عظیم جان آبادی زائربقیع [مدیر اصلی] سایت هیئت محبان امام حسن مجتبی علیه السلام زاهدان.این سایت به حول قوه خدا و به كمك آقام كریم اهل بیت علیه السلام در تاریخ 17/12/1384افتتاح شد كه بحمد خدا تا كنون در مسیر راهی كه داشته موفق بوده .این سایت متعلق به هیئت محبان امام حسن مجتبی علیه السلام زاهدان می باشد.این سایت آمادگی خود را برای تبادل لینك با ولاگ های ارزشی و مذهبی دارد.یاحق امام حسن مجتبی علیه السلام پشت وپناه تون

اهل بیت
پیامبر اكرم ص
{ع}حضرت علی
حضرت زهرا{س}
امام حسن مجتبی {ع}
حضرت زینب {س}
حضرت عباس {ع}
حضرت علی اكبر {ع}
امام حسین {ع}
حضرت رقیه {س}
امام سجاد {ع}
امام محمد باقر{ع}
امام جعفر صادق {ع}
امام موسی كاظم {ع}
حضرت معصومه {س}
امام رضا {ع}
امام محمد تقی {ع}
امام هادی {ع}
{ع}امام حسن عسكری
امام زمان {ع}
دانلود مداحی
دانلود مداحی
سید جواد ذاكر
مرحوم آقاسی
حاج محمود كریمی
حاج منصور ارضی
حاج سعید حدادیان
حمید رضا علیمی
مهدی مختاری
جواد مقدم
عبدالرضا هلالی
حسین سیب سرخی
مهدی اكبری
حاج احمد واعظی
سید مجید بنی فاطمه
سید مهدی میر داماد
روح الله بهمنی
حاج محمدرضا طاهری
مهدی سلحشور
حاج حسن خلج
احد قدمی
ملاباسم
مولودی
مجموعه بچه های مسلمان
فیلم وصوت سیاحت غرب
آذری روضه و سینه زنی
غلام كویتی پور وفخری
حاج صادق آهنگران
سرودهای زیبا در مدح امام زمان (عج)
سخنرانی
سخنرانی
آیت الله مصباح یزدی
حاج آقا دانشمند
استاد پناهیان
استاد رضا الهی
حاج آقای مویدی
استاد فاطمی نیا
دکتر رحیم پور ازغدی
مرحوم دولابی
استاد انصاریان
حجت الاسلام رفیعی
مرحوم کافی
حجت الاسلام صدیقی
مرحوم آیت الله بهاالدینی
استاد توکل
حاج آقای فرحزاد
حاج آقای هاشمی نژاد
مرحوم فلسفی
مرحوم آیت الله مجتهدی تهرانی
استاد مطهری
خطبه ها مقام معظم رهبری
استاد قرائتی
حضرت امام خمینی (ره)
ادعیه وزیارات
مفاتیح الجنان
نهج البلاغه
ادعیه و زیارات
دانلود مقتل خوانی
مناجات خمس عشره
ادعیه و زیارات استاد فرهمند
اذان به صورت Mp3
قرآن
.اسلامی .قران
دانلود قران
ترجمه گویای فارسی قرآن کریم
ترتیل قرآن استاد شاطری
مجموعه قرائت های مجلسی
ترتیل قرآن استاد سعیدیان
ترتیل قران استاد پرهیزگار
ماه مبارك رمضان شب های قدر
ماه مبارك رمضان شب های قدر
عید سعید فطر
اعمال ماه مبارك رمضان
دعا روزهای ماه مبارك رمضان
آشپزی در ماه رمضان
جبهه وجنگ
شهدا و جنگ
خاطره از شهیدزین الدین
خاطره از شهید چمران
قصه های مینی مالیستی جنگ
نوای جبهه مداحی اهنگ
كلیپ از جبهه و شهیدان
مهدویت
ظهور و نشانه‌ها
تكلیف منتظران
انتظار
مهدویت و فرقه ها
امام مهدی عج
متفرقه
احادیث
داستانها وحكایت
بگراندهای مذهبی
اجتماعی
حج
كتاب های شهید مطهری
ویژه نامه دهه فجر
اسرائیل و قدس
بهائیت

عظیم جان آبادی نویسنده] -
لینك دوستان: دروازه های جاودانگی -منتظران ظهور امام زمان -عشق فقط عشق علی رهبر فقط سید علی -شهادت نربان آسمان بود... -جدیدترین یوزر پسورد نود32 -دین من -مرثیه علی -هیئت جانثاران حضرت رقیه زاهدان -آمین -امام زمان (عج) -لحظه دیدار نزدیک است -مجمع الذاکرین بیت اباصالح(عج)مشهد الرضا -حسینیه اهل بیت -(طراحی اطلاعیه مذهبی-ویژه هیئات -قلوب -عاشقان روح الله -عروس نستعلیق -چه کنیم که بوی زلفش همه را دیوانه کرده -پایگاه مقاومت بسیج شهدای نیروی انتظامی استان فارس -سریرعشق -غرفه ی جنگ نرم در معبر انتظار -هیئت حسن جان -دوستداران فاطمه (س) بندر گناوه -هشت سال دفاع،سی سال پایداری -مسجد امام حسن(ع) گالیکش -حسن تنها ترین سردار دنیاست -گروه فرهنگی مذهبی بین الحرمین زاهدان -یاداشتهای شخصی محمود مجلسی -یه بنده خدا -هیئت رهروان ولایت زاهدان -پایگاه اینترنتی حسینیه -ترکش ولگرد -دفاع مقدس -خبرنامه حکایت مو و ماست -یا علی ابن ابیطالب -بزگترین پایگاه مداحی -نجوم ، علمی به بزرگی جهان! -غریب عشق -پایگاه اطلاع رسانی شیعیان -وبلاگ شخصی محمد قمی -نجوا12 -شفاعت -ذاکر{مداح و ذاکر اهل بیت (ع) سیدفاضل میرصادقی} -اربابم امام حسن مجتبی علیه السلام -دکوراسیون البرز -امام رئوف -حسین سیب سرخی -علامه حسن زاده آملی -سلام بر بقیة الله اعظم (عج) -پایگاه دانلود تشیع ایرانشهر -شیعه اثنی عشر حق روشن است -پایگاه تخصصی مهدویت -رهروان کوی دوست(یا حجة ابن الحسن) -هیئت عاشقان حسین علیه السلام -مجموعه طرح های گرافیکی -::انتظار مذهب اعتراض:: -مطالب داغ -افلاک -حاج مهدی مختاری -"مخزن المعارف واللطائف -
:عظیم جان آبادی: --- طراح قالب ::
1386/11/24 نوشته شده توسط عظیم جان آبادی

برف هاى تردید آب شد
با طلوع خورشید ولایت در طلیعه هفتمین روز از ماه صفر، در روستاى «ابواء»، شعف و سرور بر سرزمین حجاز حاكم شد.

مادرش، حمیده، خادمه‏اى از شمال آفریقا بود كه در نزد حضرت امام صادق(ع) مقامى والا داشت.

امام صادق(ع) به همراه خانواده‏اش در حال بازگشت از مكه بود كه سومین پسر آن حضرت پا به عرصه گیتى نهاد. نام آن مولود پاك را موسى گذاشتند. (1)

امام صادق(ع) نگاهى پدرانه به سیماى نورانى فرزند سومش انداخت، آنگاه به سوى مسلمانانى كه در سفر حج آن امام همام را همراهى مى‏كردند، بازگشت و فرمود: خداوند امروز پسرى به من عنایت فرمود كه بهترین مردم زمان خود و پیشواى آینده شما خواهد بود. (2)


برف هاى تردید آب شد
تا آن روز كه اسماعیل - بزرگترین فرزند امام صادق(ع) - در قید حیات بود، گروهى از اصحاب تصور مى‏كردند، رهبرى آینده شیعیان از آن او خواهد بود اما وى، در جوانى و در زمان حیات پدر بزرگوارش دار فانى را وداع گفت. امام صادق(ع)، به یاران وفات او را خبر داد، حتى جنازه‏اش را به اصحاب و برخى بزرگان شیعه نشان داد، تا ریشه عقیده‏اى موهوم، و تصورى غیر واقعى بخشكد، با این حال عده‏اى با انگیزه مهدویت اسماعیل و یا بهانه‏هاى دیگر فرقه‏اى به نام باطنیه، یا اسماعیلیه، را در تاریخ تشیع پدید آوردند كه مسیرى انحرافى از صراط مستقیم عترت پیامبر بود.
پس از مرگ اسماعیل، امام صادق(ع) به اصحاب خود فرصت داد تا درباره امام آینده سخن به میان آورند. هر بار كه آنان با تعابیر متفاوت از نام امام هفتم سؤال مى‏كردند، حضرت صادق(ع) با تصریح و در مواقعى با اشاره، اصحاب را به امام موسى بن‏جعفرعلیهما السلام راهنمایى مى‏كرد. روایاتى در منابع مستند شیعه به چشم مى‏خورد كه امام كاظم(ع) از ابتدا براى برخى خواص شیعه به عنوان جانشین راستین و بر حق امام صادق(ع) معین شده بود. روایت لوح نیز در ارتباط با اسامى مشخص امامان این نكته را تایید مى‏كند.

كلینى در كتاب كافى، ذیل اشاره و نص بر امام كاظم(ع) از اصحاب و راویان امام صادق(ع) و یا امام موسى بن‏جعفرعلیهما السلام سخن به میان مى‏آورد كه؛ وقتى هفتمین امام دوران كودكى را مى‏گذراند، از پدرش امامِ پس از او را پرسیدند و آن حضرت اشاره به حضرت كاظم(ع) كرد.

فیض بن‏مختار، معاذ بن‏كثیر، عبدالرحمن بن ‏حجاج، مفضل بن‏عمرو، اسحاق بن‏جعفر، صفوان جمال، عیسى بن‏عبدالله، یعقوب سراج، سلیمان بن‏خالد و ظاهر - خادم امام صادق(ع)-  از جمله افرادى هستند كه این خبر را روایت كرده‏اند. (3)

فیض بن‏مختار مى‏گوید: وقتى ابوالحسن اول (امام هفتم) آمد، در محضر امام صادق(ع) بودم. او را در بغل گرفته، بوسیدم، امام ششم فرمود: « شما كشتى هستید و این فرزند ملاح (كشتى‏بان) شماست.» وى مى‏افزاید « در سال بعد به حج مشرف شدم و دو هزار اشرفى با خود داشتم، هزار دینار براى امام صادق(ع) و هزار دینار براى امام كاظم(ع) فرستادم. وقتى خدمت امام ششم شرفیاب شدم، فرمود: اى فیض او را با من برابر دانستى؟ عرض كردم: این كار را به خاطر فرموده شما انجام دادم، فرمود: به خدا سوگند من این كار را نكردم بلكه خداى بلند مرتبه این مقام را به وى اعطا كرده است.» (4)



بازدیدها [] - نظرات [] داغ کن - کلوب دات کام
1386/11/24 نوشته شده توسط عظیم جان آبادی

امام شایسته


امام او را مى‏شناسد
هر كس به كارى مشغول است. یكى خشت مى‏آورد و دیگرى دیوار مى‏چیند و البته چند روزى است كه تازه واردى نیز به آنها پیوسته است .
تازه ‏وارد بالاى نردبان است كه امام كاظم (ع) وارد آنجا مى‏شود . مدتى به این طرف و آن طرف نگاه مى‏كند و چشمش كه به تازه‏ وارد مى‏افتد، خنده‏اى مهمان لبانش مى‏شود؛ صدا مى‏زند: " بكار قمى، پایین بیا"

همه كارگران دست از كار مى‏كشند . باز هم جلوه‏اى دیگر . همه در حیرت هستند و تازه ‏وارد را نگاه مى‏كنند .

بكار از همان بالا چند لحظه‏اى به امام خیره مى‏شود. مثل این كه خودش هم باور نمى‏كند كه امام او را مى‏شناسد . با عجله از پله‏ها پایین مى‏آید، پایش چند بار از روى پله سُر مى‏خورد اما هر طور كه هست دست و پایش را جمع مى‏كند. از روى پله‏هاى آخر هم پایین مى‏پرد و دوان دوان به سوى امام مى‏رود .


آشناى مهربان
بكار از آغوش امام جدا مى‏شود. هنوز شانه‏هایش در دستان امام است كه امام با تبسمى دل‏ نشین مى‏گوید:" بكار از احرامت ‏
بگو ."

بكار از دیدن تبسم امام غرق شادى مى‏شود و مثل كودكان چیزى در دلش مى‏شكند و چشمانش پراشك مى‏شود .

" چگونه از اینجا سر درآوردى؟"

بكار دست امام را مى‏بوسد: " چهلمین سفرم به مكه بود اما این مرتبه پس از پایان اعمال حج، پس‏اندازم تمام شد. رسیدن به كوفه با این شرایط ممكن نبود. گفتم به مدینه مى‏آیم تا هم مرقد پیامبر را زیارت كنم و هم به دست ‏بوس شما بیایم و از طرف دیگر نیز با كار در این شهر مقدمات بازگشت را فراهم كنم .

امام مى‏گوید: امشب پس از اتمام كارهایت مهمان من باش .

بكار در پوست‏خودش هم نمى‏گنجد؛ تمام حیرت و شوق را با لبخندى به امام نشان مى‏دهد .


نامه
شام را خورده‏اند كه امام كاظم (ع) كیسه‏اى را در دستان بكار مى‏گذارد و مى‏گوید: " این 15 دینار براى رسیدنت ‏به كوفه كافى است . به كوفه كه رسیدى این نامه را به على بن ابى ‏حمزه بده ."
بكار به نامه مُهر و موم شده نگاهى مى‏كند. باز هم خوشحال است كه پیام ‏بَر امامش شده است.

- زودتر حركت كن و خودت را به منزلگاه كاروانیان برسان .

بكار مى‏خواهد حرفى بزند اما انگار زبانش بند آمده است .

- زوتر حركت كن .

ناچار است كه این لحظات شیرین را در خاطرات خود دنبال كند؛ از امام خداحافظى مى‏كند و به راه مى‏افتد.


على ابن ابى‏حمزه
رسیدن او به منزلگاه كاروانیان درست همزمان مى‏شود با حركت كاروانى به سوى كوفه. بكار هم دست‏ به كار مى‏شود و شتر و آذوقه‏اى براى راه خود دست و پا مى‏كند .
دیگر چیزى از 15 دینار باقى نمانده است كه به كوفه مى‏رسد . یك راست‏ به خانه‏اش مى‏رود. حضور او بعد از غیبتى چند هفته‏اى همه خانه را به ولوله مى‏اندازد .

ساعتى بعد كه ذوق و شوق بازگشت كم مى‏شود بكار نامه امام را به یاد مى‏آورد. بلافاصله برمى‏خیزد . صداى اهل خانه را نمى‏شنود . از او مى‏پرسند مى‏خواهد كجا برود؟

هنوز به پشت در نرسیده است كه صداى كوبه در بلند مى‏شود .

در را كه باز مى‏كند از تعجب خشكش مى‏زند .

على بن ابى‏حمزه گویا سلام را هم فراموش كرده است كه بى‏ مقدمه مى‏پرسد: " بكار، آیا تو از جانب مولایم براى من نامه‏اى آورده‏اى؟"

بكار حیرت‏ زده نامه را در دستانش مى‏فشرد. انگار كه در این هست و نیست، دستش را به آرامى بالا مى‏آورد تا جایى كه نگاه‏هاى او و ابن ابى‏حمزه را قطع كند .


چهل دینار تمام
على بن ابى‏حمزه كه خواندن نامه را تمام كرده است . به بكار نگاهى مى‏كند . نمى‏داند كه باید بپرسد یا نه . اما وقتى كه نامه را دوباره جمع مى‏كند مى‏گوید: دزدان چقدر اموال مغازه‏ات را برده‏اند؟
بكار اخمى مى‏كند و مى‏گوید: دزد!

به دور و برش نگاهى مى‏كند و دوباره نگاهش به نگاه ابن ابى‏حمزه گره مى‏خورد: " من تازه رسیده‏ام . صبر كن تا از كسى بپرسم.‏"

با عجله داخل خانه مى‏رود و چند لحظه بعد خیلى آرام، طورى كه گویى چیزى بر شانه‏اش سنگینى مى‏كند به سوى كوچه باز مى‏گردد .

سرش را بالا نمى‏آورد. همان طور كه به زمین خیره شده است. مى‏گوید: " اهل خانه نمى‏خواستند من را كه هنوز ساعتى از آمدنم نگذشته با چنین خبرى ناراحت كنند ."

ابن ابى‏حمزه یك دست‏ بكار را در دست مى‏گیرد و با دست دیگر كیسه‏اى در دستان او جاى مى‏دهد: نگران نباش، عزیزم . این هم چهل دینارى كه است كه دزدان به تو ضرر زده‏اند .

بكار تعجب مى‏كند و مى‏گوید: " من كه هنوز از خسارت آنها چیزى نگفته بودم ."

ابن ابى‏حمزه خنده‏اى مى‏كند تا تعجب حقیقى چهره‏اش خیلى مشخص نشود: " راستش در خواب دیدم كه امام دستور این 40 دینار را به من داد. و آن نامه را هم یادآورى كردند. در این نامه امام بر همین مطلب تاكید كرده‏اند.

اشك در چشمان بكار حلقه مى‏زند طورى زمزمه مى‏كند كه ابن ابى‏حمزه نیز نشنود: " براستى كه رهبرى تنها شایسته توست؛ اى عالم به غیب‏."

سرش را كه بالا مى‏آورد مى‏بیند صورت على نیز از اشك خیس خیس شده است .



بازدیدها [] - نظرات [] داغ کن - کلوب دات کام
1386/11/24 نوشته شده توسط عظیم جان آبادی

توصیه امام موسى كاظم علیه السلام به فرماندار «رى»

 


در شهر "رى" واقع در سرزمین ایران، در عصر امام موسی كاظم علیه السلام مردى شیعه مذهب سكونت داشت كه به حاكم قبلى، خراج سنگینى بدهكار بود. حاكم تازه‌‏اى، از كاتبان یحیى بن خالد برمكى، از سوى خلیفه عباسى بر رى حكومت یافت و به تنظیم و تصدىِ امور پرداخت.

این مرد شیعى مى‏گوید: با آمدن حاكم جدید، مرا بیم فراگرفت و مترصد بودم كه هر لحظه مرا فراخواند و به دادن خراج مجبورم سازد كه اگر امتناع كنم به مجازات سنگینى محكوم مى‏گردم و اگر اجابت كنم و خراج را بپردازم تهى‏دست و بیچاره مى‏گردم و از هستى ساقط مى‏شوم. این اندیشه، مرا بسیار آزار مى‏داد تا این كه برخى از دوستان به من گفتند: حاكم جدید، اهل مذهب ما است، گرچه نمى‏تواند آن را آشكار كند. نزد وى برو، و شرح حال خود را بازگو كن، شاید به تو ترحمى كند و تخفیفى دهد.

اما من باز هم مى‏ترسیدم؛ زیرا ممكن بود حاكم جدید، شیعه نباشد و شیعه بودن من براى او فاش گردد. در آن صورت، سختگیرىِ او بیشتر مى‏شد و مرا زندانى مى‏كرد تا تمام مالیات را بپردازم. پس از اندیشه فراوان به این نتیجه رسیدم كه از رفتن نزد حاكم منصرف شده و به خداى بزرگ پناه برم و در صورت امكان به محضر امام زمان خویش، امام كاظم علیه السلام شرفیاب شوم و از او هدایت و مدد جویم.

همان سال به قصد حج و زیارت خانه خدا از رى به حجاز رفتم. در آن جا توفیق زیارت امام كاظم علیه السلام را یافته و شرح حال خویش را بازگو كردم و از آن حضرت استمداد جستم. امام علیه السلام پس از دلدارىِ من، نامه‏اى براى والىِ رى نوشت و آن را به من داد تا به او رسانم. متن نامه چنین بود:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ.

اِعْلَمْ اَنَّ لِلَّهِ تَحْتَ عَرْشِهِ ظِلّاً لا یَسْكُنُهُ اِلاَّ مَنْ اَسْدى‏ اِلى‏ اَخیهِ مَعْروفاً اَوْ نَفَّسَ عنْهُ كُرْبَةً اَوْ اَدْخَلَ عَلى‏ قَلْبِهِ سُرُوراً وَ هذا اَخُوكَ.

وَالسَّلامُ

"بدان كه براى خداوند متعال در زیر عرش، سایه رحمتى است كه در آن جاى نمى‏گیرد مگر كسى كه به برادرش نیكى كند، یا او را از غمى آسایش دهد و یا او را خشنود سازد و این (حامل نامه) برادر تو است، والسلام."

هنگامى كه از سفر حج برگشتم، شبى به خانه حاكم رفته، تقاضاى ملاقاتش را نمودم و به دربانان گفتم : به حاكم بگویید كه مردى از جانب موسى بن جعفر علیهماالسلام پیامى براى شما آورده است. دربانان چون این خبر را به والى رساندند، وى از فرط خوشحالى پابرهنه به در خانه آمد و مرا به گرمى پذیرفت و بارها پیشانىِ مرا بوسید و پیوسته از احوال امام كاظم علیه السلام مى‏پرسید. چون خبر سلامت امام را به وى دادم، شاد و خشنود گشت و خداى را سپاس گفت. سپس مرا با عزت تمام در صدر مجلس نشاند و خود در برابر من نشست.

نامه امام علیه السلام را به وى دادم. آن را خواند و بوسه بر دست‏خط آن حضرت زد. سپس دستور داد هر چه نقدینگى و جامه‏هاى شخصى در خانه دارد، گرد آوردند. آنها را دو قسمت كرد. یك سهم را به من داد و سهم دیگر را براى خود گذاشت و از من پرسید: اى برادر! آیا از من خشنود شدى؟ من در پاسخ گفتم: بلى، بیش از انتظار خشنودم كردى. سپس اموال غیر منقول خودش را قیمت كرد و نیمى ‏از آن را به من هبه كرد. آن‏گاه دفتر مالیات را آورد و آن مقدارى را كه با اجحاف و ستم به نام من در آن ثبت شده بود، پاك كرد و نوشته‏اى مشتمل بر برائت ذمّه به من داد. و باز از من پرسید: آیا از من مسرور شدى؟

من از او سپاسگزارى كردم و خداحافظى نموده، از نزدش خارج شدم. با خود گفتم: من كه توان جبران نیكى‏هاى وى را ندارم، پس بهتر است سال آینده به حج روم و براى او در موسم حج دعا كنم و نیز به محضر امام كاظم‌ علیه السلام مشرف شوم و نیكى‏هاى او را براى امام علیه السلام بازگو كنم تا آن حضرت نیز براى او دعا كند.

پس از مدتى، موسم حج فرا رسید و من دوباره به این فیض بزرگ نایل شدم. در آن سفر به محضر امام كاظم علیه السلام شرفیاب شده و داستان والىِ رى را براى ایشان عرض كردم. هر چه بیشتر مى‏گفتم، صورت مبارك امام علیه السلام از خوشحالى برافروخته‏تر مى‏گشت. سرانجام، عرض كردم: مولاى من! آیا كار این مرد، شما را شاد و خشنود گردانید؟ امام فرمود: بلى، به خدا سوگند، كارهاى او مرا مسرور كرد، امیرالمؤمنین علیه‌السلام را مسرور كرد. به خدا سوگند، جدّم، پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله را مسرور كرد و همانا خداى متعال را مسرور كرد.

آرى، امام علیه السلام این گونه محرومان را یارى و حاكمان نیكوسیرت را تشویق و راهنمایى مى‏كرد.


منبع:

بحار الأنوار، ج 48، ص 174، باب 7، ح 16/ منتهى الآمال فى تاریخ النبى و الآل، ج 2، ص‏188.



بازدیدها [] - نظرات [] داغ کن - کلوب دات کام
1386/11/24 نوشته شده توسط عظیم جان آبادی

دعای حضرت كاظم برای شیر حامله

 


علىّ بن ابوحمزه بطائنى حكایت كند:

روزى حضرت موسى بن جعفر علیهماالسلام از شهر مدینه به سوى مزرعه‌اش خارج شد؛ حضرت سوار قاطر بود و من نیز سوار بر الاغ حضرت را همراهى می‌كردم .

مقدارى از شهر كه دور شدیم، ناگهان نرّه شیرى راه ما را گرفت، من بسیار ترسیدم، ولیكن شیر به سوى حضرت نزدیك آمد و با حالت ذلّت و تضرّع مشغول غریدن شد.

امام موسى كاظم علیه السلام ایستاد و شیر دست‌هاى خود را بلند كرده و بر شانه‌هاى قاطر قرار داد.

من به گمان این كه شیر قصد حمله دارد، براى جان آن حضرت وحشت كردم؛ و سخت نگران شدم .

پس از لحظاتى، شیر دست‌هاى خود را بر زمین نهاد و آرام ایستاد و آن گاه حضرت روى مبارك خود را به سمت قبله نموده دعائى را زمزمه نمودند، ولیكن من چیزى از آن را متوجّه نشدم .

پس از آن، شیر غرّشى كرد؛ و حضرت فرمودند " آمین".

و سپس امام به شیر اشاره نمودند: برو.

همین كه شیر رفت، حضرت نیز به راه خود ادامه داد و چون از آن محلّ دور شدیم، به حضرت عرض كردم: یابن رسول اللّه! فدایت گردم، شیر چه كارى داشت؟! من بسیار براى جان شما و خودم ترسیدم؛ و از این برخورد در تعجّب و حیرت هستم .

امام فرمود: آن شیر، همسر باردارى داشت كه هنگام زایمانش ‍ فرا رسیده و درد سختى دچارش گشته بود.

لذا نزد من آمده بود كه برایش دعا كنم تا به آسانى زایمان نماید و من هم در حقّش دعا كردم .

و بعد از آن كه دعا به پایان رسید، به آن شیر گفتم: برو، و آن حیوان اظهار داشت: خداوند هیچ درّنده‌اى را بر تو و ذرّیّه و شیعیانت مسلّط نگرداند؛ و من گفتم: "آمین"

________________________

نكته:

1- برای اثبات امامت ائمه "علیهم السلام" و حقانیت و ضرورت وجودشان در كتابهای كلامی بطور گسترده بحث و استدلال شده و این‌گونه ماجراها جهت اثبات این مسأله نیست بلكه جهت آشنایی با تاریخ و سیره آنان و پند‌‌آموزی است

2- مواجهه‌ی امامان "علیهم السلام" با افراد مختلف متناسب با عقول و میزان فهمشان بوده است لذاست كه می‌بینیم مباحثات آنان با دانشمندان و اصحاب سرّشان، سرشار از مطالب بلند و معارف مستدَلّ، و با عوام بسیار ساده است

3- گونه‌ای از رفتار آن بزرگواران "علیهم السلام" در مقام تحدّی و بر جا نشاندن مخالفان (اسكات خصم) بوده مانند آنچه كه در تاریخ انبیا نیز آمده است و نباید خُرده‌ی قوی نبودن با مثبِت نبودن كرد.


منبع:

بحارالانوار، ج 48، ص 58، ح 67/ الخرایج والجرایح، ج 2، ص 649، ح 1.



بازدیدها [] - نظرات [] داغ کن - کلوب دات کام
1386/11/24 نوشته شده توسط عظیم جان آبادی

محبت اهل بیت علیهم السلام

 

 

محبت ودیعه ای الهی است كه خداوند نزد انسان قرار داده است . و افراد از این موهبت در طرق گوناگون استفاده می نماید . و برخی این نعمت را صرف عشق ورزیدن به عترت پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله می نمایند .

- عیاشی در كتاب " تفسیر"از برید بن معاویه عجلی نقل كرده است كه گفت: نزد امام باقر (ع) حاضر بودم كه ناگاه شخصی كه از خراسان پیاده برای ملاقات آن حضرت سفر كرده بود وارد شد، دو پای خود را كه تركیدگی و شكاف برداشته بود برای نشان دادن بیرون آورد و عرض كرد: به خدا قسم چیزی جزمحبت شما اهل بیت مرا به این كار وانداشت، و دوستی شما باعث شد كه این راه طولانی را پیاده بپیمایم.

امام باقر (ع) فرمود:

" به خدا قسم اگر سنگی ما را دوست بدارد خداوند تبارك و تعالی او را با ما محشور گرداند، و آیا دین چیزی جز محبت است؟"

همانا خداوند می فرماید:

" قُل إنْ كُنْتُم تُحِبُّونَ الله فَاتَّبِعُونی یُحْبِبْكُمُ الله " ( ال عمران /31)

" بگو اگر شما خدا را دوست دارید از من پیروی كنید تا خدا شما را دوست داشته باشد."

و فرموده است: " یُحِبُّونَ مَن هاجَرَ إلَیْهِم." ( حشر/9)

" مهاجرین را كه به سوی ایشان آمدند دوست می دارند. "

( ودو مرتبه تكرار فرمود) آیا دین چیزی جز محبت و دوستی است؟(1)

- كلینی در كتاب " كافی"از حكم بن عتبه نقل می كند:

در خدمت امام باقر (ع) بودم و خانه پر از جمعیت بود كه ناگاه پیرمردی كه برعصای خود تكیه می كرد آمد تا آنكه كنار در اتاق ایستاد و رو كرد به امام باقر (ع) و گفت:" السلام علیك یابن رسول الله و رحمة الله و بركاته" ، ای فرزند رسول خدا! درود و رحمت و بركات خداوندی بر شما باد. سپس ساكت شد و منتظر جواب ماند.

امام(ع) سلام او را به همان گونه پاسخ داد، آنگاه پیرمرد روی خود را به اهل مجلس كرد و به آنها سلام نمود و ساكت ماند تا آنكه جمعیت همگی سلام او را پاسخ گفتند.

سپس رو كرد به امام باقر(ع) و عرض كرد: ای فرزند رسول خدا! مرا نزدیك خود جای بده، خدا مرا فدایت گرداند. به خدا قسم ! به راستی من شما را دوست دارم و هر كس شما را دوست داشته باشد دوست دارم، و به خدا قسم این دوستی ام به خاطر طمع دنیوی نیست،  و من به راستی با دشمنان شما دشمنم، و از آنها بیزارم ونفرت دارم، و به خدا قسم این دشمنی و نفرت به خاطرانتقامجوئی یا كدورتی شخصی كه بین من و او باشد نیست، و به خدا قسم حلال شما را حلال می دانم و حرام شما را حرام می دانم، و منتظر امر شما و دولت كریمه شما هستم، آیا امیدوار باشم و شما نسبت به من امیدی دارید؟ خداوند مرا فدای شما گرداند.

امام باقر(ع) فرمود:

به سوی من بیا، بسوی من بیا، پس او را كنارخود نشانید سپس فرمود:

ای پیرمرد! شخصی خدمت پدرم علی بن الحسین (ع) رسید و از آن حضرت همین سئوال تو را پرسش نمود، پدرم به او فرمود:

اگر با این حال از دنیا رفتی بر رسول خدا، امیرالمؤمنین ، امام مجتبی، امام حسین و علی بن الحسین(ع) وارد می شوی و دلت آرام می گیرد ،  قلبت خشنود و چشمانت روشن می گردد و هنگامی كه جان به حلقومت می رسید فرشتگان با آغوش باز و با دسته های گل به استقبال تو می آیند.

و اگر زنده ماندی آنچه باعث روشنی چشمان تو است ، خواهی دید و در مقامات عالی بهشت با ما خواهی بود.

پیرمرد كه گویا از شنیدن گفتار امام باقر (ع) شوق زده شده بود عرض كرد: ای ابوجعفر! چه فرمودید؟

امام (ع) بار دیگر مطالبی را كه فرموده بود تكراركرد.

پیرمرد شگفت زده گفت: الله اكبر، ای ابوجعفر! اگر بمیرم بر رسول خدا ، امیرالمؤمنین ، امام حسن ، امام حسین و علی بن الحسین(ع) وارد می شوم ... و همان مطالبی را كه امام (ع) فرموده بود تكرار كرد. سپس پیرمرد صدا را به گریه بلند كرد و گریه راه گلویش را گرفته هق هق می كرد تا نقش زمین گردید، اهل مجلس از مشاهده حال این پیرمرد و گریه های او همه ناله كردند.

امام باقر(ع) با انگشتان مبارك اشك از گوشه های چشم پیرمرد پاك كرد و آنها را فرو ریخت.

پیرمرد سر بلند كرد و به امام باقر (ع) عرض كرد: ای فرزند رسول خدا! دست مبارك خود را بده تا ببوسم خداوند مرا فدای شما گرداند. آنگاه دست امام(ع) را گرفت و بوسید وبر چشمان و صورت خود نهاد، سپس پیراهن خود را بالا زد و سینه و شكم خود را برهنه نمود و دست امام(ع) را بر آن گذاشت و بعد از آن از جا برخاست و خداحافظی كرد. امام باقر(ع) از پشت سرش به او نگاه می كرد و او می رفت، سپس رو به اهل مجلس كرد و فرمود:

هر كه دوست دارد یكی از اهل بهشت را ببیند به این شخص نگاه كند.

پی نوشتها:
1- تفسیر عیاشی ، ج1، ص 167، ح 27.
2- الوافی، ج 5، ص 799، ح 3.
 
بالای صفحه



بازدیدها [] - نظرات [] داغ کن - کلوب دات کام





با عضو شدن در این خبرنامه هم از به روز شدن وبلاگ باخبر میشوید هم مطالب مفید به ایمیلتان فرستاده میشود

> ---کل مطالب ارسالی: ---تاریخ آخرین بروزرسانی: ---بازدیدهای امروز: ---بازدیدهای دیروز: --- بازدید این ماه: --- بازدید ماه قبل: ---كل بازدیدها: ---تاریخ آخرین بازید از سایت: - افتتاح سایت: 17/12/1384

  

- عنایت امام به دشمن امام هادی هیبت باشكوه
از مشرق تا مغرب فرشتگان مسلح
دعوت یا تبعید امام به سامرا؟
استدلالی جالب در بزرگداشت اهل علم
بهترین رسانه اما برای دشمن!
واکاوی ریشه هاى فتنه در خطبه حماسی فاطمی
قطب نمای کتاب خدا
فاطمه علیهاالسلام، مظهر انسان كامل
فاطمه علیهاالسلام، الگویی در همه ابعاد
دلایلی چند بر عصمت سرور زنان دو عالم حضرت فاطمه برترى زهرای مرضیه بر پیامبران الهی
اشاره‏ای به كرامات امام حسن مجتبی علیه السلام
عنایتی بسیار خواندنی از کریمه اهل بیت به یک طلبه
26 ربیع الاول : صلح امام حسن علیه السلام با معاویه (41 هـ.ق)
مظلومیت روز «ساباط امام حسن» از «عاشورای امام حسین» بیشتر است
مام حسن علیه السلام و پاسداری از ارزش 2
امام حسن علیه السلام و پاسداری از ارزش ها1
علت صلح و سازش امام حسن(ع) با معاویه چه بود؟
صلح حسنی، یک حرکت حسینی است
مقایسه عصر حسنین از دیدگاه شهید مطهری
شهید مطهری و صلح امام حسن(ع)
علل و عوامل صلح امام حسن مجتبی (ع)
علل صلح امام حسن (ع)
صلح و علل آن
صلح امام حسن علیه السلام
آیا امام حسن(ع) با معاویه بیعت کرده است
نگاهی به زمینه های صلح امام حسن (ع)/ به مناسبت 26 ربیع الاول، سالروز صلح امام حسن مجتبی (ع)
دانلود مداحی به مناسبت اربعین حسینی
درجات و مقامات شهدای کربلا
رقیه سلام الله علیها در منابع تاریخی
برگی از سلوك زهرایی
موبایل
نرم افزار های موبایل
تم موبایل
بازی های موبایل
ترتیل کل قرآن کریم با صدای استاد پرهیزگار - به تفکیک جز (ویژه موبایل)

نرم افزارهای اسلامی موبایل

تم های مذهبی موبایل

مجموعه کاملی از ادعیه و زیارات (ویژه موبایل)

مجموعه تصویری داستانهای شگفت ویژه موبایل

مجموعه اذان (ویژه موبایل)

مجموعه نرم افزارهای نوکیا

مجموعه نرم افزارهای سونی اریكسون

کلیپ های مذهبی موبایل

 ------------------------------------ نرم افزار كامپیوتر
نرم افزارهای کاربردی
نرم افزارهای اینترنت
نرم افزارهای سرگرمی وبازی
نرم افزارهای بهینه سازی

نرم افزارهای امنیتی

نرم افزارهای گرافیک و طراحی

نرم افزارهای مالتی مدیا

برنامه های فشرده ساز

نرم افزارهای چت ومسنجر

نرم افزارهای مدیریت دانلود

نرم افزارهای مرورگر وب

نرم افزارهای شبکه

نرم افزارهای تبدیل کننده

نرم افزارهای دسکتاپ

نرم افزارهای کپی رایت

نرم افزارهای مترجم ودیکشنری

نرم افزارهای ریجستری

کتاب الکترونیک

نرم افزارهای انتی ویروس

نقشه جغرافیا

نرم افزارهای اسلامی

محافظ صفخه نمایش

کاغذ دیواری ـپس زمینه

قالب های وبلاگ

علمی

اموزش

سیستم عامل لینوکس

سیستم عامل ویندوز

طراحی وب

قالب سایت

ابزار مفید

نرم افزارهای فارسی

گرافیگی ـتبدیل -طراحی

ابزار فلش ـ فونت

آیکون - ویرایشگر تصویر

لوگو و آرم

نمایش عکس ـ پلاگین

مرحوم سید محمدجوادذاكرطباطبائی
گلچین جلسات خصوصی مرحوم سید جوادذاکر
مرحوم سید جواد ذاکر 27 رمضان 1382
مرحوم سید جواد ذاکر عروسی حضرت زهرا (س) 1381
مرحوم سید جواد ذاکر ایام محرم 1381
تیتراژ فیلم سینمایی با دست های خالی با صدای مرحوم ذاکر
مرحوم سید جواد ذاکر گلچین مولودی 1382
مرحوم سید جواد ذاکر گلچین مولودی 1381
حمید علیمی دومین سالگرد مرحوم سید جواد ذاکر 1387
مرحوم سید جواد ذاکر 21 رمضان 1384 ( قم )
مرحوم سید جواد ذاکر 21 رمضان 1381 ( قم )
  • شاگردان امام هادی كریمی سینه زنی شور از کریمی امام رضا احادیث امام باقر دانلود سینه زنی واحد از محمود کریمی امام هادی علیه السلام در بیان دیگران دانلود مداحی از محمود کریمی امام باقر دانلود روضه محمود کریمی امام هادی و شیعیان ایشان در ایران هادی دلها امام دهم محل شهادت امام باقر دانلود مرثیه از محمود کریمی بهترین های محمود کریمی احادیث امام هادی عکس از بقیع دانلود مداحی از حاج محمود کریمی سیب سرخی امام هادی من کنت ومولا فهذا علی مولا تصاویر شهادت امام باقر واقعه غدیر دانلود سینه زنی از محمود کریمی روضه محرم از کریمی مرثیه امام باقر شهادت امام باقر محمود کریمی حضرت عباس محمود کریمی صداهای ماندگار امام علی النقی زندگینامه امام باقر خطابه غدیر هلالی مقدم اخلاق حسنه امام هادی شعر درباره امام باقر تولد امام هادی مظلومیت امام باقر دانلود شور از کریمی غدیر خم سامرا عید غدیر اكمال دین مناظره امام باقر عبادت امام هادی وصایای امام باقر خطبه غدیر بیانات رهبر انقلاب در مورد امام هادى علیه السلام سروده های در باره شهادت امام باقر امام حسن مجتبی
  • صفحه اصلی حدادیان ارضی علیمی مختاری مقدم سیب سرخی مهدی اكبری طاهری ارتباط با ما