۸۹۳۰سینمای صهیونیستی بذری كه درمنطقه كاشته می شود
نظرات |

سینمای صهیونیستی بذری كه درمنطقه كاشته می شود     
۲۶ بهمن ۱۳۸۳ 

 

سینمای صهیونیستی یكی ازمخوف ترین و دهشتناك ترین رسانه های گروهی و دیداری و شنیداری است كه رژیم صهیونیستی سالهاست ازآن به عنوان ابزاری درجهت ارائه چهره ای پلید و ناهنجار ازمسلمانان و اعراب استفاده كرده و می كند.
سینما درجهت تحقق اهداف شوم خود پی برد، و دریافت كه می تواند ازاین ابزار تبلیغاتی و رسانه ای برای ترویج اندیشه صهیونیسم و تشكیل وطن واحد یهود حداكثر استفاده را ببرد...
درمقاله حاضر عملكرد این سینما و تاریخچه آن مختصراً مورد بررسی قرارمی گیرد تا ماهیت این روند برای خوانندگان آشكارشود.
رژیم صهیونیستی از آغاز پیدایش كوشید تا ازطریق عناصری چون درام، تاریخ، و تراژدی اندیشه واهی كشته شدن 6میلیون یهودی در كوره های آدم سوزی هیتلر را در ذهن نسل های جوان درسراسر این كره خاكی جا بیندازد و به اصطلاح آن را به مخاطبان تلقین كند.
این سینما توانست با همین شیوه ضمن ارائه تصویری مظلومانه از قوم یهود، غربی ها را وادارد تا درقبال اشغال فلسطین و اخراج مردم مظلوم آن، مواضعی جانبدارانه اتخاذكرده و صهیونیست ها را مورد حمایت قراردهند.
یك سرباز حتی اگر بهترین سلاح را دراختیار داشته باشد بدون نقشه و دوربین نمی تواند راه پیداكند و مواضع دشمن را از بین ببرد.
سینما هم همین نقش را برای صهیونیسم و رژیم صهیونیستی بازی كرد و باعث شد تا این حركت ناپاك راه خود را به سوی عقل و اندیشه ملل جهان، بویژه كشورهای عربی و اسلامی هموار كند.
اولین جلوه های سیطره صهیونیسم بر سینمای جهان در هالیوود تجسم یافت.
هالیوود از ادغام هفت شركت بزرگ سینمایی یعنی متروگولدوین مایر، فوكس، پارامونت، كلمبیا، یونیورسال، وارنر، ویونایتدآرتیست، به وجود آمد.
جالب اینجاست كه مؤسسان این شركت ها همگی یهودی هستند.
مثلا شركت متروگولدوین مایر توسط لوئیس مایروسام گولدوین تأسیس شد.
ویلیام فوكس، شركت فوكس قرن بیستم را بنا نهاد، و آدولف زوكور، هری كوهین، كارول لایملی و ژاك وارنر به ترتیب شركت های پارامونت، كلمبیا، یونیورسال و وارنر را پایه گذاری كردند.
از این پس بود كه صهیونیسم كوشید تا تمام توان خود را به منظور سیطره بر هنر هفتم جهان در هالیوود متمركز كند، این وضع تا آنجا پیش رفت كه این اختاپوس هفت دست به یكی از دژهای هنری و فرهنگی صهیونیسم بدل شد وتوانست در مدت زمانی نه چندان طولانی جامعه آمریكا و سایر جوامع دیگر از جمله جوامع عربی و اسلامی را محور خود سازد.
جرج سادول در كتاب خود با نام- تاریخ سینما- در این باره می گوید: «دیگر در برابر هنر چیزی جز راهزن ها، خرده تاجرهای كم اهمیت، پوست فروش ها و ماهی فروش ها باقی نمانده كه اكثر آنها را مهاجران نورسیده مانند ویلیام فوكس، كارل لایملی، لویس مایر، ساموئل گولدویچ، برادران وارنر و آدولف زوكور تشكیل می دهند.
» صهیونیست در همان آغازین روزهای پیدایش صنعت سینما، به مظلوم نمایی پرداختند وبرای به اصطلاح ظلم وستمی كه برقوم یهود در این كره خاكی رفته است، اشك تمساح ریختند، كه حاصل آن ساخت چندین فیلم درباره كشتار یهودیان بود.
وضع به همین منوال ادامه داشت تا اینكه در سال 1948 رویدادی مخوف دنیا را تكان داد.
این رویداد تشكیل دولت اسرائیل بود، از این زمان به بعد سینمای صهیونیستی در راستای اهداف توسعه طلبانه اسرائیل و اربابش آمریكا نهادینه شد وگروه های یهودی به ویژه در ایالات متحده آمریكا، تمام كوشش خود را در جهت حفظ و بقای این كیان نامشروع مصروف كردند.
لذامی بینیم كه از سال 1948 رابطه ای مستحكم وعمیق میان هالیوود و اسرائیل پدید آمد كه حتی پس از پایان دوران استودیوها نیز ادامه یافت و با بلعیده شدن شركت های كوچك تر فیلم سازی توسط این غول هنری، این رابطه ابعاد تازه ای به خود گرفت.
اما اگر كسی گمان كند سینمای صهیونیستی تنها به اسرائیل محدود شده و هدفش فقط و فقط حفظ این رژیم است سخت در اشتباه است، چه اینكه حكمای صهیون این صنعت را نه فقط برای حفظ موجودیت اسرائیل بلكه برای توجیه وحشی گری ها و دد منشی های اشغالگران صهیونیست برضد ملل مسلمان و عرب و بویژه ملت مظلوم فلسطین و توجیه اشغال این سرزمین مقدس وهمچنین سرپوش گذاشتن بر سایر جنایات قوم یهود در طول تاریخ می خواهند.
برای صهونیست ها، سینما ابزاری است در جهت حمله به اسلام و اعراب.
ابزاری برای تحقق اهداف و منویات شوم سردمداران یهود، تا به وسیله آن اسرائیل را به عنوان واحد دموكراسی وآزادی در وسط كویر خشك اعراب و مسلمانان تروریست معرفی كنند!!! ازاین روست كه ما در اسرائیل سینمایی را می بینیم مشحون از دگماتیسم، كاپیتالیسم و امپریالیسم و در عوض تهی از مضامین و ارزش های انسانی كه ابری سیاه از ملیتاریسم، و تجاوزگری آن را پوشانده است.
جالب اینجاست كه صهیونیست ها كه فلسطین را غصب كرده و نام اسرائیل را بر آن گذاشته اند درباره این سرزمین و طبیعت زیبای آن كتاب ها نوشته اند.
دریكی ازاین كتاب ها كه ازسوی مركزفیلم اسرائیل منتشرشده چنین می خوانیم: «هرروز كه می گذرد تعداد فیلم های خارجی بیشتری دراسرائیل فیلمبرداری می شود، چون اسرائیل مزایا و ویژگی های زیادی دارد، اسرائیل كشوری است كوچك كه می شود عرض آن را در90 دقیقه وطول آن را در7 یا 8 ساعت با ماشین پیمود، هرجا كه می روی پراست ازكوه، جنگل و دشت ورودخانه های پرآب و روستاها و دهكده هایی كه خانه های آن با معماری های زیبای سنتی تزئین شده است.
همچنین اسرائیل آب وهوای بسیار خوب ومعتدلی دارد كه بیشترشبیه آب وهوای كالیفرنیا است، ازسوی دیگراین سرزمین خاستگاه چندین فرهنگ و تمدن بزرگ دنیا است وهركارگردان با هرسلیقه می تواند به راحتی هرچه را كه بخواهد دراسرائیل یافته و فیلم بسازد.
» نكته دیگر آن است كه دراسرائیل هزینه ساخت یك فیلم 25 تا 30درصدكمتر ازاروپای غربی است و دولت (اسرائیل) هم تسهیلات ویژه ای دراختیار سینماگران و كارگردانان قرارمی دهد به همین دلیل اكثر كارگردانان برای تولید فیلم به اسرائیل می آیند.
توجه كنید كه اسرائیلی ها از فلسطین سخن می گویند، آنها منابع این سرزمین مقدس را غارت می كنند و آن را به پای غربی ها می ریزند تا با ساخت فیلم های مبتذل و به دورازواقعیت ذهن نسل های جوان كشورهای عربی واسلامی را منحرف كنند، آن هم درحالیكه آن طرف تر درغزه وكرانه باختری مردم بی دفاع فلسطین به فجیع ترین وضعی كشته می شوند، اما هیچ دوربین غربی حاضر به ثبت حتی یك صحنه ازآن هم نیست.

ترجمه: سعید طبیعت شناس
منبع: البیان
 



:: مرتبط با: صهیونیزم، اسرائیل و قدس ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1387/03/17
زمان : 02:06 ق.ظ
۸۹۲۹ جنگ به خاطر اسرائیل
نظرات |

 جنگ به خاطر اسرائیل     

بررسى منافع اسرائیل در جنگ عراق

 اشاره:
 روزنامه »السفیر« در مقاله اى تحلیلى و تحقیقى اسناد و مدارك تأثیر اسرائیل بر تصمیم آمریكا در حمله به عراق را بررسى كرده است. بر اساس تحلیل این روزنامه، صحنه گردانان اصلى جنگ عراق در هیأت حاكمه آمریكا، یهودیان نزدیك به جناحهاى تندرو اسرائیلى بوده اند كه به قصد ایجاد امنیت و تأمین منافع اقتصادى اسرائیل این جنگ را راه انداخته اند. متن این مقاله به شرح زیر است:

 وقتى جیمز موران عضو كنگره آمریكا در كنفرانس ضدجنگ كه در یكى از كلیساهاى ایالت ویرجینیا برگزار شد، سخن مى گفت هرگز تصور نمى كرد كه تنها چند ساعت بعد، انتشار سخنرانى وى در روزنامه واشنگتن پست پیرامون نقش یهودیان در برافروختن آتش جنگ و توانایى آنها بر توقف آن، چون بمبى منفجر شود و محافل و سازمانهاى آمریكایى را به لرزه درآورد.
 با وجود این كه وى تنها چند ساعت بعد با موج حمله تبلیغاتى و سركوب شدید از سوى سازمانهاى صهیونیستى و شركاى آنها در كنگره یهود - كه به آراى یهود و اموال آنها نیاز دارند - مواجه شد و با وجود این كه رسانه هاى گروهى از آن زمان به تبلیغات علیه او پرداختند و سعى در بدنام كردن او داشتند و نیز به بازگو كردن مشكلات خانوادگى و زوایاى زندگى شخصى او، قضیه طلاق و وامهاى بانكى او پرداختند، اما این حقیقت كه مسئله نقش یهودیان در جنگ عراق چون بمب منفجر شده بود و بازتاب آن در همه مكانها انعكاس یافته بود همچنان در محافل آمریكایى پابرجا ماند.
 بعد از هفتاد سال موضوع یهودیان در كنگره مطرح شد و علناً به جدال و مناقشه كشیده شد. در این رابطه از »كالین پاول« وزیر امور خارجه سؤال شد و او نقش یهودیان در جنگ عراق یا در سیاست خارجى آمریكا را تكذیب كرد.
 همچنین موضع گیرى سخنگوى رسمى كاخ سفید به نام »ارى فلایشر« یهودى نیز به مانند »كالین پاول« بود.
 از مسایل نادر پیرامون این موضوع كه »بیوكانان« روزنامه نگار و سیاستمدار و یكى از كاندیداهاى حزب جمهوریخواه براى ریاست جمهورى در مجله خود به نام »امریكن كونسروتو« به آن اشاره كرد، این بود كه براى اولین بار مردم از چیزى سخن مى گفتند كه همواره در مورد آن شك و تردید داشتند و آن را به طور سرى و محرمانه مطرح مى كردند.
 براى اولین بار در تاریخ آمریكا این حقیقت فاش شد كه طرفداران جنگ یهودیان هستند و براى اولین بار مردم به ارتباط بین اسراییل و جنگ عراق پى بردند. همچنین براى اولین بار به اسناد و مداركى برخورد كردند كه نشان مى داد یهودیان پستهاى مهمى را در اداره كاخ سفید بر عهده دارند. این صداها كه ابتدا علناً به گوش مى رسید كم كم خاموش شد؛ زیرا سركوب بى رحمانه كسانى كه در مورد یهودیان صحبت مى كردند، آغاز شد و زبانهاى آنها را بست.
 آمریكاییها اگر در مورد این موضوع صحبت مى كردند یا كلمه اى از عملكرد اسرائیل انتقاد مى كردند، به یهودى ستیزى متهم مى شدند. مسئله اعلان نشده اى كه همه آن را مى دانستند و در چند كلمه خلاصه مى شد: اگر اسرائیل را قبول ندارى و عملكرد آن را تأیید نمى كنى پس به خاطر مصلحت خودت و به خاطر سلامتى و به خطر نیفتادن زندگیت دهانت را ببند و سكوت پیشه كن.
 پروژه جنگ عراق توسط سه نفر از یهودیان معروف آمریكایى به نامهاى »ریچارد پرل« مشاور وزیر دفاع - كه چند ماه پیش به دلایل مالى از پست خود استعفا داد - »پل وولفویتز« و نیز »داگلاس فیث« پیش برده شد. این افراد، اهداف جنگ را ترسیم و نقش عمده اى در تحریك كاخ سفید براى حمله به عراق ایفا كردند.
 ریچارد پرل و داگلاس فیث، پیرو خط حزب راستگراى »لیكود« هستند و به نفع آن كار مى كنند، اما وولفوویتز در كنار جناح راست و افراطى لیكود ایستاده است به طورى كه یكى از اعضاى لیكود به نام »میخاییل ایتان« از جناح كبوتران این حزب چندین بار او را مورد انتقاد قرار داد و متهمش كرد كه نمایندگان حزب را به سمت اتخاذ مواضعى غیرمعقول علیه فلسطینیها وامى دارد.
 خبرنگاران و مفسران دو كانال تلویزیونى در اسرائیل بر این عقیده اند كه این سه یهودى آمریكایى یك ماه پس از انفجار ساختمان مركز تجارت جهانى در نیویورك با »افرایم هالیوى« كه در آن موقع رئیس »موساد« بود و در حال حاضر مدیر شوراى امنیت ملى اسرائیل است گرد هم آمده اند.
 در این نشست رئیس جاسوسى نظامى اسرائیل به نام »عاموس مالكا« و جانشین او »آهارون زئیفى« در كنار رئیس بخش پژوهشهاى موساد و سرویس اطلاعات نظامى اسرائیل حضور داشتند.
 هدف از این نشست طراحى اهداف حمله نظامى و استراتژیكى بود و هر دو گروه بر تشكیل كمیته هماهنگى نظامى مشترك موافقت داشتند.
 بر اساس این توافق اسرائیل  هر آنچه را كه در زمان جنگ آمریكا به آن نیاز دارد تهیه و تدارك خواهد دید.
 كمیته دیگرى نیز براى هماهنگى سیاسى به وجود آمد كه در رأس هیأت آمریكایى آن »كاندولیزا رایس« مشاور امنیت ملى آمریكا و اعضاى تیم او در شوراى امنیت ملى بودند.
 در رأس هیأت اسرائیلى »دوو وایس گلاس« مدیر دفتر »شارون« و بعضى از كارمندان بلندپایه وزارت امور خارجه اسرائیل حضور داشتند.
 در نهایت مقرر شد این كمیته در زمینه ایجاد شرایط سیاسى مناسب براى جنگ و خصوصاً نقشه راه با یكدیگر همكارى كنند. از نكات مهم در این رابطه باید گفت، كمیته نظامى متشكل از برخى ژنرالهاى ستاد اسرائیل بود كه در كنار هیأت ستاد ارتش آمریكا قرار گرفتند.
 ژنرال »تامى فرانكس« فرمانده منطقه مركزى در ارتش آمریكا كه مسئولیت فرماندهى جنگ علیه عراق بر عهده او گذاشته شده بود، نیز از جمله ژنرالهاى یهودى تبار آمریكا بود.
 بر اساس گزارشهاى تلویزیون اسرائیل طبق اعتراف »عاموس مالكا« رئیس سابق اطلاعات نظامى اسرائیل كه در حال حاضر مفسر شبكه یك تلویزیون اسرائیل است، وظیفه كمیته نظامى در دو نقطه اصلى متمركز مى شد:
 ارائه اطلاعات جاسوسى از اوضاع عراق براى تعیین سرنوشت جنگ در بغداد و كمك به ارائه طرحهاى عملیاتى براى همكارى در جنگ كه هر دو بسیار تأثیرگذار بود.
 برخى دیگر از اسناد موجود دست داشتن اسرائیل در این جنگ را اثبات مى كند.
 آمریكاییها طرح اسرائیلى ترور صدام حسین را پذیرفتند. این طرح را چندین بار دو كانال اول و دوم تلویزیون اسرائیل علاوه بر شبكه رادیو عمومى معروف به »ریشیت بیت« منتشر كردند.
 این طرح كه اسرائیلیها در تابستان سال 1991 تدوین كرده بودند، براى ترور رئیس جمهورى عراق تدارك دیده شده بود؛ زیرا صدام اولین كسى بود كه جرأت كرد در زمان آغاز جنگ دوم خلیج فارس به اسرائیل موشك پرتاب كند. ناظر این طرح ژنرال »ایهود باراك« بود كه در آن زمان رئیس ستاد ارتش اسرائیل محسوب مى شد و با توجه به اطلاعات دقیق در مورد زندگى خصوصى صدام و اماكنى كه مى توان او را در آنجا یافت اطمینان بسیارى به احتمال موفقیت این طرح داشت.
 مقرر شده بود كه مسئولیت این اقدام را یگان »سیرت متكال« یا ستاد ارتش انجام دهند كه یكى از مهم ترین یگانهاى كاركشته در ارتش اسرائیل محسوب مى شود.
 اعضاى این یگان براى اجراى طرح در منطقه اى به نام »تسئیلم بیت« آموزش مى دیدند كه در سى و پنج كیلومترى جنوب شرقى شهر »بئرسبع« در جنوب فلسطین اشغالى واقع شده بود، اما در زمان آموزش یك اشتباه فنى باعث شد كه یكى از خمپاره ها بى هدف پرتاب شود و پنج سرباز در دم كشته شوند، به همین دلیل »اسحاق شامیر« نخست وزیر وقت این طرح را لغو كرد.
 براساس گزارشهاى رسانه هاى گروهى اسرائیل، آمریكاییها این طرح را بعد از برخى دخل و تصرفها و نیز تعدیلاتى در آن و براساس اطلاعات جدید تصویب كردند.
 به این ترتیب افرادى از عناصر یگانهاى ویژه آمریكا براى تمرین و آموزش طرح به صحراى »نقب« فرستاده شدند و مانورهاى سابق را اجرا كردند.
 آنها در این طرح از این توجیه استفاده مى كردند كه جنگ علیه عراق بدون كشته شدن صدام به موفقیت نمى رسید و به همین دلیل ترور او هدف مهمى است كه براى تحقق آن باید مدت زمانى طولانى را به آن اختصاص داد. »بارون دیكل« خبرنگار كانال یك تلویزیون اسرائیل بعضى از مواردى را كه در نشست جرج بوش رئیس جمهورى آمریكا با رئیس سازمانهاى یهودى در ایالت متحده آمریكا به نام »مورتیمور تسوكرمان« مطرح شده است نقل مى كند.
 این نشست در ششم ماه ژانویه گذشته برگزار شد و تسوكرمان از رئیس جمهورى آمریكا خواست تا علیه عربستان سعودى تدابیرى اتخاذ كند؛ زیرا گزارشهاى سازمانهاى جاسوسى اسرائیل حاكى از این بود كه كمكهاى عربستان سعودى به فلسطینیها در خلال انتفاضه آنها را براى ادامه اقدام به عملیات تروریستى یارى مى كند.
 جورج بوش در پاسخ به این درخواست تسوكرمان به رئیس سازمانهاى یهودى گفت عربستان را بر سر جایش خواهد نشاند. وى در این باره واژه بسیار ركیكى را به كار برد كه دیكل خبرنگار كانال یك از زبان معاونین تسوكرمان كه در نشست حضور داشتند، نقل كرد.
 برنامه »پولیتیكا« كه در هجده مارس گذشته از كانال یك اسرائیل پخش شد، فاش كرد كه »دیك چنى« معاون رئیس جمهورى آمریكا در دو ماه قبل با هفتاد كارشناس اسرائیلى در زمینه هاى مختلف بحث و گفت وگو كرده و در خلال آن پیرامون كیفیت حمله قطعى به عراق مناقشه و مباحثه كرده است.
 برخى از مفسران صهیونیستى به این نكته اشاره مى كنند كه دیك چنى از ورزیده بودن كارشناسان سیاسى در ارائه اطلاعات مبهوت شده بود. در مصاحبه اى كه مجرى برنامه »دان مرگلیت« با »پروفسور عماتسیابرعام« یهودى عراقى الاصل و متخصص تاریخ عراق برگزار كرد اظهار داشت كه به مدت سه ساعت با دیك چنى در كاخ سفید گفت وگو كرده و به فهرستى از سؤالات طولانى كه وى مطرح كرده بود جواب داده است، اما به نوع سؤالات یا جوابهاى آنان اشاره اى نكرد.
 شور و شوق وافر براى جنگ و تمایل به شعله ور شدن آتش جنگ و پیروزى در آن انگیزه هاى متعددى داشت كه برخى از آنها از زبان رئیس ستاد مؤسسه اسرائیلى به شرح زیر است:
 در ماه گذشته »شائول موفاز«، وزیر دفاع اسرائیل، در مصاحبه اى با مركز »هرتسلى« كه داراى شعبه هاى مختلفى است و یكى از بزرگ ترین و قدیمى ترین مراكز دولت یهودى محسوب مى شود گفت: پیروزى در جنگ با عراق یعنى خارج كردن عراق از دایره دشمنان اسرائیل و فشار بر سوریه براى اخراج سازمانهاى فلسطینى از دمشق و توقف حمایت آن از حزب الله لبنان، امرى كه باعث كاهش منابع پشتیبانى مقاومت فلسطینى در كرانه باخترى و نوار غزه مى شود. »عوزى عواد« رئیس بخش تحلیل و پژوهش مركز فوق و مدیر پژوهشهاى موساد و مشاور سیاسى »بنیامین نتانیاهو« نخست وزیر سابق اسرائیل به همراه برخى پژوهشگران كه پژوهشى پیرامون عراق و آینده منطقه به نفع وزارت دفاع آمریكا انجام داده بود، در این زمینه گفت، نظام جدید در عراق نسخه جدیدى از دولت »كرزاى« در افغانستان خواهد بود كه سوریه و ایران را در بین انبر ترسناكى قرار مى دهد به طورى كه این دو كشور خود را از هر دو سو در محاصره مى بینند.
 این پژوهشگر، اردن را در رده كشورهاى هم پیمان و دوست نام برد. از نظر ستاد مؤسسه نظامى مهم ترین آثار پیروزى از نظر اسرائیل همان امرى است كه »موشه یعلون«، رئیس ستاد ارتش مطرح و آن را در دو امر خلاصه كرد.
 اول این كه پیروزى آمریكا در جنگ باعث احساس عجز و شكست بین اعراب و به طور كلى و در بین فلسطینیها به طور خاص خواهد شد. وى سال جارى را سال پیروزى قطعى بر انتفاضه توصیف كرد.
 مسئله دوم امرى است كه »شفتاى شفیط« رئیس سابق موساد مطرح كرد و در خلال اظهارات خود پیش بینى كرد كه در اثر جنگ بر جهان عرب، فضاى فرهنگى مغایرى حاكم مى شود كه به جناح خواهان سازش با اسرائیل نیروى جدیدى مى دهد و دولتهاى عربى را براى توجه به متغیرات این موضعگیرى و واقعیتهاى موجود دعوت مى كند. طالبان صلح از دولتهاى خود خواهند خواست تا خود را با شرایط موجود وفق دهند. »دانى گلیرمن« رئیس اتحادیه اتاقهاى بازرگانى در اسرائیل معتقد است كه پیروزى در عراق سه فایده اقتصادى براى اسرائیل دارد:
 اولاً، دست یافتن اسرائیل به نفت عراق كه با قیمتهاى پایین و تحت نظر آمریكا خواهد بود.
 ثانیاً، كاهش خطرات امنیتى كه اسرائیل را تهدید مى كرد و این مسئله باعث كاهش هزینه هاى امنیتى شد.
 ثالثاً بهبود اقتصاد اسرائیل و باز شدن بازار عراق به روى كالاهاى اسرائیلى. ازناى هرگز سخنان یكى از تحلیلگران را كه اعلام كرده بود یگان نظامى اسرائیل از مرزها گذشته اند و در غرب عراق مشغول جنگ هستند تأیید نكرد.
 با تأكید مجدد این خبر، من به یكى از دوستان در غزه كه به منابع و مصادر خبرى او اطمینان كامل داشتم، نامه اى فرستادم. روز بعد او در جواب نامه ام نوشت سخنان بسیارى در این مورد در روزنامه هاى اسرائیلى وجود دارد.
 من همچنین دریافتم كه دو خاخام بزرگ اسرائیل و شوراى خاخامهاى شهرك نشین از مردم خواسته اند تا روز چهارشنبه در هفته سوم جنگ به خاطر سلامتى سربازان ائتلافى كه در عراق هستند، نماز بخوانند.
 نكته جالب توجه این است كه سفیر آمریكا و بریتانیا در تل آویو نیز در این مراسم شركت كردند. وقتى این خبر به من رسید با خود گفتم، این نماز براى سلامتى سربازان ائتلاف بوده است یا براى سلامتى سربازان اسرائیلى در بغداد.
 


برگرفته از روزنامه همشهرى، شماره 3207، 5 آبان 1382
موعود شماره 40 
 
 



:: مرتبط با: صهیونیزم، اسرائیل و قدس ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1387/03/17
زمان : 02:06 ق.ظ
۸۹۲۸خطر چیست؟
نظرات |

خطر چیست؟     
هدف این مقاله، یافتن پاسخی برای این پرسش مبنایی است كه از دید امام خمینی(ره)، عمده‌ترین جریان خطرآفرین برای اسلام و مسلمین و بلكه جهان بشریت ـ به ویژه در دوران كنونی ـ كدام است؟ نویسنده محترم در پی آن است تا شیوه‌های برخورد حضرت امام(ره) را با این خطر سهمگین مورد بررسی قرار دهد.
آنان كه به طریق معمول، دربارة اندیشه و زندگانی امام خمینی(ره) داد سخن می‌دهند یا قلم‌فرسایی می‌كنند، بعضی آن حضرت را صرفاً پرچمدار مبارزه با سلسلة پهلوی و حكومت سفاك شاهنشاهی دانسته، سراسر زندگانی و مبارزات آن بزرگ‌مرد را در این محور خلاصه می‌كنند. جریانی كه امام خمینی(ره) در برابر آن قیام كرد و تا آخرین لحظة حیات پربركتش از مبارزه با آن لحظه‌ای غفلت نورزید، نه فقط اسلام و امت مسلمان ایران، بلكه مجموعة فرهنگ، اقتصاد، و اجتماع جهانی را به مخاطره افكنده است.
امام خمینی(ره) از آغاز علنی شدن قیام خویش در سال 1341 شمسی، طیّ نطقی مبسوط، در این‌باره فرمود:
حالا كه خطر وارد شده است؛ و آن، خطر یهود است،1... آقایان بدانند كه خطر امروز بر اسلام كمتر از خطر «بنی‌امیه» نیست.
هدف این مقاله، یافتن پاسخی برای این پرسش مبنایی است كه از دید امام خمینی(ره)، عمده‌ترین جریان خطرآفرین برای اسلام و مسلمین و بلكه جهان بشریت ـ به ویژه در دوران كنونی ـ كدام است؟ نویسنده محترم در پی آن است تا شیوه‌های برخورد حضرت امام(ره) را با این خطر سهمگین مورد بررسی قرار دهد.
آنان كه به طریق معمول، دربارة اندیشه و زندگانی امام خمینی(ره) داد سخن می‌دهند یا قلم‌فرسایی می‌كنند، بعضی آن حضرت را صرفاً پرچمدار مبارزه با سلسلة پهلوی و حكومت سفاك شاهنشاهی دانسته، سراسر زندگانی و مبارزات آن بزرگ‌مرد را در این محور خلاصه می‌كنند. جریانی كه امام خمینی(ره) در برابر آن قیام كرد و تا آخرین لحظة حیات پربركتش از مبارزه با آن لحظه‌ای غفلت نورزید، نه فقط اسلام و امت مسلمان ایران، بلكه مجموعة فرهنگ، اقتصاد، و اجتماع جهانی را به مخاطره افكنده است.
امام خمینی(ره) از آغاز علنی شدن قیام خویش در سال 1341 شمسی، طیّ نطقی مبسوط، در این‌باره فرمود:
حالا كه خطر وارد شده است؛ و آن، خطر یهود است،1... آقایان بدانند كه خطر امروز بر اسلام كمتر از خطر «بنی‌امیه» نیست.2
البته سلطة وحشتناك و همه جانبة یهود و دست‌پروردگان آنها بر مراكز و محافل حساس ایران ‌[آن روز]، از یك سو؛ و اشغال قبلة اول مسلمانان و معراجگاه پیامبر خاتم از سوی دیگر، تهاجمی سهمگین بود كه غیرتمندان جهان نسبت به آن احساس خطر می‌كرده‌اند اما دامنة خطر به همین جا محدود نمی‌شود. سیطرة این جماعت بر اهرم‌های قدرت سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، و... در جهان، خصوصاًً مغرب‌زمین، و تعقیب استراتژی اشغال سرزمین‌های پهناور و زرخیز اسلامی برای تحقق یافتن شعار «از نیل تا فرات»، توطئه‌ای بزرگ‌تر است كه سایه شوم آن بر سر جهان اسلام سنگینی می‌كند.با آگاهی دقیق و حكیمانه از این واقعیت‌ها بود كه امام خمینی(ره) نوك پیكان مبارزة خویش را به سمت یهود و اسرائیل نشانه گرفت. و هم از این رو بود كه او همة مشكلات جهان اسلام، از جمله ایران زیر سلطة پهلوی را از این زاویه تحلیل می‌كرد:
این جانب، حسب وظیفة شرعیه، به ملت ایران و مسلمین جهان اعلام خطر می‌كنم؛ قرآن كریم و اسلام در معرض خطر است. استقلال مملكت و اقتصاد آن در معرض قبضة صهیونیست‌هاست3 خطر اسرائیل و عمال آن را به مردم تذكر دهید. در نوحه‌های سینه‌زنی، مصیبت‌های وارده بر اسلام و مراكز فقه و دیانت و انصار شریعت [را] یادآور شوید.4
حضرت امام(ره) پرچم مبارزه با برنامه‌ها، اهداف، و عملكرد جنایت‌بار صهیونیسم جهانی را كه در چند محور ذیل قابل تلخیص است، در دستان مبارك خویش گرفته بود:
الف) مسئلة قدس، ب) سلطه بر ایران شاهنشاهی و ایجاد روابط مستحكم و گسترده با رژیم پهلوی، ج) پیگیری استراتژی ایجاد «اسرائیل بزرگ» و اشغال ممالك اسلامی منطقه، با هدف تحقق بخشیدن به شعار دیرینة «از نیل تا فرات»، د) سیطرة همه‌جانبه بر نظام حاكم جهانی.

 

مسئله قدس
حضرت امام در تمام دوران مبارزات خویش، مسلمانان را تشویق می‌كرد كه برای آزادی قدس و فلسطین و محو رژیم نامشروع صهیونیستی بكوشند. در دیدگاه ایشان، همواره مسئلة فلسطین در رأس مسائل و مشكلات مسلمین و بزرگ‌ترین مصیبت‌جهان اسلام است:
از مصیبت‌های بزرگ مسلمین، قضیة اسرائیل تجاوزكار است5
ما می‌گوییم، اسرائیل باید از صفحة روزگار محو شود و بیت‌المقدس مال مسلمین و قبلة مسلمین است6
غصب فلسطین و كشتار و اخراج و آواره ساختن میلیون‌ها زن و مرد و كودك بی‌دفاع و بی‌پناه فلسطینی، همراه با جنایات وحشتناك و مكرر در آن سرزمین و ویران ساختن صدها شهر و روستا و مكان مقدس مسلمانان و قتل‌عام مستمر كودكان و جوانان به پا خاستة آن سامان، مسئله‌ای نیست كه بررسی آن در یك كتاب یا مقاله بگنجد. از این گذشته، نباید فراموش كرد كه توطئه اشغال فلسطین و ایجاد «اسرائیل» در قلب جهان اسلام، سرفصل توسعه‌طلبی گسترده‌ای است كه متأسفانه هنوز ملت‌های مسلمان از عمق و گسترة آن، آگاهی كافی نیافته‌اند. امروز، حتی جنایات صهیونیست‌ها در سرزمین‌های اشغالی و درد جانكاه میلیون‌ها آوارة فلسطینی در كشورهای مختلف، هنوز برای مسلمانان به خوبی تشریح نشده است. نیز عمق فاجعة اشغال فلسطین و ابعاد توطئة اشغالگران و حامیان جهانی آنها، برای مردم كشورهای اسلامی تفسیر نگشته است.
حضرت امام خمینی(ره)، با تمام وجود، این حقایق را درك كرد و یك‌تنه به مبارزه با اشغالگران برخاست. او همواره مسلمانان، به خصوص رهبران و اندیشمندان امت، را به مبارزه برای نابودی دشمن مشترك اسلام، یعنی رژیم غاصب صهیونیستی، و آزادی سرزمین فلسطین دعوت می‌نمود:
بیش از بیست سال است فریاد كرده‌ایم كه اجتماع كنید و این غده سرطانی را از بین مسلمین بیرون كنید. بیت‌المقدس را از او بگیرید؛ كشورهای اسلامی را از این غدة سرطانی آزاد كنید.7
حضرت امام نه تنها مصیبت اشغال را در رأس مصیبت‌های جهان اسلام می‌دانست، بلكه معتقد بود كه این مسئله در گستره‌ای فراتر از محدودة زمان یا مكان خاص جای دارد: «مسئلة قدس یك مسئلة شخصی و یك مسئلة مخصوص به یك كشور و یا یك مسئلة مخصوص به مسلمین جهان در عصر حاضر نیست بلكه حادثه‌ای است برای موحدین جهان و مؤمنان اعصار گذشته و حال و آینده؛ از روزی كه مسجدالاقصی پی‌ریزی شد تا آنگاه كه این سیاره در نظام هستی در گردش است. و چه دردناك است برای مسلمانان جهان در عصر حاضر كه با داشتن آن همه امكانات مادی و معنوی، مرأی و منظر آنان، به پیشگاه خداوند متعال و رسولان عالیقدرش این چنین جسارت واقع شود؛ آن هم از یك مشت اوباش جنایتكار! و چه ننگ است برای دولت‌های اسلامی كه با در دست داشتن شریان حیاتی ابرقدرت‌های جهان، بنشینند و تماشاگر باشند كه آمریكا، ابرجنایتكار تاریخ، یك عنصر فاسد بی‌ارزش را در مقابل آنان علم كند و با عده‌ای ناچیز، عبادت‌گاه مقدس و قبلة اول آنان را غصب نموده و با كمال وقاحت در مقابل آنان قدرت‌نمایی كند! و چه شرم‌آور است سكوت در مقابل این فاجعة بزرگ تاریخ...!»8
تسلط یهود بر ایران شاهنشاهی
سلطة روزافزون یهودیان و دست‌پروردگان آنها بر ایران شاهنشاهی كه روابط عمیق سران پهلوی با رژیم صهیونیستی از آن حكایت می‌كرد یكی از انگیزه‌های قیام حضرت امام خمینی(ره) در برابر حاكمیت پهلوی بود. در دیدگاه آن حضرت، شاه از كارگزاران صهیونیست‌ها بود كه مأموریت داشت تا زمینه‌های گسترش نفوذ آنها در این كشور اسلامی را فراهم سازد:
اینجانب كراراً خطر اسرائیل و عمال آن را كه در رأس آنها، شاه ایران است گوشزد كرده‌ام. ملت اسلام تا این جرثومة فساد را از بن نكنند، روی خوش نمی‌بینند و ایران تا گرفتار این دودمان ننگین است، روی آزادی نخواهد دید. از خداوند متعال، نصرت مسلمین و خذلان اسرائیل و عمال سیاه آن را خواستارم.9
بر كسی پوشیده نیست كه ایران به لحاظ موقعیت خاص تاریخی ـ فرهنگی و نیز وضعیت ویژة جغرافیایی ـ اقتصادی، در قرون اخیر، پیوسته دستخوش توطئه‌چینی یهود و دست‌پروردگان آن بوده است. در عصر پهلوی، نهادها و محافل مخفی و قدرتمند صهیونیسم جهانی در تمام شئون اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، نظامی، و اطلاعاتی ـ امنیتی دخالت داشتند. بر اساس مدارك موجود، یهودی‌ها و مأمورانشان سمت‌های حساس كشور را برعهده داشتند. و در جنبه‌های گوناگون، امور را در جهت برنامه‌ها و اهداف خود سوق می‌دادند. به عبارتی، آنان طراح و برنامه‌ریز حكومت پهلوی نیز بودند. هشدارهای عالمانة حضرت امام نسبت به خطر گسترده و فزایندة یهود در آن دوران سیاه، در زمرة معتبرترین مدارك تاریخی جای دارند. این گنجینة گرانبها، همچنین نشانگر مبارزات حماسی بزرگمردی است كه با الهام از فرهنگ عاشورا، به نبرد با دشمن مهاجم برخاست.
امام خمینی(ره)، به پیروی از جد بزرگوارش ـ حسین‌بن علی(ع) ـ زمانی پرچم مبارزه را بر دوش گرفت كه خصم با تمام امكانات خویش، در میدان حاضر بود و همة اهرم‌های قدرت را در دست داشت. در حقیقت، محمدرضا پهلوی به عنوان سركردة مأموران اسرائیل، ایران شاهنشاهی را پایگاه نظامی و جاسوسی صهیونیسم جهانی ساخته بود.  در این میان، حضرت امام كه به حقانیت مبارزه‌اش یقین كامل داشت، لحظه‌ای از حركت پیامبرگونه‌اش باز نایستاد: «امروز به من اطلاع دادند كه بعضی اهل منبر را برده‌اند در «سازمان امنیت» و گفته‌اند، شما با سه چیز كار نداشته باشید، دیگر هر چیز می‌خواهید بگویید؛ یكی، شاه را كار نداشته باشید، یكی هم اسرائیل را كار نداشته باشید؛ یكی هم نگویید دین در خطر است. این سه تا امر را كار نداشته باشید، هر چه می‌خواهید بگویید. خوب؛ اگر این سه تا امر را كنار بگذاریم، دیگر چه بگوییم؟ ما هر چه گرفتاری داریم، از این سه تاست؛ تمام گرفتاری‌های ما. اسرائیل مملكت را به باد می‌دهد. اسرائیل سلطنت را می‌برد؛ عمال اسرائیلی، آقا! اسرائیل دوست اعلیحضرت است؟ یك چیزهایی، یك حقایقی در كار است... می‌گویند از شاه و اسرائیل حرف نزنید. رابطة بین شاه و اسرائیل چیست؟ شاید به نظر سازمان امنیت، شاه یهودی باشد. این كه ادعای اسلام می‌كند و می‌گوید «من مسلمانم» و بر حسب ظواهر هم مسلمان است، شاید سری در كار باشد..10. افشای نقشه‌های پنهان و خزندة یهود بر ضد دین و امت اسلام، آن هم در زمان اوج قدرت این جماعت در ایران، نه تنها نشانگر بینش عمیق و حكیمانة امام راحل(ره)، بلكه بیانگر مردانگی و همت بلند آن حضرت بود:
اسرائیل نمی‌خواهد در این مملكت دانشمند باشد؛ اسرائیل نمی‌خواهد در این مملكت قرآن باشد؛ اسرائیل نمی‌خواهد در این مملكت علمای دین باشند؛ اسرائیل نمی‌خواهد در این مملكت احكام اسلام باشد. اسرائیل به دست عمال سیاه، مدرسه [= فیضیه] را كوبید؛ ما را می‌كوبند؛‌ شما ملت را می‌كوبند؛ می‌خواهند اقتصاد شما را قبضه كنند؛ می‌خواهند زراعت و تجارت شما را از بین ببرند؛ می‌خواهند در این مملكت دارای ثروتی باشند، ثروت‌ها را تصاحب كنند به دست عمال خود؛ این چیزهایی كه مانع هستند، چیزهایی كه سد راه هستند، سدها را بشكنند. قرآن سر راه است، باید شكسته شود؛ روحانیت سد راه است، باید شكسته شود؛ مدرسة فیضیه سد راه است، باید خراب شود؛ طلاب علوم دینیه ممكن است بعدها سد راه شوند، باید از پشت بام‌ها بیفتند؛ باید سر و دست آنها شكسته شود. برای این كه اسرائیل به منافع خودش برسد، دولت ما به تعبیعت اسرائیل، ما را اهانت می‌كند11
از دیدگاه حضرت امام(ره)، توطئه خزنده و خطرناك یهود برای تسلط بر اهرم‌های قدرت در ممالك اسلامی ـ از جمله ـ نه تنها در دورة سلطنت پهلوی، بلكه در گستره‌ای بس طولانی‌تر جریان داشته است:
عمال اسرائیل در ایران، در هر جا انگشت می‌گذاری، می‌بینی كه یكی از اینها هست: مراكز حساس، خطرناك.  این [یهودی]ها آنهایی بودند كه در «شمیران» توطئه كردند «ناصرالدین شاه» را بكشند و مملكت ایران را قبضه كنند. اینها حكومت را از خودشان می‌دانند. اینها در كتاب‌هایشان نوشته‌اند، در مقالاتشان نوشتند: «حكومت مال ماست. باید یك سلطنت جدیدی به وجود بیاوریم و یك حكومت جدیدی به وجود بیاوریم»...12
به منظور شناخت بیشتر بینش ژرف و داهیانة حضرت امام و مبارزات حسین‌وار آن مرد بزرگ با دشمن اصلی، بجاست تا به پاره‌ای از اسناد تاریخی اشاره كنیم.
طبق مدارك موجود، در دوران حساس مشروطه تا كودتای رضاخان، رئیس‌الوزرا (نخست‌وزیر)های دولت‌های مختلف از مأموران شبكة جهانی یهود و به عبارتی دقیق‌تر: سازمان جهانی «فراماسونری» بودند. این عده، هم از لحاظ فكری و هم از جنبة تشكیلاتی، موظف به فرمانبرداری از كارفرمایان خود بودند و در اجرای برنامه‌های سیاسی، اقتصادی، و فرهنگی آنها از هیچ تلاشی فروگذار نكردند. صرف‌نظر از شخصیت‌های مورد اشاره، وزرا و صاحب‌منصبانی دیگر نیز دارای چنین ماهیت و وابستگی‌هایی بودند كه تشریح عملكرد خائنانة آنان از عهدة این نوشتار خارج است.
اینك، به ماهیت یكی از این‌گونه افراد، به طور گذرا می‌پردازیم.  و آگاهان از مسائل تاریخی و سیاسی می‌دانند كه با روی كار آمدن رضاخان، كفالت نخست‌وزیری به یكی از چهره‌ها و مهره‌های رمزآمیز تاریخ معاصر ایران، «محمدعلی فروغی»، واگذار گردید. او در دوران سلطنت رضاخان، چهار بار به نخست‌وزیری منصوب شد. پس از روی كار آمدن «محمدرضا پهلوی» و در دوران اول پادشاهی وی نیز فروغی سه بار به نخست‌وزیری رسید. ناگفته نماند كه این شخص در دورة قاجاریه هم چندین بار وزیر دارایی، وزیر عدلیه، و وزیر امور خارجه گشته. در برخی دیگر از وزارتخانه‌ها و ادارات مهم آن زمان نیز سمت‌های حساس را دارا بوده است. جالب توجه است كه هم سلطنت رضاخان و هم سلطنت پسرش محمدرضا با نخست‌وزیری فروغی شد. او علاوه بر عهده‌داری مأموریت‌های خارجی، جمعاً پنج بار وزیر امورخارجه، چهار بار وزیر دارایی، سه بار وزیر عدلیه، چهار بار وزیر جنگ، یك بار وزیر اقتصاد ملی، و یك بار وزیر دربار بود.13
با این حال، محمدعلی فروغی بیشتر به عنوان یك دانشمند به جامعه معرفی شده است. خوب است بدانید كه جدّ بزرگ این خانوادة فروغی از یهودیان «بغداد» بوده است، و محمدعلی فروغی، خود، از سركردگان و فعالان سازمان «فراماسونری»، بنیان‌گذار و استاد اعظم «لژ بیداری ایران»، و از خادمان دانشمندمآب یهودیت جهانی در كشور ما بود.14 به طور مختصر باید به این واقعیت اشاره نمود كه نقش و عملكرد چندین بعدی فروغی و امثال او در تاریخ معاصر ایران، بسیار وحشتناك و تكان‌دهنده است. به این سان، جای تأسف و تعجب است كه هنوز جوانان دانشجو و دانش‌پژوه كشور ما، دربارة چنین مهره‌هایی آگاهی كافی ندارند.
یهود،‌ برای دستیابی به اهداف پنهان خود، به انتخاب مقام‌های درجة اول كشور بسیار اهمیت می‌داد. در مورد روی كار آمدن رضاخان، همین اشاره كافی است كه:
صعود سلطنت رضاخان را گامی از سوی صهیونیسم، به منظور تأمین شرایط لازم برای تأسیس «تمدن یهود» در خاورمیانه [و بلكه ایجاد و استقرار سلطنت جهانی یهود] ارزیابی كنیم. این گام توسط «اردشیر ریپورتر»، سرجاسوس انگلیس در ایران، به فرجام رسید و رژیمی ضداسلامی مردم ایران، این نیروی عظیم را از منطقة خاورمیانه بیگانه و منزوی سازد.15
پس از رضاخان، فرزند و ولیعهد او به سلطنت نشست و ادامة نقش و مأموریت پدر به او تفویض شد. در مدت 37 سال سلطنت محمدرضا، سراسر كشور جولانگاه محافل و مأموران «یهودی ـ ماسونی» گردید. اكثر كسانی كه در این مدت به عنوان نخست‌وزیر انتخاب شدند، یا از دستان و اعضای بلندپایة لژهای فراماسونری بودند و یا از دست‌نشاندگان و مأموران یهود و ماسون؛ در این زمینه نیز به نمونه‌ای اكتفا می‌كنیم:
«امیرعباس هویدا» از نخست‌وزیران معروف دوران سلطنت محمدرضا پهلوی به شمار می‌رفت. او از نوادگان «میرزا یعقوب» یهودی و از بهائیان مشهور و عضو بلندپایة فراماسونری ایران بود. وی از بهمن 1343 تا مرداد 1356، حدود سیزده سال سمت نخست‌وزیری را بر عهده داشت و در میدانی به پهنة ایران‌زمین، یكه‌تازی می‌كرد:
در دوران هویدا، پیوندهای نهان و عیان دربار پهلوی با محافل قدرتمند و چپاولگر غرب و صهیونیسم جهانی، به مستحكم‌ترین شكل خود رسید16
البته میان كسانی چون «فروغی»، «هویدا»، «منصور»، «زاهدی»، «عَلَم»، «اقبال» و «شریف امامی» ـ كه در دوران محمدرضا، نخست‌وزیر بودند ـ و برخی از وزرا و امرا و اشراف‌زادگان ـ كه با محافل پشت‌پردة یهودی ـ فراماسونری ارتباط پنهان و تشكیلاتی داشتند ـ چندان نمی‌توان فرق نهاد زیرا همة این افراد در حد توان و موقعیت خویش، خدمات شایانی به محافل جهانی یهود و خیانت‌های جبران‌ناپذیری به ملت ایران و فرهنگ اسلامی این سرزمین كردند.
این حقایق حساس، هیچ‌گاه از دید امام خمینی(ره) دور نماند. او در دوران سیاه سكوت و سكون با فریادها و پیام‌های حسین‌وار خود، چهرة دشمنان را افشا نمود و لحظه‌ای در مبارزه با آن سستی نورزید:
تأسف بالاتر، تسلط اسرائیل و عمال اسرائیل است بر بسیاری از شئون حساس مملكت؛ و قبضه نمودن اقتصادیات آن، به كمك دولت و عمال دستگاه جبار17
در دیدگاه امام خمینی، هدف اصلی دشمن آن بود كه فرهنگ نورانی اسلام را از صحنة اجتماع بزداید و علمای راستین را در میان مردم منزوی سازد. «سازمان اطلاعات و امنیت» رژیم شاهنشاهی نیز به دستور كارفرمایان جهانی خویش، با تمام توان در این جهت تلاش می‌كرد:
هدف اجانب، قرآن و روحانیت است. دست‌های ناپاك اجانب با دست این قبیل دولت‌ها قصد دارد قرآن را از میان بردارد و روحانیت را پایمال كند. ما باید به نفع یهود آمریكا و فلسطین هتك شویم و به زندان برویم، معدوم گردید، و فدای اغراض شوم اجانب شویم!18
حضور كارشناسان و مشاوران یهودی در رأس دستگاه پهلوی و مراكز حساس تصمیم‌گیری، از دربار گرفته تا سازمان امنیت و هیأت دولت و سازمان طرح و برنامه و رادیو ـ تلویزیون و...، از دیگر مسائل اسفناكی بود كه امام امت آن را افشا كرد:
مشاورین سلاطین سابق علما بودند، «علی‌بن یقطین» بوده است؛ گاهی ائمة اطهار(ع) بوده‌اند. حالا مشاورین چه كسانی هستند؟ اسرائیل! مشاورها از اسرائیل [می‌آیند]19
ایران عصر پهلوی نه تنها پایگاه نظامی ـ جاسوسی یهود و آمریكا بود، بلكه طرح‌ها و برنامه‌های مهم حكومت پهلوی به دست یهودیان و فراماسونرها تدوین می‌شد و برای اجرا به شاه و نخست‌وزیر یا دیگر مقام‌های اجرایی ابلاغ می‌گردید. برنامة انحرافی موسوم به «انقلاب سفید» یا «انقلاب شاه و ملت» نمونه‌ای آشكار از همین برنامه‌ها بود. این طرح به نام محمدرضا پهلوی شهرت پیدا كرد؛ اما بر آگاهان پوشیده نیست كه اصول این طرح، همسو با منافع كارفرمایان جهانی محمدرضا و سرمایه‌داران بزرگ بین‌المللی، به سركردگی صهیونیسم جهانی طرح‌ریزی گشت. طبق اسناد موجود، این پروژه به دست یكی از یهودیان سرشناس با نام «والت راستو»20 طراحی گشت. او عضو فعال نهاد نیمه‌مخفی «شورای روابط خارجی آمریكا»، رئیس «شورای برنامه‌ریزی وزارت امورخارجة امریكا»، مشاوره امنیت ملی آن كشور، و یكی از طراحان اصلی جنگ افتضاح‌بار ویتنام بود21 این جامعه‌شناس امریكایی در خانوادة یهودی «ویكتور هارون» به دنیا آمد و مدتی دراز مشاوركاخ سفید بود. حدود یك دهه (1960 تا 1970 م. = 1339 تا 1349ش.) نام این فرد بر جامعه‌شناسی غرب سنگینی می‌كرد22
در محافل مخفی جهانی، «والت راستو»؛ و در دنیای پیدای سیاست، محمدرضا پهلوی و برخی دیگر به عنوان طراحان «انقلاب سفید شاه و ملت» معروف شدند اما در حقیقت، نهادهای نیمه‌پنهان یهودی ـ كه «راستو» عضوی از آن خانواده بود ـ كارگزاران اصلی این فتنه بودند. چه اندیشه‌مندانه و آگاهانه است این سخن امام خمینی: «این اصلاحات ادعایی [انقلاب شاه] به نفع بازرگانی آمریكا و اسرائیل در ایران بود.»23 در این مورد نیز حضرت امام با بینش عمیق خویش، نوك پیكان مبارزه را به سوی محمدرضا و كارفرمایان یهودی‌اش نشانه گرفت                این بزرگ‌مرد مبارز كه مركز جهانی توطئه و فتنه را كاملاً شناخته بود، پس از عتاب‌های مكرر به شاه و صاحب‌منصبان درجة اول كشور، با قدرت و صلابت، به آنان فرمود:
آقا مگر شما یهودید؟ مگر مملكت ما، مملكت یهود است؟24
و آنگاه، علمای اسلام را به میدان این مبارزة سرسختانه دعوت كرد:
خطر اسرائیل و عمال ننگین آن، اسلام و ایران را تهدید به زوال می‌كند. من برای چند روز زندگی با عار و ننگ ارزشی قائل نیستم و از علمای اعلام و سایر طبقات مسلمین انتظار دارم كه با تشریك مساعی، قرآن و اسلام را از خطری كه در پیش است نجات دهند251
در دوران سلطنت پهلوی، صهیونیست‌ها با جدیت تمام به فعالیت‌های خزندة فرهنگی و اطلاعاتی پرداختند و كوشیدند تا اندیشه‌های غیراسلامی و یهودی‌گرانه را در ایران، خصوصاً در میان قشر جوان، رواج دهند. این، خود حقیقتی است قابل تأمل كه متأسفانه كمتر مورد بررسی قرار گرفته است.
طبق اسناد و مدارك تاریخی، پس از شهریور 1320، مجدداً و به تدریج، «یهودگرایی» به شكل روشنفكران غربگرای ایران ترویج شد. [...] طبق اسناد موجود، «یعقوب نیمرودی» در سال 1334 وارد ایران شد و هدایت شبكة «موساد» در ایران را به عهده گرفت. در نتیجة عملكرد اطلاعاتی و سیاسی و فرهنگی سرویس‌های جاسوسی غرب بود كه رژیم پهلوی در دهة 1340 به نزدیك‌ترین متحد اسرائیل و بزرگ‌ترین پایگاه صهیونیسم در منطقه بدل گردید. این موفقیت تا حدود زیادی با نام یعقوب نیمرودی و شگردهای زیركانة او پیوند خورده است. یعقوب نیمرودی به عنوان رابط موساد (سرویس «زیتون») با ساواك، نقش تبدیل ساواك به زائدة سازمان اطلاعاتی محدود نبود و وی با هدایت «لرد ویكتور روچیلد» [یهودی] و در همكاری با «شاپور ریپورتر»، مجری طرح‌های پیچیده‌ای در عرصه‌های فرهنگی و اقتصادی، نیز بود. از جملة این طرح‌ها باید به تبلیغ پیشرفت‌های «ملت ستمدیدة یهود» در میانة «دریای توحش عرب» و بهره‌گیری از «ناسیونالیسم ایرانی» به منظور القای پیوندهای باستانی ایرانیان و یهود، همزمان با ترویج «عرب‌ستیزی» اشاره كرد. [... از سوی آنان،] چنین القا شد كه گویا بین آیین كهن ایرانیان و دین یهود، وجوه اشتراك فراوان بوده است؛ و همان‌گونه كه «كورش» منجی «قوم یهود» بود، ایران كنونی نیز باید حامی و نجات‌بخش قوم یهود باشد. روشن است كه این تبلیغات، حرفی جز جدایی مردم ایران از ملل مسلمان منطقه و ایجاد همدردی با مهاجرین یهودی در فلسطین و یا حداقل بی‌تفاوتی را پی نمی‌گرفت. این مشی تبلیغاتی، حرفی جز جدایی مردم ایران از مردم مسلمان منطقه و ایجاد همدردی با مهاجرین یهودی در فلسطین و یا حداقل بی‌تفاوتی را پی‌نمی‌گرفت. این مشی تبلیغاتی، نقش پس پردة «روچیلد»های بریتانیا را در هدایت عوامل ایرانی «اینتلیجنس سرویس» نشان می‌دهد. [در ضمن،‌ باید] توجه داشته باشیم كه برخی از متنفذترین عوامل ایرانی بریتانیا چون «قوام الملك شیرازی» و «ذكاءالملك فروغی» طبق روایت یهودی بوده‌اند.
حضرت امام خمینی(ره) با آگاهی از همین واقعیت‌ها، پیامبروار هشدارد داد:
اسرائیل در تمام شئون سیاسی و نظامی ایران دخالت دارد و ایران به صورت پایگاه نظامی اسرائیل درآمده و كشور زیر چكمة یهود پایمال می‌شود27
همچنین، امام یك خطر بزرگ فرهنگی را نیز گوشزد فرمود: «ذخایر ما این جوان‌ها هستند. جوان‌های ما را دارند اغفال می‌كنند؛ دارند به آنها تزریق می‌كنند كه هر بدبختی شما دارید از اسلام است.»28
آن حضرت در ادامة همین سخنرانی، دربارة تبلیغات انحرافی و نیات پلید یهود در ایران، فرمود:
در دو روز پیش از این، سه روز پیش از این، در شانزده شهریور، در تهران، «دروازة دولت»، یك بساطی یهودی‌ها درست كردند: چهارصد پانصد نفر یهودی دزد دور هم جمع شدند و غایت حرفشان این بوده است؛ یكی شعاری برای یكی دادند و یك فحش به یكی دادند. آن وقت گفته‌اند: «مجد مال یهود است. یهود برگزیدة خداست. ما ملتی هستیم كه باید ما حكومت كنیم.»29
این، نشان می‌دهد كه در عصر پهلوی، یهودیان بسیار بیشتر از دیگر اقلیت‌ها و حتی مسلمانان، دارای آزادی و اختیار بوده‌اند. بی‌فایده نیست كه به اعتراف یكی از نویسندگان یهودی در این‌باره اشاره شود. «حبیب لوی» نوشته است:
سلطنت این پادشاه بزرگ [رضاخان] انقلاب عظیمی در بهبود وضع آزادی و آسایش یهودیان ایران پدید آورد. و اگر گفته شود كه زمان «رضا شاه كبیر» برای یهودیان ایران نظیر زمان «كورش كبیر» و عصر فرزند او «محمدرضا شاه» نظیر عصر «داریوش اول» گردید، راه اغراق نپیموده‌ایم. آزادی یهودیان ایران و اجرای اعلامیة «بالفور» كه ـ در زمان رضا شاه كبیر بود ـ و اجتماع پراكندگان در زمان محمدرضا شاه، این دو نظر را تقویت و تأیید می‌كند30
یكی از برنامه‌های بسیار مفتضحانه كه با طراحی یهودیان و صرف هزینه‌‌ای هنگفت، در زمان سلطة محمدرضا پهلوی، اجرا شد، «جشن دوهزار و پانصد سالة شیراز» بود:
اطراف مملكت ایران در این مصیبت گرفتار هستند؛ و میلیون‌ها تومان خرج «جشن شاهنشاهی» می‌شود. از قراری كه یك جایی نوشته بود، برای جشن خود تهران، هشتاد میلیون تومان اختصاص داده شده است. این، راجع به خود شهر است. كارشناسان اسرائیلی مشغول به پا داشتن این جشن هستند؛ و این تشریفات را آنها دارند درست می‌كنند: این اسرائیل كه دشمن اسلام است و الآن درحال جنگ با اسلام است؛ این اسرائیل كه «مسجدالاقصی» را خراب كرد ـ و دیگران می‌خواستند ترمیم كنند و روپوشی كنند جرم اسرائیل را ـ؛ نفت از ایران رفته است و در رادیوهای بزرگ دنیا گفته شده است كشتی نفت ایران برای اسرائیل كه در حال جنگ با مسلمین است رفته است. اینها كارهایی است كه برایشان باید جشن گرفت.31
امام خمینی(ره) ضمن نكوهیدن فسادگری‌های شاه و یهودی‌ها در ایران، سكوت برخی از روحانیان و طلاب را به باد انتقاد گرفت و از آنها خواست كه دست‌كم با نوشتن یك نامة اعتراض‌آمیز، با این فسادگری‌ها مقابله كنند:
اگر علمای ایران دسته‌جمعی اعتراض كنند، همه‌شان را می‌گیرند؟ همة علمای ایران را می‌گیرند و اعدام می‌كنند یا تبعید می‌كنند؟! اگر از تمام مملكت ایران، حجت‌الاسلام و آیت‌الله دارد ـ اگر اینها اعتراض بكنند و این مهر سكوت را بردارند و این امضا را ـ كه سكوت آنها امضا حساب می‌شود ـ این مهر را بردارند، سكوت را بردارند، همة آنها را از بین می‌برند؟! آنها اگر می‌خواستند از بین ببرند، اولش خوب بود مرا از بین ببرند. نبردند از بین؛ صلاحشان نمی‌دانند. ای كاش صلاحشان بود! من می‌خواهم چه كنم این زندگی را؟ مرگ بر این زندگی من!32
بزرگ پرچمدار اسلام پابرهنگان و مستضعفان، هرگونه حركت مرموز یهود در كشورهای اسلامی را توطئه‌ای در مسیر تحقق استراتژی توسعه‌طلبانة صهیونیسم و ترویج فرهنگ یهودی ـ بنی‌اسرائیلی می‌دانست. از این رو،‌ بهانه‌های بنی‌اسرائیلی عافیت‌طلبان و دنیاخواهان خاموش را ناموجه شمرد و فرمود:
كفایت می‌كند كه ما جمع بشویم در مسجد كذا و كذا و فقه بخوانیم و اصول بخوانیم، لكن غافل باشیم از همة جهات مسلمین؟ غافل باشیم از این یهود می‌خواهد ممالك اسلامی را قبضه كند؟ تا اینجا برسد؛ تا همه جا برسد؛ این امور را می‌خواهد خراب كند. ما باید غافل باشیم از این؟33

 

زین‌العابدین صدیق


پی‌نوشت‌ها:
٭ پژوهة صهیونیت، ج1، مركز فرهنگی ضیاء اندیشه.
1. صحیفة نور، ج1، ص14؛ 1 فروردین 41.
2. همان، ص52، 28 اردیبهشت 42.
3. صحیفة نور، ج1؛ ص34؛ اسفند 1341.
4. همان، ص12؛ 17 شهریور 61.
5. صحیفة نور، ج16، ص38؛ 21 بهمن 60.
6. همان؛ ص128؛ 25 فروردین 61.
7. صحیفة نور، ج1؛ ص207.
8. همان؛ ص56؛ 13 خرداد 42 (روز عاشورا).
9. همان؛ ص57؛ 13 خرداد 42 (روز عاشورا).
10. همان، ص54؛ 13 خرداد 42 (روز عاشورا).
11. رحمانی، شمس‌الدین، فرهنگ و زبان، ص129 و 130.
12. ر.ك: همان، صص170ـ125، فصل ویژه «محمدعلی خان فروغی». همچنین بنگرید به: كتاب ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، ج2.
13. فردوست، حسین، ظهور و سقوط سلطنت پهلوی (جستارهایی از تاریخ معاصر ایران)، ج2؛ ص124.
14. همان، ص367.
15. صحیفة نور، ج1؛ ص62؛ 18 فروردین 1343.
16. همان؛ ص27؛ 1341.
17. همان، ص11؛ 10 فروردین 1341.
18.Walt Rostow.
19. جهت آشنایی بیشتر با این یهودی، بنگرید به: سایه‌های قدرت از «جیمز پرلاف».
20. فردوست، همان، ج2؛ ص302.
21. امام خمینی: «راه امام، كلام امام»، مصاحبه با روزنامة «السفیر»؛ 1 بهمن 1357.
22. صحیفة نور، ج1؛ ص56؛ 13 خرداد 1342.
23. همان؛ ص77؛ 25 اردیبهشت 43.
24. فردوست، همان، ج2؛ ص126 تا 128.
25. صحیفة نور، ج1؛ ص157؛ 19 بهمن 49. و همان، ص46؛ 12 اردیبهشت 42.
26. همان؛ ص91 تا 92؛ 18 شهریور 43.
27. همان.
28. لوی، حبیب، تاریخ یهود ایران،‌ ج3، ص959.
29. صحیفة نور، ج1؛ ص168؛ 6 خرداد 50.
30. همان؛ ص170 و 171؛ 6 خرداد 50.
31. همان؛ ص170؛ 6 خرداد 1350.

ماهنامه موعود شماره 65



:: مرتبط با: صهیونیزم، اسرائیل و قدس ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1387/03/17
زمان : 02:06 ق.ظ
 

 




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic