۸۹۸۹متمهدیان و مدعیان مهدویت- قسمت سوم
نظرات |

متمهدیان و مدعیان مهدویت- قسمت سوم     
 
این گروه بر این عقیده هستند كه یزید به آسمان صعود نموده و بعداً بر مى‏گردد و دنیا را پر از عدل و داد مى‏كند. اینان در ولایت موصل عراق و ناحیه شیخان، كه مهد دولت آشورى بود، و قسمتى از ناحیه حلب (شام)، ارمنستان، ایروان، اطراف تفلیس و جنوب‏غربى ایران ساكن بودند. البته اطلاعات كافى از ریشه و برنامه دین آنها در دسترس نیست. اسپروا، مستشرق معروف، یزیدیه را بقایاى دین مانوى شمرده است.


(نگاهى تاریخى به دعاوى و نسبت‏هاى دروغین مهدویت)

اشاره:
نوشتار حاضر در ادامه مجموعه مقالاتی است كه از چندی پیش در واكاوی و شناخت یكی از جدی ترین آسیبها و آفتهای تنیده شده با فرهنگ مهدویت، یعنی فرقه ها و مدعیان دروغین مهدویت، یه صورت سلسله وار تقدیم شما كاربران عزیز می شود. در مقالات گذشته چنانكه دیدیم دعاوی و هویت پاره ای از فرق یاد شده در ترازوی نقد فرو ریخت؛ اینك برآنیم تا مدعیات كذب و هویت پوچین برخی دیگر از این فرقه ها را بر آفتاب افكنیم؛ پس با ما همراه باشید.


یزیدیه:
این گروه بر این عقیده هستند كه یزید به آسمان صعود نموده و بعداً بر مى‏گردد و دنیا را پر از عدل و داد مى‏كند.(1) اینان در ولایت موصل عراق و ناحیه شیخان، كه مهد دولت آشورى بود، و قسمتى از ناحیه حلب (شام)(2)، ارمنستان، ایروان، اطراف تفلیس و جنوب‏غربى ایران ساكن بودند. البته اطلاعات كافى از ریشه و برنامه دین آنها در دسترس نیست. اسپروا، مستشرق معروف، یزیدیه را بقایاى دین مانوى شمرده است.(3)

وجه تسمیه این گروه:  دسته‏اى از مستشرقین اجنبى، دیانت یزیدیه را به دین آریایى نسبت داده‏اند؛ زیرا كلمه یزیدى را از مشتقات یزدان، كه مقصود خداست، مى‏دانند و برخى آن را به یزیدبن انیسه(4) نسبت مى‏دهند. ولى نظر درست این است كه منسوب به یزیدبن معاویه مى‏باشد؛ چون آیین این گروه را شیخ عدى‏بن اموى تدوین كرده و یزید این آیین را رواج داده و طریقه او را زنده كرده است.(5)

یزیدى‏ها، اعتقادات خرافى و شیطان‏پرستى دارند و داراى دو كتاب مقدس مى‏باشند؛ یكى به نام «جلوه»، كه شیخ عدى‏بن اموى نوشته و دیگرى «مصحف رش» (رش به معناى سیاه در زبان كردى است) تألیف شماس ارمیا. یزیدى‏ها اعتقاد دارند كه كتاب جلوه، خطابهاى خداوند است به یزیدیان.(6)

سید مرتضى رازى درباره یزیدیه مى‏گوید: فرقه ششم اصحاب شافعى، یزیدیند؛ و ایشان هم مشبهیند(7) و هم خارجى. این قوم یزید را خلیفه پنجم مى‏خوانند و امام على(ع) را به ظاهر سب نمى‏كنند. مشبهه یزید را امام مى‏دانند و خلفاى قبلى را به ترتیب: ابوبكر، عمر، عثمان و معاویه مى‏دانند.»(8)

روایتى هم از امام باقر(ع) رسیده است، كه مى‏فرماید: «چون قائم قیام كند، حركت خواهد كرد تا كوفه؛ پس بیرون آیند قومى كه ایشان را یزیدیه گویند.»(9) این روایت را طبرسى از ابوالجارود روایت كرده؛ ولى كلمه مورد بحث «البتّریه» نوشته شده است نه «یزیدیه».(10)

این گروه منقرض شده‏اند و الآن وجود خارجى ندارند.

هاشمیه: هاشمیه، پیروان ابوهاشم عبدالله‏بن محمدبن حنفیه هستند.(11) این فرقه اعتقاد داشتند كه محمد مرده است؛ اما پسرش امام است و بعد از او ابوهاشم مهدى است و نمرده و حتى مى‏تواند مردگان را هم زنده كند.(12) وى فرد با نفوذ و مرد شجاعى بوده و قیام‏هاى مخفیانه‏اى علیه بنى‏امیه داشته است؛ البته با انگیزه سیاسى، نه مذهبى و در زمان سلیمان‏بن عبدالملك مى‏زیست. حاكم اموى چون نفوذ شخصیت ابوهاشم را دید، او را به دمشق فرا خواند و در راه شیرى زهرآلود به او دادند؛ كه بر اثر همین زهر از پاى درآمد.(13) برخى مرگ او را باور نداشتند و قائل به غیبت و مهدویت او شدند.(14) البته مهدویت ابوهاشم از ساخته‏هاى عباسیان مى‏باشد.(15) عباسیان با جعل این فرقه توانستند با مطرح كردن دروغین وصیت ابوهاشم به یكى از سران بنى‏عباس حق حكومت را از آل على(ع) به خود منتقل سازند. و بدین وسیله مردم را به تبعیت از خود فرا خواندند.

این گروه الآن وجود خارجى ندارند؛ گو اینكه فرقه بیانیه، پیروان بیان نهدى، كه معاصر امام باقر(ع) بودند هم به مهدویت ابوهاشم اعتقاد داشتند.(16)

البته در زمان خود ابوهاشم چنین اعتقادات مذهبى درباره او نبوده است.

ادامه دارد...
پی‌نوشت ها:
1. الیزیدیة، صدوق الدملوجى، ص 164، طبع موصل، 1368هـ .
2. ملل و النحل، شهرستانى، ج 1، ص 136 و ج 2، ص 35.
3. بررسى عقاید و ادیان، آیت‏الله مصطفى نورانى، ص 337، انتشارات مكتب اهل بیت(ع)، چاپ چهارم، تیر 1375.
4. یزیدبن انیسه، از طوایف اباضیه خوارج است و از جمله كسانى بود كه زمانى كه مختار در زندان بود، برایش بیعت مى‏گرفت.
5. بررسى عقاید و ادیان، مصطفى نورانى، ص 338.
6. همان، ص 347.
7. اینها مى‏گفتند: بشر چون به حد اخلاص رسید، در دنیا و آخرت مى‏تواند به مصافحه و دست‏بوسى خدا نایل گردد. اینها براى خدا اعضا و جوراح ثابت مى‏كنند و مى‏گویند: خداوند در طوفان نوح آن قدر گریه كرد، تا چشمش به درد آمد. و مى‏گویند: اكنون هم خدا روى عرش نشسته و بندگانش را تماشا مى‏كند. (بررسى عقاید و ادیان، نورانى، ص 334)
8. تبصرة العوام، سیدمرتضى داعى حسنى رازى، ص 99، به تصحیح عباس اقبال، 1313، تهران.
9. گزیده كفایة المهتدى، سیدمحمد میر لوحى اصفهانى، ص 299، ح 39، تصحیح و گزینش گروه احیاى تراث فرهنگى، چاپ اول.
10. اعلام الورى، طبرسى، ص432 ـ 431 (به نقل از گزیده كفایة المهتدى، ص 299)
11. ملل و النحل، شهرستانى، ج 1، ص 150.
12. غادیان، صفرى فروشانى، ص 89.
13. تاریخ سیاسى اسلام، حسن ابراهیم حسن، ج 1، ص 435، ترجمه: ابوالقاسم پاینده، سازمان انتشارات جاویدان، چاپ هفتم، 1371.
14. تشیع در مسیر تاریخ، دكتر جعفرى، ص 317.
15. غالیان، صفرى فروشانى، ص 90 و ص 140.
16. فرق الشیعه، نوبختى، ص 48.



:: مرتبط با: فرقه‌های انحرافی- مهدویت و فرقه ها ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1387/03/17
زمان : 04:06 ق.ظ
۸۹۸۸بهائیت در گذر زمان و تصویر- قسمت دوم
نظرات |

بهائیت در گذر زمان و تصویر- قسمت دوم چاپ پست الكترونیكی 
۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۷
 نزاع و درگیری بین مدعیان وحدت عالم انسانی (رهبران بهائیت ) بر سر قدرت
بنا بر لوح عهدی قرار بود تا پس از درگذشت بهاالله ابتدا عباس و سپس محمد علی زمامدار بهائیان باشند لکن پس از مرگ پدر میان فرزندان( مدعیان وحدت عالم انسانی ) جدائی افتاد و محمد علی افندی با دو برادر دیگرش و دو تن از زنان میرزا حسینعلی و خواهرانش و پسر عموها بر عبدالبهاء شوریدند

 و با اینکه در لوح عهدی سفارش شده بود که اختلاف و نزاع نیفتد و احترام و دوستی برادران و بستگان دیگر مراعات شود و ناسزا و افترا موقوف گردد با اینحال چون دو دستگی بالا گرفت عباس افندی برادرش را ناقض اکبر و مریدانش را ناقضین خواند و پیروان خود را ثابتین نام نهاد.محمد علی نیز به تلافی، عباس افندی را رئیس المشرکین گفته ابلیس لعین لقب داد. بار دیگر عباس افندی برادر و مریدانش را به القاب پشه و سوسک و کرم خاکی و خفاش و جغد و کلاغ و روباه و گرگ و ... !! و باقی درندگان مفتخر ساخت و خویشتن را بلبل و طاووس نامید. میرزا محمد علی هم برای تکمیل باغ وحش خانوادگی جناب ابن البها را گوساله و الاغ دوپا ؟!؟ خوانده خود را غضفرالله ( شیر خدا ) لقب داد ( مدرک این مطالب در کتب مکاتیب و توقیعات مبارکه شوقی وگنجینه حدود و احکام ذکر شده است). عباس افندی بر خلاف وصیت بهاالله مبنی بر جانشینی محمد علی بعد از خودش اقدام به تعیین نمودن جانشین بعد از خود نمود و شوقی افندی را بعنوان جانشین انتخاب نمود و حتی بعنوان یک رهبر آسمانی جانشینان بعد از شوقی را پس از او سلسله اولیاء امر در نسل او و فرزند ذکور و بکر او تعیین کرد ( ص11 تا 16 الواح وصایا ).


جالب اینجاست که بر خلاف پیشگوئی او شوقی افندی عقیم بود و سلسله اولیاء امر از نسل او و فرزند ذکور و بکر او به ته چاه خیالات فرو رفت و هیچ خبری از آنها نشد و بهائیت با شکست بزرگی روبرو شد و دروغ پردازیهای این قدرت طلبان بیش از پیش آشکار گردید. حال بیت العدل بهائیان بدون ولی امرالله به گفته خود رهبران آنها فاقد مشروعیت است. اما ...

به نقل از وبلاگ بهائیت در گذر زمان



:: مرتبط با: فرقه‌های انحرافی- مهدویت و فرقه ها ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1387/03/17
زمان : 04:06 ق.ظ
۸۹۸۷بهائیت در گذر زمان و تصویر- قسمت اول
نظرات |

بهائیت در گذر زمان و تصویر- قسمت اول   
۰۳ اردیبهشت ۱۳۸۷
 دولت انگلیس که در  ۷ آذر یکی از بزرگترین دوستان وفادارش (عبدالبها) را از دست داده است اشک می ریزد...و تلگرافی جهت همدردی به فلسطین مخابره می نماید. از زبان شوقی افندی ...


تصویری از مراسم تدفین عبدالبها یکی از رهبران بهائیت به مناسبت سالروز سقوطش

 

 "... والذین کفروا اولیاوهم الطاغوت یخرجونهم من النور الی الظلمات اولئک اصحاب النار هم فیها خالدون"

دولت انگلیس که در  ۷ آذر یکی از بزرگترین دوستان وفادارش (عبدالبها) را از دست داده است اشک می ریزد...و تلگرافی جهت همدردی به فلسطین مخابره می نماید. از زبان شوقی افندی :                                   

« ... وزیر مستعمرات حکومت اعلی حضرت پادشاه انگلستان "مستر وینسون چرچیل" به مجرد انتشار این خبر (مرگ عبدالبها) پیامی به مندوب سامی فلسطین " سرهربرت ساموئل" صادر و از معظم له تقاضا نمود مراتب همدردی و تسلیت حکومت اعلی حضرت پادشاه انگلستان را به جامعه بهائی ابلاغ نماید. مندوب سامی مصر و ایکونت النبی نیز مراتب تعزیت و تسلیت خویش را بوسیله مندوب سامی فلسطین ببازماندگان فقیدسر عبدالبها عباس افندی و جامعه بهائی تسلیت صمیمانه مرا بمناسبت فقدان قائد جلیل القدرشان ابلاغ نمائید...(قرن بدیع نوشته شوقی افندی جلد ۳ ص ۳۲۱)

خوب است به آنان که فریاد بر می دارند " بهائیت " راه گشای ظلمات زندگی انسانهاست و از حقوق مظلومین دفاع می کند و می گویند بیائید در این راه با ما همگام شوید گفته شود که ما از چه کسی پیروی نمائیم ؟ از عبدالبها !! از آنکس که در جهت منافع انگلیس تلاش می کرد. از او که جزو خدمتگزاران انگلستان بود !!!

به نقل از وبلاگ بهائیت در گذر زمان


:: مرتبط با: فرقه‌های انحرافی- مهدویت و فرقه ها ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1387/03/17
زمان : 04:06 ق.ظ
۸۹۸۶متمهدیان و مدعیان مهدویت-دوم
نظرات |

متمهدیان و مدعیان مهدویت-دوم     
۰۳ اردیبهشت ۱۳۸۷ 
مراد از كیسانیه، پیروان مختاربن ابى عبیده ثقفى است. این فرقه پنداشتند كه محمدبن حنفیه بعد از حسین‏بن على(ع) امام و مهدى موعود(عج) است و در كوه رضوا به سر مى‏برد و نزد او آب و عسل نهاده شده و از آنجا ظهور و قیام خواهد كرد البته خود محمدبن حنفیه چنین ادعایى نداشته است.


(نگاهى تاریخى به دعاوى و نسبت‏هاى دروغین مهدویت)

در مقاله گذشته گفته شد که اندیشه مهدویت در طول تاریخ دستخوش پاره ای آفتها و آسیبها از جمله مدعیان دروغین مهدویت گردیده، در این شماره نقاب دروغ از چهره برخی از این مدعیان مهدویت برخواهیم افکند.

 

سبائیه:

پیدایش این فرقه، بعد از شهادت حضرت على(ع)، سال 40ق، مى‏باشد. اینان اولین دسته‏اى هستند كه در اسلام قائل به غیبت على(ع) و بازگشت او شدند و ادعا كردند كه او نمرده است.(1) آنها مى‏پنداشتند كه على(ع) تا آخرالزمان باقى است و روزى خروج خواهد كرد و زمین را از عدل پر خواهد كرد؛ چنان كه از ظلم پر شده است.(2) اولین بار «عبدالله‏بن سبا» قائل به رجعت على(ع) شد و فكر رجعت را میان شیعه القا كرد. بغدادى مى‏گوید: «سبائیه نسبت به على(ع) غلو كردند و گمان كردند او نبى است و حتى گمان كردند او خداست».(3)

سبائیه غلو را درباره على(ع) به حد اعلا رسانده بودند و معتقد به ویژگى خارق‏العاده على(ع) بودند. البته بنابر قولى به آنان «طیاره»(4) و بنابر قولى «سحابیه»(5) هم مى‏گویند. آنها معتقدند كه على(ع) نمرده و در ابرهاست. البته اهل اخبار، مخالفان عثمان را مطلقاً «سبائیه» مى‏نامیدند.(6)

در مورد خود «عبدالله بن سبا» باید گفت، كه اولین بار نام او در كتاب تاریخ طبرى، با روایت سیف بن عمرو، آمده است، كه نقل مى‏كند: «او مردى یهودى از صنعا، با مادرى سیاه‏پوست بود و در زمان عثمان مسلمان شد؛ به این قصد كه در پوشش اسلام شروع به فساد كند و اسلام را براندازد؛ و در قتل عثمان هم شریك بود.»(7) و در جاى دیگر، طبرى بنابر قول سیف‏بن عمرو روایتى را نقل مى‏كند كه: «دو سپاه على(ع) و بصره توافق به صلح كردند (در جنگ جمل)؛ اما قاتلان عثمان این امر را به صلاح خود نمى‏دیدند؛ از این رو شبانه توطئه كردند و به هر دو سپاه حمله كردند و هر دو را به جان هم انداختند.»(8)

در میان مورخان، اولین بار طبرى این روایات را از زبان سیف‏بن عمرو نقل كرده و بعد این افسانه به دیگر تاریخ‏نویسان رسیده است. البته مورخان بزرگى همچون یعقوبى (درگذشت 284هـ)، بلاذرى (درگذشت 279هـ)، ابن سعد (درگذشت 230هـ) از ابن سبا اسمى نیاورده‏اند.

علامه عسكرى در كتاب عبدالله‏بن سبأ(9) به تفصیل درباره شخصیت عبدالله بن سبا سخن گفته است و ساختگى بودن آن را ثابت مى‏كند؛ و در مورد سیف‏بن عمرو تمیمى (درگذشت 170 ق) هم مى‏فرماید كه، وى عدنانى بوده و سعى فراوانى در تصرف تاریخ نموده است؛ از این رو عبدالله بن سبا هم از طراحى‏هاى اوست؛ تا بدین وسیله اختلافات مهم دنیاى اسلام و عقاید مهم شیعه را به عبدالله بن سبا نسبت دهد؛ تا چنین وانمود كند كه اصل این عقاید از یهود گرفته شده است.

البته سیف‏بن عمرو در میان رجال نویسان اهل سنت متهم به زندقه و كفر شده است.

همان گونه كه معلوم شد، سبائیه چنین ادعایى را نسبت به امام على(ع) داشتند. ولى پر واضح است كه هیچ گاه امام على(ع) چنین ادعایى نكرده بودند.

انگیزه اصلى سبائیه یا سحابیه، غلوگویى نسبت به امام على(ع) است؛ البته نباید دست‏هاى معاندان شیعه را در انتساب تحریف گونه این عقاید به ابن سبا را فراموش كرد. متأسفانه حتى برخى از شیعیان هم (مانند نوبختى در فرق‏الشیعه و اشعرى در المقالات و الفرق) بدون توجه به لوازم این انتساب، در كتب خود نام او را ذكر كرده‏اند؛ در حالى كه جمع كثیرى از اهل سنت وجود ابن سبا را انكار كرده‏اند؛ مانند: طه حسین(10)، دكتر على وردى(11)، محمد كردعلى(12)، احمد محمود(13)، دكتر كامل مصطفى شیبى(14) و برخى مستشرقان؛ مانند: دكتر برناد لویس، ولهاوزن، فرید لیندر و دیگران(15).

در مورد نام دیگر سبائیه؛ یعنى سحابیه، باید متذكر شد كه این مطلب موهوم است. اصل مطلب از این قرار است كه پیامبر اكرم(ص) عمامه‏اى داشت به نام سحاب، كه در عید غدیرخم یا در مناسبت دیگر آن را به امام على(ع) بخشید. پس از آن گاهى كه امام على(ع) با آن عمامه بر پیامبر اكرم(ص) وارد مى‏شد، پیامبر(ص) مى‏فرمود جاء على فى السحاب. «على(ع) در حالى كه عمامه سحاب بر سر اوست، آمد» نه این كه على(ع) كه در ابرهاست آمد. بعدها فرقه‏نویسان این جمله را تحریف كرده و آن را به طرفداران ابن‏سباى ساختگى نسبت دادند.(16)
در مورد سبائیه چند نكته قابل ذكر است:

الف) این طائفه منقرض شده‏اند و ادعاى آنان هم باطل است.
ب) روایات فراوانى وجود دارد، كه در آنها به تعداد ائمه(ع) تصریح شده است.
ج) مسأله به شهادت رسیدن حضرت على(ع)، از مشهورترین حوادث تاریخ است.
د) حضرت على(ع) در هیچ جا چنین ادعایى نداشته؛ بلكه خبر از آمدن قائم آل محمد(عج) مى‏دهد.

اصبغ‏بن نباته مى‏گوید: «نزد امیرالمؤمنین(ع) رفتم و او را متفكر و خیره شده به زمین یافتم. عرض كردم: یا امیرالمؤمنین! چگونه است كه شما را متفكر و خیره شده به زمین مى‏بینم؟ آیا نسبت به آن راغب شده‏اى؟ فرمود: نه والله! هرگز نه راغب زمین و نه راغب دنیا گشته‏ام؛ ولى درباره فرزندى كه از صلب من و یازدهم از اولاد من است، تفكر مى‏نمودم. اوست آن مهدى كه زمین را پر از عدل و داد مى‏كند، پس از آن كه از ظلم و جور پر شده باشد. او را حیرتى و غیبتى است، كه در آن گروهى هدایت و گروهى گمراه مى‏شوند...»(17)


كیسانیه

كیسانیه از واژه «كیسان» گرفته شده، كه صفتى از ماده «كَیس»(18)؛ یعنى زیرك، مى‏باشد و درباره علت این اسم گزارى چهار قول است:

الف) لقب یكى از غلامان آزاد شده امام على(ع) است؛ كه در قیام مختار بر ضد بنى‏امیه نقش اصلى را داشته است؛
ب) لقب «ابوعَمره» رئیس پلیس كوفه، در زمان تسلط مختار بر كوفه مى‏باشد؛
ج) لقب محمدبن حنفیه، فرزند امام على(ع) مى‏باشد؛
د) لقب مختار ثقفى است؛ كه محمدبن حنفیه به جهت زیركى به او گفته است؛(19)
و) امام على(ع) مختار را بر زانوى خود نشاند و او را كیس خواند؛(20)

مراد از كیسانیه، پیروان مختاربن ابى عبیده ثقفى است. این فرقه پنداشتند كه محمدبن حنفیه بعد از حسین‏بن على(ع) امام و مهدى موعود(عج) است و در كوه رضوا به سر مى‏برد و نزد او آب و عسل نهاده شده و از آنجا ظهور و قیام خواهد كرد(21) البته خود محمدبن حنفیه چنین ادعایى نداشته است.(22)

در مورد مختار هم باید گفت كه برخى از عقاید را با انگیزه‏هاى خاص به وى نسبت داده‏اند؛ از جمله عقیده به مهدویت و مهدى موعود بودن محمدبن حنفیه؛ در حالى كه مختار هیچ ادعاى گزافى نداشته و هیچ عقیده كفرآمیزى ابراز نكرده است(23) و هیچ فرقه و مذهبى تشكیل نداده است و نام كیسانیه در آن زمان اصلاً مشهور و معروف نبوده است. منشأ این اتهامات و دشمنى‏ها در مورد مختار و تبلیغات بر ضد او را مى‏توان به چند دسته تقسیم كرد:

الف) عاملان و شركت كنندگان در واقعه خونین كربلا و امویان كوفه؛

ب) اشراف و بزرگان كوفه. چون جمع كثیرى از سپاهیان مختار غلامان آزاد شده بودند؛

ج) عبدالله بن زبیر و طرفداران و یاران او؛ كه مختار را مانع بزرگى براى خود مى‏دانستند؛

د) امویان مستقر در شام، به رهبرى عبدالملك‏بن مروان(24)؛

مختار سال 66هـ / 685م در كوفه قیام كرد. هدف او انتقام گرفتن از قاتلان كربلا و قیام بر ضد بنى‏امیه(25) بود. این قیام 6 سال پس از شهادت امام حسین(ع) واقع شد. این گروه را مختاریه هم نامیده‏اند.(26)

موالى، كه ستون فقرات نهضت مختار بودند، خود را شیعة‏المهدى یا حزب المهدى مى‏نامیدند(27). امام سجاد(ع) هم بر اساس شرایط و مصالح، از به عهده گرفتن قیام خوددارى كرد؛ و مختار هم قیام خود را منتسب به محمدبن حنفیه نمود. برخى گفته‏اند محمدبن حنفیه نماینده تام‏الاختیار امام سجاد(ع)(28) بوده است. مختار هم بعد از شكست دادن لشكر عبدالملك‏بن مروان، به سردارى عبیدالله‏بن زیاد، در «نصیبین»؛ در نهایت، در جنگ با مصعب‏بن زبیر در بصره شكست خورد و در رمضان سال 67 هـ.ق به شهادت رسید.(29)

در مجموع درباره فرقه كیسانیه مى‏توان گفت:

اولاً: محمدبن حنفیه اصلاً ادعاى مهدویت نداشته است.
ثانیاً: مختار ثقفى هم مدعى مهدویت محمدبن حنفیه نبوده است. این اتهامى است كه عباسیان و برخى از دشمنان، با انگیزه‏هایى كه به آن اشاره شد، دامن زده‏اند.
ثالثاً: در روایاتى كه در خصوص امامت دوازده امام(ع) و پیامبر(ص) از طریق شیعه و سنى بیان شده است، نامى از محمدبن حنفیه نیست.
رابعاً: این فرقه منقرض شده است و كسى در عصر فعلى اعتقاد به امامت محمدبن حنفیه ندارد.

البته عده‏اى مثل كُثَیرَه عزه (درگذشت 105هـ / 723م) از شعراى اهل بیت محمدبن حنفیه را مهدى موعود دانستند. او شعر ذیل را سروده است:

فهدیت یا مهدینا ابن المتهدى  أنت الذى نرقى به و نرتجى
انت ابن خیر الناس بعد النبى انت امام الحق لسنا نمترى
یابن على سِر و من مثل على

راه یافتى اى مهدى ما پسر راه یافته. تو كسى هستى كه ما به تو خشنودیم و امیدواریم. تو پسر بهترین مردم پس از پیغمبرى. تو امام بر حق هستى و ما در آن شكى نداریم. اى پسر على! برو؛ و چه كسى مانند على است.(30)

كربیه هم از فرقه‏هایى است كه به عنوان زیر مجموعه فرقه كیسانیه در زمان امام باقر(ع) مطرح شده بود؛ كه معتقد بودند محمدبن حنفیه ملقب به مهدى است و او نمرده و نخواهد مرد و هم اكنون غایب است و مكان او معلوم نیست و روزى ظهور خواهد كرد و مالك زمین خواهد شد و تا رجوع او، هیچ امامى نخواهد بود.(31)

بعضى از این فرقه هم مى‏گویند محمدبن حنفیه در كوهستان رضوا است و بار دیگر خروج خواهد كرد.(32)

این گروه، كه عده‏اى از اهل مدینه و كوفه بودند، با انگیزه غلو رو به این سوى آوردند؛ البته تبلیغات بنى‏امیه هم در این انحراف بى‏تأثیر نبود. در ضمن این گروه مورد لعن امام باقر(ع) واقع شدند.(33)

پی نوشت ها:
1. تاریخ شیعه و فرقه‏هاى اسلام، دكتر محمدجواد مشكور، ص 127، انتشارات اشراقى، چاپ ششم، تهران، 1379.
2. الغیبة، شیخ طوسى، ص 197، تحقیق عبادالله الطهرانى و الشیخ على احمد ناصح، انتشارات مؤسسة المعارف الاسلامیة، قم، چاپ دوم، 1417 ق .
3. المهدیة فى الاسلام، سعد محمد حسن، پاورقى ص 94، طبع مصر، 1353م / 1373هـ ، دارالكتاب العربى.
4. عبدالله بن سبا، علامه عسكرى، ج 3، ص 209، مترجمان: محمدصادق نجمى و هاشم هریسى، چ اول، انتشارات مجمع علمى اسلامى.
5. همان.
6. تاریخ اسلام، دكتر على اكبر فیاض، ص 140، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ نهم، بهار 1378.
7. محمدبن جریر طبرى، تاریخ الرسل و الملوك، چاپ اول، بیروت، دارالكتب العلمیة، 1407ق، ج 2، ص 647 .
8. تاریخ طبرى، ج 3، ص 38.
9. عبدالله بن سبا، علامه سیدمرتضى عسكرى، ج 3 (ترجمه فارسى).
10. طه حسین، الفتنة الكبرى على و نبوه، قاهره، دارالمعارف، ص 98.
11. دكتر على وردى، وعاظ السلاطین، ص 175، بغداد، كلیة الآداب و العلوم، 1954 م.
12. محمد كردعلى، خطط الشام.
13. احمد محمود، نظریة الامامة.
14. دكتر كامل مصطفى شیبى، الصلة بین التصوف و التشیع.
15. غالیان، صفرى فروشانى، ص 79-77.
16. عبدالحسین احمد امینى نجفى، الغدیر فى الكتاب و السنة و الآداب، ج 3، ص 293-290، چاپ سوم، بیروت، دارالكتاب العربى، 1387 ق.
17. كمال الدین و تمام النعمة، محمدبن على‏بن بابویه (شیخ صدوق)، ج 1، ص 289، ح 1، تحقیق على اكبر غفارى، قم، مؤسسة النشر الاسلامى، 1416هـ .
18. فرهنگ لغت معین، ماده كیس.
19. غالیان، صفرى فروشانى، ص 84-83 .
20. تاریخ تحلیلى اسلام، سیدجعفر شهیدى، ص 194، چاپ بیست و یكم، 1376، مركز نشر دانشگاهى تهران.
21. الغیبة - شیخ طوسى ص 192 - ملل و نحل - ابى الفتح محمدبن عبدالكریم‏بن ابى‏بكر احمد شهرستانى ص 147 ج 1 تحقیق محمد سید كیلانى دارالمعرفه - بیروت 1402هـ / 1982م/ - نجم الثاقب - محدث نورى ص 214 چاپ جمكران. چاپ نهم - پائیز 1381.
22. تشیع در مسیر تاریخ، دكتر سید حسین محمد جعفرى، ص 305، ترجمه: دكتر محمدتقى آیت‏اللهى، انتشارات دفتر فرهنگ اسلامى، چاپ نهم، 1378. (به نقل از ابن‏سعد، ج 5، ص 94).
23. ابن اثیر، الكامل فى التاریخ، ج 4، ص 27، چاپ اول، بیروت، دارالكتب العلمیة، 1407 ق.
24. غالیان، صفرى فروشانى، ص 85. (با كمى تغییر).
25. الكامل، ابن اثیر، ج 4، ص 27.
26. ملل و النحل شهرستانى، ج 1، ص 147 و تاریخ شیعه و فرقه‏هاى اسلام، مشكور، ص 57.
27. تشیع در مسیر تاریخ، دكتر جعفرى، ص 306.
28. ماهیت قیام مختاربن ابى‏عبیده ثقفى، سید ابوفاضل رضوى اردكانى، ص 190، قم، مركز مطالعات و تحقیقات دفتر تبلیغات اسلامى حوزه علمیه قم.
29. الكامل، ابن اثیر، ج 4، ص 111.
30. تاریخ تشیع در ایران، رسول جعفریان، ج 1، ص 135، انتشارات انصاریان، چاپ اول، 1375. (به نقل از انساب الاشراف، بلاذرى، ج 3، ص 289)
31. فرق الشیعة، ابومحمد حسن‏بن موسى نوبختى، ص 44، تعلیق سیدمحمد صادق بحرالعلوم، چاپ چهارم، نجف، مكتبة الحیدریه، 1388 ق.
32. تاریخ شیعه و فرقه‏هاى اسلام، دكتر جواد مشكور، ص 58.
33. المقالات و الفرق، سعدبن عبدالله‏بن ابى‏خلف اشعرى قمى، ص 33، تصحیح محمد جواد مشكور، چاپ دوم، مركز انتشارات علمى و فرهنگى، 1361 ش.
منبع: مجله انتظار، شماره 8 



:: مرتبط با: فرقه‌های انحرافی- مهدویت و فرقه ها ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1387/03/17
زمان : 04:06 ق.ظ
۸۹۸۵متمهدیان و مدعیان مهدویت- قسمت اول
نظرات |

متمهدیان و مدعیان مهدویت- قسمت اول     
۰۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ 
مردمى كه تحت فشار حكومتى ظالم بوده‏اند، به مجرّد نغمه‏اى با عنوان مهدویت، با آن هم‏ساز شده و بدون تحقیق، شتابان مى‏پذیرفتند. در این صورت، مدعى مهدویت، با استفاده ابزارى از نیاز مردم، پى اهداف دنیوى خود حركت مى‏كند.


(نگاهى تاریخى به دعاوى و نسبت‏هاى دروغین مهدویت)


مقدمه
اندیشه مهدویت، از زمان پیامبر(ص) و امامان(ع) تاكنون، همواره در جامعه اسلامى راسخ و پویا بوده است. این واقعیت به گونه‏اى در جامعه اسلامى مشهور شده است كه كسى نمى‏تواند به سادگى منكر آن شود.

متأسفانه این امر در طول تاریخ، دچار آسیب‏هایى، از جمله مدعیان دروغین شده است. همین امر، دستاویزى براى برخى از به اصطلاح روشنفكران وهابى و غیر وهابى شده، تا اصل مهدویت و اعتقاد به مهدى موعود(عج) را زیر سؤال برند.(1) حال این كه این مدعیان با اغراض و انگیزه‏هاى خاصى به وجود آمده‏اند و طبق اعتقاد امامیه، هیچ كدام مورد قبول نیستند.

در طول تاریخ، مدعیان دروغین فراوان بوده‏اند؛ كه از مقام نیابت خاصه، تا مهدویت و از آن فراتر، تا مقام الوهیت را براى خویش ادعا كرده‏اند و هر كدام به اندازه دایره تبلیغ خود، مریدانى به دست آورده‏اند. گرچه ارباب معرفت و تقوا و مؤمنین آگاه، در هر عصرى وجود دارند؛ اما عناصر بى‏حقیقت و شیادان جاه‏طلب و دنیاپرست، در طول تاریخ از عقیده و ایمان مردم نسبت به معبود واقعى، رهبران الهى، شؤون دینى و حقایق آسمانى سوء استفاده كرده و خود را به دروغ داراى مناصب معنوى جلوه داده‏اند و ادعاى كذب نموده‏اند.

اعتقاد به مهدى، یعنى اعتقاد به شخصى كه زمین پر از ظلم و جور شده را پر از عدل و داد مى‏كند. این اعتقاد در روایات نقل شده از شیعه و سنى موجود است. به همین جهت عده‏اى با عوامل و انگیزه‏هاى مختلف، كه به آنها اشاره خواهد شد، در طول تاریخ اسلام، به دروغ ادعاى مهدویت كرده‏اند یا نسبت مهدویت به كسى داده‏اند. اینان در متون اسلامى، به نام متمهدیان یا مدعیان دروغین مهدویت، نامیده شده‏اند.(2)

از نظر شیعه، مهدى از آل‏محمد(ص) و از فرزندان امام حسین(ع) یعنى نهمین نسل از اوست و فرزند امام حسن عسكرى(ع)، كه در نیمه شعبان سال 255 ق. به دنیا آمده است؛ او زنده است و ظهور خواهد كرد.

البته خود دعاوى مهدویت، از مسائلى است كه ثابت مى‏كند داستان مهدویت و ظهور یك مصلح غیبى، از موضوعات مسلمى بوده كه عموم مسلمانان بدان اعتراف داشته‏اند. از این روست كه عده‏اى در طول تاریخ خود را به عنوان مهدى موعود معرفى مى‏كرده‏اند. این خود از دلایل روشن اصالت مهدویت است؛ چرا كه اگر اصالت نداشت، هرگز تقلبى آن یافت نمى‏شد؛ چون همواره نسخه تقلبى را مى‏سازند، تا به جاى نسخه اصل جا بزنند. مثلاً 5000 ریالى یا 10000 ریالى تقلبى وجود دارد؛ ولى هرگز 7000 ریالى تقلبى نبوده؛ چون هر چیزى كه اصالت و واقعیت ندارد، تقلبى آن مفهوم ندارد.(3)

از این رو باید مدعیان دروغین و نسبت‏هاى دروغى كه به امام زمان یا غیر او داده شده، بیان شود و براى پیشگیرى از فریب خوردن مردم، علاوه بر توصیف حضرت ولى عصر(عج) به اسم و رسم خود و پدرانش و خصوصیات شكل و اندامش، نشانه‏هایى هم براى ظهور آن حضرت ذكر شود؛ تا عده‏اى با اغراض متفاوت مدعى این امر مهم نشوند.
فریب جلوه سالوسیان مخور، كاین قوم                                 
امیدشان به خدا نه، به سیم و زر بسته است

به رغم داعیه‏داران غیب و كشف و شهود  خُمى كه مخزن سِرِّ خداست، سربسته است(4)
هدف نگارنده این پژوهش، اثبات اصالت و حقانیت مهدویت از نگاه امامیه است. بر همین اساس، به معرفى متمهدیان و مدعیان مهدویت مى‏پردازیم؛ تا ضمن برداشتن گامى مؤثر در راستاى آن هدف، چهره منجى واقعى، كه بشر از روزگاران كهن در انتظار اوست، شناخته شود. آنچه این نوشتار در صدد بیان آن مى‏باشد، چند امر است:

اول: قائم همان مهدى(عج) است.
دوم: او آخرین حلقه از معصومین(ع) است.
سوم: فرزند امام حسن عسكرى(ع) است.
چهارم: خروج او بعد از دو غیبت صغرا و كبرا مى‏باشد.
این مطالب با صراحت در روایات ائمه(ع) پیش از امام صادق(ع) نقل شده است.(5)
پنجم: هیچ یك از نشانه‏هاى ظهور امام مهدى(عج) در زمان حیات افراد مدعى مهدویت رخ نداده است.(6)
ششم: همگى این افراد از دنیا رفته‏اند.(7)
هفتم: هیچ یك از ایشان در آخرالزمان به سر نبرده‏اند؛ در حالى كه فرا رسیدن آخرالزمان، شرط ظهور امام مهدى(عج) است.(8)
هشتم: هیچ كس ندیده كه آنان زمین را پر از عدل و داد كنند؛ چنان كه از ستم و جور پر شده باشد.(9)


انگیزه‏هاى مدعیان:
اصولاً اعتقاد به ابر مرد نجات دهنده بشر، عقیده‏اى دیرین است. ملت‏هاى مظلوم و اقوام ستمدیده، كه توان انتقام‏جویى و تلافى مظالم ستمكاران را نداشتند، در ضمیر ناخود آگاه خود، همواره یك رهاننده و نجات دهنده را مى‏جستند؛ تا روزى به پاخیزد و ظالمان و بیدادگران را از میان بردارد و جهان را پر از عدل و داد كند.

هر قوم و ملتى كه بیشتر تحت فشار ظلم و ستم قرار گیرد، عقیده به مهدى و نجات دهنده در وى راسختر مى‏گردد.

كسانى كه با این انگیزه ادعاى مهدویت نموده‏اند، شاید قصد سوئى هم نداشته‏اند؛ بلكه مى‏خواستند به این وسیله از ستمكاران انتقام گیرند و اوضاع ملت خویش را اصلاح نمایند.
مشكل این گروه این است كه صبر و تحمل ندارند، تا مهدى حقیقى ظهور كند؛ از این رو دنبال منجى مى‏گردند و عده‏اى هم از این مسئله استفاده مى‏كنند و با كمك دیگران، براى رسیدن به هدف خود، مدعى مهدویت مى‏شوند؛ مثل گروه‏ها و فرقه‏هایى كه در شمال آفریقا به وجود آمدند؛ كه به تفصیل هر كدام را معرفى خواهیم كرد.

گاهى برخى از عوام هم از روى دشمنى، به رویارویى اسلام برخواسته و با ایجاد هرج و مرج و سوء استفاده از اوضاع پریشان، تكیه بر كرسى ریاست زده‏اند. اینان گاهى آلت دست استعمارگران خارجى و عامل اجراى اهداف شوم آنها مى‏شوند و ضمن خوش خدمتى به آنها، خودشان هم با جمع كردن مریدانى، با اعتقادات خاص، مدعى مهدویت و الوهیت مى‏شوند؛ مانند بابیه، بهائیه و قادیانیه. این گروه با سیاست گام به گام، ابتدا ادعاى بابیت از ناحیه مهدى حقیقى كرده و بعد از این كه مریدانى به دست آورده‏اند، ادعاى مهدویت را مطرح و گسترش داده‏اند.

برخى به هواى ریاست، از طریق سوء استفاده از احادیث مربوط به مهدى موعود(عج) و تحریف آنها و فریب دادن افراد ساده لوح، مدعى مهدویت و مقام امامت شده و از جهل عوام و نادانى مردم ظاهربین و بى‏بصیرت، براى جاه‏طلبى و دنیاپرستى خود و رسیدن به هدف عادى و دنیوى خود، از عقاید پاك و بى‏آلایش مردم بهره‏بردارى نموده‏اند و باعث تفرقه، جدایى و انحراف مردم از اسلام شده‏اند، مانند فرقه كیسانیه.

گروهى هم كه درست مطالب مهدویت براى آنها هضم نشده، به سوى عده‏ایى مى‏رفتند كه حتى خودشان هم ادعاى مهدویت نداشته‏اند و از این ادعا بیزارى مى‏جستند؛ ولى با همه این اوصاف، گروهى از روى نادانى، به خاطر شدت گرفتارى یا با انگیزه غلو و شاید هم با عجله، مى‏گفتند او امام مهدى مى‏باشد؛ مثل فرقه سبائیه و برخى فرقه‏هاى دیگر، كه هر امام شیعى، در زندگى یا مرگ، از نظر یكى از فرقه‏هاى شیعى مهدى تلقى گردید و در مورد مرگ او گفته‏اند كه دوباره باز خواهد گشت.

در مجموع، علل ادعاى دروغین مهدویت را مى‏شود در چهار عنوان بیان كرد:

الف) سوء استفاده از شرایط به وجود آمده در عصر خفقان؛
مردمى كه تحت فشار حكومتى ظالم بوده‏اند، به مجرّد نغمه‏اى با عنوان مهدویت، با آن هم‏ساز شده و بدون تحقیق، شتابان مى‏پذیرفتند. در این صورت، مدعى مهدویت، با استفاده ابزارى از نیاز مردم، پى اهداف دنیوى خود حركت مى‏كند.
ب) كسب پیروزى بر دشمنان؛
گروهى هم با سعى و تلاش و ایجاد امید به پیروزى در پیروان خود و تقویت روحیه آنان و تكیه بر روایاتى كه مى‏گوید: مهدى جهان را از عدل و داد پر مى‏كند، مدعى این مقام مهم مى‏شدند.

ج) كسب منافع مادى؛
عده‏اى با ادعاى مهدویت، در پى جمع‏آورى اموال مسلمین از بیت‏المال بودند.

د) پشتیبانى برخى قدرتها از چنین ادعاهایى؛
حكومتها مدعى مى‏شدند كه او مهدى است؛ آن وقت مهدى دروغین را مى‏كشتند و اعلام مى‏كردند كه مهدى از بین رفته و رفع نگرانى شده و دیگر خطرى حكومت را تهدید نمى‏كند.(10)

حال با توجه به عوامل و انگیزه‏هاى یاد شده، در این پژوهش، گروه‏ها یا فرقه‏هایى كه مهدویت را به دروغ به یك امام یا غیر امام نسبت داده‏اند؛ یا خود مدعى مهدویت شده‏اند را نقد و بررسى مى‏كنیم. این گروه‏ها را با توجه به ترتیب زمانى، به دو بخش تقسیم مى‏كنیم.

بخش اول، فرقه‏ها یا گروه‏هایى كه قبل از امامت حضرت ولى عصر(عج) مدعى مهدویت شده‏اند؛
بخش دوم، مدعیان و متمهدیان بعد از امامت حضرت ولى عصر(عج)؛

گرچه هر كدام از این گروه‏ها به تفصیل در كتب ادیان و مذاهب یا كتابهاى رجالى و تاریخى مورد بررسى قرار گرفته‏اند؛ ولى به صورت دسته‏بندى شده و یكجا مورد ارزیابى قرار نگرفته‏اند. در این نوشته، این فرقه‏ها با توجه به نگاه تاریخى دسته بندى و مورد بررسى قرار گرفته است.

ان شاءا... با معرفى این مدعیان فریبكار و فرقه‏هاى دروغین مهدویت، مهدى موعود(عج) اصلى شناخته شود و سره از ناسره تفكیك شده و امامیه از تهمتها و افتراها مبرا گردد.

پی نوشت ها:
1. اصول مذهب‏الشیعة الامامیة الاثنى عشریة عرضٌ و نقدٌ، دكتر قفارى، انتشارات دارالرضا، سه جلدى، جلد 2، ص 1123 - 999.
2. تاریخ عصر غیبت، مسعود پور سید آقایى و دیگران، ص 406، چاپ اول، 1379، انتشارات حضور، قم.
3. او خواهد آمد، على‏اكبر مهدى‏پور، ص 139، ویرایش دوم، چاپ دهم، پاییز 1379، انتشارات رسالت.
4. سیماى مهدى موعود(عج) در آیینه شعر فارسى، استاد محمدعلى مجاهدى، ص 256، چاپ اول، انتشارات جمكران، زمستان 1380.
5. این روایات در كتاب منتخب الأثر فى الامام الثانى عشر، تألیف آیت‏ا... لطف‏ا... صافى گلپایگانى، فصل اول، باب 4، ص 97، تحت عنوان «الائمة اثنا عشر اولهم على(ع) و آخرهم المهدى(ع)» و باب 5، ص 103، تحت عنوان «والائمة اثناعشر و آخرهم مهدى» آمده است. (انتشارات معصومیه، چاپ دوم، 1421 ق).
6. در انتظار ققنوس، سیدثامر العمیدى، ترجمه و تحقیق مهدى على‏زاده، ص 216، انتشارات مؤسسه امام خمینى(ره)، چاپ اول، زمستان 1379.
7. همان.
8. همان.
9. مهدى منتظر در اندیشه اسلامى، سید ثامر العمیدى، ترجمه محمدباقر محبوب القلوب ص 331، چاپ دهم 1380 پائیز، انتشارات جمكران.
10. غالیان، نعمت‏ا... صفرى فروشانى، ص 227-226 (با كمى تغییر)، انتشارات بنیاد پژوهش‏هاى اسلامى، آستان قدس رضوى، چاپ اول، 1378.

تبیان
 
 



:: مرتبط با: فرقه‌های انحرافی- مهدویت و فرقه ها ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1387/03/17
زمان : 04:06 ق.ظ
 

 




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic