۷۷۳۶ای که بر دلها امیری ...
نظرات |

ای که بر دلها امیری ...


روزی در كنار كعبه، هارون الرشید حضرت كاظم علیه‏السلام را ملاقات نمود و در ضمن سخنانی به امام علیه‏السلام گفت: آیا تو هستی كه مردم مخفیانه با تو بیعت می‏كنند و تو را به رهبری خویش برمی‏گزینند؟ حضرت با كمال شهامت فرمود:

 

«اَنَا اِمامُ الْقُلُوبِ وَ اَنْتَ اِمامُ الْجُسُومِ؛ من بر دلهای مردم حكومت می‏كنم، و تو بر جسمهای آنان!»

 

 

--------------------------------------------------------------------------------


الصواعق المحرقه 309.



:: مرتبط با: امام موسی کاظم علیه السلام ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1386/11/25
زمان : 07:02 ق.ظ
۷۷۳۵امام کاظم و احیای فرهنگ عاشورا
نظرات |

امام کاظم و احیای فرهنگ عاشورا


زنده نگه داشتن یاد و نام امام حسین علیه‏السلام و حماسه عاشورا به عنوان نماد مقاومت اهل بیت علیهم‏السلام در برابر جبهه كفر و نفاق و مقابله با طغیان و ستمگری، یكی از مهم‏ترین دغدغه‏های امامان معصوم علیهم‏السلام بوده است. آن بزرگواران می‏كوشیدند تا قیام جاویدان عاشورا زند بماند و پیام پایداری و استواری اهل حق در مقابل باطل در بلندای تاریخ با نام مقدس حضرت امام حسین علیه‏السلام طنین‏انداز شود.

از شیوه‏هایی كه حضرت موسی بن جعفر علیهماالسلام برای رساندن پیام استواری و مقاومت از آن بهره می‏برد، تداوم بخشیدن و زنده نگه‏داشتن یاد و خاطره جدّ بزگوارش حضرت سید الشهدا علیه‏السلام بود.

روایت ذیل بیانگر این حقیقت تاریخی است:

محدث نوری می‏نویسد: منصور دوانیقی در عید نوروز امام را مجبور كرد كه در مجلس عمومی بنشیند و مردم برای عرض تبریك به محضرش بیایند و هدایا و تحفه‏ها را به حضور آن حضرت بیاورند.

امام به ناچار در آن مجلس نشست و فرمانداران و فرماندهان و امرای لشكری و كشوری و عموم مردم برای تهنیت می‏آمدند و هدایا و تحفه‏های فراوانی می‏آوردند و خادم منصور همه هدایا را ثبت می‏كرد. آخرین فردی كه به حضور امام آمد، پیرمردی سالمند بود كه به امام عرضه داشت: ای پسر دختر رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله! من مرد فقیری هستم كه از مال دنیا بی‏بهره‏ام، اما سه بیت شعری را كه جدم در رثای جدّتان حضرت حسین بن علی علیهماالسلام سروده، به خدمتتان تقدیم می‏كنم:

 

یا ابا عبداللّه‏! من [از دشمنان تو تعجب نمی‏كنم كه چرا تو را كشتند، بلكه] تعجب می‏كنم از شمشیری

كه بر بدن نازنین تو در روز عاشورا فرود آمد، در حالی كه غبار كربلا بر بدن تو نشسته بود.

 

من شگفت زده هستم از آن تیرهایی كه بر بدنت فرورفتند، در حالی كه

خانواده‏ات با چشمان اشكبار قتل تو را نظاره كرده و جدّت را صدا می‏زدند.

 

یا ابا عبداللّه‏! چرا بزرگی و جلالت تو مانع نشد از اینكه تیرها بر بدنت اصابت كنند و آن جسم پاك را مجروح نمایند!

 

امام فرمود: احسنت! بارك اللّه‏ فیك! هدیه‏ات را پذیرفتم، بفرما بنشین! آن‏گاه به خادم گفت: از منصور بپرس در مورد این همه هدایا چه تصمیمی دارد؟ منصور گفت: همه آنها را به حضرت كاظم علیه‏السلام بخشیدم، هرطور دوست دارد مصرف كند. امام نیز تمام آن تحفه‏ها را به آن پیرمرد شیعی كه زیباترین اشعار را در مرثیه امام حسین علیه‏السلام خوانده بود، بخشید و او را تشویق نمود.

امام علیه‏السلام به این وسیله، از شاعران و احیاگران حماسه عاشورا تجلیل نمود و پیام پایداری اهل بیت علیهم‏السلام را كه در حركت انقلابی امام حسین علیه‏السلام جلوه‏گر شده بود، علنی ساخت.

______________________________

مستدرك الوسائل، ج10، ص386.



:: مرتبط با: امام موسی کاظم علیه السلام ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1386/11/25
زمان : 07:02 ق.ظ
۷۷۳۴امام کاظم و جلوگیری از همكاری با ظالمان
نظرات |

امام کاظم و جلوگیری از همكاری با ظالمان


آیا حواست هست که با چه کسی همکاری؟

حضرت امام موسی كاظم علیه‏السلام اگر احساس می‏كرد كسانی كه به نظام حكومتی داخل می‏شوند، نمی‏توانند به نفع اهل حق و شیعیان عمل نمایند، آنان را از همكاری با طاغوت نهی كرده، از عواقب وخیم آن برحذر می‏داشت.

زیاد بن ابی سلمه از یاران امام كاظم علیه‏السلام بود، ولی بدون اطلاع آن حضرت در دستگاه خلافت عباسی مشغول به كار شده بود.

او روزی به محضر امام هفتم علیه‏السلام آمد. حضرت از او پرسید: ای زیاد! آیا تو در امور دولتی اشتغال داری؟ گفت: بلی. امام فرمود: چرا با حكومت ستمگران همكاری می‏كنی و به شغل آزاد نمی‏پردازی؟

زیاد گفت: سرورم! مخارج من زیاد است؛ چرا كه من فردی اجتماعی هستم و خانه‏ام پر رفت و آمد است و افراد تحت تكفل دارم و هیچ‏گونه پشتوانه اقتصادی هم ندارم. درآمد من منحصر به همین شغل دولتی است.

امام كاظم علیه‏السلام فرمود: ای زیاد! اگر از كوه بلندی سقوط كنم و بدنم قطعه قطعه شود، در نزد من بهتر است از اینكه با ستمگران همراهی و همكاری نمایم، مگر اینكه غصه‏ای را از دل مؤمنی برطرف نموده، یا مؤمن گرفتاری را نجات داده، یا مؤمن بدهكاری را از زیر بار بدهی رها سازم.(1)

هر كس بقای ستمگران را دوست داشته باشد، از آنان محسوب می‏شود و هر كس از آنان محسوب شود، داخل آتش [جهنم ] خواهد شد

صفوان بن مهران جمّال یكی دیگر از دوستان امام موسی بن جعفر علیهما السلام می‏باشد. او شترهای زیادی داشت و آنان را در اختیار كاروانهای تجارتی و زیارتی قرار داده و از اجاره آنان امرار معاش می‏كرد.

او می‏گوید: روزی امام هفتم علیه‏السلام را زیارت كردم. امام به من فرمود: صفوان تمام كارها و رفتار تو مورد پسند ماست، جز یك عمل تو!

گفتم: فدایت شوم كدام عمل؟

فرمود: شترانت را به این مرد ستمگر [هارون] كرایه داده‏ای.

عرض كردم: به خدا سوگند! من آن را برای فسق و فجور و شكار و لهو كرایه نداده‏ام، بلكه برای زیارت بیت الله اجاره داده‏ام. من هیچ گونه علاقه‏ای به آن مرد ندارم و غلامان خود را به همراه كاروان زیارتی هارون فرستاده‏ام تا به غیر از عمل حج در كار دیگری به كار گرفته نشوند.

امام فرمود: ای صفوان! آیا كرایه تو هنوز به عهده آنان هست یا پرداخته‏اند؟ گفتم: نه، هنوز كرایه نگرفته‏ام.

فرمود: صفوان! آیا دوست داری كه هارون و یارانش تا زمانی كه كرایه‏ات را نپرداخته‏اند، زنده بمانند تا برگشته و بدهی تو را بپردازند؟ گفتم: بلی.

امام كاظم فرمود: «فَمَنْ أَحَبَّ بَقأهُمْ فَهُوَ مِنْهُمْ وَ مَنْ كانَ مِنْهُمْ كانَ وَرَدَ النّار؛(2) هر كس بقای ستمگران را دوست داشته باشد، از آنان محسوب می‏شود و هر كس از آنان محسوب شود، داخل آتش [جهنم ] خواهد شد.»

--------------------------------------------------------------------------------


1- الكافی، ج5، ص110

2- معجم رجال الحدیث، ج10، ص133.



:: مرتبط با: امام موسی کاظم علیه السلام ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1386/11/25
زمان : 07:02 ق.ظ
۷۷۳۳معرفت و محبت اهل بیت، اصلی‌ترین عامل نجات
نظرات |

معرفت و محبت اهل بیت، اصلی‌ترین عامل نجات


آرزویت در دنیا چیست؟

 

فقیری به حضور امام كاظم (علیه‌السلام) آمد و عرض كرد: "تهیدست هستم مرا از تهی دستی و فقر نجات بده، اگر صد درهم پول داشته باشم، با تجارت و خرید و فروش خود را از فقر و ناداری نجات می‌دهم ".

امام كاظم (علیه‌السلام) با روی خوش و لبخند، به او فرمود: "من از تو یك سؤ ال می‌كنم، اگر پاسخ صحیح دادی، ده برابر خواسته تو را به تو خواهم داد".

فقیر عرض كرد: بپرسید.

امام كاظم (علیه‌السلام) فرمود: "اگر بنا باشد تو در دنیا برای خود آرزوئی كنی، چه آرزو می‌كنی؟"

فقیر گفت: "آرزو می‌كنم توفیق انجام حقوق برادران دینی بیابم، و برای حفظ دین و برادران دینی، قانون تقیه را رعایت كنم".

امام كاظم (علیه‌السلام) فرمود: چرا دوستی با ما خاندان را، آرزو نمی‌كنی.

او عرض كرد: این صفت در من هست، خدا را برداشتن چنین نعمتی سپاس ‍ می‌گویم، و از درگاهش می‌خواهم، تا خصال نیكی كه ندارم به من بدهد.

امام كاظم (علیه‌السلام) فرمود: پاسخ نیكی دادی، آنگاه دو هزار درهم [كه 20 برابر خواسته او بود] به او داد و فرمود: این پول را در خرید و فروش "مازور" (1) به كار ببرید زیرا كالای خشك است [و كمتر آسیب پذیر است] (2).

به این ترتیب به او كمك كرد، و او را برای تجارت و كسب و كار تشویق و راهنمایی فرمود.

--------------------------------------------------------------------------------

1-"مازور" [كه در عربی به آن عفص می‌گویند] ماده‌ای است كه از درخت بلوط بدست می‌آید به شكل دانه فندق است این دانه‌ها را برای رنگ كردن و دباغی نمودن پوست حیوانات به كار می‌برند [فرهنگ عمید]

2-انوار الهی، ص 197 و 198



:: مرتبط با: امام موسی کاظم علیه السلام ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1386/11/25
زمان : 07:02 ق.ظ
۷۷۳۲آیا ما كافریم؟
نظرات |

آیا ما كافریم؟


سوالی كه هارون از امام كاظم علیه السلام پرسید!
 

هارون، سلطان گردنكش و متكبری بود كه خود را از همه چیز و همه كس بالاتر می‏دانست و حتی در خیال باطل خود بر ابرها می‏بالید و به وسعت حكومت خویش می‏نازید كه: ای ابرها! ببارید كه هر كجا قطرات بارانتان ببارد، چه شرق و چه غرب بر زمینهای تحت حكومت من خواهد بارید و خراج و مالیات آن سرزمین را به نزد من خواهند آورد.

روزی پیشوای هفتم علیه‏السلام به كاخ هارون رفته بود. هارون از او پرسید: این دنیا چیست؟ امام فرمود: این دنیا سرای فاسقان است. سپس با تلاوت آیه 146 سوره اعراف به وی هشدار داد كه:

«سَاَصْرِفُ عَنْ آیاتِی الَّذینَ یتَكَبَّرُونَ فِی الاَْرْضِ بِغَیرِ الْحَقِّ وَاِنْ یرَوْا كُلَّ آیةٍ لا یؤْمِنُوا بِها وَاِنْ یرَوْا سَبیلَ الرُّشْدِ لا یتَّخِذُوهُ سَبیلاً وَاِنْ یرَوْا سَبیلَ الْغَی یتَّخِذُوهُ سَبیلاً»؛(1)

«به زودی از آیات خود دور خواهم نمود كسانی را كه به ناحق در روی زمین ادعای بزرگی می‏كنند و اگر آنان هر آیه‏ای را ببینند، به آن ایمان نمی‏آورند و اگر راه رشد و كمال را ببینند، به سوی آن حركت نمی‏كنند، ولی اگر راه ضلالت و گمراهی را ببینند، به سوی آن خواهند رفت.»

هارون پرسید: دنیا خانه كیست؟ حضرت فرمود: دنیا برای شیعیان ما مایه آرامش و برای دیگران آزمایش است.

در آخر این گفتگو، هارون با درماندگی تمام پرسید: آیا ما كافریم؟ پیشوای هفتم علیه‏السلام پاسخ داد: نه، ولی چنان هستید كه خداوند متعال فرموده است:

«الَّذینَ بَدَّلُوا نِعْمَتَ اللّه‏ِ كُفْرا وَاَحَلُّوا قَوْمَهُمْ دارَ الْبَوارِ»؛(2)

«كسانی كه نعمت خدا را به كفر تبدیل كردند و قوم خود را در محل تباهی فرود آوردند.»(3)


--------------------------------------------------------------------------------


1. اعراف/146.

2. ابراهیم/28.

3. هدایتگران راه نور، ص700.



:: مرتبط با: امام موسی کاظم علیه السلام ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1386/11/25
زمان : 07:02 ق.ظ
 

 




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic