۸۸۲۴نبرد قرقیسیا
نظرات |

نبرد قرقیسیا     
۰۱ مرداد ۱۳۸۲ 

سهیلا صلاحی‌ اصفهانی‌

 روایت‌های‌ اسلامی‌ خبر از وقوع‌ جنگ‌ها، فتنه‌ها و آشوب‌های‌ گسترده‌ و فراوان‌ در آخرالزمان‌ و در آستانه‌ ظهور امام‌ مهدی‌ (ع‌) می‌دهند؛ فتنه‌هایی‌ كه‌ پی‌ در پی‌ می‌رسند و سرزمین‌های‌ بسیاری‌ را در برمی‌ گیرند.
 رسول‌ گرامی‌ اسلام‌ (ص‌) از این‌ فتنه‌ها و آشوب‌ها چنین‌ یاد می‌كنند:
 تكون‌ فتنة‌ بعدها فتنة‌: الاولی‌ فی‌ الاخرة‌ كثمرة‌ السوط‌ یتبعها ذباب‌ السیف‌... ثمّ یكون‌ بعد ذلك‌ فتنة‌ تستحلّ فیها المحارم‌ كلّها. ثمّ تأتی‌ الخلافة‌ خیر أهل‌ الارض‌ و هو قاعد فی‌ بیته‌.
 فتنه‌ای‌ به‌ پا می‌شود و به‌ دنبال‌ آن‌ فتنه‌ای‌ دیگر برمی‌خیزد. فتنه‌ اولی‌ در مقایسه‌ با دومی‌ همانند تازیانه‌ خوردن‌ است‌ در مقایسه‌ با ضربات‌ لبه‌ تیز شمشیر! سپس‌ فتنه‌ای‌ پدید می‌آید كه‌ همه‌ محرمات‌ در آن‌ حلال‌ شمرده‌ شود! آنگاه‌ خلافت‌ به‌ بهترین‌ مردم‌ روی‌ زمین‌ می‌رسد در حالی‌ كه‌ او در خانه‌اش‌ نشسته‌ باشد.
 آن‌ حضرت‌ در روایت‌ دیگری‌ به‌ گستردگی‌ و تنوع‌ این‌ فتنه‌ها اشاره‌ كرده‌، می‌فرمایند:
 لتاتینّكم‌ بعدی‌ أربع‌ فتن‌: الاولی‌ تستحلّ فیها الدماء و الثانیة‌ تستحل‌ فیها الدماء و الاموال‌ و الثالثة‌ تستحلّ فیها الدماء و الاموال‌ و الفروج‌ و الرابعة‌ صماء عمیاء مطبقة‌ تمور مور السفینة‌ فی‌ البحر، حتی‌ لا یجد أحد من‌ الناس‌ ملجأ، تطیر بالشام‌ و تعشی‌ العراق‌ و تخبط‌ الجزیرة‌ یدها و رجلها، یعرك‌الانام‌ البلاء فیها عرك‌الادیم‌، لا یستطیع‌ أحد أن‌ یقول‌ فیها: مه‌، مه‌!!! لا ترفعونها من‌ ناحیة‌ إلاّ انفتقت‌ من‌ ناحیة‌ أخری‌.
 بعد از من‌ چهار فتنه‌ بر شما فرود آید كه‌ در اولی‌ خون‌ها مباح‌ می‌شود، در دومی‌ خون‌ها و ثروت‌ها مباح‌ می‌گردد، در سومی‌ خون‌ها و ثروت‌ها و ناموس‌ها مباح‌ می‌شود و در چهارمی‌ آشوبی‌ كور و كر جهان‌ را مضطرب‌ می‌سازد آنچنانكه‌ كشتی‌ غول‌ پیكر آب‌های‌ مجاور را مضطرب‌ كند، این‌ فتنه‌ شما را زیر پر می‌گیرد و عراق‌ را می‌پوشاند و در جزیره‌ دست‌ و پا می‌زند، مردم‌ تلخی‌ حوادث‌ و فشار آشوب‌ را لمس‌ می‌كنند، آنچنانكه‌ پوست‌ به‌ هنگام‌ دباغی‌ شدن‌ فشار وارده‌ را لمس‌ می‌كند. كسی‌ قدرت‌ یك‌ كلمه‌ سخن‌ گفتن‌ نخواهد داشت‌! این‌ فتنه‌ در نقطه‌ای‌ آرام‌ نمی‌یابد جز پس‌ از آنكه‌ در نقطه‌ای‌ دیگر بیداد كند.
 آنچنان‌ كه‌ از روایات‌ برمی‌آید، یكی‌ از بزرگترین‌ این‌ فتنه‌ها، درگیری‌ و نبردی‌ است‌ كه‌ در منطقه‌ «قرقیسیا» رخ‌ می‌دهد. هم‌ در منابع‌ شیعی‌ و هم‌ در منابع‌ اهل‌ سنت‌ به‌ این‌ نبرد اشاره‌ و از جزئیات‌ آن‌ خبر داده‌ شده‌ است‌. مقاله‌ حاضر تنها در پی‌ آن‌ است‌ كه‌ گزارشی‌ اجمالی‌ از آنچه‌ در این‌ منابع‌ آمده‌، ارائه‌ نماید. و ان‌ شاء الله‌ تحلیل‌ جامع‌تر این‌ رویداد را در فرصتی‌ دیگر پی‌ می‌گیریم‌ .
 در این‌ مقاله‌ ابتدا پاره‌ای‌ از روایات‌ شیعه‌ و اهل‌ سنت‌ را كه‌ در آنها به‌ گستردگی‌ و بزرگی‌ نبرد «قرقیسیا»اشاره‌ شده‌ نقل‌ می‌كنیم‌ و در ادامه‌ نیز به‌ بررسی‌ موقعیت‌ جغرافیایی‌ این‌ منطقه‌، دلایل‌ و زمینه‌های‌ بروز این‌ نبرد، طرفین‌ نبرد و زمان‌ وقوع‌ آن‌ می‌پردازیم‌:
   
 1. نبرد قرقیسیا در روایت‌های‌ اسلامی‌
 
روایت‌های‌ شیعه‌ و اهل‌ سنت‌ به‌ نبرد قرقیسیا اشاره‌ كرده‌ و از بزرگی‌ و بی‌نظیر بودن‌ این‌ رویداد سخن‌ گفته‌اند. امام‌ باقر(ع‌) در روایتی‌ خطاب‌ به‌ «میسّر» ضمن‌ پرسش‌ از فاصله‌ محل‌ اقامت‌ او تا قرقیسیا به‌ بزرگی‌ و بی‌سابقه‌ بودن‌ نبردی‌ كه‌ در این‌ منطقه‌ رخ‌ خواهد داد اشاره‌ كرده‌، می‌فرمایند:
 یا میسرّ! كم‌ بینك‌ و بین‌ قرقیسا ] قرقیسیا [ ؟ قلت‌: هی‌ قریب‌ علی‌ شاطی‌ء الفرات‌. فقال‌: أما أنّه‌ سیكون‌ بها وقعة‌ لم‌ یكن‌ مثلها منذ خلق‌ الله‌ تبارك‌ و تعالی‌ السماوات‌ و الارض‌، ولایكون‌ مثلها مادامت‌ السماوات‌ والارض‌ مأدبة‌ للطیر، تشبع‌ منها سباع‌ الارض‌ و طیور السماء !
 ای‌ میسر! از اینجا تا قرقیسا ] قرقیسیا [ چقدر راه‌ است‌؟ عرض‌ كردم‌: همین‌ نزدیكی‌ها است‌، در ساحل‌ فرات‌ قرار دارد. پس‌ فرمودند: امّا در این‌ ناحیه‌ واقعه‌ای‌ رخ‌ خواهد داد كه‌ مانند آن‌ از زمانی‌ كه‌ خداوند تبارك‌ و تعالی‌، آسمان‌ها و زمین‌ را آفریده‌ اتفاق‌ نیفتاده‌ و تا زمانی‌ هم‌ كه‌ آسمان‌ها و زمین‌ برپا هستند مانند آن‌ اتفاق‌ نخواهد افتاد. سفره‌ای‌ است‌ كه‌ درندگان‌ زمین‌ و پرندگان‌ آسمان‌ از آن‌ سیر می‌شوند.
 و نیز از ایشان‌ نقل‌ شده‌ است‌ كه‌:
 إنّ لولد العباس‌ والمروانی‌ لوقعة‌ بقرقیسیا یشیب‌ فیها الغلام‌ الحرور و یرفع‌ اللّه‌ عنهم‌ النصر و یوحی‌ إلی‌ طیر السماء و سباع‌ الارض‌، اشبعی‌ من‌ لحوم‌ الجبارین‌. ثم‌ یخرج‌ السفیانی‌.
 همانا واقعه‌ای‌ برای‌ فرزندان‌ عباس‌ و مروانی‌ در قرقیسیا روی‌ خواهد داد كه‌ پسر نوجوان‌ در آن‌ پیشامد پیر گردد و خداوند هر گونه‌ یاری‌ را از ایشان‌ برگیرد و به‌ پرندگان‌ آسمان‌ و درندگان‌ زمین‌ الهام‌ كند كه‌ از گوشت‌ تن‌ ستمگران‌ خود را سیر كنید. سپس‌ سفیانی‌ خروج‌ خواهد كرد.
 امام‌ باقر(ع‌) در روایت‌ دیگری‌ به‌ ارتباط‌ نبرد قرقیسیا و خروج‌ سفیانی‌ اشاره‌ كرده‌، می‌فرمایند:
 ... یمر جیشه‌ (السفیانی‌) بقرقیسیا، فیقتتلون‌ بها فیقتل‌ من‌ الجبارین‌ مائة‌ الف‌ . و یبعث‌ السفیانی‌ جیشاء الی‌ الكوفه‌ وعدتهم‌ سبعون‌ الفا...
 سپاهیان‌ سفیانی‌ از قرقیسیا عبور خواهند كرد و در آنجا به‌ نبرد خواهند پرداخت‌، پس‌ صد هزار نفر از ستمگران‌  ] در آنجا [ به‌ قتل‌ خواهند رسید. آنگاه‌ سفیانی‌ سپاهی‌ را به‌ سوی‌ كوفه‌ روانه‌ می‌سازد كه‌ تعداد آنها به‌ هفتاد هزار نفر می‌رسد .
 آن‌ حضرت‌ همچنین‌ به‌ شمار كشته‌ شدگان‌ در این‌ نبرد اشاره‌ كرده‌، می‌فرمایند:
 تبنی‌ مدینة‌ ممّا یلی‌ المشرق‌ یكون‌ فیها وقعة‌ لم‌ یسمع‌ أهل‌ ذلك‌ الزمان‌ بمثلها، ثم‌ تنجلی‌ هی‌ و الوقعة‌ التی‌ فی‌ الشام‌ عن‌ أربع‌ مائة‌ ألف‌ قتیل‌ ثم‌ یخرج‌ المهدی‌ فی‌ أثر ذلك‌ لاترد له‌ رایة‌.
 شهری‌ در طرف‌ شرق‌ ساخته‌ می‌شود كه‌ در آن‌ حوادثی‌ روی‌ می‌دهد كه‌ هرگز مردم‌ آن‌ زمان‌ نظیر آن‌ را نشنیده‌اند. آنگاه‌ آن‌ حادثه‌ و یك‌ حادثه‌ دیگر كه‌ در شام‌ روی‌ می‌دهد مجموعاً چهار صد هزار كشته‌ برجای‌ می‌گذارد و به‌ دنبال‌ آن‌ حضرت‌ مهدی‌ ظاهر می‌شود و هرگز سپاهش‌ شكست‌ نمی‌خورد.

 امام‌ صادق‌(ع‌) نیز در روایتی‌، در مورد نبرد قرقیسیا چنین‌ می‌فرمایند:
 إن‌ للّه‌ مائدة‌ (وفی‌ غیر هذه‌ الروایة‌ مادبة‌) بقرقیسیاء یطلع‌ مطلع‌ من‌ السماء فینادی‌ یا طیر السماء و یا سباع‌ الارض‌ هلمّوا إلی‌ الشبع‌ من‌ لحوم‌ الجبارین‌.
 همانا برای‌ خداوند در قرقیسیا سفره‌ای‌ است‌ كه‌ سروش‌ آسمانی‌ از آن‌ خبر می‌دهد؛ پس‌ ندا می‌كند ای‌ پرندگان‌ آسمان‌ و ای‌ درندگان‌ زمین‌ برای‌ سیر گشتن‌ از گوشت‌ ستمكاران‌ شتاب‌ كنید.
 یكی‌ از محققان‌ معاصر نیز در كتاب‌ خود به‌ این‌ حدیث‌ اشاره‌ كرده‌ و ذیل‌ آن‌ می‌نویسد:
 چنانكه‌ روایت‌ اشاره‌ می‌كند، عرصه‌ نبرد، بیابان‌ خشك‌ و بی‌ آب‌ و گیاه‌ است‌ و آنها اجساد كشتگان‌ خود را دفن‌ نمی‌كنند و یا قادر به‌ دفن‌ آنها نیستند، از این‌ رو پرندگان‌ آسمان‌ و درندگان‌ زمینی‌ از گوشت‌ لاشه‌های‌ آنها شكم‌ خود را سیر می‌كنند و اینكه‌ سربازان‌ كشته‌ شده‌ نیز ستمگرند؛ زیرا كه‌ آنها سربازان‌ جباران‌ و ستم‌ پیشگان‌ می‌باشند. یا اینكه‌ در میان‌ آنها شمار زیادی‌ از افسران‌ و فرماندهان‌ ستمكار از دوطرف‌ وجود دارد.
 منابع‌ اهل‌ سنت‌ نیز به‌ نقل‌ روایاتی‌ پرداخته‌اند كه‌ بیانگر شدت‌ درگیری‌ در قرقیسیا است‌؛ از جمله‌ روایت‌ زیر كه‌ ابن‌ حماد آن‌ را نقل‌ می‌كند:
 ... ظهر السفیانی‌ بجیشه‌ علیهم‌، فیقتل‌ الترك‌ و الروم‌ بقرقیسیا حتی‌ تشبع‌ سباع‌ الارض‌ من‌ لحومها.
 سفیانی‌ با سپاهیانش‌ بر آنها غالب‌ می‌شود و ترك‌ و روم‌ را در قرقیسیا به‌ قتل‌ می‌رساند تا اینكه‌ درندگان‌ زمین‌ از گوشت‌ آنها سیر می‌شوند.
 او در روایت‌ دیگری‌ از امام‌ علی‌ (ع‌) نقل‌ می‌كند كه‌: یظهر السفیانی‌ علی‌ الشام‌، ثم‌ یكون‌ بینهم‌ وقعة‌ بقرقیسیا، حتّی‌ یشبع‌ طیر السماء و سباع‌ الارض‌ من‌ جیفهم‌...
 سفیانی‌ بر شام‌ غالب‌ می‌شود، آنگاه‌ در قرقیسیا نبردی‌ بین‌ آنها رخ‌ می‌دهد، تا اینكه‌ پرندگان‌ آسمان‌ و درندگان‌ زمین‌ از كشته‌های‌ آنها سیر می‌شوند.

 2. موقعیت‌ جغرافیایی‌ قرقیسیا

 «قرقیسیا» شهری‌ در شمال‌ سوریه‌ است‌ كه‌ در محل‌ التقای‌ رود «خابور» با «فرات‌» قرار گرفته‌ است‌. این‌ شهر پیش‌ از اسلام‌ «كیركسیون‌» نام‌ داشت‌ و در سال‌ نوزدهم‌ هجری‌ به‌ دست‌ مسلمانان‌ فتح‌ شد و قرقیسیا نام‌ گرفت‌.
 در كتاب‌  جغرافیای‌ تاریخی‌ سرزمین‌های‌ خلافت‌ شرقی‌ درباره‌ قرقیسیا چنین‌ توضیح‌ داده‌ شده‌ است‌:
 در حدود دویست‌ میلی‌ پایین‌ رقه‌، قرقیسیا كه‌ همان‌ كركیسیوم‌ قدیم‌ است‌، در ساحل‌ چپ‌ دجله‌، جایی‌ كه‌ رودخانه‌ خابور آب‌های‌ زیادی‌ خود را در آن‌ می‌ریزد واقع‌ است‌. ابن‌ حوقل‌ درباره‌ قرقیسیا گوید شهری‌ قشنگ‌ است‌ كه‌ در آغوش‌ باغستانی‌ قرار داد. یاقوت‌ و حمدالله‌   مستوفی‌ هر دو آن‌ را محلی‌ دانسته‌اند كه‌ كوچكتر از رحبه‌ كه‌ شش‌ فرسخی‌ قرقیسیا و در جانب‌ غربی‌ فرات‌ است‌.
 « ابن‌ رسته‌ »  قرقیسیا( Qarqisiya ) را از شهرهای‌ اقلیم‌ چهارم‌ و از حوزه‌های‌ ناحیه‌ جزیره‌ معرفی‌ می‌كند.
 «ابن‌ خردادبه‌» در  المسالك‌ و الممالك‌  پس‌ از آنكه‌ موقعیت‌ قرقیسیا بر ساحل‌ فرات‌ را توصیف‌ می‌كند به‌ بیان‌ فاصله‌ آن‌ تا بغداد می‌پردازد و تمامی‌ منازل‌ میان‌ این‌ دو را نام‌ برده‌ و به‌ فاصله‌ هر یك‌ از دیگری‌ نیز اشاره‌ می‌كند. بر اساس‌ محاسبه‌ وی‌ فاصله‌ این‌ دو شهر از یكدیگر در حدود نود و چند فرسخ‌ است‌.
 در  معجم‌ البلدان‌  طول‌ و عرض‌ جغرافیایی‌ این‌ شهر به‌ نقل‌ از بطلمیوس‌ ذكر شده‌ است‌:
 بطلمیوس‌ می‌گوید: طول‌  ] جغرافیایی‌ [  شهر قرقیسیا 64 درجه‌ و 45 دقیقه‌ و عرض‌ آن‌ 35 درجه‌ است‌. این‌ شهر جزء اقلیم‌ چهارم‌ است‌.
 یكی‌ از محققان‌ معاصر در مورد موقعیت‌ جغرافیایی‌ قرقیسیا می‌نویسد:
 امروزه‌ خرابه‌های‌ آن‌ نزدیك‌ شهر «دیر زور» سوریه‌ قرار دارد. قرقیسیا نزدیك‌ مرزهای‌ سوریه‌ ـ عراق‌ است‌ و به‌ مرزهای‌ تركیه‌ ـ سوریه‌ نسبتاً نزدیك‌ می‌باشد.

 3. دلایل‌ و زمینه‌های‌ نبرد قرقیسیا

 آنچنان‌ كه‌ از روایات‌ و بر می‌آید نبرد قرقیسیا بر سر گنجی‌ است‌ كه‌ در ناحیة‌ فرات‌ پیدا می‌شود. ابن‌ حماد به‌ نقل‌ از پیامبر اكرم‌ (ص‌) از این‌ گنج‌ چنین‌ گزارش‌ می‌دهد:
 تحسر الفرات‌ عن‌ جبل‌ من‌ ذهب‌ و فضّة‌ فیقتل‌ علیه‌ من‌ كلّ سبعة‌ تسعة‌ ، فإذا أدركتموه‌ فلا تقربوه‌ .
 فرات‌ از كوهی‌ از طلا و نقره‌ پرده‌ بر می‌دارد سپس‌ بر سر آن‌ جنگ‌ می‌شود به‌ طوری‌ كه‌ از هر نه‌ نفر، هفت‌ نفر كشته‌ می‌شود، پس‌ هرگاه‌ آن‌ را درك‌ كردید به‌ آن‌ نزدیك‌ نشوید.
 همین‌ مضمون‌ با الفاظی‌ مشابه‌ در روایات‌ دیگری‌ كه‌ از پیامبر گرامی‌ اسلام‌(ص‌) نقل‌ شده‌، آمده‌ است‌؛ كه‌ از جمله‌ می‌توان‌ به‌ روایت‌ زیر اشاره‌ كرد:
 تحسر الفرات‌ علی‌ جبل‌ من‌ ذهب‌، فیقتتل‌ الناس‌ علیه‌ فیقتل‌ علیه‌ من‌ كل‌ مائة‌ تسعین‌ أو قال‌ تسعة‌. كلّهم‌ یری‌ أنّه‌ ینجو.
 فرات‌ از كوهی‌ از طلا پرده‌ بر می‌دارد، سپس‌ مردم‌ بر سر آن‌ به‌ نبرد بر می‌خیزند و از هر صد نفر، نود نفر (و یا فرمود:نه‌ نفر ) در این‌ نبرد كشته‌ می‌شوند، هر یك‌ از آن‌ مردمان‌ گمان‌ می‌كنند كه‌ نجات‌ می‌یابند.
 در  الفتن‌ و الملاحم‌  ابن‌ كثیر نیز به‌ نقل‌ از رسول‌ خدا(ص‌) به‌ پیدا شدن‌ گنج‌ اشاره‌ شده‌ است‌:
 یوشك‌ الفرات‌ أن‌ یحسر عن‌ كنز من‌ ذهب‌، فمن‌ حفره‌ فلا یأخذ منه‌ شیئاً.
 به‌ زودی‌ فرات‌ از گنجی‌ از طلا پرده‌ بر می‌دارد، پس‌ هر كس‌ آن‌ را یافت‌، نباید چیزی‌ از آن‌ بر گیرد.
 ابن‌ كثیر در جایی‌ دیگر نیز از آن‌ حضرت‌ روایت‌ می‌كند كه‌:
 لا تقوم‌ الساعة‌ حتی‌ یحسر الفرات‌ عن‌ جبل‌ من‌ ذهب‌ یقتتل‌ الناس‌، فیقتل‌ من‌ كلّ مائة‌ تسعة‌ و تسعون‌، یقول‌ كلّ رجل‌ منهم‌: لعلّی‌ أكون‌ أنا الّذی‌ أنجو.
 قیامت‌ بر پا نمی‌شود، تا اینكه‌ فرات‌ از كوهی‌ از طلا پرده‌ بر می‌گیرد  ] در آن‌ زمان‌  [ مردم‌ با یكدیگر به‌ نبرد برمی‌خیزند. پس‌، از هر صد نفر، نود و نه‌ نفر كشته‌ می‌شود، هر یك‌ از آن‌ مردمان‌ می‌گوید: شاید من‌ كسی‌ باشم‌ كه‌ نجات‌ می‌یابم‌ .
 ابن‌ حسام‌ جونپوری‌ نیز در  البرهان‌ فی‌ علامات‌ مهدی‌ آخر الزمان‌  به‌ ماجرای‌ كوه‌ طلا در فرات‌ اشاره‌ دارد:
 لا تقوم‌ الساعة‌ حتی‌ یحسر الفرات‌ عن‌ جبل‌ من‌ ذهب‌ یقتتل‌ علیه‌ الناس‌ و یقتل‌ تسعة‌ أعشارهم‌.
 قیامت‌ برپا نمی‌شود، مگر اینكه‌ فرات‌ كوهی‌ از طلا را آشكار می‌سازد، مردم‌ بر سر آن‌ گنج‌ به‌ نبرد برمی‌خیزند و نفه‌ دهم‌ آنها كشته‌ می‌شوند.
 نویسنده‌ كتاب‌  عصر ظهور  در بحث‌ از جنبش‌ سفیانی‌ چنین‌ آورده‌ است‌:
 ... هدف‌ اصلی‌ سفیانی‌ از جنگ‌ عراق‌ سلطه‌ یافتن‌ بر آن‌ كشور و ایجاد مقاومت‌ در برابر نیروهای‌ ایرانی‌ و زمینه‌ سازان‌ ظهور حضرت‌، كه‌ از مسیر عراق‌ به‌ سوی‌ سوریه‌ و قدس‌ پیش‌ می‌روند خواهد بود. ولی‌ در راه‌ عراق‌ در اثر حادثة‌ عجیبی‌ جنگ‌ قرقیسیا رخ‌ می‌دهد و آن‌ حادثه‌ پیدا شدن‌ گنجی‌ در مجرای‌ فرات‌ و یا نزدیك‌ مجرای‌ رود فرات‌ است‌. به‌ طوری‌ كه‌ عده‌ای‌ از مردم‌ برای‌ دست‌ یافتن‌ به‌ آن‌، دست‌ به‌ تلاش‌ می‌زنند و آتش‌ جنگ‌ بین‌ آنها شعله‌ ور می‌شود و بیش‌ از صدهزار تن‌ از آنها كشته‌ می‌شوند و هیچ‌ یك‌ به‌ پیروزی‌ قطعی‌ نمی‌رسند و به‌ آن‌ گنج‌ دست‌ نمی‌یابند. بلكه‌ همگی‌ از آن‌ منصرف‌ شده‌ و به‌ مسایل‌ دیگر مشغول‌ می‌شوند.
 ناگفته‌ نماند كه‌ ایشان‌ نیز روایاتی‌ در مورد پیدا شدن‌ گنج‌ نقل‌ می‌كنند، از جمله‌ روایت‌ زیر كه‌ در نسخه‌ خطی‌ ابن‌ حماد به‌ نقل‌ از پیامبراكرم‌ (ص‌) وارد شده‌ است‌:
 فتنه‌ چهارم‌ هجده‌ سال‌ به‌ طول‌ می‌انجامد، سپس‌ در آن‌ هنگام‌ كه‌ باید پایان‌ می‌پذیرد و تحقیقاً نهر فرات‌ از كوهی‌ از طلا پرده‌ بر می‌دارد و مردم‌ برای‌ رسیدن‌ به‌ آن‌ به‌ جان‌ یكدیگر می‌افتند و از هر نفه‌ تن‌ هفت‌ تن‌ كشته‌ می‌شوند.
 قابل‌ ذكر است‌ كه‌ بیشتر این‌ روایات‌ از نظر سند ضعیف‌ هستند.

 4. نیروهای‌ درگیر در نبرد قرقیسیا

 بنابه‌ آنچه‌ از روایات‌ اهل‌ سنت‌ به‌ دست‌ می‌آید طرفین‌ درگیر در نبرد قرقیسیا، تركان‌، رومیان‌ و لشكر سفیانی‌ هستند. در اینجا به‌ برخی‌ از روایاتی‌ كه‌ در این‌ زمینه‌ وارد شده‌اند اشاره‌ می‌كنیم‌:
 ... ظهر السفیانی‌ بجیشه‌ علیهم‌، فیقتل‌ الترك‌ والروم‌ بقرقیسیا...  .
 سفیانی‌ با سپاهش‌ بر آنها پیروز می‌شود و ترك‌ و روم‌ را در قرقیسیا می‌كشد.
 و در جایی‌ دیگر آمده‌ است‌:
 ... فعند ذلك‌ تجتمع‌ الترك‌ والروم‌ یقاتلون‌ جمیعاً و ترفع‌ ثلاث‌ رایات‌ بالشام‌، ثم‌ یقاتلهم‌ السفیانی‌ حتی‌ یبلغ‌ بهم‌ قرقیسیاء.
 ... پس‌ در آن‌ هنگام‌ تركان‌ و رومیان‌ اجتماع‌ كرده‌ و با یكدیگر به‌ نبرد برمی‌خیزند و سه‌ پرچم‌ در شام‌ برافراشته‌ می‌شود، آنگاه‌ سفیانی‌ باآنها جنگ‌ می‌كند تا در منطقه‌ قرقیسیا به‌ آنها می‌رسد.
 در روایت‌ دیگری‌ چنین‌ آمده‌ است‌:
 دخوله‌ (السفیانی‌) الكوفة‌ بعد ما یقاتل‌ الترك‌ والروم‌ بقرقیسیاء...
 زمان‌ وارد شدن‌ سفیانی‌ به‌ كوفه‌ بعد از نبرد او با تركان‌ و رومیان‌ در قرقیسیا است‌ .
 در روایتی‌ كه‌ عبدالله‌ بن‌ زبیر از امام‌ علی‌(ع‌) نقل‌ می‌كند نیز از حضور دو عبدالله‌   و سپاه‌ آنان‌ در قرقیسیا سخن‌ گفته‌ شده‌ است‌:
 یتبع‌ عبداللّه‌ عبداللّه‌ حتی‌ یلتقی‌ جنودهما بقرقیسیا علی‌ النهر.
 عبدالله‌ به‌ دنبال‌ عبدالله‌ برمی‌ خیزد تا اینكه‌ سپاهیان‌ آنها در قرقیسیا در كنار نهر با یكدیگر رودرو می‌شوند.
 منابع‌ شیعی‌ نیز از درگیری‌ لشكر سفیانی‌ با تركان‌ خبر می‌دهند، مؤلف‌  عصر ظهور  در این‌ زمینه‌ چنین‌ می‌نویسد:
 اما طرف‌ مقابل‌ سفیانی‌ در این‌ نبرد از نظر اكثر روایات‌ تركان‌ هستند ولی‌ منظور از تركان‌ در اینجا چیست‌؟ آنچه‌ به‌ نظر می‌رسد و به‌ طبیعت‌ امر نزدیك‌تر است‌ اینكه‌ آنها سپاهیان‌ ترك‌ زبان‌ هستند؛ چراكه‌ درگیری‌ و نزاع‌ بر سر دارائی‌ است‌ كه‌ نزدیك‌ مرزهای‌ سوریه‌ و تركیه‌ وجود دارد...
 در كتاب‌  روزگار رهایی‌  نیز احادیث‌ متعددی‌ دربارة‌ تركان‌ ذكر شده‌ و تأكید می‌شود كه‌ فتنة‌ ترك‌ در قرقیسیا انجام‌ می‌پذیرد  .
 در اینجا به‌ برخی‌ از احادیثی‌ كه‌ در كتاب‌ یاد شده‌ آمده‌ و ظاهراً در ارتباط‌ با نبرد قرقیسیا است‌ اشاره‌ می‌كنیم‌؛  درنخستین‌ روایت‌ به‌ نقل‌ از پیامبر اكرم‌(ص‌) چنین‌ آمده‌ است‌:
 للترك‌ خرجتان‌، خرجة‌ فیها خراب‌ آذربیجان‌ و خرجة‌ یخرجون‌ فی‌ الجزیرة‌ یخیفون‌ ذوات‌ الحجال‌ فینصر الله‌ المسلمین‌ فیهم‌ ذبح‌ اللّه‌ الاعظم‌.
 برای‌ ترك‌ها دو خیزش‌ است‌ كه‌ در یكی‌ از آنها آذربایجان‌ ویران‌ می‌شود و در دیگری‌  وارد جزیره‌  می‌شوند و پرده‌ نشینان‌ را به‌ وحشت‌ می‌اندازند. خداوند مسلمانان‌ را پیروز می‌گرداند كه‌ كشتار بزرگ‌ الهی‌ در آن‌ روز است‌.
 در روایت‌ دیگری‌ نیز چنین‌ می‌خوانیم‌:
 لیردنّ الترك‌ الجزیرة‌، حتی‌ تسقی‌ خیلهم‌ من‌ الفرات‌. فیبعث‌ الله‌ علیهم‌ الطاعون‌ فیقتلهم‌ فلا ینجو منهم‌ إلا رجل‌ واحد. و یبعث‌ الله‌علیهم‌ ثلجاً فیها صرٌّ وریح‌ وحبید فءاذا هم‌ خامدون‌... فیرجع‌ المسلمون‌ إلی‌ أصحابهم‌ فیقولون‌ ءانّ الله‌ قد أهلكهم‌ و كفاكم‌ شرّهم‌.
 بدون‌ تردید سپاه‌ ترك‌ وارد جزیره‌ خواهند شد تا اسب‌هایشان‌ از فرات‌ سیراب‌ شوند، آنگاه‌ خداوند بر آنها طاعون‌ را مسلط‌ می‌كند و همگی‌ به‌ وسیله‌ طاعون‌ از بین‌ می‌روند و به‌ جز یك‌ نفر از آنها باقی‌ نمی‌ماند. خداوند بر آنها برف‌ و تگرگ‌ همراه‌ با سرمای‌ سوزان‌ و طوفان‌ خانمان‌ برانداز فرو می‌فرستد و همگی‌ نقش‌ بر زمین‌ می‌شوند. مسلمانان‌ به‌ یكدیگر نوید می‌دهند كه‌ خداوند آنها را هلاك‌ كرد و شر آنها را از شما كوتاه‌ نمود.

 5. زمان‌ نبرد قرقیسیا

 نبرد قرقیسیا میان‌ دو واقعه‌ مهم‌ صورت‌ می‌گیرد؛ نخست‌ خروج‌ سفیانی‌ و دوم‌ ظهور امام‌ مهدی‌ (ع‌). دراینجا به‌ اختصار به‌ هر یك‌ از آنها اشاره‌ می‌كنیم‌:
 1ـ5. خروج‌ سفیانی‌
 امام‌ باقر(ع‌) در مورد واقعه‌ نخست‌ چنین‌ فرموده‌است‌ :
 یخرج‌ السفیانی‌ یوم‌ جمعة‌، فیصعد منبر دمشق‌ و یبایع‌ الناس‌ علی‌ أن‌ لا یخالفوا أمره‌ رضوه‌ أم‌ كرهوه‌. ثمّ یخرج‌ إلی‌ الغوطة‌. فیجتمع‌ ءالیه‌ خمسون‌ ألف‌ مقاتل‌. ثمّ تختلف‌ الرایات‌ الثلاث‌. فرایة‌ الترك‌ و العجم‌ و هی‌ سواد. ورایة‌ لبنی‌ العباس‌ صفراء و رایة‌ السفیانی‌ حمراء. فیغلبهم‌ السفیانی‌ بعد أن‌ یقتل‌ منهم‌ ستین‌ ألفاً و یسیر إلی‌ حمص‌ فإلی‌ الفرات‌ مروراً بالرّقة‌ و سبا.
 سفیانی‌ در روز جمعه‌ خروج‌ می‌كند و بر فراز منبر دمشق‌ قرار می‌گیرد و از مردم‌ بیعت‌ می‌گیرد كه‌ هرگز با امر او مخالفت‌ نكنند، چه‌ آن‌ را بپسندند و چه‌ آن‌ را ناخوش‌ دارند. آنگاه‌ به‌ سوی‌ «غوطه‌» حركت‌ می‌كند و 50 هزار جنگجو در اطراف‌ او گردآیند، آنگاه‌ سه‌ پرچم‌ به‌ اهتزاز در آید: پرچم‌ ترك‌ها و عجم‌ها كه‌ سیاه‌رنگ‌ است‌. پرچم‌ بنی‌ عباس‌ كه‌ زردرنگ‌ است‌. پرچم‌ سفیانی‌، كه‌ سرخ‌رنگ‌ است‌. سفیانی‌ بر آنها چیره‌ می‌شود، پس‌ از آنكه‌ 60 هزار نفر از آنها را از دم‌ شمشیر می‌گذارند، آنگاه‌ به‌ سوی‌ «حمص‌» می‌رود و از فرات‌ عبور می‌كند و عازم‌ «رقّه‌»   و «سبا» می‌شود.
 امیر المؤمنین‌ علی‌(ع‌) نیز از جنگ‌ سفیانی‌ با سپاه‌ «ابقع‌» و «اصهب‌» خبر می‌دهند  :
 یلتقی‌ السفیانی‌ بالابقع‌ فیقتله‌ السفیانی‌ و من‌ معه‌. ثم‌ یقتل‌ الاصهب‌ و أتباعه‌. ثم‌ لا یكون‌ له‌ هَمّ إلّا آل‌ محمد و شیعتهم‌ و المثول‌ الی‌ العراق‌. و یمرّ جیشه‌ بقرقیسیا...
 سفیانی‌ با «ابقع‌» درگیر می‌شود سپس‌ او و سپاهیانش‌ را می‌كشد. سپس‌ «اصهب‌» و یاران‌ او را

ماهنامه موعود سال ششم ـ شماره 31

 
 



:: مرتبط با: ظهور و نشانه‌ها ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1387/03/15
زمان : 05:06 ق.ظ
۸۸۲۳فجر مقدس-2
نظرات |

فجر مقدس-2     
۰۱ مرداد ۱۳۸۲ 
شگفتیهای پیش از ظهور
مجتبی السادة
ترجمه: محمود مطهری نیا


 اشاره:
در قسمت اول مقاله گفته شد، همانطور كه عصر غیبت به دو بخش صغری و كبری تقسیم شد عصر ظهور هم به دو قسمت اصغر و اكبر تقسیم میشود. همچنین گفته شد لازم است هر كسی با نشانههای ظهور چنان آشنا شود كه در دام مدعیان دروغین مهدویت نیفتد. در این شماره، بخش دوم از مقدماتی را كه لازم است پیش از پرداختن به حوادث شش ماهه دوم آخرین سال غیبت مد نظر قرار گیرند با بررسی میكنیم:
 
همه‌ انسان‌ها و كشورها خصوصاً امت‌ اسلامی‌ پیش‌ از ظهور حضرت‌ بقیة‌ الله‌ (ع‌) به‌ شرایط‌ سخت‌ و سیاهی‌ كه‌ ناشی‌ از ظلم‌ و جور و انحراف‌ آن‌ زمان‌ است‌ مبتلا خواهند شد .این‌ نكته‌ را می‌توان‌ از این‌ حدیث‌ متواتر حضرت‌ رسول‌ اكرم‌ (ص‌) برداشت‌ كرد كه‌ فرمودند: «همانا مهدی‌ (ع‌) زمین‌ را همانطور كه‌ از ظلم‌ و جور پر شده‌ باشد مملو از قسط‌ و عدل‌ می‌گرداند».
 با رجوع‌ به‌ احادیث‌ و روایات‌ معصومین‌ (ع‌) اخبار و نكاتی‌ را می‌بینیم‌ كه‌ سختی‌ و فساد موجود در آن‌ زمان‌ را به‌ تصویر می‌كشند. مضاف‌ بر اینكه‌ بعضی‌ از آنها به‌ برخی‌ حوادث‌ خاص‌ و معین‌ هم‌ اشاره‌ می‌كنند. برای‌ واضح‌تر شدن‌ موضوع‌ می‌توان‌ این‌ احادیث‌ را چنین‌ طبقه‌ بندی‌ كرد:
 1. روایاتی‌ كه‌ به‌ پر شدن‌ زمین‌ از ظلم‌ و جور خبر می‌دهند:
 مضمون‌ این‌ بخش‌ متواتراً در روایات‌ آمده‌ و در احادیث‌ به‌ مساله‌ پر شدن‌ زمین‌ از ظلم‌ و جور پیش‌ از ظهور حضرت‌ ولی‌ عصر (ع‌) تصریح‌ شده‌ است‌ .
 2. روایاتی‌ كه‌ به‌ پدید آمدن‌ فتنه‌ها و شدت‌ یافتن‌ و زیاد شدن‌ جریان‌های‌ ترسناك‌ می‌پردازند.
 حدیثی‌ از امام‌ صادق‌ (ع‌) نقل‌ شده‌ كه‌ مفصلاً به‌ فتنه‌های‌ گمراه‌ كننده‌ و خوفناك‌ آن‌ زمان‌ می‌پردازند  و حدیث‌ ذیل‌ را می‌توان‌ از این‌ دسته‌ شمرد:
 امام‌ جواد (ع‌) فرمودند:
 قائم‌ (ع‌) قیام‌ نخواهد كرد مگر به‌ دنبال‌ خوف‌ و هراس‌ جدّی‌، زلزله‌ها، فتنه‌ها، بلایا و طاعونی‌ كه‌ (مردم‌) بدان‌ مبتلا شده‌ باشند و شمشیر بران‌ (جنگ‌ نمایان‌) میان‌ اعراب‌ و اختلاف‌ زیاد مردم‌ و تفرقه‌ مذهبی‌ آنها و تعدد ادیان‌ و مذاهب‌ و تغییر و تحوّل‌ آنها و... 
 قابل‌ ذكر است‌ كه‌ فتنه‌ معانی‌ مختلفی‌ دارد كه‌ به‌ طور خلاصه‌ از این‌ قرار است‌:
 الف‌) مورد امتحان‌ و آزمایش‌ قرار گرفتن‌ ؛
 ب‌) كفر، گمراهی‌ و گناه‌ ؛
 ج‌) به‌ وجود آمدن‌ اختلاف‌ نظر در دیدگاه‌های‌ مردم‌؛
 د) كشتار و جنگ‌هایی‌ كه‌ میان‌ مردم‌ واقع‌ می‌شود .
 3ـ احادیثی‌ كه‌ اظهار ناشكیبایی‌ (جزع‌) ناشی‌ از سختی‌ روزگار و گرفتاری‌ شدید مردم‌ را در آن‌ زمان‌ بیان‌ می‌كنند:
 «مؤمنان‌ در عصر غیبت‌ از گرفتاری‌ شدید، بلای‌ طولانی‌ و كم‌ طاقتی‌ و هراس‌ رنج‌ می‌برند و به‌ همین‌ خاطر وقتی‌ شخصی‌ از كنار قبر برادرش‌ می‌گذرد می‌گوید: كاش‌ من‌ به‌ جای‌ او بودم‌...» 
 واضح‌ است‌ كه‌ جزع‌ و به‌ تبع‌ آن‌ آرزوی‌ مرگ‌ نتیجه‌ فشار سختی‌ها و مصیبت‌هایی‌ است‌ كه‌ شخص‌ در جامعه‌ گمراه‌ و منحرف‌ با آن‌ مواجه‌ می‌باشد.
 4. اخباری‌ كه‌ به‌ وجود حیرت‌ (سردرگمی‌) و تزلزل‌ در افكار و اعتقادات‌ می‌پردازند:
 از این‌ جمله‌ حدیثی‌ است‌ كه‌ از امیر المومنین‌ علی‌ (ع‌) نقل‌ شده‌ كه‌ در میان‌ صحبت‌هایشان‌ راجع‌ به‌ حضرت‌ مهدی‌ (ع‌) فرمودند: «غیبت‌ و حیرتی‌ پیش‌ خواهد آمد كه‌ دسته‌ای‌ طی‌ آن‌ گمراه‌ می‌شوند و دسته‌ای‌ دیگر هدایت‌ می‌یابند كه‌ این‌ حیرت‌ ممكن‌ است‌ از جنبه‌های‌ مختلفی‌ پیش‌ آمده‌ باشد: 
 سرگردانی‌ در عقاید دینی‌ نتیجه‌ جریانات‌ باطلی‌ است‌ كه‌ با جهالت‌ و كنار گذاشتن‌ تفكّر در میان‌ امت‌ روبرو می‌گردد.   بدین‌ معنا كه‌ طولانی‌ بودن‌ مدت‌ غیبت‌ حضرت‌ باعث‌ می‌شود كه‌ مردم‌ به‌ شك‌ بیفتند و در مورد مقام‌ ایشان‌ اختلاف‌ پیدا كنند و یا اینكه‌ حیرت‌ در باره‌ وجوب‌ جهاد بدون‌ وجود رهبری‌ بلند مرتبه‌ و انقلابی‌ پیش‌ آمده‌ باشد.
 5. اخباری‌ كه‌ دلالت‌ بر جنگ‌ها و كشتارها می‌كنند:
 احادیث‌ شریف‌ وضعیت‌ سیاسی‌ عصر ظهور را با خصوصیت‌ عدم‌ ثبات‌ (سیاسی‌) و كثرت‌ جنگ‌ها وكشتارها توصیف‌ می‌كنند:
 پیش‌ از این‌ امر (قیام‌ حضرت‌ مهدی‌ (ع‌)) كشتار «یبوح‌» خواهد بود. از حضرت‌ پرسیدند: یبوح‌ به‌ چه‌ معناست‌؟ فرمودند: دائمی‌ است‌ و از شدت‌ آن‌ كاسته‌ نمی‌شود.  حتی‌ برخی‌ روایات‌ شدت‌ این‌ جنگ‌ها را تا آنجا بیان‌ می‌كنند كه‌ طی‌ آنها دو سوم‌ از جمعیت‌ زمین‌ از بین‌ می‌روند. حضرت‌ علی‌ (ع‌) فرمودند: مهدی‌ (ع‌) قیام‌ نمی‌كند تااینكه‌ یك‌ سوم‌ (از مردم‌ زمین‌) كشته‌ شوند و یك‌ سوم‌ (خود) بمیرند و تنها یك‌ سوم‌ (از جمعیت‌ زمین‌) باقی‌ بماند.
 می‌توان‌ الفاظ‌ موجود در احادیث‌ را با اصطلاحات‌ و معادل‌های‌ امروزی‌ آنها نظیر انحراف‌ فكری‌، سیاسی‌، اقتصادی‌ و اجتماعی‌ و اخلاقی‌ و از این‌ دسته‌ جایگزین‌ كرد.
 شاید بهترین‌ روایتی‌ كه‌ به‌ آنها مفصلاً می‌پردازد این‌ حدیث‌ نبوی‌ (ص‌) است‌ كه‌ ابن‌ عباس‌ می‌گوید:
 در حجة‌الوداع‌، با رسول‌ مكرم‌ اسلام‌(ص‌) مشغول‌ انجام‌ مناسك‌ حج‌ بودیم‌ كه‌ حضرت‌ حلقه‌ در كعبه‌ را گرفته‌ و رو به‌ ما كردند و فرمودند: آیا می‌خواهید شما را از نشانه‌ها و حوادث‌ پیش‌ از قیامت‌ خبردار كنم‌؟
 سلمان‌ كه‌ از همه‌ به‌ ایشان‌ نزدیكتر ایستاده‌ بود گفت‌: بلی‌ یا رسول‌الله‌!
 ایشان‌ فرمودند: از جمله‌ آنها ضایع‌ و تباه‌ كردن‌ نمازها و تبعیت‌ از شهوت‌ها، متمایل‌ شدن‌ به‌ هواهای‌ نفسانی‌، تكریم‌ و بزرگداشت‌ ثروتمندان‌ و مال‌پرستان‌ و فروختن‌ دین‌ به‌ قیمت‌ دنیاست‌. در این‌ زمان‌ است‌ كه‌ قلب‌ مؤمن‌ در درونش‌ همانسان‌ كه‌ نمك‌ در آب‌ حل‌ می‌شود، ذوب‌ می‌شود چرا كه‌ منكرات‌، كژی‌ها و كاستی‌ها را می‌بیند و قدرت‌ تغییر دادن‌ آنها را ندارد.
 سلمان‌ پرسید: آیا واقعاً چنین‌ خواهد شد؟
 ـ سلمان‌! قسم‌ به‌ آنكه‌ جانم‌ در دست‌ اوست‌ چنین‌ خواهد شد و به‌ دنبال‌ آن‌ حاكمان‌ و امیران‌ ستمگر و وزیران‌ فاسق‌ و كارگزاران‌ و كارشناسان‌ ستمكار پیدا شده‌ و  ] مردم‌ [ به‌ خیانتكاران‌ اعتماد می‌كنند.
 ـ آیا واقعاً چنین‌ روزی‌ خواهد آمد؟
 ـ سلمان‌! قسم‌ به‌ آنكه‌ جانم‌ به‌ قبضة‌ قدرت‌ اوست‌ آری‌! در آن‌ زمان‌ است‌ كه‌ منكرات‌ و انحرافات‌، معروف‌ و خوب‌ و اعمال‌ پسندیده‌ منكر و ناپسند شمرده‌ می‌شود. به‌ شخص‌ خائن‌ اعتماد و شخص‌ امین‌ خائن‌ خوانده‌ می‌شود. دروغگو را تأیید و راستگو را طرد می‌كنند.
 ـ آیا واقعاً چنین‌ روزی‌ خواهد آمد؟
 ـ قسم‌ به‌ آنكه‌ جانم‌ در دستانش‌ است‌ آری‌! در آن‌ زمان‌ است‌ كه‌ زنان‌ فرمانروا می‌شوند و سروری‌ می‌یابند. با زنان‌ و كنیزكان‌ مشورت‌ می‌گردد و كودكان‌ بر منبرها می‌نشینند و هر چیزی‌ نهایتاً به‌ دروغ‌ ختم‌ می‌شود، زكات‌ و فی‌ء (كه‌ حق‌ عمومی‌ و همگانی‌ است‌) غنیمت‌ و بهره‌ شخصی‌ شمرده‌ می‌شود. شخص‌ به‌ والدینش‌ ستم‌ می‌كند و در عین‌ حال‌ به‌ دوستش‌ خدمت‌ و نیكی‌. و آنجاست‌ كه‌ ستارة‌ گنهكاری‌ طلوع‌ می‌كند.
 ـ آیا چنین‌ چیزی‌ اتفاق‌ خواهد افتاد؟
 ـ سلمان‌! قسم‌ به‌ آنكه‌ جانم‌ در دست‌ اوست‌ آری‌! در چنین‌ شرایطی‌ است‌ كه‌ مرد با همسرش‌ در تجارت‌ شریك‌ می‌شود، خوی‌ و عادت‌های‌ شخصی‌ و باطل‌ زیاد شده‌ و خوبی‌ها به‌ شدت‌ كم‌ می‌شود. شخص‌ به‌ خاطر سختگیری‌ به‌ بدهكاران‌ خود تحقیر می‌شود. و زمانی‌ است‌ كه‌ بازارها به‌ هم‌ نزدیك‌ می‌شوند و یكی‌ می‌گوید چیزی‌ نفروختم‌ و دیگری‌ می‌گوید سودی‌ نبردم‌ و چیزی‌ جز شكایت‌ كردن‌ از خدا دیده‌ نخواهد شد.
 ـ آیا واقعاً چنین‌ خواهد شد؟...
 ـ سلمان‌! آری‌ قسم‌ به‌ آنكه‌ جانم‌ در دست‌ اوست‌ در آن‌ زمان‌ است‌ كه‌ به‌ دنبال‌ این‌ حوادث‌ اقوامی‌ پیدا می‌شوند كه‌ اگر حرفی‌ بزنند كشته‌ می‌شوند و اگر ساكت‌ بمانند غارتشان‌ می‌كنند تا اینكه‌ از اموالشان‌ بهره‌مند شوند و به‌ حریم‌هایشان‌ تجاوز كنند و حرمتشان‌ را شكسته‌ و خونشان‌ را بریزند. قلب‌های‌ آنها كاملاً با ترس‌ و حقه‌بازی‌ عجین‌ گشته‌ و آنها را جز در حالت‌ خوف‌ و نگرانی‌ و هراس‌ و وحشت‌ نمی‌یابی‌.
 ـ آیا واقعاً چنین‌ خواهد شد؟
 ـ سلمان‌! قسم‌ به‌ آنكه‌ جانم‌ به‌ دست‌ اوست‌ آری‌! در آن‌ زمان‌ است‌ كه‌ چیزی‌ از مشرق‌ و چیزی‌ از مغرب‌ می‌آید و امت‌ مرا رنگارنگ‌ می‌كند چه‌ بیچاره‌اند كسانی‌ كه‌ به‌ خاطر آنها ضعیف‌ می‌شوند و وای‌ بر آنها كه‌ خدا چه‌ برای‌ آنها مهیّا كرده‌ و چگونه‌ مترصد آنهاست‌، نه‌ به‌ كوچكترها رحم‌ می‌كنند و نه‌ به‌ بزرگترها احترام‌ می‌گذارند. از خطاكاران‌ و گنهكاران‌ در امان‌ نیستند، بدن‌هایشان‌ بدن‌ انسان‌ و قلب‌هایشان‌ قلب‌ شیطان‌ است‌.
 ـ آیا واقعاً چنین‌ خواهد شد؟
 ـ سلمان‌! قسم‌ به‌ كسی‌ كه‌ جانم‌ به‌ دست‌ اوست‌ آری‌. در آن‌ زمان‌ مردان‌ تنها به‌ مردان‌ و زنان‌ تنها به‌ زنان‌ ] برای‌ ارضاء شهوات‌  [  می‌پردازند. همانگونه‌ كه‌ اهل‌ خانه‌ای‌ نسبت‌ به‌ دختران‌ خانه‌ خود احساس‌ غیرت‌ می‌كنند (غریبه‌ها) نسبت‌ به‌ پسركان‌ جوان‌، غیور می‌گردند (آنها را ناموس‌ خود می‌شمرند) مردان‌ به‌ زنان‌ و زنان‌ به‌ مردان‌ شبیه‌ می‌شوند و زنان‌ بر زین‌ها سوار می‌گردند كه‌ لعنت‌ من‌ بر آنها باد.
 ـ آیا واقعاً چنین‌ خواهد شد؟
 ـ سلمان‌! قسم‌ به‌ آنكه‌ جانم‌ به‌ دست‌ اوست‌ آری‌. در آن‌ زمان‌ مساجد را همانند كلیساها و كنیسه‌ها تزیین‌ می‌كنند و قرآن‌ها را طلاكاری‌ و زینت‌. مناره‌ها بلند می‌شوند و خطوط‌ زیاد می‌شوند. قلب‌هایشان‌ نسبت‌ به‌ هم‌ متنفر و در زبان‌هایشان‌ اختلاف‌ نمایان‌ است‌.
 ـ آیا واقعاً چنین‌ خواهد شد؟
 ـ سلمان‌! قسم‌ به‌ آنكه‌ جانم‌ به‌ دست‌ اوست‌ آری‌! در آن‌ زمان‌ است‌ مردان‌ و پسران‌ امتم‌ برای‌ زینت‌ از طلا استفاده‌ می‌كنند و حریر و دیبا و ابریشم‌ می‌پوشند و با بیگانگان‌ متحد می‌شوند.
 ـ آیا چنین‌ چیزی‌ واقع‌ خواهد شد؟
 ـ سلمان‌! قسم‌ به‌ آنكه‌ جانم‌ به‌ دست‌ اوست‌ آری‌! در آن‌ زمان‌ ربا علنی‌ می‌شود و با اجناس‌ ممتاز، رشوه‌ و معامله‌ می‌كنند. دین‌ رها می‌شود و مقام‌ و منزلت‌ دنیا (در نظر مردم‌) رفیع‌ می‌گردد.
 ـ آیا چنین‌ خواهد شد؟
 ـ سلمان‌! قسم‌ به‌ آنكه‌ جانم‌ به‌ دست‌ اوست‌ آری‌! هر چند به‌ خدا ضرری‌ نمی‌رسانند  ] و به‌ خودشان‌ ظلم‌ می‌كنند [  لیكن‌ طلاق‌ زیاد می‌شود و حدود اقامه‌ و اجرا نمی‌شوند.
 ـ آیا واقعاً چنین‌ خواهد شد؟
 ـ سلمان‌! قسم‌ به‌ آنكه‌ جانم‌ به‌ دست‌ اوست‌ آری‌. در آن‌ زمان‌ است‌ كه‌ زنان‌ آوازه‌خوان‌ می‌شوند و آلات‌ موسیقی‌ جلوه‌ می‌یابند و به‌ دنبال‌ آن‌ اشرار امتم‌ پیدا می‌شوند.
 ـ آیا واقعاً چنین‌ خواهد شد؟
 ـ سلمان‌! قسم‌ به‌ آنكه‌ جانم‌ به‌ دست‌ اوست‌ آری‌. در آن‌ زمان‌ ثروتمندان‌ امتم‌ برای‌ تفریح‌ و سیاحت‌ افراد عادی‌ برای‌ تجارت‌ و كسب‌ درآمد و فقرا برای‌ ریا و خودنمایی‌ به‌ حج‌ و عمره‌ می‌روند. جمعیتی‌ پیدا می‌شوند كه‌ تفكّر و تدبر و تفقه‌ آنها برای‌ غیرخدا (و اهداف‌ غیرالهی‌) است‌. زنازادگان‌ زیاد می‌شوند و قرآن‌ را با آواز و غنا می‌خوانند و به‌ خاطر دنیا بر سر هم‌ می‌ریزند و با هم‌ درگیر می‌شوند.
 ـ آیا واقعاً چنین‌ خواهد شد؟
 ـ سلمان‌! قسم‌ به‌ آنكه‌ جانم‌ به‌ دست‌ اوست‌ آری‌. در آن‌ زمان‌ به‌ محارم‌ تجاوز می‌كنند و به‌ دنبال‌ گناهان‌ می‌روند، اشرار و بدان‌ بر خوبان‌ مسلط‌ می‌شوند. دروغ‌ علنی‌ می‌شود و لجاجت‌ نمایان‌ می‌گردد.
 بیچارگی‌ها علنی‌ می‌شود، با لباس‌ها به‌ هم‌ فخر می‌فروشند و مباهات‌ می‌كنند و ظرف‌های‌ ناشایست‌ را پر می‌كنند. نرد و شطرنج‌ و آلات‌ موسیقی‌ مورد پسند واقع‌ می‌شوند. امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منكر را انكار می‌كنند، به‌ طوری‌ كه‌ مؤمن‌ خوارتر از كنیز می‌گردد. همدستی‌ میان‌ زاهد(نما)ها و قاریان‌ (بدكردار) نمایان‌ می‌شود. اینها همانها هستند كه‌ در آسمان‌ها آنها را پلیدان‌ ناپاك‌ می‌خوانند.
 ـ آیا واقعاً چنین‌ خواهد شد؟
 ـ سلمان‌! قسم‌ به‌ آنكه‌ جانم‌ به‌ دست‌ اوست‌ آری‌! در آن‌ زمان‌ ثروتمند از وضعیت‌ فقیر هراسان‌ نمی‌شود به‌ طوری‌ كه‌ گدا یك‌ هفته‌ كامل‌ از مردم‌ گدایی‌ می‌كند امّا كسی‌ را كه‌ چیزی‌ در دستش‌ بگذارد نمی‌بیند.
 ـ آیا حقیقتاً چنین‌ اتفاقی‌ خواهد افتاد؟
 ـ سلمان‌! قسم‌ به‌ آنكه‌ جانم‌ به‌ دست‌ اوست‌ آری‌! در آن‌ زمان‌ «روبیضه‌» به‌ سخن‌ می‌آید.
 پدر و مادرم‌ به‌ فدایت‌ یا رسول‌الله‌ «روبیضه‌» دیگر چیست‌؟
 ـ كسی‌ كه‌ تا به‌ حال‌ صحبت‌ نمی‌كرد برای‌ امور عموم‌ مردم‌ به‌ سخن‌ می‌آید و جز كمی‌ از او فرمان‌ نبرند...
 قسم‌ به‌ جانم‌ كه‌ این‌ همان‌ چیزی‌ است‌ كه‌ دائماً در عصر گمراهی‌ و فسقی‌ كه‌ در آن‌ زندگی‌ می‌كنیم‌، مشاهده‌ می‌شود و با تمام‌ حواس‌ و وجود از آنها خبر داریم‌. صلوات‌ خداوند بر تو باد یا رسول‌ الله‌ ما را از آن‌ با خبر كردی‌ و سلام‌ بر تو یا مهدیا كه‌ روزی‌ همه‌ اینها را از بین‌ می‌بری‌ و عدل‌ و داد را جایگزین‌ آن‌ می‌گردانی‌
 روایاتی‌ كه‌ تااینجا ذكر كردیم‌ به‌ فاسد بودن‌ زمانه‌ به‌ طور كلی‌ اشاره‌ می‌كردند و مشخص‌ نمی‌كردند كه‌ این‌ حوادث‌ چگونه‌ رخ‌ خواهند داد. با توجه‌ به‌ اینكه‌ می‌دانیم‌ عصر فتنه‌ها پیش‌ از عصر ظهور است‌ و به‌ وضوح‌ در احادیث‌ و روایات‌ بیان‌ شده‌ كه‌ عصر ظلم‌ پیش‌ از عصر عدالت‌ خواهد بود و به‌ ناچار باید اشاره‌ و بیان‌ كنیم‌ كه‌ برخی‌ از این‌ اخبار به‌ همراه‌ باقی‌ حوادث‌ پیش‌ از برپایی‌ قیامت‌ آمده‌اند كه‌ به‌ برداشت‌ ما از آنها خدشه‌ای‌ وارد نمی‌كند چرا كه‌ ظهور حضرت‌ مهدی‌ (ع‌) پیش‌ از قیامت‌ رخ‌ می‌دهد و لزومی‌ ندارد كه‌ نشانه‌های‌ قیامت‌ دقیقاً و بدون‌ هیچ‌ فاصله‌ای‌ پیش‌ از آن‌ نمایان‌ گردند.
 در قسمت‌ بعد برخی‌ از پیشگویی‌هایی‌ را كه‌ معصومین‌ (ع‌) داشته‌اند و تا این‌ زمان‌ محقق‌ شده‌اند بررسی‌ می‌كنیم‌ كه‌ مایه‌ دلگرمی‌ و اطمینان‌ قلب‌ ما باشد كه‌ ان‌ شاء الله‌ بقیه‌ آنها كه‌ تاكنون‌ محقق‌ نشده‌اند، روزی‌ خودنمایی‌ كنند و در پی‌ آن‌ شاهد ظهور مولا ومفتدایمان‌ باشیم‌ .


پی‌ نوشت‌ها
 1. در متن‌ اصلی‌ كلمه‌ «ارهاصات‌» آمده‌ كه‌ به‌ معنای‌ كاری‌ فوق‌ العاده‌ است‌ كه‌ از پیامبر  ] یا امام‌ غائب‌ (ع‌) [ پیش‌ از بعثت‌ ] و ظهور [ وی‌ ظاهر شود (لغتنامه‌ لاروس‌، ج‌ ص‌ 1/134).
 2. رك‌: بشارة‌ الاسلام‌، ص‌ 18.
 3. رك‌: موسوعة‌ الامام‌ المهدی‌ علیه‌ السلام‌، ج‌ 2 (تاریخ‌ الغیبة‌ الكبری‌)، ص‌ 242.
 4. غیبت‌ نعمانی‌: 170 و بحارالانوار، ص‌ 52، ج‌ 231.
 5. تاریخ‌ الغیبة‌ الكبری‌، 245 و منتخب‌ الاثر، ص‌ 434.
 6. غیبة‌ النعمانی‌، ص‌ 104، تاریخ‌ الغیبة‌ الكبری‌، 246.
 7. رك‌: بشارة‌ الاسلام‌، ص‌86، بحارالانوار، ج‌، ص‌ 52/228.
 8. الممهدون‌ للمهدی‌ (ع‌)، ص‌ 49، بحارالانوار. ج‌ 52/182.
 9. المهدی‌ (ع‌)، آیة‌الله‌ صدر، 198، یوم‌ الخلاص‌، ص‌ 564.
 10. بشارة‌ الاسلام‌، ص‌ 25 ؛ منتخب‌ الاثر، ص‌ 432.

ماهنامه موعود سال ششم ـ شماره 31 



:: مرتبط با: ظهور و نشانه‌ها ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1387/03/15
زمان : 05:06 ق.ظ
۸۸۲۲فجر مقدس-1
نظرات |

فجر مقدس-1

بررسی‌ رویدادهای‌ شش‌ ماهه‌ دوم‌ آخرین‌ سال‌ غیبت‌ حضرت‌ مهدی‌ (ع‌)
مجتبی‌ السادة‌
ترجمه‌: محمود مطهری‌ نیا
روزانه‌ شاهد اتفاقات‌ زیادی‌ هستیم‌ و اخبار متنوعی‌ را می‌شنویم‌. در نقطه‌ای‌ زمزمه‌ای‌ ویرانگر و در نقطة‌ دیگر طوفانی‌ خانمان‌برافكن‌ رخ‌ می‌دهد. در كشوری‌ كودتای‌ نظامی‌ می‌شود و در كشوری‌ دیگر جنگ‌ و كشتاری‌ وحشیانه‌ را نظاره‌ می‌كنیم‌. هواپیمایی‌ در اینجا سقوط‌ می‌كند و تصادفی‌ هولناك‌ در آنجا رخ‌ می‌دهد. پشت‌ سرهم‌ و بدون‌ حتی‌ لحظه‌ای‌ توقف‌ این‌ جریان‌ها به‌ وقوع‌ می‌پیوندند. مردم‌ اگر این‌ همه‌ اخبار و اطلاعات‌ را خود به‌ خود از یاد نبرند خود تلاش‌ می‌كنند كه‌ آنها را فراموش‌ كنند. آیا هیچ‌ از خود پرسیده‌ایم‌ شاید برخی‌ از این‌ اتفاقات‌ نوید نزدیك‌ شدن‌ لحظه‌ دیدار و زمان‌ ظهور مهدی‌(ع‌) باشند؟
 بسیاری‌ از مردم‌ ما اصلاً نمی‌دانند كه‌ نشانة‌ ظهور یعنی‌ چه‌، چون‌ تا به‌ حال‌ چیزی‌ در این‌ باره‌ نشنیده‌اند و خود هم‌ به‌ دنبال‌ جستجوی‌ چنین‌ مطلبی‌ نبوده‌اند. لذا با دیدن‌ چنین‌ جریان‌هایی‌ هیچ‌ چیز به‌ ذهن‌ آنها خطور نمی‌كند. متأسفانه‌ برخی‌ از افراد هم‌ كه‌ در مورد بعضی‌ از این‌ نشانه‌ها حرف‌هایی‌ شنیده‌اند وقتی‌ آنها را می‌بینند و یا خبر آن‌ را می‌شنوند چنان‌ بی‌تفاوت‌ رد می‌شوند كه‌ گویی‌ اتفاقی‌ نیفتاده‌ است‌. نتیجه‌ مواجه‌ شدن‌ بعضی‌ دیگر هم‌ با این‌ وقایع‌ چیزی‌ جز ایجاد شك‌ و شبهه‌ در اذهان‌ آنها نیست‌. آنهم‌ به‌ حدی‌ كه‌ قدرت‌ تشخیص‌ خود را به‌ كل‌ از دست‌ داده‌ و مبهوت‌ و متحیر می‌شوند.
 با توجه‌ به‌ این‌ همه‌ بی‌خبری‌ سعی‌ كرده‌ایم‌ تا آنجا كه‌ می‌شود پردة‌ ابهام‌ را از مسئله‌ نشانه‌های‌ ظهور حضرت‌ مهدی‌ (ع‌) بزداییم‌ و به‌ شكل‌ جدیدی‌ این‌ مطلب‌ را طرح‌ كنیم‌. به‌ طوری‌ كه‌ هر فرد مؤمن‌ و متعهدی‌ بتواند با پیگیری‌ جریان‌ها برحسب‌ تاریخ‌ وقوع‌ آنها چشم‌انتظار آمدن‌ حضرت‌ و دیگر حوادث‌ و وقایع‌ مرتبط‌ با آن‌ باشد.
 بسیاری‌ از نویسندگان‌ نشانه‌های‌ ظهور را به‌ دو دسته‌ حتمی‌ و غیرحتمی‌ دسته‌بندی‌ می‌كنند و به‌ طرح‌ و بحث‌ آنها می‌پردازند. برخی‌ دیگر هم‌ به‌ طور اجمالی‌ و فشرده‌ با نگاهی‌ گذرا به‌ این‌ مطلب‌ رد می‌شوند. در حالی‌ كه‌ در زمان‌ حاضر آنچه‌ مهم‌ است‌ این‌ است‌ كه‌ هر فرد بتواند با پیگیری‌ این‌ حوادث‌ در دام‌ آنها كه‌ به‌ دروغ‌ ادعای‌ مهدویت‌ می‌كنند نیفتاده‌ و به‌ خاطر كثرت‌ و وفور اتفاقات‌ دچار سردرگمی‌ نگردد.
 این‌ سلسله‌ مقالات‌، نیمه‌ دوم‌ سالی‌ را كه‌ آخرین‌ سال‌ غیبت‌ است‌ و به‌ ظهور حضرت‌ مهدی‌ (ع‌) ختم‌ می‌شود، به‌ تصویر می‌كشد. برای‌ استخراج‌ مجموعه‌ این‌ رویدادهای‌ پی‌ درپی‌، به‌ آن‌ دسته‌ از احادیث‌ تمسك‌ جسته‌ایم‌ كه‌ به‌ تاریخ‌ خاصی‌ اعمّ از روز، ماه‌ یا سال‌ اشاره‌ داشته‌اند كه‌ بحمداللّه‌ همه‌ علائم‌ حتمیه‌ در این‌ محدوده‌ گنجیده‌اند. البته‌ لازم‌ است‌ بگوییم‌ كه‌ بسیاری‌ از علائم‌ ظهور حضرت‌، زمان‌ خاصی‌ را مشخص‌ نمی‌كنند و از همین‌رو در این‌ مقالات‌ چندان‌ به‌ آنها نپرداخته‌ایم‌ و برخی‌ را هم‌ كه‌ لازم‌ بود پیش‌ از ورود به‌ بحث‌ راجع‌ به‌ ماه‌های‌ سال‌ قبل‌ از ظهور مطرح‌ شوند، در بخش‌ اول‌ مطالب‌ آورده‌ایم‌ :

 انواع‌ ظهور
 
همانگونه‌ كه‌ غیبت‌ حضرت‌ ولی‌ عصر(ع‌) به‌ دو بخش‌ صغری‌ و كبری‌ تقسیم‌ شده‌ است‌ در مورد ظهور حضرتش‌ هم‌ ظهور اصغر و ظهور اكبر (فجر مقدس‌) را می‌توان‌ دید.
 برای‌ واضح‌تر شدن‌ این‌ مطلب‌ باید گفت‌:
 غیبت‌ صغری‌ آن‌ زمانی‌ مطرح‌ شد كه‌ شیعیان‌ پس‌ از مدت‌ها ارتباط‌ مستقیم‌ و از نزدیك‌ با امام‌ زمان‌ خویش‌(ع‌) هنوز چندان‌ آمادگی‌ فهم‌ و قبول‌ بحث‌ غیبت‌ و ندیدن‌ ایشان‌ را نداشتند؛ چرا كه‌ نمی‌دانستند بدون‌ حضور امام‌ چگونه‌ می‌توان‌ از سویی‌ با یكدیگر همراه‌ و همگام‌ و متحد بود و از سوی‌ دیگر احكام‌ شرعی‌ و مسایل‌ دینی‌ را استنباط‌ و استخراج‌ كرد. علاوه‌ بر ده‌ها مطلب‌ دیگری‌ كه‌ آنها را به‌ سوی‌ امامشان‌ متوجه‌ می‌كرد و باید در عصر غیبت‌ خود بر عهده‌ می‌گرفتند.
 هر چند در عصر غیبت‌ صغری‌ این‌ طور نبود كه‌ هر كس‌ بتواند به‌ خدمت‌ حضرت‌ مهدی‌ (ع‌) برسد لیكن‌ با وجود چهار نایب‌ حضرت‌، ارتباط‌ شیعیان‌ همچنان‌ با امام‌ خویش‌ برقرار بود، تا مبادا به‌ خاطر این‌ تغییر وضعیتف ناگهانی‌ دچار حیرت‌ و سردرگمی‌ شوند. در طول‌ این‌ مدت‌ كه‌ حدود 70 سال‌ طول‌ كشید تا حدی‌ موضوع‌ غیبت‌ برای‌ شیعیان‌  جا افتاد و از لحاظ‌ ذهنی‌ و فكری‌ برای‌ حضور در عصر غیبت‌ كبری‌ آماده‌ شدند.
 همانند این‌ جریان‌ را در آن‌ سوی‌ قضیه‌ هم‌ خواهیم‌ داشت‌؛ یعنی‌ همانطور كه‌ عصر غیبت‌ به‌ دو بخش‌ صغری‌ و كبری‌ تقسیم‌ شد تا مردم‌ با مفهوم‌ غیبت‌ علاوه‌ بر آشنایی‌، انس‌ بگیرند، در مورد ظهور هم‌ چنین‌ مطلبی‌ صادق‌ است‌ و عصر ظهور به‌ دو بخش‌ اصغر و اكبر (فجر مقدس‌) تقسیم‌ می‌گردد. در عصر ظهور اصغر هر چند مردم‌ توفیق‌ زیارت‌ حضرتش‌ را پیدا نمی‌كنند لیكن‌ حوادثی‌ را مشاهده‌ می‌كنند كه‌ مقدمات‌ ظهور اكبر به‌ شمار می‌آیند و مردم‌ را برای‌ زندگی‌ در آن‌ زمان‌ آماده‌ می‌كنند.
 این‌ تقسیم‌بندی‌ را می‌توان‌ از برخی‌ روایات‌ برداشت‌ كرد. مثلاً در برخی‌ احادیث‌ حضرت‌ را به‌ خورشید فروزان‌ تشبیه‌ نموده‌اند. به‌ خوبی‌ می‌دانیم‌ كه‌ پیش‌ از غروب‌ خورشید اشعه‌های‌ آفتاب‌ تا مدت‌ معینی‌ می‌ماند و پس‌ از آن‌ سیاهی‌ شب‌ بر آسمان‌ سایه‌ می‌افكند و طلوع‌ خورشید هم‌ سریعاً واقع‌ نمی‌شود بلكه‌ پس‌ از آنكه‌ زمان‌ اذان‌ صبح‌ شد به‌ مرور هوا روشن‌ شده‌ و در پی‌ آن‌ شعاع‌های‌ نورانی‌ خورشید در آسمان‌ پدیدار می‌شود.حضرت‌ مهدی‌(ع‌) هم‌ كه‌ خورشید تابان‌ آسمان‌ امامتند، خواهی‌نخواهی‌، پیش‌ از آنكه‌ وجود مقدسشان‌ بخواهد بر همگان‌ ظاهر و آشكار گردد، باید ظهور اصغری‌ داشته‌ باشند كه‌ زمینه‌ ساز آن‌ ظهور اكبر گردد.
  البته‌ نباید توقع‌ داشت‌ كه‌ شرایط‌ غیبت‌ صغری‌ با ظهور اصغر یكسان‌ باشد. همانطور كه‌ آنچه‌ از خورشید پیش‌ از غروب‌ و پس‌ از طلوعش‌ می‌بینیم‌ یكسان‌ نیست‌.
 برخی‌ از مسائلی‌ كه‌ شاید در عصر ظهور اصغر دیده‌ شوند از این‌ قرار است‌:

 1. بالا رفتن‌ سطح‌ فهم‌ عمومی‌ و پیشرفت‌ دانش‌ و فناوری‌
 در این‌ عصر پیشرفت‌های‌ علمی‌ عظیم‌ و اكتشافات‌ محیر العقولی‌ از بشریت‌ دیده‌ می‌شود كه‌ پیش‌ از آن‌ سابقه‌ نداشته‌ است‌. همان‌ انسانی‌ كه‌ تا دو قرن‌ قبل‌ بر چهارپایان‌ سوار می‌شد و به‌ این‌ سوی‌ و آن‌ سو می‌رفت‌ این‌ روزها از اتومبیل‌ و هواپیما استفاده‌ می‌كند و تلفن‌، تلویزیون‌، رادیو، كامپیوتر و... جزئی‌ از زندگی‌ روزمره‌اش‌ شده‌ است‌. منابع‌ نفتی‌ و معادن‌ فلزات‌ مختلف‌ را استخراج‌ كرده‌ و تا آنجا كه‌ بتواند برای‌ استفاده‌ خود به‌ كار می‌برد. این‌ تحولات‌ به‌ قدری‌ است‌ كه‌ به‌ اندازه‌ كل‌ تحولات‌ علوم‌ و فنون‌ بشری‌ تا قرن‌ نوزدهم‌ كه‌ ابتدای‌ آن‌ است‌ برابری‌ می‌كند.
 چنین‌ تحوّل‌ علمی‌ و صنعتی‌ را مقدمه‌ ظهور حضرت‌ مهدی‌ (ع‌) برشمردیم‌؛ چرا كه‌ لازم‌ است‌ همه‌ آنها كه‌ بناست‌ با حضرتش‌ بیعت‌ كنند، عظمت‌ آن‌ دسته‌ از مواهب‌ و نعماتی‌ را كه‌ به‌ آن‌ حضرت‌ عنایت‌ شده‌ درك‌ كنند. اینكه‌ حضرت‌ مثلاً در یك‌ چشم‌ برهم‌ زدن‌ از شرق‌ عالم‌ به‌ غرب‌ می‌روند یا در زمان‌ ظهور یارانشان‌ در حالی‌ كه‌ شب‌ در رختخواب‌ خویش‌ بوده‌اند صبح‌ در خدمت‌ آن‌ حضرت‌ قرار می‌گیرند.   باید بدانیم‌ كه‌ مافوق‌ قدرت‌ بشری‌ است‌.
 بنابر آنچه‌ در میان‌ علما مشهور است‌ معجزات‌ پیامبران‌ و كرامات‌
 ائمه‌ (ع‌) الزاماً بر اساس‌ آن‌ علوم‌ و فنونی‌ بود كه‌ در آن‌ عصر زندگی‌ می‌كردند. پس‌ حضرت‌ مهدی‌ (ع‌) هم‌ در آن‌ زمان‌ ظاهر می‌شوند كه‌ دانش‌ و تكنولوژی‌ و فنون‌ و تسلیحات‌ به‌ حداكثر رشد خود رسیده‌ باشد و بشر بتواند با ساخت‌ سفینه‌های‌ فضایی‌ به‌راحتی‌ بر مریخ‌ گام‌ نهاده‌ و اختراعات‌ مختلف‌ خود را در آنجا مستقر كند.
 در آن‌ عصری‌ كه‌ انسانها تنها با اینترنت‌ و یا دیگر وسایلی‌ كه‌ تاكنون‌ اختراع‌ شده‌اند و یا پس‌ از این‌ اختراع‌ خواهند شد از نقاط‌ دور دست‌ با هم‌ صحبت‌ می‌كنند معجزه‌ ایشان‌ این‌ خواهد بود كه‌ بدون‌ استفاده‌ از هیچ‌ ابزار و وسیله‌ای‌ سخنش‌ را به‌ گوش‌ تمام‌ ساكنان‌ زمین‌ برساند و همه‌ هم‌ به‌ زبان‌ خود آن‌ را بفهمد.
 مسلماً دانشمندان‌ و متفكرانی‌ كه‌ از مغزهای‌ الكترونیكی‌، وسایل‌ مدرن‌، ماهواره‌ها و... برای‌ ایجاد ارتباطات‌ صوتی‌ وتصویری‌ در اقصی‌ نقاط‌ جهان‌ استفاده‌ می‌كنند، در مقابل‌ این‌ كرامت‌ حضرت‌ ـ كه‌ بدون‌ استفاده‌ از هیچ‌ وسیله‌ ماهواره‌ای‌، صوت‌ و تصویر خویش‌ را به‌ هر جا كه‌ بخواهد منتقل‌ می‌كند ـ سرتسلیم‌ فرود می‌آورند و آن‌ حضرت‌ را غیر از دیگران‌ یافته‌ و اعمالش‌ را خارق‌العاده‌ می‌شمارند و با ایمان‌ آوردن‌ آنها دیگران‌ هم‌ حتماً به‌ آن‌ وجود مقدس‌ ایمان‌ خواهند آورد.
 در روایات‌ آمده‌ است‌ كه‌ حضرت‌ و یارانشان‌ از ابرها برای‌ رفت‌ و آمد خویش‌ استفاده‌ می‌كنند.   طبیعتاً آن‌ دسته‌ مخترعان‌ و سازندگان‌ هواپیماها و ماهواره‌ها و سفینه‌های‌ فضایی‌ در مقابل‌ چنین‌ وسیله‌ نقلیه‌ای‌ احساس‌ خواری‌ می‌كنند.
 مضاف‌ بر اینكه‌ چنین‌ دیدگاه‌ها و اكتشافات‌ علمی‌ به‌ انسان‌ها قدرت‌ درك‌ و فهم‌ كرامات‌ حضرت‌ مهدی‌ (ع‌) را می‌دهد كه‌ به‌ طور طبیعی‌ هر كس‌ نمی‌تواند چنین‌ اعمالی‌ را انجام‌ دهد. به‌ عبارت‌ دیگر خداوند متعال‌ نظریات‌ علمی‌ این‌ زمان‌ را به‌ آن‌ حد از رشد می‌رساند كه‌ زمینه‌های‌ ظهور اكبر (فجر مقدس‌) فراهم‌ شود.
2. دلبسته‌ شدن‌ مردم‌ به‌ امام‌ عصر (ع‌) و ازدیاد یاد حضرت‌
 از جمله‌ اموری‌ كه‌ این‌ روزها با آن‌ مواجه‌ هستیم‌ (خصوصاً هر چه‌ جلوتر می‌رویم‌) این‌ است‌ كه‌ بسیاری‌ از مردم‌ را می‌بینیم‌ كه‌ هر قدر با مشكلات‌ بزرگ‌ و بیشتری‌ روبرو می‌شوند توجهشان‌ به‌ حضرت‌ مهدی‌ (ع‌) و علائم‌ ظهور ایشان‌ بیشتر می‌شود. در عین‌ حال‌ كه‌ امیدشان‌ بیش‌ از پیش‌ گشته‌ و چشم‌ انتظار حوادثی‌ هستند كه‌ در آینده‌ای‌ نزدیك‌ یا دور اتفاق‌ خواهد افتاد.
 به‌ همین‌ علت‌ است‌ كه‌ كتاب‌ها و نویسندگان‌ بیشتری‌ را در این‌ زمان‌ مشاهده‌ می‌كنیم‌ كه‌ به‌ این‌ خواسته‌ پاسخ‌ داده‌ و تلاش‌ در خور تقدیری‌ را برای‌ ترسیم‌ آینده‌ بر طبق‌ احادیث‌ و روایاتی‌ كه‌ در دسترس‌ دارند از خویش‌ نشان‌ می‌دهند. این‌ امر علیرغم‌ آن‌ رویه‌ای‌ است‌ كه‌ در قرون‌ اولیه‌ اسلامی‌ دیده‌ می‌شود كه‌ صرفاً به‌ نقل‌ احادیث‌ و سندها پرداخته‌ و در قرن‌های‌ بعد هم‌ بحث‌های‌ كلامی‌ را به‌ آن‌ می‌افزودند.
 بحمداللّه‌ دراین‌ روزها می‌بینیم‌ كه‌ ده‌ها و صدها كتاب‌ و مقاله‌ در تمام‌ جهان‌ اسلام‌ با سبك‌ و سیاق‌های‌ مختلفی‌ ابعاد موضوع‌ را مورد بررسی‌ قرار داده‌اند و این‌ همان‌ چیزی‌ است‌ كه‌ می‌تواند مورد پسند واقع‌ شود. البته‌ قابل‌ ذكر است‌ كه‌ این‌ فعالیت‌ها منحصر به‌ شیعه‌ نمی‌شود بلكه‌ دیگر مذاهب‌ و مكاتب‌ هم‌ در این‌ زمینه‌ فعالیت‌ می‌كنند.
 میزان‌ توجه‌ و یاد شیعیان‌ نسبت‌ به‌ حضرت‌ ولی‌ عصر (ع‌) را می‌توان‌ با دوره‌های‌ گذشته‌ مقایسه‌ نمود كه‌ تا مدت‌ها قبل‌ چقدر اقبال‌ مردم‌ به‌ جلسات‌ دعای‌ ندبه‌ كم‌ بوده‌ است‌ و این‌ روزها در كمتر محله‌ای‌ است‌ كه‌ دعای‌ ندبه‌ خوانده‌ نشود. به‌ علاوه‌ كه‌ مجالس‌ بزرگ‌ با نام‌ ایشان‌ و كتاب‌های‌ مختلف‌ و جشن‌های‌ میلاد حضرت‌ هر كدام‌ به‌ نوعی‌ مردم‌ را متوجه‌ نام‌ و وجود مقدس‌ و مبارك‌ ایشان‌ می‌گرداند.
 آیا انتشار نام‌ و صفات‌ امام‌ زمان‌ (ع‌) به‌ این‌ شكل‌ و میزان‌ در مدارس‌ و مساجد و خیابان‌ها و جلسات‌ و در
 میان‌ عموم‌ مردم‌ خود دلیلی‌ بر
 نزدیكی‌ طلوع‌ خورشید وجودی‌ حضرت‌ بقیة‌اللّه‌ (ع‌) نمی‌باشد؟!

 3. صحبت‌های‌ عمومی‌ در جهان‌ در مورد تشكیل‌ حكومت‌ جهانی‌ واحد (دهكده‌ جهانی‌)
 اگر به‌ تاریخ‌ نظری‌ بیفكنیم‌ می‌بینیم‌ كه‌ تاریخ‌ تشكیل‌ سازمان‌ ملل‌ متحد پس‌ از جنگ‌ جهانی‌ اول‌ و دوم‌ است‌.پس‌ از آنكه‌ جهانیان‌ خسارت‌های‌ جبران‌ناپذیر آن‌ دو جنگ‌ را به‌ جسم‌ و جان‌ انسان‌ها دیدند، گروهی‌ بر آن‌ شدند كه‌ چنین‌ مجموعه‌ای‌ را تشكیل‌ دهند تا هر گاه‌ در میان‌ كشورها و دولت‌ها اختلافاتی‌ پیش‌ آمد رایزنی‌های‌ لازم‌ را برای‌ رفع‌ جنگ‌ انجام‌ دهند.
 عالمان‌ اسلامی‌ هم‌ برای‌ اولین‌ بار تحت‌ عنوان‌ «رابطة‌ العالم‌ الاسلامی‌» سالانه‌ یك‌ مرتبه‌ همگی‌ در كنار هم‌ جمع‌ می‌شوند. می‌توان‌ دیگر مجامع‌ جهانی‌ موجود را به‌ آن‌ اضافه‌ كرد.
 این‌ گونه‌ دیدگاه‌ها و تشكیل‌ چنین‌ سازمان‌های‌ بین‌ المللی‌ خود حكایت‌ از آن‌ می‌كند كه‌ جهان‌ نیازمند حكومت‌ واحد جهانی‌ است‌ كه‌ بتواند امنیت‌، آرامش‌ و عدالت‌ را در آن‌ حاكم‌ كند كه‌ جز حكومت‌ جهانی‌ حضرت‌ مهدی‌ (ع‌) هیچ‌ چیز نمی‌تواند پاسخگوی‌ این‌ نیاز عمومی‌ مردم‌ جهان‌ باشد كه‌ این‌ مورد دلیلی‌ آشكار بر طلوع‌ آن‌ فجر مقدس‌ در پس‌ دوران‌ ظهور اصغر است‌. آری‌ همگان‌ ندا برآورده‌ایم‌ كه‌: ای‌ مهدی‌ صاحب‌ الزمان‌ (ع‌)! جهان‌ در انتظار حكومت‌ جهانی‌ توست‌ .
 لازم‌ است‌ در اینجا این‌ نكته‌ را تذكر دهیم‌ كه‌ وقتی‌ از ظهور اصغر صحبت‌ می‌كنیم‌ قصد ما این‌ نیست‌ كه‌
 ـ العیاذ بالله‌ ـ برای‌ ظهور مقدس‌ حضرت‌ ولی‌ عصر (ع‌) زمانی‌ تعیین‌ كنیم‌؛ زیرا این‌ مسئله‌ چیزی‌ است‌ كه‌ صرفاً خداوند متعال‌ از آن‌ خبر دارد و در اصل‌ ممكن‌ است‌ آنچه‌ ما در ظاهر می‌بینیم‌ نقطه‌ آغاز ظهور مقدس‌ ایشان‌ باشد و این‌ احتمال‌ هم‌ وجود دارد كه‌ چنین‌ نباشد و خدای‌ ناكرده‌ این‌ شب‌ تار و سیاه‌ غیبت‌ ادامه‌ یابد. تحقق‌ این‌ مسئله‌ كلاً تحت‌ اراده‌ الهی‌ است‌ و خداوند هم‌  «فعال‌ لما یرید» است

 

پی‌نوشت‌ها
 * این‌ سلسله‌ مقالات‌ ترجمه‌ كتابی‌ است‌ با عنوان‌: الفجر المقدس‌ و المهدی‌(ع‌)؛ ارهاصات‌ الیوم‌ الموعود و احداث‌ سنة‌ الظهور، مجتبی‌ السادة‌، چاپ‌ اول‌: 1421 ق‌).
 1. ر.ك‌: غیبت‌ نعمانی‌، ص‌ 213؛ كمال‌الدین‌ و تمام‌ النعمة‌، ص‌ 654.
 2. ر.ك‌: غیبت‌ نعمانی‌، ص‌ 170؛ غیبت‌ شیخ‌ طوسی‌، ص‌ 274
 3. ر.ك‌: غیبت‌ نعمانی‌، ص‌ 231؛ كمال‌الدین‌ و تمام‌ النعمة‌، ص‌ 673؛ منتخب‌ الأثر، ص‌ 476.
 


ماهنامه موعود سال پنجم _ شماره 29



:: مرتبط با: ظهور و نشانه‌ها ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1387/03/15
زمان : 05:06 ق.ظ
۸۸۲۱ ظهور حضرت مسیح در عصر حضرت مهدی(ع)
نظرات |

 ظهور حضرت مسیح در عصر حضرت مهدی(ع)     
 
طبق روایات متواتر اسلامی، آن بزرگوار دارای دو غیبت است: غیبت صغری و غیبت كبری و در عصر غیبت صغری رابطه با آن حضرت(ع) توسط نواب خاصشان برقرار می‌شد و در عصر غیبت كبری آن حضرت دارای نواب عام است و صفات ایشان نیز به طو كلی و كامل تعریف شده است.
ولی درباره حضرت مسیح كه بحث غیبت و یا مباحث مشبه مطرح نیست بلكه در تعبیر قرآن كریم آمده است:
و ما قتلوه و ما صلبوه ولكن شبّه لهم... بل رفعه الله إلیه.5
و حال آنكه آنان او را نكشتند و مصلوبش نكردند، ولیكن امر بر آنان مشتبه شد... بلكه خدا او را به سوی خود بالا برد، و خدا توانا و حكیم است.
و در روایات ما بحث نزول حضرت مسیح(ع) است، نه ظهور آن بزرگوار. و این دو تعبیر و عنوان بسیار متفاوت است كه یكی نشانگر غیبت و دیگری نشان‌دهنده عروج و رفع الی الله و نزول مجدد است.
مسیح در خدمت حضرت مهدی(ع)
ضرورت همة ادیان الهی ظهور منجی حقیقی در آخرالزمان است و وعده خداوند و پیامبران بزرگ الهی در ظهور آن بزرگوار و برقراری صلح و عدالت در جهان است.
عقل و فطرت و وجدان‌های بیدار و تجارب بشری نیز این معنا را تأیید می‌نماید كه سمت و سوی كاروان بشریت به سوی حكومت واحد جهانی عدالتخواه و عدالت‌پرور اخلاقی است.
قرآن كریم و روایات اسلامی نیز بر این معنا تأكید و تصریح دارد كه صالحان، وارثان زمین خواهند شد.

جالب آن است كه درمنابع اسلامی به طور دقیق و شفاف ولادت و شخصیت آن بزرگوار كاملاً شناخته و از ذریة فاطمه زهرا(س) و یازدهمین امام از فرزندان حضرت امیرالمؤمنین علی‌بن ابیطالب(ع) و نهمین فرزند حضرت اباعبدالله الحسین(ع) و همینطور از نسل و ذریه ائمه هدی(ع) و چهارمین فرزند از فرزندان حضرت علی‌ابن موسی‌الرضا(ع) تا آخر می‌باشند. علاقمندان می‌توانند در این باره به كتاب شریف منتخب‌الاثر تألیف آیت‌الله صافی گلپایگانی ـ دامت بركاته ـ مراجعه نمایند كه 49 باب دارد و صدها حدیث ارزشمند در این باره از كتب شیعه و اهل سنت نقل فرموده و خصوصیات آن حضرت و نسبت و ویژگی‌های آن بزرگوار و نشانه‌های ظاهری و اینكه از فرزندان ائمه اهل البیت(ع) می‌باشند و فرزند سیده اماء(س) و از سبطین رسول‌الله(ص) هستند و از نسل ائمه اثنی‌عشر و خلف صالح امام عسكری(ع) مراجعه نمایند.

آری مهدی(عج) دوازدهمین امام از اهل بیت عصمت و طهارت است. خصوصیات آن بزرگوار از لحاظ پدر، مادر، ولادت، نواب خاص و عام، زمان ولادت، كیفیت ولادت، غیبت صغری و كبرای آن بزرگوار، شرایط عصر غیبت و عصر ظهور، و ده‌ها مسئله دیگر توضیح داده شده است.
در زمان ظهور آن حضرت، مسیح(ع) نزول خواهند كرد و در ركاب آن بزرگوار و پشت سر آن بزرگوار اقامه نماز خواهند نمود و این به مفهوم خاتمیت و خاتم‌الاوصیاء بودن آن بزرگوار است و در روایت آمده كه آن بزرگوار به حضرت مسیح(ع) احترام نموده و مسیح(ع) گوید، كسی را نرسد كه بر ائمه اهل البیت(ع) تقدم بجوید و حق تقدم با شماست.1 كتاب منتخب‌الاثر 25 حدیث در این رابطه نقل نموده است. و در بحارالانوار از جابر نقل شده كه امام عصر(عج) به حضرت عیسی(ع) می‌گوید:
بیایید بر ما امامت كنید.2
و حضرت عیسی(ع) می‌گوید:
بعضی از شما بر بعضی دیگر امارت دارد و این عنایت خداوند نسبت به این امت است.

آنگاه می‌گوید این حدیث صحیح و نیكو است كه بزرگان نقل نموده‌اند و دلالت دارد بر اینكه مهدی(عج) به جز عیسی(ع) است و این به معنی تسلیم مسیحیت و یهودیت در برابر اسلام و در برابر قرآن و آل البیت(ع) خواهد بود. چیزی كه آن را در طول چهارده قرن گذشته كمتر پذیرفته‌اند. و همواره در برابر اسلام با جنگ‌های صلیبی و صهیونیستی و تهمت‌ها و نسبت‌های ناروا و جنگ روانی و تبلیغاتی و عملیات تخریبی تلاش كرده‌اند تا مانع گسترش و نفوذ آن در جهان بشوند و البته این ظلم بزرگی است كه نسبت به بشریت و ارزش‌های الهی و ادیان الهی و حضرت مسیح(ع) و حضرت موسی كلیم(ع) و پیروان راستین این دو دین و پیامبر بزرگ الهی روا داشته‌اند.

دربارة حدیثی كه به این مضمون نقل شده است: «لامهدیّ إلّا عیسی بن مریم(ع)؛ مهدی نیست مگر ـ همان ـ عیسی‌بن مریم» باید گفت:
1. این حدیث سند قابل اعتماد و قابل قبولی ندارد و نمی‌توان به آن استناد كرد و راوی آن متهم به سهل‌انگاری در نقل است. راوی علی‌بن محمدبن خالد جندی (موذن ‌الجند) است.
مرحوم مجلسی(ره) در این‌باره می‌گوید:
علمای اهل سنت اتفاق نظر دارند بر آنكه در صورتی كه راوی خبر معروف به تساهل در روایت باشد خبر و حدیث او قابل قبول نخواهد بود.3

2. حدیث واحد است و خبر واحد به فرض صحت در احكام حجیت دارد نه در مسائل اعتقادی و مباحث عقلی در مسائل اعتقادی علم و حجت شرعی لازم است.

3. احتمالاً حدیث یادشده توسط جریان‌های مسیحی و نفوذی ساخته و پرداخته و در احادیث دست برده شده باشد.

4. به فرض آنكه چنین حدیثی در روایات ما آمده باشد لكن در روایات فراوان دیگر آمده كه آن حضرت ظهور خواهد نمود و پشت سر حضرت مهدی(ع) اقامه نماز خواهند كرد و این حدیث با احادیث دیگر قابل جمع است كه آن حضرت ظاهر و پشت سر امام عصر ـ ارواحنا فداه ـ اقامه نماز خواهند كرد و نافی ظهور ولی عصر(عج) نمی‌باشد. ممكن است تحریف در لفظ نیز رخ داده باشد و كلمه «مع» بعد از «الا» از قلم افتاده باشد؛ یعنی «لا مهدی الا مع عیسی بن مریم؛ مهدی نیست مگر همراه عیسی‌بن مریم.»

5. این حدیث به این معناست كه تصور نشود حضرت مسیح(ع) خود مستقلاً ظاهر می‌شوند و یا حضرت مهدی(ع) بدون حضرت مسیح ظهور خواهند نمود.
پس از نگارش این موضوع دوستان موثق نقل نمودند كه این حدیث شریف در كتاب تذكرةالاولیا با این سبك آمده است:
«لا مهدی إلّا عیسی بن مریم معه.»
مهدی نیست مگر آنكه عیسی‌بن مریم با اوست.
كه «معه» در آخر حدیث شریف به جای مع كه ما احتمال داده بودیم ساقط شده آمده است و اگر این باشد «نعم الوفاق» و یا این نقل و روایت قرینه بر منظور از حدیث یاد شده است و معنای حدیث شریف به نوعی ملازمه بین حضرت مهدی ـ ارواحنا فداه ـ و حضرت مسیح(ع) است كه هر یك علامت دیگری و نشانه و شرط ظهور و نزول و حضور دیگری است و مانند خورشید و نور با یكدیگر جز با ظهور و حضور دیگری به وقوع نمی‌پیوندد و تحقق نمی‌یابد. و این خود بهترین دلیل و شاهد بر ادعاهای بی‌اساس و ساختگی كسانی است كه نسبت به هر یك از این دو موضوع مقدس و همراه یكدیگر ادعای انفرادی داشته باشند؛ ادعای مهدویت بدون نزول حضرت مسیح(ع) و یا ادعای نزول مسیح(ع) منهای حضرت مهدی(عج) چه در اسلام و چه در مسیحیت!
آری ظهور هر یك از این دو، مكمل دیگری و شرط و متمم دیگری خواهد بود. و در حقیقت همانطور كه از روایت استفاده می‌شود، امام مهدی(عج) قدوه و اسوه و اهل البیت(ع) مشمول كرامت خاص الخاص و اخص الخواص بوده و رسول اكرم(ص)‌صاحب لوای حمد است و رحمت للعالمین است و آدم(ع) و دیگر انبیا(ع) تحت لوای آن حضرت در فردای قیامت خواهند بود و چه بسا فلسفه این تقدم مهدی(ع) بر مسیح تسلیم در برابر خاتمیت و خاتم الاوصیا و صاحب سدرة المنتهی بوده و این علامت آن باشد كه دین و قرآن محمد(ص) و اهل بیت آن حضرت در افق اعلا هستند و چه بسا این خود از اسرار و رموز الهی و تأویل این قبیل احادیث باشد. و البته حضرت ولی‌عصر(ع) امامت به مفهوم ولی‌الله و ولی اولیا‌ءالله و ولایت مطلقه الهیه است و تقدم آن رتبی است و بالاتر از مقام نبوت مطلقه است.4
نه مهدی(ع) جز با نزول حضرت مسیح ظهور نخواهند فرمود و تكمیل سلسله و زنجیره پیامبران و رهبران الهی در آخرالزمان با ظهور مهدی(ع) اتفاق خواهد افتاد. و آنچه امروز مسیحیت آمریكایی تصور می‌كند كه آرمگدن اتفاق خواهد افتاد و امام عصر(عج) و مهدی موعود(ع) در كار نخواهد بود و دروغی آشكار بیش نیست.

6. دروغگوها و كذاب‌ها فردا مدعی مهدویت و یا امامت و یا مدعی نیابت و یا ظهور باب و مانند آن نشوند. این رخداد جز با حضور و نزول حضرت مسیح(ع) عملی نخواهد شد.

7. خود این حدیث دلیل روشنی بر ظهور امام عصر(عج) و آینده روشن تاریخ بشریت و امید به آینده‌ای نویدبخش و ظهور منجی موعود و ظهور عیسی بن مریم(ع) و وعده ادیان الهی برای نجات كاروان بشریت از چنگال اهریمنان و شیاطین خواهد بود و این از نشانه‌های آن بزرگوار است.

8. امید است صاحب‌نظران و اندیشمندان رسالت بزرگ خود را در تبیین معارف الهی و نقد و بررسی دقیق و حكیمانه مسائل و موضوعات عمیق اسلامی و ولائی برداشته و زمینه‌های سوءاستفاده و برداشت‌های غلط و جاهلانه و یا مغرضانه را از بین ببرند و اجازه ندهند تا در اثر سهل‌انگاری و یا غفلت مرزبانان معارف اسلامی و حقایق قرآنی، میدان برای دزدان راه و شیادها هموار شود و یا جاعلان و غافلان و عناصر پر ادعا و مردم فریب افكار عمومی را مشوب و چهره حقایق دینی را ملكوك و ذهن‌ها را شبهه‌ناك و افكار را مسموم نمایند و یا با خرافات و خرافه‌گرایی معارف بلند توحیدی دستخوش و ساوس شیطانی و یا سلیقه‌های گوناگون نفسانی بشود.
تذكر این مطلب نیز بسیار به جا و قابل توجه است كه بحث و بررسی فقیهانه و كارشناسانه در این قبیل احادیث و روایات و مسائل تاریخی و اجتماعی و فلسفی و سیاسی و كلامی و ادبی و مانند آن از ظریف‌ترین، حساس‌ترین و ارزشمندترین كارهاست و البته نیاز به قدرت استنباط و دقت و سلامت نفس و بصیرت در دین و آشنایی با علوم و فنون اجتهاد و آگاهی به رموز آن دارد و الا نااهلان و یا مدعیان ناآگاه و یا خودباختگان در برابر بیگانگان و بردگان هوی و هوس هرگز توان لازم را برای ورود در این میدان‌ها و اظهارنظر فنی و تخصصی و جلب اعتماد عمومی را نداشته و نخواهد داشت.

9. حضرت مهدی(عج) بلاواسطه فرزند امام عسكری(ع) و حضرت نرجس خاتون است كه در سنه 255 ق. در سامرا متولد شده‌اند و در اعتقاد ما شخصی معین، با ویژگی‌ها و صفات خاصی بوده و هرگز جایی برای تردید، تحریف، خرافه‌گرایی، تفسیرها و توجیه‌های جاعلانه باقی نمی‌گذارد. عیسی‌بن مریم(ع) نیز پیامبر اولوالعزم بوده كه حدود 770 سال قبل از ولادت امام عصر ـ ارواحنا فداه ـ در بیت اللحم از حضرت مریم(س) متولد شده‌اند و در بینش صحیح دینی و تاریخ هرگونه ادعای ساختگی كه به مفهوم یكی بودن آن دو بزرگوار مطرح شود و یا با انگیزه‌های گوناگون سیاسی اجتماعی و فكری مطرح شود دور از انصاف و خلاف وجدان و غیر منطبق با واقع است.

10. طبق روایات متواتر اسلامی، آن بزرگوار دارای دو غیبت است: غیبت صغری و غیبت كبری و در عصر غیبت صغری رابطه با آن حضرت(ع) توسط نواب خاصشان برقرار می‌شد و در عصر غیبت كبری آن حضرت دارای نواب عام است و صفات ایشان نیز به طو كلی و كامل تعریف شده است.
ولی درباره حضرت مسیح كه بحث غیبت و یا مباحث مشبه مطرح نیست بلكه در تعبیر قرآن كریم آمده است:
و ما قتلوه و ما صلبوه ولكن شبّه لهم... بل رفعه الله إلیه.5
و حال آنكه آنان او را نكشتند و مصلوبش نكردند، ولیكن امر بر آنان مشتبه شد... بلكه خدا او را به سوی خود بالا برد، و خدا توانا و حكیم است.
و در روایات ما بحث نزول حضرت مسیح(ع) است، نه ظهور آن بزرگوار. و این دو تعبیر و عنوان بسیار متفاوت است كه یكی نشانگر غیبت و دیگری نشان‌دهنده عروج و رفع الی الله و نزول مجدد است.
دربارة حضرت ولی عصر ـ ارواحنا فداه ـ این عنوان به كار نرفته بلكه عنوان غیبت، عصر غیبت و عصر ظهور به كار رفته است. یعنی او در میان ماست ولی از چشم ما به حسب ظاهر غایب است نه اینكه خداوند متعال او را به سوی خودش برده باشد، و یا به عقیده مسیحیت آن بزرگوار را به دار آویخته باشند و به ملكوت الهی پرواز كرده باشد. بنابراین ادعای تطبیق این دو با یكدیگر نمی‌تواند صحیح و قابل قبول باشد.
مهدی(ع) از ذریه رسول اكرم(ص) و فاطمه اطهر(س) و از خاندان محمد(ص)‌و هم‌نام رسول اكرم(ص) است. او قائم بالحق و قائم بالقسط است كه او از مكه خواهد درخشید و یاران وفادار و استوار و انصار فداكار او در اسرع وقت به او ملحق خواهند شد. و جریان‌های صلیبی و صهیونیستی نیز نمی‌توانند بر چهره پرفروغ خورشید ولایت گرد و غبار نسیان و تحریف بپاشند.
آری مهدی(عج) وارث همه انبیا و اولیا است وارث زمین است وارث آدم و نوح(ع) و پیامبران اولوالعزم دیگر است وارث موسی كلیم و عیسی مسیح(ع) است تجلی همه ارزش‌های الهی و ادیان آسمانی است.
اكنون رسالت همه منتظران آن بزرگوار و ارادتمندان آستان مقدس حضرت خاتم الاوصیا(ع) احیای انگیزه‌های عمیق دینی و الهی و ایجاد آمادگی روحی و اخلاقی و گسترش فرهنگ مهدویت و ولایت و تلاش در راه بیداری امت اسلامی و زمینه‌سازی برای وحدت جهان اسلام و فداكاری و مجاهدت در راه نصرت آن حضرت و بسترسازی برای عصر ظهور و پیروزی حق بر باطل و آماده‌سازی افكار و اندیشه‌ها و ایجاد شرائط برای حكومت واحد عدل جهانی است.
و نصرتی معدّة لكم... حتی یحیی الله تعالی دینه بكم فمعكم معكم لامع غیركم.6
و یاری من مهیای شماست... تا آنكه خدای تعالی دینش را به وسیلة شما زنده گرداند. پس همراه شمایم، همراه شمایم نه همراه (كسی) جز شما.

قربانعلی دری نجف‌آبادی


پی‌نوشت‌ها:
1. صافی گلپایگانی، لطف‌الله، منتخب‌الاثر، ص290 به بعد.
2. تعال صلّ بنا، فیقول الا إنّ بعضكم علی بعض امراّ تكرمه الله تعالی هذه الامة.
3. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج51، ص93؛ پس از نقل از كشف‌الغمّه فی معرفة الأئمه، ج2.
4. در این باره ر.ك: بحارالانوار، ج51، ص88 و89.
5. سورة نساء (4)، آیة 157 و 158.
6. قمی، شیخ عباس، مفاتیح‌الجنان، زیارت جامعة كبیره.


ماهنامه موعودشماره 65
 
  
 



:: مرتبط با: ظهور و نشانه‌ها ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1387/03/15
زمان : 05:06 ق.ظ
۸۸۲۰علائم ظهور
نظرات |

علائم ظهور     
۳۱ شهریور ۱۳۸۶ 

مجتبی الساده
صحبت كردن از حضرت مهدی(ع) و نشانه‏های ظهور ایشان در واقع صحبت كردن از حوادثی است كه بناست در آینده اتفاق بیفتد و لذا بجاست كه از خود بپرسیم: اگر در مورد احادیث نقل شده در این زمینه بررسی اسناد صورت گرفت و مطمئن شدیم كه آنها از معصوم(ع) صادر شده است، آیا می‏توان مطمئن بود كه حتماً همة آن حوادث آن‏گونه كه در روایات شریف ما آمده‏اند وقوع یابند؟ پاسخ به این پرسش در كتب عقیدتی و فلسفی تحت عنوان «بداء» داده می‏شود كه طی این بخش از مطالب به آن می‏پردازیم.
«بداء» در لغت به معنای ظهور و روشن شدن پس از مخفی بودن چیزی است و اصطلاحاً به روشن شدن چیزی پس از مخفی بودن از مردم اطلاق می‌شود؛ بدین معنا كه خداوند متعال بنا بر مصلحتی، مسئله‏ای را از زبان پیامبر یا ولی‏ای از اولیای خویش به گونه‏ای تبیین می‏كند و سپس در مقام عمل و ظهور و بروز، غیر آن را به مردم نشان می‏دهد. در قرآن آمده است:
خداوند هر چه را بخواهد محو یا اثبات می‏كند در حالی كه ام‏الكتاب نزد اوست و خود می‏داند عاقبت هر چیزی چیست.1
 
و در آیه‏ای دیگر:
و بدالهم سیّئات ما كسبوا.2
بدی‏هایی را خود كسب كرده بودند و برای آنها مخفی بود برایشان نمایان شد.
یا:
ثمّ بدالهم من بعد ما رأؤا الآیات.3

پس از آنكه نشانه‏ها را دیدند حقیقت امر بر آنها روشن شد.
این ظهور پس از خفا، تنها برای انسان رخ می‏دهد و در مورد
خداوند متعال ابداً صدق نمی‏كند وگرنه لازمه‏اش این است كه خداوند نسبت به آن موضوع جهل داشته باشد كه این امر محالی است. خداوند، چنانكه قرآن كریم می‏فرماید به همه چیز آگاه و داناست 4 و نسبت به همه چیز در همة زمان‌ها و مكان‌ها چه حاضر باشند و چه غایب، چه موجود باشند و چه فانی و چه در آینده به وجود بیایند، علم حضوری دارد. قرآن كریم در این زمینه می‏فرماید:
هیچ چیزی در آسمان و زمین از نظر خداوند متعال مخفی نمی‏شود.5
از همین روست كه مسئلة بداء و ظاهر كردن آن امر مخفی به خداوند نسبت داده می‏شود:
و بدالهم من الله مالم یكونوا یحتسبون.6
خداوند آنچه را گمان نمی‏كردند، برای آنها ظاهر كرد.
براساس آیة:
خداوند چیزی را كه از آنِ مردمی است دگرگون نكند تا آن مردم خود دگرگون شوند.7
 و با استفاده از دیگر آیات و روایات می‏توان چنین برداشت كرد كه برخی اعمال حسنه نظیر: صدقه، احسان به دیگران، صلة رحم، نیكی به پدر و مادر، استغفار و توبه، شكر نعمت و ادای حقّ آن و... سرنوشت شخص را تغییر داده و رزق و عمر و بركت زندگی‌اش را افزایش می‏دهد، همان‏طور كه اعمال بد و ناشایست اثر عكس آن را بر زندگی شخص می‏گذارد.
پیش از شرح این عبارت كه بداء در حقیقت ظاهر شدن چیزی است كه از ناحیة خداوند متعال برای مردم مخفی و برای خودش مشخص بود، لازم است یادآور شویم كه خداوند متعال بنا بر آیات قرآن دو لوح دارد:

الف) لوح محفوظ
لوحی كه آنچه در آن نوشته می‏شود؛ پاك نشده و مقدّرات آن تغییر نمی‏یابند؛ چون مطابق با علم الهی است:
بَل هُوَ قُرآنٌ مَجیدٌ ٭فی لَوحٍ مَحفوظٍ.8
 بلكه آن قرآن مجیدی است كه در لوح محفوظ ثبت گردیده است.
 
ب) لوح محو و اثبات
بنا بر شرایط و سننی از سنت‌های الهی، سرنوشت شخص یا جریانی به شكلی خاص می‏شود، با از بین رفتن آن سنت‌ها یا مطرح شدن سنت‌های جدید سرنوشت آن شخص یا آن جریان تحت‏الشعاع سنت‌های جدید قرار می‏گیرد. به عنوان مثال بناست كه شخص در سن 20 سالگی فوت كند امّا به واسطة صلة رحم یا صدقه‏ای كه می‏دهد، 30 سال به عمرش اضافه می‏شود و تا 50 سالگی زنده می‏ماند یا به عكس، آن شخص بناست 50 سال عمر كند به واسطة گناه كبیره‏ای خاص، 30 سال از عمرش كاسته می‏شود در همان 20 سالگی می‏میرد. كه البته خداوند متعال از اوّل می‏دانست كه بناست اوّلی 50 سال و دومی 20 سال عمر كند ولی برای روشن شدن این سنت‌های الهی مطلب به این شكل از زبان پیامبران یا اولیای الهی(ع) بیان می‏شود.

در قرآن كریم هم آمده است:
یمحوا الله ما یشاء و یثبت و عنده امّ الكتاب.9
یا این آیه:
آنگاه مدتی را [برای شما عمر] مقرّر داشت و اجل حتمی نزد اوست.10
با توجه به این دو لوح و مطالبی كه تا به حال به آنها پرداختیم، این پرسش به ذهن می‏رسد كه: آیا ظهور حضرت مهدی(ع) و نشانه‏هایی كه برای آن بیان شده است، در لوح محفوظ‌اند یا محو و اثبات. به عبارت دیگر آیا ممكن است اصلاً مسئله‏ای به نام ظهور ایشان تا آخر عمر بشریت و هستی اتفاق نیفتد یا ظهور بدون تحقّق نشانه‏ها رخ دهد یا همة نشانه‏ها باید رخ دهند؟ در پاسخ به این پرسش باید نشانه‏های ظهور را به دو دسته تقسیم كنیم:
1. امور و علایم مشروط
2. امور و علایم حتمی. آنگونه كه امام باقر(ع) امور را به موقوفه و حتمیه11 و امام صادق(ع) به حتمی12 و غیر حتمی تقسیم كرده‏اند. مسئلة بداء هم در چهار زمینه با موضوع ظهور حضرت مهدی(ع) ارتباط می‏یابد:

1. نشانه‏های مشروط و غیر حتمی ظهور
جز نشانه‏هایی كه صراحتاً در احادیث به حتمی بودن آنها اشاره شده است، بقیة نشانه‏های ظهور همگی از امور موقوفه به شمار می‏روند، چنانكه بزرگانی مانند شیخ مفید، شیخ صدوق و شیخ طوسی بدان تصریح كرده‏اند. بدین معنا كه به جز نشانه‏های حتمی ظهور بقیة آنها بنا بر مشیت و ارادة الهی ممكن است دچار تغییر و تبدیل، تقدّم یا تأخّر شوند. به عبارت دیگر آنها از جمله امور لوح محو و اثبات به حساب می‏آیند و ممكن است با تغییر و تبدیل در شرایط آنها و عوض شدن علل رخ دادن آنها به گونة دیگری پدید آیند یا اصلاً رخ ندهند. البته بسیاری از رویدادهایی كه در احادیث ما به آنها اشاره شده است تا كنون اتفاق افتاده‏اند و دچار بداء در اصل تحقّق خویش نشده‏اند.
مثلاً اگر در حدیث به نزول بلایی (مشروط) اشاره شده باشد به واسطة توسل و استغفار مؤمنان و مسلمانان ممكن است در نزول آن تأخیر رخ دهد یا اصلاً چنین بلایی به جهت عظمت عمل صالح ایشان نازل نشود یا اینكه با برخی اعمال صالح یا ناصالح ظهور حضرت را دچار تعجیل یا تأخیر كنند.
شاید بتوان علت بیان چنین اخباری را این دانست كه اگر مسئله به این شكل تبیین نمی‏شد، مؤمنان هم از احتمال حدوث آن حادثه باخبر نمی‏شدند و بدان مبتلا می‏گشتند امّا پس از صدور حدیث از ناحیة معصوم(ع) و آگاه شدن مؤمنان و مسلمانان از آن، با دعا و توسل و استغفار از پدید آمدن چنان حادثة ناگواری ممانعت به عمل آورند یا سبب حدوث اتفاقی خوشایند شوند. البته فراموش نكنیم كه عكس این مطلب هم كاملاً صادق است به این معنا كه شخص معصوم(ع) با اعلام نزول بلا و علّت آن، حجت را بر مردم تمام می‏كنند كه شما با وجود آنكه می‏توانستید، آن بلا را از خویش دفع نكردید یا فلان خیر را به سوی خویش جلب ننمودید و از همین روست كه روایت شده است:
 خداوند متعال، به چیزی مثل بداء عبادت نشده است.13

2. علایم ظهور و امور حتمی
پنج مورد از نشانه‏های ظهور در بسیاری از روایات كه از حدّ تواتر گذشته است؛ از جمله نشانه‏های حتمی  ظهور برشمرده شده‏اند:
خروج سیّد خراسانی و یمانی، ندای آسمانی مبنی بر حقّانیت حضرت مهدی(ع)، شهادت نفس زكیّه و فرو رفتن سپاهیان سفیانی در منطقة بیداء (بیابان بین مدینه و مكّه).14
این نشانه‏های پنج‌گانه را احادیث از علایم حتمی شمرده و هیچ‏گونه احتمال بدایی در مورد تحقّق آنها نداده‏اند وگرنه خلاف حتمی بودن آنها می‏شد. این نشانه‏ها شدیداً با مسئلة ظهور ارتباط داشته و همگی مقارن ظهور رخ خواهند داد ان‏شاءالله. بزرگوارانی چون مرحوم آیت‏الله خویی در پاسخ به نویسندة كتاب سفیانی و علامات ظهور15، علّامه سیّد جعفر مرتضی عاملی، در كتاب خویش و شیخ طوسی، در غیبت خویش16 نسبت به این موضوع تصریح و اذعان كرده‏اند كه:
هر چند بنابر تغییر مصلحت‌ها با تغییر شروط اخباری كه به حوادث آینده می‏پردازند، ممكن است دچار تغییر و تبدیل شوند؛ جز آنكه روایت تصریح كرده باشد كه وقوع آن جریان حتمی است كه (با توجه به اعتماد ما به معصومین(ع)) ما هم یقین به حدوث آنها در آینده پیدا می‏كنیم و قاطعانه می‏گوییم در آینده چنین خواهد شد.17
اشكال اساسی كه به این نظر گرفته می‏شود؛ متكی به حدیثی است كه نعمانی در كتاب خویش آورده است كه: ابوهاشم داوود بن قاسم جعفری گفته است: نزد امام جواد(ع) بودیم و صحبت از حتمی بودن آمدن سفیانی شد، از آن حضرت پرسیدم: آیا در مورد امور حتمی هم بداء رخ می‏دهد؟ فرمودند: آری. گفتم: می‏ترسم در مورد خود حضرت مهدی(ع) بداء رخ دهد. حضرت فرمودند:
ظهور حضرت مهدی(ع) وعدة الهی است و خداوند خلف وعده نمی‏كند.18
علّامه مجلسی، هم در بحارالانوار پس از نقل این حدیث این
توضیح را اضافه كرده‏اند كه:
شاید محتوم، معانی مختلفی داشته باشد كه با توجه به اختلاف در تعاریف ممكن است در مورد برخی از آنها بداء رخ بدهد. مضاف بر اینكه شاید منظور از بداء در مورد خصوصیات آن حادثة محتوم و حتمی باشد و نه اصل تحقّق آن، كه مثلاً پیش از زوال حكومت بنی‏عباس سفیانی جنبش‌های خویش را آغاز می‌كند.19
این فرضیه چندان قابل قبول نیست؛ زیرا در صورت پذیرفتن آن، چه فرقی بین حتمی و غیر حتمی خواهد بود؟ مضاف بر اینكه روایت مورد بحث ما از حیث سند، ضعیف است.20 در ضمن نمی‏توان از آن همه حدیث و روایتی كه به شدت بر حتمی بودن این پنج نشانه و امتناع احتمال رخ دادن بداء در آنها تأكید می‏كنند، چشم‏پوشی كرد و به احادیث انگشت‏شماری از این دسته تمسك نمود؛ چون ممكن است در شرایط خاصی (به فرض قوت و اعتبار سندی آنها) معصوم(ع) مجبور شده باشند از روی تقیه، چنین سخنی بگویند.
عبدالملك بن اعین گوید: به امام باقر(ع) در مورد حضرت مهدی(ع) گفتم: می‏ترسم كه زود بیایند و سفیانی نباشد. حضرت فرمودند:
والله نه. سفیانی از حتمیاتی است كه حتماً خواهد آمد.21
امور یا موقوفه‏اند یا حتمیه كه سفیانی از دستة حتمیاتی است كه حتماً خواهد بود.22
یا امام صادق(ع) فرمودند:
از حتمیاتی كه پیش از قیام حضرت مهدی(ع) خواهند بود اینهاست: شورش سفیانی، فرو رفتن در بیداء، شهادت نفس زكیّه و منادی كه از آسمان ندا در دهد.23
حمران بن اعین از امام باقر(ع) راجع به آیة:
 ثمّ قضی اجلاً و اجلٌ مسمّی عنده؛24
می‏پرسد. حضرت می‏فرمایند:
دو اجل وجود دارد: محتوم و موقوف.
 - محتوم چیست؟
 - جز آن نخواهد شد.
 - و موقوف؟
- مشیت الهی در رابطة آن جاری می‏شود.
- امیدوارم كه سفیانی جزء موقوف‌ها باشد.
 - والله كه نه و از محتومات است. 25

3. بداء و قیام حضرت مهدی(ع)
ظهور حضرت حجت(ع) از اموری است كه در اسلام نسبت به آنها به شدت تأكید شده و در حتمیت آن ذره‏ای شك و شبهه وجود ندارد. پیش از این گفتیم كه در آیاتی نظیر آیة 55 سورة نور، خداوند متعال به مؤمنان وعده داده است كه فرمانروای زمین گردند و بر آن سیطره یابند كه چنین واقعه‏ای در تمام طول تاریخ تا كنون اتفاق نیفتاده است و از آنجا كه « ان الله لا یخلف المعیاد»26 و خداوند در وعدة خویش تخلف نمی‏كند، در آینده‏ای دور یا نزدیك حتماً چنین اتفاقی خواهد افتاد. ان‌شاء‌الله.
علاوه بر اینكه در موارد بسیاری رسول مكرم اسلام(ص) و معصومین(ع) شدیداً تأكید نموده‏اند كه:
حتی اگر از عمر هستی بیش از یك روز باقی نمانده باشد، خداوند آن قدر این روز را طولانی می‏كند كه حضرت مهدی(ع) ظهور كرده و جهان را مملو از قسط و عدل گردانند.27

4. تعیین زمان ظهور حضرت مهدی(ع)
بسیاری از روایات، ما را از توقیت (مشخص كردن زمان ظهور) یا تعیین محدودة زمانی برای ظهور حضرت به شدت نهی كرده‏اند و شیعیان را امر كرده‏اند كه هر كه را چنین كرد تكذیب كنند و دروغ‌گو بشمارند؛ زیرا این مطلب در زمرة اسرار الهی است و كسی آن را نمی‏داند؛ امام صادق(ع) به محمدبن مسلم فرمودند:
محمد! اگر كسی وقتی از جانب ما برای ظهور حضرت مهدی(ع) نقل كرد، از تكذیب كردن او نترس! چرا كه ما برای احدی تعیین وقت نمی‏كنیم.28
وقتی فضیل از امام باقر(ع) می‏پرسد كه آیا این مسئله وقت مشخص دارد؟ حضرت سه مرتبه می‏فرمایند: «آنها كه وقت تعیین می‏كنند دروغ می‏گویند».29 یكی از یاران امام ششم(ع) به ایشان عرضه می‏دارد: این مسئله‏ای كه چشم انتظارش هستیم كی خواهد آمد؟ حضرت می‏فرمایند:
ای مهزم! آنها كه وقت تعیین كنند دروغ می‏گویند، آنها كه عجله كنند هلاك می‏شوند و آنها كه تسلیم امر خداوند باشند نجات می‏یابند و به سوی ما باز می‏گردند.30
آنگونه كه از احادیث برمی‏آید، ظهور حضرت حجت(ص) از جمله اموری است كه خداوند متعال آن را از مردم پنهان نموده است و هر زمان كه خداوند تبارك و تعالی اراده كنند و شرایط و علل فراهم و مناسب باشد؛ زمین را از بركات وجودی آن امام همام(ع) بهره‏مند خواهند نمود.
البته نهی از تعیین وقت، شامل نشانه‏های حتمی ظهور نمی‏شود؛ چرا كه خود معصومین(ع) در این موارد به فاصلة زمانی میان حدوث آن نشانة حتمی و ظهور حضرت اشاره كرده‏اند كه مثلاً از ابتدای شورش‌ سفیانی تا قیام حضرت بیش از 9 ماه طول نخواهد كشید یا مثلاً 15 روز پس از شهادت نفس‌زكیّه حضرت در مكه ظهور می‏كنند. ولیكن دیگر نشانه‏ها حداكثر به این اشاره می‏كنند كه ظهور آن وجود مقدس نزدیك شده است و نه بیش از این. چنانكه دیدیم برخی از نشانه‏های ظهور قرن‌هاست كه اتفاق افتاده‏اند و گذشته‏اند و هنوز ظهور رخ نداده است. كه البته به جهت ایجاد امید در دل شیعیان مبنی بر نزدیك شدن ظهور معصوم(ع) از آن به عنوان نشانة قیام حضرت صاحب(ع) یاد كرده‏اند.
ضمناً اگر بنا بود زمان ظهور مشخص شود و همگان بدانند كه ایشان بناست چه زمانی قیام جهانی خویش را آغاز كنند؛ ستمگران و ظالمان تمام عِدّه و عُدّه خویش را برای آن روز مهیا و آماده می‏كردند ـ كه به خیال خام و واهی خود ـ آن نور الهی را خاموش كنند و نگذارند عدالت را در جهان گسترش دهند و مؤمنان و مستضعفانی هم كه قرن‌ها با حدوث این حادثة عظیم و بزرگ فاصله داشتند مبتلا به یأس و كسالت و خمودی می‏شدند حال آنكه قرن‌هاست بسیاری در انتظار آن یار غایب از نظر، دیده‏ها را خون‌بار كرده و هر صبح و شام دست دعا به تعجیل در فرج ایشان برداشته‏اند و امید دارند كه در زمرة یاران و یاوران ایشان باشند. مشخص نبودن زمان ظهور خواب از چشم‏های ستمگران ربوده و هر صبح و شام از این هراسناكند كه شاید آن عزیز مقتدر امروز ظهور كند و پایه‏های حكومت شیطانی‏شان را درهم شكند.
به امید آنكه آن روز را ببینیم و از یاوران حضرتش باشیم. ان‏شاءالله.

 پی‏نوشت‏ها :
1. سورة رعد(13)، آیة 39.
 2 . سورة زمر(39)، آیة 48.
 3 . سورة یوسف(12)، آیة 35.
 4 . سورة نساء (4)، آیة 35.
 5 . سورة آل‏عمران (3)، آیة 5.
 6 . سورة زمر(39)، آیة 48.
 7 . سورة رعد(13)، آیة 11.
 8 . سورة بروج(85)، آیات 21 و 22.
 9 . سورة رعد(13)، آیة 39.
 10. سورة انعام(6)، آیة 2.
 11. نعمانی، محمد بن ابراهیم، الغیبة، ص204؛ مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج52، ص249.
 12. نعمانی، محمد بن ابراهیم، همان، ص202.
 13. كلینی، اصول كافی، ج 1، باب البدأ، ح 1 و صدوق، محمد بن علی بن حسین، التوحید، باب 54، ح 2.
 14. صدوق، محمد بن علی بن حسین، كمال‏الدین، ج2، ص650، طوسی، محمد بن حسن، الغیبة ص267، نعمانی، همان، صص169 و 172؛ مجلسی، محمد باقر، همان؛ ج52، ص204، طبرسی، فضل بن حسن،  اعلام الوری، ص426؛صافی گلپایگانی، لطف‌الله، منتخب‏الاثر، صص439 و 455.
 15. فقیه، محمد، السفیانی و علامات الظهور، ص102.
 16. عاملی، جعفر مرتضی، دراسته فی‏علامات الظهور، ص60.
 17. طوسی، محمد بن حسن، همان، ص265.
 18. نعمانی، محمد بن ابراهیم، همان، ص205، مجلسی، محمد باقر،   همان، ج52، ص250.
 19. مجلسی، محمد باقر، همان، ج52، ص251.
 20. رك: فقیه، محمد، همان، ص102.
 21. نعمانی، محمد بن ابراهیم، همان، ص203؛ مجلسی، محمد باقر،  همان، ج52، ص249.
 22. نعمانی، محمد بن ابراهیم، همان، ص204؛ مجلسی، محمد باقر، همان، ج52، ص249.
 23. نعمانی، محمد بن ابراهیم، همان، ص176، صافی گلپایگانی، لطف‌الله، همان، ص455.
 24. سورة انعام، آیة 2.
 25. مجلسی، محمد باقر، همان، ج52، ص249.
 26. سورة آل عمران(3)، آیة 9.
 27. رك: شیخ مفید، الارشاد، ج2، ص340، طبرسی، فضل بن حسن، همان، ص401، مجلسی، محمد باقر، همان، ج51، ص133.
 28. نعمانی، محمد بن ابراهیم، همان، ص195، طوسی، محمد بن حسن، همان، ص262؛ آل سید حیدر، مصطفی، بشارةالاسلام، ص298، مجلسی، محمد باقر، همان، ج52، ص104.
 29. طوسی، محمد بن حسن، همان، ص262؛ مجلسی، محمد باقر،   همان، ج52، ص103؛ صافی گلپایگانی، لطف‌الله، همان، ص463.
 30. نعمانی، محمد بن ابراهیم، همان، ص198؛ طوسی، محمد بن حسن، همان، ص262؛ مجلسی، محمد باقر،   همان، ج52، ص104؛ آل سید حیدر، مصطفی، همان، ص299؛ صافی گلپایگانی، لطف‌الله، همان، ص463.

 

ماهنامه موعود شماره 79 



:: مرتبط با: ظهور و نشانه‌ها ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1387/03/15
زمان : 05:06 ق.ظ
 

 




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic