دستورالعملی برای دیدن ظاهری امام زمان(عج)!!
نظرات | ادامه مطلب

ظہور امام (عج) اور ہمارے اعمال 2
الحداد. و ما ادراک ما الحداد؟

عارف واصل، آیت عظمای الهی؛ مرحوم «حاج سید هاشم موسوی» از بزرگترین عرفای جهان تشیع و از شاگردان مبرز سید العرفاء؛ مرحوم علامه «سید علی قاضی» است.

او در سال 1318 هـ.ق در شهر کربلا دیده به جهان گشود و در سن 86 سالگی در همان شهر به لقاء الله پیوست.

پدرش «سید قاسم» از شیعیان هند بود که به کربلا مهاجرت کرده بود و مادرش «هدیه» از اعراب اصیل عراق بود.

از آنجا که به حرفه ی نعل کوبی مشغول بود به «نعل بند» شهرت یافته بود اما بعدها خودش آن را به «حداد» تغییر داد.

گرچه به این حرفه اشتغال داشت، ولی از نظر معیشتی در سختی و تنگنای طاقت فرسایی قرار داشت.

شاگرد برجسته اش جناب «آیت الله علامه طهرانی (ره)» درباره او فرموده است:

«من چه گویم درباره کسی که به وصف در نمی آید، نه تنها لایوصَف بود، بلکه لایدرَک و لایوصَف بود ... لذا در نوشته‌جات حقیر نامی از او به چشم نمی خورد ... چرا؟ ... برای اینکه ... او شاهباز بلند پروازی است که هر چه طایر فکر و اندیشه اوج بگیرد و بخواهد وی را دریابد، می بیند او برتر و عالی تر ... است.»

«او مردی‌ بود كه‌ از جزئیّت‌ به‌ كلّیّت‌ رسیده‌ بود. دیگر نظری‌ به‌ كثرات‌ نداشت‌، بلكه‌ محیط‌ و مُهَیمِن‌ و مسیطر بر كثرات‌ بود. در تمام‌ عمر از ایشان‌ سخنی‌ از روی‌ مجامله‌ و مصلحت‌اندیشی‌ و تعارفات‌ معموله مرسومه متداوله‌، و یا در مقام‌ جواب‌ از لحاظ‌ فروتنی‌، خودشكستنی‌های‌ متعارف‌ كه‌ مطابق‌ با واقع‌ نیست‌ ابداً در او موجود نبود. جمله‌ و كلمه‌ای‌ را از باب‌ تواضع‌ و سرشكستگی‌ أدا ننمود؛ چرا كه‌ طبق‌ حال‌ و مقام‌ وی‌ اینها همه‌ مَجاز و خلاف‌ واقع‌ بود. او در مقامی‌ نبود كه‌ محتاج‌ باشد با این‌ جملات‌ صدقاً و یا از روی‌ مصالح‌ عامّه‌ بدان‌ گویا گردد. او یك‌ بنده خدا به‌ تمام‌ معنی‌ الكلمه‌ بود. بنابراین‌ هرچه‌ در این‌ باره‌ پی‌جوئی‌ كند و بخواهد و بطلبد، غلط‌ است‌؛ چون‌ خود در مقامی‌ ارجمندتر، و افقی‌ وسیعتر، و قلّه‌ای‌ بالاتر قرار دارد؛ و بر تمام‌ كائنات‌ و مخلوقات‌ حضرت‌ حقّ متعال‌ از آن‌ نظر مینگرد. او برخود و بر غیر خود از آن‌ مقام‌ منیع‌ شاهد و ناظر است‌.»

از نشانه هاى دیگر ایشان (متقین)، آن است که كه هر یک را داراى نیرومندى در دین، دوراندیشى با نرمى، ایمان همراه با یقین، حرص در دانش، علم با بردبارى، میانه روى در توانگرى، فروتنى در عبادت، آراستگى در تهیدستى، بردبارى در سختى، جویایى حلال، نشاط در هدایت، و دورى از طمع بینى

حضرت آیت الله العظمی بهجت (ره) نیز او را چنین توصیف نموده است:


:: مرتبط با: نهج البلاغه ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/01/21
زمان : 08:12 ق.ظ
تبعیض در ادارات ما بیداد می کند!
نظرات | ادامه مطلب

بازدید رئیس اداره نشاط و امور اجتماعی وزارت کشور از تبلیغات اسلامی اصفهان

تعصب با توجه به ریشه لغت عربی آن به معنای حمایت از خویشان پدری و خویشاوند سالاری، و تعصب فامیلی به مفهوم خاص آن حمایت و جانبداری از فرد یا گروهی خاص به خاطر روابط نسبی است و تعصب گروهی حمایت از منافع گروه خاص در جامعه به دلیل اهداف و افکار مشترکی که رابطه بین اعضاء گروه را محقق می سازد و تعصب حزبی شامل همه نوع تعصبات گروهی می شود.

در گذشته که جوامع کوچکتر و از یکدیگر دورتر بودند افراد فامیل و آنها که روابط نسبی یا محلی داشته اند در دورن جامعه، حزب و گروه خاصی را به وجود می آوردند تا از منافع خود در برابر سایرین دفاع نمایند، به ویژه در زندگی صحرانشینی و بیابانگردی بالاخص در میان اعراب بدوی ضرورت حفظ جان و مال جمع فامیل و تصاحب مراتع و مزارع و دفع تجاوزات و احیانا تعدی به منافع اقوام دیگر، گروههای متخاصم اجتماعی و احزاب مختلف را به وجود می آورد.

لازمه دفاع از حقوق فامیل یا حزب و گروه نفی و نادیده گرفتن حقوق سایر طوائف و گروههاست، شکل حاد طایفه گرایی و تحزب و تعصب گروهی به صورت نژادپرستی در می آید که منتهی به سیستم آپارتاید و تفکیک نژادها و برتری ذاتی یک نژاد بر سایر نژادها می شود.

اگر چه پیوندهای خویشاوندی و روابط گروهی گاهی می تواند روابط عاطفی و حمایت های اجتماعی را به دنبال بیاورد. لکن وقتی به جانبداری و تعصب تبدیل شود موجب تعدی به حرمت و حقوق دیگر گروهها می گردد. وقتی عصبیت حزبی به کانون قدرت سیاسی و اجتماعی دست یابد به سمت انحصارگری و تمامیت خواهی گرایش می یابد و کانون انواع تشاجرات و تخاصمات در جامعه می شود و زمینه رقابت های غیر منصفانه و خصمانه بین گروههای اجتماعی می گردد. ابن خلدون جامعه شناس اسلامی در کتاب معروف خود المقدمه تأکید دارد که ظهور و سقوط هر دولت و حکومتی به عصبیت های قومی و حزبی بستگی دارد، عصبیت در آغاز کانون اقتدار و انحصار می شود اما چون امکانات اجتماعی و عمومی را درتیول کامل خویشان و یاران حزبی قرار می دهد خشم و خشونت سایر گروهها و فقر و فساد و مظالم گسترده اجتماعی را موجب می شود و در نهایت به شورش و انقلاب و سقوط منتهی می گردد. ابن خلدون علت تفوق بنی امیه بر بنی هاشم را به جهت استفاده از عصبیت فامیلی برای تصاحب منصب حکومت و خلافت می داند در حالیکه بنی هاشم از این ابزار مهم استفاده نکرده و در عرصه رقابت های سیاسی به حاشیه نشست.

عصبیت حزبی و فامیلی گاهی صبغه دینی پیدا می کند، یعنی از ابزار دین برای استقرار گروه خویش نیز سود می برد.

پیامبر در همایش بزرگ حجة الوداع و در اجتماع مسجد خیف و حتی در آخرین ساعات عمر شریف خویش همواره بر لغو تعصبات فامیلی و گروهی و جناح بازی های فامیلی و حزبی تأکید فرموده و همگان را به رعایت قسط و تقوی توصیه نمودند

چنانکه دفاع خلفای اموی و عباسی و بسیاری از سلاطین و خوانین از مذهب و شعائر دینی صرفا برای جلب منافع بیشتر سیاسی و تحکیم پایه های قدرت و فریفتن عوام الناس بوده است. امروزه نیز حمایت برخی از روشنفکران برجسته جهان عرب از معالم اسلامی به جهت اعتقاد به تعلق ذاتی اسلام به قومیت عربی می باشد، در واقع به خاطر تعلق خاطر به عربیت از اسلام نیز حمایت می نمایند.(10)

فشار تعصبات گروهی و حزبی و انحصارگری و تمامیت خواهی آنان گروهها و طبقات مختلف جامعه را در عرصه رقابت آمیز مبارزات سیاسی برای کسب قدرت وارد می سازد و سرمایه های مادی و معنوی اجتماع را در جریان مخاصمات و تبلیغات سیاسی به نابودی می کشاند و در عین حال بسیاری را ازحضور در عرصه فعالیتهای اجتماعی و سیاسی محروم می سازد و انسانهای شایسته و کاردان را از قبول مناصب حساس سیاسی و اجتماعی ممانعت می کند، در جامعه گرفتار تعصب حزبی همواره حقیقت مکتوم می ماند و فشارهای عصبی و کینه و خصومت و بی تفاوتی عرصه زندگی را برای مردم به ویژه طبقات ضعیف و فقیر تنگ و تاریک می سازد.



:: مرتبط با: نهج البلاغه ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/01/21
زمان : 08:10 ق.ظ
دفاع از خطبه شقشقیه!
نظرات | ادامه مطلب

شقشقیه

محتوای خطبه شقشقیه، دلالت بر غصب خلافت و همچنین شایستگی علی (علیه السلام) بر این مقام دارد و همین موضوع منجر به آن شده تا تلاش شود اصل صحت این خطبه زیر سۆال رود!

در این مقاله به طرح چهار شبهه می پردازیم و به آنها پاسخ اجمالی می دهیم:

شبهه اول:

آیا این سخن حضرت علی(علیه السلام) که «دعونی و التمسوا غیری» «مرا رها کنید و کسی دیگر غیر از من را بجویید» (نهج البلاغة ص 136) با اعتقاد به الهی بودن منصب امامت منافات ندارد؟

این که منصب امامت و ولایت علی (علیه السلام) از جانب خدا است و خدا او را برای این مقام برگزیده است، با دلایل متقن و استوار اثبات شده است. اما در مورد معنای این کلام امیرالمۆمنین (علیه السلام) که فرمود: «مرا رها کنید و کسی دیگر غیر از من را بجویید». باید متذکر شویم که هر چند مشروعیت امامت از طریق نصب الهی تعیین می شود، اما فعلیت و مقبولیت آن مشروط به بیعت و اقبال و پذیرش مردم است. امام (علیه السلام) در این خطبه (که فقط بخش کوتاهی از قسمت اول آن نقل شده) اشاره می کنند که شرایط فعلیت و مقبولیت هنوز کامل نشده است و موانعی وجود دارد، و  با بیان مطالبی می خواهند بدین وسیله حجت را بر مردم تمام کنند، موانع را بر طرف نمایند تا آمادگی کامل مردمی محقق شود و عذر و بهانه ای برای مخالفان باقی نماند.

چرا که حضرت در جمله بعدی فرمود: « زیرا ما به استقبال حوادث و اموری می رویم که رنگارنگ و فتنه آمیز است و چهره‌های گوناگون دارد و دل ها بر این بیعت ثابت و عقل ها بر این پیمان استوار نمی ماند. چهر ه افق حقیقت را ابرهای تیره فساد گرفته و راه مستقیم حق ناشناخته مانده است. آگاه باشید اگر دعوت شما را بپذیرم بر اساس آن چه می دانم با شما رفتار می کنم و به گفتار این و آن و نکوهش سرزنش کنندگان گوش فرا نمی دهم».

شبهه دوم:

آیا سند صحیحی برای خطبه «شقشقیه» وجود دارد؟ و آیا می‌توان از متن خطبه شقشقیه صریحاً امامت بلا فصل حضرت علی(علیه السلام) و فرزندان گرامی ایشان را ثابت نمود؟!

تمام شیعیان و برخی از اهل سنت معتقدند که خطبه شقشقیه کلام امام علی (علیه السلام) است. این خطبه در کتاب‌های مختلفی – گاه با ذکر سند و گاه بدون آن - نقل‌ شده و برخی از منابع پیش از سید رضی نیز آن‌را نقل کرده‌اند، در نتیجه می‌توان اطمینان یافت که سید رضی پدیدآورنده این گفتار نبوده و قبل از او نیز این روایت – شاید با تفاوت‌های جزئی - وجود داشته است. سلسله سندهای مختلفی نیز برای این خطبه ذکر شده است. چه کسانی که قبل از سید رضی می‌زیستند، و چه بعد از او.

امام علی (علیه السلام) در بخشی از این خطبه می‌فرماید: «هان! به خدا قسم که فلان (ابوبكر) جامه خلافت را پوشید در حالى‌كه می‌دانست جایگاه من در خلافت چون محور سنگ آسیاب به آسیاب است، ... اما از خلافت چشم پوشیدم، و روى از آن بر تافتم، ... دیدم خویشتن‌داری در این امر عاقلانه‌تر است، پس صبر كردم در حالى‌كه گویى در دیده‌ام خاشاک بود، و غصه راه گلویم را بسته بود! می‌دیدم كه میراثم به غارت می‌رود ...»


:: مرتبط با: نهج البلاغه ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/01/20
زمان : 12:54 ب.ظ
با این اوضاع نظام تولیدمان مطلوبه؟!
نظرات | ادامه مطلب

درصد،سود بانکی

هر فعالیت اجتماعی، دارای آثاری برای افراد و جامعه است. فعالیت های اقتصادی و از جمله نظام تولید نیز چه برای تولیدکننده و چه برای افراد مصرف کننده و چه برای کل جامعه، دارای آثاری است که از جهتگیری و عملکرد نظام تولید نتیجه می شود. چنان چه جهت گیری نظام تولید و انگیزه های آن درست و مطلوب باشد، آثار فردی و اجتماعی قابل ذکری خواهد داشت.

در این قسمت، مروری اجمالی بر آثار و ویژگی های ناشی از فعالیت های تولیدی درست برای دست اندرکاران تولید و نیز برای جامعه خواهیم داشت.

1. نیکنامی و اعتبار اجتماعی

نیکنامی انسان بین مردم، از سرمایه های بزرگی است که آسان به دست نمی آید. انسانی که دارای اعتبار و نام نیک بین مردم باشد، افزون بر سرمایه های آخرتی که می تواند ذخیره کند، در دنیا و در اجتماع نیز می تواند منشأ آثار و خیرات و کارهای نیک فراوان باشد که نفع آن به خود و جامعه می رسد.

استفاده کامل از امکانات و مواد اولیه، بهره برداری از مواد اولیه مرغوب، استحکام و اتقان در تولید، مراعات سود عادلانه و مسائلی از این قبیل که بهره وری را در جامعه افزایش می دهد، از آثار و نتایج طبیعی توجه به اصل نیکنامی و اعتبار اجتماعی است.

حضرت می فرماید:

... الا و ان اللسان الصالح یجعله الله للمرء فی الناس خیر له من المال یورثه من لایحمده (فیض الاسلام، 1351: خ119، ص371).

... آگاه باشید که خوشنامی و نام نیک که خداوند برای انسان در بین مردم قرار می دهد، از مالی که باید برای وارثان قدر ناشناس باقی گذارد، بهتر و ارزشمندتر است.

2. پرثمر و بابرکت بودن زندگی



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. , نهج البلاغه ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/01/20
زمان : 12:51 ب.ظ
پرونده3هزار میلیاردی چی شد؟! تناقض حرف و عمل!!
نظرات | ادامه مطلب

اختلاس

عدالت قضایی یکی از محوری‌ترین پایه‌های عدالت در اسلام است، به گونه‌ای که دوام و زوال حکومت اسلامی در گرو آن بوده، و کارآمدی نظام نیز تا حد زیادی بدان بستگی دارد. قضاوت در آیین مقدس اسلام از اهمیت به سزایی برخوردار است. در آیات و روایات متعدد به آن تأکید شده و ما را بر این واقعیت رهنمون می‌کند که اسلام به موضوع قضاوت و دادرسی، کوششی بلیغ و اهتمامی عمیق و همه جانبه داشته است: (یا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناكَ خَلیفَةً فِی الْأَرْضِ فَاحْكُمْ بَیْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ XE "1:...یا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناكَ خَلیفَةً فِی الْأَرْضِ فَاحْكُمْ بَیْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ"  وَ لا تَتَّبِعِ الْهَوى‏ فَیُضِلَّكَ عَنْ سَبیلِ اللَّهِ إِنَّ الَّذینَ یَضِلُّونَ عَنْ سَبیلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذابٌ شَدیدٌ بِما نَسُوا یَوْمَ الْحِساب‏)؛ «ای داوود، ما تو را در زمین خلیفه [و جانشین‏] گردانیدیم پس میان مردم به حقّ داوری كن، و زنهار از هوس پیروی مكن كه تو را از راه خدا به دركند. در حقیقت كسانی كه از راه خدا به در می‏روند، به [سزای‏] آنكه روز حساب را فراموش كرده‏اند عذابی سخت خواهند داشت». (ص/26)

امام علی (علیه السلام) در دوران خلافت خویش، پرچمدار عدالت قضایی در جامعه بودند بدین منظور در این مجال به بررسی سخنان این امام همام در زمینه عدالت قضایی پرداخته می‌شود.

 

اهمیت عدالت قضایی

کرسی قضاوت محل جلوس پیامبر (صلی الله علیه و آله) و اوصیای او است و قضاوت از مناصب خاص آنان می‌باشد. پس بدیهی است که می‌توانند آن را به هر که واجد شرایط و اهلیت قضاوت باشد، واگذار نمایند. امیر مۆمنان (علیه السلام) به شریح قاضی فرمود: «ای شریح در جایی نشسته‏ای كه در آنجا به جز پیغمبری یا وصی پیغمبری ننشیند یا مردی بنشیند شقی و بدبخت (كه آخرت خود را برای دنیای دیگران از دست می‏دهد)». (من لا یحضره الفقیه،ج 4، ص 7.)

 

شاخصه‌های عدالت قضایی از دیدگاه امام علی (علیه السلام)

سیره علوی (علیه السلام) مملو از عدالت قضایی است. روایاتی که از آن حضرت در فقه قضا و اصول قضاوت نقل شده، از یک سو و وقایع و مرافعاتی از مردم که بر آن حضرت عرضه شده و او میان آنان قضاوت کرده یا مراجعات خود ایشان به قضات جهت استیفای حقوق خود همگی شواهد مستندی بر اهمیت عدالت قضایی نزد حضرت (علیه السلام) می‌باشد. ایشان عدالت را برای احقاق حق لازم می‌شمرند و تأکید ایشان برای اعطای حق به صاحب آن را می‌توان دلیل عمده ایشان به اهمیت عدالت قضایی در اسلام در نظر گرفت. داستان‌های مختلف منقول در مورد ایشان همچون دادن طفل به مادر حقیقی و یا رجوع ایشان به همراه یهودی به قاضی مۆید نگرش حقیقی ایشان به مفهوم عدالت می‌باشد. نظام قضایی حضرت (علیه السلام) مرکب از اصول کلی قضاوت است که مجموعا به کمک هم، عدالت قضایی در حکومت اسلامی را تأمین می‌کنند.

امام (علیه السلام) در قضاوت‌های خود با دیگران مهربان و نرم‌خو بود، خود را با آنان برابر می‌دانست، یاریگر ناتوانان بود، اما در همین وقت نسبت به خود و خاندان و اطرافیان و فرماندارانش، سختگیر بود

1ـ مبنای قضاوت و حکم



:: مرتبط با: نهج البلاغه ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1392/12/22
زمان : 08:25 ق.ظ
 

 




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic