۹۴۸۶موضوع:عمل به فرهنگ شهادت(2)
نظرات |

موضوع:عمل به فرهنگ شهادت(2)
سخنران: حجت الاسلام سید محمد انجوی نژاد

 

موانع :

1 _ اینكه شیطان سعی می كنه ـ شیطان جن و انسان و نفست _ تو رو به دنیا وصل كنه ، و حب دنیا . هر قسمت از دنیا رو كه خود به خود حب به جاودانگی كه همون شهادته در وجودت حاكم می شه . و یك اثراتی بر زندگی ات

می گذاره . كه این اثرات باعث می شه زندگی تو زندگی أی بشه كه داری عمل می كنی به فرهنگ شهادت . وقتی انسان لذتهای نامشروع از دلش بیرون می ره ، خود به خود یك اثراتی در وجود و رفتارش می گذاره ، در جامعه ات خوب زندگی می كنی . دزدی نمی كنی ، اون كسی كه الان داره دزدی می كنه ، چه از وقتش ، چه از اموال ، اون كسی كه حب دنیا داره ، خُب این تا حب دنیا داره ، هرچی ما صبح تا شب پوستر و فیلم بهش نشون بدیم ، فایده نداره ، اگر حب دنیا خارج بشود ، نه فیلم ، نه پوستر و نه نمایشگاه می خواد ، خود به خود این شهیده . همین الان فرهنگ شهادت درش حاكم شده . بعضی وقتها مقام معظم رهبری یك صحبتهایی كه می كنند من خیلی دلم می سوزه ، مثلاً می بینی یك جمع زیادی نشستن ، از اُمرا و وزرای دولتی ، ایشون اول شروع می كنند از مسائل اخلاقی گفتن ، كه دنیا دو روزه ، یك روزی باید جواب بدیم ، باید فلان كنیم ، اینا می دونید چیه ؟ اینها ریشه هاست . یعنی هیچ توصیه خاصی برای این مقام روبروشون ندارن . برای اینكه این براش جا بیفتاده كه دنیا دو روزه بعد من دلم می سوزه ، چون می بینم اینهایی كه نشستن انگار نه انگار . این اولین مطلب ، حب دنیا .

2 _ چیزی كه الان خیلی تو بورس جامعه ما هست بحث اقتصاد ه . حالا اسمش رو می خواین بگذارید توسعه اقتصادی . اسمش رو می خواید بگذارید زیربنای اقتصادی ، جهاد اقتصادی ، هرچی كه می خواید بگذارید . در این وادی جلو رفتن باید با یك سری استراتژی های خاص و مخصوصاً با این مطلب باشه كه طرف براش حب دنیا حل شده باشه این در غیر این صورت بزرگترین چیزی كه ما رو از فرهنگ شهادت دور می كنه همینه . حب دنیا اگر برای طرف حل شده باشه بره تو وادی اقتصاد كار كنه .

امیرالمومنین (ع) صبح تا شب نخل هرس می كرد ، صبح تا شب ، می كاشت تا دیگران بخورند ، امام مجتبی (ع) تعداد زیادی كارتل های اقتصادی اون زمان داشتند ، فكر كردی از صدقات و خمس امام مجتبی (ع) اینقدر كرامت می كرد . پیغمبر اكرم (ص) از روز اولی كه بنا گذاشتند حكومت اسلامی رو پایه های اقتصادیش رو محكم كردند . اما چه كسانی ، كسانی كه مسئله دنیا و كار برای خدا براشون حل شده بود . وگرنه عوام مردم ما وقتی وارد اقتصاد می شن دیگه قابل كنترل نیستند و این بالاترین چیزیست كه فرهنگ شهادت رو لطمه می زنه از دو بعد . بعد اول : اقتصاد با جاودانگی منافات داره ، پول كه تو كار می یاد بحث نقد است . بحث همین الان بخور هست ، پول كه تو كار می یاد این طوریه مگر كه هدفهای والایی پشت قضیه باشه ، یعنی مسئله حب دنیا حل شده باشه ، وقتی پول می دی دست شخص این مزه

می كنه به زبونش و بعد دوم : وقتی كه مزه كرد پول به زبونش اینها تحت عنوان متولیان دینی و الگوهای ما بلایی به سر دین می یارند با همین اقتصاد كه دیگه هیچ كسی امثال من نمی تونه حرفی از دین بزنه . با همین درد سر آقا زاده ها ، كم داریم ؟‍ آقا ، آقا زاده ، بنده می شناسم 20 ساله دزده ، حالا گرفتنش تو این بیست سال چقدر دین رو خراب كرد ، فقط چون آقا زاده بود كسی كار به كارش نداشت . الان تو بحث جناح بازی ها افتادن دارن می گیرن همدیگه رو ، وگرنه اگر یه دست بود می شد بخوری ، كسی رو هم نمی گرفتن . اون این رو لو می ده ، این اون رو لو می ده ، ما هم راضی ایم الحمدلله . « اللهمَّ اشتغل الظالمین من الظالمین . » والله به حضرت عباس .

وگرنه تا دیروز هم این دزد بود كه . بابا این من خودم صد بار گزارش دادم بابا این ، اینطوریه ، این دزده ، این فلان كار رو كرده ، این رفته به اسم دین با ریش و یقه شیخی بسته هزار تا كثافت كاری كرده ، چرا جلو این رو نگرفتید ؟ حالا بعد از بیست سال گرفتن .

بعد می یان به ما غر می زنن كه آخوندها چرا برای دین مردم كاری نمی كنید ؟ شما متولیان دینی هستید چرا كاری نمی كنید ؟ تو تمام ریشه دین رو زدی ، اسم حكومتت اسلامیه به اسم اسلام هرچی دین بوده خراب كردی من چی كارش كنم ؟ هر جا می رم می شینم دهنم بسته می شه تو پرسش و پاسخها ، بیام نظامم رو حفظ كنم یا نه بیام بگم دروغ دارن می گن اینها ؟ حالا دارن جلو آقازاده ها رو می گیرن ، این غیر از این بود كه ما رفتیم وارد بحث اقتصاد شدیم ؟ غیر از این نبود ؟ همین ها خیلی هاشون بچه های جبهه و جنگند كه . الان چهار میلیون تومان یكی از بچه های جنگ ، پول پرده دفترش شده ‍ حلالِ حلال . مال خودش هم هست . از رفیق هامونِ ، حلالِ حلال هم هست . اما این چه بلایی بود سر اینها در آوردید شما ؟ مانور تجمل ، اینكه برای هر قضیه باید روی یه صندلی بشینی هر اتاق باید یه فرشی داشته باشه ، فرش باید این ابعاد باشه ، دسته گلها باید اینقدر فرق كنه اینها آفات دینی كار اقتصادی بود . و متأسفانه دهن ما رو برای دفاع از فرهنگ جبهه و شهادت بست . و امروز داریم این كار رو می كنیم برای اینكه بتونیم سرمون رو بلند كنیم بگیم آقا ما نیستیم اصلاً ما یه جای دیگه هستیم . دارم از فرهنگ جبهه و شهادت می گیم . ما یه عده از بچه های جنگ هستیم كه نه اینور رفتن ، نه اون ور رفتن ، نه این مانورهای تجملات و اقتصاد رو قبول داریم ، اومدیم داریم كار می كنیم . چهار تا جوون هم جمع شدند ، فردا یه بار یه همچین چیزی از خود من ببینی دیگه می ری دنبال كار و زندگیت .

می یان می گن آقا وضع اقتصادی مردم خراب هست ، زواری كه دارید می رید حرم ، خدا رو زیارت كنید ، وضع اقتصادی مردم ما خرابه ، یه مقداری داریم صرفه جویی می كنیم تو كاروان ها . موز و كوكا نمی دیم ، همه هم قبول

می كنن ، فقط یك گروه قبول نمی كنند ، یك گروه اعتراض می كنند ، چه گروهی ؟ اون هم متولیان دینی . آقا موزها و كوكاها چی شد ؟ بیچاره ، بدبخت تو هنوز شكمت رو نمی تونی كنترل كنی ، حرف دین برای مردم می زنی ؟ تو حتی نمی تونی تقیه شكمی بكنی كه بری خودت یواشكی بخری بخوری ، آبروی دین رو نبری . داد می زنی آقا موز ما چی شد ؟ می خوایم منبر بریم ، نمی دونم ، صدامون باز بشه ، مرگ بخوری . والله به حضرت عباس ‍

كه همه مردم بشینند مسخره كنند . دیدی بابا ، این درد ماست . این هست كه مانع فرهنگ جبهه شده ، من چی بگم به جوون این دوره زمونه ؟ این مانع شده ، حب دنیاهای فوق العاده سطح پائین ، الكی و مسخره و مسائلی كه الان در سطح پائین و بالا به چشم می خوره و ما نمی تونیم جوابگو باشیم پس بحث اقتصاد این چیزها رو داره . و بعد باز بحث اقتصاد كه می شه ، بحث سرمایه گذاری پیش می یاد . ما پول نداریم آقا ، خُب این نكته رو باید در نظر بگیریم ، هیچ كسی نمی یاد اینجا سرمایه گذاری كنه ، فقط به امید اقتصاد ما .

هر كی می یاد سرمایه گذاری كنه در این مملكت حتماً و حتماً پشتش یك سری مسائل فرهنگی خوابیده ، مطمئن باشید . حتماً اینطوریه . من مطمئن نیستم ، این رو از كارمندها شنیدم ، شاید دروغه ، اما كارمندهای بعضی از شركتها می گن اونهایی كه دارن در اینجا سرمایه گذاری می كنند از خارج ، اجازه سروِ مشروبات هم دارن تو محیط كارشون . یواشكی اشكال نداره ، این قدم اولمونه .

می ترسم یك مقدار دیگه ادامه بدم دیگه ما رو نبینید ‍‌‌، لذا حذفش می كنم .

سومین مانع : ظاهر سازی ، اینو برادرا و خواهرا خوب دقت كنند ، یك تعداد زیادی جشنواره و همایش توی پرانتز بخور بخور ، در جهت دفاع از ارزشها داره انجام می شه در این جامعه ما ، كه به هیچ دردی نمی خوره . تعداد زیادی جشنواره و همایش با بلیط های رفت و برگشت هواپیما و غیره و غیره داره انجام می شه كه به هیچ دردی نمی خوره .

تعداد زیادی پوستر داره چاپ می شه كه به هیچ دردی نمی خوره . تعداد زیادی نمی دونم كارهای تبلیغی داره انجام

می شه كه به هیچ دردی نمی خوره و دردی رو درمان نمی كنه . الان فقط باید عمل كرد . نه همایش ، نه پوستر ، نه سمینار ، هیچكدوم فایده نداره ، چه خرجهای كلانی ، چه خرجهای زیادی ، خرجهای میلیاردی داره انجام می شه ، همین رو شما بیا تو سه تا درد صد تا جوون یك شهر بزن ، در كنارش چهار تا مسائل اخلاقی هم بهش بگو ، صد تا جوونی كه مشكل دارن ازدواج كنند ، كنار دستش یك آخوند بگذار چهار تا مسئله اخلاقی هم بگه ، این می شه فرهنگ شهادت و جبهه . این همایشی كه تو داری برگزار می كنی با صد میلیون تومان و هیچ فایده ای نداره . فقط اصل همایش ، صدا و سیما می یاد فیلم برداری می كنه چقدر هزینه می بره ، اینا رو كاری نداریم . بیاید دردی رو دوا كنیم ، البته چیزهای خوب هم هست . اینا رو كاری نداریم . چیزهای خوبش رو من نگفتم گفتم یك تعدادی همایش ( چون حساب و كتاب نداره ) یكی از چیزهایی كه تو مملكت ما اصلاً وجود نداره بحث ارزیابی هست . مثلاً آقا تو كه فلان كاره هستی چكار كردی برای مملكت ؟ مگه از نظام و مملكت و دولت و همه جا حقوق نمی گیری ؟ چكار كردی ؟ تنها چیزی كه الان وجود نداره ارزیابی و ارزش یابی هست . خود من تا حالا هیچ كس نیومده بگه تو كه این همه پول از مردم گرفتی صبح تا شب كاسه گدایی تون این ور اون وره ، دویست میلیون تومن می گی اینجا خرج كردیم ، هفتصد میلیون تومن اونجا تو این چند ساله ، این هفتصد میلیون كه از مردم گرفتی چكار كردی ؟ هیچ كس نیومد از من بپرسه . تو رو خدا یكی بیاد بپرسه . بلكه ما یك توضیح بدیم ، یك كسی بفهمه ما چه كار داریم می كنیم . هفتصد میلیون تو دفترچه ات نوشته ، قرض كردیم ، چه كار كردیم آقا ؟ چقدرش رو خودت خوردی ؟ حداقل یكی بیاد اینو بپرسه ، هیچ كس از من نپرسید ، از كس دیگه هم نمی پرسه چه كار كردی ، فقط آقا مسئولیت می دن تا صدای مردم در بیاد عوض می كنن ، اینو از این شهر می گذارن یك شهر دیگه . باز اینو می گذارن توی اون .

دو تایی هم صداشون دراومده ، فكر می كنن مردم یك عده مال مریخ هستن ، یكی مال هیپتون ، یا كلیپتونه مثلاً . اینا همه آدمن ، اینجا اگه نتونست بچرخونه ، اونجا هم نمی تونه بچرخونه .

همایش ها ، جشنواره ها ، و تنظیم قطع نامه ها و عمل نكردن ها ، هنوز من یادم نمی ره ، متنی رو كه برای مقابله با فساد در جامعه سال 69 مجلس تصویب كرد و همه روزنامه ها نوشتند و حتی یك روز عمل نشد در این مملكت ، حتی یك روز . متنش رو اگه شما بخونید یه متن انتظامیِ خیلی خوبه ، ممكنه كار فرهنگی نباشه اما كار انتظامی كه لازمه برای این مملكت ، نظامی ها باید انجام بدن ، یك روز هم در این مملكت اجرا نشد ، حتی یك روز و الان دوباره بیان اگه بگن ، همه می خندند . هی سمینار ، هی بررسی ، بابا نمی خواد سمینار برگزار كنی برای اینكه مثلاً بفهمی بحرانهای جوانان چیه ؟ بحرانهای جوانان همین چهار تایی كه فعلاً می دونی چیه بیا عمل كن ، رفع كن ، بعد وقتی كه تموم شد دوباره سمینار بگیر بحرانهای جدید رو كشف كن . مگر نمی شه دید بحرانهای جوان رو ؟ مگر كوریم ما ؟ عمل نمی كنند .

آقا پریروز یه دونه مقاله اقتصادی می خوندم ، توی اطلاعات اقتصادی ( یه كتابچه ای هست ) كه در این اطلاعات اقتصادی 51 جلسه مدیران ارشد صنایع این مملكت ( شما می دونید 51 جلسه كه از همه این مملكت بخوان جمع بشن تو تهران جلسه بگیرن چقدر خرج داره ) 51 جلسه برگزار كردند ، یك سیستم خیلی خوب و مدون برای اینكه سیستم اقتصادی ما آماده بشه در 12 جلد دادن بیرون كه عمل بشه بهش . 51 جلسه قریب به یك سال و نیم ، چقدر هزینه برداره اینها ، پول هتل و بلیط و اینها من كاری ندارم و محل همایش . همین وقت این مدیر ارشد رو گرفتید یك شبانه روز ، 51 شبانه روز وقتش رو گرفتید تا بیا تهران و برگرده شهرستانش این جوری می شه آقا این 12 جلد رو یكی باز نكرده ببینه چی نوشته ، چرا ؟ چون عوض شد حكومت ، دولت عوض شد ، حكومتها فرق كرد ، ای بابا ، كی گفته حتماً اینها همش اشتباه بوده ، 51 جلسه مدیران ارشد كه فقط 6 تا وزیر توش بوده ، باز نكردن ببینند چی نوشته حتی . اینها چیه ؟ این فقط بعد اقتصادمونه . غیر از همه بعدهای دیگه صبح تا شب سمینار ، جلسه ، مشاوره و عمل نكردن . این شده كار ما و بعد ظاهر سازی ها ، بسیجی خوب اونی هست كه بیاد رژه اش رو شركت كنه بعد هم بره خونشون اگه این بسیجی بره اعتكاف شركت كنه كه پایه های دینی اش رو بسازه و دلش درد حقیقی بگیره و در این اعتكاف به خداش نزدیك تر بشه ، بتونه فرهنگ بسیج رو ، بتونه القا بكنه ، این بسیجی باید اخراج بشه چون رژه شركت نكرده ، ما وقت می خوایم تو خیابون صاف بتونی راه بری فقط پشت سر نفر جلوئیت رو بتونی ببینی . پاهاتون هم با هم بخوره زمین . كار ندارم كه تو دلت پر از شهوت و حبهای دنیا هست كه بری یه سه روز بنشینی با خدات تصفیه حساب كنی . من اصلاً بااینها كاری ندارم . چند نفرید؟ صدو یك نفر باشید بهتر از صدنفرهست همین . بابا مملكت رو آبِ ، برو ولمون كن ، بسه دیگه . نمی گم رژه نرید ها ، اما اگر یه روزی رژه و اعتكاف همزمان شد یه نفر خواست بره اعتكاف تشویق نامه بهش بدید كه باریك الله به تو ، تو بسیجی هستی كه فهمیدی كه درد این مملكت چیه ؟ نه كه برداری پایگاهش رو منحل كنی ، كه فلان پایگاه نیومده رژه منحل هست . تا اطلاع ثانوی منحل بشه ، مگه ما زیر بیرق خاصی داریم كار می كنیم ما برای خدا می خوایم كار كنیم ، برا رهبرمون داریم كار می كنیم . باید تشویق نامه بدن به بسیجی هایی كه سه روز رفتن برای خداشون خلوت كردن ، راه یاد گرفتن ، مگه ما تو این سه روز چی به شما گفتیم ؟ غیر از اینكه همش تهییج تون كردیم كه تو این مملكت باید برای رهبرت و امام زمانت نیرو سازی كنی ؟ این می شه ظاهر سازی اصلاً درك نمی كنند كار فرهنگی رو . اصلاً من برای كی دارم صحبت می كنم ؟ پشت كوه قاف نشستند دارن برای فرهنگ مملكت تصمیم

می گیرند ، بابا این بسیجی باید بتونه مقابله كنه . باید دلش پاك باشه . عنایت می كنید ؟ ما باید فرهنگ سازی كنیم نه نیرو سازی . آمار به چه درد ما می خوره كو بسیجی هایی كه 5 سال تو این پایگاه ها بسیجی بوده الان بیست و هفت ، هشت سالش شده انگار نه انگار كه نه دین داره ، نه مملكت داره ، كجا هستند ؟ چه دردی رو داریم دوا می كنیم ؟ بیایم در حاشیه كار ، كار اخلاقی كنیم . بسیجی ، بسیجی هست كه بتونه 2 تا كلام حرف بزنه برای دین خدا . بسیجی كسی هست كه اگر فردا ازدواج كرد ، فردا به پول رسید ، اینقدر دلش رو محكم ساخته باشه كه همه چیز رو زیر پا بگذاره برای دینش و ارزشها و مملكتش . این بسیجی ماست . خدا خیر بده اینهایی كه دارن دل می سوزونند و این جوری بسیجی بار می یارن كم هم نیستن الحمدلله ، یعنی اگر هم كم بودند الان دیگه خیلی ها مطلب رو گرفتن . باز فردا نرید بگید فلانی مخالفه . مخالف ، موافق به من نبندیدها . ولی اون كسی كه می یاد به یك بسیجی می گه تو رفتی اعتكاف پس از بسیجی اخراجی دو زار مخ فرهنگی نداره ، اصلاً نمی دونه این یعنی چی ؟ تشویق نامه به این بده .

اون برادر و خواهری كه ارضا می شه با یه نمایشگاه تو طول سال هیچ كاری نمی كنه فقط فیلم نمایشگاهش رو نگاه

می كنه كه چه كردیم ، چه نكردیم این كار فرهنگی رو درك نكرده . نمایشگاه برای اینه كه طرف رو جذب كنی وقتی جذب كردی بهش برنامه بدی . جذب در و دیوار كه نمی شه . با یه عكس حالا گریه هم كرد بعد رفت بیرون تموم شد دیگه . ما از این گریه ها گوشمون پره . از این اشكها زیاد دیدیم ، نمی گم نمایشگاه نزن ها ، بزن اما جذبش كن ، من تو اعتكاف

می گم راضی نیستم اگر كسی فرم كانون پر نكرده باشه و تو اعتكاف باشه ، برای چیه ؟ من دوست دارم آمار بدم به كسی؟ برای اینه كه نمی خوام تو اعتكاف بیای و بری . می خوام اگه رفتی و نیومدی زنگ بزنم بگم كجایی . اعتكاف رو من كافی نمی دونم ، 5 روز بعد از اعتكاف جلسه هفتگی مون راه افتاده با همون وضعیت قبلی ، این رودقت كنید . به ظاهر بسنده نكنید ، ما ظاهر نمی خوایم ، ما می خوایم ظاهر و باطن هماهنگ باشن .

مانع بعدی :

یه تكه دیگه از بحث رو بگم بقیه اش می افته برای جلسه آینده . چند تاچیز موند برای جلسه بعد كه چیزهای خیلی مهمی هم هست . من هنر رو الان می گم خدمتتون ، بعد می یاد متولیان ، دبیرها ، مسئله كنكور ، درس گرایی بیش از حد ، خشونت و برادر كشی كه جدیداً مطرح شده و از همه مهمتر تطبیق ندادن فرهنگ جبهه با زمانه فعلی ، این خیلی بحث مهمیه . انشاءالله شنبه آینده و آخرش هم یه شعری كه دیگه اون هم می شه برای جلسه آینده .

اما هنر : یكی دیگه از موانع به اصطلاح عمل به فرهنگ شهادت ، هنر هست ، هنر یك چیز خیلی مهمی هست انشاءالله تو همایش فردا قسمت دانش آموزی اعلام خواهیم كرد گروه تواشیح ، سرود و تآتر . 2 تا فیلم برادرمون هم گفتم برن آموزش فیلم برداری حرفه ای ببینند با هزینه خود تشكیلات ، می خوایم فیلم سینمایی هم بریم تو وادیش انشاءالله . الحمدلله هیچی كم نداریم از هیچ كس !

ببینید هنر با دل ارتباط داره ، هنر ظریفه ، هنر بند دل رو حركت می ده ، هنر با احساسات بازی می كنه ، اعم از سرود ، تآتر ، فیلم سینمایی ، صدا ، سیما و اینها و این رو دشمن ما كاملاً گرفته و یه عده از هنرمندان متعهد ما هم گرفتند . اما خیلی كم ، از هر 50 تا فیلم سینمایی كه داره می یاد بیرون ، به نظر من چهل تاش هیچ فایده و ضرری نداره ، 5 تاش خوبه ، 5 تاش هم مضره ،اون چهل تایی كه ضرر نداره سرگرمیه ، چه اشكالی داره آدم نگاه می كنه ، 5 تا مضر داره می یاد بیرون و 5 تاخوب و این شاید بعضی وقتها این موازنه به هم بخوره ، و تعداد فیلمهای خوب كمتر باشه ، یه جمله از آقای ملاقلی پور كه پریشب یه ربعی رسیدم نگاه كنم آخر شب پخش می كنه تلویزیون راجع به فیلم مجنون بود ، همون صحبتی كه خیلی عزیزان راجع به من ترانه 15 سال دارم یا ارتفاع پست به ما ایراد می گرفتند ، خیلی هم نه ، بعضی عزیزان ، كه آقا این چه فیلمهای ضد دینی بود كه شما بردید ؟ من جلسه بعد توضیح می دم كه چرا نمی تونید خودتون رو تطبیق بدید با شرایط جامعه و حرف خوب رو در این لواها بزنید تا مردم قبول كنند . كی می گه اینها فیلمهای بدیه ؟ بهترین فیلمهاست . آقای ملاقلی پور می گفت من مجنون رو كه ساختم در مجلس شورای اسلامی اون زمان پشت سر من اومدن گفتن : چه شده است ملا قلی پور را كه از پرواز در شب می رسه به مجنون ؟ بیاید فكری به حال این فیلمساز متعهد بكنیم كه به این وادی دیگه كشیده نشه !

می گفت فیلم بعدی رو ما جنگی ساختیم تشكر كردن حالا خوب شد ، این فیلم خوبه ، تو فیلم همه وضو می گیرن وامی سن می گن الله اكبر نماز می خونن ، این شد فیلم دینی ، نه این نیست . در تطبیق شرایط جامعه بهتون می گم اگر ما بخوایم در وادی هنر وارد بشیم یعنی ظرایف رو رعایت كنیم ، برای هنرمند رك حرف زدن هنر نیست ، برای هنرمند (خدا رحمت كنه شهید مطهری رو فرمودند : معلم خوب كسی نیست كه فكرها را بیاموزد ، كسی است كه به من فكر كردن را بیاموزد ، اندیشه ها را بیاموزد ، آقا این اسلامه ، این هم فیلم ما !

این فیلم موسی ، اینِ فیلم محمد رسول الله (ص) ، نه ،‌ اندیشیدن رو بیاموزد كه فردا تو داری می ری تو این جامعه 5 تا هم خراب داره می یاد جلو این فیلم خوب رو دید ، مورد تآثیر واقع شد رفت اون فیلم بد رو دید باز هم تآثیر بگیره . این تفكرش یه جوری شكل بگیره ، كه بابا ماهواره رو ولش كن ، فردا پس فردا همه می تونن بگیرن اصلاً بگذار آزاد شه این ماهواره و این رو تو یه جوری بار آوردی كه این نخواهد نگاه كرد . " اندیشیدن را بیاموزد "

فرهنگ جبهه و شهادت امروز نمی یاد بهت بگه 2 × 2 یعنی 4 ، فرهنگ امروز می یاد بهت می گه آقا ما یه اعدادی داریم كه اگر در هم ضرب شوند یه نتایجی داره ، خودت برو پیدا كن ببین چه خبره ؟! اگه وارد اینترنت می شیم ، اگه جبهه اینترنتی باز كردیم كه من به این خیلی امیدوارم . عزیزان حتماً در این همایشها شركت كنند ، مطمئن باشید من همین الان خیلی تماس دارم از جاهائیكه خیلی تشویق كردند . اگر ما داریم وارد این می شیم ، قراره فردا شیراز بشه مركز اینترنت ایران ( اولین شهر اینترنتی كشور) چرا ، از قبلش یه پایگاه آماده نداشته باشیم . آماده ! الان بچه هایی كه دارن اینجا كار می كنن بچه های متخصصی هستند ، بازی نمی كنند ، الان كسانی كه دارند توی سایتهای دیگه می یان و سایت ما

می یان ، از امكاناتی كه برای تسهیل ورود و سوال و جواب می یاد متعجب هستند ، می گن آقا این چه جوریه ؟! چه جور شما راه انداختین ؟ می فهمند اونهایی كه اهل فن هستند .

وقتی یكی دو كلمه انگلیسی صحبت می كنه تعجب نكنید بگید آقا این چه مخیه !؟ شما هم اگه دو هفته بنشینید پای كامپیوتر دو تا كتاب بخونید همش رو یاد می گیری . مخ نیست این كه ، كاری نیست كه ، دو روز بشین بجای بازی كردن پای كامپیوتر همه این اصطلاحات رو یاد می گیری . بیا برومخ شو تو این قضایا !

نذار كسی مرعوبت كنه ، ابزار امروزما اینترنته ، درسه ، زبان انگلیسیه ، من سفارش كردم یكی از بچه ها مجوز كانون زبان انگلیسی رو بگیره ، انشاءالله راه بیندازیم ، بیاین همین جا زبان انگلیسی رو یاد بگیرید و زبان فارسی رو برای كیا داریم می گیم ؟ بعضی ها همین زبان فارسی رو هنوز بلد نیستند . قیافشو فقط عالمانه كرده ، دو تا كلام با بغل دستیش نمی تونه حرف بزنه ، حداقل تو كه می خوای در مورد حجاب ، موسیقی ، هنر حرف بزنی حداقل بیا گوش كن اندازه ما یاد بگیر ، برو بگو . یه زمان كه ما تازه كار فرهنگی شروع كرده بودیم یه مغازه زده بودیم پر از نوارهای فرهنگی ، برای شروع كار فرهنگی ، هم زمان مغازه بقالی هم بود ، امكانات این جور بود دیگه !

نوار آقای سید علی نجفی ، حاج آقا انصاریان ، سخنرانان قوی كشور ، هنوز توشیراز اینا نیومده بود . منتظر بودیم یه نفر بیاد قدر بدونه ، استفاده كنه ، اون زمان كسی نمی شناخت ما رو . یه روز راحت وایساده بودیم تو مغازه مثل الان نبود كه یه نماز جماعت كه می ریم صد تا می ریزن رو سرمون ! اولین كسی كه به ما بدبین می شه امام جماعت مسجده ، می گه دكون ما رو كنسل كرد ، مجبوریم نریم دیگه .

خلاصه نشسته بودیم تو بقالیه و دیدیم یه بنده خدایی با ریش مرتب و یقه شیخی بسته خیلی با ابهت اومد داخل ، آقا سلام علیكم ، گفتیم سلام علیكم ، بعد شروع كرد به نوارها نگاه كردن ، یه دقیقه ، دو دقیقه ، 5 دقیقه ، خوب غرق شد تو نوارها و ما به بغل دستیمون گفتیم الان سری نوارها رو می خره و می بره . بهترین كار فرهنگی !

یه مدل كه می گم بعضی ها فقط تیپ شون خیلی عالمانه هست حرف كه می زنن خراب می شه ! یه مدت كه خوب نگاه كرد و خیره شد ، رو كرد به این دوستمون كه می خواست بفروشه گفت : آقا سیگار وینستون داری ؟

این طوری نباشی ، علمت و عملت پشت سر هم باشه و حرف برای گفتن داشته باش ! همه عزیزان كه می خواید در همایش ها شركت كنید آخر جلسه زمانش اعلام می شه ضمن اینكه خواهش می كنم ازتون اگه می خواید خانواده باهاتون همكاری كنن همون طوری كه در اعتكاف قول دادید نگذار درسهات رو هم تلمبار بشه ، روزی 2 ساعت ، 3 ساعت درست رو بخون خانواده ببینه هم درسخون خوبی شدی ، اونهایی كه درس می خونن ، اونهایی هم كه كار

می كنن كه كار می كنن كارمند خوبی ، كارگر خوبی ، هم احترامت بیشتر شده به پدر و مادر هم اینكه قوی كار می كنی . آقا شعار نمی دم عمل كردم . می تونید هم درس بخونید هم مدرك بگیرید ، هم به مدارج بالا برسید ، هم قوی باشید در جامعه تون ، می تونید ، بی زحمت یك كم از تفریحاتتون كم كنید ، می تونید انشاءالله اینطوری باشید



:: مرتبط با: مقالاتی درباره فرهنگ جهاد وشهادت ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1387/07/5
زمان : 05:09 ق.ظ
۹۴۸۵رهبری معنوی امام خمینی(ره) در دفاع مقدس
نظرات |

رهبری معنوی امام خمینی(ره) در دفاع مقدس

 

 

 

اشاره:
بررسی رفتار فردی و شیوه مدیریت و رهبری حضرت امام(ره) از جمله نكات جالب و ارزشمندی است كه به واسطه‌ی مطالعه رفتار و منش مدیریتی و رهبری ایشان به دست می‌آید و می‌تواند برای علم مدیریت موهبتی بزرگ باشد. همچنین مدیران و رهبران سیاسی و اجتماعی در تمامی سطوح می‌توانند از روش رفتاری ایشان بیاموزند. آن چه می‌خوانید نگاهی از زاویه دانش مدیریت به شخصیت رهبری حضرت امام(ره) است: پدیده «رهبری» با پیدایش زندگی جمع‌زیستی انسان در كره خاكی پیوند دارد و تجربه‌های گوناگون سیاسی اجتماعی در طول تاریخ حیات بشریت، نیازمندی به رهبری را به اثبات رسانده است. از دیدگاه قرآن كریم كه گنجینه معارف الهی و كتاب هدایت بشریت است بعثت رسولان الهی و كیفیت دعوت آنان از مردم برای ایمان آوردن به خداوند متعال، مشحون از لطایف و نكات ظریف رهبری انبیای عظام است. در فرهنگ شیعی نیز به رهبری جامعه اهتمام خاصی شده و آن را یكی از نیازهای اصیل بشری قلمداد نموده است. نكته مهم دیگر این كه از دیدگاه تشیع، رهبری اعمال ولایت خداوند در زمین است و رهبر باید حتماً از طرف خداوند متعال بی‌واسطه و یا با واسطه اذن داشته باشد تا در میان مردم به رهبری بپردازد و شیعه این مهم را پس از پیامبر اكرم(ص) در شجره طیبه اهل بیت(ع) منحصر می‌كند. امام خمینی(ره) شخصیتی جامع در ابعاد مختلف علمی و عملی بود و یكی از كم‌نظیرترین حادثه‌های تاریخ اسلام را آفرید. از بارزترین جلوه‌های رهبری و نقش معنوی حضرت امام خمینی(ره) و تأثیر شگرف آن بر روحیه ملت و رزمندگان اسلام، هدایت و رهبری ایشان در هشت سال حماسه دفاع مقدس است. بزرگمردی كه حماسه رزمش آمیخته به بالاترین مراتب عرفان، فقهش متبلور در فلسفه عملی حكومت اسلامی، و حكمتش، شالوده سیاست‌های نظام اسلامی بود. حضرت آیت‌ا… خامنه‌ای درباره ویژگی‌های فرماندهی و رهبری حضرت امام(ره) در هدایت نیروهای رزمی و مسلح می‌فرماید: غیر از دوران پیامبر و دوران خلافت امیر المومنین و مدت کوتاهی از امام مجتبی(ع)، فرمانده كل قوای عارف و حكیم و عاشق و الهی در دنیا سراغ نداریم… ما در هیچ جای دنیا، نه امروز و نه در گذشته نیروی نظامی سراغ نداریم كه تحت فرماندهی انسانی معنوی و الهی و عارف و دارای رقیق‌ترین احساسات بشری و در عین حال با قاطعیت و صلابتی كه هیچ فرماندهی در دنیا از آن برخوردار نیست، به حراست و دفاع از ناموس و حیات شرافتمندانه ملت در مقابل تجاوزگران بپردازد. شور و حال سلحشوری و رزمندگی، شوق به جهاد و استقامت رزمندگان و فتوحات عظیمی كه در نبرد با دشمنان اسلام به دست آورده‌اند، بیشتر مرهون تأثیرات معجزه‌گون شخصیت معنوی حضرت امام(ره) در رهبری دفاع مقدس است كه در این مقاله به اختصار ابتدا به ویژگی‌های رهبری، شیوه‌ها و سپس به ارتباط معنوی امام خمینی(ره) با رزمندگان می‌پردازیم. ویژگی‌های رهبری امام خمینی(ره) اخلاق فردی و مدیریتی و خصوصیات رهبری حضرت امام خمینی(ره) در درجات بسیار عالی قرار داشت و از ایشان یك نمونه انسان كامل ساخته بود، كه سخن گفتن درباره هر كدام از خصوصیات اخلاقی و مدیریتی ایشان بحث مستقلی را می‌طلبد كه در این مقاله به برجسته‌ترین آن‌ها در ارتباط با فرماندهی عالی و رهبری جنگ می‌پردازیم:

 


1. شجاعت:
در فرهنگ مبارزات سیاسی حضرت امام واژه ترس وجود ندارد در دوران قیام علیه طاغوت و رویارویی با آمریكا و رهبری هشت سال دفاع مقدس با شجاعت و دلیری وارد مبارزه شد او ترس را ترساند كه به دل‌های اولیای الهی راه نیابد ـ او هرگز نترسید و نترساند. هنگامی كه وزیر دفاع امریكا علناً تهدید كرده بود كه امریكا د راین جنگ هر زمانی كه صلاح بداند از دوستان عرب خود پشتیبانی خواهد كرد. حضرت امام(ره) در پاسخ به این گونه تهدیدهای نظامی دشمنان فرمود: هر یك از این‌ها (حامیان رژیم عراق) بخواهند تعدی بكنند، ‌ما تا آخرین نفرمان می‌ایستیم مقابلش. هنگامی كه امریكا ناوی های جنگی خود را برای حمایت از رژیم عراق به سوی منطقه خلیج‌فارس گسیل می‌داشت، مسئولان مملكتی در این باره با حضرت امام گفتگو كردند و نظر ایشان را جویا شدند. امام با شجاعت تمام فرمود: اگر من بودم، با ورود اولین ناو امریكایی به خلیج فارس، آن را هدف قرار می‌دادم!

 

2. طمأنینه:
دل آرام و قلب مطمئن حضرت امام(ره) پیامد ایمان محكم و اعتقاد راسخ به دریای بیكران الطاف الهی بود. طمأنینه‌ای كه حوادث ناگوار و كمرشكن قادر به متزلزل كردن و در هم شكستن آن نبود. حضرت امام(ره)، عالَم را محضر حق‌تعالی می‌دید و به الطاف و عنایات الهی اعماد داشت و مصداقی از آیه: الا بذكرالله تطمئن القلوب بود و این عنصر مهم تاثیری شگرف در تصمیم‌گیری‌های ایشان در رهبری دفاع مقدس داشت. عكس‌العمل ساده و ‌آرام امام(ره) در برابر هجوم سراسری دشمن به كشور ایران بارزترین نمونه این طمأنینه بود كه فرمود: «یك دزدی آمده یك سنگی انداخته و فرار كرده» فرماندهان و طراحان عملیات‌های جنگ پس از روزها مطالعه و شناسایی و بررسی امكانات و تجهیزات و تهیه راه‌كارهای عملیاتی و نظامی باز هم به هنگام اجرای عملیات‌های مهم اضطراب و نگرانی خویش را از سرانجام عملیات و عدم اطمینان از موفقیت آن را پنهان نمی‌كردند و به (نفس مطمئنه) امام پناه می‌جستند. رهنمودهای امام قبل از عملیات عملیات فتح‌المبین والفجر 8 به فرماندهان نمونه‌ای دیگر از آرامش و اطمینان قلبی حضرت امام(ره) بود كه تأثیری عجیب در پیروزی رزمندگان اسلام داشت

 

3. تواضع و فروتنی:
شخصیت عظیم و معنوی حضرت امام، مهم‌ترین عامل در تحول معنوی و روحی ملت ایران و رزمندگان جبهه‌های نور علیه ظلمت در هشت سال دفاع مقدس بود. حضور پرشور جوانان در عرصه جهاد و شهادت، گرایش توده مردم و نوجوانان به ارزش‌های انسان‌ساز و متعالی اسلام و شكوفایی این ارزش‌ها در جبهه‌های جنگ همه در پرتو رهنمودها و راهنمایی‌های پیامبرگونه عارف و عالمی وارسته و استكبارستیزی كه مراحل و مدارج عالی سیر و سلوك را پیموده صورت گرفته است؛ اما خصلت تواضع و فروتنی امام(ره) هیچ‌گاه اجازه نمی‌داد كه از كار خود سخن به میان آورد و خویشتن را یك خدمتگزار معرفی می‌كرد و می‌فرمود: اگر به من خدمتگزار بگویند، بهتر از این است كه رهبر. هرگاه در جمع رزمندگان حضور می‌یافت خود را خجل زده معرفی می‌كرد و خود را از خیل مشتاقان جنگ و شهادت عقب مانده می‌دانست. اوج مرتبه و عالی‌ترین درجه تواضع و فروتنی امام(ره) نسبت به رزمندگان، جمله معروفی است كه در وصف دلاوری نوجوان شهید، حسین فهمیده بیان نموده‌اند: رهبر ما آن طفل دوازده ساله‌ای است كه با قلب كوچك خود؛ كه ارزشش از صدها زبان و قلم ما بزرگتر است، با نارنجك خود را زیر تانك دشمن انداخت و آن را منهدم نمود و خود نیز شربت شهادت نوشید.

 

4. محبت و صمیمیت امام(ره) با رزمندگان:
همان‌گونه كه رزمندگان اسلام خداجویان جبهه‌های نبرد به ساحت مقدس شخصیت معنوی رهبرشان عشق می‌ورزیدند، امام عاشقان نیز علاقه و محبتی خاص نسبت به فرزندان معنوی خویش اظهار می‌كردند. و در حقیقت ارادت و علاقه بین مرید و مراد یك پیوند دو جانبه بود، جلوه‌های الفت و صمیمیت و محبت امام(ره) نسبت به رزمندگان در گفتار و كردارش به طور كامل نمایان بود. جملاتی همانند: اینجانب دست یكایك شما را می‌فشارم؛ من بین خود و شما فاصله‌ای نمی‌بینم؛ گویای عمق و ارادت و محبت قلبی امام به دلاوران دفاع مقدس بود. بی‌پیرایگی رفتار امام(ره) در جمع فرماندهان و رزمندگان جبهه‌ها و برداشتن مانع‌های احترامات رسمی و رایج میان یك رهبر و فرمانده عالی جنگ با نیروهای تحت امر در ملاقات‌های خصوصی تصویرگر گوشه‌ای از محبت و صمیمیت قلبی امام(ره) به رزمندگان بود و صحنه‌های دیدارهای خصوصی امام(ره) با رزمندگان مشحون از صحنه‌های دل‌پذیر و ارتباط عاطفی و محبت و صمیمیت است.

 

5. قاطعیت:
در دوران مبارزه با رژیم ستم‌شاهی قاطعیت امام راه‌گشای برنامه‌ها و سیاست‌های مبارزه بود كه حتی اطرافیان و شاگردان ایشان به شگفتی و كار ساز بودن آن اعتراف داشتند. در امور رهبری و فرماندهی عالی جنگ هم قاطعیت امام گره‌های كور و بن‌بست‌های ایجاد شده در برنامه‌ریزی‌های رزمی و نظامی را باز می‌كرد. از مهمترین جلوه‌های قاطعیت امام دستور شكست حصر آبادان، آزادسازی سوسنگرد و عزل فرماندهی نیروهای مسلح بود.

 

6. سازش‌ناپذیری و استقامت در مبارزه:
ظلم‌ستیزی و پایداری امام در برابر توطئه‌های دشمنان، روحیه‌ای سازش‌ناپذیر و مقاوم از ایشان پدید آورده بود. حضرت امام در سیره عملی و روش مبارزاتی خود به آیات شریفه لا تظلمون و لا تظلمون 18 و فاستقم كما امرت و من تاب معك 19تاسی می‌جست و هیچ‌گاه نقشه‌های ظالمانه و سلطه‌طلبانه و تحمیلی دشمن را برنمی‌تافت. فشارهای شدید نظامی، تبلیغاتی و روانی حامیان دشمن در كمك‌های تسلیحاتی به رژیم بعث عراق برای پذیرفتن خواسته‌های استكبار جهانی هیچ تأثیری در روحیه مقاوم و سازش‌ناپذیر امام نداشت و می‌فرمود: ما تا آخرین نفر و تا آخرین منزل و تا آخرین قطره خون برای اعتلای كلمه الله ایستاده‌ایم. این روحیه و صفت مطلوب حضرت امام(ره) تأثیر عجیبی در رزمندگان اسلام داشت به گونه‌ای كه شیرمردان عرصه پیكار در شرایط سخت نبرد با تمام توان و اراده خویش پایداری می‌كردند و دشمن مجهز به سلاح‌های پیشرفته را به استیصال می‌كشاندند.

 

7 .نیرنگ شناسی:
دشمن در موقعیت و زمان‌های مختلف حیله‌های متفاوت و گوناگونی را به كار می‌بست و با بهره‌گیری از شیوه‌های جنگ روانی تلاش می‌كرد تا انگیزه‌های اسلامی را در رزمندگان از بین ببرد و اراده آنان را در دفاع مقدس از میهن اسلامی سست نماید. مظلوم‌نمایی و تظاهر به مسلمان بودن از جمله اقداماتی بود كه برای فریب ملت سلحشور ایران از سوی رژیم بعث صورت می‌گرفت، اما هوشیاری و زیركی منحصر به فرد حضرت امام(ره) با موضع‌گیری‌های دقیق و سنجیده خویش تمام این توطئه‌های فریبنده دشمن را خنثی نمود. از این رو حامیان رژیم بعث عراق و سیاستگزاران استكبار جهانی برای پیش‌گیری از پیروزی‌های مداوم ظفرمندان جبهه‌های نبرد كه از شكست حصر آبادان تا فتح بستان و نبرد چزابه تا عملیات مهم فتح‌المبین و نیز فتح معجزه‌آسای خرمشهر ضربات كوبنده خود را بر پیكر رژیم بعث وارد آورده بودند. حیله‌ای جدید اندیشیدند تا افكار مجامع بین‌المللی و رسانه‌های خبری و ملت و كشورهای اسلامی و به خصوص رزمندگان دلاور اسلامی را از جبهه‌های جنگ ایران و عراق به نقطه‌ای دیگر معطوف كنند. این توطئه بزرگ، طرح‌ریزی و تهاجم وحشیانه و غافلگیرانه اسرائیل غاصب به كشور لبنان بود و می‌رفت كه این حیله كارساز شود، ‌اما با موضع‌گیری هوشیارانه و صریح حضرت امام(ره) درباره چگونگی پشتیبانی رزمندگان از مردم بی‌پناه لبنان و فلسطین این توطئه نیز خنثی شد. حضرت امام(ره) فرمود: ما راهنمان این است كه باید از راه شكست عراق دنبال لبنان برویم نه مستقلاً. شیوه‌ها و تدابیر رهبری امام خمینی(ره) حضرت امام خمینی(ره) به عنوان رهبر و فرمانده كل قوا و فرماندهی عالی جنگ، تعیین و هدایت استراتژی جنگ را بر عهده داشت و در این مدت با بهره‌گیری از شیوه‌ها و تدابیر خاص خویش هشت سال دفاع مقدس را رهبری نمود و اعجاب و شگفتی سیاستمداران دشمن را برانگیخت. 1. بسیج همگانی و سازماندهی مردم و نیروهای مسلح تحت دو یگان عمده رزمی و پشتیبانی برای آنكه كلیه نیروهای داوطلب بتوانند در حد توانایی‌ها و استعدادهای خویش در این امر مهم سهیم باشند، اما اقدام به این مهم نمودند و در این رابطه فرمودند: هر كس می‌تواند جبهه باید برود و هر كه نمی‌تواند در پشت جبهه كمك كند. 2. توسعه تشكیلاتی نظامی و فرمان بر تشكیل نیروهای سه‌گانه سپاه این امر موجب شد تا سپاه بتواند با هماهنگی بیشتر با نیروهای ارتش، در عرصه‌های نبرد حضور قوی‌تری داشته باشند. 3. هماهنگی و انسجام در نیروهای مسلح همان‌گونه كه در اندیشه سیاسی امام(ره) وحدت و یكپارچگی اقشار مختلف ملت و احزاب گوناگون عامل پیروزی ملت ایران به شمار می‌آید. انسجان نیروهای نظامی را نیز ضامن اقتدار نیروهای مسلح در دفاع مقدس می‌دانست. از این رو امام(ره) به نیروهای ارتش، سپاه و بسیج فرمود: همه در هم ذوب شوید و تو و من را از میان بردارید و چون ید واحده و قدرت واحده به دشمن بتازید. 4. هماهنگی و به كارگیری امكانات پشت جبهه امام نیروهای پشت جبهه اعم از دستگاه‌های اجرایی و تبلیغی و سیاسی را به هماهنگی با یكدیگر و توجه به مسائل جنگ دعوت می‌كردند و كلیه فعالیتهای سیاسی، تبلیغی و اقتصادی پشت جبهه را با دفاع مقدس مرتبط می‌ساختند و همواره ارگان‌ها و سازمانهای دولتی را در جهت تقویت و آمادگی رزمی مردم و پشتیبانی از جنگ به كار می‌گرفتند و می‌فرمودند: به پشتیانی مادی و معنوی خود از جبهه‌های نبرد و رزمندگان ادامه دهند و سپاهیان نور را حمایت كنند. 5. مقابله با عوامل بازدارنده داخلی و تبلیغات دشمن در دوران دفاع مقدس حوادث گوناگونی پدید می‌آمد، برخی از این حوادث مانند رقابت‌های جناح‌های مختلف در كشور معلول شرایط سیاسی داخلی كشور بود كه بعضاً فضای سیاسی كشور را ملتهب می‌ساخت، برخی از پیشامدها را عوامل آگاه و مزدور دشمن پدید می‌آوردند و برخی دیگر نتیجه اعمال گروه‌های ناآگاه داخلی بود و هر كدام از این حوادث به طور مستقیم با غیرمستقیم می‌توانست در حضور رزمندگان اسلام در جبهه‌ها برای ادامه دفاع مقدس مشكل ایجاد نماید. اما حضرت امام(ره) با شیوه‌های در خود تحسین رهبری خویش، تأثیر منفی و شكننده هر یك از این حوادث را بر عرصه‌های نبرد و روحیه رزمی و معنوی رزمندگان اسلام را خنثی می‌كرد. دشمن بعثی نیز با در اختیار داشتن امكانات تبلیغی استكبار جهانی و به تعبیری امپراتوری خبری و رسانه‌ای با كمك كارشناسان و مشاوران خارجی و بهره‌وری از امكانات و شیوه‌های گوناگون، جنگ روانی خود را برای مشوش جلوه دادن چهره جمهوری اسلامی در میان مسلمانان جهان جلب حمایت‌های منطقه‌ای برای تقویت رژیم عراق به راه انداخته بود. در این جنگ روانی هم حضرت امام(ره) با درایت و ژرف‌نگری تمام، با این شیوه‌های تبلیغی و روانی دشمن مقابله نمود. 6. رعایت اصول تصمیم‌گیری حضرت امام(ره) اطلاعات و اخبار كافی و لازم را از طریق نمایندگان خود در نیروهای مسلح و یگان‌های رزمی و فرماندهان قرارگاه‌ها به دست می‌اوردند. امام(ره) مبنای تصمیم‌گیری‌های مهم خود را براساس اطلاعات دقیق از وضعیت جنگ و مشورت با مسئولان لشگری و كشوری بنیان می‌نهاد، رهنمودهای حضرت امام(ره) بر اجرای عملیات‌های نظامی و دفاعی و ورود به خاك عراق، اقدامات مقابله به مثل در جنگ شهرها و قبول قطعنامه 598 سازمان ملل بر همین اصل و اساس استوار بود. 7. تفویض اختیارات گستردگی و تخصصی بودن امور جنگ باعث شده بود كه حضرت امام(ره) مسئولیت برخی از مسائل اجرایی و كارشناسی مرتبط با جنگ را به مسئولان كشور تفویض نماید و خودشان سیاست كلی و راهبردی دفاع مقدس را ترسیم و بر انجام آنها نظارت می‌كردند از این رو، مسئولیت را بدین گونه تفویض و تعیین فرمودند: الف ـ شورای عالی دفاع و قرارگاه خاتم‌الانبیا و جانشینی فرماندهی كل قوا در برنامه‌ریزی‌های نظامی ب ـ شورای عالی پشتیبانی جنگ برای جذب نیرو و تهیه امكانات ج ـ تشكیل ستاد مناطق بمباران شده د ـ تعیین وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی برای تبیین سیاست‌های دفاعی ایران در مجامع بین‌المللی ه ـ تشكیل شورای عالی بازسازی مناطق جنگی 8. تشویق به نبرد هنر مدیریت و رهبری امام(ره)، نفوذ معنوی ایشان در قلب میلیون‌ها انسان مخلص و متعهد و شیفته به ولایت و رهبری بود. هرگاه پیام‌های حماسی و شورآفرین حضرت امام(ره) همانند جمله‌های: امروز روز حضور در حجله جهاد و شهادت و میدان نبرد است؛ روز نشاط عاشقان خداست صادر می‌شد، همه جبهه‌های نبرد را از جوانان پرشور و با اخلاص آكنده می‌ساخت و هم در گرماگرم نبرد، چون آّشار نور بر دل‌های تشنه و مشتاق جهاد و شهادت جاری می‌گشت و توان رزم آنان را دو چندان می‌ساخت و در یك كلام معجزه می‌آفرید. 9. تقویت روحیه رزمندگان كلمات دلنشین و نافذ و روح‌بخش پیام‌ها و سخنان حضرت امام(ره) در دل و جان رزمندگان اثر شگرفی می‌گذاشت، سخنرانی‌های ایشان در جمع فرماندهان قرارگاه‌ها و رزمندگان دلاور و پیام‌هایی كه به مناسبت‌های مختلف برای رزمندگان صادر می‌گردید، قوت قلبی برای دلاورمردان جبهه‌ها بود. پیام امام(ره) به فرماندهان جبهه پس از عملیات بدر، بارزترین نمونه تاثیر معنوی پیام‌های امام(ره) در تقویت روحیه رزمندگان و فرماندهان در بحرانی‌ترین شرایط جنگ است. 10. توجه دادن رزمندگان به معنویت حضرت امام(ره) دائماً رزمندگان و فرماندهان قرارگاه‌ها را به مسائل معنوی توجه می‌داد تا حماسه‌سازی رزم‌آوران عرصه پیكار با عرفان دینی و الهی آمیخته باشد. توجه دادن رزمندگان به اراده و قدرت خداوند تبارك و تعالی در پیروزی و جنگ، تذكر به اعتماد و اعتقاد به نصرت الهی، تاكید بر ذكر خداوند و تهجد در جبهه‌ها، پرهیز دادن از غرور و توجه دادن نیروها به توانایی‌های قدرت ایمان و اخلاص در رزمندگان در مقابلت جهیزات دشمن از جمله تذكرات امام(ره) به رزمندگان بود. اصولاً در اندیشه و سیره حضرت امام هرگونه تلاش و اقدامات سیاسی، فرهنگی و نظامی بدون در نظر گرفتن بعد الهی و معنوی فاقد هرگونه ارزش اسلامی است، ‌از این رو به رزمندگان اسلام آمیختگی عمل ظاهری را به معنویت دینی و الهی تذكر داد و فرمود: زدن و پیروز شدن و فتح كردن و همه اینها اگر آن بعد معنوی‌اش نباشد همه‌اش شكست است. 11. تقویت بنیه دفاعی اهتمام فراوان حضرت امام بر تقویت بنیه دفاعی و حمایت‌های ایشان از بالا بردن كیفت و كمیت امكانات و تجهیزات نظامی و تامین بودجه‌های جنگ و دفاع مقدس از خصوصیات تدبیر رهبری ایشان در دفاع مقدس بود. این اهتمام حضرت امام(ره) تا روزهای پایانی جنگ نیز ادامه داشت و طی دستورالعملی به مسئولان سیاسی نظامی فرمود: باید... در تجهیز كلیه آحاد و افراد این كشور براساس اصول و فرمول خاص دفاع همه جانبه تا رسیدن به تشكل واقعی و حقیقی بسیج و ارتش بیست میلیونی كوشش نمود. به فرماندهان نظامی نیز فرمود: نیروهای نظامی ما هرگز نباید از كید و مكر دشمنان غافل بمانند و در هر شرایطی باید بنیه دفاعی كشور در بهترین وضعیت باشد. تاثیر ارتباط معنوی امام خمینی(ره) با رزمندگان در هشت سال دفاع مقدس رزمندگان اسلام، ‌حضرت امام خمینی(ره) در خطوط نبرد جبهه‌های جنگ حضور فیزیكی نداشتند،‌ اما شخصیت پر نفوذ و معنوی وعرفانی ایشان هر روز در تمام نقاط جبهه حكمفرما بود و تاثیرات عمیق و شگرف این حضور معنوی در روحیه و عملكرد رزمندگان كاملاً‌ مشهود و ملموس بود. این موضوع شگفتی صاحب‌نظران، راویان و گزارشگران حاضر در جبهه را برانگیخته بود. یكی از خبرنگاران غیر ایرانی كه از جبهه‌های جنگ بازدید كرده و روحیات رزمندگان اسلام را از نزدیك مشاهده كرده است در گزارش خود می‌نویسد: گویی خود آیت‌الله خمینی(ره) شخصاً هر روز اینجا (جبهه‌ها) حاضر شده و آنها را به جهاد دعوت می‌كند. ارتباط طلایه‌داران فتح با امام امت، همان رابطه مرید با مراد، سالك الی الله با پیر و مرشد، و محب با محبب است. رفتار و حالاتی كه رزمندگان اسلام در صحنه‌های مختلف و عرصه‌های پیكار دفاع مقدس نسبت به حضرت امام(ره) از خود نشان داده‌اند، رمز و رازی از حدیث دلدادگی و دلباختگی عاشقان شیفته است كه كارنامه جهاد و دفاع آنان با معیار عشق محك خورده است. در این بخش از مقاله به برخی از این موارد اشاره خواهید داشت:1. عشق رزمندگان به امام؛ علاقه و محبت شدید و زایدالوصف رزمندگان به امام(ره) بارزترین جلوه از تاثیر عمیق شخصیت معنوی امام بر رزمندگان است: محبتی كه تجلی عشق عرفانی و معنوی است و ریشه و سرمنشاء بسیاری از تاثیرات دیگر است. آری اینجا صحبت عشق است و عشق و قلم از ترسیمش بر خود می‌شكافد. نذر برای سلامتی حضرت امام(ره) و طول عمر ایشان؛ اظهار عشق و علاقه در سخت‌ترین شرایط خط مقدم جبهه در حال مجروحیت و هنگام اسارت گوشه‌هایی از ارادت رزمندگان به حضرت امام(ره) است. 2. عشق خانواده ایثارگران به امام؛ بازماندگان شهیدان و ایثارگران، بالندگی و رشد و سلامتی مكتب حیاتبخش اسلام و خط امام را در گرو قربانی شدن و فدایی دادن در این راه می‌دانستند و جوانان و نونهالان به خون خفته خویش را قربانیان این راه قلمداد می‌نمودند. در یكی از دیدارهای خانواده شهدا با امام خمینی(ره)، مادری با لهجه خرمشهری فریاد می‌زد: ای امام! سه پسر داشتم و هر سه شهید شدند دیگر فرزندی ندارم تا در راه اسلام قربانی كنم، خدا مرا فدای تو كند. 3. اطاعت پذیری عاشقانه؛ تفاووت رهبری امام در دفاع مقدس با سایر رهبران و فرماندهان جنگها در تاریخ و جهان را باید در نفوذ معنوی شخصیت امام و تاثیر آن در رفتار و عملكرد نیروهای رزمی جستجو كرد. بسیاری از نیروهای مسلح كشورها در شرایط سخت و بحرانی جنگ به جهت دفاع از آب و خاك و نوامیس كشور و یا رعایت سلسله مراتب و اجرای مقررات نظامی آن كشور و یا احیاناً دریافت پاداش و ترس از مجازات، از فرمانده خود اطاعت می‌كنند و انگیزه‌های دیگری در اطاعت‌پذیری آنها دخالت ندارد. ولی رزم‌جویان عرصه پیكار و دفاع مقدس جمهوری اسلامی ایران دیدگاهشان نسبت به اجرای دستورات حضرت امام(ره) بالاتر از اطاعت از یك فرمانده كل قوا بود. آنان دستورات امام(ره) را با عشق و علاقه و ارادتی خاص انجام می‌دادند و هدفشان رضایت خاطر امام(ره) بود. رزمندگان تمام سختی‌ها و زحمات طاقت‌فرسای عملیات را برای یك لحظه خوشحالی امام(ره) تحمل می‌كردند. سردار باكری در جمع نیروهایی كه برای آموزش نظامی و آمادگی رزمی جهت شركت در عملیات خیبر به جبهه‌ها آمده بودند گفت: عزیزان من! شما نمایندگان لشگر عاشورائید، سعی كنید مأموریت خود را به نحو احسن انجام دهید بلكه بتوانیم در عملیات آینده دل امام(ره) را شاد كنیم. 4. یاد امام؛ در جمع رزمندگان با ارتباط و انس دائمی و ناگستنی كاروانیان نور با شخصیت معنوی امام(ره) موجب شده بود كه نام و یاد و تصویر امام (ره) همواره در سراسر جبهه‌ها حضور داشته باشد. رزمندگان پس از نام مبارك ائمه معصومین(ع) با ذكر و یاد امام(ره) و عطر سلام و صلوات به مرادشان مشام جان را خوشبو می‌ساختند و شعار برای سلامتی امام(ره) صلوات از پرطرفدارترین شعارهایی بود كه در سراسر جبهه گوش جان را نوازش می‌داد. بهره‌گیری از كلمات قصار امام(ره) درباره جنگ در تابلو نوشته‌ها و استناد به آنها و گفتگوی رزمندگان از جمله عبارت‌هایی بود كه فضای جبهه‌ها را عطرآگین می‌ساخت. 5. اشتیاق به دیدار امام؛ دیدار (جمال جانان) بهترین و بیشترین آرزوی مشتاقان و شیفتگان و دلباختگان (حسن روی) حضرت امام بود. آنان برای دستیابی به وصال و لقای محبوب خویش لحظه‌شماری می‌كردند و گفتگوی خصوصی‌شان اظهار علاقه به ملاقات با امام(ره) بود. هرگاه رزمندگان، همسنگری را می‌دیدند كه احتمال داشت به خدمت حضرت امام(ره) برسد، سلام خالصانه و لبریز از عشق و محبت خویش را به حضور آن بزرگوار تقدیم می‌داشتند و دیگر سخنی از خانواده و یا مشكلات خوش به زبان می‌راندند. به راستی كه سیمای جذاب و دلربای امام(ره) جلوه‌ای از جمال جمیل الهی بود كه عاشقانش در سخت‌ترین شرایط عملیات به یاد چهره ملكوتی و زیبای امام(ره) و وعده دیدارش جانی تازه در كالبدشان دمیده می‌شد.
حسین شیدائیان



:: مرتبط با: مقالاتی درباره فرهنگ جهاد وشهادت ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1387/07/5
زمان : 05:09 ق.ظ
۹۴۸۴گیرنده بهشت
نظرات |

گیرنده بهشت
تو که از دروازه باشکوه و هزار رنگ بهشت رد شده ای، بگو وقتی که وارد می شدی، فرشته های غرق رنگ خدا، از زیر قرآن همراهی ات کردند؟

راستی، وقتی وارد می شدی «بوی اسپند» می آمد؟

آن روز که زمین، زیر پای تو وسیع شد و آسمان از نگاهت، رفیع و یاس از صداقتت، سپید و شقایق از نفست، سرخ، یادم هست که باران می آمد.

تو زیر باران رفتی! زیر باران، پرواز کردی و به پرنده آموختی که چگونه باید پرید. یادم هست که باران آتش و گلوله، دود و زخم، خاک و خمپاره می آمد؛ یک باران دم اسبی!

و من گفتم از سنگرهای ما بوی «بهشت» می آید و از جایگاه دشمن بوی «مرگ».

و تو گفتی: «این رایحه «عشق» است نه، بوی بهشت!»

مگر بوی بهشت، بوی عشق نیست؟ شاید هم رایحه عشق، رایحه بهشت باشد!

این ها را همه تو بهتر می دانی، همانطور که من خوب می دانم اگر تابلو آخر حماسه ات، جهنم هم بود، تو باز هم با تمام جان و دلدادگی تمام، قلم مو به دست آن را می کشیدی؛ چرا که برای تو فرقی میان بهشت و جهنم بدون «او» نبود و تو بهشت را حرمت داشتی که «او» این گونه می پسندید. مطمئن باش اینجا وصیت نامه ات خاک نمی خورد؛ حتی اگر بمباران تمسخر و توهین و تهمت شویم. آخر وصیت نامه ات تنها صندوق پستی بین من است با تو در «بهشت».

نمی دانی چقدر خوشحالم از این که خفاشان راه آسمان را نمی دانند و از نور بی نصیبند؛ وگرنه می آمدند، سر در قصر بلورینت را که با رنگ سبزی که به سرخی می زند و نوشته ای «عشق» پاک می کردند و با زغال و با رنگ بی دردی می نوشتند . . .


شهدا را یاد کنید، حتی با یک صلوات



:: مرتبط با: مقالاتی درباره فرهنگ جهاد وشهادت ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1387/07/5
زمان : 05:09 ق.ظ
۹۴۸۳پدر، تو شمع محفل تنهایی ام بودی
نظرات |

پدر، تو شمع محفل تنهایی ام بودی

 


پدر تو خورشید وجودم معنای زندگی ام ویگانه شمع محفل تنهایی ام بودی.


هنگامی که برای اولین بار لب به سخن گشودم نام تو را زمزمه کردم بابا،اما افسوس که تو در کنارم نبودی تا واژه بابا معنی بگیرد. هنگامی تو می خندیدی دنیا برایم زیباترین چیزی بود که احساس می کردم.لبخندهایی سرشار از عشق و احساس که مرا در دریای مهربانی هایت غرق می نمود.


هیچ گاه فراموش نمی کنم هنگامی که گلواژه اذان بر لبان موذن شکل می گرفت به سوی حوض حیاط خانمان می رفتی و با آب آن وضو می ساختی و من با دستهای کوچکم سجاده عبادتت را پهن می کردم،تا تو بیایی و من مشتاقانه در کنار تو بایستم و از تو ذکر معبودت را تقلید کنم و در آخر به وضوح می دیدم که چگونه بانوای یارب،یارب می گرستی واز معبودت عاجزانه شهادت خود را درخواست می کردی و من در دل خود می گفتم:خدایا خواسته پدرم را اجابت کن فارغ از اینکه من نمی دانستم که اگر خدای بابا درخواست او را اجابت کند،برای همیشه از کنارم خواهد رفت ومن دیگرمحبت او را در زندگی نخواهم داشت.تاهر وقت دلم گرفت به امید آمدنت بنشینم تا تو بیایی و من با تو درد و دل کنم و تو به من بگویی:دخترم عزیزبابا باید در مقابل مشکلات مثل کوهی استوار بود و توکل به خدا داشت.و باحرفهای دل نشینت به من آرامش بدهی.پدرم من خوشحالم که تو به آروزی خود رسیدی اگر چه مرا تنها گذاشتی وپیش او رفتی.بعد از تو پدر، برایم واژه غریبی است که هر گاه می شنوم ساعت ها در مورد آن فکر میکنم، پدرو محبت پدری چگونه می تواند باشد که من از آن بی نصیب مانده ام.


پدرم هر سال با آمدن هفته دفاع مقدس که گرامیداشت یاد تو و همرزمانت می باشد.خاطرات تو زنده می شود به خودم افتخار می کنم که فرزند تو هستم زیرا برای دین و عقایدت و میهنت از جان گران بهایت گذشتی که بالاترین ارزش در نزد همگان است. پدر فداکارم تو رایحه ایمان بودی و الفبای مهربانی و صداقت.


چشمانت تشعشع نور الهی بود و دستانت گهواره دعا. پدرعزیزم هم اکنون این دختر کوچک توست که دارد از تو سخن می گوید.من در این دنیای فانی از داشتن پدر محروم بودم اما امیدوارم که در آن جهان ابدی تو در کنارم باشی و من لحظه ای از تو دور نباشم.


به قلم دختر شهید جهانشاهی.



:: مرتبط با: مقالاتی درباره فرهنگ جهاد وشهادت ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1387/07/5
زمان : 05:09 ق.ظ
۹۴۸۲عصر قحطی شهادت
نظرات |

عصر قحطی شهادت


بسم الله الرحمن الرحیم

با کسب اجازه از بزرگان علم و ادب من از شهر شریف سیدمرتضی آوینی، و یا بهتر بگویم از شهر سید مرتضی آوینی ها و سعید یزدان پرست ها، خدمت برادرها رسیده ام. از من بی شخصیت خواسته اند که راجع به شخصیت شهید سید مرتضی آوینی صحبت کنم. برایم مشکل است، اما تا آنجا که بتوانم در خدمتتان هستم. من شهید سید مرتضی آوینی را در سال 59 زمانی که 17 سال بیشتر نداشتم – با «حقیقت» دیدم و سال 71 با «روایت فتح» شناختم. بعد از شهادت عزیزانمان در 8 سال دفاع مقدس و رحلت جانکاه و از یاد نرفتنی امام راحلمان در سال 68، به خاطر بی مهری ها، و بی توجهی ها و کم لطفی ها و غریب بودن، و به واسطه ی از دست دادن دوستان عزیز بهتر دیدیم توی خانه بنشینیم و به کار خودمان برسیم. هر کس می آمد از صدا و سیما، از هر جای دیگر، صحبتی با آنها نمی کردم. من ابتدای مجلس به برادرها گفتم: «اگر من صحبت بکنم، بحثم نه علمایی است و نه عقلائی است؛ من بسیجی صحبت می کنم».

سال 71، تقریباً برج هشت بود، درب منزل ما را زدند. یکی از دوستان سپاه خرمشهر بود. گفت: سید، یک برادری می آید با شما کار دارد. به او گفته بودند که سید صحبت نمی کند و با کسی کاری ندارد. وقتی من با شهید سید مرتضی آوینی روبرو شدم، در همان لحظه اول، آن حالت چهره ی ایشان را که دیدم، گفتم: این انسان معمولی نیست. وقتی می گفتند که جبهه دانشگاه است، بعضی از آقایان به تمسخر می گرفتند. اما من می گویم دانشگاه بود و رشته های مختلف و گرایشهای مختلف داشت ولی مدرکش را در آخرت می دهند. به فرمایش حضرت امیر علیه السلام انسان مومن باید دائماً در رنج و تعب باشد تا زمانی که به لقاء حق برسد. وقتی چهره ی سید مرتضی آوینی را دیدم، ایمان مجدد پیدا کردم که هنوز همه ی انسانهای مؤمن و حق طلب نمرده اند، و یک عده ای از انسانها متوجه قضایا هستند. آن نامردمانی که بعد از رحلت حضرت امام(س) حمله آوردند به ساحت مقدس ولایت امر، آنها فکر می کنند که خیلی خوب می فهمند، اصلاً شهید سید مرتضی آوینی به شهادت رسید که حقانیت ولایت حضرت آیة اله العظمی امام خامنه ای را ثابت بکند. من این را می گویم و به آن اعتقاد دارم. یکی از خبرنگاران رادیو در مسجد ارک به من گفت: سید وقتی در روایت فتح صحبت می کردی، دلت پر از درد بود و صحبت کردنت یک حالتی داشت. گفتم: شما هم اگر همه دوستانت را، امامت را از دست داده بودی، دلت دردمند بود، اگر هم یک گوشه اش خالی از درد بود، شهید سید مرتضی آوینی آن را پر کرد.

شهید آوینی هنگام ضبط برنامه در خرمشهر وقتی راجع به شهادت صحبت می کردیم بی اختیار اشک می ریخت. این حالت یک آدم عادی نیست، باید به یک جایی رسیده باشد. به سید گفتم دیگر اشک توی چشمهایمان نمانده، ما شرمنده می شویم نمی توانیم برای شهادت بچه هایمان گریه کنیم، با حالت خاصش حیا می کرد و اشکهایش را از پشت عینک با دستانش پاک می کرد. می گفت سید صحبت بکن – وقتی از شهادت بچه ها صحبت می کردیم می گفت سید! بگو، این مظلومیت را باید رساند (گریه حضار) مظلومیتی که خودش نهایتاً در عصر قحطی شهادت پرچم دارش بود. خوشا به سعادتت سید. اینقدر اصرار کردی تا شهردار شهری در آسمان شدی! این مظلومیت شیعه را می رساند. سید مرتضی شیعه ی آگاهی بود که در بتخانه ها قد علم می کرد.

در این تعطیلات که همه سرگرم خوشی با خانواده بودیم، آمد جبهه، آمد آنجا که جایگاهش بود. ساعت 10 شب بود که در زدند، دیدم سید است، گفت: سید آمده ام تو را ببینم، روحیه بگیریم. خدایا این چه بود. این چشمان زیبا چه می گفت؟ ما متوجه نبودیم. با برادران گروه روایت فتح آمده بود. و اینها که بسیجیان مظلوم این مملکتند و با مظلومیت دارند این کار را انجام می دهند، از صادق ترین نیروهایی هستند که دلشان برای تک تک دردمندان بسیجی می سوزد. گفت: سید می خواهیم به فکه برویم. گفتم: آخه مرد، توی تعطیلات!؟

گفت: سید ما این حرفها را نداریم. ما آن چیزی را که در جنگ کشیدیم، مظلومیتی که مردم ما متحمل شدند، اسارتی که مردم ما کشیدند، بدبختیهایی را که بسیجیان تحمل کردند، دردهایی که امام و مسئولین نظام کشیدند، نتوانستیم بیان کنیم. ما باید این حقایق مدفون در خاکها را پیدا بکنیم و در این راه آنقدر تلاش می کرد که من متعجب مانده بودم هنگامی که اذن آمد، او هم رفت و به شهادت رسید.

و من از برادران می خواهم که ما را در خوزستان رها نکنید. آنجا که خون این عزیزان ریخته شده است. سید را بردم منزل خانواده ای که دو تا از پسرهای رزمنده اش و همسر و دخترش شهید شده بودند. از همان لحظه ای که چهره ی پدر این چند شهید را دید تا لحظه ای که ما بلند شدیم برای رفتن گریه می کرد. آن پیرمرد چند کلام که صحبت کرد سید از خود بیخود شد، با اینکه آن خانواده را نمی شناخت ولی به قول فرمایش برادرها روحش با روح شهدا و با خط ولایت هماهنگی داشت. هنرمندی بود که در جبهه و جنگ پرچم دفاع از ولایت فقیه را بر دوش داشت و تا به خون خود آغشته اش نکرد آن را زمین نگذاشت و داریم برادرهایی که این پرچم را بر زمین نگذارند و حقانیت و مظلومیت ولایت فقیه و بچه های بسیج و مردم حزب الله را به تصویر بکشند. سید مرتضی بعد از دیدار با پدر شهید گفت: سید من اصلاً حال ندارم، این دیدار حال را خراب کرد و من نتوانستم دیشب استراحت بکنم.

همسر ایشان زمانی که پیکرش را به خاک می سپردند چند کلام بیشتر نگفت و چه زیبا گفت که: من دوست دارم اگر عمری داشته باشم دنیا را از چشمهای شهید سید مرتضی آوینی ببینم. چرا که نگاه او حقیقت بود.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

سید صالح موسوی

منبع: کتاب راز خون



:: مرتبط با: مقالاتی درباره فرهنگ جهاد وشهادت ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1387/07/5
زمان : 05:09 ق.ظ
 

 




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات