۸۰۷۷دانلود مداحی ویژه شهادت امام حسن عسکری
نظرات | ادامه مطلب...

دانلود مداحی ویژه شهادت امام حسن عسکری

دانلود در ادامه مطلب

یاحق امام حسن مجتبی علیه السلام پشت وپناه تون



:: مرتبط با: امام حسن عسکری علیه السلام ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1386/12/29
زمان : 08:03 ق.ظ
۸۰۷۶انتظار فرج
نظرات |

انتظار فرج

اى  آفتاب  هاله  اى  از  روى  ماه تو

مه   برلب   افق  لبه  اى  از  کلاه  تو

لرزنده    چون   کواکب  گاه  سپیده  دم

شمع  شبى  سیاهم و چشمم به راه تو

کى میرسى به پرچم خونین چون شفق

خورشید  و مه سرى به سنان سپاه تو

اى  دل فریب جادوى مهتاب شب مخور

زلفش   کشیده  نقشه  ى  روز سیاه تو

شاها  به  خاکپاى تو گل ها شکفته اند

ما  هم یکى شکسته و مسکین گیاه تو

من  روى دل به کعبه ى کوى تو داشتم

کامد  نداى  غیب  که  این  است راه تو

یک   نوک   پا   به  چادر  چوپانیم  بیا

کز    دستچین  لاله  کنم  تکیه  گاه  تو

آئینه   سازمت  همه  ى چشمه سارها

وز    چشم   آهوان   بنوازم   نگاه  تو

بعد  از نواى خواجه ى شیراز شهریار

دل   بسته ام به ناله ى سیم سه گاه تو


شهریار



:: مرتبط با: امام حسن عسکری علیه السلام ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1386/12/29
زمان : 08:03 ق.ظ
۸۰۷۵آفتاب حسن
نظرات |

آفتاب حسن

 

بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست

بگشای لب که قند فراوانم آرزوست

ای آفتاب حسن برون آ، دمی زابر

کان چهره مشعشع تابانم آرزوست

در دست هر کسی هست ز خوبی قراضه ها

آن معدن ملاحت و آن کانم آرزوست

یعقوب وار واسفاها همی زنم

دیدار خوب یوسف کنعانم آرزوست

زین همرهان سست عناصر دلم گرفت

شیر خدا و رستم دستانم آرزوست

جانم ملول گشت ز فرعون و ظلم او

آن نور روی موسی عمرانم آرزوست

دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر

کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست

گفتند یافت می نشود جسته ایم ما

گفت آنکه یافت می  نشود آنم آرزوست

هر چند مفلسم نپذیرم عقیق خرد

کانِ عقیق نادر ارزانم آرزوست

پنهان ز دیده ها و همه دیدها از اوست

آن آشکار صنعت پنهانم آرزوست

خود کار من گذشت زهر آرزو و آز

از کان و از مکان پی ارکانم آرزوست

گوشم شنید قصد ایمان و مست شد

کو قسم چشم صورت ایمانم آرزوست.


مولانا جلال الدین محمد بلخی



:: مرتبط با: امام حسن عسکری علیه السلام ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1386/12/29
زمان : 08:03 ق.ظ
۸۰۷۴آخرالزمان و ویژگی های آن
نظرات |

آخرالزمان و ویژگی های آن


 

روز نهم ربیع الاول، پس از شهادت امام حسن عسکری علیه السلام، امامت صاحب الزمان(عج) آغاز می شود. این روز، روز آغاز امامت امید شیعیان و مستضعفان است.

ای منتظر، ای منجی بشریت، ای آخرین ذخیره الهی!

ای حجت بن الحسن العسکری و ای صاحب الزمان!

بیا و بر دلهای زخمی و مجروح و خسته شیعیان و محبین خود مرهمی بگذار.

یا صاحب الزمان! بامدادان جمعه را با اشتیاق و امید آغاز می کنیم و عصر جمعه که از راه می رسد، بار دیگر غم و غصه تنهایی و دوری و فراق و هجر تو، قلبمان را می فشارد و بار گرانی بر دلهای  دوستان و شیعیان تو تحمیل می گردد، و هفته ای دیگر را به امید آدینه ای دیگر سپری می کنیم تا شاید آدینه بعد، روز وصل ما با تو باشد.

انتظار فرج قائم آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم متضمن اقرار به وجود و حیات و ظهور آن بزرگوار و عدم شک درباره ایشان و پذیرفتن غیبت و تحمل فراق آن عزیز و عدم اعتراض به پنهان بودن آن محبوب و صبر بر بلایا و آزارها و ناکامی ها و تمسک به آثار قابل تحصیل از ائمه هدی علیهم صلوات الله و ارشاد و استرشاد و رجوع به راویان اخبار ایشان و تقلید از فقهاء جامع شرایط می باشد. بنابراین وظیفه اصلی شیعه در مقام انتظار، احراز تکالیف الزامیه ای است که از سوی شارع مقدس متوجه او می باشد و این امر از یکی از طرق یقین، اجتهاد، تقلید و احتیاط محرز می گردد.

بی تردید هر آغازی را انجامی است و هر شروعی را پایان، مگر ذات اقدس پروردگار که آغاز و انجام ندارد. دنیا نیز از این قاعده کلی و فراگیر بیرون نیست. از این رو زمانی بر این دنیا گذشته و زمانی خواهد گذشت که زمان پایان خواهد بود و این قسمت پایانی کتاب زمان را " آخرالزمان" نام نهاده اند.

"آخرالزمان" اصطلاحی است که در فرهنگ اغلب ادیان بزرگ دنیا به چشم می خورد و بویژه در ادیان ابراهیمی از برجستگی و اهمیت ویژه ای برخوردار است.

این اصطلاح معمولا به مدت زمان پایان دنیا و رویدادهایی که ممکن است در آن بخش از زندگی دنیوی به وقوع بپیوندد، گفته می شود که ادیان بزرگ درباره آن پیشگویی هایی کرده و مطالبی ذکر نموده اند.

از جمله صحیفه آسمانی مسلمانان در مواردی فراوان به این بخش از آینده اشاره کرده، پرده از برخی رخدادهای آن زمان برداشته است. بطور کلی در معارف ارزشمند اسلامی این اصطلاح به دو معنا به کار رفته است:

1- مدت زمانی طولانی که با ولادت آخرین پیامبر الهی آغاز و با شروع  قیامت پایان می یابد و از همین جهت است که از پیامبراسلام به عنوان پیامبر آخرالزمان یاد شده است.

2- معنای دوم که تا حدودی از معنای نخست محدودتر است به مدت زمانی که با ولادت حضرت مهدی(ع) آغاز شده، زمان غیبت صغری و کبری و همچنین ظهور حکومت جهانی آن حضرت را نیز شامل می گردد.

از مجموع احادیثی که در کتاب های روایی، تفسیر و تاریخ درباره دوران آخرالزمان ذکر شده، دو مطلب اساسی و قابل توجه به دست می آید که گویای این مطلب است که آخرالزمان به دو دوره کاملا متفاوت تقسیم می شود: دوران نخست زمانی است که در آن فساد اخلاقی و ظلم و ستم جوامع بشری را فرا خواهد گرفت و در دوران دوم- که با قیام مصلح جهانی آغاز می شود- تمامی فسادها و ظلم ها ریشه کن شده، جای خود را به عدالت خواهد داد و توحید، عدل و رشد عقلی و علمی در سراسر زندگی انسان ها گسترش می یابد.

کلیات عقاید مربوط به آخرالزمان تقریبا در میان فرقه های بزرگ اسلام پذیرفته شده است، ولی این که آیا این تحولات آخرالزمان  با ظهور مهدی موعود(ع) پدیدار خواهد شد و نیز در این که مهدی موعود چه کسی است، اختلافاتی وجود دارد.

شیعیان دوازده امامی، حضرت مهدی(ع) و حکومت جهانی او را حسن ختام حیات بشری در دنیا دانسته، برپایی قیامت صغری و حاکمیت برخی از ائمه را تحت عنوان" رجعت" مُهر پایانی طومار زندگی بر زمین ذکرکرده اند، که البته هر دو مجالی وسیع می طلبد و فرصتی دیگر.


پیوند مهدویت با آخرالزمانتعبیرهایی در روایات وجود دارد که پیوند ناگسستنی مهدویت با آخرالزمان را به روشنی بیان می کند. در ذیل برخی از این روایات را نقل می کنیم:
1- امام صادق(ع) از جد بزرگوارشان رسول گرامی اسلام(ص) روایت فرمود که آن حضرت رو به سوی علی(ع) نموده، چنین فرمودند:

آیا تو را بشارت ندهم؟ آیا تو را خبر ندهم؟ عرض کرد: بله یا رسول الله. پس آن حضرت فرمود: هم اینک جبرییل نزد من بود و مرا خبر داد که آن قائمی که در آخرالزمان ظهور می کند و زمین را پر از عدل و داد می نماید؛ همانگونه که از ظلم و جور آکنده شده باشد، هر آینه از ذریه تو و از فرزندان حسین(ع) است."(1)

2- عبدالله بن مسعود از رسول گرامی اسلام(ص) نقل می کند که آن حضرت فرمود: " لا تذهب الدنیا حتی یلی امتی رجل من اهل بیتی یقال له المهدی"(2)؛ دنیا به پایان نرسد مگر این که امت مرا مردی رهبری کند که از اهل بیت من است و به او مهدی گفته می شود."

3- ابان می گوید:" امام صادق فرمود: دنیا به سرانجام نخواهد رسید تا این که مردی از تبار من قیام نماید و به حکومت آل داود( که خود علم خواهد داشت) حکم می کند و از بینه سؤال نخواهد نمود و هر صاحب حقی را به حق خویش خواهد رساند."(3)

4-در حدیث شریف نبوی می خوانیم:

روزهای دنیا منقضی نگردد تا این که مردی از اهل بیت من - بر زمین - حکومت کند که هم نام من باشد.

5- عبدالله بن مسعود می گوید پیامبر خدا فرمود: اگر از دنیا بیش از یک روز باقی نمانده باشد، خداوند آن روز را طولانی خواهد کرد تا مردی از خاندان مرا برانگیزد.(5)

در همه روایات فوق با تعبیرهای مختلف بحث آخرالزمان و ظهور امام زمان(عج) در این دوران مطرح شده است.

 

علائم و نشانه های آخرالزمانآخرالزمان دارای نشانه هایی است که در اصطلاح به آن ها" علائم آخرالزمان" گفته می شود.
علاوه بر اصطلاح رایج" علائم آخرالزمان" در فرهنگ مسلمانان، اصطلاح مشابه دیگری است که از آن به " اشراط الساعة" یاد می شود. اگرچه این اصطلاح به علائم وقوع قیامت اختصاص دارد، ولی از بررسی روایاتی که زیر این عنوان در کتاب های حدیثی ذکر شده است، به دست می آید که محتوای سخنان، مطالب مشترک فراوانی با روایات آخرالزمان دارد و بسیاری از نشانه ها در هر دو دسته روایات ذکرشده است. البته اصطلاح دوم نزد اهل سنت و اصطلاح نخست نزد شیعیان شایع تر و رایج تر است.

همانگونه که اشاره شد، این دوره دارای ویژگی هایی است که در روایات اسلامی از آن یاد شده است. برخی از آن خصوصیات که در آستانه ظهور به خوبی قابل مشاهده است، عبارتند از:


1- فراموش کردن دین:پیامبراکرم(ص) آنگاه که به توصیف زندگی مردم در دوران آخرالزمان می پردازد، اینگونه می فرماید:
" برای مردم روزگاری فرا می رسد که دین و آئین آن ها در همّ هایشان است و همت آن ها شکم هایشان و قبله آن ها زنانشان می باشد. رکوع  و سجودشان برای مال دنیاست، در حیرت و مستی خواهند بود و نه مسلمانند و نه نصرانی."(6)


2- دنیا پرستی:از دیگر ویژگی های آخرالزمان، غوطه ور شدن مردم در دنیا و دنیا پرستی است. رسول گرامی اسلام(ص) در این باره فرموده اند:
" به زودی زمانی بر امت من می آید که در آن زمان درون آن ها پلید می شود ولی ظاهر آن ها به طمع دنیا آراسته می گردد. به آنچه در پیشگاه خداوند است دل نمی بندند، دین آن ها ریا، و [تظاهر] است، خوف از خدا به دلشان راه نیاید[ و خداوند آن ها را به عذابی فراگیر دچار سازد و به این صورت که ] آن ها خداوند را همچون آدم غرق شده می خوانند و خداوند دعایشان را مستجاب نمی کند."(7)


3- فتنه های بزرگ:از دیگر ویژگی های عصر آخرالزمان، ظهور و بروز امتحانات بزرگ الهی است که بسیاری از انسان های سست ایمان در این آزمایش های الهی مردود و عده ای که ایمان در تمام وجودشان رسوخ کرده، موفق بیرون می آیند.
ابوخالد کابلی از امام سجاد(ع) نقل می کند که آن حضرت فرمود:

 " ای اباخالد! هر آینه فتنه هایی همچون قطعه های شب تار[ در راه است] و فرا خواهد رسید که هرگز کسی [ از آن] نجات نخواهد یافت مگر کسی که خداوند از او پیمان گرفته است و ایشان چراغ های هدایت و چشمه ساران دانشند."(8)

آری کسی که در ریزش فتنه، سرایمان را به سلامت در برد، کاری کارستان کرده است که پیامبر اکرم از آن سوی اعصار و قرون از دیدن ایشان در شگفت آمده به علی(ع) چنین فرمود:

ای علی! بدان که شگفت آورترین مردم در ایمان و بزرگترین آنان در یقین مردمی می باشند که در آخرالزمان واقع شده اند، پیغمبر را ملاقات نکرده اند و از امام خود محجوبند و همانا به نوشته- که خط سیاهی بر صفحه سفید است- ایمان آورده اند."(9)


سیمای زندگی در آخرالزمانبا توجه به ویژگی های فوق می توان سیمای زندگی در آخرالزمان را اینگونه ترسیم نمود:

الف- دین در آخرالزمان:همانگونه که اشاره شد، عوامل فراوانی دست به دست هم داده، روز به روز حقیقت تابناک دین را در هاله ای از ابهام فرو می برند. از این رو همواره دین، رو به کم رنگ شدن در جوامع می رود و خرافات و انحرافات فراوانی گریبان گیر آن می شود به نحوی که وقتی حضرت مهدی(ع) قیام نموده، غبار از چهره دین برمی گیرد. همگی گمان می کنند این دین جدیدی است که آن حضرت ارائه می فرماید. رسول خدا(ص) می فرماید:
" بر امت من زمانی پیش می آید که از قرآن جز نقش آن و از اسلام جز نام آن باقی نماند.[ به ظاهر] مسلمان نامیده می شوند در حالی که بیش از همه مردمان از آن دورند، مساجدشان آباد است ولی از هدایت خالی است."(10)


ب- مردان آخرالزمان:اگرچه امتحان خداوند برای زن و مرد یکسان است ولی پاره ای روایات به خصوص درباره مردان آخرالزمان سخن گفته اند که امام صادق(ع) فرمود:
" مردی را می بینی هنگامی که یک روز بر او گذشته و گناه بزرگی انجام نداده است. از قبیل فحشا، کم فروشی، کلاهبرداری و یا شرب خمر، بسیار غمگین و اندوهگین می شود."(11)

 

ج- زنان آخرالزمان:خداوند متعال زن را همانند مرد گوهر گرانبهای آفرینش قلمداد کرده است و او گاه با اختیار و انتخاب خود تا اوج کمالات معنوی صعود می کند و گاهی به پایین ترین درکات سقوط می نماید.
رسول گرامی اسلام(ص) در وصف برخی از زنان آخرالزمان چنین می فرماید:

" چگونه می شود حال شما هنگامی که زن های شما فاسد شوند و جوانانتان فاسق و شما نه امر به معروف می کنید و نه نهی از منکر.  به پیامبر اکرم(ص) گفته شد که آیا این چنین خواهد شد؟! آن حضرت فرمود: بله و بدتر از آن[ نیز خواهد شد]."(12)

و بالاخره سیمای زنان بد در آخرالزمان را با این سخن از امیرمؤمنان علی(ع) به پایان می بریم که فرمود:

" در آخرالزمان و نزدیک شدن قیامت- که بدترین زمان هاست- زن هایی ظاهر می شوند که برهنه و لخت می باشند، زینت های خود را آشکار می سازند، به فتنه ها داخل می شوند و به سوی شهوت ها می گرایند و به سوی لذت ها می شتابند، حرام های الهی را حلال می شمارند و در جهنم جاودانه خواهند بود."(13)

 

نجات یافتگان آخرالزمانسخن را با کلامی از امیرمؤمنان(ع) درباره انسان هایی که در این دوران سخت، نجات می یابند به پایان می بریم که آن حضرت فرمود:
" و آن زمانی است که از فتنه ها نجات نمی یابند مگر مؤمنانی که بی نام و نشانند، اگر در حضور باشند شناخته نشوند و اگر غایب گردند کسی سراغ آنها را نمی گیرد. آنها چراغ های هدایت و نشانه های روشنند. نه مفسده جو هستند و نه فتنه انگیز، نه در پی اشاعه[ فحشایند] و نه مردمی سفیه و لغوگو! اینانند که خداوند درهای رحمتش را به سویشان باز می کند؛ و سختی ها و مشکلات را از آنان برطرف می سازد."(14)

 

پی نوشت ها:1- ابن ابی زینب، غیبت نعمانی، کتابخانه صدوق، 1366، چاپ اول، ص 357، ح1.
2- الطوسی، ابی جعفر محمد بن الحسن، کتاب الغیبه، موسسه المعارف الاسلامیه، الطبعة الثانی، 1417، ص182.

3- الکلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، دارالکتب الاسلامیه، تهران، چاپ چهارم، 1365، ج1، ص397.

4- الطبرسی الاملی، ابوجعفر، بشارة المصطفی لشیعه المرتضی، منشورات المطبعه الحیدریه، ص 258.

5- الطوسی، ابوجعفر، کتاب الغیبه، ص 46، روایت30.

6- محدث نوری، مستدرک الوسایل، موسسه آل البیت، چاپ اول، ج11، ص 379، ح22.

7- الکلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، دارالکتب الاسلامیه، ج 8، ص306.

8- شیخ مفید، امالی، کنگره شیخ مفید، 1413، ق، ص45.

9- شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، انتشارات جامعه مدرسین، 1413، ج4، ص366.

10- شیخ صدوق، ثواب الاعمال، انتشارات شریف رضی، 1364، ص253.

11- الکلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج 8، ص40.

12- حرانی، حسن بن شعبه، تحفة العقول، انتشارات جامعه مدرسین، 1404، ص49.

13- شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، انتشارات جامعه مدرسین، ج3، ص390/ طبرسی، رضی الدین، مکارم الاخلاق، انتشارات شریف رضی، ص 201.

14- سید رضی، نهج البلاغه، نشر امام علی، ترجمه محمد کاظم محمدی، محمد دشتی، خطبه 103.



:: مرتبط با: امام حسن عسکری علیه السلام ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1386/12/29
زمان : 08:03 ق.ظ
۸۰۷۳شیعه یا محب؟!
نظرات |

شیعه یا محب؟!

 

 

در تفسیر امام حسن عسکری علیه السلام حدیثی وارد شده است که آن را ابویعقوب یوسف بن یزیاد و علی بن سیار روایت کرده اند، این دو بزرگوار می گویند:

شبی در خدمت امام عسکری(ع) بودیم- در آن زمان حاکم آن سامان نسبت به امام (ع) تعظیم می کرد و اطرافیان او نیز احترام می نمودند- ناگهان حاکم شهر از آنجا عبورش افتاد و مردی دست بسته همراه او بود او امام(ع) را که در بالای خانه قرار داشت و از بیرون مشاهده می شد دید، همینکه چشمش به آن حضرت افتاد به خاطر احترام از مرکب پیاده شد.

امام عسکری(ع) فرمود: به جای خود برگرد، و او در حالی که تعظیم می کرد به جای خود یعنی روی مرکب برگشت و عرض کرد: ای فرزند رسول خدا این شخص را امشب کنار یک دکان صرافی گرفته ام به گمان اینکه می خواسته راهی به دکان باز کند و از آن سرقت کند. همین که خواستم او را تازیانه بزنم- و این روش من است متهمی را که دستگیر می کنم پنجاه تازیانه می زنم تا تنبیه او باشد و بعد از آن جرم بزرگتری مرتکب نشود- او به من گفت: از خدا بترس و کاری که باعث خشم خداوند می شود انجام نده، من به راستی از شیعیان علی بن ابی طالب و شیعه این امام بزرگوار پدر کسی که به امر خدا قیام می کند می باشم.

من از او دست برداشتم و گفتم: تو را نزد امام(ع) می برم، اگر آن حضرت گفته ات را تصدیق کرد که از شیعیان او هستی تو را رها می کنم، و اگر دروغ گفته بودی بعد از آنکه هزار تازیانه به تو زدم دست و پایت را قطع خواهم کرد، اکنون او را به حضور شما آورده ام، آیا او همان طور که ادعا کرده است از شیعیان شما می باشد؟

امام (ع) فرمود:

پناه بر خدا می برم، این کجا از شیعیان علی بن ابی طالب می باشد؟ خدا او را در دست تو گرفتار کرده است بخاطر اینکه به خیال خود اعتقاد دارد که از شیعیان حضرت علی (ع) است.

حاکم گفت: راحتم کردی، الآن پانصد ضربه به آن می زنم و هیچ اعتراضی هم بر من نیست. و چون او را به فاصله زیادی از آنجا دور کرد دستور داد او را به رو بر زمین افکندند، دو جلاد را یکی در طرف راست و دیگری در طرف چپ بر او گماشت و به آنها گفت: او را بزنید و بدرد آورید.

این دو نفر شلاق های خود را بطرف او پایین آوردند، ولی به او برخورد نکرد و هر چه می زدند بر زمین می خورد، حاکم ناراحت شد و گفت: وای بر شما، زمین را می زنید؟ به پشت و کمر این شخص بزنید، دوباره شروع به زدن کردند و پشت و کمر او را نشانه گرفتند ولی این بار دستهای آنها خطا رفت و آندو به یکدیگر زدند و داد و فریاد آنها بلند شد.

حاکم به آنها گفت: وای بر شما، مگرشما دیوانه شده اید؟ چرا خودتان را می زنید؟ این مردی که بر زمین افتاده بزنید گفتند: ما همین کار را می کنیم و جز او را هدف نمی گیریم و نمی زنیم ولی دست های ما بی اختیار منحرف می شود بطوری که ضربه ها بر خود ما وارد می شود.

حاکم چهار نفر دیگر از مأموران خود را صدا زد و به این دو نفر اضافه کرد و گفت: او را احاطه کنید و تا می توانید بزنید، شش نفر دور او را گرفتند و شلاق ها را بالا بردند که او را بزنند ولی این بار شلاق به حاکم اصابت کرد. او از مرکب پیاده شد و فریاد کرد: مرا کشتید خدا شما را بکشد، این چه کاری است که می کنید؟ گفتند: ما غیر این شخص را نمی زنیم و نمی دانیم چرا چنین می شود؟

حاکم با خود گفت: شاید اینها توطئه کرده اند، لذا چند نفر دیگر را مأمور کرد که این شخص را بزنند، ولی آنها هم حاکم را زدند بار دیگر گفت: وای بر شما چرا مرا می زنید؟ گفتند: به خدا قسم ما جز این شخص را نمی زنیم.

حاکم گفت: سر و صورت مرا مجروح کردید، اگر مرا نمی زنید از کجا این جراحتها پیدا شد؟ گفتند: دست ما بشکند اگر تو را قصد کرده باشیم. مرد گرفتار به حاکم گفت: ای بنده خدا، آیا به این لطفی که به من می شود و ضربات شلاق از من دفع می گردد هیچ توجه نمی کنی و عبرت نمی گیری؟ وای بر تو، مرا نزد امام(ع) برگردان و هر چه در مورد من فرمان داد اجرا کن.

حاکم او را نزد امام (ع) برگرداند و عرض کرد: ای فرزند رسول خدا، کار این شخص عجیب است، از طرفی انکار کردید که از شیعیان شما باشد- و هر که شیعه شما نباشد ناگزیر شیعه ابلیس است و جایگاهش در آتش است- و از طرف دیگر معجزاتی از او مشاهده کردم که مخصوص پیامبران است.

امام (ع) فرمود:

بگو: یا جانشینان پیغمبران( یعنی اظهار معجزه منحصر به پیامبران نیست بلکه جانشینان واقعی آنها هم به آوردن معجزه توانائی دارند). حاکم هم کلام خود را با اضافه کردن جمله ای که امام (ع) فرمود تصحیح کرد.

سپس امام عسکری(ع) به حاکم فرمود: ای بنده خدا این شخص در اینکه ادعا کرده از شیعیان ما است دروغ گفته است دروغی که اگر می فهمید و از روی عمد آن را می گفت به تمام آن عذاب تو گرفتار می شد و در زندان زیرزمینی سی سال باقی می ماند، ولی خداوند به او رحم کرد زیرا کلمه را بر آنچه قصد کرده اطلاق نموده است و از روی عمد دروغ نگفته است و تو ای بنده خدا بدان که خداوند او را از دست تو نجات داده است، او را رها کن، زیرا از دوستان و ارادتمندان ما است گر چه از شیعیان ما نیست.

حاکم گفت: نزد ما این تعبیرات همه مساوی است، چه فرقی بین اینها است؟ امام (ع) به او فرمود:

الفرق أن شیعتنا هم الذین یتبعون آثارنا، و یطیعونا فی جمیع أوامرانا و نواهینا، فأولئک من شیعتنا. فأما من خالفنا فی کثیر مما فرضه الله علیه فلیسوا من شیعتنا.

شیعیان ما کسانی هستند که از آثار ما پیروی می کنند، دستورات ما را به کار می بندند، و از آنچه نهی کرده ایم اجتناب می نمایند، و اما کسانی که در بسیاری از آنچه خداوند بر آنها واجب کرده با ما مخالفت می کنند از شیعیان ما نیستند.

سپس امام (ع) به حاکم فرمود: و تو دروغی گفته ای که اگر از روی عمد مرتکب شده بودی خداوند تو را به هزار تازیانه و سی سال زندان زیر زمینی گرفتار می کرد.

حاکم عرض کرد: آن دروغ چه بوده است ای فرزند رسول خدا؟

 

امام(ع) فرمود: معجزاتی را که دیدی به این شخص نسبت دادی در حالیکه معجزه کار او نیست بلکه کار ما است که خداوند در مورد او ظاهر کرد تا حجت ما را آشکار کند و عظمت و شرافت ما را روشن سازد، و اگر گفته بودی معجزاتی در مورد او مشاهده کردم- و عمل  را به او نسبت نمی دادی- آن را انکار نمی کردم، آیا حضرت عیسی که مرده را زنده کرد معجزه نیست؟ آیا معجزه کار آن مرده بود یا عیسی؟ آیا گل را که به شکل پرنده ساخت و به اذن پروردگار پرنده گردید، این معجزه کار پرنده بود یا حضرت عیسی؟ آیا آنهائیکه مسخ شدند و با خواری بوزینه گردیدند معجزه نیست؟ آیا این معجزه کار بوزینه ها بود یا پیغمبر آن زمان؟

حاکم گفت: " أستغفرالله ربی و أتوب الیه" " از خدا طلب آمرزش می کنم و به سوی او بازگشت می نمایم."

سپس امام عسکری (ع) به آن شخص که ادعا کرده بود شیعه علی بن ابی طالب (ع) است، فرمود:

 یا عبدالله لست من شیعة علی(ع)، إنما أنت من محبیه.

ای بنده خدا تو شیعه علی بن ابی طالب (ع) نیستی بلکه از دوستان او می باشی.

همانا شیعیان آن حضرت کسانی هستند که خداوند تبارک و تعالی درباره آنان فرموده است:" والذین آمنوا و عملوا الصالحات اولئک أصحاب الجنة هم فیها خالدون."( بقره/82)

" کسانی که ایمان آورده اند و اعمال صالح انجام می دهند اهل بهشت خواهند بود، و در آن جا برای همیشه خواهند ماند."

هم الذین آمنوا بالله و وصفوه بصفاته، و نزهوه عن خلاف صفاته و صدقوا محمداً (ص) فی أقواله و صوبوه فی کل أفعاله، ورأوا علیاً بعده سیّداً إماماً و قرماً هماماً لا یعدله من اُمّة محمد(ص) أحد، ولا کلهم إذا جمعوا فی کفّه یوزنون بوزنه، بل یرجّح علیهم کما ترجح السماء و الأرض فی الذرّة.

شیعیان کسانی هستند که به خدا ایمان آورده اند و او را به صفاتی که خودش فرموده توصیف می کنند و از صفات دیگر که بر خلاف آن باشد پاک و منزه می دانند، و محمد(ص) را در همه گفتارش تصدیق می کنند، و همه کارهای او را عین صواب و راستی می دانند و عقیده دارند که علی (ع)  بعد از او سرور و پیشوای همگان است و بزرگواری است که هیچکس از امت محمد(ص) همتای او نیست، بلکه اگر همه آنها را در کفه ای و علی(ع) را در کفه ای دیگر قرار دهند کفه علی(ع) بر آنها ترجیح پیدا می کند مانند ترجیح داشتن وزن آسمان و زمین بر یک ذره بی مقدار.

و شیعیان علی (ع) کسانی هستند که در راه خدا هیچ باکی ندارند که مرگ سراغ آنها آید، یا آنها در دام مرگ قرار گیرند و شیعیان علی(ع) آنهایی هستند که برادرشان را بر خود ترجیح می دهند گرچه در حال نیاز و حاجت باشند. و آنها کسانی هستند که خداوند در جائی که نهی فرموده آنها را نمی بیند، و جائیکه امر فرموده خالی از آنها نیست.

و شیعیان علی بن ابی طالب(ع) کسانی هستند که در احترام نمودن و بزرگداشت برادران مؤمن به مولای خود علی(ع) اقتدا می کنند.

و آنچه گفتم گفتار خودم نیست بلکه گفتار رسول خدا(ص) است و این فرمایش پروردگار است که فرموده است:" وعملوا الصالحات" یعنی بعد از اعتراف به توحید و اعتقاد داشتن به نبوت و امامت همه فرائض و تکالیف الهی را بجا می آورند، و در رأس آنها دو فریضه است:

یکی ادا کردن و پرداختن حقوق برادران دین، دوم رعایت تقیه و آشکار نکردن عقیده مذهبی خود در مقابل شیعیان خداوند برای آنکه جان و مال خود را حفظ کنند.

منبع:
تفسیر امام عسکری، ج7، ص316/ بحارالأنوار، ج68 ، ص160/ تفسیر برهان، ج4، ص23.



:: مرتبط با: امام حسن عسکری علیه السلام ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1386/12/29
زمان : 08:03 ق.ظ
 

 




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات