۸۸۱۹حوادث رمضان پیش از ظهور
نظرات |

حوادث رمضان پیش از ظهور     
۲۰ شهریور ۱۳۸۶ 
«صیحه» به صدا و ندا اطلاق مى‏شود و در اینجا منظور ندایى است كه شب بیست و سوم ماه رمضان كه همان شب قدر است از آسمان شنیده مى‏شود. هر جمعیتى آن را به زبان خویش مى‏شنود و از آن حیران و سرگردان مى‏گردد؛ از شنیدن این ندا خوابیده بیدار مى‏شود؛ ایستاده مى‏نشیند؛ نشسته بر سر جاى خود میخكوب مى‏شود.

 
1 ـ خورشیدگرفتگی‌ و ماه‌گرفتگی‌ در زمان‌ غیر عادی‌

یكی‌ از مظاهر قدرت‌ الهی‌ كه‌ در قالب‌ سنن‌ معجزات‌ جلوه‌نمایی‌ كرده‌ و اشارة‌ مخصوصی‌ را برای‌ توجه‌ آن‌ دسته‌ از مؤمنان‌ كه‌ مخلصانه‌ منتظر ظهور بوده‌اند به‌ ارمغان‌ می‌آورد، كسوف‌ خورشید در روز سیزدهم‌ یا چهاردهم‌ ماه‌ رمضان‌ و خسوف‌ ماه‌ در بیست‌ و پنجم‌ همان‌ ماه‌ است‌.

علت‌ پدید آمدن‌ این‌ دو نشانه‌ پیش‌ از ظهور كه‌ خلاف‌ روال‌ عادی‌ بوده‌ و از اول‌ خلقت‌ آدم‌ تا آن‌ زمان‌ نمونه‌اش‌ دیده‌ نشده‌، از این‌ قرار است‌:

الف‌) رسوخ‌ و عمق‌ یافتن‌ نظریه‌ مهدویت‌ و اعتقاد به‌ حضرت‌ در میان‌ تمام‌ مسلمانان‌؛
 
ب‌) متوجه‌ كردن‌ مؤمنان‌ مخلص‌ به‌ نزدیكی‌ ظهور.
 
«ثعلبة‌ ازدی‌» از امام‌ باقر(ع‌) نقل‌ كرده‌ كه‌ فرمودند:

دو نشانه‌ پیش‌ از ظهور قائم‌(ع‌) خواهد بود: خورشیدگرفتگی‌ در نیمه‌ ماه‌ رمضان‌ و ماه‌گرفتگی‌ در آخر آن‌.

به‌ حضرت‌ عرض‌ كردم‌: یابن‌ رسول‌الله خورشید در انتهای‌ ماه‌ كسوف‌ می‌كند و ماه‌ در نیمة‌ آن‌ خسوف‌.
حضرت‌ فرمودند:
خودم‌ می‌دانم‌ چه‌ می‌گویم‌؛ این‌ دو نشانه‌ای‌ است‌ كه‌ از زمان‌ فرود آمدن‌ آدم‌ (از بهشت‌ به‌ زمین‌) سابقه‌ نداشته‌ است‌. 1

«ورد بن‌ زید اسدی‌» برادر «كمیت‌» هم‌ از آن‌ حضرت‌(ع‌) نقل‌ كرده‌ كه‌ فرمودند:
 پیش‌ از این‌ امر (ظهور) ماه‌ گرفتگی‌ خواهد بود؛ كه‌ پنج‌ روز مانده‌ (به‌ انتهای‌ ماه‌) و خورشید گرفتگی‌ در روز پانزدهم‌ كه‌ هر دو در ماه‌ رمضان‌ خواهد بود و به‌ این‌ ترتیب‌ حساب‌ منجمان‌ به‌ هم‌ می‌ریزد.

ابوبصیر هم‌ از امام‌ صادق‌(ع‌) نقل‌ می‌كند كه‌ حضرت‌ فرمودند:
 نشانة‌ قیام‌ حضرت‌ مهدی‌(ع‌) كسوف‌ خورشید در بیست‌ و سوم‌ یا چهاردهم‌ ماه‌ رمضان‌ است‌. 2

خسوف‌ ماه‌ معمولاً به‌ جهت‌ قرار گرفتن‌ زمین‌ در میان‌ خورشید و ماه‌ رخ‌ می‌دهد كه‌ زمان‌ آن‌ هم‌ در نیمة‌ ماه‌های‌ قمری‌ است‌. كسوف‌ خوشید هم‌ غالباً زمانی‌ مشاهده‌ می‌شود كه‌ ماه‌ بین‌ زمین‌ و خورشید قرار گیرد و زمان‌ آن‌

هم‌ در آخر ماه‌های‌ قمری‌ است‌. چنین‌ حادثه‌ای‌ (كه‌ دچار بدأ 3  هم‌ نخواهد شد) در زمانی‌ غیر از زمان‌ عادی‌ آن‌ ـ بنا برگفته‌ روایات‌ ـ با فرض‌ احتمالات‌ زیر ممكن‌ می‌شود:

احتمال‌ اول‌:  این‌ قضیه‌ معجزه‌گونه‌ و از طریق‌ یكی‌ از اسباب‌ و علل‌ عادی‌ (وناشناخته‌) انجام‌ شود.

البته‌ با اختلافی‌ ساده‌ و آن‌ هم‌ آگاهی‌ ما از زمان‌ وقوع‌ آن‌ است‌، كه‌ البته‌ طریقه‌ حدوث‌ این‌ اعجاز یا كیفیت‌ شكل‌گیری‌ را نمی‌توانیم‌ تصور كنیم‌ و همین‌ قدر كافی‌ است‌ كه‌ بدانیم‌ این‌ معجزه‌ انجام‌ می‌شود و آن‌ هم‌ معجزه‌ای‌ كه‌ از زمان‌ هبوط‌ حضرت‌ آدم‌(ع‌) تا كنون‌ سابقه‌ نداشته‌ است‌ و لذا محاسبات‌ ستاره‌شناسان‌ را برهم‌ می‌زند.

احتمال‌ دوم‌:  به‌ واسطة‌ ممانعت‌ جسمی‌ بزرگ‌ رخ‌ می‌دهد.

ممكن‌ است‌ یكی‌ از اشیاء سرگردان‌ در فضا (بنا بر گفته‌ دانشمندان‌) به‌ منظومة‌ شمسی‌ نزدیك‌ شده‌ و با قرار گرفتن‌ در مقابل‌ خورشید مانع‌ رسیدن‌ آفتاب‌ به‌ زمین‌ شود و كسوف‌ پس‌ از ده‌ روز پیش‌ بیاید و همین‌ شی‌ء در اواخر ماه‌ هم‌ كه‌ ماه‌ به‌ شكل‌ هلال‌ دیده‌ می‌شود در برابر آن‌ قرار گیرد و بر حسب‌ سرعت‌ و حجم‌ آن‌ شی‌ء خسوف‌ كلی‌ یا جزیی‌ رخ‌ دهد. از جمله‌ نشانه‌هایی‌ كه‌ برای‌ ظهور ذكر شده‌ است‌ و بی‌ارتباط‌ با این‌ بخش‌ از مطالب‌ نیست‌ این‌ است‌ كه‌ نور خورشید از زمان‌ طلوعش‌ تا 23 از روز ناپدید می‌شود كه‌ این‌ به‌ جهت‌ آن‌ است‌ كه‌ شی‌ء فضایی‌ بین‌ خورشید و زمین‌ قرار گرفته‌ و به‌ مدت‌ 23 از طول‌ روز مانع‌ رسیدن‌ آفتاب‌ 4  به‌ زمین‌ می‌شود كه‌ بالطبع‌ با كسوفی‌ كه‌ از یك‌ تا سه‌ ساعت‌ طول‌ می‌كشد، متفاوت‌ است‌.

 احتمال‌ سوم‌:  به‌ جهت‌ تغییرات‌ درونی‌ خود خورشید.

تعبیر علمی‌ این‌ مطلب‌ از این‌ قرار است‌ كه‌ ممكن‌ است‌ انفجارهای‌ عظیم‌ یا تغییرات‌ فیزیكی‌ خاصی‌ در خورشید پدید آید طوری‌ كه‌ مدت‌ مشخصی‌

اشعه‌ خورشید به‌ اطراف‌ پراكنده‌ نگردد و یا اینكه‌ انفجارهای‌ پشت‌ سر هم‌ ماه‌ رمضان‌ در خورشید، كسوف‌ اواسط‌ ماه‌ را به‌ دنبال‌ داشته‌ باشد و در آخر ماه‌ كه‌ از ماه‌ هلالی‌ بیش‌ پیدا نیست‌، خسوف‌ را؛ كه‌ این‌ احتمال‌ نزدیك‌ترین‌ و جدی‌ترین‌ احتمالات‌ است‌ خصوصاً اگر این‌ دو را به‌ آیات‌ و نشانه‌هایی‌ كه‌ از آسمان‌ است‌ و در بحث‌ حوادث‌ ماه‌ رجب‌ به‌ آنها پرداختیم‌، ضمیمه‌ كنیم‌، می‌توان‌ آنها را هم‌ با این‌ احتمال‌ توجیه‌ كرد: توقف‌ خورشید در زمان‌ سفیانی‌ ممكن‌ است‌ كه‌ ناشی‌ از انفجاری‌ قوی‌ در خورشید باشد كه‌ مانع‌ حركت‌ كردن‌ خورشید شود یا حركت‌ آرامی‌ كه‌ مانند بازگشت‌ عمل‌ آن‌ برای‌ مدت‌ دو یا سه‌ ساعت‌ باشد یا ظاهر شدن‌ بدنی‌ نمایان‌ در قرص‌ خورشید (از جمله‌ حوادث‌ ماه‌ رجب‌) هم‌ ممكن‌ است‌ ناشی‌ از انفجاری‌ قوی‌ در خورشید باشد كه‌ وقتی‌ در سطح‌ خورشید گسترش‌ یابد به‌ شكل‌ سینه‌ و صورت‌ انسان‌ به‌ نظر برسد. دانشمندان‌ متأخر به‌ حدوث‌ چنین‌ جریانی‌ در خورشید كه‌ در حدیث‌ هم‌ می‌توان‌ تأكید بر چنین‌ مطلبی‌ را یافت‌ اشاره‌ كرده‌اند. امیرالمؤمنین‌(ع‌) طی‌ حدیثی‌ طولانی‌ پس‌ از ذكر صیحه‌ و ندای‌ آسمانی‌ ماه‌ رمضان‌ (در بیست‌ و سوم‌ ماه‌) می‌فرمایند:

از فردای‌ آن‌، هنگام‌ ظهر خورشید رنگارنگ‌ و سپس‌ زرد شده‌ و در نهایت‌ سیاه‌ و تاریك‌ می‌شود. 5

 
تاریكی‌ خورشید خود دلیل‌ روشنی‌ است‌ برای‌ وقوع‌ خسوف‌ ماه‌ در روز (بیست‌ و پنجم‌ آن‌ ماه‌ رمضان‌)
و شاید این‌ تفسیر بهترین‌ تفسیر علمی‌ و نزدیك‌ترین‌ احتمال‌ به‌ واقعیت‌ باشد كه‌ احدی‌ پیش‌ از این‌ بدان‌ اشاره‌ نكرده‌ است‌ و پس‌ از تفكر جدی‌ و عمیق‌ در باب‌ نشانه‌های‌ ظهور و آیات‌ آسمانی‌ كه‌ الزاماً نباید این‌ حوادث‌ معجزه‌ باشند، حاصل‌ شده‌ است‌. 6

2 - نداى آسمانى صیحه
این نشانه یكى از پنج مورد نشانه حتمى ظهور است.

»صیحه« به صدا و ندا اطلاق مى‏شود و در اینجا منظور ندایى است كه شب بیست و سوم ماه رمضان كه همان شب قدر است از آسمان شنیده مى‏شود. هر جمعیتى آن را به زبان خویش مى‏شنود و از آن حیران و سرگردان مى‏گردد؛ از شنیدن این ندا خوابیده بیدار مى‏شود؛ ایستاده مى‏نشیند؛ نشسته بر سر جاى خود میخكوب مى‏شود نوعروسان از شدت ترس از خلوتگاه‏هاى خویش بیرون مى‏آیند. این ندا از جبرئیل امین است، كه به زبانى رسا چنین اعلام مى‏كند:
»صبح نزدیك شد7. بدانید كه حق با مهدى(ع) و شیعیان اوست«.

پس از آن در بعدازظهر (نزدیك مغرب) شیطان لعین در میان زمین و آسمان ندا مى‏دهد كه: »آگاه باشید كه حق با عثمان و شیعیان اوست«. ظاهراً مراد از »عثمان«، »عثمان بن عنبسه« یا همان سفیانى است.

ابوحمزه مى‏گوید: از امام باقر(ع) پرسیدم: آیا شورش سفیانى از علایم حتمى ظهور است؟ حضرت فرمودند: آرى ندا هم حتمى است... از حضرت پرسیدم: این ندا چگونه خواهد بود؟ فرمودند:

یك منادى اول روز ندا مى‏دهد كه حق با آل على(ع) و شیعیان اوست و در انتهاى روز شیطان ندا مى‏دهد كه حق با عثمان و شیعیان اوست و در این زمان یاوه‏گویان (باطل‏گرایان) دچار تردید مى‏شوند.8

دلیل برخاستن این صداى آسمانى از این قرار است:
الف) توجه دادن مردم به نزدیكى ظهور؛
ب) به وجود آوردن آمادگى درونى در میان مؤمنان مخلص.

توجه به زمان وقوع این نشانه؛ یعنى با فضیلت‏ترین ماه و شب سال - كه اقبال و رویكرد دینى مسلمانان به حد اعلاى خود مى‏رسد - اهمیت آن را ثابت مى‏كند.

ابوبصیر از امام باقر(ع) چنین روایت مى‏كند:
صیحه حتماً در ماه رمضان، خواهد بود؛ چرا كه ماه رمضان ماه خداوند است و آن هم نداى جبرئیل است براى خلق.
سپس فرمودند:

منادى از آسمان به نام قائم(ع) ندا سر مى‏دهد و از مشرق تا مغرب صدایش را مى‏شنوند. از ترس آن صدا هیچ خوابیده‏اى نمى‏ماند؛ مگر اینكه بیدار مى‏شود و ایستادگان همگى مى‏نشینند و نشستگان هم بر دو پاى خویش برمى‏خیزند. خداوند بیامرزد هر كه از این صدا عبرت بگیرد. صدا، صداى جبرئیل روح‏الامین است كه در شب جمعه بیست و سوم ماه رمضان بر خواهد خاست. پس از آن شكایتى نداشته باشید و گوش فرا دهید و اطاعت كنید. در انتهاى روز صداى ابلیس ملعون (شنیده مى‏شود) كه ندإ؛ مى‏دهد آگاه باشید كه فلانى مظلومانه كشته شد تا مردم را به شك بیندازد و آنها را مبتلا به فتنه كند. چقدر شك‏كنندگان متحیر در آن روز زیادند كه در آتش افكنده شده‏اند. وقتى صدا را در ماه رمضان شنیدید از آن شكایت نكنید كه آن صداى جبرئیل است و نشانه آن این است كه به نام قائم و پدرش(ع) ندا مى‏دهد. به طورى كه حتى دوشیزگان در خلوتگاه‏هایشان در خانه آن را مى‏شنوند و پدر و برادر خویش را براى خروج (و قیام) تشویق مى‏كنند.

و فرمودند:
به ناچار این دو صدا باید پیش از قیام قائم(ع) باشد: صدایى از آسمان كه صداى جبرئیل است و به نام صاحب این امر و نام پدرش و صدایى كه از زمین شنیده مى‏شود و آن صداى ابلیس است كه به نام فلانى ندا مى‏دهد كه مظلومانه كشته شد ولى با آن به دنبال فتنه است. پس شما نداى اول را اجابت و اطاعت كند و از دومى و از اینكه به فتنه‏اش افكنده شوید، بپرهیزید.

سپس پس از بیان بخش زیادى از حدیث فرمودند:

وقتى كه بنى‏فلان در میان آنها اختلاف افتاد؛ در آن زمان چشم انتظار فرج باشید و فرج شما تنها در اختلاف بنى‏فلان است. پس وقتى دچار اختلاف شدند منتظر صیحه در ماه رمضان باشید و (پس از آن) قیام قائم(ع) كه خداوند هر چه را بخواهد به انجام مى‏رساند.9

عبداللَّه بن سنان مى‏گوید: نزد امام صادق(ع) بودم كه شنیدم مردى از دیار هَمدان به حضرت عرض كرد: عامه (اهل سنت) ما را سرزنش مى‏كنند و مى‏گویند شما گمان مى‏كنید كه منادى از آسمان به نام صاحب این امر ندا درمى‏دهد. حضرت كه تكیه داده بودند خشمگین شدند، جلوتر آمدند و نشستند. سپس فرمودند:

آن را از من روایت نكنید و از پدرم روایت كنید كه دیگر هیچ عیبى براى شما نخواهد داشت. شهادت مى‏دهم كه از پدرم(ع) شنیدم كه مى‏فرمودند: واللَّه! این مطلب در قرآن به وضوح بیان شده است آنجا كه مى‏گوید:
إن نَشاء نفنَزّفل عَلَیهفم مفنَ السَماءف آیةً فَظَلَّت أعناقفهم لَها خاضفعینَ.10
اگر بخواهیم از آسمان معجزه‏اى بر ایشان مى‏فرستیم كه گردن‏هایشان را براى همیشه به زیر افكنند.

آن روز در زمین احدى باقى نمى‏ماند كه به عنوان خضوع گردنش را كج نكرده باشد. اهل زمین ایمان مى‏آورند، آن زمان كه این صدا را از آسمان بشنوند كه: »آگاه باشید حق در میان على‏بن ابى‏طالب(ع) و شیعیان اوست«.
سپس فرمودند:

فرداى آن روز شیطان در هوا بالا مى‏رود به طورى كه از زمین متوارى گشته و دور مى‏شود و در پس آن ندا مى‏دهد كه بدانید حق در عثمان بن عفان و پیروان اوست. او مظلومانه كشته شد (بیایید) و قصاص خونش را طلب كنید.
حضرت ادامه دادند:

خداوند آنها را كه ایمان آورده‏اند؛ با اقرار (همیشه به یك شكل) پابرجا و ثابت قدم مى‏كند و این همان نداى اول است. آنها هم كه در دل‏هایشان مرض است آن روز به شك مى‏افتند كه این مرض واللَّه، عداوت اهل‏بیت(ع) است. بنابراین در آن زمان از ما بیزارى مى‏جویند در عین حال كه به ما متمایل مى‏شوند؛ مى‏گویند آن صداى اول جادویى از سحرهاى اهل بیت(ع) بود سپس امام صادق(ع) این آیه را تلاوت كردند كه:
وَ إن یَرَوا آیةً یفعرفضفوا وَ یَقولفوا سفحرٌ مفستَمَرٌ.11
اگر آنها معجزه‏اى را مشاهده كنند از آن روى گردانده، مى‏گویند این همان جادوى همیشگى (آنها) است.12

زرارة بن اعین از امام صادق(ع) روایت كرده كه فرمودند:
منادى از آسمان ندا مى‏دهد كه: »فلانى فرمانرواست« و منادى (دیگرى) هم ندا مى‏دهد كه: »همانا على و شیعیان او رستگارند«.

پرسیدم: چه كسى پس از این با مهدى(ع) مى‏جنگد؟ فرمودند:
مردى از بنى‏امیه كه شیطان ندا مى‏دهد همانا فلانى و پیروان او رستگار مى‏شوند.

گفتم: پس چه كسانى راستگو را از دروغگو تشخیص مى‏دهد؟ فرمودند:
آنها كه احادیث ما را روایت مى‏كنند و پیش از وقوع این اتفاقات مى‏گویند چنین مى‏شود و مى‏دانند كه آنها راستگویند و حق دارند.13

این ندا مصداق این آیه است كه:

أفَمَن یَهدى إلَى الحَقّ أحَقف أن یفتَّبَع أمَّن لا یَهفدّى إلاّ أن یفهدى فَما لَكفم كَیفَ تَحكفمونَ.14
آیا آنكه به سوى حقیقت هدایت مى‏كند شایسته‏تر است كه تبعیت شود یا آنكه هدایت نمى‏پذیرد جز آنكه هدایت شود؛ شما را چه مى‏شود، چگونه قضاوت مى‏كنید؟

لذا این ندا و صیحه آسمانى (صداى جبرئیل) مانند پیشامد بزرگ غیر منتظره‏اى است كه جنبه‏اى اعجازى دارد و در دل دشمنان خدا ترس و هراس مى‏افكند و بشارت بزرگى براى مؤمنان است كه از نزدیكى ظهور حكایت مى‏كند و این مصداق آیه‏اى از قرآن كریم است كه مى‏گوید:
افن نَشَاء نفنَزّفل عَلَیهفم مفن السَماء آیةً فَظَّلت اَعناقفهفم لَها خاضفعین.15

و آیه دیگرى كه مى‏گوید:
وَ استَمع یَوم یفنادى المفنادى مفن مَكانف قَریبف یَومَ یَسمَعفونَ الصَّیَحَةَ بفالحَقّف ذلفكَ یَومف الخفروجف16.
و آن روزى كه منادى از جایى نزدیك ندا مى‏دهد، گوش فرا ده. آنها زمانى كه صیحه را به حق بشنوند آن روز زمان خروج است.

وظایف مؤمنان در هنگام پیشامد این صیحه:

در احادیث اهل بیت(ع) در این زمینه چنین آمده است:

الف) پس از شكر و ستایش خداوند: به جا آوردن نماز صبح جمعه مورد بحثمان، به خانه‏هایتان بروید و درها را قفل كنید و دریچه‏ها و روزنه‏ها را ببندید و خودتان را در میان چیزى بپوشانید و گوش‏هایتان را بگیرید (در حدیث آمده است كه از آثار این صیحه این است از شدت و قوت این صدا 70/000 نفر كر و 70/000 نفر لال مى‏شوند)، هرگاه صدا را شنیدید پس به سجده بیفتید و بگویید:
سبحان ربنّا القدّوس.
پروردگار مقدس ما منزه است
هر كه چنین كند نجات مى‏یابد و هر كه از این عمل روى گرداند هلاك مى‏شود.17
این از جمله مواردى است كه هر كس خداوند متعال بر آن توفیقش داد تا نعمت درك آن عهد مبارك را با ظهور حضرت مهدى(ع) بیابد، واجب است بر آن شكرگزار باشد.

ب) انبار كردن غذاى یكسال خود و خانواده‏اش: امام باقر(ع) فرمودند:
نشانه حادثه‏ها در ماه رمضان، نشانه‏اى است در آسمان كه مردم پس از آن دچار اختلاف مى‏شوند. هرگاه آن را درك كردى غذایت را بیشتر كن.18
پس از شنیده شدن نداى آسمانى میان مردم اختلاف، جنگ و فتنه (نبرد قرقیسیا) پدید آمده و به دنبال آن قحطى و گرانى خوراكى‏ها پیش مى‏آید و از این رو ائمه(ع) به شیعیان مؤمن خویش و مسلمانان سفارش كرده‏اند كه غذا و نیازمندیهاى خود و خانواده‏هایشان را براى مدت یك سال ذخیره كنند. شما را به خدا، ببینید چقدر این امامان بزرگوار(ع) تیزبین بوده‏اند و به چه میزان به شیعیان و دوستداران خویش محبت مى‏ورزیده‏اند. ما در طول سال‏هاى عمر خود چگونه به این محبت‏هاى ایشان جواب داده‏ایم و چقدر در صدد جبران محبت‏هایشان بوده‏ایم؟ آرى! هر كس كه به آنها عشق ورزیده و با آنها ارتباط دارد؛ مى‏تواند به محبت ایشان نسبت به خود مباهات و افتخار كند.

3 - بیعت كردن 30/000 نفر از قبیله بنى‏كلب با سفیانى
سفیانى در ماه رجب شورش كرده و به مبارزات نظامى و سیاسى و جنگ‏هاى خویش جامه عمل مى‏پوشاند و محدوده نفوذ خویش را گسترش مى‏دهد و در این زمان دیگران هم به او پیوسته و مجموعه‏ها و قبایل غیر دینى به دنبال او راه مى‏افتند. پیامبراكرم(ص) در این رابطه فرمودند:

سفیانى با 360 سوار شورش مى‏كند تا اینكه به دمشق مى‏رسد و در ماه رمضان هم 20/000 نفر از قبیله بنى‏كَلَب با او بیعت مى‏كنند.19

قبیله بنى‏كَلَب، عمو زادگان سفیانى؛ یعنى همان قبایل دروز14 مى‏باشند كه در آینده او را همراهى مى‏كنند. این قبیله در عصر معاویه نصرانى بودند و معاویه از آنها با مادر یزید (علیهم‏اللعنة) قاتل سیدالشهدا(ع) ازدواج كرد. بنابراین، سفیانى از اولاد یزید بن معاویة بن ابى‏سفیان (علیهم‏اللعنة) مى‏باشد. پیروان این آیین در منطقه رمله (در بیابان برهوت شرقى فلسطین و غربى اردن و جنوب غربى سوریه دمشق) تا چند كیلومتر در اطراف آن سكنى گزیده‏اند.

ماهنامه موعود شماره 37
از كتاب شش ماه پایانی، انتشارات موعود

پی نوشت‌ها:
1 .  الارشاد، شیخ‌ مفید، ج‌2، ص‌374؛ الغیبة‌، نعمانی‌، ص‌181، اعلام‌الوری‌، ص‌429؛ الغیبة‌ شیخ‌ طوسی‌، ص‌270، بشارة‌الاسلام‌، ص‌96؛ یوم‌الخلاص‌، ص‌516؛ تاریخ‌ مابعدالظهور، ص‌118.
 2 .  الغیبة‌، نعمانی‌، ص‌182؛ بشارة‌الاسلام‌، ص‌97؛ تاریخ‌ الغیبة‌الكبری‌، ص‌479؛ یوم‌الخلاص‌، ص‌517.
 3 .  به‌ زودی‌ در همین‌ مجموعه‌ به‌ مسأله‌ بدأ خواهیم‌ پرداخت‌.
 4 .  الممهدون‌ للمهدی‌(ع‌)، ص‌37.
 5 .  بحارالانوار، ج‌52، ص‌275؛ بشارة‌الاسلام‌، صص‌59 و 70.
 6.  البته‌ باید توجه‌ داشته‌ باشیم‌ كه‌ خود مؤلّف‌ در نهایت‌ آن‌ را احتمال‌ می‌شمرد و هر چند هم‌ كه‌ احتمال‌ قوی‌ باشد باز یقین‌آور نیست‌ بدین‌ معنا كه‌ الزاماً نباید چنین‌ باشد و امكان‌ معجزه‌ بودن‌ این‌ جریانات‌ خالی‌ از وجه‌ نیست‌؛ چرا كه‌ اگر بنا بود به‌ هر حال‌ این‌ مطالب‌ به‌ زودی‌ تفسیر علمی‌ آنها توسط‌ دانشمندان‌ آن‌ عصر بیان‌ شود كه‌ دیگر تعبیر كردن‌ از آن‌ به‌ آیه‌ (قرآن‌ از معجزه‌ به‌ آیه‌ تعبیر یاد می‌كند) چندان‌ موجه‌ نمی‌باشد و مردم‌ با اتكاء به‌ گفته‌ دانشمندان‌ هیجان‌ خود را نسبت‌ به‌ این‌ جریان‌ از دست‌ داده‌ و مسلمانان‌ هم‌ به‌ عنوان‌ یك‌ حادثه‌ دهشتناك‌ نماز آیاتی‌ خوانده‌ و از آن‌ روی‌ می‌گردانند و این‌ با آنچه‌ در ابتدای‌ سخن‌ دربارة‌ دو دلیل‌ حدوث‌ این‌ دو حادثه‌ گفته‌ شد متناقض‌ است‌. به‌ طور خلاصه‌ باید گفت‌ اگر بنا بود كه‌ این‌ جریان‌ فوراً تفسیر علمی‌ آن‌ بیان‌ شود نخواهد توانست‌ آیه‌ یا علامتی‌ برای‌ ظهور شمرده‌ شود یا حداقل‌ در احادیث‌ دیگر لازم‌ نبود این‌ همه‌ روی‌ آنها تكیه‌ شود و گذرا به‌ آن‌ اشاره‌ای‌ می‌كردند. واللهعالم‌ (مترجم‌).
7 . بحارالانوار، ج52، ص274.
8 . الارشاد شیخ مفید، ج2، ص371؛ الغیبة، شیخ طوسى، ص266؛ اعلام‏الورى، ص429.
9 . الغیبة، نعمانى، ص170، بحارالانوار، ج52، ص231؛ النجم الثاقب، ج1، ص126، تاریخ مابعدالظهور، ص125.
10 . سوره شعراء (26)، آیه4.
11 . سوره قمر (54)، آیه2.
12 . الغیبة، نعمانى، ص173، بحارالانوار، ج52، ص292.
13 . الغیبة،نعمانى، ص176، بحارالانوار، ج52، ص295.
14 . سوره یونس (10)، آیه35.
15 . سوره شعراء (26)، آیه4.
16. سوره ق (50)، آیه42 و 41.
17. یوم‏الخلاص، ص1542.
18. یوم‏الخلاص، ص542.
19. یوم‏الخلاص، ص671، بیان‏الائمه، ج2، ص586.
120. طریقه دروزیه، طریقتى است دینى، فلسفى، اخلاقى و اجتماعى در سوریه و لبنان. این طایفه منسوبند به »دَرَزَىّ« كه وى بعدها از اعتقاد خویش برگشت. عنوان اصلى این طریقت موحدون است كه اساس عقیده‏شان بر حلول و تناسخ روح است. لغتنامه الرائد، ج1، ص787. [م.]



:: مرتبط با: ظهور و نشانه‌ها ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1387/03/15
زمان : 05:06 ق.ظ
۸۸۱۸دجال دروغگوى فریبنده
نظرات |

دجال دروغگوى فریبنده     
۱۷ شهریور ۱۳۸۶ 
دجال را با سیمایى عجیب مجسم‏كرده‏اند. صورتى آبله رو كه یك‏چشم او كور شده - چشم راست - وچشم دیگرش در وسط پیشانى ،مانند ستاره صبح درخشان است.این بیت مولانا جلال‏الدین بلخى‏به‏یك چشم بودن دجال گواهى دارد :
او به سر، دجال یك چشم لعین اى خدا فریادرس نعم‏المعین


 

محمود جعفر كلهر
در فرهنگ جدید عربى - فارسى‏منجدالطلاب و فرهنگ لاروس معانى‏لغت دجال چنین آمده است: «آب طلا، گروه بزرگ انبوه ، دروغگو ، فریبنده‏لقب مسیح كذاب كه در آخرالزمان‏ظهور كند.»

مرحوم علامه على‏اكبر دهخدااین لغت را در لغتنامه خود، هم باتشدید «جیم » و هم بدون تشدید«جیم‏» ضبط نموده است.

مهدى پرتوى آملى درباره این‏لغت مى‏نویسد: «دجال صیغه مبالغه‏از لغت دجل و به معنى خدعه ،نیرنگ ، حیله و باطل است.»

شادروان دكتر محمد خزائلى‏تعبیرى زیبا و ظریف از لغت دجال‏كرده است: «دجال كلمه‏اى مركب‏است و الف و لام آن همان الف ولامى است كه در نامهاى دانیال وخرقیال هم وجود دارد و به معنى‏«خدا» ست. جزء اول آن هر چه باشدبه معنى «ضد» و «دشمن‏» است ودور نیست كه با «دژ»، «دشمن‏» و«دشوار» همریشه باشد. (1)

بنابراین‏تعبیر، دجال یعنى : ضدخدا، دشمن‏خدا.


شكل ظاهرى «دجال‏»
دجال را با سیمایى عجیب مجسم‏كرده‏اند. صورتى آبله رو كه یك‏چشم او كور شده - چشم راست - وچشم دیگرش در وسط پیشانى ،مانند ستاره صبح درخشان است.این بیت مولانا جلال‏الدین بلخى‏به‏یك چشم بودن دجال گواهى دارد :
او به سر، دجال یك چشم لعین اى خدا فریادرس نعم‏المعین


نام اصلى، كنیه، محل اقامت و محل ظهور دجال
نام اصلى دجال، «صائد بن صید»و كنیه‏اش «ابویوسف‏» است. ازمادرى یهودى به نام «میمونه‏» به‏دنیا آمده و در جزیره‏اى به یك‏صخره بسته شده است. چون سال‏از چهارصد هجرت بگذرد، بایدمنتظر بود تا ظاهر شود و این ازعلامات آخرالزمان است.

خراسان و كوفه از نقاطى هستندكه به عنوان محل خروج و ظهوردجال ذكر شده‏اند. خاقانى شاعرنامى قرن ششم
هجرى قمرى محل‏ظهور دجال را چنین ذكر مى‏كند:
نه عیسى راست از یاران كمینه سوزنى دربر؟ نه سوزن شبه دجال است‏یك چشم و صفاهانى (2)


كیفیت‏خروج دجال
كیفیت‏خروج دجال به این ترتیب‏است كه سه سال قبل از خروجش دردنیا قحط و خشكسالى مى‏شود. به‏این صورت كه سال اول، ثلث‏باران وسال دوم دو ثلث‏باران معمولى‏نمى‏بارد و سال سوم حتى یك قطره‏باران از آسمان به زمین نمى‏بارد ویك برگ سبز از زمین روییده‏نمى‏شود. در این موقع كه گرسنگى وتشنگى بر عالمیان سایه افكنده‏است، دجال خروج مى‏كند. هنگامه‏عجیبى بر پا مى‏شود و دجال به كمك‏پیروانش بر تمام شهرها مسلطمى‏شود و «بیت‏المقدس‏» را كه‏ساكنانش حاضربه‏تسلیم‏نمى‏شوند،محاصره مى‏كند. در چنین زمانى به‏هنگام نماز صبح و یا عصر، حضرت‏مهدى صاحب‏الزمان علیه السلام ظهورمى‏كند و با جماعت محصورین به‏نماز مى‏ایستد. حضرت عیسى بن‏مریم علیه السلام نیز از آسمان فرود مى‏آیدو به صاحب‏الامرعلیه السلام اقتدا مى‏كند.آنگاه حضرت صاحب‏الزمان علیه السلام ازحصار خارج شده، دجال و پیروانش‏را از میان برمى‏دارد.


دجال در اعتقادات مسیحیت
مسیحیان دجال را «مسیح كذاب‏و دروغین‏» مى‏دانند كه دشمن وضدمسیح (3) است. قاموس كتاب‏مقدس (صفحه 460) دجال را اسم‏عام و دجال و دجالان را كسانى‏مى‏داند كه تجسم مسیح را تكذیب‏مى‏كنند. در همین كتاب آمده است كه‏كلمه دجال در جایى دیگر جز دررساله «یوحنا» یافت نمى‏شود ومقصود از دجال كسى است كه بامسیح مقاومت و ضدیت مى‏نماید ومدعى آن باشد كه خود او در جاى‏مسیح است و در رساله اول یوحنا، مى‏گوید: «و هر روحى كه عیساى‏مجسم شده را انكار كند از خدانیست. این است روح دجال، كه‏شنیده‏اید، مى‏آید و الان هم در جهان‏است‏» و نیز مى‏گوید: «دروغگوكیست؟ جز آنكه مسیح بودن عیسى‏را انكار كند و آن دجال است.»


نشانى‏هاى دقیق دجال ازكلام امیرمؤمنان على علیه السلام
«اسبغ بن نباته‏» از امیرالمؤمنین‏علیه السلام پرسید: «یا امیرالمؤمنین دجال‏كیست؟ فرمودند كه: آگاه باشید، دجال «صائدبن‏صید» است و شقى كسى است كه او را تصدیق كند و سعید كسى است كه او را تكذیب كند...و از دهى كه معروف به یهودیه‏است ، خروج مى‏كند. چشم راستش‏از اصل خلقت ندارد به طورى كه‏گودى حدقه‏اش نیست و دیگرى كه‏در پیشانیش است، مانند ستاره‏صبح مى‏درخشد و در چشمش مانندپارچه گوشت چیزى است گویا كه باخون ممزوج است و در میان‏چشمش لفظ «كافر» نوشته شده به‏طورى كه همه كس آن را مى‏خواند خواه نویسنده باشد و خواه نه . به‏دریاها داخل مى‏شود و آفتاب با وى‏سیر مى‏كند و در پیش رویش كوهى‏است از دود و در پشت‏سرش كوه‏سفیدى است كه خلایق چنین‏مى‏دانند كه آن طعام است و در ایام‏قحط شدیدى خروج مى‏كند وبه‏درازگوش سبز یا خاكسترى رنگ‏سوار شود و زمین در زیر پایش‏پیچیده مى‏گردد و به هیچ آب‏نمى‏گذرد مگر اینكه خشكیده‏مى‏شود به طورى كه جایش تا روزقیامت‏خشك مى‏ماند وبه آواز بلندندا مى‏كند، به نوعى كه همه جن وانس و شیاطین ، كه در ما بین مشرق‏و مغرب‏اند صداى او را مى‏شنوند.چنین مى‏گوید:

«اى دوستان من! به زودى به‏سوى من آیید. منم آن كسى كه‏مخلوقات را خلق نمود و ایشان را درمحكم نمودن تركیبشان با هم‏مساوى گردانید و اندازه صورتها وهیاتهاى ایشان راتعیین نمود و منم‏آن پروردگار شما كه بر همه اشیاقادر است.»

و این دشمن خدا، اینها را دروغ‏مى‏گوید، زیرا كه او مردى است كه‏طعام مى‏خورد و در بازارها راه‏مى‏رود و پروردگار شما كور نیست‏و طعام نمى‏خورد و راه نمى‏رود و ازمكانى به مكان دیگر منتقل نمى‏شود.آگاه شوید بدرستى كه بسیارى ازتابعان او در آن روز اولاد زنا وصاحبان طیلسان سبز هستند و آن‏پارچه‏اى است مانند ردا كه بر سر ودوش انداخته مى‏شود.

خداوند عزوجل او را در شهر«شام‏» در بالاى تلى كه معروف است‏به تل «افیق‏» سه ساعت از روز«جمعه‏» گذشته به دست كسى كه‏مسیح بن مریم علیه السلام در پشت‏سرش‏نماز مى‏گزارد، به قتل مى‏رساند.آگاه شوید بدرستى كه بعد از این‏طامه كبرى واقع خواهد شد و آن‏خروج دابه (4)

از زمین است. بعد از آن‏امام على علیه السلام فرمودند كه : از من‏مپرسید كه بعد از خروج دابه چه‏واقع خواهد شد. درآن حال «ترال بن‏سبره‏» به صعصعه گفت كه:امیرالمؤمنین از این كلام اعجازنظام، چه چیز اراده نموده؟صعصعه گفت: یابن سبره! كسى كه‏عیسى‏بن‏مریم علیه السلام در پشت‏سرش‏نماز مى‏گزارد ، امام دوازدهم‏است!» (5)


سیماى دجال در ادب فارسى
از راه احادیث اسلامى، دجال به‏صورت شخصى مقابل و ضدعیسى بن مریم (6) ، در ادبیات فارسى‏مجسم شده است. قدیمى‏ترین دیوان‏شعر كه در آن كلمه دجال و مفاهیم‏مرتبط با او در آن دیده مى‏شود«دیوان حكیم ناصرخسرو قبادیانى‏»است (تولد 394 ق وفات 481 ق)حكیم ناصرخسرو 7 بار كلمه دجال‏را در دیوان اشعار خود آورده و دردو مورد «جهان‏» را به «دجال‏» شبیه‏و مانند كرده است:

دجال چیست؟ عالم و، شب چشم كوراوست وین روز چشم روشن او كیست، بى‏ریب عالم دجال تست و تو به دروغش بسته‏اى و مانده‏اى و گشته یگانه

از دیگر شاعرانى كه مضامین‏زیبایى از كلمه دجال ساخته،«افضل‏الدین بدیل بن على خاقانى‏»شاعر قرن ششم هجرى است. دربین شاعران ، خاقانى بیشتر از همه ،این كلمه را در شعرخود آورده است.دجال 22 بار در شعر خاقانى دیده‏مى‏شود. در شعر برخى شاعران‏دیگر كمابیش این كلمه دیده مى‏شود.بعضى تركیبات و مضامین كه‏شاعران بااستفاده از كلمه دجال‏ساخته‏اند، چنین است:

- دجال بند، آن كه دجال را به بندمى‏كشد.
قلزم دجله عطا، مهدى دجال بند كسرى جمشید جام خسرو خورشیدفر
مجید بیلقانى
- دجال جفا، كنایه از دغل‏كار وستمگر
لب بگشا ، هیكل عیسى‏بخوان كز دم دجال جفا مرده‏اند
مولوى
- دجال چشم ، كنایه از یك چشم
چرا سوزن چنین‏دجال‏چشم‏است كه اندرجیب عیسى یافت ماوا
خاقانى
- دجال خلقت ، كنایه از بدنهاد
گر او هست دجال‏خلقت‏به‏رغمش تو را كم ز عیسى مریم ندارم
خاقانى
- دجال راى ، كنایه از بداندیش
چه مى‏خواهى از این دجال رایان چه مى‏جویى ازاین مهدى نمایان
عطار نیشابورى
- دجال شكل ، كنایه از فریبكار
كید این دجال شكلان‏آخراندرچه‏فتاد چون لواى مهدى آخرزمان آمد پدید
مجید بیلقانى
- دجال طبع، كنایه از بدنهاد وستم‏پیشه
از این دجال طبعان وارهد دور نماند كار و بار عالم این طور
وحشى بافقى
- دجال فعل، كنایه از فریبنده
نه روح‏الله بر این دیر است چون شد چنین دجال فعل این دیر مینا
خاقانى
- دجال كیش، كنایه از دروغگو وبدكردار
پى دجال كیشان برگرفته به تو نیرنگ ایشان درگرفته تو را دجال شد چون هادى راه به جز دوزخ كجا یابى وطنگاه
وحشى بافقى
- دجال عالم سوز، اشاره به‏فریب دادن دجال جهانیان را.( فراگیرشدن ظلم و ستم در عالم)
اى دریغا مهدیى، كامروز از هر گوشه‏اى یك جهان دجال عالم سوز سر بركرده‏اند
سنایى
دجال در ادبیات عرفانى نیز،گذشته از تعبیرات و معانى دینى وكلامى ، كنایه از اهل نیرنگ و حیله‏است.


كلام آخر درباره «دجال‏»
به نظر مى‏رسد كه خروج دجال وفتنه او در جهان و كشته شدنش به‏دست‏حضرت مهدى علیه السلام، نمودار ورمزى ازجنگ «نور» و «ظلمت‏» باشد.بیان دیگرى از مبارزه نیكى و بدى وپیروزى نهایى روشنى و خیر برتاریكى و شر كه در فرهنگ ایران به‏صورتهاى گوناگون مطرح است ودر اقوام و ملل دیگر هم سابقه دارد.در اوستا كتاب مقدس زرتشتیان هم‏از جنگ اهریمن و اهورامزدا ،گفتگوهاست و آیین‏مانویان هم براساس درگیرى دائمى نور و ظلمت‏پى‏ریزى شده است.

به هر حال، روزى كه دجال ظهوركند و جهان ، پر از ظلم و ستم باشد،حضرت مهدى صاحب‏الزمان علیه السلام‏مى‏آید و ریشه ظلم و بیداد رابرمى‏كند و طومار دجال و دجال‏صفتان را در هم مى‏پیچد و آن‏هنگامى‏است كه این آیه شریفه براى‏چندمین بار مصداق پیدا مى‏كند:
«و قل جاءالحق و زهق‏الباطل ان‏الباطل كان زهوقا» (7)

و به امتت‏بگو كه رسول حق آمد وباطل را نابود ساخت كه باطل خود لایق‏محو و نابودى ابدى است.

و آن روزى است كه وعده الهى‏تحقق پیدا كند:

«ونرید ان نمن على‏الذین‏استضعفوا فى‏الارض و نجعلهم‏ائمة و نجعلهم‏الوارثین‏» (8)
و ما اراده كردیم كه بر آن طایفه ذلیل وضعیف در آن سرزمین منت گذارده و آنهارا پیشوایان خلق قرار دهیم و وارث ملك وجاه فرعونیان گردانیم.

ماهنامه موعود شماره 4
 
پى‏نوشتها:
1. اعلام قرآن، ص 479; پرتوى آملى، مهدى،به نقل‏از ریشه‏هاى‏تاریخى‏امثال‏وحكم ، ج 1،ص 436.
2.دیوان‏خاقانى،پیراسته‏دكترمیر جلال‏الدین‏كزازى، ج 1،ص 616.
3. Antichriste
4. دابة: دابة‏الارض: 1. موریانه ، 2. جانورى عظیم‏الجثه كه در آخر الزمان پدید آید و آن نشانه نزدیكى قیامت است.
5. مجلسى ، محمدباقر، بحارالانوار، ج 13،ص 482.
6. سوره اسرا (17)، آیه 81.
7. سوره قصص (28)، آیه 5. 



:: مرتبط با: ظهور و نشانه‌ها ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1387/03/15
زمان : 05:06 ق.ظ
۸۸۱۷ظهور ناگهانی فرا می‌رسد
نظرات |

ظهور ناگهانی فرا می‌رسد     
۰۶ شهریور ۱۳۸۶ 

در بسیاری از روایاتی كه از پیامبر گرامی اسلام‏(ص) و امامان معصوم‏(ع) نقل شده، این نكته مورد تأكید قرار گرفته است كه ظهور نیز همانند قیامت، ناگهانی و غیر منتظره فرا می‏رسد و زمان آن را هیچ‏كس جز خداوند حكیم نمی‏داند.
 از جمله در روایتی كه امام رضا(ع)  به واسطة پدران بزرگوارش از پیامبر اكرم‏(ص) نقل می‏كند چنین آمده است:
 
به پیامبر(ص) عرض شد: ای فرستادة خدا! آن قائم كه از نسل شماست چه وقت ظهور می‏كند؟ آن حضرت فرمود: ظهور او مانند قیامت است. «تنها خداوند است كه چون زمانش فرا رسد آشكارش می‏سازد. فرا رسیدن آن بر آسمانیان و زمینیان پوشیده است. جز به ناگهان بر شما نیاید».1و2

امام باقر(ع)  نیز در تفسیر این آیة شریفه:
هَلْ یَنْظُرُونَ إِلاّ السَّاعَةَ أَنْ تَأتِیَهُمْ بَغْتَةً وَ هُمْ لایَشْعُروُنَ.3
 آیا چشم به راه چیزی جز آن ساعتند كه ناگاه و بی‏خبرشان بیاید؟
می‏فرماید:

 مراد از ساعت، ساعت [قیام] قائم‏(ع)  است كه ناگهان برایشان بیاید.4

حضرت صاحب‏الامر(ع)  نیز در یكی از توقیعات خود بر این نكته تأكید می‏ورزند كه ظهور ناگهانی و دور از انتظار فرا می‏رسد:
 
فرمان ما به یكباره و ناگهانی فرا می‏رسد و در آن زمان توبه و بازگشت برای كسی سودی ندارد و پشیمانی از گناه كسی را از كیفر ما نجات نمی‏بخشد.5

این دسته از روایات از یكسو هشداری است به شیعیان كه در هر لحظه آمادة ظهور حجت حق باشند و از سویی دیگر تذكری به همة كسانی است كه در پی تعیین وقت برای ظهورند.

ماهناه موعود شماره 79

پی‌نوشت‌ها:
1. سورة اعراف (7)، آیة 187.
2. صدوق، محمد بن علی بن حسین، كمال‌الدین و تمام‌النعمة، ج2، ص373.
3. سورة زخرف (43)، آیة 66.
4. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج 24، ص 164، ح 4.
5. طبرسی، احمدبن علی بن ابی طالب، الاحتجاج، ج2، ص 498؛ مجلسی، محمدباقر، همان، ج 53، ص 176.
 



:: مرتبط با: ظهور و نشانه‌ها ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1387/03/15
زمان : 05:06 ق.ظ
۸۸۱۶نشانه‌های ظهور
نظرات |

نشانه‌های ظهور     
۳۰ مرداد ۱۳۸۶ 
مهدی خروج می‌كند و بر سر او ابر سفیدی است و از میان آن ابر یك منادی ندا سر می‌دهد كه این مهدی خلیفه و جانشین خدا است، پس از او پیروی كنید. گفته می‌شود كه این ندا به همه جای زمین می‌رسد و هر كس، آن را به زبان خود می‌شنود.


مترجم: سید شاهپور حسینی
در كتاب نورالابصار از امام محمد‌باقر(ع) در مورد نشانه‌های ظهور روایت شده است: «آن‌گاه كه مردان شبیه زنان شوند و زنان شبیه به مردان، زنان بر زین اسبان نشینند و مردم نمازها را از یاد ببرند و از شهوت‌های خویش فرمان‌برداری كنند و خون‌ریزی را بی‌اهمیت شمارند و در معاملات خویش رباخواری كنند و به زنان تظاهر كنند و بناها برپا سازند و دروغ را حلال شمارند و رشوه‌گیری كنند و از هوی و هوس پیروی كنند و دین را به دنیا فروشند و رابطه با خویشان نزدیك را قطع كنند و نسبت به غذا بخل ورزند و بردباری، ضعف شمرده شود و ستمكاری، افتخار. فرماندهان از تبهكاران و زناكاران باشند و وزیران از دروغ‌گویان، امینان مردم از خیانت‌كاران، یاری‌رسانان از ستم‌كاران، قاریان قرآن از فاسقان. ستم پدیدار شود و طلاق بسیار و فجور و زنا آشكار شده و شهادت دروغ پذیرفته شود و مردم شراب‌خواری كنند، مردان بر مردان سوار شوند و زنان به زنان كفایت كنند و غنیمت گیرندگان، اموال فقیران را از آن خویش سازند صدقه دادن، زیان به شمار آید و مردم، از ترس زبان اشرار، از آنها در هراس باشند. سفیانی از شام خروج كند و یمنی از یمن و خسف بیداء (فرو رفتن زمین) در منطقه میان مكه و مدینه اتفاق افتد. پسری از خاندان محمد، میان ركن و مقام كشته شود و فریادگری از آسمان، فریاد برآورد كه حق با او و پیروان اوست. آن‌گاه كه امام خروج كند، پشتش را به كعبه تكیه می‌دهد و سیصد و سیزده نفر از یارانش، با او دیدار می‌كنند و نخستین كلماتی كه بر زبان می‌آورند، این آیه است:

بقیة الله خیر لكم ان كنتم مؤمنین1
سپس امام می‌فرماید:
من بقیةالله (ذخیره الهی) هستم و خلیفه و جانشین خدا و حجت او بر شما و همگی این گونه بر او سلام می‌دهند:
 السلام علیك یا بقیةالله فی أرضه.
سلام بر تو ای بقیةالله بر زمین او.

آن گاه كه ده هزار مرد نزد او گرد آیند، نه مسیحی‌ای باقی می‌ماند و نه یهودی‌ای و نه كسانی كه غیر خدا را پرستش می‌كنند، مگر آنكه به او ایمان آورند و او را تصدیق كنند. ملت یكی شود، ملت اسلام؛ و هر معبودی جز خداوند بلندمرتبه در زمین باشد، از آسمان بر آن آتشی فرو می‌بارد و آن را می‌سوزاند.

این حدیث و امثال آن، حاوی شمار زیادی از نشانه‌های ظهور است و شایسته آن است كه به صورت كامل و جامع شرح داده شود اما فرصت و مجال ما اندك است و شرح آن در بحث ما نیست، به همین دلیل تنها به برخی از موارد آن اشاره می‌كنیم:

ـ شبیه بودن مردان به زنان: یا از جهت اینكه آنان مخنث‌اند و با آنها لواط می‌شود، یا از جهت نوع كارهایی كه آنها انجام می‌دهند. یعنی كارهایشان شبیه به كارهای زنانه است و زن وارد میدان‌های كار سخت و طاقت‌فرسا می‌شود كه با خلقت و طبیعت ضعیف و احساسات و عاطفه سرشار او ناسازگار است. یا ممكن است شبیه بودن از نظر لباس پوشیدن، باشد همة اینها امكان دارد و ممكن است این تشابه به صورت‌های دیگر هم باشد.

ـ  كشتار نزد مردم امری آسان و بی‌اهمیت باشد.

ـ می‌گویند دروغ حلال است و حرام نیست.

ـ  در مورد غذا بخل ورزند.

ـ  امینان از خیانت‌كارانند. یعنی كسانی از مردم كه تظاهر به نیكوكاری می‌كنند و مردم، آنها را امین به شمار می‌آورند، معلوم می‌شود كه آنان در مال و ثروت و خون و آبروی مردم خیانت می‌كنند.

ـ یعنی قاریان قرآن كه نیكو قرآن تلاوت می‌كنند، اما از قرآن فایده‌ای نمی‌برند و به آن عمل نمی‌كنند.

ـ ستم پدیدار شود؛ یعنی ستم آشكار و روشن و ظاهر می‌شود و ستم‌كار ستم خویش را از ترس یا از روی شرم و حیا از كسی پنهان نمی‌كند.

ـ زنان ازدواج نمی‌كنند، بلكه زنان برای برطرف ساختن شهوت و غریزه جنسی خود از زنان دیگر بهره می‌برند و به آنها كفایت می‌كنند و این مسأله در اسلام به «سحق» معروف است و شدیداً نهی شده و حرام است و مجازاتی ویژه دارد كه در كتاب‌های فقهی ذكر شده است. زیرا  باعث ویرانی بنیان خانواده و در نتیجه نابود ساختن امت و مردم است.

ـ هر كس اموال فقیران را به دست آورد، آن را غنیمت به شمار می‌آورد و آن را برای خود برمی‌دارد و آن را می‌خورد و به كسی دیگر نمی‌دهد.

ـ اگر كسی چیزی به صدقه دهد، آن را ضرر و زیان برای خود می‌داند كه مالش را از دست داده و این كنایه از این است كه مردم بدون رضایت و خشنودی كامل صدقه می‌دهند.

ـ فردی است كه از یمن خروج می‌كند، مردم را دعوت به گرویدن به حق و اسلام می‌كند و آن‌گونه كه حدیث امام باقر آمده، اوست كه امنیت لازم جهت امام مهدی(ع) را فراهم می‌آورد.2

ـ ارتش سفیانی كه از جانب شام به سوی مكه می‌آید تا با امام مهدی(ع) بجنگد، زمین در این منطقه آنها را می‌بلعد. متن و تأكید این مورد در برخی حدیث‌ها آمده است.

ـ  معبودانی به جز خداوند بلندمرتبه یعنی بت‌ها و امثال آن.

نشانه‌های عجیب و غریب
در كتاب البرهان فی علامات مهدی آخرالزمان، تألیف متقی هندی حنفی از عبدالله بن عبّاس روایت شده است كه:
مهدی خروج نمی‌كند مگر آنكه نشانه‌ای از خورشید به در آید.

آن نشانه آن‌گونه كه در روایت‌ها آمده: سری بیرون از خورشید است كه ندا می‌دهد آگاه باشید كه ولی خدا، مهدی موعود، ظهور كرد پس با او بیعت كنید.

در برخی احادیث آمده است كه او جبرئیل است.
در روایتی دیگر از همین كتاب آمده است:
محمد بن علی(ع) گفت:

مهدی ما را دو نشانه است كه آن دو نشانه، از زمانی كه خداوند آسمان‌ها و زمین را آفریده، وجود نداشته‌اند. در شب اول ماه رمضان، ماه گرفتگی پیش می‌آید و در نیمه ماه، خورشید گرفتگی اتفاق می‌افتد.

در شرح این روایت باید گفت: با توجه به علم ستاره‌شناسی غیر ممكن است پدیده ماه گرفتگی در اول ماه اتفاق بیفتد و به همین دلیل است كه این اتفاق در تاریخ خورشید و زمین و هستی اتفاق نیفتاده است.

همچنین از نظر علم ستاره‌شناسی، روی دادن پدیده خورشید‌گرفتگی در اواسط ماه، امری غیر ممكن است.

علاوه بر این، طلوع خورشید از سمت مغرب نیز غیر ممكن است. زیرا این امر مستلزم این است كه زمین به دور خورشید بچرخد و این مسئله، از ابتدایی‌تر‌ین مسائل و غیر ممكن‌ترین آنهاست؛ زیرا این نوع چرخش، در حقیقت بر خلاف قوانین و سازمان جهان و نیروی جاذبه است.

امّا آفرینندة توانا بر همه چیز، این امور غیر ممكن را به عنوان نشانه‌هایی برای اجازة ظهور ولی‌اش و اجرا كننده دینش، امام مهدی(ع) انجام می‌دهد.

خسوف و كسوف در این حدیث آمده و مسأله طلوع خورشید از سمت مغرب در برخی حدیث‌های دیگر آمده است.

فتنه‌ها، بدترین فتنه‌ها
متقی هندی حنفی در ادامه از الحكم ابن عتبه نقل می‌كند:
به محمد بن علی(ع) گفتم: شنیده‌ام كه از شما مردی خروج می‌كند كه در میان این امت، عدالت را اجرا می‌كند. گفت: ما بدان چه مردم آن را می‌بینند، امید داریم و اگر حتی یك روز بیشتر از دنیا باقی نمانده باشد، خداوند آن روز را طولانی می‌كند تا آنچه این امت امید و آرزوی آن‌ را دارند، پیش بیاید، امّا پیش از آن، فتنه‌هایی خواهد بود. بدترین فتنه‌ها كه انسان صبح را به شب می‌رساند، در حالی كه كافر است. پس هر كدام از شما این زمان را درك كرد، باید از خدا بترسد و باید خانه‌نشین شود.

در توضیح این روایت باید گفت: «من احلاس بیته» یعنی كسی كه خانه‌اش را ترك نمی‌كند و كنایه از این است كه شخص، داخل مذهب و راه باطل مردم نمی‌شود. این خبر بدین معنی نیست كه مردم به حال خود رها می‌شوند و امر به معروف و نهی از منكر انجام نمی‌شود، زیرا این دو واجب بزرگ كه واجبات دیگر در گرو آنها هستند، رها می‌شوند.
معنی این حدیث، مفهوم همان عبارت دیگری است كه در حدیث آمده است

كن فی الناس و لا تكن معهم.
در میان مردم باش لیك با آنها مباش.

این كاری بس سخت و دشوار است، اما تا زمانی كه دستور بودن در میان مردم و آمیختن با آنها باشد، باید این كار را انجام داد تا شخص، آنها را امر به معروف و نهی از منكر كند.

در این كتاب هم چنین از حضرت اباعبدالله حسین بن علی(ع) نقل شده است:
چون نشانه‌ای از آسمان به صورت آتشی بزرگ از جانب مشرق، در شبانگاهان دیدند، آن گاه زمان فرج آل محمد یا فرج مردم است و آن گام‌های مهدی(ع) است.

در ینابیع المودة در مورد تفسیر این آیه كه اگر بخواهیم آیتی از آسمان بر آنها فرو فرستیم3 از ابوبصیر و ابن جارود از امام باقر(ع) نقل شده است كه ایشان گفتند: «این آیه در مورد قائم نازل شده و یك منادی از آسمان به نام او و نام پدرش ندا سر می‌دهد.»

صیحه‌ آسمانی
در ینابیع‌المودة در مورد این كلام خداوند بلند مرتبه:
واستمع یوم ینادی المناد من مكانٍ قریب یوم یسمعون الصّیحة بالحق.

 به عنوان یوم الخروج و صیحه در این آیه،  صیحه‌ای از آسمان است كه در روز خروج حضرت قائم(ع) شنیده می‌شود.
در البرهان فی علامات مهدی آخرالزمان نیز آمده است:

مهدی خروج می‌كند در حالی كه روی سر او فرشته‌ای است كه ندا سر می‌دهد این مهدی(ع)، خلیفه و جانشین خداوند است، پس از او فرمان‌برداری كنید.

در بیان، تالیف گنجی شافعی از عبدالله بن عمر نقل شده است: پیامبر(ص) فرمودند:
مهدی خروج می‌كند و بر سر او ابر سفیدی است و از میان آن ابر یك منادی ندا سر می‌دهد كه این مهدی خلیفه و جانشین خدا است، پس از او پیروی كنید. گفته می‌شود كه این ندا به همه جای زمین می‌رسد و هر كس، آن را به زبان خود می‌شنود.

این معنی و مفهوم، برای برخی كه به غیب و عمومیت قدرت خداوند بلندمرتبه ایمان نداشتند، سخت و سنگین بوده است، اما این مسئله در حال حاضر حل شده است. چرا كه انسان ناتوان، دستگاهی را اختراع كرده كه در مجالس و محافل مختلف و در كشورهای بزرگ و  در مجالس عمومی گذاشته می‌شود و مثلاً فردی به زبان عربی سخن می‌گوید و این دستگاه، سخنان او را به زبان انگلیسی، فارسی، فرانسوی و ... ترجمه می‌كند و ترجمه‌ها را نیز به تفكیك، میان مردم پخش می‌كند.

اسلام معجزه‌های بسیاری دارد و هر چه علم پیشرفت می‌كند و تكنولوژی ارتقا می‌یابد، نشانه‌ها و معجزه‌هایی از آن پدیدار می‌شود.

در البرهان فی علامات مهدی آخرالزمان نقل شده است كه ابونعیم از علی(ع) نقل كرده است كه ایشان فرمودند:
مهدی خروج نمی‌كند مگر آنكه یك سوم مردم كشته شوند و یك سوم آنها بمیرند و یك سوم از آنها باقی ‌بمانند.

این حدیث شریف اشاره به جنگ‌های گروهی دارد كه در گذشته و در حال حاضر در جهان اتفاق افتاده و یا انتظار می‌رود كه اتفاق افتد، مانند جنگ‌های جهانی و جنگ‌های داخلی كه گاه‌گاه با بمب‌های كشنده و سلاح‌های اتمی، هزاران هزار قربانی می‌گیرند. همچنین این حدیث، اشاره به مرگ‌های عمومی و فراگیر دارد كه هر از چند گاهی در جای جای جهان به خاطر بیماری‌های طبیعی یا مصنوعی و قحطی‌های بر اساس علل طبیعی یا غیر طبیعی اتفاق می‌افتد.

سفیانی
در ینابیع المودة به نقل از المحجأ از علی(ع) در مورد آیه
 و لو تری اذ فزعوا فلا فوت.5

 فرمودند: كمی پیش از قیام قائم ما مهدی، سفیانی خروج می‌كند و به اندازه زمان بارداری یك زن، یعنی نه ماه پادشاهی می‌كند. سپاه او به مدینه می‌آید تا آنكه به بیداء می‌رسد و خداوند سپاه او را در آنجا در زمین فرو می‌برد.
البیداء یعنی صحرای میان مدینه و مكه كه در آن، زلزله‌ها و لرزش‌های شدیدی اتفاق می‌افتد كه بر اثر آن لرزش‌ها و زلزله‌ها، سپاه سفیانی كه از جانب شام روانه آنجا شده، می‌میرند.

در البرهان فی علامات مهدی آخرالزمان نیز آمده است كه از امیر المؤمنین علی بن ابی طالب(ع) نقل شده كه: «سفیانی از فرزندان خالدبن یزید بن ابوسفیان است. او مردی است با سری بزرگ، بر چهره‌‌اش آثار آبله است و در چشم او نقطة سفیدی است، از جانب شهر دمشق خروج می‌كند. اكثر كسانی كه از او فرمان‌برداری می‌كنند از قبیله كلب‌اند او كشتارهای بسیاری می‌كند تا آنجا كه شكم زنان را می‌شكافد و كودكان پسر را به قتل می‌رساند. قیسی‌ها (مصری‌ها و مراكشی‌ها) در برابرش قیام‌ می‌كنند و همة آنها را طمعه شمشیر می‌كند و كسی نمی‌تواند از خود دفاع كند.
اما مردی از خاندان من در حرم خروج می‌كند. این مسئله به سفیانی خبر داده می‌شود و سفیانی سربازانی را به سوی او گسیل می‌دارد امّا او آنها را شكست می‌دهد. پس سفیانی همراه لشكریانش به سوی او روانه می‌شود تا آنان كه از بیداء می‌گذرند  بیداء آنها را در خود فرو می‌بلعد و كسی از آنها نجات نمی‌یابد، جز یك نفر كه از اموال آنان خبر دهد».

پنج نشانه
در البرهان فی علامات مهدی‌ آخرالزمان از اباعبدالله حسین بن علی(ع) نقل شده است: مهدی(ع) پنج نشانه دارد: سفیانی، یمنی، صیحة آسمانی، خسف در بیداء (فرو رفتن در سرزمین بیداء) و كشته شدن نفس زكیه.
نفس زكیه كسی است كه در برخی از حدیث‌ها، از او به عنوان «سید حسینی» نام برده شده، او خروج می‌كند و مردم را دعوت به حق می‌كند امّا پیش از ظهور امام مهدی(ع) كشته می‌شود.

دجال
ینابیع المودة نقل كرده است: پیامبر(ص) برای ما خطبه خواند و سخن از دجال رفت و فرمود: مدینه پلیدی را نمی‌پذیرد، همان‌گونه كه كورة آهنگری، زنگار و پلیدی آهن را جدا می‌كند و از بین می‌برد و آن روز، روز رهایی است.

ام شریك گفت: «عرب‌ها در آن روز چگونه خواهند بود ای رسول خدا! فرمود: در آن روز عرب‌ها اندك‌اند و بیشتر آنها در بیت‌المقدس هستند و امام آنها مهدی(ع) است.

در البرهان فی علامات مهدی آخرالزمان نیز از ابوجعفر(ع) نقل شده است:
مهدی در روز عاشورا قیام می‌كند و آن روزی است كه حسین بن علی كشته شد. گویی او را روز شنبه، دهم ماه محرم می‌بینیم كه میان ركن و مقام ایستاده، جبرئیل در سمت راست او و میكائیل در سمت چپ او قرار گرفته‌اند. پیروان و شیعیانش از جای جای زمین به سوی او روانه می‌شوند، تا آنكه با او بیعت می‌كنند و زمین آن چنان كه آكنده از ستم و ظلم شده است، به وسیلة آنان سرشار از عدل و داد می‌شود.

این مورد عجیب نیست و در قرآن كریم آمده است كه آصف بن برخیا هزاران مایل در زمین طی‌الارض نموده است. همچنین انتقال تخت بلقیس از یمن به فلسطین، در كمتر از یك لحظه  صورت گرفته است:

قال الذی عنده علم من الكتاب أنا آتیك به قبل ان یرتدّ إلیك طرفك فلمّا رأئة مستقراً عنده.6

ماهنامه موعود شماره 78

پی‌نوشت‌ها:
٭ برگرفته از:
www.m-mahdi.com
1.  سورة هود(11)، آیة 86.
2. سفینه البحار، ج 2، یمن.
3. سورة الشعراء(26)، آیة 4.
4. سورة ق(50)، آیة 41 ـ 42.
5. سورة سبأ(34)، آیة 51.
6. سورة النمل(27)، آیة40.
 



:: مرتبط با: ظهور و نشانه‌ها ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1387/03/15
زمان : 05:06 ق.ظ
۸۸۱۵حكومت زمینه‌ساز ظهور
نظرات |

حكومت زمینه‌ساز ظهور     
۰۶ فروردین ۱۳۸۶ 

بلال نعیم ترجمه: ابرار اشرفی


از جمله اخبار و روایات قطعی مورد تأكید، وقوع انقلاب بزرگ و الهی در این عالم، بر روی این زمین ـ در آخرالزمان ـ به منظور برپایی حكومتی الهی و جهان‌شمول می‌باشد كه این امر تنها با ایجاد حكومتی عادلانه و مبتنی بر ارزش‌ها و آموزه‌های روان و مطابق فطرت بشریت به وسیلة حضرت امام مهدی(ع) به وقوع خواهد پیوست، تا آن حضرت قسط و عدل را در سراسر زمین پس از آن كه ظلم و ستم همه جا را فرا گرفت، مستقر سازد.
تشكیل این حكومت به معنای براندازی هر نوع حكومت دیگری جز حاكمیت خداوند است، و آن در جهت اصلاح و هدایت بشریت از مسیر انحرافی به مسیر مستقیم و از بین بردن خطاها و زشتی‌ها و انحرافات و فساد موجود در این عالم حركت می‌كند. آن حكومت در حقیقت حدفاصل (برزخ) میان این دنیا و عالم آخرت می‌باشد، زیرا پس از تشكیل چنین حاكمیت الهی در این جهان، حكومت دنیا هرگز دوباره در دست انسان و بشر [غیرالهی] قرار نخواهد گرفت.
فالله یحكم لا معقّب لحكمه.1
پس خداوند [بر این جهان] حكم‌فرما می‌شود و هیچ كس پس از او حاكم نخواهد گشت.


شرایط زمینه‌ساز انقلاب بزرگ
گرایش عمدة بشریت قبل از وقوع آن انقلاب بزرگ، گرایش تحریف شده‌ای به سوی خاك و مادیات ـ به جای سوق به سمت پروردگار بخشنده ـ می‌باشد، كه نشان از بازگشت انسان به پَست‌ترین پَست‌ها می‌دهد. در نتیجه این گرایش انحرافی بشری، نیاز به اصلاح دارد، كه البته امكان تحقیق آن بدون ایجاد مقدماتی سخت و طاقت‌فرسا میسر نمی‌گردد. به خصوص كه این اصلاح روح‌ها، قلب‌ها، جان‌ها و عقل‌ها و همچنین آثار و نتایج گسترده ناشی از خطاها و لغزش‌های فراوان مردم را در بر می‌گیرد. از سوی دیگر نیاز به تجدید بنا و اصلاح مسیر بشر و به طور كلی هر انسانی آن را شكل می‌دهد. به همین دلیل خداوند سبحان و متعال ضروری دید تا ابعاد و زمینه‌های مناسبی را برای این تغییر عظیم در زمین فراهم آورد آن موارد را می‌توان چنین دسته‌بندی كرد:
1. ابعاد و جنبه‌های زمینه‌سازی؛
2. وقوع رخدادهای طبیعی؛
3. از بین رفتن نظام‌های جهانی؛
در آغاز سخن پیرامون حكومت زمینه‌ساز مطلب محوری كه باید عنوان نخست را برای آن در نظر گرفت «ابعاد و جنبه‌های زمینه‌ساز حكومت امام مهدی(عج)» است كه نقش آماده‌سازی، بسیج‌كنندگی و فراهم ساختن شرایط مناسب و نیروهای لازم و مورد نیاز، به منظور ایجاد نهضت عظیم مهدویت در این جهان و سراسر گیتی را ایفا می‌كند.


ابعاد و جنبه‌های زمینه‌سازی
در این موضوع ابعادی وجود دارد كه دارای مشخصات اجمالی و ویژگی‌های كلی است و از طرف دیگر ابعادی نیز هستند كه مشخص و تعریف شده‌اند. از جمله ابعاد نخست آن‌كه هر انسان مؤمنی در این دنیا به هدف انتشار فضیلت و بزرگی اسلام، حق و عدل و ارزش‌ها اقدام می‌كند،‌ بلكه می‌توان گفت، هر فردی كه در جهت تحقق انسانیت حقیقی زندگی می‌كند، یا در صدد حمایت و تأیید آن است، نیز به گونه‌ای كارش را در خدمت شرع الهی بزرگ قرار داده است. در هر صورت تمامی اقدامات اصلاحی كه از جانب هر فرد یا گروهی انجام می‌پذیرد منجر به آمادگی در برابر آن خیزش و قیام بزرگ می‌شود.
اما همان‌طور كه گفتیم ابعاد و جنبه‌های مشخص و معینی نیز وجود دارد كه نقشی اساسی را در تشكیل حكومت امام(ع) دارا هستند. این ابعاد و گرایش‌ها تعریف شده‌اند و ممكن است آنها را به «پرچم‌های حق» كه در آخرالزمان پدیدار می‌شوند و شعارها و اهداف و حركت پرخروش و بی‌محابایشان كه اسلامی و سرشار از ایمان و حقیقت می‌باشد تطبیق كرد. در رأس این پرچم‌ها می‌توان از «پرچم‌های مشرق» یا «پرچم‌های سیاه» یا «پرچم‌های خراسان» سخن گفت كه زمینه‌سازان و همواركنندگان اصلی حركت الهی برای تغییر جهان به شمار می‌روند و از طریق برپایی «جمهوری اسلامی» در یكی از پایتخت‌های دنیا ـ كه لانة استعمار و مركز اجرای نقشه‌های آن بوده است ـ به این مهم دست می‌یابند كه این همان «نظام اسلامی ایران» می‌باشد.


زمینه‌سازی در حكومت ایران
1. جنبة تحقق و استمرار؛
2. جنبة حضور فرد و اسوه [رهبر]؛
3. جنبة ایجاد و انتشار نور [در عالم].

1. جنبة تحقق و استمرار
به مجرد وقوع انقلاب اسلامی ایران در عصر حاضر و در شرایطی كه هیچ كس امكان وقوع چنین رخدادی را ـ چه از نقطه‌نظر مادی و چه از لحاظ بررسی‌های سیاسی منطقه نمی‌داد، و در زمانی كه فساد به آشكارترین صورت دنیا را فرا گرفته و نیز خود ایران به یكی از مراكز اصلی آن تبدیل شده بود، این واقعه مانند زلزله‌ای وجدان‌ها و ضمیرها را لرزاند و نسبت به [درك] وجود، حضور نیروها و اقدامات «عالم غیب» و اثر آن بر «عالم شهادت» سهم بسزایی ایفا كرد و بشریت و انسان‌ها را متوجه عالمی كرد كه نزدیك بود آن را كاملاً به فراموشی بسپارند؛ عالمی كه به طور كامل از آن غافل شده بودند. او خداوند است كه وجود دارد و مراقب و مسلط است و او ابا دارد و از شأن او به دور است از اینكه یكی از آفریده‌های اصلی خود ـ كه همان دنیا است ـ را به حال خود رها كند تا ستمكاران و مجرمان و مستكبران شورش كنند؛ و او [در این هنگام] با قدرت و قوت خویش بر جهان مملو از پستی و فساد، قطعه كوچكی از پاكی و ربوبیت و انوار خود را به رغم وجود و ابهت و عظمت تمامی مستكبران ایجاد می‌نماید.
حال، اگر صِرف وقوع این انقلاب، زمینه‌ساز ظهور غیب الهی باشد، پس از اوج‌گیری و شدت یافتن و امتداد آن چگونه صورت می‌گیرد، و چگونه به رغم وجود مكرها و نیرنگ‌هایی كه طراحی و عملی، و جنگ‌هایی كه برپا می‌شوند از این انقلاب حفاظت به عمل می‌آید؟
البته، به درستی كه این واقعه زمینه‌سازی تجلی غیب و زمینه‌سازی ظهور امام مهدی(ع) می‌باشد.

2. حضور شخص اسوه [رهبر]
همانا رخسار نورانی و وجود والا و برجسته رسول اكرم(ص) و امامان اهل بیت(ع) از دیدگان جهانیان و حتی مسلمانان و بلكه مؤمنان حقیقی ناپدید گشت؛ هر چند این غیبت و ناپدید شدن، در واقع از مقابل دیدگان آدمیان بود، نه از عالم دنیا؛ زیرا در غیر این صورت، انهدام و تخریب دامن دنیا را فرا می‌گرفت و آن را از بین می‌برد. در هر صورت بشریت به رغم اختلاف‌هایشان مدت‌هاست كه از دیدن چهره‌ای نورانی «انسان كامل» همچون پیامبر یا جانشین وی محروم مانده بودند و صدها سال اینگونه بر آنان گذشته بود، همچنین آنان وجود شخصیتی كه الگو و نمونة كوچكی از چهرة كامل آن امام معصوم و غایب(ع) را مجسم سازد، درك نكرده بودند. لذا بروز و ظهور غیب و امداد الهی بر عالمیان در وجود شخصیت امام خمینی(ره) به مثابة زمینة پدیدار گشتن چهرة نورانی و والای امام زمان ـ ارواحنا فداه ـ گردید؛ و الگویی كه امام خمینی(ره) در زمینة سیر و سلوك ، عبادت، عرفان و اخلاق و جهاد ارائه كرد، به نزدیك شدن تصویر امام معصوم در اذهان و اندیشة مردم كمك كرد.
به عبارت دیگر انقلاب اسلامی ایران نمونة كوچكی از آن قیام بزرگ، و امام خمینی(ره) خود نشانة كوچك شده‌ای از آن امام معصوم، هر دو، به آماده‌سازی و زمینه‌سازی برای وقوع آن واقعة بزرگ و مورد انتظار در آخرالزمان كمك نمود.

3. ایجاد و انتشار نور
انقلاب ایران در زمانی رخ داد كه از اسلام جز نام و شعار و برخی عبادات و آداب و رسوم مذهبی، كه هیچ‌گونه اثری بر زندگانی ملت‌ها و نسل‌های مختلف نداشت، چیزی باقی نمانده بود. همانا وقوع این انقلاب تغییری عظیم و برجسته در اسلام موجود و تحولی والا در این مسیر بر جای نهاد. به جای آن كه گرایش به اسلام به صورت ظاهری و غیرعملی بماند، به یكی از عناصر اساسی و مؤثر در تاریخ بشریت و انسان‌ها قرار گرفت و با نیروی عظیم و قدرت تمام وارد این مقابله جهانی شد و حتی پس از مدت كوتاهی، بعد از اضمحلال «نظام كمونیستی» به دومین عامل تأثیرگذار در این رویارویی تبدیل شد. امروزه در جهان به صورت اساسی جز جهان مستكبر غرب و در رأس آن امریكا ـ از یك سو ـ و جهان اسلام و مستضعفان جهان و در رأس آن ایران ـ از سویی دیگر ـ قدرت و نیروی عظیمی وجود ندارد.
بله، این انقلاب توانست به سرعت حیات را به اسلام و اسلامیان برگرداند وغباری را كه طی قرن‌ها آن را فرا گرفته بود، پاك سازد و این انقلاب، اسلام را به نسل‌ها و ملت‌های مسلمان، همچون نوری تابناك و درخشنده كه تمامی مرزها و موانع و محدودیت‌ها را طی می‌كند و عرصه‌های مختلفی را فرا می‌گیرد ارائه داد.
با الهام از انقلاب ایران بود كه انقلاب دیگری با فاصلة صدها كیلومتر دورتر از آن به وقوع پیوست، و با كلام مبارك امام خمینی(ره)، از امداد غیبی و بر اثر سخنرانی‌ها و گفته‌ها و افكار و توجهات او «مقاومت اسلامی لبنان» روح و جان خود را از انقلاب ایران به ارمغان گرفت و با پشتیبانی، تأیید و حمایت انقلاب ایران، این مقاومت اوج گرفت و رشد كرد تا به نقطة امروز رسید كه اولین پیروزی تاریخ در جنگ‌های اعراب و اسراییل و حتی مسلمانان با یهود را تحقق بخشید؛ پیروزی كه آغاز ریشه‌كنی ارتش صهیونیستی از سرزمین اشغال شده است. از امداد و الهامات (غیبی) انقلاب ایران و همچنین مقاومت لبنان، «انتفاضة اول» فلسطین شكل گرفت، و پس از آن «انتفاضة دوم» با قدرت و توان بیشتری به منظور تحقق اهداف و آرزوهای فلسطینیان آغاز شد. بدین ترتیب همان طور كه وقوع انقلاب اسلامی در ایران توانست شاه را متواری سازد و آمریكا را بیرون براند، مقاومت اسلامی لبنان توانست اسراییل را فراری دهد و خارج سازد. سپس «انتفاضة اسلامی» در فلسطین شكل گرفت، انتفاضه‌ای كه امید می‌رود تا اشغال را به طور كامل از بین ببرد و پیروزی نهایی را محقق سازد، و قدس و مسجدالأقصی را به یاری و اذن خداوند متعال آزاد كند.
بنا بر تمامی آنچه گفته شد، اگر قیام بزرگ و مقدس امام خمینی(ره)؛ كه انقلابی سهمگین، توفنده، اسلامی و سرشار از ایمان و یقین وی نبود، این آثار محقق نمی‌گشت. همان انقلاب و درخت زیتون نه شرقی و نه غربی كه شعله‌ور و پابرجا باقی ماند، اگر چه مستقیماً با امامی معصوم پیوند و ارتباط نداشت. حال در نظر بگیرید اگر امام معصوم(ع)، خود ظهور كند و نور ولایتی كه همانند رحمت بر مؤمنان و آتش و عذاب بر كافران است را پراكنده سازد چگونه خواهد شد؟
انتشار نور انقلاب ایران، خود یكی از عوامل زمینه‌ساز ظهور امام زمان(عج) است، زیرا به صورت تدریجی به محو و از میان بردن كامل ظلم از چهرة دنیا یاری می‌رساند و این تأثیر به نزدیكی تحقق وعدة الهی كه به شكل انتشار نور بر سراسر زمین و از بین بردن تمامی ستمكاران و تمامی اسباب و آثار آن نمایان خواهد شد، اشاره دارد.

پی‌نوشت:
٭ از مسئولان حزب‌الله لبنان.
1. سورة رعد (13)، آیة 41.


ماهنامه موعود شماره 72 



:: مرتبط با: ظهور و نشانه‌ها ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1387/03/15
زمان : 04:06 ق.ظ
 

 




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات