نوری بر فراز قلّه فضائل
نظرات | ادامه مطلب

امام علی

میلاد با سعادت مولای متقیان و امیرمومنان علی علیه السلام فرصتی را فراهم می کند تا بار دیگر به منابع تاریخ اسلام مراجعه کنیم و درباره آن امام بزرگوار اندکی مطالعه نماییم.

بخش زیادی از منابع تاریخ صدر اسلام به بیان روایات و حکایات مربوط به فضائل امیرالمومنین علیه السلام اختصاص دارد. کارکرد اصلی اینگونه روایات زیاد کردن توجه مخاطبین به جایگاه آن حضرت و ایجاد زمینه برای پذیرش فرمایشات و موضعگیری های ایشان است. علاوه بر آن مطالعه فضائل و مناقب امام سبب می شود تا محبت قلبی مومنان نسبت به ایشان راسختر گردد، محبتی که بر اساس روایات ارزش بسیار زیادی در درگاه الهی دارد. از همین رو می بینیم که بسیاری از علمای ما – همچون علامه حلی (متوفی726 ه)- و حتی عده ای از دانشمندان بزرگ اهل سنت - همچون حاکم نیشابوری (متوفی405 ه) و اخطب خوارزمی (متوفی568 ه) - به جمع آوری فضائل و مناقب ایشان اقدام کرده اند.

به تبعیت از روایات مذکور، شعرای یرجسته ما هم اشعار زیبایی در فضیلت امام سروده اند که پیوسته مورد توجه علاقه مندان بوده است.

جالب است که با وجود فشارهای دشمنان امام در مورد کتمان فضائل حضرت و از بین بردن شیعیان و ارادتمندان و همچنین ترس حاکم بر بسیاری از پیروان ایشان در نقل اینگونه مطالب، باز هم حجم بسیار زیادی از میراث تاریخی ما را مباحث فضائل تشکیل می دهد.

همچنین دشمنان تلاش می کردند با جعل مناقب و فضایل موهوم برای دیگران از تاثیرگذاری روایات معتبری که برای امام است جلوگیری نمایند. از همین روست که می بینیم در بسیاری از کتب روایی اهل سنت در کنار بابی که برای نقل فضایل حضرت نوشته شده است، ابوابی هم برای ذکر فضائل دیگران وجود دارد و حتی چه بسا فضایل برخی از خلفا پررنگتر از امام نگاشته شده است. البته ما معتقد نیستیم که دیگر صحابه فضائلی نداشتند یا اینکه نباید فضائل آنها را در کتب نقل کرد. لکن معتقدیم که اگر پژوهشی منصفانه صورت گیرد مشخص می شود که فضائل امام در قیاس با آنان همچون فضیلت نور خورشید بر نور ستارگان است .

دشمنان امام به همین اندازه بسنده نکردند بلکه به دشنام گویی علنی ایشان رو آوردند. می دانیم که از ظلمهای تاریخی در حق حضرت، ماجرای سب ایشان بر روی منابر است که در زمان خلافت اموی ها  رایج شده بود و تا زمان عمربن عبدالعزیز ادامه داشته است. ابن اثیر می نویسد: «کان بنو امیه یسبون امیرالمومنین علی بن ابی طالب - علیه السلام - الی ان ولی عمر بن عبدالعزیز الخلافة فترک ذلک و کتب الی العمال فی الآفاق بترکه» (الکامل: 4/314)

اگر نبود که گروهی از امت من همانند مسیحیان درباره عیسی به انحراف کشیده می شدند هر آینه در باره تو چیزی می گفتم که از هیچ مکانی عبور نمی کردی مگر خاک پایت را بر می داشتند و از آب وضوی تو را به نیت شفا استفاده می کردند

از جمله سنتهای شیعیان که متاسفانه در سالهای اخیر تا حدی کمرنگ شده است برپا کردن مجالسی برای ذکر فضائل و مناقب امیرالمومنین و اهل بیت علیهم السلام بوده است. شیعیان می نشستند و سخنران بجای صحبت کردن از این طرف و آن طرف متون ارزشمند روایات را در زمینه مذکور برایشان می خواند. امیدواریم این چنین جلساتی دوباره احیاء شود و جای برخی از مجالس نامناسب را که در آنها به بهانه تبری از دشمنان امام کارهای غلطی صورت می گیرد، پُر کند.

در اینجا مناسب است که یکی از روایات فضائل آن حضرت را به قصد تبرک برای خوانندگان محترم نقل کنیم.

محدث عالی مقام شیعه جناب صدوق (متوفی381 ه) در کتاب ارزشمند امالی - مجلس بیست و یکم – به سند خود از جابربن عبدالله روایت می کند که:



:: مرتبط با: حضرت علی علیه السلام ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1392/03/2
زمان : 08:24 ق.ظ
امام علی علیه السلام، بنده خدا
نظرات | ادامه مطلب

امام علی

حضرت امیر علیه السلام در مورد كلام الله مجید می فرماید:

«فتجلی لهم سبحانه فی كتابه من غیر أن یكونوا رأوه بما أراهم من قدرته ...» (1)

یعنی خداوند در لابلای آیات قرآن و سطور آن خود را به بندگان نشان داده است چرا كه هر كس را از سخن او می توان شناخت «از كوزه برون همان تراود كه در اوست».

و نیز ایشان فرموده: «المرء مخبوء تحت لسانه»(2) «تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد.»

و باز همان حضرت فرموده است كه «رسولك ترجمان عقلك و كتابك أبلغ ما ینطق عنك»(3) یعنی فرستاده تو نشان دهنده میزان رأی و اندیشه و عقل توست و نوشته تو نیز رسا ترین گوینده ای است كه از جانب تو سخن خواهد گفت.

به نظر نگارنده این سطور، بالاترین مصداق این كلمات حضرت، خود ایشانند و همانطور كه به فرموده آن حضرت، خداوند در قرآن متجلی است، روح بلند خود آن حضرت نیز در لابلای كلمات اعجاز آمیز نهج البلاغه برای ما تجلی می كند. اگر كسی با نهج البلاغه مأنوس باشد این مدعا را به راحتی تصدیق می نماید.

آن وقت كه در زمینه زهد و بی رغبتی به دنیا سخن می گوید گویی شخصی است كه ابدا از لذات دنیا خبر ندارد و هیچ كس اگر امام علی علیه السلام را نشناسد باورش نمی شود كه او حاكم سرزمین وسیع اسلامی بوده است و وقتی در مورد مرگ و عالم برزخ سخن می گوید گویی از آن عالم برگشته یا آن را عیانا مشاهده می نماید. چنانچه خود در مورد متقین فرمود: «فهم و الجنة كمن قد رءآها ... .» (4)

و هنگامی كه در مورد آسمانها و خلقت فرشتگان سخن می گوید به گونه ای سخن می گوید كه گویی هنگام خلقت آنان حاضر و ناظر بوده است و هنگامی كه در مورد جهاد و تشجیع نسبت به آن می غرد تو گویی كسی را باور نمی آید كه وی همان كسی است كه كلمات پیشین از وی صادر شده است و بقول ابن سینا: تنها كسی است كه جامع اضداد بوده و علی رغم این كه دریای علم و شهر علم بوده اهل شمشیر زدن در راه حق نیز بوده. وقتی به توصیف حق تعالی می پردازد كسی را باور آن نیست كه این سخنگو همان است كه پشت پهلوانان عرب و صنادید آنها را بر خاك مذلت نشانده و قلوب آنها را پر از كینه های بدری و خیبری كرده است.

كتاب نهج البلاغه كه نازله روح اوست براى تعلیم و تربیت ما خفتگان در بستر منیّت و در حجاب خود و خودخواهى خود، معجونى است براى شفا و مرهمى است براى دردهاى فردى و اجتماعى و مجموعه‏اى است داراى ابعادى به اندازه یك انسان و یك جامعه بزرگ انسانى

و وقتی سخن از زشتی ظلم به میان می آورد و می فرماید اگر تمام اقالیم سبعه را به من دهند تا دانه جویی را از دهان مورچه ای بگیرم هرگز این كار را نخواهم كرد(5) دیگر كسی را قدرت این نیست كه باور كند همین شخصی كه دانه را از دهان مورچه نمی گیرد در یك شب واحد چهار صد شخص را كه به ظاهر مسلمانند و قرآن را با بهترین وجه می خوانند و بر صورتها و پیشانیشان آثار سجده و عبادت است را بكشد و به درك واصل كند !!

و آنوقت كه راجع به معارف دقیق فلسفی و عرفانی بحث می كند بزرگان عرفان و فلسفه در مقابلش اظهار عجز می كنند و از رسیدن به غور و كنه آن درمانده اند و در یك كلمه:



:: مرتبط با: حضرت علی علیه السلام ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1392/03/2
زمان : 08:23 ق.ظ
آفرینش آسمان در کلام امام علی علیه السلام
نظرات |


حضرت علی(علیه السلام) چه زیبا در نهج البلاغه چگونگی آفرینش آسمان را توصیف می کنند با تمام معجزات علمی و عجیب غریب.


امام علی

بخشی از خطبه 91 نهج البلاغه در اوصاف آسمان (نهج البلاغه صبحی صالح ص 128 و ترجمه آقای انصاری)

وَ نَظَمَ بِلَا تَعْلِیقٍ رَهَوَاتِ فُرَجِهَا- وَ لَاحَمَ صُدُوعَ انْفِرَاجِهَا وَ وَشَّجَ بَیْنَهَا وَ بَیْنَ أَزْوَاجِهَا- وَ ذَلَّلَ لِلْهَابِطِینَ بِأَمْرِهِ- وَ الصَّاعِدِینَ بِأَعْمَالِ خَلْقِهِ حُزُونَةَ مِعْرَاجِهَا- وَ نَادَاهَا بَعْدَ إِذْ هِیَ دُخَانٌ فَالْتَحَمَتْ عُرَى أَشْرَاجِهَا- وَ فَتَقَ بَعْدَ الِارْتِتَاقِ صَوَامِتَ أَبْوَابِهَا- وَ أَقَامَ رَصَداً مِنَ الشُّهُبِ الثَّوَاقِبِ عَلَى نِقَابِهَا- وَ أَمْسَكَهَا مِنْ أَنْ تُمُورَ فِی خَرْقِ الْهَوَاءِ بِأَیْدِهِ- وَ أَمَرَهَا أَنْ تَقِفَ مُسْتَسْلِمَةً لِأَمْرِهِ- وَ جَعَلَ شَمْسَهَا آیَةً مُبْصِرَةً لِنَهَارِهَا- وَ قَمَرَهَا آیَةً مَمْحُوَّةً مِنْ لَیْلِهَا- وَ أَجْرَاهُمَا فِی مَنَاقِلِ مَجْرَاهُمَا- وَ قَدَّرَ سَیْرَهُمَا فِی مَدَارِجِ دَرَجِهِمَا- لِیُمَیِّزَ بَیْنَ اللَّیْلِ وَ النَّهَارِ بِهِمَا- وَ لِیُعْلَمَ عَدَدُ السِّنِینَ وَ الْحِسَابُ بِمَقَادِیرِهِمَا- ثُمَّ عَلَّقَ فِی جَوِّهَا فَلَكَهَا وَ نَاطَ بِهَا زِینَتَهَا- مِنْ خَفِیَّاتِ دَرَارِیِّهَا وَ مَصَابِیحِ كَوَاكِبِهَا- وَ رَمَى مُسْتَرِقِی السَّمْعِ بِثَوَاقِبِ شُهُبِهَا- وَ أَجْرَاهَا عَلَى أَذْلَالِ تَسْخِیرِهَا مِنْ ثَبَاتِ ثَابِتِهَا- وَ مَسِیرِ سَائِرِهَا وَ هُبُوطِهَا وَ صُعُودِهَا وَ نُحُوسِهَا وَ سُعُودِهَا

فضای باز و پستی و بلندی و فاصله های وسیعی آسمان ها را بدون اینکه بر چیزی تکیه کند نظام بخشید و شکاف های آن را به هم آورد و هریک را با آنچه که تناسب داشت و جفت بود پیوند داد و دشواری فرود امدن و بر خاستن را بر فرشتگان که فرمان او را به خلق رسانند یا اعمال بندگان را بالا برند آسان کرد.در حالی که آسمان به صورت دود  بخار بود به آن ها فرمان داد ، پس رابطه های آن را بر قرار ساخت ، سپس آنها را از هم جدا کرد و بین آنها فاصله انداخت و برهر راهی و شکافی از آسمان ، نگهبانی از شهاب های روشن گماشت ، و با دست قدرت آن ها را از حرکات ناموزون در فضا نگه داشت و دستور فرمود تا در برابر فرمانش تسلیم باشند. و آفتاب را نشانه روشنی بخش روز و ماه را با نوری کم رنگ برای تاریکی شب ها قرار داد ،و آن دو را در مسیر حرکت خویش به حرکت در آورد، و حرکت آن  دو را دقیق اندازه گیری کرد تا در درجات تعیین شده، حرکت کنند که بین شب و روز تفاوت باشد و قابل تشخیص شود و با رفت و آمد آنها شمار سالها و اندازه گیری زمان ممکن باشد.

پس در فضای هر آسمان فلک آن را آفرید و با زینتی از گوهرهای تابنده و ستارگان درخشنده بیاراست ، و آنان را که خواستند اسرار آسمان ها را دزدانه دریابند ، با شهاب سوزان تیر باران کرد ، و تمامی ستارگان از ثابت و استوار ، و گردنده و بی قرار ، فرود آیند و بالا روند ، و نگران کننده و شادی آفرین را تسلیم اوامر خود فرمود. ((امروزه دانشمندان این حقیقت را به اثبات رسانده اند که حرکت های ستارگان و انفجارهایی که در کرات بالا به وجود می آید در شادی و نگرانی، و وضع روانی و عصبی مردم روی زمین آثر می گذارد، و در پدید آمدن اضطراب های روانی، درگیری ها ، و جنگ و زد و خوردهای اجتماعی موثر است.))



:: مرتبط با: حضرت علی علیه السلام ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1392/01/28
زمان : 08:42 ق.ظ
تشبیهات زیبا دقیق امام علی(علیه السلام)
نظرات | ادامه مطلب


اهل بیت علیهم السلام :

«الا ان مثل آل محمد صلی الله علیه و آله کمثل نجوم السماء اذا خوی نجم طلع نجم (1)؛  همانا مثل آل محمد به ستارگان آسمان نماید که اگر ستاره‌ای فرو شد ستاره دیگر برآید.‌»


امام علی
مقدرات الهی

«فان الامر ینزل من السماء الی الارض کقطرات المطر الی کل نفس بما قسم لها من زیادة او نقصان؛ (2)

پس همانا تقدیرهای آسمان همچون قطره‌های باران به زمین، بر هر کس فرود می‌آید نصیب او را بیش یا کم بدو می‌رساند.‌»

تقوا

«و اعلموا عباد الله ان التقوی دار حصن عزیز؛ 3  ؛ بندگان خدا! بدانید که پرهیزکاری خانه ایست چون دژ استوار.‌»

«فان تقوی الله مفتاح سداد و ذخیرة معاد و عتق من کل ملکة و نجاة من کل هلکه...؛ 4همانا ترس از خدا کلید درستی کردار است و اندوخته قیامت را به کار و از هر بندگی موجب رهایی و رهایی از تباهی.‌»

گناه و خطا

«الا و ان الخطایا خیل شُمُس حمل علیها اهلها و خُلِعت لجمها فتقحمت بهم فی النار؛ 5 هان‌ای مردم! خطاکاری‌ها چون اسب‌های بد رفتارند و خطاکاران برآن سوار، عنان گشاده می‌تازند تا سوار خود را به آتش در اندازند.‌»

«والفجور دار حصن ذلیل لایمنع اهله و لایحرز من لجاء الیه؛ 6 و ناپارسایی خانه‌ای بی بنیاد و خوار است، نه ساکنانش را از آسیب نگاهبان است و نه کسی که بدان پناه برد در امان است.‌»

«فان الحسد یأکل الایمان کما تأکل النار الحطب؛ 7 پس همانا حسادت ایمان را می‌خورد چنان که آتش هیزم را.‌»

«و ایاک و مصادقة الکذاب، فانه کالسراب یقرب علیک البعید و یبعد علیک القریب 8 ؛ و از دوستی دروغگو بپرهیز که او سراب را ماند، دور را به تو نزدیک، و نزدیک را به تو دور نمایاند.‌»

جهاد در راه خدا

« هو لباس التقوی و درع الله الحصینه و جنته الوثیقه؛ 9 و جهاد جامه تقوی است [که خدا به تن آنان پوشیده است [و زره استوار الهی است [که آسیب نبیند] و سپر محکم اوست.‌»

«و ما اعمال البر کلها و الجهاد فی سبیل الله عند الامر بالمعروف و النهی عن المنکر الا کنفثة فی بحر لجی؛ 10 و همه کارهای نیک و جهاد در راه خدا در برابر امر به معروف و نهی از منکر، چون دمیدنی است به دریای پر موج و پهناور.‌»

کسی که باید برای چند سال گناه همیشه در آتش جهنم بماند، چون کسی است که در یک دقیقه چشم خود را در می‌آورد و یک عمر کور می‌ماند

قلب نوجوان

«و انما قلب الحدث کالارض الخالیه ما القی فیها من شیئ قبلته؛ 11 دل نوجوان چون زمین ناکشته است، هر چه در آن افکنند، بپذیرد.‌»

دنیا و اهل آن

«فانما مثلکم و مثلها کسفر سلکو سبیلاً فکانهم قد قطعوه و اَمّوا علما فکانهم قد بلغوه؛ 12 همانا مثل شما و دنیا، چون گروهی همسفر است که به راهی می‌روند و تا در نگرند آن را می‌سپرند و یا قصد رسیدن به نشانی کرده اند و گویی بدان رسیده اند.‌»

«و مثل من اغترکمثل قوم کانوا بمنزل خصیب فنبأ بهم الی منزل جدیب...؛ 13 و مثل آنان که به دنیا فریفته گردیدند، چون گروهی است که در منزلی پر نعمت بودند و از آنجا رفتند و در منزلی خشک و بی آب و گیاه رخت گشودند....‌»

«و ان اهل الدنیا کرکب بیناهم حلوا اذا صاحبهم سائقهم فارتحلوا؛ 14و همانا مردم دنیا همچون کاروانند تا بار فکنند کاروان سالارشان بانگ بر آنان زند تا بار بندند و برانند.‌»

آنچه به عنوان نمونه شیوه تشبیهی از نهج البلاغه آورده ایم، تنها قطره‌هایی جانفزا از دریای بی کران بلاغت امیر بیان علیه السلام است. واگر بخواهیم هر یک از آن‌ها را موشکافی کنیم خود مقاله‌ای مستقل می‌طلبد. و ما به دلیل مجال اندک بدون هیچ توضیحی آن‌ها را از نظر گذراندیم، باشد که خوانندگان عزیز و فرهیخته، خود، در ظرائف این سخنان کنکاش کنند.

 

قرآن
گام عملی 15

با مروری بر آیات شریفه قرآن و روایات گهرخیز عترت، با معدنی از تشبیهات و تمثیلات جذاب روبرو می‌شویم که خود می‌تواند سرمایه تبلیغی گرانبهایی باشد. مبلّغ دینی در حقیقت افتخار شاگردی مکتب قرآن و عترت را دارد، اگر در سایه تعلیمات آن‌ها و دقت در هنر نهفته در کلمات آسمانی شان گام بردارد می‌تواند به تشبیهات جدید متناسب با این زمان دست یابد و به زبان روز با مخاطب سخن بگوید. ما به چند نمونه اشاره می‌کنیم:

ـ زن بی حجاب مانند سیم برقی است که پوشش ندارد و خطر آفرین است.

ـ کنترل غرایز نظیر کنترل گاز است، که اگر در مسیر صحیح خود استفاده شود حرارت و نور و برکت دارد و گرنه نتیجه‌اش انفجار و نابودی است.

ـ کسی که باید برای چند سال گناه همیشه در آتش جهنم بماند، چون کسی است که در یک دقیقه چشم خود را در می‌آورد و یک عمر کور می‌ماند. 16



:: مرتبط با: حضرت علی علیه السلام , نهج البلاغه ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1391/12/22
زمان : 08:35 ق.ظ
چرا امیرالمومنین سکوت کرد؟!
نظرات | ادامه مطلب

امام علی
مقدمه

پس از رحلت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)، گروهی به ناحق خود را جانشین پیامبر(صلی الله علیه و آله) به مردم معرفی نمودند و حق صاحبان حق را ربودند. در این میان امیرالمۆمنین سکوت و اعتزال را پیشه نمودند.گفته می شود اگر علی(علیه السلام)به حق بود و غاصبان به ناحق بودند، چرا علی(علیه السلام) قیام به حق ننمود و بیعت اجباری نمود؟! چرا علی(علیه السلام) در نماز غاصبان حاضر می شد و در مواقع لزوم در مشورت خلف وارد و رأی های صائب هم می داد؟....

 

ادای تکلیف و وظیفه!

همه انبیای الهی و اوصیای به حق مطابق مقررات و دستورات الهی عمل می نمایند و در موارد مقتضی قیام به جنگ و در مواردی قعود و سکوت می نمودند و حتی در مواردی از مقابل دشمنان فرار نموده و پنهان می گشتند!

اگر به تاریخ حالات هر یک از انبیای عظام و اولیای الهی بنگریم از این قبیل قضایا بسیار وجود دارد به ویژه آنکه قرآن مجید به برخی از آنها اشاره نموده است که به خاطر نداشتن یار و همراه سکوت یا فرار نموده اند. چنانچه در سوره مبارکه‌ی قمر از قول نوح(علیه السلام) شیخ الانبیاء می فرماید: "فَدَعا رَبّه أنّی مَغلوبٌ فانتصِر؛ پس خدا را خواند و دعا کرد که بارالها من سخت مغلوب قوم شده ام (به لطف خود)مرا یاری فرما"(قمر/10) همچنین درباره ی کناره گیری و اعتزال حضرت ابراهیم(علیه السلام) قرآن کریم خبر می دهد که وقتی عمویش آذر استمداد نمود و جواب یأس شنید، فرمود: وَ أعتزلُکِمُ و ما تَدعونَ مِن دونِ الله وأدعوا ربیّ؛ من از شما و بت هایی که به جای خدا می پرستید دوری کرده و خدای یکتا را می خوانم"(مریم/48)

حضرت ابراهیم (علیه السلام) وقتی کمک و یاری از عموی خویش ندید عزلت و گوشه نشینی اختیار نمود تا شرایط مناسبی فراهم آید.

 

فرار از دست ظالمان!

همچنین داستان فرار کردن حضرت موسی(علیه السلام) با خوف از مصر در قرآن کریم نقل شده است: فخرجَ منها خائِقاًً یترَقَّبُ قالَ ربِّ نَجَّنی مِن القومِ الظّالمینَ؛ موسی(علیه السلام)  از شهر با حال ترس از دشمن بیرون رفت و گفت : بارالها مرا از شر قوم ستمکار نجات ده"(قصص/21)

پیامبر اولو العزم خدا از خوف دشمنان فرار از شهری می نماید و از قوم کناره گیری و عزلت می نماید. بنابراین انبیای الهی اگر برای یاری دین خدا یار و ناصری نیابند برای فراهم شدن شرایط مناسب و تا موعد مناسب عزلت و کناره گیری و قعود و سکوت و عدم قیام را اتخاذ می نمایند.

همه انبیای الهی و اوصیای به حق مطابق مقررات و دستورات الهی علیه السلاممل می نمایند و در موارد مقتضی قیام به جنگ و درمواردی قعلیه السلامود و سکوت می نمودند و حتی در مواردی از مقابل دشمنان فرار نموده و پنهان می گشتند!



:: مرتبط با: حضرت علی علیه السلام ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1391/12/19
زمان : 08:27 ق.ظ
 

 




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات