۸۸۳۴عدالت و قاطعیت در وقت ظهور
نظرات |

عدالت و قاطعیت در وقت ظهور     
۲۲ شهریور ۱۳۸۲ 

استاد محمد حكیمى

امام مهدى (ع) در راه و كار خود سازش ناپذیر است و در اجراى حدود و احكام الهى و مبارزه با ستمگران قاطعیتى خدایى دارد، چشم پوشى و مسامحه اى در راه و روش او نیست، از ملامت ملامتگران نمى هراسد، از هیچ مقام و قدرتى نمى ترسد، و بدون هیچگونه ملاحظه اى تبهكاران را كیفر مى كند و صالحان زاهد و ساده زى و بى آلایش را در مصادر امور مى گمارد.

قاطعیت، خصلت همه رهبران راستین الهى است، و این خصلت در وجود مبارك امام مهدى (ع) در حد اوج و كمال است. و معیار پاكسازى اجتماعات بشرى همین است. عینیت یافتن عدالتى فراگیر و ریشه سوزى هر ظلم و ستم باید بدون كمترین ترحم و ارفاق و استثنایى صورت گیرد، بطورى كه در هیچ جاى جهان علت فساد و عامل بیدادى برجاى نماند، تا بتواند بتدریج به مناطق دیگر نفوذ كند، و به توطئه و كارشكنى در كار سامان بخشیدن به جامعه بشرى بپردازد.

این تجربه همه دوران تاریخ است كه سازش و ارفاق و ملایمت در پاكسازى جامعه و زدودن علل و عوامل ناراستى و نادرستى و تجاوزطلبى، همواره موجب گردیده است تا پس از گذشت اندك زمانى، نیروهاى ضدحق و ضد عدل در سازماندهى مجددى تشكل یابند، و از پشت به نیروهاى مردمى و انقلابى یورش آورند، و ضربه هاى كارى وارد سازند، و آنان را بكلى از پاى درآورند، یا دست كم تضعیف كنند و در راه و كارشان ناموفق سازند. این موضوع تجربه همیشگى تاریخ است. و دیگر بار، در دوران ظهور بزرگ، این واقعیت نادیده گرفته نمى شود، تا پاكسازى بزرگ و ریشه اى جامعه بشرى تحقق خارجى یابد، و از هر شكست و ناتوانى و سستى در امان ماند. از اینرو، امام منجى، در سراسر اندام جامعه بشرى سلولى فاسد بر جاى نمى گذارد، و هر خس و خاشاكى را از مسیر انسان برمى دارد، و هر فسادى را در نطفه خفه مى كند، و هر ستمى را از ریشه مى خشكاند. در همه جریانهاى فاسد و ضدانسانى، همه عاملان، زمینه سازان و دستیاران آن جریانها را از دم تیغ مى گذراند.

امام باقر (ع):
یقوم القائم... على العرب شدید، لیس شانه الاالسیف... ولایاخذه فى الله لومة لائم. (1)
- (امام) قائم قیام مى كند... بر اعراب سختگیر است و راه (و روش) او شمشیر (به به كارگیرى سلاح) است. و در راه اجراى (برنامه هاى) الهى از ملامت ملامتگرى بیم نمى كند.

تبلیغات دشمنان داخلى و خارجى و بوق و كرناها و تكفیرهاى داخلى و ارتجاعى در او هیچ اثرى نمى گذارد، و او را به مصلحت سنجى مجبور نمى سازد. این روش ارزشمند، در عین دشواریهاى فراوانى كه همراه دارد، از جهتى نیز كارها را آسان مى كند، چون آنان كه اندیشه رخنه كردن در صفوف نهضت و انقلاب جدید را در سر مى پرورانند و شیوه فتنه گرى را در پیش مى گیرند، هنگامى كه با قاطعیتى خلل ناپذیر روبرو گشتند و راهى براى نیرنگ بازى و نفوذى گرى در پیش خود ندیدند، دست از هر خطا و انحراف برمى دارند و از هرگونه حركتهاى مخفیانه و كارشكنیهاى پنهانى و سرمایه گذاریهاى مرموز دست مى شویند.

امام مهدى (ع)، با ایجاد بیم و دلهره و ترسهاى عمیق و راستین، بسیارى از گروههاى مخالف و ستم پیشه را مجبور به ترك راه و روش خود مى كند و به تسلیم وامى دارد. از اینرو، در احادیث آمده است كه از شمشیر برنده و اراده قاطع امام و یارانش همه اهریمنان مى هراسند، و ترسى گران بر روان دژخیمان خون آشام سایه مى افكند، و لرزه بر اندام خودكامگان و طاغوتان مى افتد. و این خود عامل بزرگى در پیروزى كامل آن امام منجى است. با این رعب و ترس، بسیارى مقاومتها درهم مى شكند، و بسیارى از مردمان به راه بازمى گردند و از تجاوز به حقوق دیگران و زیر پا نهادن مسؤولیت و تكلیف و حرمت انسانها دست برمى دارند.

امام صادق (ع):
بیناالرجل على راس القائم یامرو ینهى اذا امر بضرب عنقه، فلا یبقى بین الخافقین جشى ءج الا خافه. (2)
- در همان هنگامى كه شخصى نزد قائم ایستاده و به امر و نهى مشغول است (3) ناگاه (امام) امر مى كند كه او را بكشند. اینست كه در خاور و باختر زمین چیزى نمى ماند مگر اینكه از (قاطعیت و اجراى عدالت) او مى هراسد.

انسانهاى استثمارگر، ستم پیشه، خون آشام و بداندیشان دیوسیرت، در برابر خود قدرت و نظامى را مى بینند كه ذره اى از حق و حقوق مردمان را نادیده نمى گیرد، و كاهى را از كوهى جدا مى سازد، و زشت كرداران و گناهكاران را بدون ذره اى چشم پوشى كیفر مى دهد، و حد و حدود الهى را بدون كمترین ارفاق به اجرا درمى آورد، و قانون عدل و حق درباره بزرگ و كوچك و فقیر و غنى و عالم و جاهل و خویش و بیگانه عملى مى سازد. و اینچنین شیوه و روشى نرمش ناپذیر و استوار، اطاعت و فرمانبردارى همگان را موجب مى گردد.

امام باقر (ع):
كانى باصحاب القائم و قد احاطوا بما بین الخافقین لیس من شى ء الا هو مطیع لهم. (4)
- گوییا یاران قائم را مى بینم كه بر خاور و باختر گیتى مسلط شده اند، و هیچ چیز نیست مگر آنكه از آنان فرمان مى برد.

و اینچنین شیوه و روشى مى تواند نجات بخش بشریت باشد، و شبكه هاى پیچیده بیدادگران و دنیاداران را از دست و پاى بشریت مظلوم بردارد، و راحت و آسایش واقعى همگان را فراهم سازد. در جبهه خارجى موفق مى شود حركتهاى ضد مردمى را درهم بشكند، و یك تن از ضد مردمان را باقى نگذارد، و در جبهه داخلى توفیق مى یابد تا به پاكسازى بزرگ دست یازد و همه منافقان نامرئى و نفوذیان و ریاكاران و تزویرگران ظاهرالصلاح را ریشه كن كند، و توده هاى نجیب انسانى را از شر هر نیرنگ و مكر و ترفند و فریبى آسوده سازد، و امنیت واقعى را بر سراسر اجتماعات انسانى حاكم گرداند.

بنابراین، روش امام در برخورد با تبهكاران داخلى و انحرافها و فسادهاى اجتماعى دست كمى از درگیرى با جبهه خارجى و دشمنان سلاح به دست و آشكار جهانى ندارد. كشتار و جنگ در راه و روش امام موعود (ع) تنها براى از میان برداشتن حاكمان و زمامداران مسلط بر كشورهاى جهان نیست، بلكه قاطعیت در برابر حكومتهاى خودكامه مقدمه اى است براى اصلاح جامعه ها و ایجاد دگرگونى اساسى در ماهیت روابط اجتماعى، و سرانجام اجراى دقیق عدالت اجتماعى در همه شؤون زندگى. به این جهت امام نه تنها در جنگها و لشكركشیها با دشمنان خارجى دست به كشتار مى زند و موانع راه را با قاطعیت از سر راه برمى دارد، بلكه در برابر هر گونه فساد و انحراف در داخل جامعه اسلامى نیز قاطعانه مى ایستد و علل و عوامل آن را نابود مى كند.

در این تردیدى نیست كه روشهاى سازشكارانه و مصلحت اندیشانه در برابر فساد داخلى، بتدریج جامعه را تباه مى سازد، یعنى از درون دچار مشكلاتى مى كند. كه از هرگونه سامانیابى مانع مى گردد، و كم كم مفاسد داخلى نظام را از اعتبار مى اندازد، و جامعه را به سقوط مى كشاند، و اجراى حق و عدل را ناممكن مى كند. از اینرو، ساختن جامعه هاى بشرى قاطعیتى نرمش ناپذیر مى خواهد و دورى دقیق از هرگونه ملاحظه گرایى و سازشكارى.

امام على (ع):
لا یقیم امرالله - سبحانه - الا من لایصانع ولا یضارع، ولا تتبع المطامع. (5)

- دین خدا را نمى توانند ترویج كنند مگر كسانى كه سازشكار نباشند، (و با دنیادوستان و رفاه طلبان) همسو نشوند، و دل در گرو طمعها و خواهانیها نداشته باشند.

راه و روش امام مهدى (ع)، شكوفایى راستین این اصول و معیارهاست، نه سازشى در آن راه دارد و نه طمعى به مال دنیادارى، هیچ انگیزه اى در كار نیست جز رضاى خدا و اجراى عدالت مطلق.

امام على (ع):
... و لیطهرن الارض من كل غاش... (6)
- ... زمین را از هر انسان نیرنگ باز (و فریبكار) پاك مى سازد...

كسانى كه در مبانى عقیدتى و ایمانى چون دیگرانند و بظاهر معتقد و مسلمان حساب مى شوند، لیكن در عمل و در روابط اجتماعى دچار انحرافند و در مسائل مالى و اقتصادى فریبكارند و غش به كار مى برند، مورد تصفیه و پاكسازى قاطع و انعطاف ناپذیر امام قرار مى گیرند، و با نابودى این طبقه زالوصفت كه در شمار اندك نیستند، مردمان به امنیت اقتصادى خواهند رسید در كنار دیگر امنیتهاى اجتماعى.

امام كاظم (ع):
... الثانى عشر منا سهل الله له كل عسیر... و یبیر به كل جبار عنید، و یهلك على یده كل شیطان مرید... (7)
 ... خداوند براى دوازدهمین (امام) از خاندان ما هر دشوارى را آسان مى گرداند، و به دست او هر جبار سرسختى نابود مى شود و هر شیطان سركشى هلاك مى گردد.

از شیوه هاى امام موعود (ع)، براى محو طاغوتان و جباران،عدم پذیرش توبه است. و این، موضوعى است بسیار مهم، كه از نفوذ عناصر ناباب و نالایق و دوگانه و ناخالص یا متظاهر، در صفوف انقلابیون جلوگیرى مى كند.

روشن است كه با پیدایش تحول و انقلاب در جامعه، مردم به دو گروه تقسیم مى شوند:

1- گروهى كه پیش از انقلاب و نظام جدید خود را براى تحول و دگرگونى آماده كرده بودند و اندیشه و افكار خویش را از پیرایه ها و معیارهاى نادرست پیشین رها ساخته بودند. این دسته با پدید آمدن انقلاب و تحول در نظام اجتماعى، بدون دشوارى، معیارهاى جدید را مى پذیرند و خود را با جامعه نوبنیاد و ضوابط آن تطبیق مى دهند و با تفكر و حركت نوین هماوا و هماهنگ مى گردند.

2- كسانى كه روشها و معیارهاى واپس گراى جامعه پیشین در تار و پود وجودشان نفوذ كرده و به اندیشه و عمل آنان فرم و شكل بخشیده است و منافعشان نیز در همان است. این گروه با همان اندیشه ها خو گرفته اند و آن اندیشه ها و معیارها جزء شخصیتشان شده است. اینان در هر جامعه و محیطى قرار گیرند جز به همان اصول پیش ساخته خویش به چیزى نمى اندیشند، و منافع خود را نیز در سایه همان روشها و اندیشه ها تامین شده مى یابند. این گروه با پدید آمدن تحول و انقلاب و واژگونى نظامهاى فرهنگى، اجتماعى، اقتصادى و ارزشى پیشین، دچار مشكل اساسى مى گردند; زیرا از یك سو با حركت انقلابى و دگرگونساز جدید روبرو هستند كه اصول و معیارهاى تازه اى عرضه مى كند، كه در بسیارى از موارد كاملا با اصول پیشین متضاد و ناسازگار است. از سوى دیگر گرفتار افكار و اندیشه هاى پیشین و خصلتهاى منافع طلبانه خود هستند، كه در ژرفاى روح آنان رسوخ كرده است، بویژه كه منافع خود را نیز در سایه آن معیارها پایدار مى دانند.

گروه دوم در رویارویى با انقلاب دو دسته مى شوند: دسته اى كوتاه فكر و سطحى نگر، كه در برابر انقلاب و نظام جدید مى ایستند و در برابر اندیشه هاى نوین مقاومت مى كنند. این دسته زود از میان مى روند، و براى نیروهاى انقلابى رویارویى با این گروه چندان دشوار نیست.

دسته دوم كسانیند كه اصولى و بنیادى فكر مى كنند و پویایى و بالندگى حركت جدید و انقلابى را درك مى كنند و ستیز با آن را ناممكن مى شناسند. اینان بظاهر به حركت نوین تن مى دهند و آن را مى پذیرند، لیكن در درون و باطن به هرگونه كارشكنى دست مى یازند. این دسته در ظاهر انقلابى و طرفدار مبانى جدیدند و در باطن ضدانقلاب و معتقد به اصول گذشته اند. گرایش این نوع از مردم و گروهها به انقلاب، و ناشناخته ماندن آنان یا طرد نشدن آنان، همواره، مشكل اساسى هر انقلاب است و عامل اصلى انحراف در مبانى انقلابها. این طبقه با نفوذ در صفوف انقلابیون، حركت نو را دچار انحراف و چرخش به عقب و واپس گرایى مى سازند، و اندك اندك افكار و اندیشه هاى واپس گراى خود را در قالب تعبیرها و واژه هاى نو در جامعه جا مى زنند، و مبانى انقلاب را بتدریج از محتواى اصلى تهى مى سازند، و كم كم انقلاب را به ضدانقلاب تبدیل مى كنند. و این امرى است كه همواره تجربه شده است. لیكن مایه عبرت نگشته است.

یكى از راههاى اصلى نفوذ این خائنان خادم نما و ضدانقلابیون انقلابى نما و سرمایه داران و طاغوتان بظاهر مردمى، توبه است. البته توبه مى تواند راست و درست باشد و شخص تائب براستى گذشته ها را پس پشت افكنده و به راه بازگشته باشد، و هم مى تواند ظاهرى فریبكارانه صورت گیرد. تشخیص درست حقیقت توبه كارى دشوار است و اگر این دشوار حل نگردد حل مشكل نفوذ عناصر ناباب و ضد عدل و ضد ارزش در صفوف انقلاب دشوار است. (8)

این مشكل درباره داورى و قضاوت نیز هست كه افراد مجرم - بویژه متمكنان و طاغوتان مالى و سیاسى و نظامى - با زیركى و هوشیارى و با استفاده از افراد متخصص كه از راههاى فرار قانونى اطلاع دارند، مى توانند بیگناه را مجرم و مجرمان را بیگناه جلوه دهند و حق را ناحق كنند. (9)

در جامعه مهدوى (ع) كه سره از ناسره و منافق و طاغوت و طاغوتچه از دیگران جدا مى شوند و همه مجرمان كیفر مى یابند، و همه حقها به حقداران مى رسد، این دو مشكل چگونه حل مى شود كه راه فرارى باقى نماند؟

در احادیث كه در آنها اندكى از راهها و روشهاى امام مهدى (ع) ترسیم شده است به دو موضوع اساسى در این زمینه اشاره شده است:

1- امام و یاران او در قضاوت چون داود پیامبر (ع) قضاوت مى كنند، یعنى باعلم باطن بینى و احاطه به منویات و اندیشه هاى باطنى اشخاص و افراد، مجرمان را مجرم اعلام مى كنند و بیگناهان را بیگناه، و در آن دوران دیگر نیازى به شاهد و بینه و ارائه مدارك و دلائل نیست. با استفاده از این شیوه الهى است كه كار قضاوت بسرعت انجام مى گیرد، و هر مجرم و تبهكار در دم به كیفر مى رسد، و حقى از مظلومى ضایع نمى گردد.

امام صادق (ع):
لن تذهب الدنیا حتى یخرج رجل منا اهل البیت یحكم بحكم داود و آل داود لایسال الناس بینة. (10)
- دنیا پایان نمى پذیرد تا مردى از خاندان ما قیام كند، كه چون داوود (ع) و آل داود قضاوت كند، و از كسى (براى داورى) دلیلى نخواهد.

شیخ مفید مى گوید: « چون قائم آل محمد (ص) قیام كند، مانند حضرت داود (ع) یعنى برحسب باطن، قضاوت كند، و بى هیچ نیازى به شاهد حكم دهد. خداوند حكم را به او الهام مى كند. و او بر طبق الهام الهى حكم كند، مهدى، نقشه هاى پنهانى هر گروه را بداند و به آنان آن نقشه ها را بگوید. مهدى، دوست و دشمن خود را با نگاه بشناسد.» (11)

مشكل نفوذ عناصرى نفوذى نیز در پرتو همین اصل حل مى شود، زیرا كه افكار و اندیشه هاى افراد بر امام و یاران او (12) آشكار است، و ظاهرسازیها و نیرنگهاى آنان تاثیرى ندارد. به این جهت است كه توبه اشخاص پذیرفته نمى شود. (13)

امام باقر (ع):
یقوم القائم بامر جدید ... و. قضاء جدید، على العرب شدید، لیس شانه الا بالسیف، لایستتیب احدا، ولا یاخذه فى الله لومة لائم. (14)
- قائم (ع) قیام مى كند با شیوه اى نو... و روشى تازه در قضاوت. بر عربها سختگیر است، شیوه او تنها شمشیر است و توبه كسى را نمى پذیرد و در (راه) اجراى احكام الهى از ملامت ملامتگرى نمى هراسد.

امام باقر (ع):
- زرارة:... قلت ایسیر، بسیرة محمد (ص)؟ قال: هیهات هیهات یا زرارة ما یسیر بسیرته. قلت: جعلت فداك لم؟ قال ان رسول الله (ص) سار فى امته باللین كان یتالف الناس، والقائم یسیر بالقتل... ولایستتیب احدا... . (15)
 زراره مى گوید: از امام باقر (ع) پرسیدم: آیا قائم، با مردمان، مانند پیامبر (ص) رفتار نمى كند؟ فرمود: هیهات، هیهات! مانند پیامبر (ص) رفتار نمى كند. گفتم: فدایت گردم چرا؟ گفت: پیامبر با ملایمت با مردم رفتار مى كرد، و مى كوشید تا محبت مردم را، در راه دین، جلب كند و تالیف قلوب نماید. اما قائم با شمشیر با مردم روبرو مى شود... و توبه اى از كسى نمى پذیرد...

قاطعیت الهى امام مهدى (ع)، در برابر همه عناصر فتنه انگیز و تجاوزطلبى است كه به حق و عدل پشت كرده اند و از تجاوز به حقوق و سلطه طلبى دست بردار نیستند. این عناصر - داخل باشند یا خارج، به ظاهر مسلمان باشند یا كافر - بدون استثنا با شمشیر فراگیر امام روبرو خواهند شد، و جامعه از وجود این ضدانسانها پاكسازى خواهد گردید.

امام باقر (ع):
اذا قام القائم سار الى الكوفة، فیخرج منها بضعة عشر للاف انفس... علیهم السلاح فیقولون له: ارجع من حیث جئت فلا حاجة لنا فى بنى فاطمة فیضع فیهم السیف حتى یاتى على آخرهم، ثم یدخل الكوفة فیقتل بها كل منافق مرتاب و یهدم قصورها، و یقتل مقاتلیها حتى یرضى الله - عزوجل - . (16)
- آنگاه كه قائم قیام كند به كوفه درآید، پس چندین هزار (جنگجوى) سلاح به دست سر برآورند و به امام مهدى گویند: بدانجا كه آمدى بازگرد كه ما را نیازى به فرزندان فاطمه نیست. امام آنان را تا آخرین نفرشان مى كشد، سپس به كوفه داخل مى شود و (در داخل شهر) هر منافق شك گرایى را مى كشد، و كاخهاى شهر را ویران مى كند، و سلاح به دستان را از دم تیغ مى گذراند، تا خداى بزرگ (از كشتن این دشمنان دین و عدل) خشنود گردد.

چنانكه از این حدیث آشكار مى شود جامعه از همه عناصر ناباب و ریاكار پاك مى گردد، و مظاهر زیست اشرافیگرى ویژه نظامهاى طبقاتى و سرمایه دارى چون قصرها و كاخها كه مسكن طبقات بالاى جامعه است، به دست با كفایت امام مهدى (ع) ویران مى گردد.

از جمله امورى كه امام مهدى (ع) را در اجراى دقیق قانون حق و عدل و عملى شدن ریز و درشت قوانین حدود و قصاص، یارى مى رساند یاران با صلابت و استوار و آشتى ناپذیر امام اند. یاران امام - افزون بر كمالات معنوى و جهات باطنى كه دارا هستند - چون طبق تعبیر احادیث اكثر جوان هستند، (17) قاطع و خشن و دور از هر گونه ملاحظه كارى و مصلحت سنجى برنامه ها را عملى مى سازند، و حق را به حقداران باز مى گردانند، و تبهكاران را بى ترحم كیفر مى دهند. دیگر اینكه ذهن ایشان از مفاهیمى عوضى به نام اسلام و دین خدا انباشته نشده است كه در هر راه و كار دچار تردید شوند و نتوانند قاطع و سریع به پاكسازى و اجراى احكام خدا دست یازند. آنان تنها از امام مهدى احكام خدا و آیین اسلام را مى آموزند و ذهنیت پیش ساخته اى ندارند. همچنین آنان از امام خویش بى چون و چرا و بطور كامل پیروى مى كنند. و این نیز موجب اجراى بیدرنگ و سازش ناپذیر مقررات و احكام است. این اطاعت كامل، برخاسته از امام شناسى آنان است و اینها همه موجب مى گردد تا در اجراى احكام اسلام ناب و خالص از هیچ چیز بیم نداشته باشند، و هیچ عاملى هرچند بزرگ و سرسخت مانع كار آنان نگردد، و احكام مو به مو اجرا شود، گرچه دشواریهاى فراوان و تصفیه هاى بزرگ و خونریزیهاى سیل آسایى را به همراه داشته باشد.

 


پاورقی:

1- «غیبت نعمانى »/233.

2- «غیبت نعمانى »/ 240.

3- یعنى خود از مسؤولان است.

4- «موسوعة الامام المهدى - ع -»، الكتاب الثالث، 454، به نقل از «بحار».

5 - «نهج البلاغه »/1137.

6 - «بحار» 51/120.

7- «كمال الدین » 2/369.

8 - شناسایى بیشتر این افراد البته ناممكن نیست، به شرط اینكه دقتهاى فراوان به كار رود و معیارها و ضوابط دقیق انقلابى در دست باشد و به دست افراد دلسوز و قاطع و كاردان اجرا شود.

9- با قضاوت درست و حساب شده و با وجود قاضیان بصیر و مؤمن پیشگیرى از این ترفندها - بطور اكثر - نیز امكان پذیر است.

10- «بحار» 52/319; «كافى » 1/397.

11- «خورشید مغرب »/ 35 به نقل از «ارشاد مفید»/ 365 -366.

12- امام مهدى (ع) به یاران طراز اول خود علومى مى آموزد كه با كمك آن مى توانند از چنین شیوه هایى استفاده كنند.

13- در «عدم پذیرش توبه » در زمان امام مهدى (ع) حرفهایى گفته اند: در این نوشته، قدر مسلم آن كه توبه ریاكارانه صورى است مطرح گردید. علامه مجلسى در این مورد مى گوید: «توبه كسانى را قبول نمى كند كه مى داند در باطن كافرند...» «بحار» 52/349.

14- «بحار» 52/354.

15- «بحار» 52/353; «غیبت نعمانى »/ 231، با اندكى اختلاف.

16- «بحار» 52/338; مكیال المكارم 1/147.

17- در احادیث آمده است: «اصحاب المهدى شباب لاكهول فیهم الا مثل كحل العین والملح فى الزاد و اقل الزادالملح: یاران امام مهدى جوانان هستند كه سالخورده اى میان آنان نیست، مگر به مقدار سرمه در چشم و نمك در غذا، و كمترین بخش غذا نمك است.» «منتخب الاثر» 484.

 


ماهنامه موعودـپیش شماره2 



:: مرتبط با: ظهور و نشانه‌ها ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1387/03/15
زمان : 05:06 ق.ظ
۸۸۳۳فجرمقدس11
نظرات |

فجرمقدس11
حوادث آخرین ماههاى پیش از ظهور حوادث ماه محرم و آخرین روزهاى غیبت
مجتبى‏الساده
ترجمه: محمود مطهرى‏نیا

 اشاره: در بخشهاى قبلى، حوادثى را كه از ماه جمادى‏الثانى سال پیش از ظهور تا ماه ذیقعده همان سال پیش مى‏آید بررسى كردیم. در این قسمت به بررسى رویدادهایى مى‏پردازیم كه در ماه محرم رخ مى‏دهند.
 
بالاخره با پیگیرى حوادث آخرین ماههاى غیبت حضرت مهدى(ع) به آخرین روزها رسیدیم و مى‏توانیم چشم‏انتظار آن وعده الهى باشیم كه در قرآن به مؤمنان، (1)مستضعفان زمین(2) ، صالحان(3) و حتى وجود مبارك پیامبر اكرم(ص) داده شده و رسول اكرم(ص) (4) در روز غدیر حجةالوداع آن را كه به صد و بیست هزار مسلمان حاضر در آن محل اعلام كردند(5) و امام باقر(ع) به عشق آن روز فرمودند:
 اگر آن عصر را درك كنم از جان خویش براى حضرت مهدى(ع) محافظت مى‏كنم (خودم رابراى او نگاه مى‏دارم.) (6)

 آرى این همان روز است كه آسمانیان پیش و بیش از زمینیان به انتظارش بوده و در انتظارش سوخته و ساخته‏اند؛ چرا كه این روز سرآغاز فصل نوین و واقعى حیات زمین و زمان و بشریت است و روز رسیدن به همه خوبیها در سایه اسلام است.
 حوادث این ماه در دو بخش روز فجر مقدس و باقى این ماه قابل بررسى است:
 
 الف) فجر مقدس و صبح موعود
 آن گونه كه از احادیث برمى‏آید به دنبال حوادثى كه طى ماههاى پیش در جهان رخ داده، حدود هفت نفر از عالمان دینى و همراهان آنها (7) از نقاط مختلف عالم اسلام و بلاد اسلامى رو به سوى حجاز كرده و مخفیانه به دنبال حضرت مهدى(ع) مى‏گردند تا با ایشان بیعت كنند. در این اثنا هم حضرت حجت(ع) همانند حضرت موسى(ع) از ترس آنها كه تعقیبش مى‏كردند رو به سوى مدینه كرد(8)؛ از مدینه خارج شده و رو به مكه مكرمه نموده و از دست سپاهیان سفیانى بدانجا پناهنده مى‏شوند و پس از ایشان هم سیصدوسیزده یار و یاور ایشان از نقاط مختلف جهان بى‏آن كه با هم قرارى از قبل گذاشته باشند در مكه جمع مى‏شوند تا نهضت جهانى خویش را آغاز كنند.
 صبح شنبه‏اى كه مصادف با عاشوراست حضرت پس از طلوع آفتاب، پشت مقام حضرت ابراهیم(ع) دو ركعت نماز به جا مى‏آورند، میان ركن و مقام ایستاده و اولین خطبه غرّاى خویش را به گوش جهانیان مى‏رسانند و پس از معرفى خویش مردم را به بیعت دعوت مى‏كنند و جبرئیل(ع) كه در آن زمان به شكل پرنده‏اى سفید رنگ بر ناودان كعبه ایستاده، اولین كسى است كه با ایشان بیعت مى‏كند و به دنبال آن هم سیصدوسیزده یاور شریف حضرت و باقى مؤمنان و صالحانى كه به مكه آمده‏اند تا به یارى حضرت بپردازند و همگى آماده جهاد و شهادتند. اینها مجموعاً ده‏هزار نفر سپاهیان حضرت را تشكیل مى‏دهند و با حضرت پیمان مى‏بندند.
 یونس‏بن ظبیان نقل مى‏كند كه امام صادق(ع) فرمودند:
 شب جمعه، خداوند متعال مَلَكى را به آسمان دنیا مى‏فرستد. وقتى كه فجر طلوع كرد، آن ملك بر عرش خدا كه بالاى بیت المعمور قرار گرفته مى‏نشیند و براى هر كدام از پیامبر و حضرت على و امام حسن و امام حسین(ع) یك منبر نورانى مى‏گذارد و ایشان هم از آنها بالا مى‏روند و ملائكه و پیامبران و مؤمنان هم در مقابل ایشان جمع مى‏گردند و به دنبال آن درهاى آسمان گشوده مى‏شود و پس از زوال خورشید(9) پیامبر(ص) مى‏فرمایند:
بار پروردگارا! این وعده‏اى كه در كتاب خویش دادى وگفتى:
 »خداوند به آن دسته از شما كه ایمان آورده و عمل صالح انجام داده‏اند وعده داده است كه آنها را همانند پیشینیان ایشان حاكمان زمین و دین مرضى خویش كند.«
 اشاره به آیه نازل شده در روز غدیر: »الیوم اكملت لكم و رضیت لكم الاسلام دینا«
 یعنى اسلام را مسلط و خوف آنها را به آرامش تبدیل كند.
 پس از ایشان ملائكه و پیامبران هم، چنان مى‏گویند. آن چهار نور مقدس به سجده مى‏افتند و حضرت (رسول(ص)) باز مى‏فرمایند: پروردگارا غضب نما كه حریمت دریده شد و برگزیدگانت شهید و بندگان صالحت خوار گشتند. پس خداوند آنچه را كه بخواهد مى‏كند كه آن روز معلوم است.(10)
 احادیثى را كه اشاره به این حادثه بزرگ دارند مى‏توان در چند دسته خلاصه كرد:
 
 1. روز قیام و نقطه آغاز نهضت جهانى حضرت
 شنبه‏اى را كه مصادف با عاشورا شده است برخى احادیث روز ظهور حضرت برشمرده‏اند:
 ابو بصیر از امام صادق(ع) روایت كرده است كه فرمودند:
 [حضرت مهدى(ع)] در روز عاشورا كه روز شهادت سیدالشهدا(ع) است، قیام مى‏كنند. گوییا در آن شنبه‏اى كه عاشورا در آن واقع شود، همراه او هستم. در حالى كه بین ركن و مقام ایستاده جبرئیل در مقابل ایشان، براى بیعت ندا در دهد و شیعیان حضرت، زمین را با طى‏الارض زیر پا مى‏نهند و از اطراف و اكناف عالم (به سرعت) جمع شده و با ایشان بیعت مى‏كنند و خداوند هم به وسیله او جهان را مملو از عدالت مى‏كند آن گونه كه آكنده از ظلم و جور گشته است.(11)
 على‏بن مهزیار هم از امام پنجم(ع) نقل كرده است كه:
 گوییا با حضرت مهدى(ع) در روز شنبه‏اى كه عاشورا است و بین ركن و مقام ایستاده هستم.(12)
2. جمع شدن یاران حضرت در مدتى كوتاه
 امام صادق(ع) در این رابطه به مفضل‏بن عمر، فرمودند:
 ایشان به تنهایى ظهور مى‏كنند و به تنهایى به سوى كعبه رفته و وارد آن مى‏شوند و به تنهایى شب را سپرى مى‏كنند. پاسى از شب كه گذشت و چشمها را خواب در ربود جبرئیل، میكائیل و دیگر ملائكه در حالى كه به صف ایستاده‏اند، بر ایشان نازل شده و جبرئیل به حضرت عرضه مى‏دارد:
 سرور من گفته‏ات مقبول و امرت نافذ است.
 حضرت هم دستشان را به چهره او كشیده و [این آیه را تلاوت] مى‏فرمایند:
 حمد و سپاس از آن خداوندى است كه وعده‏اش را در مورد ما محقق و ما را وارث زمین كرد كه در هر كجاى بهشت كه خواستیم مسكن گزینیم؛ آه كه چه اجر عمل‏كنندگان، خوب [و زیبا] است.(13)
سپس میان ركن و مقام ایستاده و فریاد كشیده و با صداى بلند مى‏فرمایند:
 اى جمعیت یاران و نزدیكان من و اى كسانى كه خداوند آنها را براى یارى من از پیش از ظهورم بر پهنه گیتى ذخیره كرده بود! مطیعانه به سوى من آیید.
 فریاد حضرت به گوش آنها مى‏رسد، در حالى كه برخى از آنها در محراب و برخى هم در رختخواب و در شرق و غرب عالم پراكنده‏اند. همین یك فریاد را همگى مى‏شنوند و آن را اجابت مى‏كنند. به یك پلك بر هم زدن همه‏شان در مقابل آن حضرت بین ركن و مقام قرار مى‏گیرند. خداوند هم در پى آن به نور امر مى‏كند و آن هم ستونى از آسمان تا زمین كشیده مى‏گردد و هر مؤمنى بر سطح زمین است آن نور را طلبیده و نور هم به درون خانه‏اش مى‏تابد و نفوس مؤمنان از آن نور شادمان مى‏گردند، هر چند نمى‏دانند كه حضرت مهدى(ع) ظهور كرده‏اند و این نور چیست. سپس آن سیصدوسیزده تن كه به تعداد صحابه پیامبر اكرم(ص) در جنگ بدر مى‏باشند در حالى كه در مقابل حضرت ایستاده‏اند، صبح خویش را آغاز مى‏كنند.(14)

 باز در حدیث دیگرى از امام صادق(ع) چنین نقل شده است:
 هنگامى كه به حضرت مهدى(ع) اذن [ظهور] داده شود، خداوند متعال را به اسم اعظمش (نام عبرانى خداوند متعال) خوانده و سیصدوسیزده یار ایشان همانند جمع شدن ابرهاى پاییزى به گرد ایشان مى‏آیند كه آن پیشقراولان یاران حضرتند كه برخى از آنها شبانه از بستر خود جدا مى‏شوند تا صبح در مكه باشند و برخى از آنها در طول روز آشكارا بر اَبرها سوار مى‏شوند كه حضرت نام آنها و پدران و نسب‏هایشان را مى‏دانند(15)و(16).
 مفضل بن عمر كه راوى این حدیث هم است، مى‏پرسد: كدام یك از این دو ایمان بالاترى دارند؟ حضرت پاسخ مى‏دهند:
 آنكه روز بر ابرها سیر مى‏كند و آنها ناپدید مى‏شوند و این آیه در شأن ایشان نازل شده است: »هر جا كه باشید خدا همه‏تان را مى‏آورد و جمعتان مى‏كند.«
 ابو بصیر هم از ایشان چنین روایت مى‏كند كه:
 آنها سیصدوسیزده مرد به تعداد اهل بدر هستند كه خداوند متعال همه آنها را در یك شب جمعه در مكه جمع مى‏كند و صبح همگى به نزد ایشان در مسجدالحرام مى‏آیند و احدى از آنها [از آمدن] تخلف نمى‏كند. در كوچه‏هاى مكه به راه مى‏افتند تا منزلى براى سكونت خویش بیابند. اهالى مكه از ورود این افراد ناشناس تعجب مى‏كنند؛ چرا كه از ورود هیچ قافله‏اى جهت حج و عمره و یا تجارت خبرى نبوده، لذا بعضى از آنها به هم مى‏گویند: جمعیتى را امروز دیدیم كه تا به حال آن را ندیده بودیم كه [آن گونه از ظاهرشان پیداست] از یك شهر و بیابان [از یك نژاد و تیره و قبیله] نیستند نه شترى دارند و نه هیچ وسیله دیگرى. آنها كه مشغول این صحبتها هستند و به درهاى [خانه‏هاى] خود نزدیك مى‏شوند مردى از قبیله بنى مخزوم، وارد مى‏شود از مردم عبور مى‏كند و به نزد رئیس آنها مى‏رود و مى‏گوید: دیشب خواب عجیبى دیدم كه از آن مى‏ترسم و قلبم پریشان گشته است. رئیس به او مى‏گوید: خوابت را تعریف كن. مى‏گوید: ابرى از آتش را دیدم كه از اعماق آسمان نمایان شد و مدام پایین مى‏آمد تا این كه به كعبه رسید و دور آن چرخى زد. در آن ابر ملخهایى با بالهاى سبز رنگ بود و آن قدر كه خدا خواست،به دور كعبه طواف مى‏كردند. سپس به شرق و غرب پریدند و به هیچ شهرى نمى‏رسیدند، مگر آن كه آن را مى‏سوزاندند و از هیچ آبادى گذر نمى‏كردند، جز آن كه آن را منهدم مى‏نمودند. از خواب پریده و بر خود لرزیدم. الآن هم پریشان و ترسانم. مردم (به او) مى‏گویند: ما آنها را دیده‏ایم و بیا به نزد فلان مرد ثقفى برویم، تا خوابت را تعبیر كند.(17) و (18)
پس از آن كه خواب را براى مرد ثقفى تعریف كرد، او هم مى‏گوید: [خواب] عجیبى دیده‏اى! دیشب لشكرى از لشكریان خداوند، وارد شهرتان شده است كه شما را یاراى مقاومت در برابر آنها نیست. مى‏گویند: عجیب است؛ آنها را امروز دیده‏ایم و سپس آنچه را دیده‏اند به او گزارش مى‏كند و از نزد او مى‏روند. تصمیم مى‏گیرند كه بر آنها یورش برند حال آن كه خداوند دلهایشان را پر از ترس و هراس از ایشان گردانیده است. برخى به بقیه دستور مى‏دهند: در مورد آنها عجله نكنید. آنها كه تا كنون مرتكب هیچ منكرى نشده‏اند و خلافى از آنها دیده نشده. شاید برخى از آنها، هم قبیله‏اى شما باشند؛ اگر چیزى از آنها دیدید بعد شما مى‏دانید و آنها. این جمعیتى كه ما مى‏بینیم اهل عبادتند و چهره‏هاى خوب [و نورانى] دارند، مضاف بر این كه آنها در حرم امن الهى هستند كه تا وقتى كسى مرتكب خلافى نشده باشد، در امان است. آنها هم كه عملى انجام نداده‏اند كه بهانه جنگ با آنها را فراهم كرده باشد.
 سرپرست مردم كه مردى از قبیله مخزوم است مى‏گوید: ما كه مطمئن نیستیم این جمعیت پشتوانه‏اى [اعم از نیرو و امكانات] نداشته باشند. اگر [چنین ذخیره و عقبه‏اى داشته باشند و این مجموعه] به آنها ملحق شوند، حقیقت وجودى و عظمت نیرویشان مشخص مى‏شود [و خواب دوستمان تعبیر گشته و نمى‏توانیم بر آنها فایق آییم]. حال كه از حیث نیرو و امكانات در سطح پایینى هستند و پیش از آن كه نیروهاى كمكى به آنها ملحق شوند، حمله كنید. آنها به نزد شما در مكه آمده‏اند و به سَروَرى مى‏رسند و مطمئنم كه خواب این رفیق شما درست است. [فعلاً هم] شهرتان را گواراى وجودشان قرار دهید [بگذارید در شهر باشند و هر چه مى‏خواهند بكنند] و بنشینید و نظرات و شرایط موجود را بررسى كنید.
 شخصى از میان آنها مى‏گوید: اگر نیروهاى كمكى آنها هم مثل خودشان باشند كه ترس ندارند آنها كه نه اسب و مركبى دارند و نه سنگرى كه بدان پناه برند به علاوه كه آنها در اینجا غریبند اگر سپاه آنها بیایند، اول به آنها حمله مى‏كنید و [شكست دادن آنها] به راحتىف نوشیدن آبى گواراست. تا پاسى از شب گذشته مشغول این صحبتها هستند و خداوند خواب را بر گوشها و چشمهایشان مسلط مى‏كند [لذا براى خوابیدن پراكنده مى‏شوند] و دیگر پس از آن تا فردا اجتماعى نخواهند داشت تا این كه حضرت مهدى(ع) قیام كنند. [حضرت و یارانشان هم] چنان یكدیگر را ملاقات مى‏كنند كه گویى از یك پدر و مادرند و صبح از هم جدا شده بودند و شب به هم رسیده‏اند.
 قابل ذكر است كه دوازده تن از اصحاب در میان باقى یاران جایگاه ویژه و ممتازى دارند كه آنها پیش از بقیه به حضرت مى‏پیوندند ولیكن در انتها همگى پروانه‏وار به گرداگرد آن شمع پر نور الهى جمع گشته و مى‏گردند تا به زودى جهان را از بركات وجودى خویش بهره‏مند سازند.
. اولین خطبه حضرت مهدى(ع) پس از ظهور
 صبح شنبه عاشوراى موعود - كه بناست حضرت ظهور كنند - وارد مسجدالحرام مى‏شوند و دو ركعت نماز رو به كعبه و پشت به مقام به جا مى‏آورند و پس از دعا به درگاه الهى به نزدیك كعبه رفته و با تكیه بر حجرالاسود رو به جهانیان كرده و اولین خطبه تاریخى خویش را چنین انشاء مى‏كنند:
 پس از حمد خداوند و سلام و صلوات بر آستان با عظمت پیامبر اكرم و خاندان بزرگوارشان سلام‏اللَّه علیهم اجمعین، ایشان چنین مى‏فرمایند:
 اى مردم! ما براى خداوند [از شما] یارى مى‏طلبیم و كیست كه ما را یارى كند؟ آرى ما خاندان پیامبرتان محمد مصطفى(ص) هستیم و سزاوارترین [و نزدیك‏ترین] مردم نسبت به خدا و ایشان. هر كس با من در رابطه با آدم محاجه كند من سزاوارترین [و نزدیك‏ترین] مردم نسبت به اویم و همین‏طور راجع به نوح و ابراهیم و محمد(ص) و دیگر پیامبران و كتاب خداوند كه به هر كدام از دیگر مردم اولى هستم. مگر خداوند متعال در كتابش نفرموده است:
 به درستى كه خداوند آدم و نوح و خاندان ابراهیم و خاندان عمران را بر جهانیان برگزید خاندانى كه برخى از آنها از بعضى دیگرند و خداوند شنوا و داناست.(19)
من بازمانده آدم و ذخیره نوح  وبرگزیده ابراهیم و عصاره وجود محمد(ص) هستم.
 ... هر كس درباره سنت رسول‏اللَّه(ص) با من محاجه كند، من سزاوارترین مردم نسبت به آن هستم.
 هر كه امروز كلام مرا مى‏شنود، به خداوند متعال قسم مى‏دهم كه به غایبان [این سخنان را] برساند، به حق خداوند متعال و رسول گرامى‏اش و حق خودم، از شما مى‏خواهم [به ما رو كنید] كه من حق قرابت و خویشاوندى رسول‏اللَّه(ص) را بر گردن شما دارم كه شما ما را یارى كنید و در مقابل آنها كه به ما ظلم مى‏كنند، حمایت كنید كه اهل باطل به ما دروغ بستند.
 ... از خدا بترسید و خدا را درباره ما در نظر داشته باشید ما را خوار نكنید و یاریمان كنید تا خداوند متعال شما را یارى كند.(20)

 سپس حضرت دستهایشان را به آسمان بلند كرده و با دعا و تضرع این آیه را به درگاه الهى عرضه مى‏دارند:
 اَمَّن یفجیبف المفضطَرَّ افذا دَعاهف وَیَكشففف السّفوءَ .
 كیست آن كه وقتى شخص مضطر دعایش كند، او را پاسخ داده و بدى را از او برطرف كند؟(21)

 
 4. انصار (یاوران) و بیعت ایشان با حضرت
 پس از آن كه حضرت گفتار خویش را به پایان مى‏برند، پلیسها و شرطه‏هاى حرم تلاش مى‏كنند كه ایشان را همانند نفس زكیه به شهادت برسانند و یا حداقل اسیر كنند كه اصحاب حضرت قدم پیش نهاده و شر آنها را از امام(ع) دفع مى‏كنند. جبرئیل هم پشت كعبه به عنوان اولین نفر با امام(ع) بیعت مى‏كند و پس از او سیصدوسیزده تن یار حضرت و دیگر یاوران با ایشان عهد و پیمان مى‏بندند.
 امام صادق(ع) به مفضل به عمر فرمودند:
 اى مفضل! حضرت مهدى(ع) پشتش را به حرم مى‏كنند و دستش را كه سفیدى خیره كننده‏اى دارد، جهت بیعت دراز مى‏كند و مى‏فرماید: این دست خدا و از سوى خدا و به فرمان خداست و سپس این آیه را تلاوت مى‏كنند:
 »آنها كه با تو بیعت مى‏كنند در حقیقت با خدا بیعت كرده‏اند دست قدرت الهى مافوق قدرت آنهاست و هر كه بیعتش را بشكند به ضرر خودش است«.(22)
 اولین كسى كه دستش را مى‏بوسد، جبرییل است و به دنبال او ملائكه و نجباى اجنه و سپس، برگزیدگان صبح در مكه و مردم مى‏گویند این مردى كه اطراف كعبه است، كیست؟ و این جمعیتى كه با او هستند كیانند و آن نشانه بى‏سابقه‏اى كه دیشب دیدیم چه بود؟ كه این جریان حول و حوش طلوع آفتاب اتفاق مى‏افتد.(23)

 امام باقر(ع) هم مى‏فرمایند:
 گوییا با حضرت مهدى(ع) هستم؛ در روز عاشورایى كه شنبه است. در حالى كه بین ركن و مقام ایستاده است، جبرئیل ندا مى‏دهد: بیعت براى خداست (البیعة للَّه) پس خداوند [زمین] را همان گونه كه پر از ظلم و جور شده است، مملو از عدالت مى‏كند.(24)

 محمدبن مسلم هم از آن حضرت نقل كرده كه فرمودند:
 گوییا جبرئیل به صورت پرنده‏اى سفید درآمده و اولین مخلوق خداوند است كه با آن حضرت بیعت مى‏كند و پس از آن سیصدوسیزده نفر بیعت خواهند كرد. هر كه در این مسیر امتحان خود را پس داده باشد، در آن ساعت مى‏آید كه برخى در رختخواب‏شان ناپدید مى‏شود كه حضرت على(ع) فرمودند: »ناپدید شدگان در رختخواب‏هایشان« و این گفته الهى است كه:
 در خیرات با هم مسابقه دهید كه هر كجا باشید، خداوند همه شما را مى‏آورد.(25)
منظور از خیرات در این آیه ولایت ما اهل بیت است.(26)
 مفضل بن عمر هم از ایشان چنین روایت كرده است:
 خداوند متعال جبرئیل(ع) را مى‏فرستد تا این كه به نزد او بیاید بر حجر اسماعیل در نزدیك كعبه فرود آمده و به او مى‏گوید: به چه دعوت مى‏كنى؟ حضرت مهدى(ع) او را باخبر كرده و جبرئیل هم مى‏گوید: من اولین كسى هستم كه با تو بیعت مى‏كنم دستت را دراز كن. پس دستش را بر دست حضرت [به نشان بیعت] مى‏كشد. سیصد و اندى مرد هم به نزد او مى‏آیند و با او بیعت مى‏كنند. او هم آنقدر در مكه مى‏ماند كه ده‏هزار نفر اصحابش جمع شوند و پس از آن به سوى مدینه حركت مى‏كند.(27)

 و امام باقر(ع) بنا بر نقل جابر جعفى مى‏فرمایند:
 بین ركن و مقام سیصد و اندى به تعداد اهل بدر با حضرتش بیعت مى‏كنند و در میان آنها نجیبان مصرى و ابدال شامى و اخیار عراقى دیده مى‏شوند.(28)

 مفاد این پیمان نامه و بیعت را حضرت على(ع) چنین بیان كرده‏اند:
 از یارانش پیمان مى‏گیرد كه: دزدى و زنا و فحاشى به هیچ مسلمانى نكنند، خون كسى را به ناحق نریزند و به حریم دیگران جفا و تجاوز نكنند و به خانه‏اى حمله نبرند و تنها به حق و به جا، افراد را بزنند، هیچ طلا و نقره و گندم یا جویى را [براى خویش] انبار نكنند، مال یتیم رانخورند و به آنچه نمى‏دانند شهادت ندهند و هیچ مسجدى را خراب نكنند آنچه را كه مست كننده است، ننوشند؛ خز و ابریشم نپوشند و در مقابل طلا سر فرود نیاورند، راه را نبندند و ناامن نكنند، همجنس‏بازى نكنند، گندم و جو را انبار نكنند و به كم راضى و طرفدار پاكى و گریزان از نجاسات باشند و امر به معروف و نهى از منكر كنند و لباس‏هاى خشن بپوشند و خاك را متكاى خویش سازند و آن‏گونه كه شایسته خداوند است در راهش جهاد كنند. آن حضرت خود هم متعهد مى‏شود كه همانند آنها قدم برداشته و لباس بپوشد و سوار مركب شود و آن گونه باشد كه آنها مى‏خواهند و به كم راضى باشد و به كمك خداوند متعال جهان را همان طور كه از جور پر شده است، از عدالت آكنده سازد، خداوند را آن‏گونه كه شایسته است عبادت كند و هیچ حاجب و دربانى اختیار نكند(29)
 5. ندا و فریاد به نام حضرت مهدى(ع)
 پس از اتمام مراسم بیعت جبرئیل(ع) برخاسته و به نام حضرت در دنیا بانگ مى‏زند.
 ابان بن تغلب از امام صادق(ع)، روایت كرده است:
 اولین كسى كه با حضرت مهدى(ع) بیعت مى‏كند جبرئیل است. به صورت پرنده‏اى سفید رنگ فرود آمده و با ایشان بیعت مى‏كند. سپس یك پایش را روى كعبه، پاى دیگرش را روى بیت‏المقدس مى‏نهد و با صدایى گویا و فصیح ندا در مى‏دهد:
 فرمان خداوند رسید. درباره آن شتاب نكنید.(30)

 ذیل دو آیه:
 وَ استَمفع یَومَ یفنادف المفنادفه مفن مَكانف قَریبف × یَومَ یَسمَعفونَ الصَّیحَة بفالحَقّف ذَلفكَ یَومف الخفروجف.(31)

 (با دقت بشنو آن روزى كه منادى از جایى نزدیك ندا در مى‏دهد آن روز كه آن صداى به حق را بشنوید، همان روز خارج شدن است).
 امام صادق(ع) فرمودند:
 منادى به نام حضرت مهدى و پدرشان(ع) ندا در دهد و منظور از صیحه در این آیه، فریادى آسمانى است و آن، روز (زمان) خروج (و قیام) حضرت مهدى(ع) است.(32)

 در ادامه حدیث یاد شده كه سهل (شهر)بن‏حوشب از رسول‏اللَّه(ص) نقل كرده، آمده است:
 در ماه رمضان، صدایى خواهد بود و در شوال، جنگ و در ذى‏الحجه، قبیله‏ها با هم مى‏جنگند و در ذى‏الحجه، حاجیان تاراج مى‏شوند و در محرم منادى از آسمان ندا در دهد: آگاه باشید كه فلانى برگزیده خداوند در میان آفریدگانش است. سخنانش را بشنوید و اطاعت كنید.(33)

 مفضل بن عمر هم از امام صادق(ع) در این رابطه، روایت كرده است:
 در آن روز (عاشورا) وقتى خورشید طلوع كرد و نورافشانى نمود، كسى از قرص خورشید به زبان عربى فصیحى، خطاب به مردم و بر ایشان فریادى مى‏كشد كه تمام آنها كه در آسمانها و زمینها هستند، مى‏شنوند: »تمام مخلوقات! این مهدى آل محمد(ع) است« و او را به نام و كنیه جدش رسول‏اللَّه (ص) و نسبش مى‏خواند و گوش هر زنده‏اى این صدا را مى‏شنود. تمام مخلوقات در بیابان و شهرها و دریاها و خشكیها بدان روى مى‏كنند و با هم در این رابطه گفتگو مى‏كنند و از هم درباره آنچه شنیده‏اند مى‏پرسند.(34)
امام رضا(ع) هم در این رابطه فرمودند:
 ... او همان كسى است كه منادى از آسمان براى دعوت به او چنان ندایى در دهد كه همه ساكنان زمین آن را بشنوند كه آگاه باشید، حجت خداوند متعال پهلوى كعبه ظهور كرده است با او بیعت كنید كه حق با او و در او (و در این تبعیت) است.(35)

 لازم است این مطلب را متذكر شویم كه از مجموعه احادیثى كه تا كنون برشمردیم، چنین برمى‏آید كه سه نداى آسمانى در مورد حضرت شنیده مى‏شود.
 نداى اول: در ماه رجب كه خود، سه نداست.
 نداى دوم: در ماه رمضان (شب بیست‏وسوم - صیحه آسمانى).
 نداى سوم: در ماه محرم (روز عاشورا كه روز قیام است).
 پس از این ندا و بیعتى كه انجام مى‏شود، حضرت مهدى(ع) كاملاً بر مكه مسلط شده و در آنجا منتظر مى‏مانند تا سپاهیان ده هزار نفرى ایشان، همگى در اطراف شان جمع شوند. دراین مدت حضرت از فرصتهایى كه به دست آورند و ارتباطاتى كه با اقوام و ملل مختلف در مكه برقرار مى‏كنند، براى زمینه‏سازى نهضت جهانى خویش بهره مى‏برند، مضاف بر این كه ایشان اصول و قوانین مربوطه به سپاه خویش را بر ایشان تبیین مى‏كنند و در مكه هم دست به برخى اقدامات مى‏زنند كه به طور خلاصه از این قرارند:
 1 - باز گرداندن محدوده مسجدالحرام به همان حدودى كه حضرت ابراهیم(ع) براى آن تعیین كرده بود.
 2 - باز گرداندن مقام حضرت ابراهیم(ع) به جاى اصلى و اولیه خویش همان طور كه در ز

 پى‏نوشتها
 1. ر.ك: سوره نور (24)، آیه 55
2.ر.ك: سوره قصص (28)، آیات 6 - 5
3. ر.ك: سوره انبیاء (21)، آیه 105
4.  ر.ك: سوره توبه (9)، آیه 33
5. حضرت رسول(ص) ضمن خطبه آن روز عظیم فرمودند: »مردم! نور خداوند در وجود من و سپس در على و پس از او هم در نسل او و نهایتاً در قائم مهدى(ع) - كه حق خداوند و همه حقوق ما را بازپس مى‏گیرد - نهاده شده است. (الامام المهدى(ع) من المهد الى‏الظهور، ص57).
6.  الغیبة نعمانى، ص182؛ یوم‏الخلاص، ص267
7.الممهدون للمهدى(ع)، ص60
8.خائفاً یترقب، رك: سوره قصص (28)، آیه 18.
9. هنگام ظهر
10. الغیبة نعمانى، ص184؛ بحارالانوار، ج52، ص297.
11.  الارشاد، ج1، ص379، الغیبة نعمانى، ص189، اعلام الورى، ص430، منتخب‏الاثر، ص448، یوم‏الخلاص، ص317
12.الغیبة شیخ طوسى، ص274؛ تاریخ مابعدالظهور، ص222
13.سوره زمر (39)، آیه 74
14. الزام الناصب، ج2، ص256؛ بشارةالاسلام، ص268؛ یوم‏الخلاص، ص318
15.سوره بقره (2)، آیه 148
16. الغیبة نعمانى، ص213، بشارةالاسلام، ص203، یوم‏الخلاص، ص256
17.شدت محبت، صمیمیت و آشنایى یاران و حضرت را با هم، از این بخش از حدیث مى‏توان فهمید
18.بشارةالاسلام، ص210؛ یوم‏الخلاص، ص271؛ تاریخ مابعدالظهور، ص288
19. سوره آل‏عمران (3)، آیه 33
20. الغیبة نعمانى: 121؛ بحارالانوار: ، ح52، ص223؛ بشارةالاسلام: 102؛ منتخب‏الاثر:422؛قزوینى ،سید محمد كاظم ، المهدى(ع) من‏المهد الى‏الظهور: 412؛ تاریخ مابعدالظهور: 228؛ یوم‏الخلاص:303
21. سوره نمل (27)، آیه 62
22. سوره فتح (48)، آیه 10
23. بشارةالاسلام، ص268؛ الزام‏الناصب، ج2، ص257؛ یوم‏الخلاص، ص320
24. الغیبة نعمانى، ص214؛ منتخب‏الاثر، ص422؛ تاریخ ما بعدالظهور، ص265
25. سوره بقره (2)، آیه 148
26. الغیبة نعمانى، ص214؛ منتخب‏الاثر، ص422؛ تاریخ ما بعدالظهور، ص265
27. بشارةالاسلام، ص227؛ منتخب‏الاثر، ص468
28.الغیبة شیخ طوسى، ص284؛ منتخب‏الاثر، ص268؛ بشارةالاسلام، ص204؛ تاریخ ما بعدالظهور، ص275

29.منتخب‏الاثر، ص469؛ الزام‏الناصب، ج2، ص205؛ یوم‏الخلاص، ص292؛ تاریخ مابعدالظهور، ص244
30.بحارالانوار، ج52، ص283؛ بشارةالاسلام، ص259؛ یوم‏الخلاص، ص319؛ المهدى(ع) من المهد الى‏الظهور، ص340؛ السفیانى ، ص145
31. سوره ق (50)، آیه‏هاى 41-42
32. منتخب‏الاثر، ص447؛ یوم‏الخلاص، ص535
33.منتخب‏الاثر، ص451
34. بشارةالاسلام، ص269؛ یوم‏الخلاص، ص543؛ المهدى(ع) من‏المهد الى‏الظهور، ص341
35.  اعلام الورى، ص408، یوم‏الخلاص، ص545، بشارةالاسلام، ص161


موعود شماره 40



:: مرتبط با: ظهور و نشانه‌ها ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1387/03/15
زمان : 05:06 ق.ظ
۸۸۳۲فجر مقدس10
نظرات |

فجر مقدس10
حوادث آخرین ماههاى پیش از ظهور
مجتبى‏الساده
ترجمه: محمود مطهرى‏نیا

اشاره :
در بخشهاى قبلى، حوادثى را كه از ماه جمادى‏الثانى سال پیش از ظهور تا ماه ذیقعده همان سال پیش مى‏آید بررسى كردیم. در این قسمت به بررسى رویدادهایى مى‏پردازیم كه در ماه ذیحجه رخ مى‏دهند.


حوادث ماه ذى‏الحجة
هرچه به زمان و مكان طلوع آن خورشید تابان نزدیك‏تر مى‏شویم احادیث و روایات تفصیل بیشترى مى‏یابند و مكانها و روزها و ساعتهاى بیشترى را پوشش مى‏دهند، از این رو مى‏توانیم محدوده زمانى پیش آمدن حوادث (مختلف) را بنا بر محتواى روایات مشخص كنیم.
بسیارى از روایات از ماه ذیحجه به عنوان ماه خون و خون‏ریزى یاد كرده‏اند. ابوبصیر ضمن حدیثى طولانى نقل مى‏كند كه از امام صادق(ع) پرسیدم: ذیحجه چگونه ماهى است؟ فرمودند:
آن ماه خون (خونریزى) است1. حضرت رسول(ص) هم فرمودند:
در ماه ذیحجه حجاج غارت شده و خون به پامى‏شود2.
در این ماه حوادث مهمى آن‏گونه كه روایات برشمرده‏اند رخ مى‏دهد كه یكى از آنها در زمره علایم حتمى است. وقایع این ماه به قرار زیر است:

1 - كشتارگاه دوم عراق
در روز شادى و عید این ماه كه همان روز عید قربان (دهم ذیحجه) است. سپاهیان پس از كشتارهاى وحشیانه‏اى كه در بغداد طى 18 شب انجام مى‏دهند، سفیانى متوجه كوفه یا نجف شده و در آنجا هم كشتارى به راه مى‏اندازند كه مثل و مانند ندارد.
سفیانى سپاهى 130 هزار نفرى را به سوى كوفه و نجف گسیل مى‏دارد كه نیروهاى آن در روحا، فاروق و مقام حضرت عیسى(ع) و مریم(س) در قادسیه پیاده مى‏شوند. به عبارت دیگر این نیروها از جاده بابل به كوفه وارد مى‏شوند.
روحا منطقه‏اى است نزدیك فرات كه برخى گفته‏اند منظور نهر عیسى(ع) است و فاروق محل جدا شدن جاده‏ها از همدیگر است (چهارراه) كه یكى از این جاده‏ها به سمت قادسیه (دیوانیه) مى‏رود و دیگرى بابل و بغداد و جاده سوم هم به سوى ذى‏الكفل و كوفه و نجف مى‏رود و دیگر جاده‏ها هم از این جاده منشعب مى‏شود.
30 هزار نفر از سپاه سفیانى كه قصد حمله به نجف دارند به سمت قبر حضرت هود(ع) در نخیله (فضاى روحانى و معنوى وادى‏السلام در نجف اشرف) حركت كرده و روز عید قربان از مسیر بابل به كوفه مى‏رسند و سپس رو به نجف نموده و از این دو شهر 70 هزار دختر جوان را اسیر كرده و سوار بر وسایل نقلیه به سمت شویه كه قبر كمیل‏بن زیاد و دیگر یاران حضرت على(ع) قرار دارد حركت مى‏كنند. در این مكان گنبد و بارگاهى عظیم براى كمیل و محله‏ها و خانه‏هایى در اطراف آن بنا كرده‏اند. دختران و زنان اسیر شده را به همراه غنایم به دست آمده، در آنجا مى‏گذارند.
پس از آن كه سپاه سفیانى در كوفه كشتار و اعدامهاى بسیار انجام داده و بسیارى را اسیر مى‏كند، یاوران خاندان رسول‏اللَّه(ص) و هر كه را كه گمان برند از این دسته است، مى‏كشند. سخنگوى این سپاه در شهر جار مى‏زند كه هر كس سر یكى از شیعیان على را بیاورد هزار درهم جایزه مى‏گیرد. به دنبال آن همسایه به همسایه‏اش به دلیل اختلاف مذهبى (در درون اسلام) حمله مى‏كند و مى‏گوید این هم از آنهاست گردنش را مى‏زند و سرش را به فرماندهان سپاه سفیانى مى‏دهد و از آنها ده هزار درهم را مى‏گیرد.
نه تنها مقابله‏هاى كوچك و جنبشهاى ضعیف مردمى كه در كوفه شكل مى‏گیرد، نمى‏توانند آنها را از شر سلطه سفیان خلاص كنند بلكه به خاطر ضعف و ناتوانى زیاد آنها، سفیانى این امكان را مى‏یابد كه رهبر جنبش را در بین حیره و كوفه بكشد.
ظاهراً پس از ناتوانیهاى پدید آمده در جنبش وى، نیروهایش درهم شكسته و سفیانى قدرت مى‏یابد كه او را بكشد. مضاف براینكه سفیانى 70 نفر از صالحان را (منظور عالمان بزرگوار دینى است) مى‏كشد. سر دسته آنها مردى با منزلت است كه او را هم كشته و خاكسترش را در میان جلولاء و خانقین برباد مى‏دهد و این اعمال را زمانى مرتكب مى‏شود كه قبل از آن 400 هزار نفر را در كوفه كشته است.
آنگونه كه روایات بیان مى‏كنند جماعت یا حزبى غیر دینى متشكل از 100 هزار مشرك و منافق تحت فرمان سفیانى سر به شورش برداشته و در این مسیر گام مى‏نهند تا این‏كه به دمشق مى‏رسند.
پس از كشتارهاى سپاه سفیانى در نجف و شهادت علما و صالحان و مؤمنان و خراب كردن مقبره شریف حضرت على(ع) و اسیر كردن زنان نجف و تاراج اموالشان، جنگ را تا منطقه اصطخر در ایران مى‏كشاند.
سید خراسانى هم قیام كرده و مؤمنان ایران را خبر كرده و از آنها براى نجات اهل عراق یارى مى‏طلبد. در پى آن سپاهى پر توان و مستعد جمع مى‏شوند كه پیشاپیش آنها شعیب‏بن صالح حركت مى‏كند. در دروازه اصطخر سپاه خراسانى (صاحبان پرچم سیاه) با سپاه سفیانى مقابله مى‏كند و جنگى عظیم رخ مى‏دهد. پرچمهاى سیاه پیروز گشته و سپاه سفیانى درهم مى‏شكند كه این اولین شكست سفیانى پس از آن همه پیروزى‏هاى پى درپى و سریعش درگذشته است. سید یمنى هم از یمن قیام مى‏كند (نامش حسن یا حسین است) كه خبر این حوادث به گوش او هم مى‏رسد و چنین اتفاقات ناراحت كننده‏اى او را بیمار مى‏كند، از این رو خود را به سرعت به كوفه مى‏رساند، به سپاهیان سید خراسانى برخورد مى‏كند و بر علیه سپاه سفیانى متحد شده و سلاح خویش را بر آنها نشانه مى‏روند و با حمله آنها را از نجف بیرون رانده و اسرا و هر آنچه را كه سفیانى و لشكریانش به غنیمت برده بودند به صاحبانشان باز مى‏گردانند. پس از آن مردم به حضرت مهدى(ع) دل بسته و چشم انتظار دیدارش گشته و به جست‏وجویش مى‏پردازند.
روایات شریف ما حوادث كوفه و نجف را به روشنى و صراحت به تصویر مى‏كشند كه به عنوان مثال به برخى از آنها اشاره‏اى خواهیم داشت:
اصبغ بن نباته از حضرت على(ع) نقل مى‏كنند كه فرمودند:
130/000 نفر را به سوى كوفه گسیل مى‏دارد كه در روحا و فاروق پیاده مى‏شوند. 60/000 نفر از آنها به راه مى‏افتند تا اینكه به محدوده نخیله كه قبر حضرت هود(ع) در آنجاست در كوفه مى‏رسند. در روز عید به آنها یورش مى‏برند. فرمانرواى مردم، ستمگر دشمنى پیشه‏اى است كه به كاهن و جادوگر مشهور است.
در بخش دیگرى از این حدیث آمده است:
70/000 دختر جوانى را كه روسرى و لباسشان (تا آن موقع) برداشته نشده اسیر كرده و آنها با وسایل نقلیه به طویله (غرى) مى‏برند. سپس 100/000 منافق و مشرك از كوفه خارج مى‏شوند و بدون آن‏كه نیروى قدرتمندى مانع حركت آنها بشود، وارد دمشق مى‏شوند. پرچمهاى نامشخصى از زمین بلند مى‏شود كه از جنس پنبه، كتان و ابریشم نیست و بر نوك نیزه (پرچم) عنوان »سید اكبر« حك شده است. (این سپاه) را مردى از آل محمد(ع) كه از مشرق نمایان مى‏شود، رهبرى مى‏كند. عطر آن همانند بوى مشك خوشبو در مغرب شنیده مى‏شود و از یك ماه پیش از آن ترس (در میان غربیان) حاكم مى‏شود تا اینكه به خونخواهى پدران خویش وارد كوفه مى‏شوند در این زمان كه آنها به این امر مشغولند، سپاهیان یمانى و خراسانى (به آنها) رو مى‏كنند كه همانند اسبان مسابقه‏اى آشفته موى كه گرد سفر بر تن نشسته، شمشیر از نیام بر كشیده و راست قامت و پولادین عزم و چونان تیر كمان هستند وقتى یكى از آنها به باطن مردى نگاه مى‏كند مى‏گوید از این پس، هیچ خیرى در مجلس ما نیست. بارالها حقیقتاً توبه كرده‏ایم. آنها همان »ابدالى« هستند كه خداوند متعال در كتاب عزیزش آنها را (چنین) توصیف كرده است:
إنَّ اللَّهَ یفحفبّف التَّوابیّنَ و یفحفبّف المفتَطَّهرّینَ3
(حقیقتاً خداوند توبه كنندگان و طهارت جویان را دوست دارد)
همانندان آنها هم از آل محمد(ع) هستند4.

جابر جعفى هم در حدیثى طولانى از امام باقر(ع) نقل مى‏كند:
سفیانى سپاهى را به كوفه اعزام مى‏كند كه 70/000 نفر هستند. آنها اهل كوفه را به مصایب كشتار، اعدام و اسارت مبتلا مى‏كنند. در این زمان است كه پرچمهایى از ناحیه خراسان نمایان مى‏شوند كه منازل را به‏سرعت سپرى مى‏كنند و در میان آنها یكى از اصحاب حضرت مهدى(ع) وجود دارد. پس از آن مردى از موالى ساكن كوفه به همراه جمعى از ضعیفان شورش مى‏كند كه سپاه سفیانى او را در بین حیره و كوفه مى‏كشند5.
امام صادق(ع) هم طى روایتى طولانى مى‏فرمایند:
آن واقعه اتفاق نخواهد افتاد، تا این‏كه یكى از شورشیان از نسل ابوسفیان سر به طغیان بردارد و به مدت باردارى یك زن؛ یعنى 9 ماه حكومت كند و چنین نخواهد شد تا این‏كه یكى از فرزندان »شیخ« قیام كند و او را درون نجف پس از سیرش مى‏كشند. واللَّه گویى كه نیزه‏ها و شمشیرها و كالاهاى همراه آنها (الآن در مقابلم هستند و) دارم به آنها نگاه مى‏كنم كه در كنار دیوارى از دیوارهاى نجف در روز دوشنبه‏اى آنها را نهاده‏اند و روز چهارشنبه شهید مى‏شود6.
اصبغ بن نباته در حدیث بلند دیگرى از امیرالمؤمنین(ع) روایت مى‏كند كه فرمودند:
... و حصار كشیدن در اطراف كوفه به وسیله نگهبانى و كندن خندق و از بین بردن سه گوش خانه در بن‏بستهاى كوفه و تعطیلى مساجد به مدت 40 شب و پیدا شدن هیكل و تكان خوردن سر پرچم در اطراف مسجد اكبر كه قاتل و مقتول هر دو به آتش افكنده مى‏شوند و كشتار سریع و مرگ ناگهانى و كشته شدن نفس زكیه در پشت كوفه در میان 70 (نفر)7.
از آن حضرت باز نقل شده كه:
70 نفر از صالحان (عالمان دینى) كه سر دسته‏شان مرد با منزلتى است كشته خواهند شد كه او را (سفیانى) مى‏كشد و خاكسترش را در میان جلولا و خانقین برباد مى‏سپرد و این پس از آن است كه در كوفه 4000 نفر را كشته است8.
از امام صادق(ع) هم چنین نقل شده است:
گوییا (هم عصر) با سفیانى هستم كه بارَش را در میدانهاى شما پهن كرده و سخنگوى او ندا در مى‏دهد كه هركس سر شیعه‏اى از شیعیان على را بیاورد، 5000 درهم (جایزه) مى‏گیرد. پس همسایه به همسایه‏اش حمله مى‏كند و مى‏گوید این از آنهاست. گردنش را مى‏زند و 1000 درهم (جایزه) را مى‏گیرد. فرمانروایى شما هم در آن زمان از آن حرامزادگان است. گوییا آن مرد آبله رو را مى‏بینم. پرسیدند او كیست؟ فرمودند: مردى كه به عنوان یكى از شما و هم عقیده با شما (عرب و مسلمان) وارد صحنه مى‏شود. او شما را خوب مى‏شناسد ولى شما او را نمى‏شناسید پس شما را محاصره كرده و یك یك دستگیر مى‏كند و نابود مى‏سازد و او زنازاده‏اى بیش نیست9.
حضرت على(ع) هم فرمودند:
وقتى سپاه سفیانى به سوى كوفه حركت كند، به طلب اهل خراسان گسیل مى‏شوند كه اهل خراسان هم به جست‏وجوى حضرت مهدى(ع) قیام كرده‏اند پس (سفیانى) و هاشمى (سید خراسانى) كه پرچمهاى سیاه را حمل مى‏كنند با هم رو در رو مى‏شوند. پیشاپیش آنها شعیب بن صالح در حركت است كه در دروازه اصطخر به سفیانى برمى‏خورد در میان آنها جنگى شدید درمى‏گیرد و (صاحبان) پرچمهاى سیاه پیروز مى‏شوند و سپاه سفیانى متوارى مى‏شود. پس از آن است كه مردم مشتاق و آرزومند حضرت مهدى(ع) مى‏شوند و به جستجویش مى‏پردازند10.

2 - آشوبهاى مفنا
احادیث شریف ما از آشوبى كه در میان حاجیان طى مراسم حج رخ خواهد داد خبر مى‏دهند كه در واقع دنباله اختلافات اهالى حجاز بر سر پادشاهى آن دیار است.
امام صادق(ع) فرمودند:
مردم با هم حج مى‏كنند و وقوف در عرفاتشان را هم با همدیگر و بدون امام انجام مى‏دهند. هنگامى كه در منا هستند فتنه سختى برمى‏خیزد و همه قبایل برهم مى‏شورند. »جمره عقبه« از خون رنگین مى‏شود. مردم وحشت‏زده گشته و به كعبه پناهنده مى‏شوند11.
از این حدیث مى‏توان فهمید كه مردم در آن زمان چندان روابط صمیمانه‏اى با هم ندارند كه بلافاصله پس از انجام مناسك حج و یا حتى پیش از اتمام آنها طى انجام »رمى جمرات در منا« كه بخشى از مناسك حج است، دسته دسته شده و شورشها شكل مى‏گیرد. حاجیان غارت مى‏شوند و اموالشان به تاراج مى‏رود و خودشان هم كشته مى‏شوند و پرده‏هاى نوامیس مردم دریده مى‏شود.
سهل بن حوشب از رسول مكرم اسلام(ص) نقل كرده است كه:
در ماه رمضان صدایى خواهد بود و در ماه شوال درگیرى و در ذى‏قعده قبایل با هم به جنگ مى‏پردازند و نشانه آن تاراج (در) حج است. جنگى در منا به پا مى‏شود و كشتار زیادى طى آن رخ مى‏دهد و چنان خون به جریان مى‏افتد كه به جزیره (جمره) مى‏رسد12.
عبدالله بن سنان هم از امام صادق(ع) روایت كرده است:
مردم چنان دچار مرگ و كشتار مى‏شوند كه به حرم پناه مى‏برند پس (از آن) منادى راستگویى ندا در مى‏دهد كه براى چه جنگ و كشتار به پا كرده‏اید؟ سرور شما فلانى است13.

3 - كشته شدن صاحب نفس زكیه (از علایم حتمى ظهور)
پس از وقوع مجموعه همه حوادثى كه تا به حال از آنها یاد كردیم شعاعهاى نورانى آن خورشید تابان بیش از پیش نمایان گشته و حضرت مهدى(ع) فرستاده‏اى از جانب خویش به مكه اعزام مى‏كنند كه علاوه بر روشن شدن اوضاع و كسب خبر از آنها مقدمات آن انقلاب مبارك را فراهم كند. جوانمردى هاشمى (محمد بن الحسن كه همان نفس زكیه است)، در بیست و پنجم ماه ذى‏الحجة پس از قیام خویش وارد مسجدالحرام شده و بین ركن و مقام ایستاده و نامه‏اى شفاهى از ناحیه حضرت را براى مردم مكه قرائت مى‏كند كه در این نامه خبرى از توهین و بى‏احترامى و تهدید نیست و ضمن آن حضرت از مردم مكه طلب یارى و نصرت مى‏كنند. بقایاى نظام منحوس حاكم در حجاز جرمى شنیع مرتكب شده و وى را در حالى كه بین ركن و مقام ایستاده، شهید مى‏كنند كه این جرم عاقبت آنها را مشخص مى‏كند و معلوم مى‏سازد كه حضرت 15 روز بعد كه بناست ظهور شریفشان رخ بدهد، باید با آنها چگونه رفتار بكنند.
چنین فاجعه دردناكى در مدینه بر سر پسر عموى نفس زكیه - كه نام خودش محمد و نام خواهر (دوقلویش) فاطمه است - مى‏آید و هر دو را بر سر در مسجدالنبى(ص) اعدام مى‏كنند.
امام صادق(ع) فرمودند:
كشته شدن نفس زكیه از علایم حتمى (ظهور) است14.
ابو بصیر هم از امام باقر(ع) ضمن حدیثى بلند روایت كرده است:
حضرت مهدى(ع) به یاران خویش مى‏فرمایند: اى قوم (همراهان) اهالى مكه مرا نمى‏خواهند ولى براى آن‏كه حجت بر آنها تمام شود و خود هم به وظیفه‏ام عمل كرده باشم (یكى از شما را) به سوى آنها مى‏فرستم. سپس یكى از یارانشان را خوانده و به او مى‏فرمایند: به سوى اهل مكه برو و بگو: اى اهالى مكه من فرستاده فلانى (حضرت مهدى(ع)) هستم و او براى شما چنین پیغام فرستاده كه ما خاندان رحمت و معدن رسالت و خلافتیم. ما نوادگان حضرت محمد(ص) و سلاله پیامبران هستیم به ما ظلم شده وآزار رسانده‏اند و ما را سركوب كرده‏اند. حقمان را تا به امروز به زور از زمان رحلت پیامبر(ص) گرفته‏اند. از شما طلب یارى مى‏كنیم پس یاریمان كنید. وقتى این جوانمرد این پیام را رساند به سوى او مى‏آیند و مابین ركن و مقام او را كه نفس زكیه است مى‏كشند (سر مى‏برند)15.
امیرالمؤمنین على(ع) هم فرمودند:
آیا شما را از انتهاى سلطنت »بنى‏فلان« باخبر كنم؟ كشتن نفس حرام! در روزى حرام در شهر حرام قسم به آنكه دانه را شكافت و آدمى را آفرید، پس از آن بیش از پانزده روز حكمرانى نخواهند كرد16.
از امام صادق(ع) هم نقل شده كه فرمودند:
فاصله قیام حضرت مهدى(ع) و كشته شدن نفس زكیه تنها 15 شب است17.
زرارة بن اعین هم از آن حضرت روایت كرده است كه:
حتماً جوانى در مدینه كشته خواهد شد.
پرسیدم: آیا سپاهیان سفیانى او را مى‏كشند؟ فرمودند:
خیر، ولى او را سپاهیان »بنى‏فلان« مى‏كشند. قیام كرده و خارج مى‏شود تا این‏كه به مدینه مى‏رسد؛ مردم بدون آن‏كه بدانند چه مى‏گوید و چه مى‏خواهد، او رإ؛ مى‏كشند، و از آنجا كه ناجوانمردانه و از روى ستم او را مى‏كشند خداوند متعال هم به آنها مهلت نخواهد داد. در این زمان چشم انتظار فرج باشید18.
امام باقر(ع) هم فرمودند:
در آن زمان نفس زكیه در مكه كشته مى‏شود و برادرش را در مدینه هلاك مى‏كنند19.
آنكه در مدینه منوره به همراه خواهرش كشته و اعدام مى‏شود از عموزادگان نفس زكیه است. امام صادق(ع) فرمودند:
مظلوم در یثرب (مدینه) و پسر عمویش در مكه كشته مى‏شوند20.
باز هم تأكید مى‏كنیم كه نفس زكیه‏اى كه كشته شدنش از علایم حتمى ظهور است همان »محمدبن الحسن« است كه 15 روز پیش از ظهور حضرت مابین ركن و مقام شربت شهادت را مى‏نوشد و در روایات با اسامى و القاب مختلفى نظیر: نفس زكیه21 (شخص بى‏گناه)، مستنصر (طلب كننده نصرت و یارى)22 مرد هاشمى و جوانى از آل محمد(ص)، حسنى23 یاد كرده‏اند.

پى‏نوشتها :
1 . بحارالانوار، ج52، ص272؛ بشارةالاسلام، ص142.
2 . منتخب‏الاثر، ص451؛ یوم‏الخلاص، ص280.
3 . البقره، ص222.
4 . بحارالانوار، ج52، ص274؛ الزام‏الناصب، ج2، ص120؛ بشارةالاسلام، صص58 و 69.
5 . الغیبة نعمانى، ص187؛ بشارةالاسلام، ص102؛ یوم‏الخلاص، ص637.
6 . بشارةالاسلام، ص155.
7 . بحارالانوار، ج52، ص273؛ بشارةالاسلام، ص67؛ یوم‏الخلاص، ص635.
8 . بحارالانوار، ج52، ص220؛ یوم‏الخلاص، ص635.
9 . الغیبة شیخ طوسى، ص273؛ بشارةالاسلام، ص124؛ یوم‏الخلاص، ص703؛ بیان‏الائمه(ع)، ج2، ص612.
10. بشارةالاسلام، ص184؛ یوم‏الخلاص، ص651.
11. الممهدون للمهدى(ع)، ص60؛ یوم‏الخلاص، ص570.
12. منتخب‏الاثر، ص451؛ بشارةالاسلام، ص34؛ یوم‏الخلاص، ص532؛ بیان‏الائمه(ع)، ج1، ص433 و ج2، ص355.
13. الغیبة نعمانى، ص178.
14. الغیبة نعمانى، ص169؛ بشارةالاسلام، ص119؛ یوم‏الخلاص، ص667.
15. بحارالانوار، ج52، ص307؛ بشارةالاسلام، ص224؛ المهدى(ع) من‏المهد الى‏الظهور، ص368؛ یوم‏الخلاص، ص662؛ بیان‏الائمه(ع)، ج3، ص20.
16. الغیبة نعمانى، ص173؛ بحارالانوار، ج52، ص234؛ الممهدون للمهدى(ع)، ص61.
17. الارشاد شیخ مفید، ج2، 4ص37؛ الغیبة شیخ طوسى، ص271؛ كمال‏الدین و تمام‏النعة، ص649؛ اعلام الورى، ص427؛ بشارةالاسلام، ص128؛ المهدى(ع) من المهد الى الظهور، ص368.
18. بحارالانوار، ج52، ص147؛ بشارةالاسلام، ص117؛ یوم‏الخلاص، ص666.
19. بشارةالاسلام، ص177؛ یوم‏الخلاص، ص665.
20. بشارةالاسلام، ص187؛ یوم‏الخلاص، ص666.
21. طى داستان حضرت موسى در قرآن كریم (آیه 74 سوره كهف) هم آمده است: آیا نفس زكیه‏اى (یعنى مبرّا از گناه) را كشتى؟
22. فراموش نكنیم كه او كلامش را با طلب یارى براى حضرت (آل محمد(ص)) و پیروانش آغاز مى‏كند.
23. جهت اثبات سیادت وى و اینكه از ناحیه امام مجتبى(ع) هستند.


 

ماهنامه موعود- شماره 39



:: مرتبط با: ظهور و نشانه‌ها ,

نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1387/03/15
زمان : 05:06 ق.ظ
۸۸۳۱فجر مقدس 9
نظرات |

فجر مقدس 9
مجتبى‏الساده
ترجمه: محمود مطهرى‏نیا

اشاره :
    در بخشهاى قبلى، حوادثى را كه از ماه جمادى‏الثانى سال پیش از ظهور تا ماه رمضان همان سال پیش مى‏آید بررسى كردیم. در این قسمت به بررسى رویدادهایى مى‏پردازیم كه در ماههاى شوال و ذیقعده رخ مى‏دهند.
 
 رویدادهاى ماه شوال
    اتفاقاتى كه پیش از این در جهان رخ داده بود، در این ماه هم ادامه مى‏یابد و به همراه حادثه‏هاى دیگرى كه از این پس خواهند آمد، همه ساكنان زمین را متوجه پیروزیهاى مكرر و سریع سفیانى مى‏كند. آن‏طور كه از روایات برمى‏آید برخى از حوادثى كه در این ماه اتفاق مى‏افتد از این قرار است:
    1. جمعیتى در ماه شوال ظاهر مى‏شوند: سفیانى و پیروانش.1
    2. در این ماه خیزشها آغاز مى‏شود (مردم از گرد یكدیگر متفرق مى‏شوند): انقلابیها، انقلاب مى‏كنند و شورشیان سر به شورش برمى‏دارند؛ بدبختیهاى مردم زیادترشده و از شرایط به‏وجود آمده خشمگین‏تر مى‏شوند؛ در اجتماع اتحاد میان مردم از بین مى‏رود.2
    3. در ماه شوال بلا مى‏آید: بلایى كه مردم به جهت جنگها و فتنه‏ها بدانها مبتلا مى‏شوند.3و4
    4. در این ماه ویرانى و خالى شدن شهرها از سكنه‏شان دیده مى‏شود: به خاطر جنگها و فتنه در شهرها از مردها و جوانان خبرى نیست.5
    5. آتش جنگ برافروخته مى‏گردد.
    »سهل بن حوشب« از رسول اكرم(ص) نقل كرد كه فرمودند:
 در ماه رمضان صداى (آسمانى) شنیده مى‏شود و در ماه شوال جنگ به پا مى‏گردد.6
    ابن مسعود هم از آن حضرت روایت كرد كه فرمودند:
 وقتى صیحه (آسمانى) در ماه رمضان واقع شد پس از آن در ماه شوال آتش جنگ برافروخته گشته و مردم براى تهیه غذا مهاجرت كرده و در ماه ذیقعده با هم مى‏جنگند.7
    بیشتر روایات شریف ما از پدید آمدن معمعه‏اى در ماه شوال خبر مى‏دهند كه »معمعه« در لغت به معناى نواخته شدن كوس جنگ و صداى ابطال در جنگ و كنایه است از وقوع جنگى ناگوار و تلخ. تأكید بر این مطلب را در این عبارت از حدیث مى‏توان یافت كه قبایل غذاى مایحتاج خویش را از ترس مرگ و میر جنگها خریده و انبار مى‏كنند. این معمعه ماه شوال، على‏القاعده باید به معركه »قرقیسیا« اشاره داشته باشد.
 
 معركه قرقیسیا
    قرقیسیا شهرى در منطقه شمالى سوریه است كه در میان فرات و سرچشمه نهرى كه8 خابور در آن است قرار دارد. این شهر حدود 100 كیلومتر با مرزهاى عراق و 200 كیلومتر با مرزهاى تركیه فاصله دارد و در نزدیكیهاى شهر »دیرالزور« است. در آینده نزدیك در آن گنجى از طلا، نقره یا مانند آنها (مثلاً نفت) كشف مى‏شود آن‏گونه كه روایات بیان نموده‏اند: آب فرات كوهى از طلا و نقره را نمایان مى‏كند كه بر سر آن از هر نه نفر، هفت كشته مى‏شوند.9 در این جنگ اقوام مختلفى شركت دارند:
    1. تركها: آنها كه به جزیره10 نیرو پیاده كرده‏اند؛
    2. رومیان: یهودیان و دولتهاى غربى كه وارد فلسطین شده‏اند؛
    3. سفیانى: كه در این هنگام بر دیار شام مسلط شده است؛
    4. عبداللَّه: روایات به مطلب خاصى درباره او اشاره نمى‏كنند ظاهراً هم پیمان مغرب زمین است؛
    5. قیس: مركز فرماندهى‏اش مصر است؛
    6. فرزند و نواده عباس: كه از عراق مى‏آید.
    به دنبال این جنگ، خونریزى و كشتار شدیدى پیش مى‏آید كه تا قبل از به پایان رسیدن آن در مدت كوتاهى 100/000 نفر (و بنا بر روایتى 400/000 نفر)11 كشته مى‏شوند. این مطلب مى‏تواند اشاره‏اى به استفاده از سلاحهاى كشتار جمعى (اتمى، هسته‏اى، بمبهاى شیمیایى و میكروبى و الكترونى كشنده) در این جنگ باشد كه بر حیوانات و گیاهان خوراكى هم اثر مى‏گذارند). این جریان یكى از میدانهاى جنگ جهانى بى‏مانند آخرالزمان است كه قبل و بعد از آن مانند نداشته و نخواهد داشت كه در انتهاى آن هم‏پیمانان سفیانى پیروز مى‏گردند.
    روایات شریف ما صراحتاً به این واقعه اشاره كرده‏اند:
    در روایتى، عمار یاسر این‏گونه نقل مى‏كند:
 غربیان به سوى مصر حركت مى‏كنند و ورود ایشان بدانجا نشانه (آمدن) سفیانى است. پیش از آن شخصى كه دعوت مى‏كند، قیام كرده و تركها وارد حیره و رومیان وارد فلسطین مى‏شوند. عبداللَّه هم بر آنها سبقت مى‏گیرد تا این كه دو لشكر در سر نهر در مقابل هم مى‏ایستند جنگ بزرگى درمى‏گیرد و صاحب‏المغرب (هم پیمان غربیان) هم حركت مى‏كند. مردان را كشته و زنان را اسیر مى‏كند، سپس به سوى قیس برمى‏گردد تا اینكه سفیانى وارد حیره مى‏شود. یمانى هم شتافته و سفیانى هر چه را جمع كرده بودند درهم مى‏شكند و به سوى كوفه حركت مى‏كند.12
    جابر جعفى هم طى حدیثى طولانى از امام باقر(ع) چنین روایت كرده است:
 از دین برگشتگانى از جانب تركها حمله كرده و سپاهى از روم آنها را دنبال مى‏كند. برادران تركها، پیاده كردن نیروهایشان را در جزیره ادامه مى‏دهند. رومیان از دین‏برگشته هم در رمله نیرو پیاده مى‏كنند. جابر! در آن سال در تمام زمین به واسطه غربیان اختلاف زیادى وجود دارد كه اول مغرب زمین شام است. در این زمان سه پرچم (سپاه) در مقابل هم مى‏ایستند: سپاه اصهب، ابقع، سفیانى. در ابتدا سفیانى با ابقع مى‏جنگد و او و همراهانش را كشته و به دنبال آن اصهب را هلاك مى‏كند. پس از آن تا عراق جنگ و كشتار به پا مى‏كند و سپاهیانش را به قرقیسیا مى‏رساند و در آنجا هم به جنگیدن مى‏پردازد. در این جنگ 100/000 نفر از جباران  و ستمگران كشته مى‏شوند. پس از آن سفیانى سپاهى را به سوى كوفه گسیل مى‏دارد.13
    عبداللَّه بن ابى یعفور مى‏گوید كه امام باقر(ع) به ما فرمودند:
 براى بنى‏عباس و بنى مروان حتماً اتفاقى در قرقیسیا مى‏افتد كه در آن جوان قوى و تنومند، پیر مى‏شود و خداوند از آنها پیروزى را برمى‏دارد و شكست مى‏خورند (پس از این جنگ) به پرندگان آسمان و درندگان زمین وحى مى‏كند كه شكم خود را از گوشت تن جباران سیر كنید و پس از آن است كه سفیانى شورش مى‏كند.14
    حذیفة بن منصور هم از امام صادق(ع) روایت كرده كه فرمودند:
 خداوند سفره‏اى در قرقیسیا دارد كه گاهى از آسمان ندا مى‏دهد و دیگران را آگاه مى‏كند كه‏اى پرندگان آسمان و درندگان زمین براى سیر كردن خود از گوشت بدن جباران بشتابید.15
    محمدبن مسلم از امام باقر(ع) ضمن حدیثى بلند چنین نقل كرده است:
 آیا نمى‏بینید كه دشمنان شما در معاصى خداوند كشته مى‏شوند، بدون آن كه شما حضور داشته باشید در حالى كه شما با آرامش و امنیت در گوشه خانه‏هایتان نشسته‏اید، برخى از آنها برخى را بر روى زمین مى‏كشند؟ سفیانى عذاب مناسبى براى دشمنان شما و نشانه‏اى براى خودتان است. آن فاسق وقتى (در ماه رجب) سر به شورش برداشت شما اگر یك یا دو ماه (ماه رمضان) پس از شورش او از خود حركتى نشان ندهید به مشكلى بر نخواهید خورد تا این كه بسیارى از خلق منهاى شما (شیعیان) كشته شوند.16
    به هر حال پس از معركه قرقیسیا و كشتار و تضعیف و شكست بسیارى از آن قواى سیاسى و نظامى كه ممكن بود پس از ظهور حضرت مهدى(ع) در مقابل ایشان جبهه‏گیرى كنند، تنها سفیانى است كه پیروزمندانه باقى مانده و فخرفروشى مى‏كند.
 
 حوادث ماه ذى‏القعده
    از جمله آثار و تبعات معركه قرقیسیا كشتار تعداد زیادى است كه حرث و نسل (كنایه از كار و زندگى) را بر باد مى‏دهد؛ چرا كه از سویى حداقل 100/000 مرد كشته مى‏شوند و از سوى دیگر خوراك مردم اعم از گیاهى و حیوانى آلوده مى‏گردند كه این امر به جهت استفاده از اسلحه‏هاى كشنده‏اى است كه در این معركه و جنگ به كار گرفته شده است.17 به دنبال آن خشكسالى و حرص ولع ناشى از آن براى یافتن خوراك رخ مى‏دهد. از این روست كه مردم در این ایام و براى انبار كردن غذا جهت اطرافیان خویش به این سو و آن‏سو مى‏روند و این حرص و ولع مردم باعث مى‏شود كه با هم بجنگند.
    پیامبر اكرم(ص) فرمودند:
 وقتى صیحه در ماه رمضان شنیده شد، در ماه شوال جنگى برپا مى‏شود (معركه قرقیسیا) قبایل به مسافرت كردن براى تهیه خوراكیها و جنگیدن (با همدیگر براى آن) در ماه ذیقعده مى‏پردازند. در ماه ذیحجه هم حجاج غارت مى‏شوند و خون به پا مى‏شود.18
    عبارت تمیرالقبائل كه در حدیث آمده است بدین معنى است كه غذا را از شهرى به شهر دیگر منتقل كنند و به آن غذایى كه منتقل مى‏شود »میره« مى‏گویند. پس معنى این بخش از حدیث این مى‏شود كه قبایل از شهرى به شهر دیگر مى‏روند تا از آن براى خود غذا خریده و آن را براى مدت یك سال مصرف خود انبار كنند و از ترس بخل و قحطى و گرانى و آلودگى غذاها به جهت جنگها و كشتارها و اسلحه‏هاى كشتار جمعى، از آن محافظت مى‏كنند.
    محمد بن مسلم نقل كرد كه از امام صادق(ع) شنیدم كه مى‏فرمودند:
 پیش از (آمدن) قائم(ع) نشانه‏هایى از ناحیه خداوند متعال براى (امتحان كردن) آنها خواهد بود.
    پرسیدم: جانم به فدایتان آنها كدام نشانه‏ها هستند؟ فرمودند: این آیه شریفه:
 وَ لَنَبلفوَّنَّكفم بفشَى‏ء مفنَ الخَوفف وَالجفوع وَ نَقصف مفنَ الاَموالف وَالاَنففسف وَالَّثمَراتف وَ بَشّفرفالصَّابفرینَ19.
 (حتماً شما را (یعنى مؤمنان قبل از قیام حضرت مهدى(ع)) با چیزهایى از ترس و گرسنگى و كمبود و كاستى در اموال و بدنها و محصولات امتحان مى‏كنیم و (در این راستا) به صبرپیشگان بشارت بده (كه سربلند خواهد بود).20
    قبایل در ماه ذیقعده به انبار كردن و در نتیجه نزاع و جنگ بر سر غذا مى‏پردازند و این جریان حتى تا ماههاى بعد ادامه مى‏یابد. چنان‏كه در حدیث تأكید مى‏شود در ماه ذیحجه حجاج غارت مى‏شوند و به عبارت دیگر وسایل و اموال آنها را مى‏دزدند و به غنیمت مى‏گیرند.
    »فیروز دیلمى« از رسول‏اللَّه(ص) نقل مى‏كند كه طى حدیثى طولانى فرمودند:
 صداى (آسمانى) در ماه رمضان و جنگ در شوال واقع مى‏شود و قبایل در ماه ذیقعده به انبار كردن (غذاها) مى‏پردازند و به حجاج در ماه ذیحجه یورش مى‏برند و محرم، چه محرمى خواهد بود؟ ابتدایش بلا بر سر امتم مى‏آید و پایانش فرج و گشایش براى امتم حاصل مى‏شود. نجات یافتن مؤمن در آن بهتر از خزینه‏اى است كه 100 هزار ظرفیت داشته باشد.21
    معناى آن چنین مى‏شود: رفتن و جهاد كردن به همراه حضرت مهدى(ع) بهتر است از جمع كردن غذایى كه 100 هزار نفر را كفاف دهد؛ چرا كه این ذخیره‏سازى نفع و خیرى براى كسى ندارد و توفیق جهاد كردن به همراه امام معصوم(ع) و آن هم حضرت حجت(ع) در حقیقت تمام خیر دنیا و آخرت است.
    پیش از این دیدیم كه ائمه معصومین(ع) به شیعیان و محبان و پیروان خویش مى‏آموختند كه پس از شنیدن صیحه آسمانى در ماه رمضان تاآنجا كه برایشان ممكن است غذا ذخیره كنند؛ یعنى در واقع پیش از آن كه معركه قرقیسیا و جنگها و فتنه‏هاى پس از آن پدید بیایند؛ شیعیان باید احتیاطاً طى این دو ماهى كه وقت باقى است غذا ذخیره كنند كه ممكن است پس از این جریان خوراكیها به واسطه جنگها و اسلحه‏ها و بمبهایى كه به كار برده مى‏شود علاوه بر كمیاب و گران شدنشان، آلوده هم بشوند. در آن زمان آن دسته از شیعیان و پیروان معصومین(ع) كه به تعالیم این بزرگواران عمل كنند؛ از این مصایب، خطرات و مشكلات در امان مانده، و شكرگزار درگاه الهى خواهند بود.
كشتارگاه اول عراق: بغداد
    پس از معركه قرقیسیا، عدم ثبات سیاسى حكومت عراق، خودكامگى سفیانى را تشدید مى‏كند و او هم نیروها و تسلیحات نظامى خویش را وارد عراق كرده و از روز 21 یا 22 ذى‏القعده، دست به كشتارهاى وحشیانه در بغداد و سپس در كوفه (كه روز عید قربان به آنجا مى‏رسد) و دیگر شهرهاى عراق مى‏زند و این رفتار غیر انسانى او تا وقتى كه نیروهاى سید خراسانى و ایرانیان در مقابلش قد علم كنند و طعم شكست را به او بچشانند؛ ادامه خواهد داشت.
    امام صادق(ع) ضمن حدیثى طولانى فرمودند:
 تمام عراق را هراس جدى دربر مى‏گیرد و قرار از این دیار رخت برمى‏بندد. پس از آن كه سپاه سفیانى وارد بغداد مى‏شود سه روز همه چیز و همه كس را مباح اعلام مى‏كند و به سرعت بسیارى مى‏میرند. 60 هزار نفر (و بنا بر نقلى 70 هزار نفر) از اهالى آن شهر را مى‏كشند و اطراف آن (شهر) را خراب مى‏كند. 18 شب پس از این فعالیتها در آنجا مى‏ماند و اموال (مردم) را (در میان خویش) تقسیم مى‏كند در آن روز سالم‏ترین نقطه بغداد، كرخ است.22
    ابن وهب مى‏گوید حضرت این شعر ابن ابى عقیب را نقل كردند كه:
 وینحر بالزوراء منهم لدى
 ثما نون ألفاً مثل ما تنحر البدن
    80 هزار نفر از آنها همانند حیوان در بغداد سر بریده مى‏شوند.
    تا آنجا كه فرمودند:
 در بغداد 80/000 نفر را مى‏كشد كه 80 نفر از آنها از مردانى از تیره فلانى هستند كه همگى براى فرمانروایى و خلافت شایسته‏اند.23
    امیرالمؤمنین على(ع) هم طى حدیثى طولانى فرمودند:
 والى شهر زوراء (بغداد) و فرمانروا به همراه 5 هزار جلاد خارج مى‏شود و 70 هزار نفر را بر روى پل بغداد مى‏كشند طورى كه مردم تا سه روز از خون و بوى تعفن این همه لاشه و جنازه نمى‏توانند به دجله نزدیك شوند.24
    امام ششم(ع) فرمودند:
 مردم بزرگوارى از پیروان بنى‏العباس را بر روى پلى كه از كرخ به بغداد مى‏آید مى‏سوزانند.25
    سیدالشهداء امام حسین(ع) هم طى حدیثى طولانى فرمودند:
 ... (سفیانى) سپاهیان 130 هزار نفرى خود را به بغداد گسیل مى‏دارد و در مدت سه روز روى پل بغداد 70 هزار نفر را كشته و به 12 هزار دختر جوان تجاوز مى‏كنند، طورى كه از خون و لاشه متعفن اجساد آب دجله قرمزرنگ دیده مى‏شود.26
    زوراء كه همان بغداد است و توسط منصور دوانیقى بناى آن نهاده شد و پلى كه در روایات ما زیاد از آن یاد شده است همان پلى است كه از جانب كرخ در محله جعیفر به بغداد متصل مى‏شود در مقابل »مدینه الطب« كه در آن سوى دجله واقع شده است و همان طور كه در احادیث پیشین دیدیم سپاهیان سفیانى اعمال شنیع و وحشیانه خویش را بر روى آن انجام مى‏دهند و 70 هزار سرباز و غیر آنها را مى‏كشند و خون كشتگان به رود دجله جارى مى‏شود و از شدت تعفن مردم تا سه روز نمى‏توانند به آن نزدیك شوند و رنگ این رود هم به سرخى مى‏نماید.
    امام صادق(ع) فرمودند:
 بیچاره بغداد از دست پرچمهاى زرد و مغرب و پرچم سفیانى.27
    مفضل بن عمر مى‏گوید از آن حضرت پرسیدم: بغداد در آن زمان چه وضعیتى خواهد داشت؟ حضرت پاسخ فرمودند:
 محل (نزول) عذاب و غضب الهى خواهد بود. (واى بر آنها) بیچاره آنها از دست پرچمهاى زرد و دیگر پرچمهایى كه از دور و نزدیك به سوى آن مى‏آیند. واللَّه! انواع عذابهایى كه بر اقوام سركش از اول روزگار تا انتهایش نازل شده و عذابهایى كه (تا آن زمان) هیچ چشمى ندیده و هیچ گوشى نشنیده بر آنها فرود مى‏آید. توفانهایى ناشى از سیلهاى مختلفى آن را درمى‏نوردد و بیچاره است كسى كه آنجا را منزل خود انتخاب كند. واللَّه گاهى بغداد چنان آباد مى‏شود كه بیننده آن مى‏گوید دنیا فقط اینجاست و نه جاى دیگرى و دخترانش را حورالعین و فرزندانش را اولاد بهشتى تصور مى‏كند. گمان مى‏كند كه خداوند تنها در آنجا رزق را تقسیم مى‏كند. دروغ بستن به خدا و صدور حكم ناحق و شهادت دروغ و نوشیدن شراب و زنا و حرام‏خوارى و خون‏ریزى در آن پدیدار مى‏شود. پس از آن خداوند متعال با فتنه‏ها و به دست این لشكریان آنها را خارج مى‏كند (آنجا را خالى از سكنه مى‏كند). به گونه‏اى كه وقتى كسى از آنجا عبور مى‏كند جز دیوار (ویرانه) چیزى نمى‏بیند حتى مى‏گوید: این زمین، بغداد است. سپس جوانمردى خوش‏رو و از نسل امام حسن مجتبى(ع) از ناحیه دیلم (گیلان) و قزوین قیام مى‏كند. فریاد مى‏زند: اى خاندان پیامبر(ص) این مظلوم غمگین را اجابت كنید!28 گنجهاى طالقان به او پاسخ مى‏دهند. گنجهایى كه از جنس طلا و نقره نیستند بلكه مردانى هستند به سختى آهن! گویا به آنها مى‏نگرم كه بر یابوهاى ابلق29 سوارند و سلاحهاى كوتاهى در دست دارند. همانند گرگ (كه بخواهد به گوسفندى حمله كند) مشتاق و تشنه جنگیدن هستند. فرمانده‏شان مردى از بنى‏تمیم است كه به او شعیب بن صالح مى‏گویند. رو به سیدحسنى كه الان با چهره درخشان چون ماهش در میان آنهاست كرده و پس از آن به ستمگران یورش مى‏برند تا این كه به كوفه مى‏رسند.30
    سپاه سفیانى پس از آن كه این اعمال وحشیانه را انجام مى‏دهد؛ به سوى كوفه (نجف) حركت مى‏كند و در آنجا هم‏چنان حادثه‏اى رخ مى‏دهد كه عقلها را حیران مى‏كند و این كشتارها تا وقتى كه ایرانیان به فرماندهى سید خراسانى وارد عراق شوند همواره ادامه خواهد داشت. به خدا پناه مى‏بریم از شر چنین فتنه‏هایى.
 


 
 پى‏نوشتها :
 1.   منتخب الاثر، ص451؛ یوم‏الخلاص، ص557؛ بیان‏الائمه(ع)، ج2، ص345.
 2.   بحارالانوار، ج52، ص272؛ بشارةالاسلام، ص142؛ یوم‏الخلاص، ص705.
 3.   شاید همان طور كه مؤلف محترم اشاره كرده‏اند، ناشى از جنگها و فتنه‏هایى كه مردم گرفتارش شده‏اند باشد و شاید هم بلایى غیر از اینها باشد و عذابى تازه بر سر مردم نازل شود.م
 4.   منتخب‏الاثر، ص451؛ یوم‏الخلاص، ص557؛ بیان‏الائمه(ع)، ج2، ص345.
 5.   منتخب‏الاثر، ص451؛ یوم‏الخلاص، ص557؛ بیان‏الائمه(ع)، ج2، ص345.
 6.   بشارةالاسلام، ص34؛ منتخب‏الاثر، ص451؛ یوم‏الخلاص، ص532.
 7.   بیان‏الائمه(ع)، ج2، ص431؛ منتخب‏الاثر، ص451؛ یوم‏الخلاص، ص280.
 8.   درخت به لسان سیاه.
 9.   السفیانى فقیه، ص31.
 10.   منطقه بین‏النهرین.
 11.   یوم‏الخلاص، ص698.
 12.   الغیبة، شیخ طوسى، ص279؛ بحارالانوار، ج52، ص208؛ بشارةالاسلام، ص177؛ السفیانى فقیه، ص128.
 13.   الغیبة، نعمانى، ص187؛ بشارةالاسلام، ص102؛ السفیانى، فقیه، ص108؛ یوم‏الخلاص، ص698؛ الممهدون للمهدى(ع)، ص112.
 14.   الغیبة، نعمانى، ص205؛ بحارالانوار، ج52، ص251؛ یوم‏الخلاص، ص690؛ السفیانى فقیه، ص127.
 15.   الغیبة، نعمانى، ص186؛ یوم‏الخلاص، ص699؛ الممهدون للمهدى(ع)، ص113؛ السفیانى فقیه، ص127.
 16.   الغیبة، نعمانى، ص203.
 17.   احتمالاً از گازهاى كشنده و سلاحهاى اتمى و بمبهاى هسته‏اى استفاده شده باشد.
 18.   بشارةالاسلام، ص34؛ منتخب‏الدثر، ص451؛ بیان الائمه(ع)، ج1، ص431 و ج2، ص354؛ یوم‏الخلاص، ص280.
 19.   سوره بقره(2)، آیه 155.
 20.   اعلام الورى، ص427.
 21.   بیان الائمه(ع)، ج1، ص432.
 22.   یوم‏الخلاص، ص703؛ اعلام الورى، ص429.
 23.   بشارةالاسلام، ص153؛ یوم‏الخلاص، ص657.
 24.   الزام الناصب، ج2، ص119؛ بشارةالاسلام، ص58.
 25.   الزام الناصب، ج2، ص149؛ یوم‏الخلاص، ص657.
 26.   یوم‏الخلاص، ص658؛ بیان الائمه(ع)، ج2، ص365.
 27.   بشارةالاسلام، ص143؛ یوم‏الخلاص، ص701.
 28.   عبارت ملهوف را كه در حدیث به مظلوم غمگین ترجمه شده است، هم مى‏توان به خود سید حسنى مورد بحث در حدیث حمل كرد كه منظور او این است كه مردم دعوتش را اجابت كرده و او را كه از این هم ظلم و فساد به ستوه آمده است، یارى كنند و هم مى‏توان گفت كه منظورش حضرت مهدى(ع) است و سیدحسنى مردم را به عنوان نیروهاى زمینه‏ساز و آماده براى یارى حضرت، جمع كند؛ خصوصاً كه با توجه به حوداث و وقایع ماههاى گذشته مطمئن شده‏اند، ظهور امام(ع) نزدیك است و هر چه سریع‏تر باید به یارى ایشان شتافت و ظاهراً این نظر قابل قبول‏تر به نظر مى‏رسد. واللَّه‏عالم. م
 29.   »ابلق« در لغت به معناى سیاه و سفید است و ظاهراً عبارت یابوهاى ابلق عبارتى كنایى باشد راجع به وسایل نقلیه‏اى كه این سپاه مورد استفاده قرار مى‏دهد. احتمالاً این جمعیت از رنگ و نقشهاى همسان براى طراحى بدنه، وسایل نقلیه ایشان استفاده كرده باشند همان طور كه این روزها مى‏بینیم هر سپاهى، هم لباس مخصوص به خود را دارد و هم ماشینها و ادوات جنگى آنها با طرح و رنگ متحدالشكلى، منقش و رنگ‏آمیزى شده‏اند. م
 30.   بحارالانوار، ج53، ص14 و 15؛ بشارةالاسلام، ص143؛ یوم‏الخلاص، ص701.
 
 
 
 
 

موعود شماره 38



:: مرتبط با: ظهور و نشانه‌ها ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1387/03/15
زمان : 05:06 ق.ظ
۸۸۳۰فجر مقدس8
نظرات |

فجر مقدس8
حوادث‏ماه‏رمضان‏حوادث‏آخرین ماه‏هاى‏پیش‏از ظهور
مجتبى‏السادة
ترجمه: محمودمطهرى‏نیا


در بخش‏هاى قبلى این سلسله مقالات، با برخى نشانه‏هاى مخصوص سال ظهور امام عصر(عج) آشنا شدیم و اینك به بررسى سلسله رویدادهایى مى‏پردازیم كه در آخرین ماه‏هاى پیش از ظهور آن حضرت رخ مى‏دهد.

2 - نداى آسمانى صیحه
این نشانه یكى از پنج مورد نشانه حتمى ظهور است.
»صیحه« به صدا و ندا اطلاق مى‏شود و در اینجا منظور ندایى است كه شب بیست و سوم ماه رمضان كه همان شب قدر است از آسمان شنیده مى‏شود. هر جمعیتى آن را به زبان خویش مى‏شنود و از آن حیران و سرگردان مى‏گردد؛ از شنیدن این ندا خوابیده بیدار مى‏شود؛ ایستاده مى‏نشیند؛ نشسته بر سر جاى خود میخكوب مى‏شود نوعروسان از شدت ترس از خلوتگاه‏هاى خویش بیرون مى‏آیند. این ندا از جبرئیل امین است، كه به زبانى رسا چنین اعلام مى‏كند:
»صبح نزدیك شد1. بدانید كه حق با مهدى(ع) و شیعیان اوست«.
پس از آن در بعدازظهر (نزدیك مغرب) شیطان لعین در میان زمین و آسمان ندا مى‏دهد كه: »آگاه باشید كه حق با عثمان و شیعیان اوست«. ظاهراً مراد از »عثمان«، »عثمان بن عنبسه« یا همان سفیانى است.
ابوحمزه مى‏گوید: از امام باقر(ع) پرسیدم: آیا شورش سفیانى از علایم حتمى ظهور است؟ حضرت فرمودند: آرى ندا هم حتمى است... از حضرت پرسیدم: این ندا چگونه خواهد بود؟ فرمودند:
یك منادى اول روز ندا مى‏دهد كه حق با آل على(ع) و شیعیان اوست و در انتهاى روز شیطان ندا مى‏دهد كه حق با عثمان و شیعیان اوست و در این زمان یاوه‏گویان (باطل‏گرایان) دچار تردید مى‏شوند.2
دلیل برخاستن این صداى آسمانى از این قرار است:
الف) توجه دادن مردم به نزدیكى ظهور؛
ب) به وجود آوردن آمادگى درونى در میان مؤمنان مخلص.
توجه به زمان وقوع این نشانه؛ یعنى با فضیلت‏ترین ماه و شب سال - كه اقبال و رویكرد دینى مسلمانان به حد اعلاى خود مى‏رسد - اهمیت آن را ثابت مى‏كند.
ابوبصیر از امام باقر(ع) چنین روایت مى‏كند:
صیحه حتماً در ماه رمضان، خواهد بود؛ چرا كه ماه رمضان ماه خداوند است و آن هم نداى جبرئیل است براى خلق.
سپس فرمودند:
منادى از آسمان به نام قائم(ع) ندا سر مى‏دهد و از مشرق تا مغرب صدایش را مى‏شنوند. از ترس آن صدا هیچ خوابیده‏اى نمى‏ماند؛ مگر اینكه بیدار مى‏شود و ایستادگان همگى مى‏نشینند و نشستگان هم بر دو پاى خویش برمى‏خیزند. خداوند بیامرزد هر كه از این صدا عبرت بگیرد. صدا، صداى جبرئیل روح‏الامین است كه در شب جمعه بیست و سوم ماه رمضان بر خواهد خاست. پس از آن شكایتى نداشته باشید و گوش فرا دهید و اطاعت كنید. در انتهاى روز صداى ابلیس ملعون (شنیده مى‏شود) كه ندإ؛ مى‏دهد آگاه باشید كه فلانى مظلومانه كشته شد تا مردم را به شك بیندازد و آنها را مبتلا به فتنه كند. چقدر شك‏كنندگان متحیر در آن روز زیادند كه در آتش افكنده شده‏اند. وقتى صدا را در ماه رمضان شنیدید از آن شكایت نكنید كه آن صداى جبرئیل است و نشانه آن این است كه به نام قائم و پدرش(ع) ندا مى‏دهد. به طورى كه حتى دوشیزگان در خلوتگاه‏هایشان در خانه آن را مى‏شنوند و پدر و برادر خویش را براى خروج (و قیام) تشویق مى‏كنند.
و فرمودند:
به ناچار این دو صدا باید پیش از قیام قائم(ع) باشد: صدایى از آسمان كه صداى جبرئیل است و به نام صاحب این امر و نام پدرش و صدایى كه از زمین شنیده مى‏شود و آن صداى ابلیس است كه به نام فلانى ندا مى‏دهد كه مظلومانه كشته شد ولى با آن به دنبال فتنه است. پس شما نداى اول را اجابت و اطاعت كند و از دومى و از اینكه به فتنه‏اش افكنده شوید، بپرهیزید.
سپس پس از بیان بخش زیادى از حدیث فرمودند:
وقتى كه بنى‏فلان در میان آنها اختلاف افتاد؛ در آن زمان چشم انتظار فرج باشید و فرج شما تنها در اختلاف بنى‏فلان است. پس وقتى دچار اختلاف شدند منتظر صیحه در ماه رمضان باشید و (پس از آن) قیام قائم(ع) كه خداوند هر چه را بخواهد به انجام مى‏رساند.3
عبداللَّه بن سنان مى‏گوید: نزد امام صادق(ع) بودم كه شنیدم مردى از دیار هَمدان به حضرت عرض كرد: عامه (اهل سنت) ما را سرزنش مى‏كنند و مى‏گویند شما گمان مى‏كنید كه منادى از آسمان به نام صاحب این امر ندا درمى‏دهد. حضرت كه تكیه داده بودند خشمگین شدند، جلوتر آمدند و نشستند. سپس فرمودند:
آن را از من روایت نكنید و از پدرم روایت كنید كه دیگر هیچ عیبى براى شما نخواهد داشت. شهادت مى‏دهم كه از پدرم(ع) شنیدم كه مى‏فرمودند: واللَّه! این مطلب در قرآن به وضوح بیان شده است آنجا كه مى‏گوید:
إن نَشاء نفنَزّفل عَلَیهفم مفنَ السَماءف آیةً فَظَلَّت أعناقفهم لَها خاضفعینَ.4
اگر بخواهیم از آسمان معجزه‏اى بر ایشان مى‏فرستیم كه گردن‏هایشان را براى همیشه به زیر افكنند.
آن روز در زمین احدى باقى نمى‏ماند كه به عنوان خضوع گردنش را كج نكرده باشد. اهل زمین ایمان مى‏آورند، آن زمان كه این صدا را از آسمان بشنوند كه: »آگاه باشید حق در میان على‏بن ابى‏طالب(ع) و شیعیان اوست«.
سپس فرمودند:
فرداى آن روز شیطان در هوا بالا مى‏رود به طورى كه از زمین متوارى گشته و دور مى‏شود و در پس آن ندا مى‏دهد كه بدانید حق در عثمان بن عفان و پیروان اوست. او مظلومانه كشته شد (بیایید) و قصاص خونش را طلب كنید.
حضرت ادامه دادند:
خداوند آنها را كه ایمان آورده‏اند؛ با اقرار (همیشه به یك شكل) پابرجا و ثابت قدم مى‏كند و این همان نداى اول است. آنها هم كه در دل‏هایشان مرض است آن روز به شك مى‏افتند كه این مرض واللَّه، عداوت اهل‏بیت(ع) است. بنابراین در آن زمان از ما بیزارى مى‏جویند در عین حال كه به ما متمایل مى‏شوند؛ مى‏گویند آن صداى اول جادویى از سحرهاى اهل بیت(ع) بود سپس امام صادق(ع) این آیه را تلاوت كردند كه:
وَ إن یَرَوا آیةً یفعرفضفوا وَ یَقولفوا سفحرٌ مفستَمَرٌ.5
اگر آنها معجزه‏اى را مشاهده كنند از آن روى گردانده، مى‏گویند این همان جادوى همیشگى (آنها) است.6
زرارة بن اعین از امام صادق(ع) روایت كرده كه فرمودند:
منادى از آسمان ندا مى‏دهد كه: »فلانى فرمانرواست« و منادى (دیگرى) هم ندا مى‏دهد كه: »همانا على و شیعیان او رستگارند«.
پرسیدم: چه كسى پس از این با مهدى(ع) مى‏جنگد؟ فرمودند:
مردى از بنى‏امیه كه شیطان ندا مى‏دهد همانا فلانى و پیروان او رستگار مى‏شوند.
گفتم: پس چه كسانى راستگو را از دروغگو تشخیص مى‏دهد؟ فرمودند:
آنها كه احادیث ما را روایت مى‏كنند و پیش از وقوع این اتفاقات مى‏گویند چنین مى‏شود و مى‏دانند كه آنها راستگویند و حق دارند.7
این ندا مصداق این آیه است كه:
أفَمَن یَهدى إلَى الحَقّ أحَقف أن یفتَّبَع أمَّن لا یَهفدّى إلاّ أن یفهدى فَما لَكفم كَیفَ تَحكفمونَ.8
آیا آنكه به سوى حقیقت هدایت مى‏كند شایسته‏تر است كه تبعیت شود یا آنكه هدایت نمى‏پذیرد جز آنكه هدایت شود؛ شما را چه مى‏شود، چگونه قضاوت مى‏كنید؟
لذا این ندا و صیحه آسمانى (صداى جبرئیل) مانند پیشامد بزرگ غیر منتظره‏اى است كه جنبه‏اى اعجازى دارد و در دل دشمنان خدا ترس و هراس مى‏افكند و بشارت بزرگى براى مؤمنان است كه از نزدیكى ظهور حكایت مى‏كند و این مصداق آیه‏اى از قرآن كریم است كه مى‏گوید:
افن نَشَاء نفنَزّفل عَلَیهفم مفن السَماء آیةً فَظَّلت اَعناقفهفم لَها خاضفعین.9
و آیه دیگرى كه مى‏گوید:
وَ استَمع یَوم یفنادى المفنادى مفن مَكانف قَریبف یَومَ یَسمَعفونَ الصَّیَحَةَ بفالحَقّف ذلفكَ یَومف الخفروجف10.
و آن روزى كه منادى از جایى نزدیك ندا مى‏دهد، گوش فرا ده. آنها زمانى كه صیحه را به حق بشنوند آن روز زمان خروج است.
وظایف مؤمنان در هنگام پیشامد این صیحه:
در احادیث اهل بیت(ع) در این زمینه چنین آمده است:
الف) پس از شكر و ستایش خداوند: به جا آوردن نماز صبح جمعه مورد بحثمان، به خانه‏هایتان بروید و درها را قفل كنید و دریچه‏ها و روزنه‏ها را ببندید و خودتان را در میان چیزى بپوشانید و گوش‏هایتان را بگیرید (در حدیث آمده است كه از آثار این صیحه این است از شدت و قوت این صدا 70/000 نفر كر و 70/000 نفر لال مى‏شوند)، هرگاه صدا را شنیدید پس به سجده بیفتید و بگویید:
سبحان ربنّا القدّوس.
پروردگار مقدس ما منزه است
هر كه چنین كند نجات مى‏یابد و هر كه از این عمل روى گرداند هلاك مى‏شود.11
این از جمله مواردى است كه هر كس خداوند متعال بر آن توفیقش داد تا نعمت درك آن عهد مبارك را با ظهور حضرت مهدى(ع) بیابد، واجب است بر آن شكرگزار باشد.

ب) انبار كردن غذاى یكسال خود و خانواده‏اش: امام باقر(ع) فرمودند:
نشانه حادثه‏ها در ماه رمضان، نشانه‏اى است در آسمان كه مردم پس از آن دچار اختلاف مى‏شوند. هرگاه آن را درك كردى غذایت را بیشتر كن.12
پس از شنیده شدن نداى آسمانى میان مردم اختلاف، جنگ و فتنه (نبرد قرقیسیا) پدید آمده و به دنبال آن قحطى و گرانى خوراكى‏ها پیش مى‏آید و از این رو ائمه(ع) به شیعیان مؤمن خویش و مسلمانان سفارش كرده‏اند كه غذا و نیازمندیهاى خود و خانواده‏هایشان را براى مدت یك سال ذخیره كنند. شما را به خدا، ببینید چقدر این امامان بزرگوار(ع) تیزبین بوده‏اند و به چه میزان به شیعیان و دوستداران خویش محبت مى‏ورزیده‏اند. ما در طول سال‏هاى عمر خود چگونه به این محبت‏هاى ایشان جواب داده‏ایم و چقدر در صدد جبران محبت‏هایشان بوده‏ایم؟ آرى! هر كس كه به آنها عشق ورزیده و با آنها ارتباط دارد؛ مى‏تواند به محبت ایشان نسبت به خود مباهات و افتخار كند.
3 - بیعت كردن 30/000 نفر از قبیله بنى‏كلب با سفیانى
سفیانى در ماه رجب شورش كرده و به مبارزات نظامى و سیاسى و جنگ‏هاى خویش جامه عمل مى‏پوشاند و محدوده نفوذ خویش را گسترش مى‏دهد و در این زمان دیگران هم به او پیوسته و مجموعه‏ها و قبایل غیر دینى به دنبال او راه مى‏افتند. پیامبراكرم(ص) در این رابطه فرمودند:
سفیانى با 360 سوار شورش مى‏كند تا اینكه به دمشق مى‏رسد و در ماه رمضان هم 20/000 نفر از قبیله بنى‏كَلَب با او بیعت مى‏كنند.13
قبیله بنى‏كَلَب، عمو زادگان سفیانى؛ یعنى همان قبایل دروز14 مى‏باشند كه در آینده او را همراهى مى‏كنند. این قبیله در عصر معاویه نصرانى بودند و معاویه از آنها با مادر یزید (علیهم‏اللعنة) قاتل سیدالشهدا(ع) ازدواج كرد. بنابراین، سفیانى از اولاد یزید بن معاویة بن ابى‏سفیان (علیهم‏اللعنة) مى‏باشد. پیروان این آیین در منطقه رمله (در بیابان برهوت شرقى فلسطین و غربى اردن و جنوب غربى سوریه دمشق) تا چند كیلومتر در اطراف آن سكنى گزیده‏اند.
ادامه دارد

 


پى‏نوشت‏ها :
1 . بحارالانوار، ج52، ص274.
2 . الارشاد شیخ مفید، ج2، ص371؛ الغیبة، شیخ طوسى، ص266؛ اعلام‏الورى، ص429.
3 . الغیبة، نعمانى، ص170، بحارالانوار، ج52، ص231؛ النجم الثاقب، ج1، ص126، تاریخ مابعدالظهور، ص125.
4 . سوره شعراء (26)، آیه4.
5 . سوره قمر (54)، آیه2.
6 . الغیبة، نعمانى، ص173، بحارالانوار، ج52، ص292.
7 . الغیبة،نعمانى، ص176، بحارالانوار، ج52، ص295.
8 . سوره یونس (10)، آیه35.
9 . سوره شعراء (26)، آیه4.
10. سوره ق (50)، آیه42 و 41.
11. یوم‏الخلاص، ص1542.
12. یوم‏الخلاص، ص542.
13. یوم‏الخلاص، ص671، بیان‏الائمه، ج2، ص586.
14. طریقه دروزیه، طریقتى است دینى، فلسفى، اخلاقى و اجتماعى در سوریه و لبنان. این طایفه منسوبند به »دَرَزَىّ« كه وى بعدها از اعتقاد خویش برگشت. عنوان اصلى این طریقت موحدون است كه اساس عقیده‏شان بر حلول و تناسخ روح است. لغتنامه الرائد، ج1، ص787. [م.]

 


ماهنامه موعود شماره 37



:: مرتبط با: ظهور و نشانه‌ها ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1387/03/15
زمان : 05:06 ق.ظ
 

 




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic