۷۷۴۱سلام بر تو ای پدر!
نظرات |

سلام بر تو ای پدر!


خاطره‌ای از امام كاظم علیه السلام

روزی هارون وارد مدینه شد و به همراه جمع كثیری به حرم پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله رفت. او در مقابل قبر شریف رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله ایستاد و با كمال افتخار چنین سلام داد: السَّلامُ عَلَیكَ یابْنَ عَمِّ، سلام بر تو ای پسر عمو!

در این هنگام، حضرت موسی بن جعفر علیهماالسلام كه در میان اهل مدینه حضور داشت، نزدیك آمد و برای تحقیر خلیفه غاصب! چنین سلام داد: «السَّلامُ عَلَیكَ یا رَسُولَ اللّه‏ السَّلامُ عَلَیكَ یا اَبَه، سلام بر تو ای رسول خدا! سلام بر تو ای پدر!»

در این حال، هارون از شدت خشم به خود پیچیده و دنیا در نظرش تیره و تار شد؛ چرا كه حضرت كاظم علیه‏السلام به این وسیله شایستگی خود را برای جانشینی رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله و عدم لیاقت هارون بیان داشت.

--------------------------------------------------------------------------------

بحارالانوار، ج48، ص135.



:: مرتبط با: امام موسی کاظم علیه السلام ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1386/11/25
زمان : 07:02 ق.ظ
۷۷۴۰تو شهید خواهی شد، ضربه‏ها را محكم بزن
نظرات |

تو شهید خواهی شد، ضربه‏ها را محكم بزن


امام كاظم و حمایت از مبارزان راه حق

 

"حسین" فرزند علی بن حسن المثنی فرزند امام حسن مجتبی علیه‏السلام معروف به «شهید فخّ» از افرادی است كه در زمان امامت حضرت كاظم علیه‏السلام بر اثر ستمهای فرماندار مدینه در حق شیعیان به ستوه آمد و بر علیه حكومت هادی عباسی به قیام مسلحانه روی آورد.

حسین قبل از قیام پرشور خویش، شبانه به محضر امام هفتم علیه‏السلام آمد و امام ضمن سفارشاتی به وی فرمود: تو شهید خواهی شد، ضربه‏ها را محكم و نیكو بزن! این مردم فاسقند، و در ظاهر ایمان دارند و در باطن خود نفاق و شك را پنهان می‏سازند، «اِنّا للّه‏ِ وَاِنّا اِلَیهِ راجِعُونَ».

بعد از شهادت حسین بن علی علیهماالسلام، و سایر شهدای فخّ، حضرت موسی بن جعفر علیهماالسلام فرمود: «به خدا سوگند! حسین در حالی از دنیا رفت كه مسلمان و نیكوكار و روزه‏دار و آمر به معروف و ناهی از منكر بود.»

--------------------------------------------------------------------------------


مقاتل الطالبین، ص449.

 



:: مرتبط با: امام موسی کاظم علیه السلام ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1386/11/25
زمان : 07:02 ق.ظ
۷۷۳۹معرفی اجمالی شاگردان امام کاظم علیه السلام
نظرات |

معرفی اجمالی شاگردان امام کاظم علیه السلام


دریایی پر از مروارید

 

یاران برجسته امام كاظم (علیه‌السلام) تداوم امامت را برای رهبری جامعه اصل مسلم اسلامی دانسته و در برابر امواج انحرافی كه خلفای خلافكار و فرقه‏های گوناگون پدید می‏آوردند، مقاومت می‏كردند.

در زیر تنی چند از این مردان بزرگ به اجمال معرفی می‌شوند:

 
یونس بن‏عبدالرحمن
وی در اعتقاد به امامت‏حضرت موسی بن‏جعفر چنان روشن‏بین و استوار بود كه كوچكترین نرمش و یا لغزشی را در مقابل منحرفان روا نمی‏شمرد و در برخورد با فرقه‏هایی چون واقفیه، موضع قاطعی داشت. او در پرتو انوار درخشان هفتمین و هشتمین فروغ امامت از چهره‏های درخشان جهان تشیع و شخصیتی ارزنده به شمار می‏رود.

حضرت امام رضا(علیه‌السلام) او را سلمان زمان خود دانسته و عموم علمای شیعه، تقوا و پاكی وی را ستوده و مقام علمی و فقهی وی را تصدیق كرده و روایاتش را بدون هیچ‏گونه شبهه‏ای پذیرفته‏اند. او روز گار خود را غالبا با تالیف كتاب می‏گذراند و سی كتاب در زمینه‏های گوناگون علوم اسلامی نوشته است. (1)

 

محمد بن‏ابی‏عمیر
در میان شیعیان و جامعه تسنن از چهره‏های محبوب و عابد و پارسا محسوب می‏شود. (2) او روایاتی از امام هفتم نقل كرده كه در آنها امام را با كنیه ابااحمد مخاطب قرار داده است. (3) وی 94 جلد كتاب در مباحث مختلف علمی، دینی و فقهی به رشته تحریر درآورد و مجموعه روایاتی كه نقل كرده به 654 حدیث می‏رسد. طی چهار سالی كه در زندان بود، نگاشته‏های وی از بین رفت و بعدها با تكیه بر حافظه و آنچه به راویان دیگر انتقال داده بود، روایت می‏كرد.

سرانجام محمد بن‏ابی‏عمیر مورد خشم دستگاه خلافت عباسی قرار گرفت; زیرا هارون اعتقاد داشت اسرار فعالیت‏ سیاسی و مبارزات مخفی شیعیان و اسناد ارتباط آنان با پیشوای هفتم در اختیار اوست.

كشی به نقل از فضل ابن‏شاذان گفته است: «درباره ابن‏عمیر نزد خلیفه سعایت‏شد، او را دستگیر كرده و از وی خواستند نام شیعیان و كسانی كه با موسی بن‏جعفر علیهما السلام در ارتباط هستند به دستگاه خلافت تحویل دهد، وی امتناع كرد و از افشای نام رابطین با امام اجتناب نمود، دژخیمان او را در میان دو چوب قرار دادند. و برای اقرار گرفتن از نامبرده صدتازیانه بر بدنش زدند و چون از مقاومت دلیرانه‏اش خسته شده و به خشم آمدند بیش از صدهزار درهم وی را جریمه كرده و تمام اموالش را مصادره كردند.» (4)

 

محمد بن‏مفضل بن‏عمر جعفی
محمد را باب امام كاظم(علیه‌السلام) نامیده‏اند; او رابط میان مردم و حضرت بود و فرزند مفضل است، كه امام صادق(علیه‌السلام) توحید معروف خویش را به وی املأ فرمود.

محمد بن‏علی بن‏نعمان; كنیه‏اش ابوجعفر و لقب او مؤمن طاق بود - چون مغازه‏اش در كوفه زیر طاقی قرار گرفته بود - از بزرگان اصحاب امام ششم و امام هفتم است. وی توان آن را داشت كه با هر مخالفی بحث كند و بر وی غالب گردد. (5)

 
حسن بن‏محبوب
از راویان بزرگ است كه فقهای شیعه در صحت احادیث او اجماع و خودش را توثیق كرده‏اند. او نزد امام هفتم و امام هشتم از احترام زیادی برخوردار بود و از اركان عصر خویش به شمار می‏رفت، شیعیان اهل بیت از اطراف و اكناف دنیای اسلام به نزدش رفته و از فضل و دانش وی خصوصا در فقه بهره می‏گرفتند، تالیفات و تصنیفات وی را شیخ طوسی در فهرست‏خویش ذكر نموده است.

 

ابوعبدالله بن‏یحیی كاهلی اسدی
از اصحاب امام كاظم(علیه‌السلام) است كه نزد آن حضرت محترم بود و علمای رجال او را با منزلت و فضل می‏دانند. حضرت موسی بن‏جعفر خطاب به علی بن‏یقطین كه در دستگاه هارون نفوذ سیاسی داشت، فرمود: از كاهلی اسدی و خاندانش صیانت كنید. من بهشت را برایتان ضمانت می‏كنم. وی هم قبول كرد و ابن‏یقطین زندگی او و خاندانش را تامین می‏كرد. (6)

 

ابان بن‏عثمان بجلی
اهل كوفه بود و گاهی هم در بصره سكونت داشت. شیخ طوسی وی را از اموالیان بجیله می‏داند. گروهی از بصریان همچون ابوعبیده از وی حدیث نقل كرده‏اند. ابان با حضرت موسی بن‏جعفر علیهما السلام ارتباط داشته و در كتابهایش از آن حضرت روایاتی نقل كرده است. (7)

 

عبدالله بن‏جندب
بجلی و كوفی است او منزلتی بلند نزد امام هفتم داشت و وكیل آن حضرت به شمار می‏رفت، امام رضا سوگند یاد كرد كه; عبدالله بن‏جندب مورد رضایت‏خدا و رسول الله صلی الله علیه و آله و از مخبتین ماست. (8)

 

هشام بن‏حكم
پرورش‏یافته مكتب امام صادق(علیه‌السلام) بود. او به خاطر دشمنی با بنی‏عباس سالها مخفیانه زندگی می‏كرد و امام ششم او را نگهبان و گواهی‏دهنده بر راستی خویش می‏دانست. بارها از سوی امام كاظم(علیه‌السلام) برای انجام كارهای شخصی یا عمومی به عنوان وكیل تعیین شد. هارون كه در پی فرصتی بود تا هشام را به قتل برساند، جلسه‏ای با حضور دانشمندان وابسته در منزل یحیی بر مكی ترتیب داد و خود از پشت پرده به نظاره نشست، هشام با همه فراست و شجاعت، به آنچه اعتقاد داشت اعتراف كرد و از آن جلسه گریخت و از بغداد به كوفه رفت و در منزل بشیر كه از شیعیان معروف بود وارد گردید. او دانشمندی برجسته، متكلمی بزرگ و دارای بیانی شیرین و رسا بود. (9)

صالح بن‏واقدی; طبری می‏گوید: خدمت امام موسی كاظم(علیه‌السلام) رسیدم، حضرت فرمود: هارون تو را زندانی می‏كند و در باره من از تو می‏پرسد، بگو او را نمی‏شناسم و آنگاه كه به زندان افتادی تو را آزاد می‏كنم. و همین‏گونه هم شد. او با كمك امام به طرز شگفت‏انگیزی از زندان به مازندران (طبرستان) رفت. صالح بن‏واقدی می‏گوید: چون به دیار خویش برگشتم، به خدا سوگند نه كسی از من خبر گرفت و نه از زندانی بودنم كسی جویا شد. (10) او به بركت كرامت امام از چنین دسیسه‏ای رهایی یافت و توانست مدتها در طبرستان به دفاع از حریم امامت‏بپردازد و با روی ولایت را پاسداری نماید.

 

صفوان بن‏یحیی
زمانی كه صفوان فرزند یحیی به رشد عقلی رسید و علوم عقلی را از پدر خویش فرا گرفت، در حوزه درس امام كاظم(علیه‌السلام) حاضر شده و از بیانات قدسی آن فروغ آسمانی بهره‏مند گشت. او از فقیهان، محدثان و متكلمان كم‏نظیر است. علاوه بر مقام شامخ علمی، جایگاه والایی در زهد، تقوا و عبادت داشت. صفوان را یكی از وكیلان و نایبان خاص امام دانسته‏اند و می‏گویند او ضمن جمع‏آوری و جوهات شرعی، ماموریت‏خطیر نشر روایات اهل بیت و دایت‏شیعیان و مبارزه با خطوط انحرافی و التقاطی آن عصر را بر عهده داشت. (11)

 

علی بن‏یقطین
از دوستان و علاقه‏مندان امام موسی(علیه‌السلام) بود، در دستگاه هارون به مقام وزارت رسید. چندین مرتبه خواست از این مقام استعفا بدهد، ولی حضرت مخالفت كرد. وی برای ارتباط با امام و كمك به شیعیان و حمایت از محبان آل عترت كه در فقر و ناداری بسر می‏بردند، از ماموران مخفی استفاده می‏كرد، اسماعیل بن‏سلان و فلان بن‏حمید از آن جمله‏اند كه فرزند یقطین آنان را احضار كرد و گفت دو مركب‏سواری تدارك دیده و از طریقی غیر از راه معمول بروید تا به امام هفتم برسید و نامه و مبالغی كه می‏دهم تحویل آن حضرت به نحوی دهید كه كسی متوجه نشود. (12)

 

ابن‏بزیع
از اعیان و رجال شیعه و شاگردان امام كاظم(علیه‌السلام) است. طبق دستور امام در تشكیلات بنی‏عباس شغل مهمی داشت و از مشاورین خاص دستگاه خلافت‏ به شمار می‏رفت. امور تعدادی از شیعیان جهان اسلام توسط وی اصلاح گشت. او به نیازمندان پناه می‏داد و عاشقان اهل بیت را از گرفتاری می‏رهانید. (13)

 

یعقوب بن‏داود
مردی با ایمان، پاك‏سرشت و نیكوكار بود. به دلیل برخورداری از شهامت و روحیه مبارزاتی به اتفاق برادرانش در قیام ابراهیم فرزند عبدالله بن‏حسن شركت كرد و به همین دلیل دستگیر و زندانی گردید و تا آخر خلافت منصور در حبس به سر برد. با روی كار آمدن مهدی عباسی آزاد شد. این بار بعقوب تلاشهای خود را در حمایت از خاندان عصمت و طهارت و توسعه اقتدار شیعیان به صورت نفوذ در دستگاه حكومت و قبضه كردن پنهانی قدرت ادامه داد و سرانجام به پست وزارت رسید. به این ترتیب توانست‏بسیاری از مناصب مهم تحت قلمرو خلافت اسلامی را به علویان و سادات و برخی شیعیان تفویض كند. این وضع دشمنان را نزد خلیفه عباسی به سعایت و مذمت از وی واداشت و مهدی عباسی را به این موضوع تهدید كردند كه سراسر كشور اسلامی در دست‏یعقوب و شیعیان است و با انقلابی سریع می‏تواند بساط حكومت تو را سرنگون كنند. تبلیغات زهرآگین دشمنان كار خود را كرد و موجب بركناری یعقوب و زندانی شدن او گردید. (14)

--------------------------------------------------------------------------------


1- جامع الرواة; محمد بن‏علی اردبیلی، ج 2، ص‏356 -357 و نیز الكنی و الالقاب، محدث قمی.

2- فهرست‏شیخ طوسی، ص 265.

3- معجم رجال حدیث، ج 14، ص 301.

4- این واقعیت در رجال نجاشی، ص‏229 و رجال كشی، ص 591 آمده است.

5- رجال كشی، ص‏186.

6- راویان امام رضا(علیه‌السلام) در مسند الرضا، ص 361.

7- همان، ص 15.

8- منتهی الامال، ج 2، ص‏276.

9- رجال نجاشی، ص 305 و رجال كشی، ص‏269.

10- بحارالانوار، ج 48، ص‏67.

11- در مورد وی بنگرید به كتاب صفوان بن‏یحیی، شكوه ایمان، محمد اصغری‏نژاد.

12- بحارالانوار، ج 48، ص 35.

13- رجال نجاشی، ص 255.

14- پیشوای آزاده; مهدی پیشوایی، ص 55.

غلامرضا گلی‏زواره

 



:: مرتبط با: امام موسی کاظم علیه السلام ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1386/11/25
زمان : 07:02 ق.ظ
۷۷۳۸ستون پنجم امام کاظم
نظرات |

ستون پنجم امام کاظم


رخنه در دستگاه خلافت به نفع شیعیان

امام كاظم علیه‏السلام با تربیت افرادی شایسته، و تأثیرگذاری مثبت بر افكار و اندیشه‏های برخی از كارگزاران حكومتی، از وجود آنان در پیشبرد اهداف الهی خویش سود می‏جست. علی بن یقطین از جمله عوامل نفوذی امام در نظام حكومتی هارون بود كه تا مقام نخست‏وزیری راه یافته بود. او به لطف خداوند و یاری رهنمودهای امام علیه‏السلام و بصیرت و تیزهوشی خویش، كارهای مهمی را به نفع شیعیان انجام می‏داد.

یادآوری نظرات حضرت كاظم علیه‏السلام به طور غیرمحسوس در جلسات داخلی هیأت حاكمه، گزارش اخبار داخلی و تصمیمات حكومت غاصب به امام هفتم علیه‏السلام، ارسال كمكهای مالی به امام و شیعیان، تشكیل گروههای حجّ از شیعیان بی‏بضاعت، و خدمات اجتماعی و اداری به یاران امام هفتم علیه‏السلام، برخی از دستاوردهای نفوذ علی بن یقطین در حكومت هارون بود.

مسیب بن زُهیر نیز از شیعیان مخلصی بود كه در ظاهر، در سمت جانشین سندی بن شاهك، به فرماندهی نیروهای نظامی هارون منصوب شده بود. او علاوه بر رساندن پیامهای امام علیه‏السلام از داخل زندان به دوستان و شیعیان حضرت موسی بن جعفر علیهماالسلام معجزات و كراماتی نیز از آن حضرت نقل می‏كرد كه در بیداری برخی افراد تأثیر داشته است. حاكم ری و برخی از كارگزاران حكومتی نیز در شبكه نفوذی حضرت كاظم علیه‏السلام انجام وظیفه می‏كردند.

--------------------------------------------------------------------------------


معجم رجال الحدیث، ج19، ص179.



:: مرتبط با: امام موسی کاظم علیه السلام ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1386/11/25
زمان : 07:02 ق.ظ
۷۷۳۷پرورش‏یافتگان آستان حضرت کاظم علیه السلام
نظرات |

پرورش‏یافتگان آستان حضرت کاظم علیه السلام


گروه كثیری از عالمان و راویان حدیث، پیرامون امام موسی(علیه‌السلام) گرد آمدند و آن حضرت با توانایی بسیار آرأ خردمندانه‏ای در دانش‏های گوناگون دینی ابراز كرد.

مجموعه‏های بسیار از احكام اسلامی كه در موضوع فقه و حدیث و كلام اسلامی تدوین شده به آن حضرت منسوب است و راویان، همواره با آن افاضات علمی مانوس بوده، فرمایشات و فتاوی امام(علیه‌السلام) را ثبت می‏كردند.

سید بن‏طاووس می‏نویسد: «یاران و نزدیكان امام كاظم (علیه‌السلام) در مجلس درس آن بزرگوار حاضر می‏شدند و لوحه‏های آبنوس در آستین‏ها داشتند، هر گاه او سخنی می‏فرمود یا در موردی نظری ارائه می‏داد، به ضبط آن مبادرت می‏كردند.»(1)

امام كاظم(علیه‌السلام) در عصر خویش عابدترین و عالم‏ترین و فهیم‏ترین مردم بود. (2) پدر بزرگوارش در تایید آگاهی‏های علمی و فقهی این فرزند فرزانه‏اش، فرمود: «توان علمی او به اندازه‏ای است كه اگر از تمام مضامین قرآنی پرسش كنی، با علم كافی كه دارد، پاسخ قانع‏كننده‏ای خواهد داد. او كانون حكمت، معرفت و اندیشه است.»

چشمه‏های اندیشه امام در عصری جاری گردید كه با وجود اختناق حاكمان عباسی، شیعیانی اهل درك، منطق و خرد داشت. از مجموع روایات و كتب سیره برمی‏آید كه; پیروان امامان با طرح سؤالات علمی - فقهی، دانش وی را ارزیابی كرده، در صورتی كه از جنبه علمی، وی یقین حاصل می‏كردند، او را به وصایت می‏پذیرفتند. به همین دلیل شیعیان، عبدالله بن‏جعفر را كه مشهور به عبدالله افطح بود - بدین سبب گروندگان به او را فطحیه می‏نامیدند - با طرح برخی مسائل فقهی و احكام شرعی نماز و زكات آزمودند و چون آگاهی وی را از این مسائل ناكافی دانستند از وی روی برتافتند. (3)

با آنكه صدها نفر از محضر پر فیض امام موسی كاظم(علیه‌السلام) بهره برده و اخبار و احادیث او را نقل می‏كردند، اما در میان اصحاب، حدیث هیجده نفر به صدق و امانت مشهور گردیده و منقولات آنان مهر اعتبار و اطمینان خورده و همگان بر صدق گفته‏هایشان اعتراف كرده‏اند. شش نفر از آنان شاگردان امام باقر(علیه‌السلام)، شش نفر از اصحاب امام صادق(علیه‌السلام) و بقیه هم از خواص تربیت‏یافتگان حضرت امام كاظم(علیه‌السلام) بوده‏اند. اسامی آنان به این شرح است:

یونس بن‏عبدالرحمن، صفوان بن‏یحیی، محمد بن‏ابی‏عمیر، عبدالله بن‏المغیره، حسن بن‏محبوب السراد، احمد بن‏ابی‏نصر بزنطی. به این افراد اصحاب اجماع می‏گفتند. شاگردان زبده دیگری در مكتب علمی - تربیتی و سرشار از معنویت هفتمین امام پرورش یافتند از جمله; محمد بن‏خلاد، عبدالرحمن بجلی، علی بن‏جعفر، اسحاق بن‏عمار صیرفی، اسماعیل بن‏موسی بن‏جعفر، حسین بن‏علی بن‏فضال، داود رقی، عبدالسلام بن‏صالح حصروی، موسی بن‏بكیر و اسماعیل بن‏مهران. (4)

گسترش نهضتهای علوی توسط گروهی از امامزادگان و سادات و افزایش قدرت سیاسی بنی‏عباس، خصوصا در دوران خلافت هارون، باعث تشدید مراقبت و سخت‏گیری نسبت‏به امام كاظم(علیه‌السلام) شد به طوری كه هارون درباره امام هفتم‏ می‏گفت: می‏ترسم فتنه‏ای بر پا كند كه خونها ریخته شود!؟ سخت‏گیری نسبت‏به امام در حدی بود كه به ندرت كسی می‏توانست‏حتی برای ضروری‏ترین مسایل و سؤالات فقهی و علمی به خدمت امام(علیه‌السلام) شرفیاب شود.

با این وجود، امام یارانی داشت كه در جهان اسلام پراكنده بودند و با ایشان، بخصوص در دوران اقامت در مدینه، تماس داشتند. تلاشهای تبلیغی این برگزیدگان بر محبوبیت امام بین شیعیان شهرهای اسلامی افزود و موجب نگرانی هارون شد. از این‏روی هارون حضرت را تحت نظر از مدینه به بصره و سپس به بغداد آورد و سالها امام را در زندانهای مختلف تحت نظر گرفت و به احدی اجازه ملاقات با آن مقام معنوی را نداد.

مرحوم شیخ طوسی راوایان و شاگردان امام را 272 نفر ذكر كرده است. احمد بن‏خالد برقی تلامیذ حضرت را 160 نفر دانسته و مؤلف كتاب "حیاة الامام موسی بن‏جعفر" تعداد 319 نفر از اصحاب و شاگردان هفتمین فروغ امامت را به تفصیل نام برده است.

--------------------------------------------------------------------------------


1- الانوار البهیه; ص 91.

2- الارشاد; شیخ مفید، ج 2، ص 231.

3- نك; حیات فكری و سیاسی امامان شیعه، رسول جعفریان، ج 2، ص‏19 - 20.

4- دورنمایی از زندگانی امام موسی بن‏جعفر7; عبدالرحیم عقیقی بخشایشی، ص 122.

غلامرضا گلی‏زواره

 



:: مرتبط با: امام موسی کاظم علیه السلام ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1386/11/25
زمان : 07:02 ق.ظ
 

 




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات