكه از هیچ ارزش و فضیلتی چه بسا نشانی نبود و قرآن كریم، با انواع تفسیر‌های اشعری و متعزلی و ماتریدی … ، ماهیت و حیانیت و منزه از اختلاف بودن خود را از دست می‌داد، و از تفسیر مفسران راستین كتاب الهی، یعنی ائمه طاهرین (علیهم السلام) ، چیزی یافت نمی‌شد. لیكن این قیام قرآنی و حماسه فاطمی، سبب شد كه علی (علیه السلام) از حذف مطلق مصون ماند، و پس از بیست و پنج سال، به روی كار آید و بتواند شهر نمونه قرآنی را بسازد، یعنی كوفه منهای فقر؛ چنان كه احمد حنبل شیبانی - امام مذهب حنبلی - در كتاب فضایل الصحابه نقل می‌كند كه علی (علیه السلام) فرمود:

در آن روزها كه امام علی (علیه السلام) نمی‌توانست دست به شمشیر ببرد، حضرت فاطمه (علیهاالسلام) از سخن شمشیری ساخت - آتش‌ بیان و حق‌نشان - كه هم خونی ریخته نشد، و هم حقیقت را تا ابد بر لوح زمان‌ها و پیكره آبادی‌ها و مكان‌ها ثبت كرد

«ما اصبح بالكوفه احد الا ناعما، ان ادناهم منزلة لیاكل البر، و یجلس فی الظل، و یشرب من ماء‌الفرات؛ در كوفه همه زندگی‌ای مناسب دارند: صاحبان پایین‌ترین شغل‌ها نان گندم می‌خورند، خانه دارند، و از آب سالم و گوارای فرات می‌نوشند.»

امام علی(علیه السلام)، در همین چهار سال و اندی، با آن سه جنگ داخلی تحمیلی و ویرانگر، از هر فرصتی بهره جست، و ده ‌ها اصل قرآنی و ارزش اسلامی را در هدایت و تربیت فرد و جامعه، پی‌ریخت، و اصول انسانیت قرآنی و اسلامیت واقعی را متبلور ساخت، و با مردم سخنانی را در میان نهاد كه حاصلی چونان نهج‌البلاغه داشت، و عهد‌نامه مالك اشتر را نوشت كه آیین‌نامه حكومت قرآنی است، و هر حكومتی، در هر وقت و هر جا و متصدیان آن در هر لباسی، وقتی اسلامی است و حق دارد ادعای اسلامی بودن كند و مردم را به این نام به اطاعت وادارد، كه از عهد‌نامه، سرسوزنی تخلف نداشته باشد.

فریاد عدالت حضرت فاطمه (علیهاالسلام) ، در روز عاشورا، از حنجره فرزندش حسین (علیه السلام) نیز طنین‌افكن شد، چنان كه روزی همان فریاد، از حنجره فرزند دیگرش مهدی موعود (عج) طنین‌افكن خواهد شد، و عدالت آفاقی و انفسی گستره زمین و آفاق زمان و عرصه‌های زندگی انسانی را خواهد گرفت... و این است حقیقت جاودان رسالت محمدی ... و این است كه شیعه هماره فریاد می‌زند:

_ بعثت،

_ غدیر،

_ عاشورا،

_ مهدی...



:: مرتبط با: حضرت زهر ا سلام الله علیه ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1392/02/10
زمان : 08:51 ق.ظ
کلید نجات در دست مادر
نظرات | ادامه مطلب

حضرت فاطمه

در حال طواف مردى را دیدم كه دامن كعبه را گرفته ؛ گریه كنان در حال تضرع و استغاثه بود.

از او پرسیدم : چرا این قدر ناراحتى ؟

گفت : از بناهایی هستم كه منصور مرا به ساختن عمارت بغداد وادار كرد. جریانى برایم پیش آمد كه امیدوارم تا زنده ام ، براى احدى نگویى . شبى منصور مرا طلبید و گفت : این شصت نفر فرزندان على - علیه السلام - را باید تا صبح در وسط دیوار بگذارى و من پنجاه و نه نفر آنها را در میان ستونها قرار دادم . آخرین نفر آنان ، دیدم پسرى است مانند قرص ماه ، نور از صورتش متصاعد است ، و هنوز در چهره اش مویى نروییده و دو قطعه گیسوانى دارد كه روى دو كتف او قرار گرفته است ، و مانند زن بچه مرده اشك مى ریزد و ناله مى كند. از او جریان حال را پرسیدم . فرمود:

براى كشته شدن خود گریه نمى كنم ، گریه ام براى این است كه مادر پیرى دارم كه جز من فرزندى ندارد، یك ماه بود كه مرا در خانه حبس كرده بود، هرگاه مى خواست به خواب رود تا دست بر گردن من نمى انداخت ، به خواب نمى رفت . مى‌بایست یك دستش در زیر سر من و دست دیگرش ‍ روى سینه من باشد. تا دیروز مادرم از خانه برون رفت ، من هم از خانه بیرون آمدم . ماموران خلیفه مرا گرفتند و به این جا آوردند. گریه ام براى این است كه بر خلاف گفته مادرم عمل كردم و او را ناراحت ساختم . او اكنون از وضع من خبر ندارد و نمى داند بر سر من چه آمده است؟ از خدا براى خود و مادرم صبر طلب مى كنم .

تا این سخنان را از زبان این غلام شنیدم ، به خود گفتم واى بر حال تو، به خاطر به چنگ آوردن دنیا، عذاب آخرت را براى خود خریدى . تصمیم گرفتم براى رضاى خدا كار نیكى به جاى آورم ، نزد فرزندم آمدم و قضیه را با او در میان گذاشتم و به او گفتم : اى پسرم! تو را به جاى او در میان دیوار بگذارم ، به طورى كه آزارى به تو نرسد و شبانه بدون شك تو را بیرون خواهم آورد.

گفت: اى پدر! آنچه مى خواهى انجام بده ، من هم در این جهت صبر خواهم كرد.

بالاخره گیسوان آن غلام علوى را بریدم و صورتش را با سیاهى ته دیگ سیاه كردم و لباس كهنه بچه بنایان را به او پوشاندم و پسر خود را در میان دیوار گذاشتم و آن غلام علوى را در گوشه اى پنهان كردم . گفتم : در این مكان باش تا شب تو را به منزلت برسانم . ولى من از دو جهت ناراحت بودم : یكى اگر منصور مطلع شود با من چه خواهد كرد و دیگر اگر همسرم ، سراغ فرزندم را بگیرد چه جواب دهم ؟ غرض در یك حالت بى هوشى افتاده بودم .

كوبنده در مى گوید: من فاطمه ، دختر رسول خدا هستم ، به مولاى خود بگو بیاید و پسرش را بگیرد و فرزند ما را به ما رد كند

ناگهان دیدم كنیزم مرا صدا مى زند كه شما را در خانه مى خواهند. به كنیز گفتم : برو ببین كوبنده در كیست ؟

كنیزم رفت و در مراجعت گفت : كوبنده در مى گوید: من فاطمه ، دختر رسول خدا هستم ، به مولاى خود بگو بیاید و پسرش را بگیرد و فرزند ما را به ما رد كند.



:: مرتبط با: حضرت زهر ا سلام الله علیه ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1392/02/10
زمان : 08:50 ق.ظ
فدک و پاسخ به یک پرسش
نظرات | ادامه مطلب

فدک

چنان كه در منابع تاریخی معتبر آمده فدك مجموعه ‌ای از باغات و مزارعی بود در اطراف مدینه كه پیامبر اكرم صلی الله علیه وآله آن را به صلح از یهودیان خیبر گرفته و به حضرت زهرا سلام الله علیها بخشید.(1)

بلاذری یكی از علمای اهل سنّت است، چند روایت معتبر در این مورد نقل كرده است كه ملك فدك مال رسول خدا بود و پیامبر صلی الله علیه وآله از درآمد آن به خاندان خود می‌ داد كه فاطمه سلام الله علیها آن را از رسول خدا خواست و رسول خدا آن را به فاطمه بخشید.(2)

و یا ابن ابی الحدید روایاتی آورده است كه دلالت می ‌كند پیامبر صلی الله علیه وآله این ملك را بنابر آیه شریفة «... و آت ذی القربی حقه...» به فاطمه سلام الله علیها بخشید.(3)

با این وجود برخی این شبهه را مطرح می کنند که اگر فدك هدیه پیامبر صلی الله علیه وآله بود، چرا حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها آن را به عنوان ارث خود مطالبه ‌كرد؟

در پاسخ باید گفت که هرگز حضرت زهرا سلام الله علیها فدك را به عنوان میراث مطالبه ننمود بلكه خلیفه اول درباره میراث انبیا حدیثی جعل كرد كه آن حدیث دقیقاً مخالف و معارض با قرآن بود. حدیثی كه او جعل كرد این بود «... نحن معاشر الانبیاء لانورث...» و حضرت زهرا سلام الله علیها به خاطر این كه آنها جعل حدیث كردند برای روشن نمودن چهره دروغین آنها به قرآن استناد نمود و گفت كه چطور انبیاء میراث ندارند، در حالی كه قرآن حضرت سلیمان را وارث داوود معرفی می‌كند و آیات ارثی كه در قرآن آمده است. مگر ممكن است پیامبر صلی الله علیه وآله مستثنی از آنها باشد. پیامبران هم مثل سایر انسانها دارای اولاد بودند و دارای ارث و میراث، چنان كه در قرآن سوره نساء آیات 11 الی 14 و آیات آخر سوره و آیات دیگر از قرآن مسئله ارث مطرح شد و به عنوان یك فریضه از آن یاد شده، مگر پیامبر اكرم صلی الله علیه وآله از فرائض دیگر مثل نماز و... مستثنی بود، که از این فریضه مستثنی شود. پس این ادعای خلیفه اول مخالف قرآن است.

آنها این را جعل کردند تا بگویند این فدک و امثال فدک صدقه است، وقتی صدقه عمومی شد، به بیت المال می رسد، وقتی بیت المال شد، به حاکم وقت منتقل می شود و همین کار را هم کردند

حضرت فاطمه سلام الله علیها بعد از غصب فدك هرگز نگفت كه من میراث پدرم را مطالبه می‌كنم، بلكه به عنوان حق غصب شده خویش، مطالبه ‌كرد. اما علت این كه حضرت فاطمه سلام الله علیها به آیات ارث تمسك جست این بود كه می‌خواست به خلیفه اول بفهماند، حدیثی كه او به زبان پیغمبر صلی الله علیه وآله می‌بندد، خلاف قرآن، است كه لازمه آن تكذیب قرآن و پیامبر و مساوی با كفر است.(3)



:: مرتبط با: حضرت زهر ا سلام الله علیه ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1392/02/10
زمان : 08:49 ق.ظ
درخششی خیره کننده در صحرای محشر
نظرات | ادامه مطلب

حضرت فاطمه

برانگیخته شدن و رستاخیز از لحظات بسیار سخت و وحشتناك آینده بشر است، زمانى كه معصومان همواره بدان مى اندیشیده و گاه از خوف آن بیهوش مى شدند.

بانوی دو عالم، حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام نیز چنین بود و بیشتر بدین زمان مى اندیشید، فكر زنده شدن ، عریان بودن انسان ها در قیامت ، عرضه شدن به محضر عدل الهى و... او را در اندوه فرو مى برد.

 

فرشتگان پا در رکاب بانو

امام على علیه السلام می فرماید:

روزى رسول خدا صلى الله علیه و آله نزد فاطمه رفت و آن بانو را محزون یافت . به فاطمه فرمود:

دختر عزیز من! سبب غم و اندوه تو چیست ؟

فاطمه گفت: روز محشر و برهنگى مردم به خاطرم آمد.

رسول خدا فرمود: آرى دخترم ! آن روز، روز بسیار بزرگى است. اما جبرئیل از سوى خداوند برایم خبر آورد من اولین كسى هستم كه بر انگیخته مى شوم، سپس ‍ ابراهیم و آنگاه همسرت على بن ابى طالب علیه السلام پس از آن خداوند جبرئیل را همراه هفتاد هزار فرشته به سوى تو مى فرستد. وى هفت گنبد از نور بر فراز آرامگاهت بر قرار مى سازد. آنگاه اسرافیل لباس هاى بهشتى برایت مى آورد و تو آن ها را مى پوشى .

فرشته دیگرى به نام زوقائیل مركبى از نور برایت مى آورد كه مهارش از مروارید درخشان و جهازش از طلا. تو بر آن مركب سوار مى شوى و زوقائیل آن را هدایت مى كند.

در این حال هفتاد هزار فرشته با پرچمهاى تسبیح پیشاپیش تو راه مى سپارند. اندكى كه رفتى ، هفتاد هزار حور العین در حالى كه شادمانند و دیدارت را به یكدیگر بشارت مى دهند، به استقبالت مى شتابند، به دست هر یك از حوریان منقلى از نور است كه بوى عود از آن بر مى خیزد... آن ها در طرف راستت قرار گرفته همراهت حركت مى كنند هنگامى كه به همان اندازه از آرامگاهت دور شدى، مریم دختر عمران همراه هفتاد هزار حور العین به استقبالت مى آید و بر تو سلام مى گوید، آن ها سمت چپ قرار مى گیرند و همراهت حركت مى كنند. آن گاه مادرت خدیجه ، اولین زنى كه به خدا و رسول او ایمان آورد، همراه هفتاد هزار فرشته كه پرچمهاى تكبیر در دست دارند، به استقبالت مى آیند، وقتى به جمع انسانها نزدیك شدى ، حوا با هفتاد هزار حور العین به همراه آسیه دختر مزاحم نزدت مى آید، و با تو رهسپار مى شود.

پس از این جریان جبرئیل به تو مى گوید: حاجت خود را بخواه ! تو مى گویى : پروردگارا! من شیعیان خود را مى خواهم . خداوند رئوف مى فرماید: من گناه آنان را آمرزیدم . تو مى گویى : بارخدایا! من شیعیان خود و دوستان ایشان را مى خواهم . خداوند سبحان مى فرماید: برو هر كدام از آنان را كه دست به دامن تو شود، او را وارد بهشت كن !

چشم فرو بندید

فاطمه جان ، هنگامى كه به وسط جمعیت حاضر در قیامت مى رسى ، كسى از زیر عرش پروردگار به گونه اى كه تمام مردم صدایش را بشنوند، فریاد مى زند: چشمها را فرو پوشانید و نظرها را پایین تا افكنید تا صدیقه فاطمه ، دخت پیامبر صلى الله علیه و آله و همراهانش عبور كنند.

پس در آن هنگام هیچ كس جز ابراهیم خلیل الرحمن و على بن ابى طالب و... به تو نگاه نمى كنند.

 

بر فراز منبری از نور

آنگاه منبرى براى تو نصب مى شود كه هفت پایه داشته باشد، در میان هر پایه تا پایه دیگرى صفهایى از ملائكه ایستاده اند، علمهایى از نور در دست خواهند داشت .حوریه ها در طرف چپ و راست منبر تو صف مى كشند. نزدیكترین زنان از طرف چپ به تو حوا و آسیه خواهند بود.

 



:: مرتبط با: حضرت زهر ا سلام الله علیه ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1392/02/10
زمان : 08:43 ق.ظ
 

 




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات