۸۸۹۹منتظران‌ برترین‌ مردم‌ همة‌ روزگاران‌
نظرات |

منتظران‌ برترین‌ مردم‌ همة‌ روزگاران‌     
۰۷ بهمن ۱۳۸۳ 
در فضیلت‌ انتظار و منتظران‌ بسیار خوانده‌ و شنیده‌اید، اما آیا هیچ‌ فكر كرده‌اید كه‌ چرا در فرهنگ‌ شیعه‌ چنین‌ فضایلی‌ را برای‌ منتظران‌؛ یعنی‌ كسانی‌ كه‌ در زمان‌ غیبت‌ با باور به‌ وجود امام‌ دوازدهم‌، ظهور او را انتظار می‌كشند، برشمرده‌اند؟


روایت‌ زیر كه‌ از امام‌ چهارم‌ شیعیان‌، حضرت‌ سجاد(ع‌) نقل‌ شده‌ به‌ این‌ پرسش‌ پاسخ‌ می‌دهد:
... ثفمّ تَمتَدّف الغَیبَةف بفوَلفیّف اللهف ـ عَزَّوَجَلَّ ـ الثّانفیَ عَشَرَ مفن‌ أوصیاءف رَسفولف اللهف ـ صلَّی‌اللهف عَلَیهف وَ آلفهف ـ والائمةف بَعدفهف. یا ابا خالد! إنّ اَهلَ زَمانف غَیبَتفهف، القائلینَ بإمامَتفهف والمفنتَظفرینَ لفظفهفورفهف أفضَلف مفن‌ أهلف كلّف زَمانف؛ ءلانَّاللهَ ـ تَبارَكَ و تَعالی‌ ـ أعطاهفم‌ مفنَ العفقفولف وَالافهامف وَالمَعرففَةف ما صارَت‌ بفهف الغَیبَةف عفندَهفم‌ بفمَنزَلَةف المفشاهَدَةف؛ وَجَعَلَهفم‌ ففی‌ ذلفكَ الزَّمانف بفمَنزَلَةف الفمجاهفدینَ بَینَ یَدَی‌ رَسفولفاللهف ـ صَلَّی‌اللهف عَلَیهف وَ آلفهف ـ بفالسَّیفف. أفولئكَ الفمخلَصفونَ حَقّاً وَ شفیعَتفنا صفدقاً والدّفعاةف إلی‌ دفینفاللهف ـ عَزَّوَجَلّ ـ سفرّاً وَ جَهراً. و قالَ علیّف بن‌ الحفسَینف ـ عَلَیهفماالسَّلامف ـ : إنتفظارف الفَرَجف مفن‌ أعظَمف الفَرَجف . 1
... غیبت‌ دوازدهمین‌ ولی‌ خداوند ـ صاحب‌ عزت‌ و جلال‌ ـ از سلسله‌ جانشینان‌ رسول‌ خدا ـ كه‌ درود خدا بر او و خاندانش‌ باد ـ و امامان‌ بعد از او، به‌ درازا می‌كشد. ای‌ اباخالد! آن‌ گروه‌ از مردم‌ كه‌ در زمان‌ غیبت‌ او امامتش‌ را پذیرفته‌ و منتظر ظهور اویند برترین‌ مردم‌ همة‌ زمان‌ها هستند؛ زیرا خداوند ـ كه‌ گرامی‌ و بلند مرتبه‌ است‌ ـ چنان‌ خفرَد، درك‌ و شناختی‌ به‌ آنها ارزانی‌ داشته‌ كه‌ غیبت‌ ] و عدم‌ حضور امام‌ [ برای‌ آنها همانند مشاهده‌ ] و حضور امام‌ [ است‌. خداوند مردم‌ این‌ زمان‌ را به‌ مانند كسانی‌ قرار داده‌ كه‌ با شمشیر در پیشگاه‌ رسول‌ خدا ـ كه‌ درود خدا بر او و خاندانش‌ باد ـ جهاد می‌كنند. آنها مخلصان‌ واقعی‌، شیعیان‌ راستین‌ ما و دعوت‌كنندگان‌ به‌ سوی‌ دین‌ خدا در پنهان‌ و آشكار هستند. آنگاه‌ ] امام‌ [ علی‌بن‌الحسین‌ ـ كه‌ بر او درود باد ـ فرمود: انتظار فرج‌ (گشایش‌) از بزرگترین‌ گشایش‌هاست‌.
آری‌، همه‌ فضیلت‌ انتظار به‌ این‌ است‌ كه‌ منتظر حجابی‌ میان‌ خود و امامش‌ احساس‌ نكند و او را همواره‌ حاضر و ناظر ببیند. و قطعاً كسی‌ كه‌ اینگونه‌ بود تلاش‌ می‌كند در هر كجا و به‌ هر كاری‌ كه‌ مشغول‌ است‌ به‌ گونه‌ای‌ عمل‌ كند كه‌ خشنودی‌ امامش‌ را به‌ خود جلب‌ و ناخشنودی‌ او را از خود دور سازد.

پی‌نوشت‌ :
1 . الصدوق‌، ابوجعفر، محمدبن‌ علی‌بن‌الحسین‌ بن‌ بابویه‌ (شیخ‌ صدوق‌)، كمال‌الدین‌ و تمام‌النعمة‌، ج‌1، ص‌320؛ المجلسی‌، محمدباقر، بحارالانوار، ج‌52، ص‌122، ح‌4.


 

ماهنامه موعود شماره‌ 34



:: مرتبط با: انتظار ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1387/03/16
زمان : 01:06 ق.ظ
۸۸۹۸انتظار فرج و امید به آینده در آموزه هاى اسلامى
نظرات |

انتظار فرج و امید به آینده در آموزه هاى اسلامى     

ابراهیم شفیعى‏سروستانى

اشاره :
انتظار ظهور امام مهدى(ع) یا به تعبیر دیگر انتظار فرج آل محمد(ع) در آموزه‏هاى دین اسلام از اهمیت و جایگاه بسزایى برخوردار است، اما این مفهوم خود مصداقى از مفهوم عام »انتظار فرج« یا امید به آینده است كه در روایات اسلامى بر آن تأكید فراوانى شده است.
مكتب اسلام با هدف زنده نگهداشتن روحیه تلاش و پشتكار در فرد و جامعه اسلامى بر امیدوارى نسبت به آینده و انتظار فرا رسیدن گشایش از سوى خدا سفارش بسیارى كرده و مؤمنان را از هرگونه یأس و ناامیدى برحذر داشته است.
در این مقاله تلاش شده كه با بررسى مفهوم عام و خاص انتظار و امید به آینده ریشه‏هاى فطرى این مفهوم و نقش سازنده آن در فرد و اجتماع را روشن سازد.

1. مفهوم و جایگاه انتظار
»انتظار«، یعنى »چشمداشتن« و »چشم به راه بودن«1. چشمداشت یك تحول، چشمداشت یك رویداد خوب، چشمداشت یك گشایش،... یاچشم به راه یك آینده مطلوب، چشم به راه یك عزیز سفر كرده، چشم به راه یك دستگیر، چشم به راه یك منجى و... به این معنا انتظار مفهومى است كه با نهاد همه انسانها عجین شده است و مى‏توان گفت كه همه انسانها به نوعى منتظرند.
به بیان دیگر انتظار یا امید به آینده همزاد انسان است و اگر امید به آینده را از او بگیرند، سرنوشتى جز سكون، ركود، مرگ و تباهى نخواهد داشت، از همین روست كه در كلام نورانى پیامبر گرامى اسلام(ص) آمده است:
الأمل رحمة لأمتى و لولا الأمل ما أرضعت والدة ولدها و لاغرس غارس شجراً.2
امید براى امت من مایه رحمت است و اگر امید نبود هیچ مادرى فرزندش را شیر نمى‏داد و هیچ باغبانى درختى نمى‏كاشت.
همچنین حكایت شده است كه:
روزى عیسى (ع) نشسته بود و پیرمردى با بیل زمینى را شیار مى‏كرد، عیسى فرمود: بار خدایا! امید (آرزو) را از او برگیر. آن پیر در دم بیل را به كنارى انداخت و دراز كشید. ساعتى گذشت و عیسى گفت: بار خدایا! امید را به او بازگردان؛ بى‏درنگ آن پیر برخاست و شروع به كاركرد.3
لحظه لحظه زندگى انسان با امید همراه است و او هر دوره از عمر خود را به امید رسیدن به دوره بعدى پشت سر مى‏گذارد. كودكى كه تازه به دبستان پاگذاشته به امید رفتن به كلاس بالاتر و پشت سر گذاشتن دوران آموزش ابتدایى درس مى‏خواند و تلاش مى‏كند. همین كودك دوران راهنمایى را با امید رسیدن به دوران دبیرستان سپرى مى‏كند و دوران دبیرستان را با این امید كه روزى به دانشگاه راه یابد پشت سر مى‏گذارد. وقتى همین كودك دیروز و جوان امروز وارد دانشگاه مى‏شود امیدهاى تازه به او توش و توان مى‏دهد و به زندگى او معنا مى‏بخشد؛ امید رسیدن به جایگاه مطلوب اجتماعى، تشكیل خانواده، داشتن فرزند و... . پس از تشكیل خانواده و به دنیا آمدن فرزندان، همه امیدها و آرزوهاى انسان متوجه پیشرفت و ارتقاى فرزندانش مى‏شود و به این ترتیب حكایت پایان‏ناپذیر امید به آینده، تا آستانه مرگ، انسان را همراهى مى‏كند.
ناگفته نماند كه این امید به آینده و انتظار تحقق فرداى بهتر، خود ریشه در یك ویژگى فطرى دارد و آن كمال‏جویى انسان است. انسان همواره طالب رسیدن به مراتب بالاتر و دست یافتن به قله‏هاى پیشرفت و ترقى است و این در همه انسانها با تفاوتهایى در سطح كمال موردنظر و تلاش و جدیتى كه براى رسیدن به كمال مطلوب صورت مى‏گیرد، وجود دارد.
در هر حال، انتظار و چشم به راه آینده بودن شعله‏اى است در وجود انسان كه هر چه فروزان‏تر و پرفروغ‏تر باشد تحرك و پویایى او نیز بیشتر خواهد بود و برعكس هر چه این شعله به سردى و خاموشى بگراید؛ تلاش و فعالیت انسان نیز كاستى مى‏پذیرد تا آنجا كه او تبدیل به موجودى سرد، بى‏روح، بى‏نشاط، گوشه‏گیر و بى‏تحرك مى‏شود و این همان حالتى است كه در روانشناسى به »افسردگى« تعبیر مى‏كنند. حالتى كه شدت و ضعف و زمینه‏هاى به وجود آمدن آنها در افراد مختلف متفاوت است، اما عامل آن در هر حال چیزى جز خشكیدن نهال امید در وجود انسان نیست.
با توجه به اهمیت و نقش اساسى امید به آینده و انتظار فرج در زندگى انسانها مكتب اسلام تلاش نموده است با تقویت این روحیه، تلاش و سرزندگى جوامع اسلامى و مسلمانان را به نهایت درجه خود رسانده و آنها را در هر زمان پویا و پایدار نگهدارد.
به نظر مى‏رسد امید به آینده و انتظار فرج به دو معنا در آموزه‏هاى دین اسلام به كار رفته است:
1. انتظار به معناى عام؛ در این معنا مكتب اسلام تلاش كرده است كه از یك‏سو با فضیلت بخشیدن به »انتظار گشایش« و امید به آینده و از سوى دیگر با نكوهش یأس، ناامیدى، دلسردى و دلمردگى، روحیه تلاش و تكاپوى سازنده را در افراد جامعه‏اسلامى زنده نگهدارد و از ایجاد حالت یأس و ناامیدى در زندگى شخصى مسلمانان جلوگیرى كند.
اهتمام اسلام به این معناى عام از انتظار و امید به آینده تا بدان حد بوده كه از یك سو امید به فرا رسیدن گشایش از سوى خداوند در زمره برترین اعمال برشمرده شده و از سوى دیگر یأس و ناامیدى از رحمت خداوند از جمله گناهان كبیره به شمار آمده است.
شاید بتوان گفت بسیارى از روایاتى كه در آنها به فضیلت »انتظار فرج« به‏طور كلى و بدون ذكر متعلق فرج اشاره شده، به اصل تقویت روحیه امید به آینده و مقابله با حالت ناامیدى و بدبینى نسبت به آینده نظر داشته‏اند، كه از آن جمله مى‏توان به این روایات اشاره كرد:
1-1. از رسول گرامى اسلام(ص) نقل شده است كه:
من رضى عن اللَّه بالقلیل من الرزق رضى اللَّه عنه بالقلیل من‏العمل و انتظار الفرج عبادة.4
هر كس نسبت به رزق كمى كه خداوند به او داده خشنود باشد، خداوند نیز نسبت به عمل كمى كه او انجام مى‏دهد خشنود مى‏گردد و انتظار گشایش عبادت است.
1-2. امام على(ع) در بخشى از روایت مفصلى كه در آن به چهارصد مورد از امورى كه براى صلاح دین و دنیاى مؤمن شایسته است، اشاره مى‏كنند؛ پس از توصیه به طلب رزق در بین طلوع فجر و طلوع شمس مى‏فرمایند:
انتظروا الفرج، ولا تیأسوا من روح اللَّه، فإن أحبّ الأعمال إلى اللَّه عزّوجلّ انتظار الفرج.5
در انتظار گشایش باشید و از رحمت خداوند ناامید نشوید؛ زیرا دوست‏داشتنى‏ترین كارها نزد خداوند انتظار گشایش است.
1-3. آن حضرت در بخش دیگرى از روایت یاد شده پس از اشاره به این مطلب كه ناشكیبایى در هنگام بروز ناگواریها موجب از بین رفتن اجر انسان مى‏شود، مى‏فرماید:
... أفضل اعمال المرء انتظار فرج اللَّه عزّوجلّ6.
برترین كارهاى انسان، انتظار گشایش از سوى خداست.
1-4. امام صادق(ع) نیز در ضمن سفارشهاى خود به ابوحنیفه مى‏فرمایند:
... و أفضل الأعمال انتظار الفرج من اللَّه.
برترین كارها انتظار گشایش از خداست.
 
2. انتظار به معناى خاص:
در این معنا، انتظار گشایش و امید به آینده از حالت امرى محدود، سطحى و فردى خارج شده و تبدیل به امرى گسترده، عمیق و اجتماعى مى‏گردد.
در توضیح این مطلب باید گفت: تعالیم ادیان الهى و به‏ویژه دین مبین اسلام، دقیقاً بر گرایشهاى درونى انسانها تكیه دارد و اهداف و برنامه‏هاى آنها براساس همین گرایشهاى درونى و ویژگیهاى فطرى سامان یافته است و در این میان نقش دین تنها جهت دهى، توسعه و تعمیق این گرایشهاست.
در موضوع مورد بحث نیز دین مبین اسلام با توجه به اینكه امید به آینده و انتظار یك گرایش فطرى و جوهره زندگى انسانهاست تلاش نموده كه این گرایش را از یك‏سو توسعه و از دیگر سو تعمیق بخشد.
به این بیان كه دین اسلام به همه انسانها مى‏گوید: اولاً، شما فقط منتظر بهبود وضع زندگى خود و اطرافیانتان نباشید و تنها سعادت نزدیكان خود را طلب نكنید، بلكه این انتظار را نسبت به همه افراد جامعه گسترش دهید و چشم‏انتظار روزى باشید كه رفاه، سعادت، عدالت و معنویت نه تنها در شهر و دیار شما بلكه در همه جهان گسترده شود.
ثانیاً، انتظار شما نباید تنها متوجه امور ظاهرى، سطحى و محدود زندگى گردد. شما باید انتظارتان را تعمیق بخشید و چشم به راه آینده‏اى باشید كه حقیقت مطلق، عدالت مطلق و معنویت مطلق در جهان حاكم شود.
در این معنا، انتظار تنها به ظهور مردى تعلق مى‏گیرد كه اگر بیاید نهایت خوبیها براى همه انسانها در سراسر جهان فراهم خواهد شد. این انتظار به همان اندازه فضیلت و برترى دارد كه تحقق متعلق آن.
نگاهى اجمالى به روایاتى كه در فضیلت انتظار ظهور امام عصر(ع) وارد شده‏اند ما را به سطح ارزش این انتظار واقف مى‏سازد:
2-1. امام سجاد(ع) منتظران را برترین مردم همه روزگاران برمى‏شمارند:
... إنّ أهل زمان غیبته القائلون بإمامته المنتظرون لظهوره أفضل من كلّ أهل زمان.8
آن گروه از مردم عصر غیبتف امام دوازدهم كه امامت او را پذیرفته و منتظر ظهور او هستند برترین مردم همه روزگاران هستند.
2-2. امام صادق(ع) در فضیلت انتظار به معناى دوم مى‏فرماید:
المنتظر لأمرنا كالمتشحّط بدمه فى سبیل‏اللَّه.9
كسى كه در انتظار تحقق امر ما (برقرارى حكومت اهل بیت(ع)) باشد همانند كسى است كه در راه خدا به خون خود غلتیده است.
2-3. آن حضرت در روایت دیگرى منتظران ظهور را از زمره »دوستان خدا« برمى‏شمارند:
طوبى لشیعة قائمنا المنتظرین لظهوره فى غیبته و المطیعین له فى ظهوره أولئك أولیاءاللَّه الذین لاخوف علیهم ولا هم یحزنون.
خوشا به حال شیعیان قائم ما كه در زمان غیبتش منتظر ظهور او هستند و در هنگام ظهورش فرمانبردار او. آنان دوستان خدا هستند، همانها كه نه ترس به دل راه مى‏دهند و نه اندوهگین مى‏شوند.
2-4. امام صادق(ع) در بیانى دیگر منتظران ظهور را با شهیدشدگان در پیشگاه رسول خدا(ص) برابر دانسته، مى‏فرمایند:
من مات منكم و هو منتظر لهذا الأمر كمن هو مع القائم فى فسطاطه. قال: ثمّ مكث هنیئة، ثمّ قال: لا بل كمن قارع معه بسیفه. ثمّ قال: لا واللَّه كمن استشهد مع رسول‏اللَّه، صلّى‏اللَّه علیه و آله.11
هر كس از شما بمیرد در حالى كه منتظر این امر باشد همانند كسى است كه با حضرت قائم(ع) در خیمه‏اش بوده باشد. سپس حضرت چند لحظه‏اى درنگ كرده، آنگاه فرمود: نه، بلكه مانند كسى است كه در خدمت آن حضرت شمشیر بزند. سپس فرمود: نه، به خدا همچون كسى است كه در پیشگاه رسول خدا(ص) شهید شده باشد.

3. نقش سازنده انتظار
براى درك درست نقش سازنده انتظار و امید به آینده در فرد و جامعه لازم است كه اركان و پایه‏هاى اساسى آن را بررسى كنیم.
هر كس با مراجعه به خود و بررسى مصادیق مختلف انتظار درمى‏یابد كه این مفهوم سه پایه اساسى دارد:
1. ناخوشنودى از وضع موجود یا قانع نبودن به آن؛
2. امید و باور به آینده مطلوب؛
3. تلاش در جهت تحقق آینده مطلوب.
بدون تردید، انتظار، چه در معناى عام و چه در معناى خاص آن، زمانى فعلیت مى‏یابد كه سه ركن یاد شده محقق شود. كسى كه هیچ احساس ناخوشایندى نسبت به وضع موجود خود و شرایطى كه در آن به‏سر مى‏برد ندارد، یا آینده روشنى پیش روى خود نمى‏بیند و از باور درستى نسبت به امكان تغییر شرایط موجود برخوردار نیست، یا هیچ تلاشى در راه تحقق آینده‏اى كه آن را مطلوب مى‏داند و رسیدن به هدفى كه چشم‏انتظار رسیدن آن است، نمى‏كند، هرگز نمى‏تواند در زمره منتظران باشد.
حال اگر بخواهیم با توجه به سه ركن اساسى انتظار، به تحلیل مفهومى انتظار ظهور امام مهدى(ع) بپردازیم و مشخص كنیم كه چه زمانى مى‏توان فردى را واقعاً منتظر ظهور دانست، باید به سه نكته اساسى اشاره كنیم:
1. آگاهى نسبت به شرایط موجود و معرفت نسبت به شرایط عصر موعود؛
2. باور به تحقق وعده الهى در مورد آینده جهان و حاكمیت نهایى دین خدا بر سراسر زمین؛
3. حركت و تلاش در راه زمینه‏سازى و یا تحقق جامعه موعود.
نخستین شرط انتظار این است كه انسان به آن حد از آگاهى و شناخت برسد كه بفهمد وضع موجود جهان و مناسبات حاكم بر آن به هیچ‏وجه خشنود كننده نیست و شرایطى كه در آن زندگى مى‏كند تناسبى با عظمت وجودى انسان و شأن او ندارد. این شناخت تنها در صورتى حاصل مى‏شود كه آدمى ابتدا شرایط موجود جامعه خود و شرایط جامعه موعود را به درستى بشناسد و آنگاه به مقایسه آنها پرداخته و به داورى بنشیند كه واقعاً كدامیك از این شرایط، شایسته مقام انسان به عنوان اشرف مخلوقات است.
شرط دوم باور به سعادتمند شدن جهان و رستگارى بشر در پایان تاریخ است. باور به این حقیقت كه جهان بالاخره طعم خوش حقیقت، عدالت و معنویت را خواهد چشید و ریشه هر چه دروغ، ستم، فساد و تباهى است از زمین بركنده خواهد شد.
بدون تردید تحقق شرایط یاد شده مستلزم تلاش فراگیر فردى و اجتماعى در حوزه‏هاى مختلف فرهنگى، اجتماعى، اقتصادى، سیاسى و نظامى است. تلاشى كه اگر به واقع محقق شود، فرد و جامعه مصداق روایاتى خواهند شد كه در آنها منتظران ظهور را با یاوران امام مهدى(ع) و حاضران در صحنه‏هاى نبرد عصر ظهور مقایسه كرده و اجر و ثواب و شأن و مرتبه آنها را یكسان دانسته‏اند.
كلام خود را با ذكر روایتى از امام صادق(ع) به پایان مى‏بریم؛ روایتى كه با تأمل در آن مى‏توان همه بایسته‏هاى انتظار فرج را دریافت:
إفنَّ لَنا دَولَةً یَجفیى‏ءف اللَّهف بفها إفذا شاءَ. ثفمَّ قالَ: مَن سَرَّهف أَن یَكفونَ مفن أَصحابف القائفمف فَلیَنتَظفر وَلیَعمَل بفالوَرَعف وَ مَحاسفنف الأخلاقف، وَ هفوَ مفنتَظفرٌ، فَإفن ماتَ وَ قامَ القائفمف بَعدَهف كانَ لَهف مفنَ الأَجرف مفثلف أَجرف مَن أَدرَكَهف، فَجفدّفوا وَانتَظفرفوا، هَنفیئاً لَكفم أَیَّتفهَا العفصابَةف المَرحفومَةف.12
براى ما دولتى است كه هر زمان خداوند بخواهد، آن را محقق مى‏سازد. و آنگاه [امام] فرمود: هر كس دوست مى‏دارد از یاران حضرت قائم، باشد باید كه منتظر باشد و در این حال به پرهیزكارى و اخلاق نیكو رفتار نماید، در حالى كه منتظر است، پس چنانچه بمیرد و پس از مردنش قائم، به پا خیزد، پاداش او همچون پاداش كسى خواهد بود كه آن حضرت را درك كرده است، پس كوشش كنید و در انتظار بمانید، گوارا باد بر شما [این پاداش] اى گروه مشمول رحمت خداوند!

پى‏نوشتها:
1 . ر.ك: دهخدا، على‏اكبر، لغتنامه، ذیل كلمه »انتظار«؛ معین، محمد، فرهنگ فارسى ذیل كلمه »انتظار«.
2 . المجلسى، محمدباقر، بحارالانوار، ج77، ص173، ح8.
3 . تنبیه‏الخواطر، ج1، ص272. به نقل از: محمدى رى‏شهرى، محمد، میزان‏الحكمة، ترجمه حمیدرضا شیخى، ج1، ص184، ح675.
4 . المجلسى، محمدباقر، همان، ج52، ص122، ح3.
5 . همان، ج10، ص94.
6 . همان، ص99.
7 . همان، ج75، ص208، ح77.
8 . همان، ج52، ص122، ح4.
9 . الصدوق، محمدبن على بن‏الحسین، كمال‏الدین و تمام‏النعمة، ج2، ص645، ج6.
10. همان، ص357، ح52.
11. المجلسى، محمدباقر، همان، ص126، ح18.
12. النعمانى، محمدبن ابراهیم‏بن جعفر، كتاب الغیبة، ص200، ج16؛ المجلسى، محمدباقر، بحارالانوار، ج52، ص140، ح50.


موعود شماره 38



:: مرتبط با: انتظار ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1387/03/16
زمان : 01:06 ق.ظ
۸۸۹۷مقدمه اى بر آثار تربیتى و روان شناختى انتظار
نظرات |

مقدمه اى بر آثار تربیتى و روان شناختى انتظار     

دكتر شرفى

اشاره :
انتظار در مكتب اسلام، تنها یك رویكرد عاطفى نیست؛ بلكه رویكردهاى معرفتى، اجتماعى، اخلاقى و فردى را نیز شامل مى شود. از این روى مى توان، انتظار را همچون منشورى دانست كه داراى تجلیات گوناگونى است.
در رویكرد معرفتى به مسئله انتظار، مى توان آثار تربیتى و روان شناختى این پدیده را با نگاهى جدید، مورد بررسى قرار داد؛ البته در اینجا، تربیت به معناى گسترده آن مورد نظر است كه شامل مقوله هاى اخلاقى نیز مى شود و در بعد روان شناختى نیز، آثار كاركردى آن بیشتر مورد تأكید قرار مى گیرد.
در نوشتار حاضر، به عناوینى مانند گسترش امیدهاى واقعى، پویایى معطوف به هدف، استقرار وحدت و همبستگى، مراقبت دایمى و سلامت اخلاقى جامعه پرداخته ایم.
یادكرد این نكته لازم است كه این نوشتار تنها پیش درآمدى بر این مبحث است و امیدواریم كه در آینده بتوانیم به صورتى گسترده تر و عمیق تر و فراتر از یك مقاله بدان بپردازیم.

1. گسترش امیدهاى واقعى
امید، محرك انسان براى رویارویى با آینده است. برخى آن را انگیزه و برخى دیگر، آن را نیاز آدمى مى دانند؛ به عقیده مزلو1، یكى از روانشناسان مكتب كمال:
انگیزه آدمى، نیازهاى مشترك و فطرى است كه در سلسله مراتبى از نیرومندترین تا ضعیف ترین نیاز، قرار مى گیرد.2
براى توضیح مطلب مى توان گفت كه آدمى، پیوسته و در پى انجام هركارى، به دنبال غایت و مقصودى مشخص بوده و قبل از اقدام به آن نیز، نیازمند انگیزه اى براى آغاز عمل است.
بر این اساس، انسان براى تداوم زندگى و تحمل دشواریهاى آن، نیازمند انگیزه اى نیرومند است كه در پدیده »امید به آینده« تجلّى مى یابد؛ آینده اى كه به مراتب، عالى تر، زیباتر و بهتر از امروز باشد؛ این مسئله، به ویژه براى جوانان، داراى اهمیت بیشترى است؛ زیرا آنان در پرتو »امید به فردایى بهتر« مى توانند به نیروى فراوان خود و شور و نشاط بى پایان شان جهت و معنا بخشند.
البته این مقوله در میان مكاتب دینى و غیر دینى، داراى جایگاه، منزلت و تفسیرهاى گوناگونى است؛ اعتقاد پیروان ادیان به امدادهاى غیبى و عنایات عام و خاص الهى، به گونه اى منطقى، متضمن پیامدهایى همچون امید به آینده و به تعبیرى دیگر، فرج بعد از شدت مى شود. در حالى كه در مكاتب مادى و بینشهاى سكولاریستى جایى براى »امدادهاى غیبى« وجود ندارد. حتى در میان پیروان ادیان، نیز این مسئله، داراى جلوه هاى گوناگونى است. از جمله در چند سال پیش، پاپ، رهبر كاتولیكهاى جهان، در اولین كتابى كه از او با عنوان عبور از آستانه امید منتشر گردید، به صراحت، ناامیدى خود را از وضعیت اخلاقى و اعتقادى عصر حاضر به ویژه جوانان، اظهار نمود. در اظهارات پاپ، نشانه هایى از امید به آینده به چشم نمى خورد. حتى در میان برخى اندیشمندان و متفكران غربى نیز بعضاً مسئله »امید« همچون پدیده اى دور از دسترس و بیهوده تلقى مى شود. به عنوان مثال، برتراند راسل3 در گفتارى با عنوان »جهان پر تلاطم« مى نویسد:
من در لحظه تاریك (ژوئیه 1961) به نوشتن مشغولم و نمى دانم نژاد بشر آنقدر دوام مى كند كه نوشته من منتشر یا در صورت انتشار، قرائت شود یا نه.4
در مقابل این رویكرد یأس آور و منفى به آینده كه در بیشتر مكاتب موجود مشاهده مى شود، اندیشه ها و رویكردهاى امیدوارانه و مثبت گرایى نیز وجود دارد كه از مهم ترین آنها مى توان به اعتقاد مذهب شیعه در زمینه انتظار امام عصر (ع) اشاره نمود كه نه تنها انتظار فرج آن حضرت، پدیده اى معنادار، منطقى و معقول است، بلكه چنین انتظارى، در زمره بزرگترین گشایشها، تلقى مى شود5. براى توضیح مطلب، اشاره مى كنیم كه امیدها دوگونه اند: امیدهاى واهى و امیدهاى واقعى. امیدهاى واهى، بیشتر شامل نوعى ایده آلها، آرمانها و آرزوهاى گمشده است كه انسان با حاضر كردن آنها در ذهن و درون خویش، به نوعى آرامش خاطر دست مى یابد كه در صورت تداوم و تقویت آنها، خود به خود زمینه جدا شدن از مسائل و رویدادهاى واقعى زندگى و در نتیجه احساس بیگانگى با واقعیات، براى شخص فراهم مى گردد.
در مباحث روانشناسى تربیتى، این نوع مواجهه با مسائل، رفتارهاى دفاعى نام دارد. از ویژگیهاى اینگونه رفتارها، این است كه در كوتاه مدت، به شخص، آرامش و امنیت مى بخشد ولى در دراز مدت، موجب ناسازگارى با اطرافیان و دنیاى خارج مى شود.
امیدهاى واقعى نقطه مقابل امیدهاى واهى است؛ امیدهایى كه داراى پایه و اساسى منطقى و استوارند و ریشه در اعتقادات و باورهاى دینى و ارزشهاى مبتنى بر وحى الهى دارند و مانند اینها به ظهور حضرت مهدى(ع) و شرایطى كه آن حضرت با حكومت خویش فراهم مى آورند كه در اینجا به دو نمونه از این شرایط اشاره مى كنیم:
امام حسن مجتبى(ع) از پدر بزرگوارشان نقل مى فرمایند:
در دولت مهدى(ع)، درندگان، سازش مى كنند؛ زمین، نباتات خود را خارج مى كند؛ آسمان، بركاتش را فرو مى فرستد؛ گنجهاى نهفته در دل زمین براى او آشكار مى شود و بین مشرق و مغرب را مالك مى شود و خوشا به حال كسى كه آن روزگار مسعود را درك كند و دستوراتش را با گوش جان بشنود.6
از امام باقر (ع) نیز روایت شده است كه فرمودند:
هنگامى كه قائم ما(ع) قیام كند، دست شریفش را بر سر بندگان گذارد و خردهاى آنها را گرد آورد و رشدهاى آنها را كامل گرداند.7
از این دو عبارت چنین برداشت مى شود كه انتظار امام عصر(ع)، موجب گسترش و توسعه امیدهاى واقعى در شیعیان و پیروان آن حضرت مى شود؛ امیدهایى كه منتظرانش، هرگز در حقیقت و اصالت آنها، تردیدى به خود راه نمى دهند؛ زیرا چنین امیدهایى از متن باورهاى دین، رویش كرده و برخاسته از اعتقاد اصیل و استوار شیعه است.
حال، چنانچه از بعد روانشناختى به مسئله بنگریم، نقش امید را در سلامت روانى، تعیین كننده و محورى خواهیم یافت.
دوآن شولتس8 مى نویسد:
سلامت روانى، پیش نگر است، نه پس نگر، دورنما، چیزى است كه شخص امیدوار است بشود نه آنچه پیش تر روى داده است و دگرگونى پذیر نیست.9
او مى افزاید:
من، نگاهى را كه به آینده مى نگرد و بر هدفها، آمال و رؤیاهاى درازمدت تمركز مى یابد، خوشایند مى یابم. البته پیش بینى و برنامه ریزى و تلاش براى آینده، از ماندن در رویدادهاى گذشته، سالم تر به نظر مى رسد.10
كانت، طرح مسئله امید را از ویژگیهاى هوشمندى آدمى تلقى مى كند و مى نویسد:
براى هر كس كه متنبه و هوشیار باشد و در كار دنیا و حال خود بنگرد، سه سؤال پیش مى آید:
نخست، چه مى توانم بدانم؟
دوم اینكه، چه باید بكنم؟
سوم اینكه، چه امید و انتظارى مى توانم داشته باشم؟11
آلپورت،12 یكى از صاحب نظران علم شخصیت معتقد است:
[اشخاص برخوردار از سلامت روان] فعالانه در پى هدفها و امیدها و رؤیاهاى خویشتند، و رهنمون زندگى شان، معناجویى و ایثار و حسن تعهد است. تعقیب هدف، هیچ گاه پایان نمى پذیرد. اگر هدفى را باید كنار گذاشت، باید بیدرنگ انگیزه نوینى آفرید. افراد سالم به آینده مى اندیشند و در آینده زندگى مى كنند.13
رویكرد »آینده گرا« با ویژگى »سلامت روان« از نسبت معقول و منطقى برخوردار است.
چنین نسبتى را در بیان ویكتور فرانكل14 به روشنى مى یابیم:
شخصیتهاى سالم، ویژگیهاى دیگرى هم دارند؛ به آینده مى نگرند و به هدفها و وظایف آتى توجه مى كنند. در واقع به چنین هدفهایى نیاز دارند. این ویژگى انسان است كه تنها با نگرش به آینده مى تواند زندگى كند.15
او در ادامه نظریاتش مى افزاید:
بدون اعتقاد به آینده، »محمل معنوى« زندگى از میان مى رود و روح و جسم به سرعت محكوم به فنا مى گردد. باید براى ادامه زندگى دلیلى داشت؛ در راه هدفى آتى كوشید، وگرنه زندگى معناى خود را از دست مى دهد.16
به نظر »فرانكل«، اعتقاد به آینده، هم عامل معنا داشتن زندگى و هم عامل تداوم و استمرار آن است. چنین تعبیرى، یك نقطه اوج در میان نظریات روانشناسان در این زمینه است.
انتظار در مكتب شیعه، علاوه بر اینكه، نوعى امید به آینده است، چشم به راه یك رویداد بزرگ و تحول عمیق، بودن است؛ چرا كه طى شدن فاصله میان غیبت و ظهور یك پدیده عادى نیست؛ بلكه حادثه اى به وسعت همه تاریخ بشر است. براى تجسم عظمت آن، اشاره به این نكته كافى است كه امام مهدى(ع)، تبلور همه آرمانها و آرزوهاى محقق نشده انسان در طول قرون و اعصار گذشته تا كنون است.
بر این اساس، فرداى ظهور، فردایى است روشن تر و بهتر از امروز؛ زیرا همه اختلافها و خصومتها كه ناشى از محدودیت اندیشه و نارسایى عقل بشر است، از میان برمى خیزد و در پرتو شكوفایى خرد، جاى خود را به عطوفت، رحمت و مناسبات صمیمانه مى بخشد.
با تكیه بر این مبانى، دیگر، افسردگى در میان پیروان مكتب انتظار جایى ندارد. در غیر این صورت آدمى، دلیلى براى بهتر بودن فردا ندارد؛ بنابراین بیشتر در معرض افسردگى و ناامیدى قرار مى گیرد. اهمیت این مطلب، زمانى روشن تر مى شود كه بدانیم افسردگى، به عنوان بیمارى قرن، شایع ترین و دشوارترین اختلالى است كه انسان معاصر با آن مواجه بوده و به شدت از عوارض آن رنج برده است؛ چرا كه رشته هاى امید خود را بریده و گسیخته مى بیند.

2. پویایى معطوف به هدف
زندگى، زمانى با معنا است كه جوهر حركت در آن باشد و به تعبیر دیگر، انسانى كه پویا و فعال و پر تحرك است، معنایى براى بودن خویشتن مى یابد؛ زیرا مى تواند خود را از سطح ركود و روزمرگى، به مرحله پویایى برساند.
وقتى فرد، به وضعیت موجود راضى نیست و در صدد تحقق شرایط بهترى تلاش مى كند، به این معنا است كه خود نیز نقشى در آن ایفا مى كند و تماشاگر نیست؛ بلكه ایفاگر وظیفه اى خاص است.
دوآن شولتس، در توصیف چنین حالتى مى نویسد:
چیزى كه به زندگى شور و هیجان مى بخشد تعقیب است نه تسخیر، راه است نه مقصد، تلاش است نه كامیابى.17
پویایى از دو منظر قابل بررسى است؛ نخست اینكه انسان پویا به نفى هرگونه بى تفاوتى برمى خیزد و همین امر، زمینه ساز نوآورى، خلاقیت و جست وجوى همیشگى امور بدیع است و تأثیر آن نیز رضایت نسبى آدمى از خویشتن و زندگى است؛ زیرا بخشى از آثار وجودى خویش را شاهد بوده و آنها را باور دارد. دیگر اینكه هرگونه تحرك و پویایى نیز داراى چنین آثارى نخواهد بود؛ زیرا حركت بدون هدف، عقیم و داشتن هدف بدون حركت نیز بى معنا است. از این روى پویایى معطوف به هدف، موردنظر است؛ زیرا شامل هر دو مؤلفّه است.
بنابراین، براساس این مقدمات مى توان گفت كه انتظار امام عصر (ع)، در منتظرانش، شامل هر دو مؤلفّه »پویایى« و »معطوف به هدف بودن« است؛ زیرا منتظر به جامعه اى مى اندیشد كه تمامى وعده هاى انبیا و اولیا در آن به وقوع خواهد پیوست و از این روى تلاش مى كند تا به میزان توانایى و درك مسئولیت خویش، در ساختن چنین جامعه اى سهیم باشد. از سوى دیگر، او مى داند كه براى چه تلاش مى كند؛ انگیزه اى آشكار، منطقى، معقول و قابل دفاع دارد؛ بنابراین تمامى تلاشهاى او، معطوف به هدفى والا به نام »انتظار ظهور« مى شود و این هدفى معنادار و ارزشمند است.
تجلى اینگونه تلاشها را در فرمایش امام صادق(ع) مى بینیم:
هركس دوست دارد از یاران حضرت قائم(ع) باشد، باید در انتظار او باشد، به نیكویى و پرهیزكارى رفتار نماید؛ پس اگر او به این حال، پیش از قیام او از دنیا برود، پاداش یاران مهدى را خواهد گرفت؛ بنابراین بكوشید و جدیت كنید و چشم به راه باشید كه بر شما گوارا باد.18
برخى از روانشناسان مكتب كمال، نظیر »ویكتور فرانكل«، معتقدند در وجود انسان، تواناییهایى نهفته است كه جز در موقعیتهاى خاص، بروز و ظهور نمى یابند؛ موقعیتهایى نظیر برخورد با سختیها و تنگناها كه آدمى را به پویایى و تحرك وا مى دارد و همین خودانگیزیها، عامل تحقق خویشتن و خود شكوفایى است. رویكردهاى او كه برگرفته از دوران سخت اسارت در بازداشتگاههاى مخوف آلمان نازى است، با زیبایى هر چه تمامتر در كتاب انسان در جست وجوى معنا به تصویر كشیده شده است.19
حضرت على (ع) نیز در نهج البلاغه به این مطلب اشاره دارد:
... و كأنّى بقائلكم یقول: »إذا كان هذا قوت ابن أبى طالب فقد قعد به الضّعف عن قتال الأقران و منازلة الشّجعان« ألا و إنّ الشّجرة البرّیّة أصلب عوداً و الرّواتع الخضرة أرقّ جلوداً و النّابتات العذیة أقوى وقوداً و أبطأ خموداً...20
... گویا مى شنوم كه شخصى از شما مى گوید: »اگر غذاى فرزند ابوطالب همین است، پس سستى او را فرا گرفته و از نبرد با هماوردان و شجاعان بازمانده است«. آگاه باشید! درختان بیابانى، چوبشان سخت تر، و درختان كناره جویبار پوستشان نازك تر است. درختان بیابانى كه با باران سیراب مى شوند آتش چوبشان شعله ورتر و پردوام تر است...1
در یك جمع بندى، آثار تربیتى انتظار پویا و معطوف به هدف، عبارتند از:
الف) به جریان افتادن نیروهاى نهفته و سرمایه هاى راكد انسان در پرتو دوران سخت انتظار؛
ب) پالایش درون و به مرحله خلوص رسیدن به جهت طولانى شدن دوران غیبت؛
ج) معنا یافتن زندگى در پرتو پویایى معطوف به هدف، با نگاه تطبیقى به زندگى بدون هدف و فرجام آن كه تهى شدن از درون و روزمرگى است؛
د) رشد قدرت تحمل در برابر ناملایمات و تنگناها به جهت قداست و عظمت هدف كه در انتظار حضرت معنا مى یابد؛
ه’ ) فراتر رفتن از مرز انسان متعادل و رسیدن به مرحله انسان متعالى؛
و) رها شدن از سطح و مرحله رنجهاى حقیر مادى و گام نهادن در وادى رنجهاى تحمل عظیم معنوى و دغدغه هاى بزرگ انسانى، همچون رنج انتظارى راستین و طولانى و چشم دوختن به دروازه هاى روشن ظهور.

3. استقرار وحدت و همبستگى
چنانچه، انتظار را به عنوان یك آرمان بنگریم، در جنبه هاى فردى و اجتماعى نیز داراى آثارى خواهد بود. نخست از لحاظ فردى، موجب تمركز افكار و نیروهاى آدمى مى شود؛ زیرا همه آنها، ناظر به یك هدف؛ یعنى انتظار ظهور هستند و این امر به نوبه خود، موجب وحدت شخصیت او مى گردد. در مقابل، مى توان به پراكنده بودن و متفرق بودن تلاشهاى انسان اشاره نمود كه هیچ نتیجه اى در پى نخواهد داشت. این معنا در قرآن كریم چنین آمده است:
هر آینه سعى و كوشش شما پراكنده است.21
آلپورت در بیان چنین رابطه اى مى نویسد:
تلاش براى آینده، به كل شخصیت آدمى، یگانگى و یكپارچگى مى بخشد... به عبارت دیگر، مى توان با كوشش براى دست یافتن به مقاصد و رسیدن به هدفها، جنبه هاى شخصیت را یكپارچه ساخت و جامعیت بخشید.22
وحدت شخصیت، از هرز رفتن تواناییها و قابلیتها، جلوگیرى مى كند و زمینه رشد و ظهور قدرتى شگرف و فوق العاده را فراهم مى كند؛ زیرا چنین وحدتى در درون آدمى، تضادهاى درونى را از میان برمى دارد؛ همان تضادهایى كه برخى انسانها را پیوسته رنج داده، توانشان را به شدت مى كاهد. در اینجا به نقل مطلبى از »كارن هورناى«23 مى پردازیم. او یكى از روانكاوان هم عصر ما است. وى با تألیف معروف ترین اثرش به نام تضادهاى درونى ما معتقد است كه بیشترین عامل اثرگذار بر سلامت روانى اشخاص را باید در پدیده تضادهاى درونى آنان جست وجو نمود و چنانچه آنان بتوانند به گونه اى بر این تضادها فائق آیند، دیگر موجبى براى اختلال در سلامت روانى آنان وجود نخواهد داشت.24 وى همچنین به بیان حكایتى از فلسفه و حكمت خاور دور مى پردازد:
مریدى از پیرو مرشد خود پرسید: اى حكیم، به من بگو این چه نیرویى است؟ و این چه قدرتى است كه در پنجه شیر نهفته است؟
پیر جواب داد: نیروى وحدت با خود. اخلاص و صمیمیت چنین نیرویى ایجاد مى كند. در حقیقت، استفاده از تمام نیروهاى معنوى یك دل و یك جهت.25
از بعد اجتماعى نیز، وحدت قابل تأمل است. وجود هدف مشترك در یك ملت یا جامعه، موجب نوعى پیوند، دلبستگى و وحدت میان معتقدان به آن هدف مى شود. در میان جامعه اى كه بزرگ ترین آرمانش، ظهور امام عصر(ع) است، نوعى همدلى، همنوایى و هم اندیشى پدید مى آید. چنین هدفى از چند جهت از هدفهاى دیگر متمایز است:
1. این هدف چون در واژه »انتظار«، معنا مى یابد، داراى قداست ویژه اى است و هیچ هدف دیگرى در معنویت و قداست به پایه آن نمى رسد؛ چرا كه این یك انتظار معمولى نیست، بلكه طولانى ترین انتظار براى ظهور كامل ترین انسان عصر است.
2. چنین هدفى كه با مسئله امامت و رهبرى حضرت ولى عصر(ع) در عصر ظهور ایشان، ارتباط مى یابد، از لحاظ مراتب ارزشى، در اوج اهداف و آرمانهاى یك جامعه قرار مى گیرد؛ زیرا هیچ موضوع دیگرى به سان این امر، به حیات و بقاى جامعه، بستگى پیدا نمى كند؛ چه، آن كه:
به یمن وجود اوست كه به خلق، روزى مى رسد و زمین و آسمان به وجودش برقرار است و به واسطه او خدا زمین را پر از عدل و داد مى كند پس از آن كه پر از بیداد و ستم شده باشد.26
وقتى از جایگاه امام (ع) در برپایى جامعه اى مبتنى بر عدالت، سخن به میان آید، بى مناسبت نخواهد بود كه تا اندازه اى چنین جایگاهى، روشن شود.

4. مراقبت دایمى
یكى از پیامدهاى طبیعى و منطقى انتظار، احساس حضور است. منتظر واقعى، با اعتقاد به این كه اعمالش، پیوسته در منظر آن عزیز واقع مى شود، نسبت میان خود و آن حضرت را در احساس حضور، متجلى مى بیند و هر جا كه باشد، گویى خود را در خیمه آن حضرت و گوش به فرمان ایشان، احساس مى كند و لازمه انتظار حقیقى را، تلاش براى جلب رضایت ایشان مى داند؛ بنابراین براى تحقق این مهم، نه تنها، عمل به واجبات و ترك محرمات را وجهه همت خویش قرار مى دهد، بلكه از هر غفلتى نیز پرهیز مى كند؛ همانگونه كه استغفار خواص، استغفار از گناه نبوده و نیست بلكه آنان هر غفلتى از یاد خدا و انس با محبوب را براى خود گناهى بزرگ مى شمردند و از آن استغفار مى كردند.
منتظر، به یارى معرفت خویش، امام(ع) را در غیبت، همچون خورشید پشت ابر دانسته، و او را ناظر بر حالات و نیّات خود مى داند و چیزى را از دیدگان آن حضرت مخفى نمى پندارد و در چنین موقعیتى است كه احساس حضور معنا پیدا مى كند.
براى استناد به كلام معصومین(ع) به ذكر دو نمونه بسنده مى كنیم:
امام على (ع) در پاسخ به پرسش یكى از مؤمنان درباره حدود آگاهى و میزان اشراف امام، فرمودند:
هیچ مؤمنى در شرق و غرب زمین از ما غایب نیست.27
و امام عصر(ع) در بخشى از توقیع مباركشان به شیخ مفید(ره) فرمودند:
ما بر آنچه بر شما مى گذرد، احاطه علمى داریم و هیچ یك از خبرهاى شما از ما پوشیده نیست... ما نسبت به رعایت حال شما اهمال نمى كنیم و یاد كردن شما را فراموش نمى كنیم.28
او همان بزرگوارى است كه در زیارت روز جمعه اش مى خوانیم:
السلام علیك یا عین اللَّه فى خلقه.29
سلام بر تو اى چشم خدا در میان آفریدگانش.
بنابراین با تكیه بر این مبانى، مى توان نتیجه گرفت كه آن حضرت بر اوضاع و احوال بندگان خدا آگاه است.
حال باید دید كه احساس حضور از جهات تربیتى چه اثراتى دارد؟
یقین داشتن به این مطلب كه هیچ یك از اعمال ظاهرى و نیّات باطنى ما از چشمان با نفوذ آن حضرت مخفى نمى ماند، در مرحله اول، منجر به مراقبت دایمى اخلاقى خواهد شد؛ زیرا میان »انتظار« و »عمل مورد پذیرش منتظر«، تلازم منطقى وجود دارد و در غیر این صورت »انتظار« امرى بى معنا خواهد بود.
منتظر، پیوسته مراقب مجموعه گفتارها و رفتارهایش خواهد بود تا موردى بر خلاف رضاى محبوبش، از او صادر نشود. و این مسئله در حقیقت، به پالایش درونى و صفاى باطنى خواهد انجامید؛ به گونه اى كه در پرتو چنین مراقبه اى، قابلیت ارتقا مى یابد و این امر، خود به خود به تحقق یك هدف اخلاقى منجر مى شود. این هدف، ناظر به این است كه عامل نظارت و كنترل فرد، باید قبل از هر چیز، جنبه درونى داشته باشد، نه جنبه بیرونى. و این وضعیت درونى كه همیشه پایدار و مستمر است، رفتار فرد را درجهت اهداف معینى، جهت مى بخشد. در حقیقت باید بگوییم، انضباط اخلاقى و خویشتن دارى، چنانچه متكى بر عوامل و پایه هاى درونى باشد، از استمرار، دوام، عمق و اخلاص ویژه اى برخوردار خواهد بود و در صورتى كه بر پایه ها و عوامل بیرونى، استوار باشد، از برخى آفات عمل همچون تظاهر، ریا و گسیختگى و انقطاع عمل، مصون نخواهد ماند. از این روى در صورتى كه بتوانیم وابستگى فرد را به عوامل خارجى كاهش داده، یا آن را قطع كنیم و آن را فقط وابسته به ارزش عمل، رضاى حق و تأیید امام عصر(ع) بدانیم، یك هدف مهم در تربیت اخلاقى، تحقق یافته است. و ثمره آن، منتظرانى هستند كه در نیّت و عمل، خالص بوده، هرگز لحظه اى از وارسى اعمال خویش غفلت نمى كنند.
در خبر آمده است:
از بزرگى پرسیدند: نفیس ترین چیزى كه به آسمان بالا رود چیست؟ گفت: اخلاص، پرسیدند: نفیس ترین چیزى كه از آسمان به زمین فرود مى آید چیست؟ گفت: توفیق.
انسانهاى تربیت شده و الهى، مى دانند كه شرط جوانمردى آن است كه بدانند وقتى بر سر سفره روزى و نعمت الهى مى نشینند، روزى خوار نعمتهایى هستند كه خداوند براى آنان به یمن وجود مبارك امام عصر(ع) مقدر فرموده است؛ زیرا معتقدند:
و بیمنه رزق الورى و بوجوده ثبتت الأرض و السّماء.
و به بركت (وجود) او به خلق روزى مى رسد و به ذات وجودش زمین و آسمان بر جاى خود مى باشند.30
بنابراین چنین افرادى، هرگز به فكرشان خطور نمى كند كه عملى بر خلاف رضاى آن حضرت كه رضاى خدا است، انجام دهند آنها دایم در حال مراقبه، مشارطه و محاسبه نفس خویش اند و داراى همان شخصیتى هستند كه مورد قبول آن بزرگوار است. و اگر مقام و مرتبه منتظر از این مراتب نیز فراتر رفت و به منزلت اولیاى خدا رسید، در آن مرحله، حتى از اندیشه و فكر گناه نیز پرهیز مى كند كه نیك مى داند: استمرار و تداوم اندیشه گناه، مقدمه عمل به گناه است.

5. سلامت اخلاقى جامعه
از جهات تربیتى و اخلاقى فرد سالم، زمینه ساز جامعه سالم و جامعه سالم، عامل تداوم و بقاى فرد سالم است و این دو در تعامل با یكدیگرند. بنابراین نو


پى نوشت ها :
× این مقاله برگرفته از مجموعه سخنرانیهاى گفتمان سوم مهدویت است كه به همت »مؤسسه فرهنگى انتظار نور« تهیه و عرضه شده است.
.Abraham Harold ,Maslow. 8091(1 - 0791(
2 . دوآنشولتس، روانشناسى كمال، ترجمه گیتى خوشدل، ص115.
Bertrand Arthur William Russel. 2781(3 - 9691(
4 . برتراند راسل، آیا بشر آینده اى هم دارد؟، ترجمه م منصور، ص238.
5 . ر.ك: على اكبر مهدى پور، چهل حدیث غیبت، ص 50؛ بحارالانوار، ج52 ، ص122، ح4.
6 . بحارالانوار، ج52 ، ص 280.
7 . همان، ج 52، ص 328.
Doan Shults. 8
9و10. روانشناسى كمال، ترجمه گیتى خوشدل، ص43.
10. محمدعلى فروغى، سیر حكمت در اروپا، ج 2، ص 253.
8981(11.Gordon Willard Allport - 7691(
12. روانشناسى كمال، ص 25.
13.Victor Frankle
14. همان، ص 210.
15. همان، ص 210 و 211.
16. همان، ص 44.
17. بحارالانوار، ج52، ص 140، ح 50؛ نعمانى، الغیبة، ص200، ح 16.
18. ویكتور فرانكل، انسان در جست وجوى معنا، ترجمه دكترمیلانى.
19. نهج البلاغه، صبحى صالح، ص 418.
20. نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتى، نامه 45، ص 554.
21. سوره لیل (92) آیه 4.
22. روانشناسى كمال، ص 19 و 20.
5881(23.Karen Horney - 2591(
24. ترجمه محمد جعفر مصفّا، ص 29.
25. همان، ص 139.
26. مفاتیح الجنان، (نشر فیض)، ص128.
27. سید محمد بنى هاشمى، معرفت امام عصر(ع)، ص300.
28. طبرسى، احتجاج، ج2، ص495.
29. مفاتیح الجنان، بخشى از زیارت حضرت امام زمان(ع) در روز جمعه.
30. مفاتیح الجنان، بخشى از دعاى عدیله
31. سید محمد بنى هاشمى، معرفت امام عصر(ع)، ص 310.
32. شیخ حرّ عاملى وسائل الشیعه، ج 15، ص 247، ح 20410.
33. همان، ص 248، ح20411.
34. همان، ج 27، ص131، ح 33401.
35. همان، ج 16، ص134، ح21173.

موعود شماره سى وهشت 



:: مرتبط با: انتظار ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1387/03/16
زمان : 01:06 ق.ظ
۸۸۹۶نیم نگاهی به انتظار در آینه روایات
نظرات |

نیم نگاهی به انتظار در آینه روایات     

روایات بسیاری وارد شده كه با انتظار ،‌نصرت و یاری امام (ع) حاصل می شود ، از جمله در «نورالابصار» از حضرت صادق (علیه السلام)روایت شده است كه فرمود :
«هر كس از شما بمیرد در حالی كه انتظار ظهور حضرت قائم (ع)‌را داشته باشد ، مانند كسی است كه با آن حضرت و در خیمه ایشان باشد .
آنگاه اندكی ساكت شد و سپس فرمود : مانند كسی است كه در ركاب او جهاد كند.

 

پس از آن فرمود: نه ، والله ، بلكه مانند كسی است كه در ركاب رسول اكرم (صل الله علیه و اله) شهید شده باشد .»1
و نیز روایت دیگری در «نورالابصار » از ابی حمزه نقل شده كه گفت : به حضرت صادق (صل الله علیه و اله) عرض كردم : فدایت شوم ، پیرو ناتوان شده ام ،‌و اجلم نزدیك شده است و میترسم پیش از وقوع امر فرج شما بمیرم .
«فرمود : ای ابا حمزه !هر كس كه ایمان داشته باشد و گفتار ما را تصدیق كند ، و منتظر فرج ما باشد ، مانند كسی است كه در زیر پرچم حضرت قائم (علیه السلام) شهید شده باشد ، بلكه ثواب كسی را دارد كه در ركاب حضرت رسول (صل الله علیه و اله) شهید شده باشد .»2

و در روایت دیگری از آن حضرت نقل شده كه فرمود:
« هر كدام از شما كه در حال انتظار فرج از دنیا رود، حق تعالی از بسیاری از شهیدان بدر و احد افضل است .»3

و از این روایات استفاده می شود كه : خداوند به واسطة انتظار ،‌اجر و ثواب مجاهدین و شهدای در ركاب حضرت قائم (علیه السلام)‌را مرحمت می فرماید ، و منتظرین فرج را در زمره یاوران ایشان محشور می فرماید .

و در فصل سوم در بیان معنای انتظار روشن می شود كه هر گاه حقیقت انتظار در كسی حاصل شود ، با همان انتظارش در حقیقت نصرت و یاری امام (علیه السلام) نموده است .

ذكر روایاتی در سایر فضیلت های انتظار

در این جابه برخی دیگر از فضائل انتظار ، و بیان وجوب انتظار و آن كه انتظار از لوازم حقیقیة ایمان، و از شرایط قبولی اعمال و عبادات است می پردازیم .

در «نورالابصار» از تفسیر «برهان » از مسعده روایت شده كه گفت:

« در محضر مبارك حضرت صادق (علیه السلام)‌بودم كه پیرمرد قد خمیده ای وارد شد، در حالی كه به عصای خود تكیه كرده بود ، پس سلام كرد، و حضرت جواب سلامش را دادند .

آن گاه عرض كرد: یا بن رسول الله !دست خود را بدهید ببوسم؟

آن گاه دست حضرت را بوسید ، و سپس شروع كرد به گریه كردن .

حضرت فرمودند ای پیرمرد !چرا گریه می كنی ؟

عرض كرد:‌فدایت شوم . صد سال است كه عمرم در انتظار قائم شما سپری گشته ، هر ماه جدیدی كه می آید می گویم : در این ماه ظاهر می شود . و هر سالی كه تازه می شود می گویم :‌در این سال واقع می شود ، اكنون پیر و ناتوان شده ام و اجلم فرا رسیده ، و هنوز به مراد دل خود نرسیده ام ، و فرج شما را ندیده ام ،‌چرا گریه نكنم و حال آن كه بعضی از شما را در اطراف زمین پراكنده و بعضی را به ظلم دین كشته می بینم .

پس حضرت صادق (علیه السلام) گریان شدند و فرمودند:«ای پیرمرد !اگر زنده ماندی تا زمانی كه ببینی قائم ما را ، مقام رفیع و بسیار والائی خواهی داشت ، و اگر پیش از ظهور آن حضرت در انتظار او از دنیا رفتی ، پس در روز قیامت در زمرة‌آل محمد(صل الله علیه و اله) محشور خواهی شد.

و آن ها ما هستیم كه امر به تمسك به ما نمو ده ،‌در آن جا كه فرمود:

« انی مخلف فیكم الثقلین ، فتمسكوا بهما لن تضلوا ، كتاب الله و عترتی اهل بیتی »

من در میان شما دو گوهر گرانبها را بر جای می گذارم ، پس به آن دو تمسك كنید كه هیچ گاه گمراه نشوید : كتاب خدا و عترت یعنی خاندانم .»

اما زین العابدین (علیه السلام)‌ به ابی خالد كابلی فرمود:

« ثم تتمد الغیبه بولی الله عشر(علیه السلام) من اوصیا ء رسول الله (صل الله علیه و اله) و الائمه بعده . یا ابا خالد!ان اهل زمان غیبته القائلون بامامته ، المنتظرون لظهوره افضل اهل كل زمان ، لان الله – تعالی ذكره ـ اعطاهم من العقول و الافهام و المعرفه ما صارت به الغیبه عندهم بمنزله المشاهده ،‌وجعلهم فی ذلك الزمان بمنزله المجاهدین بین یدی رسول الله (صل الله علیه و اله) بالسیف ، اولئك المخلصون حقا ،و شیعتنا صدقا ،‌والدعاه الی دین الله سرا و جهرا .»

و قال :« انتظار الفرج من اعظم الفرج »4

« سپس غائب ماندن ولی خدا كه دوازدهمین جانشین رسول خدا (صل الله علیه و اله) و امامان بعد از او می باشد طولانی خواهد گشت .

ای ابو خالد ،‌همانا اهل زمان غیبت او كه امامتش را باور دارند ،ومنتظر ظهور او هستند از مردم همة‌زمانها بهترند ، زیرا كه خداوند تبارك و تعالی آن چنان عقل و شعور و معرفت به آن ها عنایت فرموده كه غیبت نزدآنان مانند حضور و مشاهده است ،و آنان رادر آن زمان به منزلة‌ كسانی قرار داده كه در پیشگاه رسول خدا (صل الله علیه و اله) با شمشیر جهاد كرده اند ،‌آنان حقا مخلص هستند ، و راستی كه شیعیان ما هستند ، ودعوت كنندگان به دین خدای عزوجل در پنهان و آشكار می باشند .»

و فرمود :« انتظار فرج خود از بزرگترین فرجها است .»

درروایت دیگری ابی بصیر گوید : روزی امام جعفر صادق (علیه السلام) فرمودند :

«آیا شما را خبر ندهم به چیزی كه خداوند جزبه آن عملی رااز بندگان قبول نمی كند ؟ گفتم :‌بلی .

فرمود: شهادت به وحدانیت و یكتائی خداوند و رسالت پیامبر اكرم و اقرار به آن چه امر فرموده ، ودوستی مابیزاری از دشمنان ما ، و تسلیم بودن در برابر ما و داشتن ورع و اجتهاد و اطمینان،وانتظار كشیدن برای قیام قائم (علیه السلام) .

آن گاه فرمود : به درستی كه برای ما دولتی است كه خداوند آن را هر وقت كه بخواهد ظاهر می گرداند.

سپس فرمود: هر كس دوست دارد كه از اصحاب قائم (علیه السلام)‌باشد پس هر آینه باید انتظار كشد ،و با ورع و محاسن اخلاق عمل كند در حالی كه انتظار دارد ، پس اگر بمیرد و قائم پس از او خروج كند از برای او اجر كسی است كه آن حضرت را درك كرده است . پس كوشش كنید و انتظار بكشید ، گوارا باد برای شما ای گروهی كه مورد لطف و رحمت خداهستید .»5

در «كافی» است كه ابی جارود به امام محمد باقر (علیه السلام) عرضه داشت:

«یابن رسول الله ؛ هل تعرف مودتی لكم و انقطاعی الیكم و موالاتی ایاكم ؟ قال : فقال : نعم .

قلت: فانی اسئلك مسئله تجیبنی فیهافانی مكفوف البصر ، قلیل المشی و لا یستطیع زیارتكم كل حین .

قال : هات حاجتك.

قلت : اخبرنی بدینك الذی تدین الله عزوجل به : انت و اهل بیتك لادین الله عزوجل به .

قال: ان كنت اقصرت الخطبه قد اعظمت المسئله ، والله لاعطینك دینی و دین آبائی الذی ندین الله و عزوجل به شهاده ان لا اله الا الله و ان محمدارسول الله (صل الله علیه و اله) و الاقرار بما جاء من عند الله و الولایه لولینا و البرائه من عدونا ،و التسلیم لامرنا ،و انتظار قائمنا، و الاجتهاد و الورع .»6
 
ای فرزند رسول خدا! آیا مودت و دلبستگی و پیروی مرا نسبت به خودتان قبول دارید ؟

فرمود :آری

عرضه داشتم : من از شمامطلبی را می پرسم و می خواهم به من پاسخ دهید ، زیرا كه چشم من نابینااست و كمتر راه می روم و نمیتوانم هر وقت بخواهم به دیدار شما بیایم .

فرمود : خواسته ات را بازگوی!

عرض كردم: دینی كه تو و خاندان شما خدای عزوجل رابا آن دینداری میكنید برایم بیان فرما تا خداوند را با آن دینداری كنم؟

حضرت فرمود: گرچه سوال را كوتاه كردی ولی مطلب مهمی پرسیدی ، به خدا قسم ، دینی را كه من و پدرانم خداوند را با آن دینداری می كنیم برایت می گویم :

گواهی دادن به این كه هیچ معبود حقیقی جز خداوند نیست ، و این كه محمد (صل الله علیه و اله) پیامبر خدااست ، و اقرار به آن چه از طرف خداوند آورده ، ودوستی با دوستان ما و بیزاری از دشمنان ما ، وتسلیم بودن به امر ما ، وانتظار قائم ما ، وتلاش و پرهیزكاری می باشد .»

و هم چنین در اخبار بسیاری تصریح شده است كه : انتظار فرج از فضل عبادات نزد خداوند عزوجل است.7


معنای انتظار ، شرایط و آثار و علائم آن

حقیقت انتظار بر حسب مفهوم لفظی آن ضد یاس است ، و مراداز انتظار چیزی ، آن است كه یقین به وقوع آن داشته و چشم به راه آن باشد ، وامیدوار به زمان وقوعش باشد .

كیفیت انتظار فرج حضرت حجت (علیه السلام) در هر زمانی چه قبل از زمان غیبت و چه در حال غیبت ، بر دو قسم است :

قسم اول : انتظار قلبی .
قسم دوم: انتظار بدنی .

قسم اول : انتظار قلبی .
انتظار قلبی دارای درجات سه گانه است :

- درجه اول :آن كه یقین داشته باشد ظهور آن حضرت حق است و واقع خواهد شد و آن وعده‌الهی است كه تخلفی در آن نیست ، و هر قدر هم در تحقق آن تاخیر شود، مایوس و ناامید نگردد و منكر اصل آن نشود.

- درجه دوم :‌آن ظهور را موقت به وقت خاصی نداند كه قبل از آن مایوس از وقوع آن شود.

- درجه سوم : آن كه بر حسب آن چه در روایت است كه :

«توقعوا الفرج صباحا و مساء اً».8
«هر صبح و شام منتظر فرج باشید».

و آن چه در وارد است كه:
«یاتی بغته كالشهاب الئاقب»9

«او هم چون شهاب فروزانی ناگهان خواهد آمد »
و در فقره ای از دعا است :

«انهم یرونه بعیدا و نریه قریبا »10
و امثال این ها ، پس در هر حال و هر زمانی منتظر باشید ،‌یعنی امید وقوع آن را داشته باشید .

 

- درجة اول انتظار
این درجه واجب است و حقیقت ایمان به آن بستگی دارد ، ونبود آن در باطن امر موجب كفروضلالت می شود، اگر چه به حسب ظاهر محكوم به احكام اسلام باشد ، و برای همیشه در آتش با كفار خواهد بود ،‌چون انكار امر امامت است ، هر چند در ظاهر اقرار به توحید و رسالت دارد ، ودلیل بر آن ازآیات و اخبار بسیار زیاد است ، چنانكه به بعضی ازآ‌ن اشاره شد.

و آن چه از آیات وروایات بعد از ملاحظه وعده های الهیه كه در بعضی از آیات قرآن11 داده شده ،‌استفاده می شوداین است كه بر حسب دلیل عقلی ونقلی ،‌كسانی كه شایستگی خلافت و وراثت نبویه و ولایت الهیه را دارند ، منحصرند به دوازده وجود مقدس كه حسب و نسب و اسم و وصف و شخص آن ها از جهت پدری و مادری ، در اخبار متواتر ذكر شده است، و بعد از ملاحظه آن كه آن وعده های الهیه تا كنون ـ برآن وجهی كه درآن آیات و‌آن اخبار است ـ هرگز در هیچ زمانی نسبت به هیچ كدام ازآن دوازده نفر و درحق غیر آن ها وقوع نیافته ، و دین الهی در كل عالم بر همة‌دین ها غلبه پیدا نكرده كه جمیع مردم به آن معترف شده باشند ، و به ملاحظة آن كه امامان معصوم علیهم السلام همگی تا كنون مظلوم واقع شده و ضعیف شمرده شده اند و تمكین و استخلاف و وراثت آن ها در زمین با نبود خوف و ترس برای هیچ یك تحقق نیافته ،پس باید انتظار تحقق آن وعده های الهی رابه وجود حضرت مهدی (علیه السلام) و نیز برای پدران بزرگوارش بعد از رجعت ایشان به این دنیا ،‌چنانچه در اخبار متواتره بر آن تصریح شده، داشته باشد .

و بعد از تامل منصفانه و بدون تعصب و عناد در این آیات اخبار ، واضح و روشن می شود كه انكار و شبهه در امر ظهور و فرج حضرت مهدی ونیز در رجعت پدران گرامیش (علیه السلام) ، انكار و تشكیك در آیات قرآنی و ادله قطعی نقلی است ، و حقیقت كفر و ضلال جز همان انكار امر حق یا تشكیك در آن بعد از وضوح نیست .
درجه دوم انتظار
این درجه نیز واجب است ، لكن بر وجهی كه اگر نباشد موجب فسق است، و آن یاسی است كه حرام است و از آن نهی شده است ، و این حرمت به مقتضای تكذیب و قاتون (كسانی كه وقت برای ظهور تعیین می كنند) است12 .

 

- درجه سوم انتظار
این درجه مقتضای كمال ایمان است و نبود آن موجب نقصان درایمان است ، پس لازمة كمال ایمان مومن آن است كه بر حسب احادیث زیادی كه درآن ها امر فرج را تقریب فرموده اند :‌آن را نزدیك بداند و پیوسته چشم به راه باشد ، وباید حال مومن مانند حال كسی باشد كه خبر آمدن مسافر را به او داده اند، و مسافر او درحال بازگشت است ،و او با این احتمال كه موانع سبب تاخیر در رسیدن او شده ، همه روزه انتظار آمدن آن مسافر را دارد .

بنابراین ؛ باید برای ظهور آن حضرت و نیز ملاقات باایشان ـ‌ به آدابی كه ذكر می شود ـ‌مهیا شود ، همان طور كه انسان از برای مسافر عظیم القدر تهیه می بیند.

 

قسم دوم :‌انتظار بدنی
هر گاه مزرعه ای داشته باشد ، آن را اصلاح كرده و تخم بكارد و آب دهد ، چون احتمال وقوع آفات زمینی و آسمانی می رود ،‌دعا می كند و از خداوند متعال حفظ آن زراعت را از‌آن آفات طلب میكند،‌و با این حال انتظار می كشد كه زمان رسیدن محصول آن فرارسد.

خداوند عالم جل شانه در هر زمان وجود مبارك امام (علیه السلام) را وسیلة بقاء عالم و عطا كردن نعمتعای خود قرار داده است ،‌كه بدون آن نه عالمی باقی می ماند و نه نعمتی عطا می شود و ظهور امر امام (علیه السلام) را ـ‌ كه تصرفات ظاهری داشته باشد ـ‌ وسیله از برای ظهور كامل همة‌نعمتهای ظاهری و باطنی قرار داده است ،‌كه بدون آن در هر قسم از آن نعمتها نقصان پیدا می شود ، و در هر كدام سرور و خوشحالی او مقرون به حزن و غم خواهد شد .

و همان گونه كه در نعمتهای دنیوی خداوند متعال بعضی اسباب را مهیا كرده و آن نعمتها را به وسیلة آن اسباب عطا می فرماید ، چون بذر كاشتن و آب دادن كه وسیلة‌ظاهر شدن حبوبات و میوه جات و گلهای گوناگون است ، هم چنین برای تعجیل در ظهور امام كه وسیله ظهور همه نعمتها است ، اسبابی مقرر فرموده است كه به دست خود بندگان است ، و آن اسباب عبارت از تقوا و اعمال صالحه است ، چنانچه دراین آیة‌شریفه می فرماید:

«ولو ان اهل القری آمنوا و اتقوا لفتحنا علیهم بركات من السماءو الارض »13

و آفت تعجیل در ظهور آن حضرت ، اعمال قبیحه زشت و گناهان بندگان است ، و از همه آنها بدتر افشاء‌كردن اسرار آل محمد علیهم السلام و تقیه نكردن از دشمنان می باشد ، كه خود امر فرج رابه تاخیر می اندازد ، و لذا بندة مومن با توبه از همه گناهان و خطاها از خداوند دفع‌ آفات و اثر آن ها راطلب می كند ، و با این حال انتظار میكشد كه زمان رسیدن محصول یعنی روز ظهور و فرج امام علیه السلام فرارسد ، و این حال با خصوصیات ، انتظار كامل بدنی است كه از لوازم كمال ایمان است .

 

شرایط انتظار
شرایط انتظار یعنی : اموری كه مترتب شدن فضائل انتظار ـ‌ كه ذكر شدـ به آن بستگی دارد ، وهر قدر درآن امور نقصان حاصل شود ، موجب نقصان در فضائل و ثوابهای آن خواهد شد ، از مهمترین آن شرایط ، دو امر است كه دراین مقام ذكر می شود .

 

خلوص نیت ، اولین شرط انتظار
همچنان كه گفتیم انتظار فرج از بهترین و ارزنده ترین عبادات نزد خداوند است ، و شرط صحت و قبولی هر عبادتی اخلاص است و توضیح آن چنین است كه در هر عبادتی انگیزه و محرك آدمی بر انجام آن ممكن است یكی از وجوه زیر باشد .

وجه اول :‌آن كه انگیزه و محرك بر عمل ، اصلاح امور دنیوی باشد ، و آن به دو گونه است :

اول :‌آن كه در عمل قصد ونیت او فقط رسیدن به امر دنیوی باشد ، بدون آن كه درآن رضای الهی را تصور نماید ، واین مانند مزدور و اجرت بگیری است كه قصدش ، گرفتن اجرت است ، و چیز دیگری را هرگز ملاحظه نمی كند .

پس هر گاه در مقام عبادت قصد بنده چنین باشد ، این عبادت به طور كلی از درجه خلوص ساقط است ، و علماءدر چنین حال به بطلان آن حكم می كنند .

دوم :‌آن كه قصد در عبادت رضای الهی است ، و لكن رضای الهی را وسیلخ حصول امر دنیوی قرار میدهد ، یعنی : چون معرفت پیدا نموده كه خداوند عالم این عبادت را دوست دارد ،بجا می آورد كه رضای الهی به آن حاصل شود ، و خداوند به وسیلة آن امر او را اصلاح فرماید .

پس اگر چنانچه در كلیه عبادات، نیت و قصدش همان به دست آوردن امور دنیوی و رسیدن به مقاصد آن باشد كه برگشت همه اش به دنیا است ، مانند ریاست طلبی و راحت طلبی و لذت جویی و امثال این ها ، پس از عبادت ، عبادت شیطانی است ، و چنین شخصی از زمرة اهل اخلاص به طور كلی خارج است.

و لكن اگر این نوع قصد درامور اضطراری باشد ، یعنی در بعضی از حوائج دنیوی چون اداء قرض یا رفع امراض یا رفعپیشانی و امثال این ها به بعضی از عبادتها بر همان وجهی كه دستور داده شده است ، متوسل شود ،‌و نیت اودرآن عبادت ، رضای الهی و‌آن را وسیله‌ امر دنیائی قرار دهد، این كمترین درجه خلوص می باشد ،‌و علماء به صحت این عمل به وجه مزبور حكم فرموده اند .

وجه دوم : آن كه انگیزه عمل او ، محض فوائد اخروی ،‌مانند رسیدن به مقامات عالیه بهشت ، یا نجات از دركات آتش و دوزخ باشد .

گرچه در این مورد نیت و قصد واقعی در عبادت حصول رضای الهی است، و به وسیلة رضای الهی در آن عبادت ، بنده از خداوند جل شانه بهشت یا خلاصی از جهنم را طلب می نماید ،‌ولی با این حال ، خلوص حاصل می شود .

لكن خلوص حقیقی حاصل نمی شود ، زیرا خلوص حقیقی در مقام عبادت آن است كه بنده هیچ منفعتی كه برگشت آن به خودش باشد ـ ولو منافع اخروی ـ‌ در نیت لحاظ نكند ، و حقیقتا جز رضای الهی چیز دیگری در نظرش نباشد وجه سوم :‌آن كه در مقام عبادت قصد واقعی او جز رضای الهی چیز دیگری نباشد ، و این خلوص كامل حقیقی است .

ولكن منافات ندارد كه بنده با این درجه خلوص از كمال رغبت و اشتیاق به نعمتهای الهی در بهشت ، و ترس از عذاب الهی در جهنم داشته باشد ، به واسطه‌ آن كه خلوص او در مقام عبادت و بندگی است كه دراین مقام جز رضای الهی هیچ امر دیگری را ملاحظه نمی كند .

و اما نعمتهای الهی و هم چنین نجات از عذاب او را از جود و عفو او سئوال می نماید ، بدون آن كه هیچ یك از این ها رادر حال عبادت در قصد و نیت خود ملاحظه كرده و به نظر آورد .

چنانكه حال اولیاء الله چنین بوده ، وشرح حال مناجات آنها و فقرات دعاهای آنان قوی ترین شاهدبر این مطلب می باشد .

درجات سه گانه نیت در انتظار و ظهور حضرت مهدی (علیه السلام)

درجه اول :
بعضی از بندگان عمده‌ غرض آن ها در انتظار فرج حضرت صاحب الامر (علیه السلام) اشتیاق به زیادی نعمتهای الهی و وسعت در امور زندگی ،و رفع شدائد و سختیها می باشد كه در دوران ظهور وجود دارد ، و این خود بر دوگون است:

اول :‌آن كه غرض و هدف او مجرد رسیدن به همین جهات مزبوره است ،‌به گونه ای كه اگر چنانچه در همین حال از برای او این جهات اصلاح شود، یعنی خداوند به او وسعت در نعمتهای خود عطا فرماید ، و از او سختیها و بلاها را دفع نماید ،‌پس آن حال اشتیاق ازاو زائل می شود و به كلی از ذكر آن حضرت و از یاد فرج وظهور ایشان غافل می گردد.

پس اگر چنین باشد ، به طور كلی از عنوان خلوص خارج خواهد شد ،‌و به فضیلت انتظار فرج فائز نخواهد گردید ، ودر این انتظارش از اهل دنیا خواهد بود .

چنانچه در كتاب «كافی» از ابی بصیر روایت كرده كه گفت به امام صادق (علیه السلام)‌عرض كردم : كی فرج خواهد شد ؟ فرمود :

«و انت ممن ترید الدنیا ؟ »

« قصد و اراده تو در طلب این امر دنیا است ؟».

سپس فرمود : هر كس به این امر معرفت پیدا نماید پس به واسطة‌انتظار فرج الهی به تحقیق از برای او فرج حاصل شده است .»14

دوم : آن كه غرض از اشتیاق داشتن او به آن جهات مزبوره ،‌به ملاحظه آن است كه آن گشایش ها و آن نعمت های فراوان ،‌مخصوص آن زمان است ،‌وچیزی است كه آن را خداوند از برای اولیاء مقربین او صلوات الله علیهم اجمعین پسندیده است ، چنین اشتیاقی نزد خداوند محبوب است .

چنانچه مضمون حدیثی است كه از حضرت امام محمد باقر (علیه السلام) كه فرمود:

« ما اهل بیت در مقام رضای الهی چنانیم كه اگرخداوند فقر را برما مقدر كند ،‌دوست می داریم ، و اگر وسعت و غنا مقدر نماید آن را نیز دوست می داریم .»
و در روایت دیگری نقل شده است كه :‌

«چون خداوند عالم برای حضرت ایوب (علیه السلام) بعد از برطرف شدن بلا ،‌ملخ طلا نازل كرد ،‌آن حضرت تمام ملخها رااز اطراف برمی داشت ، جبرئیل (علیه السلام) عرض كرد:‌خوب در جمع آوری آن ها اهتمام دارید ! چون كه عطای پروردگار من است .»15

پس از این گونه احادیث ظاهر می شود كه هرگاه بنده نعمت های دنیوی را به این عنوان كه آن عطائی است كه خداوند به رضای خود مرحمت فرموده است ، دوست داشته باشد ، این دوستی از موضوع اخباری كه در مذمت دنیا و دوست داشتن آن وارد شده ، خارج است .

و چون همه نعمت های الهی كه در زمان فرج آل محمد علیهم السلام وعده داده شده است ،‌خداوند آن هارا برای اولیاء مقربین خود پسندیده ، و گوارا قرار داده است ، پس اشتیاق به آن ها محبوب و الهی خواهد بود ، چرا كه بنده در این اشتیاق و انتظارش ؛ رضای الهی را ملاحظه دارد ، و لهذا به همة‌فیوضات و ثوابهای مقرره برای انتظار فرج فائز خواهد شد .

لكن این نوع قصد و غرض مرتبة‌ اول خلوص در امر انتظار فرج می باشد ، به واسطة آن كه نهایت آن طلب نعمتهای دنیوی است .

درجه دوم :
بعضی از بندگان عمده غرض در اشتیاق به فرج آن حضرت ، برخورداری از علوم و معارف و حكمتهای الهی باشد.

زیرا علومی كه در آن زمان ظاهر می شود مافوق تمام علومی است كه از اول عالم تا آن زمان ظاهر شده ، و درآن زمان هركس به كمال علم خود از دیگری بی نیاز می گردد، و در تفسیر این آیة مباركه «یغن الله كلاً من سعته »16 آمده است كه حتی زنان در خانه های خود به احكام دین ، به درجة علماء ، عارف و عالم می شوند.17

و این به بركت دست مبارك آن حضرت است كه سر بر شیعیان می گذارد ، و عقول آنها كامل می شود ، چنانچه در روایات متعددی در كتاب «كافی» و غیر آن وارد شده است.18

و ظاهر فرمودن همة‌بیست و هفت حرفی است كه مبنای علوم الهی است كه حضرتش افاضه می فرمایند ، و از اول عالم تا كنون بیش از دو حرف آن ظاهر نگردیده است .

و هم چنین اشتیاق به فرج آن حضرت دارد ، به خاطر آن كه درآن زمان اسباب عبادت به اعلی درجه آن آماده است ، چون كه شیطان و اتباع او همگی كشته و نابود می شوند ، و به خاطر مخذول بودن شیاطین ظاهری، ترس از بندگان برداشته می شود.

پس هرگاه غرض اصلی و حقیقی در اشتیاق و انتظار فرج آن حضرت رسیدن به این دو مقصد مهم ـ یعنی كمال معرفت و عبادت ـ‌ باشد ، روشن است كه از نظر خلوص چندین برابر از درجة اولی كاملتر است ، و به همین جهت به آن فیوضات و ثوابهای خاصة انتظار فرج هم به كاملترین درجه فائز می شود .

ولكن این درجه هم خلوص كامل نیست ،‌چرا كه خلوص كامل آن است كه بنده در مقام عبادت هیچ جهت از جهاتی كه برگشت به خود او دارد ، حتی از منافع اخروی ، ملاحظه ننماید .

درجه سوم :
بعضی از بندگان غرض اصلی از اشتیاق به فرج آن حضرت ، ظهور امرالهی و دین مبین او در همة دنیا و غلبة‌ آن بر همة ادیان باطله و ظهور امر اولیاء الهی و ائ
برگرفته شده از كتاب شیوه های یاری قائم آل محمد
نویسنده : آیت الله میرزا محمد باقر فقیه ایمانی


پی نوشت :
1- بحارالانوار ج 52 ص 126 حدیث 18
2- تفسیر برهان ج 4 ص 293 حدیث 9 به نقل از مکیال المکارم ج 2 ص 147 خدیث 1234
3- کافی ج 1 ص 334 ذیل حدیث 2
4- بحارالانوار ج 36 ص 387 حدیث 1
5-غیبت نعمانی ص 200 حدیث 15
6-کافی ج 2 ص 22 حدیث 10
7-رجوع شود به مکیال المکارم ج 2 ص 150
8- کافی ج 1 ص 333 حدیث 1
9- بحارالانوار ج 51 ص 72
10- سوره معارج آییه 6
11-( هولذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کله ولو کره المشرکون) سوره صف:9.
(وعد الله الذیآمنوا و عملوالصالحات لیستخلفهم فی الارض ) سوره نور:55 .
(ونرید ان نمن علی الذین استضعففوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین ) سوره قصص آیه 5 .
12- کافی ج 1 ص 386 حدیث 2،3،5
13- سوره اعراف آییه 13 آیه 96
14- کافی ج 1 ص 372 حدیث 3
15- بحارالانوار ج 12 ص 352 حدیث 22
16- ترجمه : خداوند هر کس را به رحمت واسع خود بی نیاز خواهد کرد (سوره نسا. آیه 130 )
17- بحارالانوار ج52 ص 309
18- بحارالانوار ج 51 ص 35 و ج 52 ص8 32
19- کافی ج1 ص 233 حدیث 2 ، کمال الدین ص 645
20- بحارالنوار ج 10 ص 353 حدیث 1
21- بحارالنوار ج 46 ص 31 حدیث 31 ، خرائج ص 596
22- کافی ج2 ص 79 حدیث 15
23- کافی ج 1 ص336 حدیث 3
24- بحارالنوار ج 102 ص 108
25- کمال الدین ص 448
26- بحارالنوار ج 22 ص 431 حدیث40
27- سوره صافات آیه 105


 



:: مرتبط با: انتظار ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1387/03/16
زمان : 01:06 ق.ظ
۸۸۹۵چگونه منتظر باشیم؟
نظرات |

چگونه منتظر باشیم؟     
لطفعلى محمدیان
بشر بحران زده امروز منتظر یك منجى است تا او را از بحران و پریشان حالى نجات دهد و به آرامشى مطلوب برساند. این آرامش را بشر خود از خویشتن دریغ كرده است و بشر خود به وجود آورنده این ناآرامى است كه امروز دیگر از آن به تنگ آمده، ظهور منجى را انتظار مى كشد و امّا او خواهد آمد و جهان را نجات خواهد داد. او همین الان مهمان دلهاى ماست و به ما وعده داده شده است. آرى او خواهد آمد و با ظهورش عشق و آرزوهاى ما تجسّم عینى خواهند یافت. او مظهر تمام صفات پسندیده اى است كه مى توان متصور شد. او حجت خدا بر خلق است و با آمدنش تاریكى ها روشن مى شوند و ظلم و نابرابرى ها رفع و دفع خواهند شد. او خلیفة ا... به تمام معناست و مظهر عباد صالح خداست. او الگوى كمال انسانى و جانشین شایسته پدرش و اجدادش و رسول خداست. او منتهاى آرزوى ماست.
آرى با ظهور حضرت قائم، عجّل اللَّه تعالى فرجه، انسان، انسان بودنش را و شایستگى هایش را و جامعه، جامعه بودنش را به تمام معنا درك خواهند كرد. انسان و جامعه همانى خواهد بود كه ولى خدا از او مى خواهد. امّا آنانى كه منتظر اویند باید شایسته منتَظر باشند باید خانه دل بیارایند و بعد به انتظار بنشینند. او بهترین و برترین در عصر خویش است. بنابراین با بهترین حالات شخصى و اجتماعى باید به استقبال ظهورش شتافت. وقتى قرار است یك میهمان معمولى به خانه مان بیاید خانه را پاك ساخته، مى آرائیم تا رضایت خاطر میهمان را به دست آوریم. حال كه او (حضرت قائم، عجّل اللَّه تعالى فرجه) بهترین و برترین میهمان ما و بشر خواهد بود چگونه مى توانیم خانه هاى دلمان را و جامعه مان را پاك نسازیم و نیارائیم؟ براى درك حضورش باید با ناپاكى ها و پلیدى ها جنگید و محیط را براى حضورش مهیا ساخت. قبل از هر چیز باید بر خود بشوریم و نفس آلوده خویش را به دار تقوى بكشیم. پس آنگه كه خود پاك شدیم جامعه نیز پاك خواهد بود و پاكان در مقابل ظلم و جور خواهند ایستاد و نبرد را به تمكین ترجیح خواهند داد. آنگاه كه مژده ایستادگى در برابر ظالمان به گوش مظلومان برسد به ظهور منجى مشتاقتر و مایلتر خواهند بود و خود به قیام خواهند برخاست و همانا كه ظهور حضرتش قیام مظلومان خواهد بود. امید به ظهور منجى ما را بر آن مى دارد كه در تاریكى ها ننشینیم به سمت نور و روشنایى رهسپاریم تا صبح دولت امید بدمد و با انوار وجودش رستگار شویم. نشستن و دست روى دست گذاشتن ما را جاودانه نخواهد ساخت درچنین حالتى تباهى ها روز به روز گسترش خواهند یافت و ما در گوشه هاى تاریك زمان گم خواهیم شد. راز جاودانگى در پویایى است نه در منفعل بودن. راز جاودانگى ما در با او بودن است چرا كه او حجت خداست براى با او بودن باید خالص بود و با عشق در این راه گام نهاد و همینطور باید براى مبارزه ائى بى امان با ظلم و جور و هرچه پلیدى هاست آماده بود.
انتظار یك بن بست اجتماعى نیست بلكه یك رودخانه جارى از حقایق اجتماعى است. انتظار دیدن روزنه امید براى رهایى است. انتظار دیدن افق فردا و فرداهاست. امید به آینده است. اشتیاق رسیدن به بهترین وضع است و نه تنها تلاش براى تثبیت وضع موجود نیست بلكه تلاشى است براى بهتر شدن، تكامل یافتن و همیشه پویا زیستن. بنابراین جامعه منتظر، جامعه اى است پویا، رو به تكامل و متمایل به بهتر و انسانى زیستن و فرد منتظر باید همیشه در حال گریز از وضع موجود و تلاش براى فردایى بهتر از امروز باشد باید بر علیه هرچه شرّ است بشورد تا جامعه براى ظهور و حضور آن انسان كامل آماده باشد. جاى بسى تأسف است كه در جامعه اى آلوده، ناپاك، نامناسب و آلوده به پلشتى ها منتظر چنین انسان والا و وارسته اى باشیم كه این نه شرط ادب است، نه شرط میهماندارى و نه شرط انسانى الهى. پس باید به پاخیزیم و با ادب حضور، جامعه را براى ظهور آماده سازیم.

 

 


موعود شماره چهل و هفتم

 



:: مرتبط با: انتظار ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1387/03/16
زمان : 01:06 ق.ظ
 

 




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات