۸۸۶۹ تكلیف عاشقان
نظرات |

 تكلیف عاشقان     
به هنگام نماز خواندن باید پس از خداى متعال امام خود را آنچنان حاضر و ناظر بر اعمالت بدانى كه گویى آن حضرت در كنار تو نشسته و شاهد است. مباد كه نمازت چون نماز حماد باشد كه شصت سال از عمرش گذشته بود اما در حضور حضرت امام صادق، علیه السلام، نتوانست درست نماز بخواند و همچنین باید كه در قیام و قعود و ركوع و سجود و به هنگام تشهد كه بر رسول اكرم و خاندان گرامیش درود و صلوات مى فرستى به یاد امام زمان خود باشى و چون بگویى:

السلام علینا و على عبادالله الصالحین...

به یاد امام زمان خود باشى، و چون بگویى:

السلام علیكم و رحم الله و بركاته...

به یاد محمد و آل محمد، و بویژه امام زمان خود و سایر مؤمنان باشى، تا سلام تو لغو نباشد. و چون سجده شكر به جا مى آورى نیز دعا در حق آن حضرت، ارواحنا فداه، را فراموش نكنى، چنانكه حضرت صادق، علیه السلام، در سجده خود دعا نموده است.

از جمله وظایفى كه در غیبت امام، علیه السلام، توصیه شده است دعا كردن در حق ایشان است بعد ازنماز و چنگ زدن به دامانشان تا شفاعت كنند در درگاه حضرت احدیت كه نمازمان مقبول واقع شود وهمچنین تضرع و زارى كردن است تا اعمال و عبادات ما به هنگام عرضه به ایشان مورد قبول افتد. بهتراست كه تعقیبات بعد از هر نماز اختصاص داده شود به دعا كردن به وجود مقدس امام یا به دعاهایى كه ازامامان به ما رسیده است و بخصوص سلام كردن و زیارت آن حضرت و پدران معصومش بعد از هرنماز ترك نشود كه این كار سیره و روش اهل اسلام است.

(با استفاده از كتاب پیوند معنوى با ساحت قدس معنوى از على اكبر صدرالاسلام همدانى)
ماهنامه موعود شماره 16
 
 
 



:: مرتبط با: تكلیف منتظران ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1387/03/16
زمان : 12:06 ب.ظ
۸۸۶۸تكلیف عاشقان
نظرات |

تكلیف عاشقان  

از دیگر مواردى كه به عنوان تكلیف (عاطفى و اخلاقى) منتظران و دوستداران امام عصر، علیه السلام، در زمان غیبت،برآن تاكید گردیده است صدقه دادن براى حفظ و سلامتى آن وجود مقدس و مبارك است.

انگیزه انسان در صدقه دادن براى خود و عزیزانش، بى تردید از محبت و دوستى او نسبت به آنان سرچشمه مى گیردو هرچه این دوستى بیشتر باشد، اعمال عاطفى او نسبت به آن عزیز از جمله صدقه دادن نیز، فزونتر خواهد بود.

اكنون تو خود بیندیش در این زمان چه كس براى ما عزیزتر است؟ جز مولا و سرورمان، امام عصر، حضرت صاحب زمان؟

از رسول گرامى اسلام صلى الله علیه و آله روایت شده كه فرمود:

«ایمان نیاورده احدى از شما تا آن گاه كه من و اهل بیتم نزد او از جان و فرزند وى و تمامى مردم محبوتر باشم ».

و چگونه چنین نباشد و حال آن كه همه نعمتهاى ظاهرى و باطنى مانند اصل وجود من و تو، زندگى، دین، عقل، صحت و عافیت و دیگر نعمتها همه از پرتو وجود مقدس امام زمان و عنایت اوست. وجود عزیزان و نزدیكان من و تو نیز كه براى سلامتى آنان صدقه مى دهیم، آن هم به بركت وجود مقدس آن یگانه عزیز دوران است.

پس هم ایمان آدمى اقتضا مى كند و هم محبت او كه به یاد مولا و امام زمانش صدقه دهد; حتى بر آنان هم كه براى خودو عزیزانشان صدقه مى دهند سزاوار است كه ابتدا براى آن حضرت صدقه دهند; زیرا وجود و سلامتى آنان نیز از عنایت آن عزیز و به طفیل وجود و سلامتى حضرتش تامین مى گردد.

و اما حال آنان كه همواره آتش محبت و عشق نسبت به مولایشان در دل شعله ور دارند و جز آن وجود مقدس كسى را لایق هستى و سزاوار عافیت و تندرستى نمى دانند، به خوبى روشن است. انگیزه آنان نه ثواب صدقه است، و نه حتى حفظ عزیزان خویش در پرتو سلامتى مولایشان; بل فقط و فقط براى او صدقه مى دهند و بس; و تو تردید مكن كه عنایت وگوشه چشمى از آن سرور كائنات، هماره به سوى اینان و عزیزانشان سرازیر است.

× با استفاده از كتاب «پیوند معنوى با ساحت قدس مهدوى » از على اكبر صدرالاسلام همدانى
مجله موعود شماره 17



:: مرتبط با: تكلیف منتظران ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1387/03/16
زمان : 12:06 ب.ظ
۸۸۶۷تكلیف عاشقان
نظرات |

تكلیف عاشقان     
از جمله تكالیف مردمان در غیبت امام زمان، عجل الله تعالى فرجه، دعا كردن است كه خداى تعالى تو را از جمله دوستان و شیعیان و ملتزمان ركاب آن حضرت، ارواحنافداه، در زمان رجعت و ظهور قرار بدهد، چنان كه در دعاى عهد بعد از نماز صبح بر آن تاكید گردیده است.

و باید در این دعا صادق باشى نه كاذب، و به مجرد زبان و عبارت پردازى نباشد و همانند كسانى نباشى كه سید بن طاووس، رحمة الله علیه، درباره آنان مى گوید: «من به برخى از مدعیان عشق و محبت والاى امام عصر، علیه السلام، گفتم: اگر روزى هزار اشرفى مستمرى داشته باشى و بگویند امام زمانت قرار است ظاهر شود و این پول از تو خواهد شد; در این صورت تو خواستار چه خواهى بود؟ امام زمانت ظاهر شود یا مستمرى ات ادامه یابد؟»اگر احساس مى كنى آن اخلاص و اعتقاد و محبت لازم را ندارى كه از عاشقان راستین مولایت باشى و ظهور امام خویش را در هر حال واقعا از خداوند متعال با تمام وجود درخواست كنى، حتى اگر به زیانت نیز تمام شود، باز هم نباید مایوس شوى و ترك این آداب و اعمال نمایى و از دعاى ظهور و فرج مولایت غفلت ورزى.

بلكه باید همواره از خداى تعالى مسئلت كنى كه تو را در زمره آنان قرار دهد كه در برابر مولاى خویش صاحب رضا و تسلیم اند.

آرى حتى اگر فقط به زبان نیز بتوانى در مقام دعا و ثنا و اظهار بندگى و چاكرى برآیى - كه در دل دوست به صد حیله رهى باید كرد - شاید نورانیت این كلمات و توسلات برایت رهى بگشاید و روزنه اى به سوى دوست باز نماید و تو را كم كم به كویش كشاند. ان شاءالله

با استفاده از كتاب: پیوند معنوى با ساحت قدس مهدوى، على اكبر صدرالاسلام همدانى.
مجله موعود شماره 18



:: مرتبط با: تكلیف منتظران ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1387/03/16
زمان : 12:06 ب.ظ
۸۸۶۶آثار و بركات صدقه برای وجود مقدس امام زمان (ارواحنا فداه)
نظرات |

آثار و بركات صدقه برای وجود مقدس امام زمان (ارواحنا فداه)     
۰۴ خرداد ۱۳۸۵ 
یکی از اعمالی که به آن بسیار اهمیت داده شده است، صدقه برای حفظ وجود مقدس امام زمان (ارواحنا فداه) بوده است چون یکی از تکالیف زمان غیبت صدقه دادن است به آنچه که میسر است برای حفظ وجود مبارک امام زمان (ارواحنا فداه).
به طور کلی صدقه آثاری دارد... یکی اینکه صدقه نمایشگر صداقت ایمان مومن است که با انجام آن نشان می دهد تا چه حد در وادی ایمان و خداپرستی صادق است و از این طریق رفع نیازمندیهای مومن می گردد و سبب پیدایش رفاه عمومی می گردد و همچنین صدقه یکی از عوامل سازندگی انسان نیز هست چنانکه قرآن می فرماید:
ای رسول ما، تو از مومنان صدقات را دریافت کن تا بدان صدقات نفس آنها را پاک و پاکیزه سازی. مومن صدقه را باید برای خود یا برای فایده و غرضی که در نظر دارد بدهد و یا برای حفظ نفس خود و یا محبوب و عزیزی که بسیار نزد او گرامی است دهد و چه محبوبی بالاتر از امام زمان (عج) که اصلاح بسیاری از اموردینی و آخرتمان متوقف به وجود و سلامتی آن حضرت است و این مطلب به دلیل عقل و نقل ثابت است که هیچ شخصی عزیزتر و گرامی تر نیست و نباید باشد مگر وجود مقدس امام زمان (عج) تعالی فرجه الشریف بلکه امام باید محبوبتر از شخص خودمان باشد و اگر چنین اعتقادی نداشته باشیم در ایمان و معرفتمان نسبت به آن حضرت ضعف و خللی وجود دارد.

 

سیدبن طاووس رحمه الله به ما سفارش کرده و می فرماید:
ابتدا برای حضرت مهدی (عج) صدقه بده قبل از اینکه برای خود و عزیزانت صدقه بدهی. باید توجه داشت که آن حضرت هیچ نیازی به صدقه دادن ما ندارد بلکه از شئون بندگی و ادای بعضی از حقوق بزرگ آن حضرت است و خود یک نوع اظهار محبت و دوستی به آن حضرت است و این عمل راه و سببی است برای جلب رضای پروردگار و حلول قرب به خداوند در قضای حوایج و دفع بلا.

از آثار صدقه به انفاق کنندگان آن می رسد مخصوصاً اگر انفاق برای اظهار محبت و دعا برای وجود مقدس امام زمان (ع) باشد.
سیدابن طاووس می نویسد: ایامی که در مدرسه علمیه بعثت سکونت داشتم طلبه ای که نزد من موثق بود راجع به صدقه برای وجود نازنین امام زمان (ارواحنا فداه) می گفت:
شبی از حرم حضرت رضا (ع) به طرف مدرسه می آمدم در آن شب بسیار برای امام زمان (عج) دعا کردن و در فراقش اشک ریختم در وقت برگشتن از حرم به بازار سرشور رسیدم که فقیری جلوی مرا گرفت و از من چیزی خواست هر چه دست در جیب لباسهایم کردم چیزی پیدا نکردم مگر یک پنج ریالی آن را با آنکه کم بود با شرمندگی به آن فقیر دادم و نیت کردم که این صدقه برای حفظ وجود مقدس امام زمانم باشد.

فردای آن شب هنگامی که برای حضور در درس به بازار سرشور رسیدم یکی از کسبه ها که قبلاً مرا می شناخت تا چشمش به من افتاد مرا با صدای بلند صدا زد، وقتی که نزد او رفتم گفت: دیشب چه عملی را انجام دادم؟!
گفتم مگر چه شده است: گفت: دیشب در عالم رویا دیدم حضرت بقیه الله (ارواحنا فداه) سوار بر اسب سفیدرنگی هستند و وارد بازار سرشور شدند و جمعیتی در پشت سر آن حضرت در حرکت بودند که فرمودند: آمده ام جزای احسان فلان طلبه را بدهم (واسم تو را بردند)
و همچنین سیدبن طاووس، رحمه الله در ضمن دعاییکه برای صدقه دادن در وقت صفر است می فرماید: خدایا! این (صدقه) از آن و برای تو است و صدقه ای برای سلامتی مولایمان م ح م د – عجل الله تعالی فرجه – می باشد، و بر او درود بفرست آن هنگام کرده سفر است و در تمام حرکتها و استراحتهایش، در تمامی اوقات شب و روزش و صدقه ای است برای هرچه که متعلق به اوست.
یاد و توجه به امام زمان (عج) فریاد رس درماندگان.
سیدبن طاووس رحمه الله – معتقد بوده که مومن در هنگام روی آوردن شرایط و بلایا و امراض و هوسها و بلاخص در موقع روی آوردن شبهات و فتنه های باید به آن حضرت پناه برد و استمداد و کمک خواست که اوست الکهف الحصین و غیاث المضطرالمستکین.
یعنی پناهگاهی است که حصین دارد و حفظ می کند از خطرات و هر کس که مضطر شده و به مسکنت دچار گردیده اوست فریادرس درمانده و بیچاره ها.

و اوست مفزع العباد فی الواحیه الفاد: یعنی در گرفتاریهای سخت محل پناه و مفزع بندگان خداوند است لذا یکی از القاب شریف آن حضرت غوث است یعنی فریادرس.
ابوالوفاء شیرازی از حضرت رسول (ص) نقل می کند که فرمود: هرگاه درمانده و گرفتار شدی و به نهایت شدت رسیدی پس استغاثه کن به حجت (ارواحنا فداه) در او ترا درمی یابد و نجات می دهد و او فریادرس و پناه است از برای هر کس که به او استغاثه کند پس بگو:
یا مولای یا صاحب الزمان انا مستغیث بک.
لذا نقل شده که هرگاه مضطر شدی و راه را گم کردی آن حضرت را به این نام یاد کن.

چنانکه ابوبصیر از حضرت امام جعفر صادق (ع) نقل می کند که فرمود: هرگاه گم شدی در راه، پس فدا کن یا بگو یا صالح، و یا اباصالح ارشدونا الی الطریق رحمکم الله. عبید بن حسین زرندی که وادی خبر است از علی بن ابی حمزه می گوید: این بلا به ما رسیده یعنی راه گم کردیم، به بعضی از کسانی که با ما بودند امر نمودیم به اینکه از ما دور شوند و این نام را ندا کنند پس دور شدند و ندا کردند آنگاه نزد ما برگشتند و خبر دادند که صدای نازکی را شنیدند که می فرماید: راه طرف راست است و یا گفت: سمت چپ است، پس ما به آن طرف که فرموده بود رفتیم و راه را پیدا کردیم.

و همچنین علامه مجلسی رحمه الله می فرماید: میراسحاق استرآبادی رحمه الله در بیابان گم می شود و از زندگی مایوس می گردد به حضرت بقیه الله ارواحنا فداه متوسل می شود و آن غوث العظم، و ولی عصر و زمان را می خواند تا اینکه مورد لطف و مرحمت آن حضرت واقع می گردد و نجات پیدا می کند. به این جهت بین مردم معروف می شود.

علامه مجلسی رحمه الله می فرماید: پدرم برایم نقل کرد که: در زمان ما مرد شریف و نیکوکاری بود که چهل حج پیاده رفته بود و در میان مردم مشهور و معروف بود که طی الارض دارد.
اتفاقاً در سالی به اصفهان آمد و بر ما وارد شد روزی از او پرسیدم: این طی الارض که در حق شما می گویند آیا صحت دارد یا آنکه واقعیت ندارد.

جواب داد: واقعیت ندارد و علت آن این است که: در یکی از سالها با کاروانی به مکه رفتم تا آنکه در جایی رسیدیم که از آن مکان تا به شهر مکه هفت منزل مسافت بود اتفاقاً من به خاطر کاری که داشتم از حجاج عقب افتادم و قافله از نظر من دور شد من تنها ماندم و راه را هم گم کردم حیرات و سرگردان و هراسان در میان بیابان ماندم و چون برای پیدا کردن راه بسیار به اطراف دویدم تشنگی بر من غلبه کرد.
با اینکه امیدی به زنده ماندن نداشتم با صدای بلند به حالت استغاثه فریاد زدم: یا اباصالح ادرکنی و اغثنی یعنی یا اباصالح یا صاحب الزمان مرا دریات و به فریادم برس. ناگهان از دامنه بیابان سواری نمایان شد بعد از زمان کوتاهی نزد من آمد.
دیدم جوانی است خوشرو و گندمگون خوش لباس بر شتری سوار است و ظرفی پر از آب در دست دارد، به او سلام کردم او هم جواب مرا داد و فرمود: تشنه هستی؟
عرض کردم آری.
ظرف آب را به دستم دادند و من از آن آب آشامیدم.
سپس فرمود: می خواستی به قافله برسی؟
عرض کردم آری!
سپس مرا در ردیف خود سوار بر شتر کردند و به سمت مکه متوجه شدند. من عادت داشتم که هر روز حرز یمانی را بخوانم و چون خود را در آسایش و آسودگی دیدم و وحشت از من دور شد شروع به خواندن حرز یمانی كردم.
آن بزرگوار در بعضی از فقرات از من غلط می گرفتند و می فرمود: این چنین نیست که می خوانی بلکه چنین بخوان.
اندک زمانی گذشت به صورت من نگاه کردند و فرمودند:
این مکان را می شناسی؟
خوب که تامل کردم خود را در ابطح دیدم.
فرمودند: فرود آی
چون پیاده شدم از نظرم غایب شد.
دانستم که او مولای من صاحب الزمان (ارواحنا فداه) بود.
از مفارقت آن جناب دلتنگ شدم و از نشناختن حضرتش در زمان ملاقات تاسف خوردم. هفت روز از این واقعه گذشت تا حجاج رسیدند و مرا در مکه دیدند بعد از اینکه از زنده بودنم مایوس شده بودند.
لذتا حضورم را در مکه مستند به طی الارض کردند از این جهت است که مشهور به طی الارض شده ام.
علامه مجلسی می فرماید: پدرم (علامه مجلسی اول) گفت:
من حرز یمانی را در نزد وی خوانده و تصحیح نمودم و درخصوص آن به من اجازه داد.

برگرفته از كتاب امام زمان (عج) و سید ابن طاووس: نوشته سید جعفر رفیعی.
خبرگزاری شبستان
 



:: مرتبط با: تكلیف منتظران ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1387/03/16
زمان : 12:06 ب.ظ
۸۸۶۵الگوهایی برای چگونه بودن-1
نظرات |

الگوهایی برای چگونه بودن-1     

خصال یاران مهدی(ع)
سیدمصطفی علامه مهری

 

هر انقلابی نیاز به مقدمات و اسباب و عواملی دارد، تا زمینه و بستر آن آماده و موانع راه آن برداشته شود. به ویژه اگر این حركت، دارای هدفی عالی، الهی
و انسانی و برای رفع ظلم و ستم و گسترش عدل و داد با دیدگاهی جهان شمول باشد؛ كه این خود نیاز به برنامه ریزیهای كلان و تلاشهای طاقت فرسا و در
رأس آن رهبری با ویژگیهای ممتاز و موقعیتهای عالی دارد.
رهبری انقلاب جهانی مصلح موعود، كه هدفی جز رفع ظلم و ستم و كوتاه كردن دست ظالمان و جباران و رفع هرگونه فساد از جامعه و گسترش قسط و
عدل و علم و معرفت، آن هم در سطح جهانی و بین المللی ندارد، با انسانی كامل، الهی، معصوم و منصوب از طرف خدای متعال است كه همه ویژگیهای انبیا و
اوصیای الهی از آدم تا خاتم را دارا می باشد.
جای تردید نیست كه این رهبر الهی برای اجرای برنامه های نهضت جهانی خود علاوه بر دیگر اسباب و عوامل، نیاز به یارانی عاشق، متحد، باوفا، مؤمن،
شجاع، فهیم و مخلص دارد؛ چرا كه تجربه تاریخی نشان داده هیچ رهبر و مصلح اجتماعی بدون داشتن یارانی وفادار نتوانسته است اهداف خویش را محقق
سازد. در طول تاریخ بسیار شاهد بوده ایم كه رهبرانی شایسته و توانمند تنها به دلیل نداشتن یارانی همدل و همراه از حركت اصلاحی خود باز ایستاده اند كه
نمونه بارز آن عدم قیام امام صادق(ع) بر ضد امویان است.
«سدیر صیرفی» می گوید:
روزی بر امام وارد شدم و گفتم: چرا نشسته اید؟ امام فرمود: ای سدیر! چه اتفاقی افتاده است؟ گفتم: از فراوانی دوستان و شیعیان و یارانت سخن می گویم.
فرمود: فكر می كنی چند تن باشند؟ گفتم یكصد هزار. فرمود: یكصد هزار؟! گفتم آری و شاید دویست هزار! فرمود: دویست هزار؟ گفتم: آری و شاید نیمی از
جهان.
به دنبال این گفت وگو، امام به همراه سدیر به سوی «ینبع» حركت كرد. در آنجا گلّه بزغاله ای مشغول چرا بود. آن حضرت با دیدن آن گله فرمود:
ای سدیر! اگر تعداد یاران ما به تعداد این بزغاله ها بود، ما برجای نمی نشستیم.
سدیر می گوید: بعد از اقامه نماز رفتم و بزغاله ها را شمردم، دیدم هفده رأس بیشتر نیستند.1
انقلاب جهانی حضرت مهدی(ع) نیز از دیگر نهضتها جدا نیست، بلكه همان روند طبیعی را خواهد پیمود، نه این كه همه چیز با معجزه تمام شود و هیچ قطره
خونی ریخته نشود. برعكس، آنچه از روایات استفاده می گردد و از بیان اوصاف شخص حضرت روشن می شود، این است كه ایشان دارای چنان قدرت جسمانی
است، كه به فرموده امام رضا(ع):
با اینكه سن زیادی دارد، ولی جوان و بدن او قوی است. حتی اگر دستهای مباركش را به طرف بزرگ ترین درخت دراز كند و آن را به طرف زمین آورد، می شكند؛
اگر صیحه ای بین كوهها زند از فریاد او كوهها درهم می ریزند...2 .
هر یك از یاران آن حضرت نیز قوه چهل مرد را دارا و از نظر صلابت همچون پاره های آهن هستند. اینها نشانگر آن است كه حضرت جنگ سختی در پیش
خواهند داشت. و اگر كارها با معجزه تمام می شد دیگر نیازی به یارانی با چنین قدرت جسمانی و صلابت و شجاعت نبود. در حالی كه روایات به ما می فهمانند
كه كار حضرت حجت(ع) سخت تر از كار جدش رسول خدا(ص) خواهد بود؛ زیرا مردمی كه در برابر پیامبر خدا ایستاده بودند افراد جاهلی بودند كه سنگ و چوب
و... می پرستیدند ولی جاهلانی كه در مقابل امام عصر(ع) می ایستند كسانی هستند كه قرآن به دست می گیرند و با تأویل كردن آیات قرآن و مستمسك قرار
دادن آن با حضرت می جنگند. لذا باید ایشان یاورانی باهوش داشته باشد كه مانند یاوران حضرت امیر در جنگ صفین فریب مكرها و حیله های دشمن نخورند.
فضیل بن یسار می گوید از امام صادق(ع) شنیدم كه می فرمود:
إنّ قائمنا - علیه السلام - إذا قام استقبل من جهل الناس أشدّ ممّا استقبله رسول الله - صلّی الله علیه و آله و سلم - من جهّال الجاهلیّه. قلت: و كیف ذاك؟
قال: انّ رسول الله - صلّی الله علیه و آله و سلّم - أتی الناس و هم یعبدون الحجاره والصخور والعیدان والخشب المنحوته، و إنّ قائمنا - علیه السلام - إذا قام أتی
الناس و كلّهم یتأوّل علیه كتاب الله و یحتجّ علیه به.3
هنگامی كه قائم ما(ع) برمی خیزد مردمان جاهل [عصر او] برخوردی بسیار شدیدتر از برخوردی كه جاهلان عصر جاهلیت با پیامبر خدا داشتند، با او خواهند
داشت. پرسیدم: چگونه؟ فرمود: پیامبر خدا(ص) در حالی در میان مردم آمد كه آنها سنگ و صخره، چوبهای كنده كاری شده می پرستیدند، اما قائم ما(ع)
هنگامی كه به پا می خیزد در حالی در میان مردم می آید كه همه آنها در برابر او به تأویل كتاب خدا می پردازند و براساس آن با او احتجاج می كنند.
لازم به ذكر است كه ما منكر امدادهای الهی و غیبی خدای متعال نیستیم. همانگونه كه خداوند پیامبران را با امدادهای خود با فرستادن ملائكه یا معجزات
دیگر؛ مانند عصای حضرت موسی و... كمك كرد، در انقلاب حضرت حجت(ع) بیشتر كمك خواهد كرد؛ چرا كه حكومت جهانی حضرت مهدی(ع) نتیجه زحمات
طاقت فرسای همه پیامبران و اوصیای پیامبران و ثمره خون پاكان و نیكانی است كه در راه رفع ظلم و ستم و استقرار عدل و عدالت ریخته شده است و این
حكومت صالحان و وعده حتمی خداوند است.
بنابراین سیره و روش حكومت حضرت همان سیره جد بزرگوارش می باشد كه جاهلیت را از بین می برد و اسلام را از بدعتها و زواید پیراسته می كند و
اسلامی نو به دور از هرگونه بدعت و زواید به دنیا عرضه می كند:
یصنع كما صنع رسول الله - صلی الله علیه و آله - یهدم ما كان قبله، كما هدم رسول الله - صلی الله علیه و آله - امر الجاهلیه و یستأنف الأسلام جدیداً.4
او آنچنان كه رسول خدا(ص) عمل كرد عمل می كند آنچه را قبل از او موجود بوده نابود می سازد - همچنان كه پیامبر خدا(ص) مظاهر جاهلیت را نابود ساخت - و
اسلام را با چهره ای جدید برمی گرداند.
در اینجا ما به بعضی از خصال یاوران آن حضرت كه در قرآن كریم و روایات معصومین(ع) وارد شده اشاره می كنیم. تا این عزیزان را بهتر بشناسیم و الگوی راه
خود قرار دهیم و اوصاف و ویژگیهای آنها را در راه خودسازی خویش به كار گیریم تا زمینه ساز حضور حضرتش شویم و از جمله اصحاب و یاران آن عزیز قرار گیریم.
ان شاءالله

1. یارانی بلند آوازه
از روایات به خوبی استفاده می شود كه یاران مهدی(ع) افرادی شناخته شده، خوش نام، و حسب و نسبشان كاملاً معلوم و صاحب مناصب اجتماعی،
اشراف و قضات و حكام اند:
و هم النجباء والقضات و الحكّام والفقهاء فی الدین .5
آنها از افراد نیك نژاد، قاضیان، فرمانروایان و فقهای در دین هستند.
حتی بر روی سلاح آنها نام و نسب و اوصاف آنها نوشته شده است.6 چنانكه مولای متقیان علی(ع) می فرمایند:
أسماؤهم فی السماء معروفه و فی الأرض مجهوله... .
آنها در آسمان شناخته شده اند و در زمین [تا آمدن آن حضرت] ناشناخته می مانند.
صادق آل محمد(ع) در تأویل و تفسیر آیه 148 سوره بقره می فرماید:
نزلت هذه الآیه فی المفقودین من أصحاب القائم - علیه السلام - قوله عزّوجلّ: «أینما تكونوا یأت بكم الله جمیعاً» أنّهم المفقودون من فرشهم لیلاً فیصبحون بمكّه، و
بعضهم یسیر فی السحاب نهاراً یعرف إسمه و إسم أبیه و حلیته و نسبه. فقلت جعلت فداك أیّهم أعظم ایماناً؟ قال: الّذی یسیر فی السحاب نهاراً.8
این آیه كه می فرماید: «در هر كجا باشید خداوند همه شما را حاضر می كند» درباره ناپدید شوندگان از اصحاب قائم(ع) نازل گشته است. آنان شبانگاهان از
بسترهایشان ناپدید می شوند و بامدادان در مكه خواهند بود و بعضی از آنها در روز بر ابرها حركت می كنند كه نام آنها و نام پدرشان و خصوصیات و نسبشان
معروف است.
راوی می گوید: عرض كردم: فدایت شوم، كدام یك ایمانشان قوی تر است؟ حضرت فرمودند: آن كه در روز بر ابر حركت می كند.

2. پیشگامان در كارهای خیر
یكی از اوصاف و ویژگیهای «عباد الرحمن» اقدام در كارهای خیر است. آنها نه تنها در كارهای خیر وارد می شوند و از انجام كارهای نیك بهره مند می گردند، از
خداوند نیز می خواهند كه آنها را امام و پیشوای نیك اندیشان و نیكوكاران قرار دهد. قرآن كریم ضمن شمارش دوازده صفت از اوصاف «عبادالرحمن» می فرماید:
یكی از اوصاف آنها این است كه از خداوند می خواهند آنها را از رهبران و پیشگامان راه خیر قرار دهد:
واجعلنا للمتقین إماماً9.
از این رو یكی از اوصاف یاران حضرت مهدی(ع) سبقت گرفتن در كارهای خیر است.
چنانكه امام صادق(ع) در تفسیر آیه 148 سوره بقره كه می فرماید:
فاستبقوا الخیرات أین ما تكونوا یأت بكم الله جمیعاً.
پس در كارهای خیر بر یكدیگر پیشی گیرید. هر جا باشید، خداوند همه شما را حاضر می كند.
می گویند:
منظور از خیرات «ولایت» است. و منظور از «یأت بكم الله جمیعاً»، 313 تن از یاران قائم(ع) می باشند. به خدا سوگند! در یك لحظه همچون قطعات ابر پاییزی گرد
شمع وجود حضرتش جمع می شوند. و به خدا قسم «امت معدوده» (ذكر شده در قرآن) آنها هستند.10
آری مصداق بارز و اتم خیرات «ولایت» است؛ ولایت خدای متعال، ولایت رسول خدا(ص) و ائمه هدی(ع) كه اصحاب حضرت با جان و دل آن را پذیرفته و تا
آخرین قطره خون در احیا و ترویج و دفاع از آن سر از پا نمی شناسند.

3. دارای شخصیتی بی نظیر
شخصیت انسان - كه برگرفته از مجموعه عوامل اعتقادی، اجتماعی، وراثتی و... است - سبب می گردد تا هر فردی در درجه خاصی از مكانت اجتماعی و
موقعیت دینی قرار گیرد و مجموعه رفتارهای عملی انسان نیز از این شخصیت ریشه می گیرد. قرآن كریم می فرماید:
قل كلّ یعمل علی شاكلته11.
بگو: هر كس به طریقه خویش عمل می كند.
به قول معروف: از كوزه همان برون تراود كه در اوست. بنابراین هر چه شخصیت انسان والاتر باشد، مكانت اجتماعی و موقعیت انسانی بالاتری خواهد داشت،
لذا امیر مؤمنان(ع) در اشاره به شخصیت منحصر به فرد یاران حضرت مهدی(ع) می فرماید:
لم یسبقهم الأوّلون ولایدركهم الآخرون.12
آنان به مقامی رسیده اند كه نه گذشتگان بر آنان پیشی گرفته اند و نه آیندگان به مقام والای آنان می رسند.
برخی از آنان به مقامی می رسند كه با ابرهای آسمان از مكانی به مكان دیگر سیر می كنند: «و بعضهم یسیر فی السحاب نهاراً»13، بعضی دیگر زمین بسان
طوماری در زیر پایشان درهم پیچیده می شود و آنان مسافت طولانی را در مدتی كوتاه می پیمایند.
امام صادق(ع) نیز در مورد آنان می فرمایند:
فیصر الله أنصاره من أطراف الأرض، تطوی لهم الأرض طیّاً14
یاران مهدی از نقاط مختلف زمین به سوی او حركت می كنند و زمین زیر پای آنان درهم پیچیده می شود.

4. حقیقتی ناشناخته
برخی از واقعیات كه در كتب آسمانی و از جمله قرآن كریم یا در روایات اسلامی آمده در نگاه اول غیرممكن یا بعید به نظر می رسد. این امر دلائل مختلفی
دارد. یك دلیل آن منحصر و محدود كردن اسباب و عوامل موجود در عوامل و اسباب مادی است. مثلاً: اگر معجزات پیامبران؛ مانند اژدها شدن عصای حضرت
موسی(ع) را با ادله مادی بنگریم قطعاً غیرممكن به نظر می رسد كه یك چوب در آن واحد به ماری تبدیل شده و همه اشیای ساحران را ببلعد و دوباره به حالت
اول برگردد. اما اگر زاویه دیدمان را از مادیات فراتر بریم درمی یابیم كه معجزات انبیا بی سبب و علت نیست منتهی علت مادی ندارد.
دلیل دیگر، محدود بودن اطلاعات ماست، چه در بعد مادی چه در بعد معنوی؛ لذا تا كنون علت بسیاری از امور - حتی فعل و انفعالات جسمانی خود - را
نمی دانیم. به همین جهت پس از قرنها تحقیقات و مطالعات دانشمندان، هنوز وقتی درباره انسان اظهارنظر می كنند می گویند: «انسان موجود ناشناخته».
طی الأرض از اموری است كه هنوز بشر به چگونگی آن پی نبرده است. در حالی كه یقین داریم این كار شگفت برای برخی از بندگان خدا میسر است.
قرآن كریم در داستان حضرت سلیمان و تخت ملكه «سبا» به این موضوع تصریح دارد و می فرماید:
قال یا أیّها الملؤا أیّكم یأتینی بعرشها قبل أن یأتونی مسلمین قال عفریت من الجنّ أنا اتیك به قبل أن تقوم من مقامك و إنّی علیه لقویّ أمین قال الذی عنده
علم من الكتاب أنا اتیك به قبل أن یرتدّ إلیك طرفك فلّما رءاه مستقراً عنده قال هذا من فضل ربّی... .15
سلیمان گفت: ای سران [كشور] كدامیك از شما تخت او را - پیش از آن كه مطیعانه نزد من آیند - برای من می آورد؟« عفریتی از جنّ گفت: «من آن را پیش از
آن كه از مجلس خود برخیزی برای تو می آورم و بر این [كار] سخت توانا و مورد اعتمادم.» كسی كه نزد او دانشی از كتاب [الهی] بود، گفت: «من آن را پیش از
آن كه چشم خود را برهم زنی برایت می آورم.» پس چون [سلیمان] آن [تخت] را نزد خود مستقر دید، گفت: این از فضل پروردگار من است.
این آیه به صراحت بیانگر آن است كه تخت ملكه سبا از فاصله بسیار دور (از یمن تا اردن) در كمتر از چشم برهم زدن نزد حضرت سلیمان آورده شده است.

5. ذخیره های الهی
خداوند متعال همواره برای هدایت انسانها و رفع مشكلات آنها و تنبیه زورگویان و متجاوزان فاسد افرادی از پیامبران، اوصیای بزرگ آنها و افراد صالح و مؤمن را
برمی گزیند، كه گاهی در روایات از آنها با عنوان كارگزاران خداوند در روی زمین یاد می شود.
اصحاب حضرت حجت(ع) همچون امامشان - كه «بقیه الله» و «ذخیره الله» است - از جمله افرادی هستند كه خداوند وعده عذاب حكام جور و ستم و
مشركان و كفار را به دست آنها داده و مقرر ساخته است كه پایان حكومت جباران و شروع حكومت صالحان با دست توانای آنها و رهبریت امام زمان(ع) واقع
شود.
قرآن كریم از آنها تحت عنوان «أمّت معدوده» نام می برد. خداوند متعال در قرآن خطاب به كفار منحرف می فرماید:
و لئن أخّرنا عنهم العذاب إلی أمّه معدوده لیقولنّ مایحبسه ألایوم یأیتهم لیس مصروفاً عنهم و حاق بهم ما كانوا به یستهزءون16.
اگر ما عذاب را تا [آمدن] «امت معدوده» از آنها به تأخیر بیندازیم می گویند: چه چیز آن را باز می دارد؟ آگاه باش! هنگامی كه آن روز بیاید، عذاب از آنها برگردانده
نمی شود، و آنچه را كه مسخره می كردند آنها را فرو خواهد گرفت.
از امام باقر و امام صادق(ع) روایت شده كه آن دو بزرگوار در تفسیر این آیه فرمودند:
منظور از «امت معدوده» (امت شمرده شده)، همان اصحاب حضرت مهدی(ع) در آخرالزمان هستند كه 313 نفر به تعداد اهل «بدر» می باشند و همانگونه كه
پاره های ابر پاییزی به هم می پیوندند آنان نیز در آن واحد گرد می آیند.17
و در روایت دیگر امام صادق(ع) می فرماید:
منظور از «عذاب» خروج حضرت قائم(ع) است (كه سبب عذاب كافران و مفسدان خواهد شد) و منظور از «امت معدوده» اصحاب اوست كه به تعداد اهل بدر
می باشند.18

6. ایمان یاوران مهدی(ع)
بنابر آنچه از قرآن كریم و روایات معصومین به ما رسیده، ایمان نیز مانند بسیاری از حقایق دیگر دارای رتبه و درجه است؛ لذا مؤمنان به نسبت علم و معرفت و
یقینی كه نسبت به حقیقت دین - به ویژه ذات باری تعالی پیدا می كنند - دارای درجات مختلفی می باشند (والمؤمنون والمؤمنات بعضهم أولیاء بعض)19 لذا هر چه
پایه یقین فرد قوی تر باشد و كمتر شك و تردید در قلب او راه یابد دارای ایمانی قوی تر است و از رتبه و ارزشی والاتر برخوردار خواهد بود.
یاوران مهدی(ع) به درجه ای از ایمان رسیده اند كه هیچ شكی در دلشان راه نمی یابد:
« و رجال كان قلوبهم زبرالحدید، لایشوبها شكّ فی ذات الله أشدّ من الحجر...»20 .
مردانی هستند فولاددل كه همه وجودشان یقین به خداست و هیچ شكی در دلشان راه نمی یابد مردانی سخت تر از صخره ها... .
با معرفت، به خدا ایمان آورده اند، و ایمان به خدا در اعماق جانشان نفوذ كرده است. امام صادق(ع) در روایتی، ضمن بیان اوصاف آنان، شیعیان را به الگو
گرفتن از آنان سفارش می كند:
سلیمان بن هارون می گوید: به آن جناب گفتم، بعضی از عجلیان گویند كه شمشیر رسول خدا، نزد عبدالله بن حسن است. فرمود: به خدا سوگند! نه او و نه
پدرش با هیچ یك از دو چشمانشان آن را ندیده اند، مگر آن كه پدرش آن را نزد حسین دیده باشد و آن شمشیر برای صاحب این امر محفوظ است. پس مبادا به
راست و چپ روی آوری كه به خدا سوگند امر روشن است. به خدا سوگند! اگر اهل آسمان و زمین همدست شوند كه این امر را از جایگاهی كه خداوند آن را
قرار داده، جدا سازند نخواهند توانست و چنانچه همه مردمان كفر ورزند تا جایی كه هیچ كس نماند، خداوند كسانی را خواهد آورد كه شایستگان باشند. سپس
فرمود: آیا نمی شنوی كه خداوند می فرماید: «ای كسانی كه ایمان آورده اید، هر كدام از شما كه از دین روی گردانید، پس به زودی خداوند قومی را كه آنها را
دوست می دارد و آنها نیز خدا را دوست می دارند و با مؤمنان فروتن و یا كافران سرسخت اند، به نصرت اسلام برمی انگیزد...»21 (تا آخر آیه را تلاوت فرمود) و در
آیه دیگر فرمود: «پس اگر این قوم به آن كفر ورزند، همانا قومی را كه هرگز به آن كافر نشوند، بر آن می گماریم.» سپس حضرت فرمود: «اهل این آیه، همان
كسانی اند كه در آیه قبل بودند».
در آیه ای كه امام صادق(ع) آن را تلاوت فرموده اند، اوصاف مؤمنانی كه باید این رسالت بزرگ را انجام دهند، چنین بیان گردیده است:
1. آنها به خدا عشق می ورزند و جز به خشنودی او نمی اندیشند: «یحبّهم و یحبّونه»؛
2. در برابر برادران دینی شان خاضع و فروتن هستند: «أذلّه علی المؤمنین»؛
3. برای بسط عدل و اجرای فرامین الهی همواره در راه جهاد فی سبیل الله هستند: «یجاهدون فی سبیل الله»؛
4. برای نابودی كافران و برچیدن بساط ستمگران، كوشا هستند و از هیچ ملامتی پروا ندارند: «ولا یخافون لومه لائم».
این صفات پسندیده كه از اعتقاد به خدا و ایمان به مقصد نشأت گرفته، از آنها انسانهایی ساخته است كه در شكستن سنتهای نادرست - كه اكثر مردم
بدانها پایبندند و مخالفان خود را به استهزا می گیرند - پروایی ندارند.
بسیاری را می شناسیم كه صفات ممتازی دارند، اما مقابل غوغای محیط و هجوم افكار عوام و اكثریت منحرف، بسیار محافظه كار و ترسو می گردند و در مقابل
آنها میدان را خالی می كنند. در حالی كه برای یك رهبر سازنده و افرادی كه برای اجرای افكار او وارد میدان می شوند، قبل از هر چیز چنین شهامتی لازم است.
عوام زدگی، محیطزدگی و مانند آن، كه همه نقطه مقابل این امتیاز عالی روحی هستند، سد راه بیشتر اصلاحات محسوب می گردند. آری به دست آوردن این
امتیازات و موقعیتها در هر درجه كه باشد، علاوه بر كوشش خود فرد، مرهون فضل خداوند است كه به هر كس بخواهد و شایسته بیند عطا كند:
ذلك فضل الله یؤتیه من یشاء.22

7. برپا دارندگان نماز
نماز، ستون دین »و هی عمود دینكم«23 ؛ معراج مؤمنان «الصلوه معراج المؤمن»24 ؛ وسیله یاد خدا «أقم الصلوه لذكری»25 ؛ نور چشم رسول خدا «قره
عینی فی الصلوه»26 است و اهمیت دادن به آن از بارزترین نشانه های مؤمن برشمرده شده است: «قد افلح المؤمنون الذینهم فی صلوتهم خاشعون».27
هر پیكارجوی با باطل و دفع كننده ظلم و فساد و برپا كننده حق و عدالت، باید خود را به زیور نمازگزاران آراسته كند؛ چرا كه این نماز است كه از فحشا و منكر
جلوگیری می كند و یاد خدا را در دلها زنده می دارد. نماز عهد خداست «الصلوه عهد للَّه».27 از این رو درباره اصحاب صاحب الأمر(ع) می خوانیم:
فیهم رجال لاینامون اللیل لهم دویّ فی صلوتهم كدوی النحل29.
برخی از آنان شب را نخوابند و زمزمه نماز و مناجات شبانه شان همچون صدای زنبوران عسل فضا را آكنده سازد.
آری با یاد خدا و برپایی نماز جان و دلشان را روشن نموده اند: «كان قلوبهم القنادیل»30 و چهره ظاهریشان نمایانگر سیرت پاك درونیشان می باشد:
قد أثر السجود بجباهم لیوث بالنهار، رهبان باللیل31.
سجده ها در پیشانی آنها اثر گذارده است. آنان شیران روز و پارسایان شبند.
و به فرموده قرآن:
سیماهم فی وجوههم من أثر السجود32.
نشانه آنها در صورتشان از اثر سجده نمایان است.

8. پرداخت كنندگان زكات
همچنان كه اسلام تنها یك مكتب اخلاقی، عبادی و فلسفی نیست. بلكه یك «آیین جامع» و كامل است كه به همه نیازهای روحی و معنوی انسان توجه
دارد. پرورش یافتگان حقیقی این مكتب نیز افرادی تك بعدی نیستند بلكه یك مسلمان راستین در حالیكه یك مجاهد میدان رزم است، یك عابد محراب عبادت نیز
می باشد. همچنان كه خود را به خدا نزدیك می سازد، ارتباط خود را با خلق خدا نیز محكم می كند. لذا همان گونه كه برپا داشتن نماز نشانه یك مؤمن وارسته
است: «و یقیمون الصلوه»33 زكات نیز نشانه بارز یك مسلمان واقعی است: «و یؤتون الزكاه»34. همچنان كه یك مسلمان از اقامه نماز به رشد و كمال و معراج
می رسد از طریق پرداخت زكات نیز به این مقامات می رسد: «خذمن أموالهم صدقه تطهرّهم و تزّكیهم بها»35؛ چرا كه زكات انسان را از بخل و دنیاپرستی و
رذائل اخلاقی پاك می كند، و نهال نوع دوستی، سخاوت، رعایت حقوق دیگران به ویژه فقرا، مستمندان و درماندگان را در نهاد او پرورش می دهد و با پرداخت
زكات زمینه فساد را در جامعه از بین می برد. لذا امام صادق(ع) می فرماید:
كسی كه یك قیراط از زكات را نپردازد نه مؤمن است و نه مسلمان و نه ارزشی دارد.36
لذا یكی از اوصاف بارز اصحاب امام زمان(ع) كه از برگزیدگان شاگردان مكتب وحی بوده و الگوی راستین رهپویان طریق انبیا و اولیا می باشند، پرداخت زكات
است. بنابراین بعد از استقرار حكومت عدل جهانی حضرت مهدی(ع) اولین اقدام آنها اقامه نماز و ادای زكات و احیای امر به معروف و نهی از منكر می باشد.
چنان كه امام باقر(ع) در تفسیر آیه 41 سوره حج می فرماید:
الذین إن مكّناهم فی الأرض أقاموا الصلوه و اتواالزكوه و أمروا بالمعروف و نهوا عن المنكر وللَّه عاقبه الأمور.
می فرماید: این آیه درباره آل محمد(ص) و حضرت مهدی(ع) و اصحاب او می باشد. خداوند، شرق و غرب عالم را تحت سیطره آنها درمی آورد و دین را به وسیله
آنها در جهان آشكار می سازد، و دیگر از ظلم و ستم و بدعت نشانی در روی زمین باقی نمی ماند.37

9. امركنندگان به معروف و پیكاركنندگان با منكر
امر به معروف و نهی از منكر وظیفه ای كه اجرای آن نشان افتخار «بهترین امت» را برای امت اسلامی به ارمغا
پی نوشتها:
1 . ثقه الاسلام كلینی، الكافی، ج2، ص242.
2 . علامه بحرانی، المحجّه فیما نزل فی القائم الحجّه، ص106؛ علامه مجلسی، بحارالانوار، ج52، ص327.
3 . علامه بحرانی، حلیهالأبرار، ج5، ص327.
4 . حلیهالأبرار، ج5، ص321.
5 . علامه بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ج2، ص24.
6 . فیض كاشانی، نوادر الأخبار، تصحیح مهدی انصاری، ص269.
7 . قندوزی، ینابیع الموده، ص437.
8 . البرهان، ج2، ص22؛ كمال الدین و تمام النعمه، ج2، ص672؛ حلیه الأبرار، ج5، ص312.
9 . سوره فرقان (25)، آیه 74، «و ما را برای پرهیزكاران پیشوا گردان».
10. البرهان، ج2، ص22.
11. سوره اسراء (17)، آیه 84.
12. معجم أحادیث الإمام المهدی، ج3، ص100.
13. حلیه الأبرار، ج5، ص312، ح6؛ المحجه، ص21؛ سیمای حضرت مهدی(ع) در قرآن، ص46.
14. معجم احادیث الإمام المهدی، ج3، ص29.
15. سوره نمل (27) آیه 40-38.
16. سوره هود (11) آیه 8.
17. علامه طبرسی، مجمع البیان، ج6، ص185؛ تفسیر برهان، ج5، ص105.
18. البرهان، ج5، ص103؛ نعمانی، كتاب الغیبه، ص241.
19. سوره توبه (9) آیه 71.
20. بحارالأنوار، ج52، ص308.
21. سوره مائده (5) آیه 54.
22. تفسیر نمونه، ج4، ص416.
23. بحار الأنوار، ج82، ص29.
24. سرالصلوه، ص7.
25. سوره طه (20) آیه 14.
26. بحارالأنوار، ج77، ص77.
27. سوره مؤمنون (23) آیه 1و2.
28. كنزل العمّال، ج7، ص279.
29. بحار الأنوار، ج52، ص308.
30. همان.
31. منتخب الأثر، ص486.
32. سوره فتح (48) آیه 29.
33. سوره توبه (9) آیه 71.
34. همان.
35. همان، آیه 103.
36. وسائل الشیعه، ج6، ص20، ب4، ح9.
37. ینابیع الموده، ج3، ص244؛ البرهان، ج6، ص570.
38. سوره آل عمران (3) آیه 110.
39. نهج البلاغه، صبحی صالح، ح374 «و ما اعمال البرّ كلّها والجهاد فی سبیل الله، عند الأمر بالمعروف والنهی من المنكر، إلاّ كنفثه فی بحر لجّی».
40. وسائل الشیعه، ج11، ح6، ب1.
41. علامه بحرانی، غایه المرام، ج7، ص80؛ السیوطی، الحاوی للفتاوی، ج2، ص58.
42. سوره حج (22) آیه 41.
43. المحجّه فیما نزل فی القائم الحجه، ص143؛ سیمای حضرت مهدی در قرآن، ص254.

 

 

ماهنامه موعود شماره 51
 



:: مرتبط با: تكلیف منتظران ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1387/03/16
زمان : 12:06 ب.ظ
 

 




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات