۸۸۵۶نقش مردم در نسبت با موعود آخرالزمان و ظهور منجى آخرین
نظرات |

نقش مردم در نسبت با موعود آخرالزمان و ظهور منجى آخرین     

اشاره:
در شماره پیشین ، قسمت اول از گفتگو با «آیت الله محمدعلى گرامى » از استادان حوزه علمیه قم و از شاگردان حضرت امام خمینى قدس سره را كه در برگیرنده موضوع «غیبت حضرت صاحب الزمان(ع)» و «جایگاه امام معصوم در نسبت با كل هستى » بود حضور خوانندگان موعود تقدیم كردیم.
آنچه مى خوانید بخش پایانى این گفتگو است:

موعود: نقش مردم در ایجاد زمینه غیبت حضرت ولى عصر (ع) چگونه است؟ به بیان دیگر آیا عدم حضور امام میان مردم ، معلول عدم آمادگى و شایستگى مردم است یا ریشه در مشیت الهى دارد؟

آیت الله گرامى: قطعا آمادگى مردم دخیل است . باید پیش از هر چیز یك پذیرش عمومى مهیا باشد. عدالت آن بزرگوار، چیزى نیست كه حتى گروههایى از خواص مردم تحمل آن را داشته باشند. این ماجرا در تاریخ تكرار شده است. در زمان حكومت حضرت على(ع) بسیارى از نزدیكان امام از عدالت آن حضرت به سمت معاویه فرارى شدند. در روایت است كه وقتى حضرت ظهور مى كند، خداوند دست ایشان را بر سر مردم مى گذارد و عقول آنها را به كمال مى رساند.

«اذا قام قائمنا وضع الله یده على روس العباد و جمع بها عقولهم و كملت به احلامهم » (1)

معلوم مى شود كه پیش از ظهور، اندیشه ها نارس و ناقص بوده اند.

این نارسایى در عقول برمى گردد به درك مردم از خدا، از هستى، از عدالت و خیلى چیزهاى دیگر . معناى دیگرى هم براى این حدیث مى توان در نظر گرفت و آن اینكه كه هنگام تولد حضرت و زمان شهادت پدر گرامى شان،امام حسن عسكرى(ع)، زمانه به هیچ روى آمادگى پذیرش حضرت قائم(ع) را نداشت، هم مردم و هم حكومت صلاحیت درك امام را نداشتند. شاید به خاطر همین بود كه بردن اسم حضرت ممنوع بود، براى اینكه اصلا كسى از حاكمان نفهمد كه چنین شخصیتى میان شیعیان وجود دارد. اما اگر دلیل عدم ذكر نام ایشان از باب حرمت نهادن به وجود مقدسش باشد، شامل همه مردم از همان ابتدا تا حال مى شود. ممكن است كسى بگوید اگر چنین دلیلى دارد، پس چرا ذكر نام پیامبر(ص) جایز است; چون احترام ایشان نیز از واجبات است؟ این برمى گردد به حكومت حضرت مهدى(ع) . حكومت حضرتش، غیراز حكومت پیامبر(ص) است. این یك حكومت دیگرى است كه به لحاظ شرایط زمانى خاص است.

به هر حال یكى از دلایل عدم جواز ذكر نام حضرت همان تقیه است . حكومت كه مخالف بود; مردم هم همه شیعه نبودند ، شیعه ها هم گرفتار اختلافات سختى شده بودند. گروههاى بسیارى در میان شیعیان بودند كه عقاید انحرافى پیدا كرده بودند و فرقه محسوب مى شدند. بسیارى از این انشعابات از امام هفتم به بعد بود. اینكه در میان ما رسم است كه پس از سلام به سیدالشهداء (ع) به امام رضا(ع) و بعد از آن به امام زمان(ع) سلام مى كنند، علتش همان اختلافاتى است كه در مورد آنها پدید آمد و ما مى خواهیم با چنین سلامهایى در واقع خطمشى عقیدتى - سیاسى خودمان را ترسیم كنیم ; یعنى در عین تولى به آن بزرگواران ، از مخالفان آنان تبرى مى كنیم و اعلام برائتى است از كسانى كه در امامت این سه بزرگوار تردید دارند.

منتها بعدها اوضاع قدرى بهتر شد، بخصوص با تشكیل حكومتهاى شیعى مثل «آل بویه » و «صفویه »، تشیع پر و بال گرفت و بیش از پیش اظهار وجود كرد. این حكومتها نقش مؤثرى در گستردگى و استحكام تشیع در ایران و در دنیا داشتند . البته اینها همه در حد اهتمام به ظواهر بود. چون اگر واقعا به احكام اسلام رعایت وعمل شود ، خیلى ها بریده مى شوند . شما ببینید در میان احكام اسلامى ، دستوراتى است كه واقعا عمل به آنها در حال حاضر سخت است، یعنى براى ما كه تا حالا تن به آنها نداده ایم سخت است. مثلا اینكه اگر كسى از سوراخ دیوار به درون خانه اى نگاه كند ، صاحبخانه حق دارد چشم او را كور كند، درحال حاضر چقدر قابل پذیرش و عمل است. همانها كه مى گویند ما درد دین داریم، تا چه اندازه آمادگى عمل به این احكام را دارند. آن وقت مى آییم و مى گوییم كه خیر، این احكام طور دیگرى هستند و باید آنها را با زمانه وفق داد. آیا تكالیف ما این است؟ تفسیر دیگرى دارند؟ یا ما از واقعیتهاى دین خیلى فاصله گرفته ایم؟ مثلا هنوز كسانى هستند كه باور ندارند جمع ثروت (فى حد ذاته) منعى ندارد، اینها ممكن است با تمسك به آیاتى مانند «... كى لایكون دولة بین الاغنیاء منكم » (2) و یا آیه «والذین یكنزون الذهب و الفضه و لاینفقونها فى سبیل الله فبشرهم بعذاب الیم » (3) (آیه كنز) بخواهند خط و مشى دیگرى در جامعه ترسیم كنند. اما حقیقت دین چیز دیگرى است و ما مى خواهیم همه این حقایق را با حال و هواى خودمان مطابق كنیم.

در روایتى كه هم نعمانى در كتاب «الغیبة » و هم شیخ صدوق در «اكمال الدین » آن را نقل كرده اند آمده است كه: «خداوند پیش از ظهور حكومت را میان گروههاى مختلف مى گرداند تا كسى مدعى نشود كه اگر حكومت و دولت دست ما بود بهتر عمل مى كردیم ». (4) بنابر مفاد حدیث دیگرى «هر قدر كه امر نزدیك شود ، تقیه سخت و شدیدتر مى شود»; «كلما قرب هذاالامر اشتدت التقیه »، حالا این امر ، ظهور است یا تولد حضرت، اختلاف است .

من پیش از اینها یك روایتى در ذهنم بود كه هر چه مى گردم ماخذ آن را پیدا نمى كنم. روایت این است: «سیاتى على الناس زمان لا یستطیع احد ان یقول ربى الله »

زمانى بر مردم خواهد رسید كه كسى نتواند بگوید پروردگار من خداست. مضمون این روایت آن نیست كه وقتى خواهد آمد كه كسى یاراى استقامت در مسیرالله را ندارد، چون این «سیاتى » نمى خواهد، الان هم كمابیش این طور است . «زمانى خواهد آمد» یعنى وضعیت خاصى است كه در برهه هایى از زمان مصداق دارد.

راجع به اینكه فساد و جور زمین را چنان مى گیرد كه از عدالت خبرى نخواهد بود، روایت متواترى از سوى شیعه نقل شده است و گروهى از محدثان اهل تسنن هم در كتابهاى خود نوشته اند; منظورم همان حدیث معروف است كه مى گوید: «فیملاءالارض به قسطا و عدلا كما ملئت جورا و ظلما» (5) زمانى كه دنیا سرشار از ظلم و جور مى شود، خداوند به نیرو و وجود مقدس مهدى(ع) ورق را برمى گرداند. معلوم مى شود كه در آن زمان ارتباط مردم با دین و خدا سست شده است و كسى آشكارا دعوى دیانت نمى كند. آنجا هم كه فرمود: «لایستطیع احد ان یقول ربى الله » نه اینكه كسى در خانه خود چنین جراتى ندارد، خیر، یعنى كسى آشكارا و در حضور همگان چنین سخنى بر زبان نمى آورد.

موعود: در اول صحبتهایتان فرمودید خداوند به هنگام ظهور دست حضرت را بر سر مردم مى گذارد و بدین وسیله عقلهاى آنها كامل مى شود، این به چه معناست؟

آیت الله گرامى: این دست ممكن است ، دست قدرت باشد. یعنى امام به مردم رشد فكرى مى دهد و آنها را براى ظهور آماده مى كند و ممكن است ، خداوند شرایط اجتماعى را طورى كند كه مردم خودشان بتدریج رشد فكرى پیدا كنند.

موعود: اگر این طور باشد، پس همیشه براى ظهور وقت مناسبى است، چون خداوند مى تواند هر وقت كه بخواهد مردم را آماده كند.

آیت الله گرامى: خیر. این طور نیست . عنایت در عالم طبیعت مجراى طبیعى دارد. ارزش این كار به این است كه مردم خودشان آماده بشوند. یعنى بعد از دیدن انواع و اقسام حكومتها و یاس از همه مدعیان عدالت ، چشم به ایشان بدوزند. خداوند كه نمى خواهد معجزه كند. اگر بنا بر معجزه باشد، شكل قضایا خیلى فرق مى كند. مردم باید بفهمند و آن چنان انتظار ظهور را بكشند كه عاشق به انتظار معشوق مى نشیند، والا انقلاب نخواهد بود فقط یك قدرت نمایى از سوى خداوند است.

موعود: در دو قرن و نیمى كه امامت شیعه در میان مردم حضور داشت، نحوه ارتباط مردم با ایشان و چگونگى حضور امام در جامعه خیلى متفاوت است. یعنى ارتباط بتدریج كم و كمتر مى شود. تا آنجا كه «مسعودى » نقل مى كند: حضرت هادى(ع) حتى با خواص یارانشان از «وراى حجاب » سخن مى گفتند. (6) آیا این بدان معناست كه هر چه جلوتر مى آییم سزاوارى مردم براى درك حضور و ملاقات با امام زمان خود كمتر مى شده است؟

آیت الله گرامى: تاریخ ما از این جهت فراز و نشیبهاى شگفت انگیزى دارد. مثلا در سالهایى كه حضرت زین العابدین(ع)، امام بودند، شمار شیعیان خیلى اندك بود، به طورى كه مى توان آنهارا شمرد. به همین خاطر امام سعى مى فرمودند خودشان بیرون بیایند، چون اصلا كسى سراغ ایشان نمى رفت. امام این وضعیت اسفبار را با حضور خود در میان مردم جبران مى كردند. اینكه نوشته اند امام سجاد(ع) روزى از بازار عبور مى كردند ، دیدند كه قصابى سر گوسفندى را مى برد; از او پرسیدند آیا به او آب داده بودى یا نه؟ و یا دیگر حكایتهاى كه از آن حضرت نقل شده است همه به خاطر این بوده كه با گفتگو و حضور فعال در كوچه و بازار مردم را متوجه غفلت خودشان كنند. امام مى خواست از طریق یادآورى ماجراى كربلا، مردم را بیدار كنند و بیشتر از این هم در آن زمان ممكن نبود . یك وقتهایى هم دعایى را به كسى تعلیم مى دادند تا با زبان دعا معارف شیعى را زنده نگهدارند.

فقط در دوران امامت حضرت امام محمد باقر و امام صادق (ع) قدرى گشایش بود. آن هم نه در همه سالهاى حیات آن بزرگواران چون همه شنیده ایم كه كسى مى خواست در مورد مساله اى كه برایش پیش آمده بود از امام استفسار كند، هر چه كرد نتوانست به امام صادق(ع) دست پیدا كند. آخر مجبور شد در هیات خیارفروش به خانه امام بیاید و مشكل خود را با آن حضرت در میان بگذارد.

غیبت براى همه امامان ما بوده است ، به این معنا كه آن بزرگواران همه در حصر و حبس بودند. بعضى كمتر، بعضى بیشتر. حتى امام رضا(ع) كه بظاهر از همه آزادتر بودند، خیلى تقیه مى كردند. وقتى به آن حضرت گفتند گروهى از شیعیان شما از قم آمده اند براى زیارت و ملاقات با شما، امام آنها را دو ماه منتظر نگاهداشت. بعد كه خیلى برایشان پیغام دادند كه شیعیان شما منتظرند. امام فرمود: این قدر نگویید شیعه ، شیعه ; «انما الشیعة من شایع علیا»; شیعه ، پیرو على(ع) است . در واقع امام مى خواست تحزب را بشكند و از ایجاد این تصور كه شیعیان به عنوان یك حزب مشغول فعالیت هستند، جلوگیرى كند. چرا كه در غیر این صورت گرفتار اذیت و آزار مامون مى شدند.

در زمان امام جواد ، امام هادى و امام عسكرى: كه همگى در زمان خود به ابن الرضا مشهور بودند اوضاع خیلى بدتر شد. اینها همه همان غیبت است .

وقتى هم كه ماه مهدى(ع) به برج امامت رسید، امام با غیبت صغرا زمینه را براى غیبت طولانى خود آماده كردند. این غیبتهاى پى در پى به علت بى ظرفیتى و نالایقى مردم بود.

موعود: اگر بپذیریم كه حضور و غیبت امام(ع) در جامعه رابطه مستقیم با شایستگى هاى مردم دارد، براى آماده سازى و ایجاد زمینه مساعد جهت ظهور حضرت ، چه باید كرد؟

آیت الله گرامى: این مساله هم مثل هر مساله دیگر نیاز به دو نوع تمرین دارد: فكرى و عملى . تمرین عملى ، با تبلیغ عدالت اسلامى و شناساندن حقیقت دین صورت مى پذیرد. این تصور غلطى است كه بعضى فكر كرده اند آمادگى براى ظهور یعنى آوردن چند سلاح گرم و سرد به خانه! تبلیغ و آمادگى براى ظهور، آراسته شدن به عدالت و دادگسترى است. همه باید این نوع آمادگى را پیدا كنند; یعنى خودشان را به عدل و قسط بیارایند، از مردم عادى گرفته تا سران مملكت . اینكه مى بینیم امام راحل بعد از رحلت فقط یك خانه كوچك در قم داشتند، معلوم مى شود كه ایشان خودشان را براى ظهور آماده كرده بودند. سرباز امام زمان بودن، سنخیت مى خواهد ; سنخیت و هماهنگى با امام در عدالت و گرنه تهیه سلاح كه از هر كسى ساخته است.

«سید قطب » در كتاب «عدالت اجتماعى در اسلام » نقل مى كند كه كسى امام على(ع) را در یكى از مناطق ییلاقى كوفه دید كه از سرما مى لرزد. بعد به امام گفت: چرا لباس پشمى نمى پوشید؟ حضرت فرمود: ندارم . گفت: شما كه رئیس مملكت پهناور اسلامى هستید و همه سرمایه هاى كشور در اختیار شماست. امام فرمود: در اختیار من هست ولى مال من نیست. امام در زمان ظهورشان از مردم توقع عدالت دارند. كسى فكر نكند كه امام مثلا فقط از مردم مى خواهد كه میگسارى نكنند. اینكه كار مهمى نیست. امام از همه مى خواهند حلال و حرام را رعایت كنند، هر كسى به حق خود قانع باشد و....

یكى از دوستان ما مى گفت كه كسى در حضور یكى از مراجع گفت: خدا كند كه امام زمان(ع) زودتر ظهور كند. آن مرجع بزرگوار گفت: آقا بیایند چه مى شود؟ گفت: وضع ما بهتر از این مى شود. فرمودند: از كجا معلوم كه وضع تو بهتر مى شود. تو خیال مى كنى وقتى امام تشریف بیاورند، تو را مى كنند مرجع و صاحب رساله و اعتبار؟ ممكن است به شما بگویند برو خیابانها را جارو كن!

به هر حال آنچه مسلم است این است كه با تشریف فرمایى امام زمان(ع) هر كسى در مكان و جایگاه شایسته خود مى نشیند و این براى خیلى ها سخت خواهد بود. به خاطر همین مهمترین فعالیت براى آماده سازى و ایجاد زمینه براى ظهور حضرتش ، عادت دادن عوام و خواص به عدل است. چون مردمى كه به عدالت تن ندهند، تحمل حكومت مهدى(ع) بر آنها سخت خواهد بود.

مسلمانها یك بار امتحان خود را در زمان حكومت عدل على(ع) ، پس داده اند. ما هنوز دقیقا نمى فهمیم كه چرا على(ع) آهن گداخته را به دست عقیل نزدیك كرد. حداقل من نمى فهم . عقیل واقعا نیازمند بود، حضرت مى توانست یك كارى براى او بكند، دست كم مى گفت: برادر! مرا ببخش ، ندارم . چرا آهن گداخته را به رخ او كشید؟ چون اینها را نمى فهمیم مى افتیم به جان سند روایات; یك جورى روایت را انكار مى كنیم.

امیرالمؤمنین(ع) در عهدنامه مالك مى فرماید: «مالك ! خواص را دور خودت جمع نكن. عوام را بگیر» (7) . اینها فرازهایى از تاریخ ما هستند كه باید آینده را با آنها روشن كرد. عادل بودن و به مردم درس عدالت دادن كار هركسى نیست . غیر از مراتب علمى است كه هر كس با چند سال زحمت و مطالعه بدان دست بیابد. من از سالهایى كه خدمت امام مى رسیدم براى درس، خاطره اى دارم كه به نظر من خیلى غیر عادى بود. خدا رحمت كند حضرت امام را ، ایشان در مسجد اعظم قم درس فقه مى گفتند. گوشه مسجد چند تا طلبه هم با صداى بلند مباحثه مى كردند. شاگردان امام دائما به آنها تذكر مى دادند و گاهى هم اعتراض مى كردند. امام بر آشفت و گفت: «به آنها چه كار دارید؟ اگر آنها از ما زودتر آمده باشند، ما نمى توانیم مانع مباحثه آنها بشویم ». این براى ما غیرمعمول بود. چون یك طرف امام بود و طرف دیگر چند تا طلبه ساده و بى اسم و رسم. منظور اینكه باید تمرین عملى داشت و تمرین عملى نزدیك شدن به عدل است.

یكى از كسانى كه در این مقام خیلى آمادگى زیاد و وجود با بركتى داشت، مرحوم حاج شیخ عبدالكریم حائرى بود. ایشان خیلى موفق بود. من توفیق آن بزرگوار را در اخلاص و توسلش به اهل بیت(ع) مى دانم. مى گویند وقتى سامرا مشرف بودند، شبهاى تاسوعا و عاشورا خودش طلبه ها را جمع مى كرد، مى رفت میان آنهاسینه مى زد، و مثل هر شیعه ساده و بى پیرایه اى عزادارى مى كرد. قم هم كه بودند شبیه همین كارها را داشتند. در مورد آقاى بروجردى من خودم یادم هست كه ایشان از مدرسه فیضیه ، جلوى عزاداران به راه مى افتادند و از طرف دارالشفا مى آمدند داخل صحن آستانه. مرحوم حاج شیخ ، شهریه طلبه هاى ایرانى را از طرف مرحوم میرزاى شیرازى مى دادند. سرمایه زیادى بود. با این وجود در همه این مدت یك عبا براى خودشان نخریدند و همیشه با همان عباى پاره سر درس حاضر مى شدند. این یعنى همان تمرین عملى كه عرض مى كردم.

اما تمرین فكرى ، با خواندن زیارت نامه هایى مانند «جامعه كبیره » «دعاى ندبه » و «عهدنامه » است. نباید میان جملات زیارات ، حرف دیگرى زد ، تصنیف خواند و یا سخنرانى كرد. چون آن تمرین فكرى لازم را بر هم مى زند . سند این دعاها محتواى آنهاست. اینها از باب «قضایا فیاساتها معها» است ، یعنى نیازى به سند ندارند.

آفتاب آمد دلیل آفتاب گر دلیلت باید از وى رو متاب

انتظار فرج یك تمرین فكرى است. اگر نگوییم متواتر ، دست كم مستفیض است كه «افضل اعمال امتى، انتظار الفرج من الله عزوجل.» (8) در روایت دیگرى كه اهل سنت هم نقل كرده اند، مسلمانان صدر اسلام وقتى مى خواستند از هم جدا بشوند، سوره «والعصر» را مى خواندند. الان ما در چنین وقتى به یكدیگر مى گوییم خداحافظ، بعضى مى گویند «یا على ». ممكن است گروهى بگویند: «به امید دیدار» و ... اما در زمان رسول الله مردم سوره والعصر را براى هم مى خواندند;

«والعصر . ان الانسان لفى خسر. الاالذین آمنوا و عملواالصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر».

یعنى الان كه از هم جدا مى شویم یادمان باشد كه مشكلات بسیار است، ما باید همدیگر را به صبر و عمل صالح سفارش كنیم، بى صبر و استقامت راه به جایى نخواهیم برد. انتظار فرج ، باید شعار شیعه باشد. یعنى همواره همدیگر را به انتظار و یادآورى فرج و ظهور امام دعوت كنیم.

چرا پیشینیان ما روزهاى جمعه با اسب و سلاح از شهر خارج مى شدند. این یك كار نمادین و تمثیلى بود. براى اینكه یادشان نرود كه فرج و ظهورى در راه است . حرمت نهادن به مراجع ، همین فلسفه را دارد. ما به این بزرگان احترام مى گذاریم ، تكریم مى كنیم چون امام اینها را نواب خود خوانده است. حضرت مهدى(ع) خودشان فرموده اند كه در حوادث به اینها مراجعه كنید. احترام به این نایبان ، زمینه اى است براى گردن نهادن در برابر حكومت مهدى(ع) . باید از همین جاها شروع كرد. اینها همان تمرینهاى فكرى و عملى است كه مى گفتم.

موعود: تحلیل شما از313 نفرى كه در ركاب امام هستند چیست؟

آیت الله گرامى: ممكن است منظور از این 313 نفر، سران باشند ، نه همه یاران حضرت ، خود ظهور همراه با اعجازهایى است . نه اینكه همه وسایل از غیب آماده مى شود. اما ظهور حضرت با عجایب و غرایبى توام خواهدبود. غیر از ظهور خیلى چیزهاى دیگر كه مربوط به ایشان مى شود، معجزه است. خود تولد حضرت همین طور بود. در كتاب «الكامل » ابن اثیر و «تاریخ عرب و روم » به قلم فضلیوف روسى كه دكتر شعیره ترجمه كرده، آمده است كه در سالهاى 244 تا 248 ق جنگهایى بین سپاه اسلام و روم شرقى (بیزانس) در گرفت. در آن سالها امام عسكرى(ع) شانزده ساله بودند. امام هادى(ع) ایشان را به خواهرشان ، حكیمه خاتون ، سپردند. امام زمان (روحى فداه) سال 255 تولد یافتند. این تاریخها كاملا با هم همخوانى دارند. هانرى كربن هم در كتاب «امام المنتظر» اینها را مى گوید، و از مادر حضرت «نرگس خاتون » به شاهزاده رومى یاد مى كند، بعد هم همه قصه را همان طور كه همه شنیده ایم مى گوید. ببینید اینها قابل پیش بینى و تحلیل نیست. یك تقدیرى در كار است كه یك خانم از بیزانس بیاید عربستان ، آنجا با یكى از فرزندان رسول خدا7 ازدواج بكند و ... تقدیر چه بوده و چرا این طور شده است؟ ما نمى دانیم. منظورم این است كه حیات ، غیبت و ظهور حضرت همه اش غیر عادى است و این ذخیره الهى كاملا از طرف خداوند اداره مى شوند.

یكى از مراجع معاصر در سال 1343 یا 1344 به بنده فرمودند: امام به زودى ظهور مى كنند.من عرض كردم: ولى بسیارى از علایم هنوز دیده نشده است. ایشان فرمودند: همه این علایم ممكن است ظرف دو سه ماه ظاهر شوند. یعنى این امكان و احتمال است كه به طور جهشى همه علایم تحقق بیابد و یا ممكن است همان روال طبیعى و تدریجى خود را طى كند. به هر حال انسان كاملى كه زندگى ، تولد و همه آنچه به ایشان مربوط است با اعجاز و خرق عادت توام بوده ، ظهورشان نیز ممكن است به همین منوال باشد.

موعود: در روایات علایم بسیارى براى ظهور ذكر شده ، اما تطبیق آنها همیشه مساله است. ما بسیارى از اتفاقات زمان خودمان را به علامت ظهور تفسیر مى كنیم . اما باید ابتدا یك معیار و دستگاه معرفتى براى این تطبیق ها به وجود آورد.

آیت الله گرامى: در تطبیق علایم باید خیلى وسواس داشت. تعیین مصداق قطعى براى علایم كار آسانى نیست. خیلى از این تعیین مصداقها ، همراه با گرایشهاى فكرى، سیاسى است. همین روایت «رجل من اهل قم یدعواالناس الى الحق ...» (9) را تا به حال بر بسیارى از بزرگان تطبیق كرده اند. یك وقتى مى گفتند منظور نواب صفوى است . گاهى با آقاى بروجردى تطبیق مى كردند و اخیرا هم آن را مرحوم امام تطبیق كرده اند. نمى توان در تعیین مصداق قاطعانه سخن گفت .

كسروى در كتاب خود كه درباره مشروطه است مى گوید: در تهران طرفداران استبداد و مشروطه خواهان میتینگهایى داشتند و هر كدام در آن گردهمایى ها از روایات و آیات براى استحكام و تبلیغ خود استفاده مى كردند.

موعود: از وظایف شیعیان در عصر غیبت بگویید.

آیت الله گرامى: مهمترین وظیفه همان عمل به فرموده امام(ع) است: «و اما الحوادث الواقعه فارجعوا فیها الى رواة احادیثنا فانهم حجتى علیكم و انا حجة الله علیهم » (10)

در هر مساله اى باید رفت سراغ مراجع. احترام به آنان ، احترام به ولى عصر (ع) است.

امام در مكاتبه اى كه با «اسحاق بن یعقوب » دارند، مى فرمایند: در «حوادث واقعه » به ایشان (مراجع و روات احادیث) مراجعه كنید. بعضى گفته اند ، مراد امام از حوادث واقعه ، روابط سیاسى است. حوادث سیاسى ، جزیى از مسایل دینى ماست. اگر منظور از سیاست ، اداره كشور به نحو شرعى و دینى است، این سیاست، عین دیانت است ، سیاستى كه ما آن را نفى مى كنیم ، دغل بازیهاى سیاستمداران بى دین است.

بنابراین اساسى ترین وظیفه مسلمانان در عصر غیبت ، ایجاد پیوند و ارتباط با نایبان حضرت است. حتى تكریم و احترام این بزرگان ، موجب بخشودگى گناهان مى شود. چون احترام به پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) چنین ارمغانى دارد. در سوره حجرات مى خوانیم:

«ان الذین یغضون اصواتهم عند رسول الله اولئك الذین امتحن الله قلوبهم للتقوى لهم مغفرة و اجر عظیم » (11)

كسانى كه پیش پیامبر خدا صدایشان را فرو مى كشند، همان كسانى هستند كه خدا دلهایشان را براى پرهیزگارى امتحان كرده است آنان را آمرزش و پاداشى بزرگ است.

این آیه در موؠ

 

پى نوشتها:

1. كلینى، محمدبن یعقوب، الكافى، 1365، ج 1، ص 25 ، ح 21، دارالكتب الاسلامیة، تهران، الصدوق ، ابوجعفر محمدبن على بن الحسین، كمال الدین و تمام النعمة، ج 2، ص 675، دارالكتب الاسلامیة، تهران ، 1395 ق.

2. سوره حشر، آیه 7

3. سوره توبه ، آیه 34

4. متن روایت چنین است: «مایكون هذاالامرحتى لا یبقى صنف من الناس الا و قد ولوامن الناس، حتى لایقول قائل: انا لو ولینا لعدلنا، ثم یقوم القائم بالحق و العدل » ، النعمانى ، محمدبن ابراهیم، الغیبه، ص 274 ، ح 53، مكتبة الصدوق، تهران.

5. الصدوق ، ابوجعفرمحمدبن على بن الحسین ، همان ، ج 1 ، ص 257.

6. ر.ك: المسعودى ، على بن حسین، اثبات الوصیة، چاپ سنگى، ص 262.

7. ر. ك: ، فیض الاسلام ، سیدعلى نقى ، ترجمه و شرح نهج البلاغه ، نامه 53 ، ص 996.

8. المجلسى ، مولى محمدباقر، بحارالانوار، ج 52 ، ص 128، مؤسسه وفا، بیروت ،1403 ق .

9. المجلسى ، مولى محمدباقر، همان ، ج 60 ، ص 216 ، متن كامل روایت چنین است:

«رجل من اهل قم یدعواالناس الى الحق ، یجتمع معه قوم كزیرالحدید، لاتزلهم الریاح العواصف، و لایملون من الحرب ، و لا بجبنون، و على الله یتوكلون، والعاقبة للمتقین.»

10.المجلسى ، مولى محمد باقر، همان ، ج 53 ، ص 181.

11. سوره حجرات ، آیه 3.

12. ر. ك: قمى ، شیخ عباس ، مفاتیح الجنان: دعاى عدیله

 


ماهنامه موعود ـ شماره 3 



:: مرتبط با: تكلیف منتظران ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1387/03/15
زمان : 11:06 ق.ظ
۸۸۵۵آداب‌ منتظران‌
نظرات |

آداب‌ منتظران‌     

 خدمت‌ كردن‌ و یاری‌ رساندن‌ به‌ امام‌ زمان‌، علیه‌السلام‌

  در وجود مقدس‌ حضرت‌ ولی‌ عصر، علیه‌السلام‌، اموری‌ جمع‌ است‌ كه‌ هر كدام‌ به‌ تنهایی‌ ما را بر آن‌ می‌دارد كه‌ از یاری‌ رساندن‌ به‌ امام‌ و اطاعت‌ از آن‌ بزرگوار یك‌ لحظه‌ هم‌ كوتاهی‌ نكنیم‌. حضرت‌ مهدی‌، علیه‌السلام‌، حق‌ ولایت‌ و جانشینی‌ از جانب‌ خدا و رسول‌ او بر گردن‌ ما دارد، حق‌ ولی‌نعمت‌ و واسطه‌ نعمت‌ بودن‌، حق‌ معلمی‌ بزرگ‌ و عالمی‌ هدایتگر، حق‌ پدری‌ مهربان‌ و دلسوز... و حق‌ تمام‌ نعمت‌های‌ ظاهری‌ و باطنی‌ كه‌ به‌ بركت‌ وجود آن‌ عزیز از آن‌ برخورداریم‌ و شكر و سپاسش‌ بر ما لازم‌ است‌ و تلاش‌ در جهت‌ یاری‌ رساندن‌ به‌ آن‌ حضرت‌ یكی‌ از راه‌های‌ ادای‌ این‌ حق‌ بزرگ‌ و شكر این‌ نعمت‌ گرانقدر است‌. امام‌ صادق‌، علیه‌السلام‌، در بین‌ انواع‌ عبادت‌ آن‌ را ترجیح‌ داده‌ و فرموده‌اند:
 اگر دوران‌ او را دریابم‌ تمام‌ مدت‌ زندگانی‌ام‌ او را خدمت‌ خواهم‌ كرد.
 منظور از یاری‌ كردن‌ امام‌، اقدام‌ كردن‌ و همكاری‌ نمودن‌ در هر كاری‌ است‌ كه‌ مورد نظر آن‌ بزرگوار باشد، لذا چگونگی‌ این‌ یاری‌ كردن‌ بر حسب‌ زمانها و مكانهای‌ مختلف‌، تفاوت‌ می‌كند:
 یاری‌ كردن‌ در دوران‌ غیبتش‌ به‌ گونه‌ای‌ خاص‌ انجام‌ می‌شود و گاه‌ با برپایی‌ مجالسی‌ برای‌ یادآوری‌ نام‌ و یاد او. گاهی‌ به‌ جهاد كردن‌ در ركاب‌ او و زمانی‌ به‌ دعا كردن‌ برای‌ تعجیل‌ در فرج‌ و ظهورش‌. گاه‌ با یاری‌ دوستان‌ و محبان‌ و شیعیانش‌ و گاهی‌ با تألیف‌ و نشر كتابها و...
 ای‌ مردم‌ اگر شما از یاری‌ كردن‌ حق‌ از پای‌ نمی‌نشستید و در كنار زدن‌ باطل‌ سستی‌ نمی‌كردید، آنانكه‌ بر شما نیرو یافتند، قوت‌ نمی‌گرفتند ولی‌ شما همچون‌ بنی‌اسرائیل‌ راه‌ را گم‌ كردید و به‌ جانم‌ سوگند كه‌ بعد از من‌ سرگردانی‌ شما چندین‌ برابر خواهد شد از جهت‌ اینكه‌ حق‌ را پشت‌ سر نهادید و به‌ بیگانگان‌ پیوستید.
 یاوران‌ مهدی‌ چنانكه‌ در احادیث‌ و روایات‌ آمده‌ است‌ برادران‌ پیغمبر خدا، صلّی‌اللهعلیه‌وآله‌، و گرامی‌ترین‌ افراد امت‌ او در قیامتند. آنها برترین‌ افراد در هر زمانند. یقین‌ آنها، قوی‌، ایمانشان‌، شگفت‌انگیز و صبرشان‌، عظیم‌ است‌ و ثواب‌ عبادت‌هایشان‌ چند برابر می‌شود. به‌ خاطر آنها بلایا رفع‌ می‌شود و آسمان‌ باران‌ رحمتش‌ را می‌بارد و اینها فقط‌ گوشه‌ای‌ از فضایل‌ و برتری‌های‌ یاوران‌ و خدمتگزاران‌ واقعی‌ مولایمان‌ حضرت‌ صاحب‌الزمان‌، علیه‌السلام‌، است‌.
 پس‌ چه‌ شایسته‌ است‌ كه‌ در اطاعت‌ و خدمت‌ به‌ آن‌ حضرت‌ تلاش‌ كنیم‌ و بر تلاش‌ و یاری‌ خود دوام‌ بخشیم‌ و یاد آن‌ عزیز را با طولانی‌ شدن‌ مدت‌ آن‌ فراموش‌ نكنیم‌ و از خدا بخواهیم‌ تا ما را از یاوران‌ واقعی‌ حضرت‌ مهدی‌، علیه‌السلام‌، قرار دهد.

 

 

 پی‌نوشت‌ها:
 1. بحارالانوار، ج‌51، ص‌148.
 2. نهج‌البلاغه‌، ترجمه‌ و شرح‌ فیض‌الاسلام‌، خطبه‌ 165.

 مأخذ:
 موسوی‌ اصفهانی‌، سیدمحمدتقی‌، مكیال‌المكارم‌، ج‌2، صص‌ 323-309 و 438.

 

موعود جوان‌ شماره‌ هفدهم 



:: مرتبط با: تكلیف منتظران ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1387/03/15
زمان : 11:06 ق.ظ
۸۸۵۴آداب‌ منتظران
نظرات |

آداب‌ منتظران     

 اهداء ثواب‌ نماز و قرائت‌ قرآن‌ به‌ امام‌ زمان‌ (ع‌)

  یكی‌ دیگر از آداب‌ و وظایف‌ مؤمنان‌ منتظر در عصر غیبت‌، هدیه‌ كردن‌ ثواب‌ نماز یا قرائت‌ قرآن‌ به‌ امام‌ زمان‌ علیه‌ السلام‌، است‌. همانطور كه‌ هر یك‌ از ما برای‌ نشان‌ دادن‌ علاقه‌ و محبت‌ خود به‌ دیگران‌، كلمات‌ محبت‌آمیز بر زبان‌ می‌آوریم‌، به‌ دیدارشان‌ می‌رویم‌ یا به‌ آنان‌ هدیه‌ می‌دهیم‌ تا از دوستی‌ و محبت‌ متقابل‌ آنها برخوردار شویم‌، با بر زبان‌ آوردن‌ آیات‌ زیبای‌ قرآن‌ یا عبارات‌ و آیات‌ نماز، عشق‌ و علاقه‌ قلبی‌ خویش‌ را به‌ مولایمان‌ حضرت‌ صاحب‌ الزمان‌ (ع‌) هدیه‌ می‌كنیم‌ تا از محبت‌ و دوستی‌ آن‌ امام‌ بزرگوار بیشتر بهره‌مند گردیم‌. چنانكه‌ نقل‌ است‌ در زمان‌ امام‌ حسن‌ مجتبی‌ (ع‌) دخترك‌ خدمتكاری‌ با دسته‌ گلی‌ خوشبو نزد امام‌ آمد و شاخه‌ گلی‌ را به‌ آن‌ حضرت‌ هدیه‌ نمود. امام‌ در مقابل‌ این‌ كار پاداش‌ بزرگی‌ به‌ وی‌ بخشید. سپس‌ در مقابل‌ نگاه‌ متعجب‌ اطرافیان‌ خود فرمود: خداوند به‌ ما دستور داده‌ و فرموده‌ است‌:
 هر گاه‌ كسی‌ شما را ستایش‌ كند شما باید در مقابل‌ به‌ ستایشی‌ بهتر از آن‌ یا مانند آن‌ پاسخ‌ دهید .
 در واقع‌ ائمه‌ معصومین‌، علیهم‌ السلام‌، ما از این‌ هدیه‌ها بی‌نیازند، همانگونه‌ كه‌ دریا از آنچه‌ ابرها بر آن‌ می‌بارند بی‌نیاز است‌. ولی‌ ما بی‌نیاز نیستیم‌ از اینكه‌ به‌ ایشان‌ هدیه‌ای‌ تقدیم‌ نماییم‌.
 البته‌ در اینكه‌ نماز مخصوصی‌ به‌ عنوان‌ هدیه‌ به‌ حضرت‌ مهدی‌ یا به‌ یكی‌ از ائمه‌ اطهار، علیهم‌السلام‌، به‌ جای‌ آوریم‌ یا سوره‌ای‌ را به‌ عشق‌ آنان‌ ختم‌ كنیم‌، هیچ‌ حد و وقت‌ و شماره‌ای‌ نیست‌ و هر كس‌ به‌ مقدار محبت‌ و توانایی‌اش‌ به‌ محبوبش‌ هدیه‌ تقدیم‌ می‌كند و بر حسب‌ طاقتش‌ او را خدمت‌ می‌نماید. بدون‌ شك‌ نماز و قرآنی‌ كه‌ با این‌ نیت‌ آغاز می‌شود علاوه‌ بر ثواب‌ و پاداشی‌ كه‌ برای‌ صاحب‌ آن‌ به‌ همراه‌ دارد، پیوند و ارتباط‌ انسان‌ مومن‌ را با امام‌ غائبش‌ محكم‌تر می‌كند كه‌ به‌ وسیله‌ آن‌ می‌تواند به‌ محبوب‌ خویش‌ نزدیك‌تر شود. چنانكه‌ امام‌ موسی‌
 كاظم‌ (ع‌) در فضیلت‌ آنان‌ كه‌ ثواب‌ قرائت‌ و ختم‌ قرآن‌ رابه‌ پیامبر و ائمه‌ اطهار، علیهم‌ السلام‌، هدیه‌ می‌كنند، فرموده‌اند:
 پاداش‌ آنان‌ این‌ است‌ كه‌ در روز قیامت‌ با ما اهل‌بیت‌ خواهند بود.
 همچنین‌ یكی‌ از معصومین‌، علیهم‌ السلام‌، روایت‌ است‌ كه‌ فرموده‌اند:
 هر كس‌ ثواب‌ نماز خود (چه‌ واجب‌ و چه‌ مستجب‌) را برای‌ رسول‌ خدا و امیر المؤمنین‌ و امامان‌ بعد از آن‌ حضرت‌، علیهم‌ السلام‌، قرار دهد خداوند ثواب‌ نمازش‌ را آنقدر افزایش‌ می‌دهد كه‌ از شمارش‌ آن‌ نفس‌ قطع‌ می‌گردد و پیش‌ از آنكه‌ روحش‌ از بدنش‌ برآید به‌ او گفته‌ می‌شود: هدیه‌ تو به‌ ما رسید پس‌ امروز، روز پاداش‌ و تلافی‌ كردن‌ (نیكیهای‌) توست‌. دلت‌ خوش‌ و چشمت‌ روشن‌ باد به‌ آنچه‌ خداوند برایت‌ مهیّا فرموده‌ و گوارایت‌ باد آنچه‌ كه‌ به‌ آن‌ رسیده‌ای‌.

 

 

  پی‌ نوشت‌ :
 - سوره‌ نساء ، آیه‌ 86
 مآخذ:
 1. موسوی‌ اصفهانی‌، سید محمد تقی‌، مكیال‌ المكارم‌، ج‌ 2، صص‌  379ـ373
 2. اكبری‌، محمود، برگهای‌ زرین‌ (داستانهایی‌ از سیره‌ ائمه‌  معصومین‌)، ص‌ 128

 


موعود جوان‌ شماره‌ نوزدهم‌ 



:: مرتبط با: تكلیف منتظران ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1387/03/15
زمان : 11:06 ق.ظ
۸۸۵۳آداب‌ منتظران‌
نظرات |

آداب‌ منتظران‌     
 
 اندوهگین‌ بودن‌ و گریستن‌ در فراق‌ امام‌ عصر(ع‌)

  از نشانه‌های‌ دوستی‌ و اشتیاق‌ شیعیان‌ به‌ امام‌ عصر (ع‌) و دلیل‌ معرفت‌ و محبت‌ قلبی‌ آنان‌ به‌ امام‌، اندوهگین‌ بودن‌ از فراق‌آن‌ حضرت‌ و گریستن‌ بر مصیبت‌ها و رنج‌های‌ ایشان‌ است‌، چنانكه‌ در دیوان‌ منسوب‌ به‌ آقا و مولایمان‌ امیرالمؤمنین‌علی‌(ع‌) در بیان‌ دلایل‌ و نشانه‌های‌ دوستی‌ راستین‌ آمده‌ است‌:
  و از نشانه‌ها: خندیدنش‌ در میان‌ مردم‌ است‌، درحالیكه‌ دلش‌ مالامال‌ از اندوه‌ باشد.
  همانطور كه‌ هر یك‌ از دوستان‌ و خویشان‌ بر گردن‌ ما حقی‌ دارند و اگر به‌ گرفتاری‌ و مصیبتی‌ مبتلا شوند، ما نیز به‌ خاطرغم‌ و اندوه‌ آنان‌ اندوهگین‌ می‌شویم‌، مطمئناً این‌ حق‌ برای‌ پیشوا و مولایمان‌، حضرت‌ حجت‌ (ع‌)، بر تمامی‌ مؤمنین‌سزاوارتر است‌. اگر بدانیم‌ كه‌ غیبت‌ طولانی‌ امام‌ چه‌ محرومیت‌ بزرگی‌ را نصیب‌ ما كرده‌ است‌ و تحمل‌ این‌ همه‌ سال‌ انتظار،چقدر برای‌ خود ایشان‌ سخت‌ است‌، بدون‌ شك‌ روزها و شب‌هایمان‌ بی‌ذكر یاد او نخواهد گذشت‌.
  امام‌ صادق‌ (ع‌) درباره‌ فضیلت‌ اندوهگین‌ بودن‌ در فراق‌ آن‌ حضرت‌ فرموده‌اند:
  شخص‌ مهموم‌ به‌ خاطر ما كه‌ غم‌ و اندوهش‌ از جهت‌ ظلمی‌ است‌ كه‌ بر ما رفته‌، نفس‌ كشیدنش‌تسبیح‌گویی‌ است‌ و هم‌ او به‌ خاطر ما عبادت‌ است‌   ... (و) هر كس‌ دیده‌اش‌ در راه‌ ما گریان‌ شود به‌ خاطرخونی‌ كه‌ از ما به‌ ناحق‌ ریخته‌ شده‌ یا حقی‌ كه‌ از ما سلب‌ گردیده‌ یا حرمتی‌ كه‌ از ما هتك‌ شده‌ یا به‌ خاطر یكی‌از شیعیانمان‌ خداوند تعالی‌ به‌ آن‌ اشك‌ سال‌ها جایگاهش‌ را در بهشت‌ قرار خواهد داد.
  غیبت‌ مولایمان‌ و آنچه‌ از ناراحتی‌ها و حوادث‌ ناگوار بر آن‌ حضرت‌ و بر شیعیان‌ وارد گردیده‌، از بزرگترین‌ و مهمترین‌علل‌ حزن‌ و اندوه‌ ائمه‌ معصومین‌ (ع‌) بوده‌ است‌، چنانكه‌ مفضل‌ بن‌ عمر، از اصحاب‌ خاص‌ امام‌ صادق‌ (ع‌) در توصیف‌احوال‌ آن‌ امام‌، آورده‌ است‌:
  زمانی‌ ایشان‌ را دیدم‌ كه‌ بر روی‌ خاك‌ نشسته‌ و همچون‌ كسی‌ كه‌ فرزند از دست‌ داده‌ و جگرش‌ سوخته‌ باشد می‌گرید.حزن‌ و اندوه‌ چهره‌اش‌ را فراگرفته‌ و رنگش‌ را تغییر داده‌ و اشك‌، چشمانش‌ را پر كرده‌ بود، می‌فرمود:
  ای‌ آقای‌ من‌! غیبت‌ تو خواب‌ از سرم‌ ربوده‌ و زمین‌ را بر من‌ تنگ‌ نموده‌ و راحتی‌ از دلم‌ برده‌. ای‌ آقای‌من‌! غیبت‌ تو مصیبتم‌ را به‌ اندوه‌های‌ ابدی‌ پیوسته‌... از جهت‌ مصیبت‌های‌ گذشته‌ و بلایای‌ پیشین‌ اشكی‌ ازچشمم‌ جاری‌ نشود و ناله‌ای‌ از سینه‌ای‌ سر نكشد مگر اینكه‌ در برابر چشمم‌ مجسم‌ می‌گردد محنت‌های‌ (تو)كه‌ از آن‌ ها بزرگتر و سخت‌تر است‌...
  پس‌ عرض‌ كردم‌ این‌ كدام‌ محنت‌ سخت‌ است‌ كه‌ سبب‌ شده‌ اینچنین‌ در ماتم‌ و سوگ‌ بنشینید؟
  امام‌ آهی‌ بركشید و پریشانی‌اش‌ بیشتر شد و فرمود:
  به‌ درازا كشیدن‌ و طول‌ عمر (قائم‌)مان‌ و گرفتاری‌ مؤمنین‌ در آن‌ زمان‌ و شك‌ و تردیدهایی‌ كه‌ بر اثرطولانی‌ شدن‌ غیبت‌ او بر ایشان‌ پدید می‌آید و بیشترشان‌ از دین‌ برمی‌گردند و رشته‌ اسلام‌ یعنی‌ ولایت‌ را ازگردن‌ بیرون‌ می‌افكنند.

 



:: مرتبط با: تكلیف منتظران ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1387/03/15
زمان : 11:06 ق.ظ
۸۸۵۲آداب‌ منتظران‌
نظرات |

آداب‌ منتظران‌     

 تجدید بیعت‌ با حضرت‌ ولی‌ عصر، عجّل‌الله تعالی‌ فرجه‌
 بیعت‌ و تجدید عهد و میثاق‌ با پیغمبر، صلّی‌اللهعلیه‌وآله‌، و امام‌، علیه‌السلام‌، در احادیث‌ و روایات‌ اسلامی‌ از جمله‌ واجباتی‌ است‌ كه‌ بر گردن‌ همه‌ افراد، از مرد و زن‌ نهاده‌ شده‌ است‌. پیغمبر اكرم‌، صلّی‌اللهعلیه‌وآله‌، فرموده‌اند:
 هركس‌ بمیرد درحالیكه‌ نسبت‌ به‌ امام‌ مسلمین‌ بیعتی‌ بر گردن‌ او نباشد به‌ مرگ‌ جاهلیت‌ مرده‌ است‌  .
 در خطبه‌ غدیر نیز آمده‌ است‌ مأموریت‌ الهی‌ پیامبر، صلّی‌اللهعلیه‌وآله‌، و رسالت‌ بزرگ‌ ایشان‌ زمانی‌ به‌انجام‌ رسید كه‌ دین‌ اسلام‌ را به‌ فرمان‌ خداوند در غدیر خم‌ كامل‌ نمودند. رسول‌ خدا، صلّی‌اللهعلیه‌وآله‌، در این‌ روز همة‌ امت‌ را (چه‌ كسانی‌ كه‌ حاضر بودند و چه‌ غائب‌) به‌ بیعت‌ با امیرمؤمنان‌، امام‌ حسن‌، امام‌ حسین‌ و امامان‌ از فرزندان‌ حسین‌، علیهم‌السلام‌، امر فرمود و عهد و پیمان‌ به‌ اطاعت‌ ایشان‌ را بر مردم‌ واجب‌ نمود، با وجود اینكه‌ ائمه‌ اطهار، علیهم‌السلام‌، معاصر اهل‌ آن‌ زمان‌ نبودند.
 البته‌ بیعت‌، گاه‌ به‌معنای‌ دست‌ دادن‌ است‌ كه‌ اگر در زمان‌ حضور امام‌ معصوم‌، علیه‌السلام‌، طلب‌ شود بر همه‌ افراد واجب‌ است‌ كه‌ اطاعت‌ كنند. از همین‌رو وقتی‌ پیامبر اسلام‌، صلّی‌اللهعلیه‌وآله‌، در روز غدیر و غیر آن‌ مسلمانان‌ را به‌ بیعت‌ كردن‌ با امام‌، علیه‌السلام‌، فرا می‌خواند، به‌ آن‌ سبقت‌ می‌گرفتند. حتی‌ ایشان‌ بعد از فتح‌ مكه‌ امر فرمود ظرف‌ آبی‌ آوردند، دست‌ خود را در آن‌ فرو برده‌، سپس‌ آن‌ را بیرون‌ آورد، آنگاه‌ به‌ زنان‌ فرمود: دستهایتان‌ را در این‌ آب‌ فرو ببرید كه‌ همین‌ بیعت‌ است‌. و گاه‌ بیعت‌ با دل‌ و زبان‌ است‌، یعنی‌ تصمیم‌ قلبی‌ محكم‌ و ثابت‌ بر اطاعت‌ امر امام‌، علیه‌السلام‌، و یاری‌ كردن‌ او با نثار جان‌ و مال‌ و بر زبان‌ آوردن‌ آنچه‌ دل‌ بر آن‌ نهاده‌ایم‌. چنانكه‌ رسول‌ خدا، صلّی‌اللهعلیه‌وآله‌، وقتی‌ دشواری‌ بیعت‌ همه‌ مؤمنان‌ با علی‌، علیه‌السلام‌، را دیدند به‌ آنان‌ امر فرمودند كه‌ با زبان‌، عهد و بیعت‌ خود را اظهار كنند.
 پس‌ سزاوار است‌ در دوران‌ غیبت‌، دل‌ به‌ ولایت‌ مولایمان‌ امام‌ زمان‌، عجّل‌اللهتعالی‌فرجه‌، بسپاریم‌ و هر روز عهد و بیعت‌ خویش‌ را با امام‌، علیه‌السلام‌، یادآور شویم‌. چنانكه‌ دعای‌ عهد مشتمل‌ بر تجدید بیعت‌ برای‌ حضرت‌ صاحب‌الامر، عجّل‌اللهتعالی‌فرجه‌، است‌ و امام‌ صادق‌، علیه‌السلام‌، درباره‌ آن‌ فرموده‌اند:
 هركس‌ چهل‌ روز این‌ دعا را بخواند از یاوران‌ حضرت‌ قائم‌، علیه‌السلام‌، خواهد بود و اگر پیش‌ از ظهور آن‌ حضرت‌ بمیرد، خدای‌ تعالی‌ او را زنده‌ خواهد كرد تا در ركاب‌ آن‌ جناب‌ جهاد نماید...
 همچنین‌ مستحب‌ است‌ عهد و میثاق‌ با آن‌ حضرت‌ را در روز جمعه‌ تازه‌ نماییم‌ كه‌ در این‌ روز خداوند برولایت‌ امامان‌، علیهم‌السلام‌، از جهانیان‌ پیمان‌ گرفته‌ است‌ و ثواب‌ كارهای‌ نیك‌ در آن‌ دو برابر نوشته‌ می‌شود و بدون‌ تردید بیعت‌ كردن‌ از نیكوترین‌ كارها و بهترین‌ و كاملترین‌ عبادتهاست‌ و:
 هركس‌ بر آنچه‌ با خدا عهد بسته‌ وفادار بماند خداوند او را پاداشی‌ بزرگ‌ خواهد داد  .

 

 

 پی‌نوشت‌ها:
 *  موسوی‌ اصفهانی‌، سید محمد تقی‌، مكیال‌المكارم‌، ج‌ 2، ص‌ 350-324 .
 1. صحیح‌ مسلم‌، ج‌ 3، حدیث‌ 1478 .
 2. سوره‌ فتح‌، آیه‌ 10 .
 



:: مرتبط با: تكلیف منتظران ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1387/03/15
زمان : 11:06 ق.ظ
 

 




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic