۸۸۸۰ تکالیف منتظران حضرت مهدی(عج)
نظرات |

 تکالیف منتظران حضرت مهدی(عج)     

1-تحصیل شناخت صفات و آداب و ویژگیهای آن جناب
2- رعایت ادب نسبت به یاد او
3- محبت خاص نسبت به آن حضرت
4- محبوب نمودن او در میان مردم
5- انتظار فرج و ظهور آن حضرت
6- اظهار اشتیاق به دیدار آن حضرت
7- ذکر مناقب و فضایل آن حضرت

8- اندوهگین بودن مومن از فراق آن حضرت
9- حضور در مجالس فضایل و مناقب آن حضرت
10- تشکیل مجالس ذکر مناقب و فضایل آن حضرت
11و12- سرودن و خواندن شعر در فضایل و مناقب آن حضرت
 13- قیام،هنگام یاد شدن نام یا القاب آن حضرت
14و15و16- گریستن و گریاندن وخود را به گریه کنندگان شبیه نمودن بر فراق آن حضرت
17- درخواست معرفت امام عصر از خداوند
18- تداوم درخواست معرفت آن حضرت
19- مداوت به خواندن دعای غریق
20- دعا در زمان غیبت آن حضرت
21- شناختن علامتهای ظهور آن حضرت
22- تسلیم بودن و عجله نکردن
23- صدقه دادن به قصه سلامتی آن حضرت
24- صدقه دادن به نیابت آن حضرت
25و26- حج رفتن به نیابت از آن حضرت و فرستادن نایب از طرف آن جناب
27و28- طواف بیت الحرام به نیابت از امام و نایب ساختن دیگری تا از طرف ایشان طواف نماید
29- زیارت مشاهد رسول خدا و ائمه به نیابت از مولایمان
30- استحباب اعزام نایب برای زیارت از سوی آن حضرت
31- سعی در خدمت کردن به آن حضرت
32- اهتمام ورزیدن به یاری آن جناب
33- تصمیم قلبی بر یاری کردن آن جناب در زمان حضرت و ظهور او
34- تجدید بیعت با آن حضرت بعد از فرائض همه روزه و هر جمعه
35- صله آن حضرت به وسیله مال
36- صله شیعیان و دوستان صالح امام به وسیله مال
37- خوشحال کردن مومنین
38- خیرخواهی برای آن حضرت
39- زیارت کردن آن حضرت
40- دیدار مومنین صالح و سلام کردن بر آنان 
41- درود فرستادن بر آن حضرت
42- هدیه کردن ثواب نماز به آن جناب
43- هدیه نماز مخصوص
44- نماز هدیه به آن حضرت به گونه مخصوص و در وقت معین
45- اهدا قرائت قرآن به آن حضرت
46- توسل و طلب شفاعت نزد خداوند به وسیله آن حضرت
47- دادخواهی و توجه نمودن و عرض حاجت بر آن حضرت
48- دعوت کردن مردم به آن حضرت
49-رعایت حقوق آن حضرت و مواظبت بر ادای آنها ورعایت وظایف نسبت به آن بزرگوار
50- خشوع دل هنگام یاد آن حضرت
51- عالم باید علمش را آشکار سازد
52-تقیه کردن از اشرار و مخفی داشتن راز از اغیار
53- صبر کردن بر اذیت و تکذیب و سایر محنتها
54- درخواست صبر از خدای تعالی
55- سفارش یکدیگر به صبر در زمان غیبت حضرت قائم 
56- پرهیز از مجالسی که نام آن حضرت در آنها مورد تمسخر باشد
57- تظاهر با ستمگران و اهل باطل
58- ناشناس ماندن و پرهیز از شهرت یافتن
59- تهذیب نفس
60- اتفاق و اجتماع بر نصرت آن حضرت
61- موفق شدن بر توبه واقعی و بازگرداندن حقوق به صاحبان آنها
62و63- پیوسته به یاد آن حضرت بودن و به آدابش عمل کردن
64- دعا به درگاه الهی برای جلوگیری از نسیان یاد آن حضرت
65- اینکه بدنت نسبت به آن جناب خاشع باشد
66- مقدم داشتن خواسته آن حضرت برخواسته خود
67- احترام کردن نزدیکان و منسوبین به آن حضرت
68- بزرگداشت اماکنی که به قدوم آن حضرت زینت یافته اند
69و70- وقت ظهور را تعیین نکردن وتکذیب وقتگذاران
71- تکذیب مدعیان نیابت خاصه از آن حضرت در زمان غیبت کبری
72- درخواست دیدار آن حضرت با عافیت و ایمان
73- اقتدا و تاسی جستن به اخلاق و اعمال آن حضرت
74- حفظ زبان از غیر یاد خداوند ومانند آن
75- نماز آن حضرت
76- گریستن در معصیت مولایمان حضرت امام حسین
77- زیارت قبر مولایمان امام حسین
78- بسیار لعنت کردن بر بنی امیه در آشکار و پنهان
79- اهتمام در ادای حقوق برادران دینی
80- مهیا کردن سلاح و اسب در انتظار ظهور آن جناب

برگرفته از کتاب گرانسنگ "مکیال المکارم" تالیف مرحوم آیت الله سید محمدتقی موسوی اصفهانی (جلداول)

برای تعجیل در ظهور امام زمان هزار صلوات بفرستیم

تهیه: محمدباقر آقایی 
 
 



:: مرتبط با: تكلیف منتظران ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1387/03/16
زمان : 01:06 ق.ظ
۸۸۷۹بایسته های سلوك منتظر
نظرات |

بایسته های سلوك منتظر     

مداومت بر عرض طاعت و تبعیت، تجدید عهد و بیعت، و اظهار مودت و محبت نسبت به حضرت ولی عصر(ع)
مداومت بر عرض طاعت و تبعیت، تجدید عهد و بیعت، و اظهار مودت و محبت نسبت به حضرت ولی عصر، ناموس اكبر، بقیةالله، صاحب غیبت الهیه، وارث انبیا و ائمه، آیت عظمی، امام زمان ـ ارواحنا و ارواح العالمین له الفداـ و توسل به او و استشفاع از او از اركان اصلیه در سلوك عبودی، و در سفر الی الحق است.
سالك باید در هر شب و روز یعنی در هر بیست و چهار ساعت لااقل یك بار به این امر بپردازد و وظیفة خود را در این باب بجا بیاورد و جانب حضرت معبود را در خصوص این امر مراقبت كند كه او خود طاعت و تبعیت از امام، عهد و بیعت با امام، مودت و محبت نسبت به امام و نیز توسل و استشفاع از امام را دستور داده و بر آن تأكید فرموده است.
لازم است لااقل هر روز صبح بعد از اینكه نماز صبح را بجا آورد، بعد از تسبیح حضرت زهرا(س) و بعد از دعای صباح، دعای عهد را با حضور قلب بخواند و بر آن مداومت كند و دعای ندبه را نیز روزهای جمعه با حضور بخواند و بر آن هم مداومت داشته باشد.

ولایت مطلقه و وساطت
لازم است به این حقیقت به دقت توجه داشته باشیم كه مقام ولایت مطلقه را خدای متعال واسطة فیض و افاضه قرار داده است و نزول فیوض و بركات الهیه بر همة موجودات و بر انسان‌ها و همچنین صعود همة موجودات و انسان‌ها به سوی پروردگار از طریق مقام ولایت مطلقه و به وساطت آن است.
حامل ولایت مطلقه، خلیفة اعظم حق است و اوست قطب اقطاب، انسان كبیر و آدم حقیقی كه مسجود ملائكه است و اوست مخلوق اول و از او در مجالی مختلف به «قلم اعلی»، «عقل» و «روح اعظم» تعبیر آورده می‌شود.
حامل ولایت مطلقه را عقول جزئیه، آنچنان كه هست نمی‌توانند بشناسند و صاحبان كشف بالا هم هر كدام به اندازة خود می‌توانند بشناسند، یعنی بسیار جزئی و نه آنچنان كه باید.
رسول اكرم و سایر معصومین، از جمله حضرت بقیةالله‌الاظم(ص) صاحبان ولایت مطلقه و حاملان آن هستند.
حضرت بقیةالله ـ ارواحنا لتراب مقدمه القداـ ولیّ زمان و حجت عصر است و واسطة نزول فیض از حق و صعود خلق به سوی حق می‌باشد.
در مقام نزول فیض حق، آنچه از افاضات ربوبی به سالك می‌رسد از طریق آن حضرت است، چه خود سالك بداند و چه نداند، چه توجه داشته باشد و چه توجه نداشته باشد.
در دعای ندبه چنین می‌خوانیم:
أین السّبب المتّصل بین الأرض و السّماء.
یعنی، كجاست سید من و مولای من، آن سبب متصل بین زمین و آسمان و آن وسیلة ارتباط زمین با آسمان و واسطه‌ای كه فیض آسمانی از طریق او به زمین و اهل آن می‌رسد؟
و در مقام صعود و عروج الی الله هم سالك هر قدمی به سوی مقصد بردارد، هر قرب و منزلتی را نایل آید و هر مقام و مرتبه‌ای را برسد، همه از طریق آن حضرت، به امامت او، به وسیلةاو، و به وساطت اوست، چه بداند و چه نداند، چه توجه داشته باشد و چه توجه نداشته باشد.
در همین دعا می‌خوانیم:
أین باب‌الله الّذی منه یؤتی.
یعنی، كجاست سید من و مولای من، آن باب‌الله كه از آن باید به خدا و به جوار قدس او روی آورد؟

تذكرات لازم در این مقام
اولاً باید سالك به آن حضرت محبت سخت داشته باشد و از فراق آن حضرت در حزن و اندوه بوده،‌ و شب و روز در آرزوی زیارت جمال او باشد و با دل سوخته از خدای متعال این مسئلت را داشته باشد كه وی را منت بگذارد و از این نعمت او را بهره‌مند بگرداند.
شهود جمال او شهود وجه‌الله است، و آرزوی مشتاقان و مقصد عارفان و آرامش سوختگان.
مگر نمی‌خوانی و مگر نمی‌گویی در دعای ندبه كه:
أین وجه‌الله الّذی إلیه یتوجّه الأولیاء؟
یعنی، كجاست آن وجه‌اللّهی كه اولیا و دوستداران حق به سوی او متوجه می‌شوند و به او روی می‌آورند؟

گل عزیز است غنیمت شمریدش صحبت
كه به باغ آمد از این راه و از آن خواهد شد
این تطاول كه كشید از غم هجران بلبل
تا سـراپردة گل نعـره زنان خواهد شد1

و مگر از زبان مشتاقان عارف، و عارفان مشتاق در همین دعا نمی‌گویی:
اللّهمّ أنت كشّاف الكرب و البلوی و إلیك أستعدی فعندك العدوی و أنت ربّ الآخرة و الدّنیا، فأغث یا غیاث المستغیثین عبیدك المبتلی و أره سیّده یا شدید القوی و أزل عنه به الأسی و الجوی و برّد غلیله یا من علی العرش استوی و من إلیه الرّجعی و المنتهی، اللّهمّ و نحن عبیدك التّائقون الی ولیّك المذكّر بك و بنبیّك... .
یعنی، ای خدا، تویی برطرف‌كنندة گرفتاری‌ها و اندوه دل‌ها، و من به تو روی آورده و داد دل از تو می‌خواهم كه داد دل‌ها نزد تو می‌باشد، و تویی پروردگار دنیا و آخرت، پس ای فریادرس فریادخواهان، به فریاد بندة ضعیف گرفتار به بلا و ستم و هجران و فراق برس و مولا و سید او را، ای خدای توانا، برای او ظاهر بگردان و به او بنما و با این امر اندوه و سوز دل او را برطرف بفرما و سوزش دل او را فرو نشان، ای خدایی كه بر عرش هستی استقرار داری و بازگشت و منتهای همه به سوی توست، خدایا ما بندگان تو مشتاق زیارت ولیّ تو كه یادآور تو و پیامبر تو می‌باشد هستیم... .
و بالاخره، چگونه می‌شود سالك صادق، و مشتاق لقای حضرت معبود، به لقا و شهود جلوة تامّ جمال و جلال او كه جلوة اسم اعظم او و وجه اوست، مشتاق نباشد؟!

در بشر روپوش گشته‌ست آفتاب
فهـم كن والله اعـلم بالصّـواب2

و ثانیاً باید جهت تعجیل فرج آن حضرت، برای اعلای كلمة توحید، احیای معالم دین و اهل آن، اعاده ملّت وشریعت، اماتة باطل، محو پایه‌های شرك و نفاق، قطع ریشه‌های دسیسه و بدعت، نابودی اهل طغیان و عصیان، در هم شكستن شوكت ستمكاران، از میان برداشتن متكبّران و سركشان، ریشه‌كن ساختن ملحدان و معاندان و گمراه‌كنندگان، به خاك ذلت نشاندن دشمنان، تطهیر زمین از باطل و اهل آن، و استقرار عدل و توحید در همه جا، با اصرار و سوز دل دعا كند، و دردمندانه از خدای متعال فرج آن حضرت را بخواهد كه وی را از اعوان و انصار حضرتش و از سبقت‌كنندگان به سوی او و طاعت او قرار دهد و بر این دعا نیز اصرار و مداومت كند، كه این عنایت بزرگی است از خدای متعال.
و ثالثاً باید در «توسل» به آن حضرت و «استشفاع» از او بكوشد و سعی نماید نظر خاص حضرتش را به خود جلب كند كه نظر خاص او به اذن الله كارساز، راه‌گشا و حل‌كنندة مشكلات طریق است و سالك نباید از آن غفلت داشته باشد. و باید بداند كه مشكل‌ها از این طریق حل می‌شود، عنایت‌های ربوبی از این طریق كسب می‌گردد و فتح باب‌ها همه را از این راه است، و این، مشیت حضرت حق، و ارادة جناب او است؛
بكم فتح ‌الله و بكم یختم...فازالفائزون بولایتكم... إن ذكر الخیر كنتم أوّله و أصله و فرعه و معدنه و مأویه و منتهاه.3
[به واسطة شما خداوند گشود و به واسطة شما پایان می‌بخشد... دست‌یابندگان به ولایتتان رستگار شدند... هر خیری كه بیان شود، شما ابتدا و اصل و فرع و معدن و جایگاه و انتهای آن هستید.]
و به عبارتی، اگر نظر خاص حضرتش را كسب كند به فیض عظیمی خواهد رسید زیرا كه نظر او حامل نظر حضرت حق است.


 گفت لاینظر إلی تصویركم

فابتغوا ذاالقلب فی تدبیركم
من ز صاحب دل كنم در تو نظر
نه به نقش سجده و ایثار زر4

بنابراین، لازم است در توسل و استشفاع از آن حضرت اصرار داشته باشد تا حضرتش او را قبول كند، به او رأفت كند و برای او نزد خدای متعال شفاعت نماید كه خدا او را به آنچه رضوانش در آن می‌باشد هدایت كند و موفق بدارد و او را مجذوب به سوی خود بگرداند، و خلاصه او را قبول نموده به جوار خود بخواند.
باید توجه داشت كه ما آن صلاحیت را نداریم روی به ساحت قدس حضرت معبود بیاوریم زیرا ساحت او بسیار بالا و بسیار پاك است و روی ما در باطن امر بسیار ظلمانی و بسیار آلوده . باید به وجاهت وجه بندة صالح او به سوی او روی بیاوریم، و به ساحت قدس او متوجه شویم؛
یا سیّدنا و مولانا إنّا توجّهنا و استشفعنا و توسّلنا بك إلی الله و قدّمناك بین یدی حاجاتنا، یا وجیهاً عندالله إشفع لنا عندالله.5
و این حقیقتی است كه تأمل در دعاها و زیارت‌ها و مناجات‌ها ما را به آن هدایت می‌كند.
در هر صورت، در توسل و استشفاع، در جلب نظر، در كسب رأفت، و در تحصیل رضایت آن حضرت باید جدیت كامل داشته باشد و در این باب مسامحه نكند. بسا ساعتی خوب به توسل و استشفاع بپردازد و موفق شود نظر خاص آن حضرت را به خود معطوف بدارد و رأفت و رضایت او را به دست آورد و حضرتش نزد خدای متعال برای او شفاعتی كند كه بر اثر آن جذبات و عنایات خاصة ربوبی شامل حال او گردیده و در یك ساعت به فضل بزرگی نایل آید كه در یك سال مجاهدت عبودی به آن نایل نمی‌شد و بلكه در سال‌ها.
البته این توفیق هم از خداست و او باید منت گذارد و انسان را به چنین توسل و استشفاع كه آثار و بركات بالایی را در بر دارد موفق بفرماید؛
و امنن علینا برضاه وهب لنا رأفته و رحمته و دعائه و خیره ماننال به سعةً من رحمتك و فوزاً عندك.6
[و بر ما به وسیلة رضایت آن حضرت(ع) منت نه و رأفت و رحمت و دعا و خیر او را نصیبمان فرما تا بدان وسیله به وسعتی از رحمت و فوز در نزدت نائل شویم.]
سخن این است كه باید به هر حیله‌ای است در دل آن حضرت راه یافت، و در قلب شریف او برای خود جایی پیدا كرد كه قلب او قلب است و مورد نظر حق، قلبی كه خدای متعال می‌خواهد، قلبی كه مجلای جمال و جلال اوست، قلبی كه اصل ایجاد و خلقت برای آن است، قلبی كه خدا جمال خود را در آن نهاده، و عشق او به خود و جمال خود، عشق به آن را كه آیینة جمال اوست در بر دارد و این قلب، محبوب جناب اوست و هر كه به هر اندازه در این قلب برای خد حساب باز كرده باشد، به همان اندازه مشمول نظر خواهد بود، و از رأفت حق برخوردار. (دقت شود)
مگر نخوانده‌ای این آیات را كه:
یوم لاینفع مال و لابنون إلّا من أتی الله بقلب سلیم.7
[روزی كه هیچ مال و فرزندی سود نمی‌دهد  مگر كسی كه دلی پاك به سوی خدا بیاورد.]
و مگر از این آیات به این حقیقت نرسیده‌ای كه حضرت معبود جلّ شأنه فقط به قلبی نظر دارد كه درآن جز او نیست؟
من و تو باید سعی كنیم برای خود در چنین قلبی كه «قلب» است جایی پیدا كنیم، و از رأفت آن برای خود سهمی.
در اینجا به این اشعار از مولوی هم خوب دقت كن كه:

صد جوال زر بیاری ای غنی
حق بگوید دل بیار ای منحنی

گر ز تو راضی‌ست دل من راضیم
ور ز تو معرض بود اعراضیم

ننگرم در تو در آن دل بنگرم
تحفه آن را آر ای جان در برم

با تو چون است؟ هستم من چنان
زیر پای مادران باشد جنان

مادر و بابا و اصل خلق اوست
ای خنك آن كس كه دل داند ز پوست

تو بگویی نك دل آوردم به تو
گویدت این دل نیرزد یك تسو

آن دلی آور كه قطب عالم است
جان جان جان جان آدم است

از برای آن دل پر نور و برّ
هست آن سلطان دل‌ها منتظر8


مداومت بر عرض طاعت و تبعیت، تجدید عهد و بیعت، و اظهار مودت و محبت نسبت به همة حضرات معصومین(ع)
امر دیگر، مداومت بر عرض طاعت و تبعیت، تجدید عهد و بیعت، و اظهار مودت و محبت نسبت به همة حضرات معصومین(ص)، و توسل به آنان و استشفاع از آنان است. این امر نیز از اركان اصلیه در سلوك عبودی، و در سفر الی الحق است.
سالك باید وظیفة خود در این باب را به جا بیاورد و بر این مداومت داشته باشد و جانب حضرت معبود را در خصوص این امر، مراقبت كند كه او خود طاعت و تبعیت از آنان، عهد و بیعت با آنان، مودت و محبت نسبت به آنان و توسل و استشفاع از آنان را دستور و بر آن تأكید فرموده است.

محبت حضرات معصومین
همة معصومین(ص) نور واحد هستند و همه صاحبان ولایت مطلقه، وسایط فیض حق، و طرائق الی الحق می‌باشند. محبت سالك نسبت به آنان، و اشتیاق وی به زیارت و لقای آنان هر چه شدیدتر و حزن و اندوه وی از فراق آنان هر چه بیشتر باشد، به همان اندازه از بركات این «محبت و اشتیاق» بهره‌مند خواهد شد. پیداست هر چه صلاحیت روح سالك از جهت تقوا و پاكی، از جهت التزام به صراط مستقیم قرآنی و از جهت اطاعت و تبعیت از آنان بیشتر باشد، بركات این «محبت و اشتیاق» هم بیشتر خواهد بود.
بر اثر «محبت» و «اشتیاق» نسبت به آنان، روح سالك به سوی آنان كشیده می‌شود، و با ارواح پاكشان نوعی اتحاد می‌یابد، اتحاد یا نزدیكی مخصوصی كه متضمن آثار و بركات بسیار بالایی است و نتایج و عوایدی در بر دارد كه در وصف نیاید و در فكر نگنجد.
ارباب بصیرت می‌دانند كه این اتحاد یا نزدیكی مخصوص، در اصل به صورت فنای روح سالك در ارواح طیبة آنان می‌باشد و هر چه سنخیت كامل‌تر و محبت شدیدتر باشد، انجذاب و اتحاد هم كامل‌تر و در نتیجه فنا نیز كامل‌تر خواهد بود، و هر چه فنا كامل‌تر باشد، صعود روح و اقبال آن به سوی حضرت معبود بیشتر خواهد شد، زیرا كه روح با ارواح آنان یكی شده و ارواح آنان هم اقبال محض به حضرت حق، و فانی فی الحقّ، و باقی الحقّ است.
گویی نور ضعیفی كه روشنایی كمی دارد و از تیرگی‌های زیادی برخوردار است، با نور بسیار روشن و كاملی كه هیچ گونه ضعف و تیرگی در آن نیست وحدت یافته، و نور كامل به آن غالب و قاهر گشته، و آن را احاطه نموده، و ضعف‌ها و تیرگی‌های آنرا از میان برده و كاملش گردانیده است. هر چه این نور ضعیف به نور كامل نزدیك‌تر شود و با آن وحدت بیشتر یابد و در آن مستغرق باشد، به همان اندازه غلبه و احاطة نور كامل به آن بیشتر خواهد بود، تا جایی كه وحدت كاملاً تحقق یابد، و فنا حاصل گردد كه در این صورت، نور ضعیف با حفظ تبعیت و فنا، و در مرتبة خود، از ضیا و روشنی نور كامل، و از آثار وجودی آن، بر اثر فنای در آن، برخوردار خواهد بود، كه از آن جمله است انجذاب الی الله.
البته اشتباه نشود كه سخن در محبت عاملان و سالكان نسبت به حضرات معصومین است، نه در محبت بی‌حقیقت و ادعایی جاهلانی كه چندان پابند عمل و تبعیت از آنان نیستند، و دعوی محبت آنان دارند كه جز دعوی نیست.

ولایت حضرات معصومین
ولایت آنان، یعنی اطاعت و تبعیت از آنان، و ارتباط باطنی و قرب روحی به آنان، و تحصیل نظر آنان، دارای اسرار عمیقه و بركات عالیه‌ای است كه در وصف نمی‌آید.
در زیارت جامعة كبیره می‌خوانیم:
وجعل صلوتنا علیكم و ماخصّنا به من ولایتكم طیباً لخلقنا و طهارةً لأنفسنا و تزكیةً لنا و كفّارةً لذنوبنا.
یعنی، و خدای متعال قرار داد صلوات ما بر شما، و نعمت ولایت شما را كه به ما عنایت فرموده است، وسیلة پاكی خلقت ما، وسیلة طهارت نفوس ما، وسیلة تزكیة ما، و وسیلة از میان رفتن گناهان ما.
دقت و تأمل در این جملات را به عهدة عارفان نكته‌سنج، و عاملان عارف كه از قید و بند فكر محدود نجات یافته، و در افق حیات و علم بالا قرار گرفته و از ادراك دل برخوردار گشته‌اند می‌گذاریم.
در هر صورت، اسرار و بركات ولایت آنان، آنچنان كه هست، در قالب الفاظ و در محدودة مفاهیم ذهنیه نمی‌گنجد و باید با قدم مجاهدت به آنها رسید، آن هم در حدی كه امكان آن هست، و نه آنچنان كه هست.
صاحبدلان آگاه تا حدودی از این اسرار و بركات باخبرند، و دل مردگان بی‌خبر از آنها در غفلت و حجابند.
آیة شریفه:
الیوم أكملت لكم دینكم و أتممت علیكم نعمتی.9
[امروز دین شما را برایتان كامل و نعمت خود را بر شما تمام گردانیدم.]
در این باب اشارت‌ها برای اهل اشارت و هدایت‌ها برای اهل معرفت دارد.
به طوری كه از اكثر اشارت‌ها و هدایت‌های این آیه و آیات دیگر در باب ولایت و اسرار و بركات آن نیز در غفلت مانده و محروم شده‌ایم، و در نتیجه، از آنچه می‌بایست بیابیم و با یافتن آن با دواهای دردهای خود آشنا شویم، دور افتاده و بی‌خبر مانده‌ایم.

ز اندرونم صد خموشی خوش نفس
دست بر لب می‌نهد یعنی كه بس

خامشی بحر است و گفتن همچو جُو
بحر می‌جوید تو را، جُو را مجو

از اشارت‌های دریا سرمتاب
ختم كن والله اعلم بالصواب10

مشكلات طریق و موانع راه را می‌بایست با استفاده از نعمت‌ولایت از میان برمی‌داشتیم، و نیز می‌بایست با استفاده از این نعمت بزرگ الهی زاد و توشة لازم در طی طریق را به دست می‌آوردیم. ولی متأسفانه بر اثر جهل و نداشتن شناخت لازم در خصوص همین نعمت بزرگ و در خصوص اشارت‌های قرآنی مربوط به آن، از استفاده از این نعمت الهی محروم شده و نتوانسته‌ایم مشكلات طریق را به‌دست آوریم و در مدارج عبودیت پیش برویم. و اگر شناختی هم داشته‌ایم، بسیار ناقص و سطحی بوده و عواید چندانی نداشته است.

ای عجب كه جان به زندان اندر است
وآنگهی مفتاح زندانش به دست11

صاحبان ولایت مطلقه، یعنی حضرات معصومین(ص) اولیای قافلة توحید، و سروران این قافله در حركت و سیر الی الله هستند. باید با ولایت آنان قدم در میدان توحید گذاشت و باید به امامت آنان به راه افتاد، والّا در این میدان پرمخاطره و در این راه پرفراز و نشیب، بی‌ولایت آنان و بدون دستگیری آنان نمی‌شود راه به جایی برد.

اصل لشكر بی‌گمان سرور بود
قوم بی‌سرور تن بی‌سر بود

این همه كه مرده و پژمرده‌ای
ز آن بود كه ترك سرور كرده‌ای12

این جملات را نیز در جامعة كبیره می‌خوانیم:
سعد من والاكم و هلك من عاداكم و خاب من جحدكم و ضلّ من فارقكم و فاز من تمسّك بكم و أمن من لجأ إلیكم و سلم من صدّقكم و هدی من اعتصم بكم.13
یعنی، هر كس ولایت شما را گردن نهاد، به سعادت رسید و هر كس با شما دشمنی نمود، به هلاكت افتاد و هر كه شما را انكار كرد، به خسران رسید و هر كه از شما جدا گردید، گمراه شد و هر كه به شما تمسك جست، فائز شد و هر كه به شما پناه آورد، ایمن گردید و هر كه شما را تصدیق نمود، مصون ماند و هر كه دست به دامن شما زد، به مقصد هدایت شد.
آبی كه خضر حیات ازو یافت
در میكده جو كه جام دارد

سر رشتة جان به جام بگذار
كاین رشته ازو نظام دارد14

آنان در عین اینكه مخلوق خدا، بندگان او، فقر محض در پیشگاه او، محتاج او، خاشع و خاضع در برابر او، خائف از او، امیدوار به عفو و مغفرت او هستند، در عین حال، به لحاظ منزلت بالایی كه در مقام عبودیت، و در مقام فنا و توحید حق دارند، منزلتی كه خدا به آنان عنایت كرده است، ابواب الهی می‌باشند، و از طریق آنان باید روی به حضرت مقصود آورد و آنانند رحمت موصوله، آیت مخزونه، امانت محفوظه، صراط أقوم، و بقیةالله.

جلب رضایت حضرات معصومین
«رضایت» آنان اگر به دست آید، به هر اندازه به دست آمده باشد، به همان اندازه هم حجب را از میان برمی‌دارد، ذنوب را برطرف می‌كند، و فاصلة بین سالك و حضرت معبود را كنار می‌زند. و این را سرّی است بسیار عمیق، سر عمیقی كه خبر از اسرار نهفته در قلوب شریفة آنان می‌دهد.
سرّ موجود در رضایت آنان را نمی‌شود به بیان آورد، و نمی‌شود با عقل جزئی و فكر محدود به آن رسید، و محرمان اسرارند كه در حدّ خود می‌توانند این سر عمیق را بیابند.
این چه رضایتی است كه حجاب افكن، و گناه‌سوز است؟ و چه رمز یا رموزی در آن است؟
هر چه باشد، رضایتی كه از دل‌های پاك آنان سر می‌زند، رضایت حضرت حق را در بر دارد، و حامل رضای اوست، و رضای جناب او در رضای این دل‌هاست. پیداست كه رضای او حجاب سوز و گناه‌سوز است، و فاصله‌ها را از میان برمی‌دارد.
در این جملات از جامعة كبیره دقت می‌كنیم:
یا أولیاءالله إنّ بینی و بین الله عزّوجلّ ذنوباً لایأتی علیها إلّا رضاكم، فبحقّ من ائتمنكم علی سرّه و استرعاكم أمر خلقه و قرن طاعتكم بطاعته لمّا استوهبتم ذنوبی و كنتم شفعائی.
یعنی، ای اولیای خدا، بین من و بین خدای عزوجل گناهانی هست كه جز رضا و خشنودی شما آن گناهان را از میان بر نمی‌دارد. پس، شما را قسم می‌دهم به حق آن خدایی كه شما را امین سر خود گردانید، و محافظت امر خلق خود را به شما واگذار نمود، و طاعت شما را مقرون به طاعت خود فرمود، كه نزد خدا برای من شفاعت كنید، و از او بخشش گناهانم را بخواهید.
البته این «رضایت» به آسانی به دست نمی‌آید و صلاحیت لازم دارد و این صلاحیت هم جز با اطاعت از خدای متعال و عمل به دستورات او حاصل نمی‌شود. با التزام به همة واجبات، و اجتناب از همة محرمات، و ترك همة معاصی، چه در باب حركات و اعمال، و چه در باب خصال و اوصاف، می‌توان چنین صلاحیتی را به دست آورد.
این صلاحیت را با حرف، با ادعا، با خیال‌بافی، با محبت خشك و خالی، و با هیچ چیز دیگری نمی‌شود كسب كرد، جز آنچه گفتیم.
باید هوشیار باشیم، و فریب بعضی از فریب‌خورده‌ها را نخوریم كه در عالم خیال و وهم خویش، بدون اینكه عملاً ملتزم به دستورات الهی باشند، و با آلودگی‌ها و انحراف‌ها، گمان می‌كنند می‌شود رضایت حضرات معصومین(ص) را تحصیل نمود، و نظر آنان را جلب كرد، و مشمول توجهات خاصة آنان شد.
سخن در این باب بسیار است، و گفتنی‌ها زیاد، و متأسفانه مجال گفتن بسیار كم. در هر صورت، آنچه لازم بود گفته شد، و در همین اشارة اجمالی بیان گردید، و برای سالكان صادق كافی است.
این فریب خورده‌ها هم باید بدانند جز التزام عملی به دستورات الهی و به صراط مستقیم قرآنی از یك سو، و التزام به ولایت صاحبان ولایت مطلقه از سوی دیگر، راه دیگری وجود ندارد، و هر كدام از این دو نباشد، راه به جایی نتوان برد.
اینها با كمی تأمل می‌توانند بفهمند كه نمی‌شود حضرات معصومین از كسی كه خدای متعال از او راضی نیست راضی باشند، و نمی‌شود كسی را كه خدا دوست ندارد دوست بدارند، و این هم واضح است كه خداوند از كسی كه قید طاعت و عبودیت او را به گردن نمی‌نهند، و راه عصیان و مخالفت در پیش می‌گیرد، و اوامر و نواهی او را امتثال نمی‌كند، و با جناب او به مقام مخالفت بر می‌آید راضی نیست و او را دوست ندارد.
 به سخن اصلی خود برگردیم و بر آن تأكید كنیم، و آن اینكه:
سالك باید بر عرض طاعت و تبعیت، تجدید عهد و بیعت، و اظهار مودت و محبت نسبت به همة حضرات معصومین(ص) و توسل به آنان، و استشفاع از آنان مداومت كند، و در تحصیل رضا و خشنودی، و توجه و نظر خاص آنان بكوشد. بسا كه با به دست آوردن رضایت و تحصیل نظر آنان، چنان از عنایات برخوردار نمی‌شد. و بسا كه با توسل خوب و با استشفاع خوب بتواند توجه كارساز آنان را به دست بیاورد، و مشمول الطافی از پروردگار متعال باشد كه مشكل‌ها را حل می‌كند، و راه را به روی او می‌گشاید و آن می‌شود كه در وصف نمی‌آید.
سالك می‌تواند در مقام توسل به معصومین و استشفاع از آنان، از زیارات مخصوصه، یا از توسلات و زیارات جامعه كه وارد شده است استفاده كند.

پی نوشتها:
* برگرفته از: كتاب مقالات، صص 123ـ 111.
1. دیوان حافظ.
2. دفتر اول مثنوی.
3. فرازهایی از «زیارت جامعة كبیره».
4. دفتر پنجم مثنوی.
5. فرازی از «دعای توسل».
6. فرازی از «دعای ندبه».
7. سورة شعرا (26)، آیة 88 و 89.
8. دفتر پنجم مثنوی.
9. سورة مائده (5)، آیة 3.
10. دفتر چهارم مثنوی.
11. همان.
12. همان.
13. فرازی از «زیارت جامعة كبیره».
14. دیوان حافظ.

ماهنامه موعود شماره 62 



:: مرتبط با: تكلیف منتظران ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1387/03/16
زمان : 01:06 ق.ظ
۸۸۷۸وظایف منتظران
نظرات |

وظایف منتظران     
 
یكی از وظایف انسان منتظر اینست كه : آنكه مراقبت و اهتمام در ادای حقوق امام زمان علیه السلام هر كسی بقدر قوه خود بكند و در خدمتگذاری به انجناب كوتاهی نكند. در بحار مروی است كه از حضرت صادق علیه السلام پرسیدند آیا حضرت قایم علیه السلام متولد شده ؟ فرمودند: ((هنوز متولد نشده ؛بعد فرمودند:اگر من در زمان او میبودم تا زنده بودم او را خدمت میكردم.(1) مولف گوید:ای مومن ملاحظه كن حضرت صادق علیه السلام با آن جلالت قدر چه میفرماید؛تو خدمت به حقوق امام زمان{ علیه السلام } نمی كنی لا اقل شب و روز قلب او را محزون و مغموم نكن؛باری چون عسل نمی دهی نیش مزن)) (1)-البحار ج 51 ص 148 منبع:در دوران غیبت امام مهدی علیه السلام چه كنیم؟ آیت الله موسوی اصفهانی 
 


 


:: مرتبط با: تكلیف منتظران ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1387/03/16
زمان : 01:06 ق.ظ
۸۸۷۷تكلیف عاشقان
نظرات |

تكلیف عاشقان     
 
امام حسن عسكرى علیه السلام:
پس از من، فرزندم، قائم [و صاحب امر دین و امامت] است، و او است كه مانند پیامبران ، عمرى دراز خواهد داشت و غایب خواهد شد. در غیبت طولانى او دلهایى تیره گردد. فقط كسانى در اعتقاد به او پاى برجا خواهند ماند، كه دل آنان به فروغ ایزدى رخشان باشد و روح خدایى به آنان مدد رساند.
خورشید مغرب، محمد رضا حكیمى، ص 169

امام محمد تقى علیه السلام:
براى قائم ما غیبتى هست كه مدت آن به درازا خواهد كشید، گویى شیعیان را با چشم خود مى بینم كه همانند گله بى صاحبى كه در دشت و صحرا پراكنده شده به دنبال چراگاه بگردند، در غیبت او به جستجوى او مى پردازند و او را نمى یابند. آگاه باشید كه هر كس بر آیین خود استوار بماند و در اثر طول غیبت امامش دلش را قساوت نگیرد، روز قیامت در كنار من خواهد بود.
كمال الدین و تمام النعمه، ج 1، ص 303
ماهنامه موعود شماره 5
 



:: مرتبط با: تكلیف منتظران ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1387/03/16
زمان : 01:06 ق.ظ
۸۸۷۶تكلیف عاشقان
نظرات |

تكلیف عاشقان     
 
امام حسن عسكرى علیه السلام:
پس از من، فرزندم، قائم [و صاحب امر دین و امامت] است، و او است كه مانند پیامبران ، عمرى دراز خواهد داشت و غایب خواهد شد. در غیبت طولانى او دلهایى تیره گردد. فقط كسانى در اعتقاد به او پاى برجا خواهند ماند، كه دل آنان به فروغ ایزدى رخشان باشد و روح خدایى به آنان مدد رساند.
خورشید مغرب، محمد رضا حكیمى، ص 169

امام محمد تقى علیه السلام:
براى قائم ما غیبتى هست كه مدت آن به درازا خواهد كشید، گویى شیعیان را با چشم خود مى بینم كه همانند گله بى صاحبى كه در دشت و صحرا پراكنده شده به دنبال چراگاه بگردند، در غیبت او به جستجوى او مى پردازند و او را نمى یابند. آگاه باشید كه هر كس بر آیین خود استوار بماند و در اثر طول غیبت امامش دلش را قساوت نگیرد، روز قیامت در كنار من خواهد بود.
كمال الدین و تمام النعمه، ج 1، ص 303
ماهنامه موعود شماره 5
 



:: مرتبط با: تكلیف منتظران ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1387/03/16
زمان : 01:06 ق.ظ
 

 




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic