پند صادقانه به دولتمردان
نظرات | ادامه مطلب

امام صادق

بهترین مواعظ ، مواعظی است كه دلهای سخت را نرم كند در این میان پندها واندرزهای صادقانه امام جعفر بن محمد علیهماالسلام به شیعیان از برجستگی خاصی برخوردار است. از جمله مواعظ نسبتا معروف آن حضرت، مواعظ ایشان به عبدالله بن جندب و حدیث عنوان بصری و نامه آن حضرت به عبدالله نجاشی می باشد كه مراجعه خواننده محترم به منابع  (1) خالی از لطف نیست . ما نیز پاره ای از نامه حضرت به عبدالله نجاشی را با مختصری توضیح ذكر می نماییم بلكه چراغ راهمان شود.

 

هم خوشحال و هم ناراحت

عبدالله نجاشی از موالیان امام صادق علیه السلام بوده است كه در زمان حضرت از طرف دستگاه خلافت عباسی ، ولایت اهواز به او سپرده می شود و او در نامه ای از حضرت كسب تكلیف می نماید و بعد از دعا در حق حضرت ، می نویسد كه: «من به ولایت اهواز مبتلا شدم و از آقا و مولای خود می خواهم حد و حدود من را مشخص نماید تا بفهمم با چه عملی به خدا نزدیك شوم و چگونه بیت المال را خرج كنم و به چه كسی اعتماد نمایم و چه كسی را اهل سرّ خود قرار دهم...».

آن حضرت نیز بعد از دعا در حق عبدالله می فرمایند:

« خبر والی شدن تو بر اهواز مرا هم خوشحال كرد و هم ناراحت ، علت خوشحالی این است كه شاید خداوند به وسیله تو به شیعیان عزت دهد و ضعف آنان را بر طرف نماید ...

و اما ناراحتی ام به این دلیل است كه مبادا نسبت به دوستان ما لغزشی مرتكب شوی كه باعث شود بوی بهشت را هم نشنوی !!!

بدان كه خلاص و رهایی تو در حفظ خون مۆمنین و دست برداشتن از آزار آنان و رفق و مدارا با مردم است و همچنین در تأنی و معاشرت نیكو و نرمی بدون ضعف و صلابت بدون خشونت .

مواظب باش سخن چینان و افراد نمام و دو بهم زن ، خود را به تو نچسبانند كه در این صورت خدا بر تو غضب خواهد نمود و آبرویت را خواهد برد .

انسان اگر ایمان به خدا و آخرت داشته باشد ، نگاهش به مقام و موقعیت خصوصا در حكومت اسلامی صرفا نگاه به یك موقعیت خطیری است كه مایه آزمایش بسیار سختی برای او خواهد بود و با وجود چنین ایمان و عقلی، ‌انسان باید از پست و مقام فراری باشد نه این كه برای بدست آوردن آن رقابت كند یا خدای نكرده برای رسیدن به آن مرتكب حرام شود

انسان اگر ایمان به خدا و آخرت داشته باشد ، نگاهش به مقام و موقعیت خصوصا در حكومت اسلامی صرفا نگاه به یك موقعیت خطیری است كه مایه آزمایش بسیار سختی برای او خواهد بود و با وجود چنین ایمان و عقلی، ‌انسان باید از پست و مقام فراری باشد نه این كه برای بدست آوردن آن رقابت كند یا خدای نكرده برای رسیدن به آن مرتكب حرام شود

در امور و كارها تنها به كسی اعتماد كن كه امتحان پس داده باشد و او را آزموده باشی و اهل بصیرت باشد، یاران خود را خوب تشخیص بده و همه را بیازمای!

مبادا درهمی را در راه غیر خدا خرج كنی و مثلا به شاعران متملق یا دلقكان دهی ، جوایز و هدایای تو باید به كارمندان و زحمتكشان داده شود .



:: مرتبط با: امام جعفر صادق علیه السلام ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1392/06/12
زمان : 08:10 ق.ظ
آموزگاری برای همه
نظرات |


امام صادق علیه السلام

امام صادق علیه‌السلام به حدی بزرگ است که بزرگان و علمای هر یک از علوم از تاریخ و ادب گرفته تا فقه، منطق، تفسیر، کلام و ... هر کدام در حد خود می‌توانند از این  دریای با عظمت بچشند و کسی نمی‌تواند همه ویژگی‌های این شخصیت عظیم انسانیت را بازگو کند.

استفاده بهینه از فرصتها

امام صادق علیه‌السلام دارای ویژگی‌های منحصر به فردی است، مثلا از بارزترین ویژگی‌های ایشان این است که در گذار دو حکومت پلید، یعنی حرکت از یک حکومت (امویان) به حکومت دیگر (عباسیان) بهترین فعالیت را انجام داد.

امام صادق علیه‌السلام 18 سال از امامتشان را در عصر امویان و 16 سال را در عصر بنی عباس سپری کردند. در عصر بنی عباس با دو خلیفه و در عصر امویان با پنج خلیفه مواجه شدند و از فرصت استفاده کرده، معارف ناب و اصیل پیامبر اعظم حضرت محمد صلی الله علیه وآله را گسترش دادند. 

نکته بعدی شاگرد پروری ایشان است. این عصر گذار، فرصتی شد تا امام باقر و امام صادق علیهما‌السلام از سستی طاغوت اموی استفاده کنند و به تربیت شاگرد بپردازند.

بذر توحیدی که توسط امام حسین بن علی علیه ‌السلام در عاشورا و با خونشان کاشته شد و با اشک‌های علی بن الحسین علیه ‌السلام و تربیت‌های موردی ایشان پروریده شد، به دست کودک عصر عاشورا امام محمد باقر علیه‌ السلام آرام آرام غرس شد و به بالندگی رسید و با تلاش امام صادق علیه‌ السلام به بار نشست.

به هر حال، امام حافظ دین است و هر یک از امامان در عصر خود با توجه به شرایط موجود، دست به اقداماتی کردند و امام صادق علیه ‌السلام با توجه با تلاش‌های گذشته، معارف ناب و اصیل اسلام را ترویج کرد و به آیندگان منتقل کرد. 

این نکته را با بیان دیگر بازگو کنیم که اینچنین نیست که چون ایشان بیش از دیگر امامان علم داشتند پس دست به این کار علمی زده ‌اند، خیر! همه ائمه علیهم ‌السلام، نقطه اشتراکشان زمان‌شناسی بوده و هر کدام به تناسب زمان و مکان، از شرایط به درستی استفاده می ‌کردند و این درس بزرگی برای ما شیعیان است. ما باید زمان‌شناس باشیم. طبق زمان و شرایط موجود، جلو برویم. 

نحوه برخورد امام صادق علیه السلام با سران حکام عباسیان و نپذیرفتن پیشنهاد آنان برای همکاری و همراهی نیز یک تصمیم کاملاً حساب شده سیاسی بود؛ نه یک انزوای اجتماعی که از بررسی دقیق شرایط سیاسی و مواضع عباسیان به خوبی می توان بر آن آگاه شد

کلاس درس فراگیر

از نقل های تاریخی و شواهد بسیار، دانسته می شود که مجلس درس حضرت، تنها علوم رایج اسلامی را در برنمی گرفت؛ بلکه دانش های نوینی چون طب، فلسفه، نجوم، ریاضیات و... مورد بحث قرار می گرفت. بهترین نشانه این گوناگونی علمی، به جای ماندن شاگردان گوناگون و متبحر در علوم گوناگون است؛ افرادی چون زراره در فقه، مۆمن طاق و هشام بن حَکَم در کلام، اَبان بن تَغلب در لغت و ادبیات، جابر بن حیان در علم شیمی و طب، حَمْران در علوم قرآنی شاهدان این ادعایند.

 

معلمی برای همه

شاید بتوان گفت نه تنها شاگردان آن حضرت همه از شیعیان نبودند، بلکه بیشتر آنها از مذاهب دیگر بودند. چنان که گفته می شود آمار شاگردان ایشان، به حدود 4000 نفر می رسد و روشن است که از نظر جمعیتی، شیعیان، اقلیت بسیار کوچکی از جامعه اسلامی را در آن زمان تشکیل می دادند؛ پس طلاب و علاقه مندان به تحصیل علم در میان آنها نیز بسیار محدود بود و حتی در تاریخ آمده است که شاگردان امام صادق علیه السلام از نقاط مختلف همچون کوفه، بصره، واسط، حجاز و از قبیله های گوناگون مانند بنی اسد، مخارق، طیّ، سلیمه، غَطْفان، اَزْدْ، خُزاعه، خَثْعَمْ، مَخْزُوم، بنی ضَبّه، قریش، به ویژه بنی حارث و بنی الحسن بودند که بیشتر این قبیله ها از اهل سنت به شمار می رفتند.

بهترین نشانه این تنوع مذهبی، تصریح مورخان اهل سنت بر شاگردی بزرگان و امامان فرقه های اهل سنت در پیشگاه امام صادق علیه السلام است. «ابن حجر عسقلانی» می نویسد: «فقها و محدثانی همچون شُعْبه، سُفیان ثوری»، سُفیان بن عیینَة، مالک، ابن جریح، ابوحنیفه، پسر وی موسی، وهیب بن خالد، قطان، ابوعاصم از ایشان حدیث نقل کرده اند».

حتی ابوحنیفه که خود دو سال شاگرد محضر امام صادق علیه السلام بود، در جمله معروفی می گوید:

«اگر آن دو سال نبود، ابوحنیفه هلاک می شد».

امام صادق علیه السلام
فعالیت های اجتماعی در کنار فعالیت های علمی

تاریخ نشان می دهد فعالیت های علمی، بخشی از کارها و فعالیت های حضرت بوده و پیشوای ششم شیعه، به اداره امور شیعیان و سر و سامان دادن به جامعه شیعی نیز می پرداختند. افزون بر آن، فعالیت های سیاسی مشخصی را نیز دنبال می کردند. برای مثال، برای تبلیغ جریان اصیل امامت، نمایندگانی به مناطق مختلف می فرستادند و این نوع رفتارها، از جمله جدی ترین فعالیت هایی بود که دستگاه حاکم، با آن مقابله می کرد... حتی نحوه برخورد امام صادق علیه السلام با سران حکام عباسیان و نپذیرفتن پیشنهاد آنان برای همکاری و همراهی نیز یک تصمیم کاملاً حساب شده سیاسی بود؛ نه یک انزوای اجتماعی که از بررسی دقیق شرایط سیاسی و مواضع عباسیان به خوبی می توان بر آن آگاه شد.

 

یادگاری ارزنده از استاد

یکی از تولیدات استثنایی و منحصر به فرد امام «توحید مفضل» نام دارد؛ توحید مفضل از آموزش‌های مخصوص امام به یکی از شاگردانش برای پاسخ به فرد دیگری است. با خواندن این کتاب خواهیم دید که  در حدود 1300 سال پیش، امام چه بیانات زیبایی داشته است که به تعبیر چند تن از متخصصان، هر جمله آن یک نظریه است؛ نه یک فرضیه.

با توجه به شرایط زمانی، اکثر احادیث ما، از امام باقر و امام صادق علیهماالسلام است. مثلاً حدود 60 درصد کتاب وسایل الشیعه از این دو امام است. آنچنان کلمات این دو شخصیت، وفور و گستردگی دارد که فقه و مذهب ما معروف به فقه و مذهب جعفری است و با نام امام صادق علیه ‌السلام به شهرت رسیده است.

بذر توحیدی که توسط امام حسین بن علی علیه ‌السلام در عاشورا و با خونشان کاشته شد و با اشک‌های علی بن الحسین علیه ‌السلام و تربیت‌های موردی ایشان پروریده شد، به دست کودک عصر عاشورا امام محمد باقر علیه‌ السلام آرام آرام غرس شد و به بالندگی رسید و با تلاش امام صادق علیه‌ السلام به بار نشست

آنچه امام صادق علیه ‌السلام از محتوای مطالب خود به شاگردان منتقل کرده، توسط آنها توزیع شده و بسیاری از آنها هم اکنون در دست ماست. برخی از مستندات هم که در گذشته بوده، اما به دلایلی از بین رفته، هم اکنون در مراکز علمی حوزوی در حال بازسازی است.

مثلا مسند زراره، یکی از این مستندات در حال بازسازی است. یعنی همه آنچه که جناب زراره از امام کاظم علیه السلام و امام صادق علیه السلام بیان کرده‌اند؛ به صورت یکجا آمده و در اختیار دوستداران اهل بیت علیهم ‌السلام قرار می‌گیرد.

از ویژگی‌های بارز این مستندات این است که افراد به مجموع محتوای منتقل شده از امامان به شیعیانشان دسترسی پیدا می‌کنند.

 

درسی برای همیشه

درس‌های بسیاری از زندگی امام صادق علیه السلام می‌توانیم بگیریم. بصیرت و انجام کار متناسب با شرایط و نیاز، مهمترین درس از امام صادق علیه السلام است. ما در هر عصری که زندگی می‌کنیم باید به یک نکته توجه کنیم که بصیرت لازمه زندگی همراه با موفقیت است تا به کمک آن بتوانیم سره را از ناسره تشخیص دهیم. باید بصیرت داشته باشیم. زمان شناس خوبی باشیم.

 

هجرت شیخ الائمه

امام صادق علیه‌السلام توسط منصور دوانیقی، خلیفه عباسی مسموم شد و در 25 شوال 148 هجری قمری در سن 65 سالگی در مدینه به شهادت رسید. ایشان بیشترین عمر را در میان یازده امام اول شیعیان داشته‌ است.



:: مرتبط با: امام جعفر صادق علیه السلام ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1391/11/9
زمان : 08:44 ق.ظ
سیری در دانشگاه بزرگ جعفری
نظرات |


امام صادق

اینك جهان تشیع كه یكى از افتخاراتش را وابستگى به امام صادق علیه السلام در اصول و روش مى داند در آستانه فرا رسیدن سالگرد ولادتش، نورباران گشته است. در سال 117 هجرى، هنگامى كه امام باقر علیه السلام به عنوان قربانى گرانبهاى سیاست ستمگرانه بنى امیّه، به جوار پروردگارش شتافت فرزندش امام جعفر صادق علیه السلام را، كه آن هنگام در سن 34 سالگى بود، به مركز و مدرسه اى كه صدها تن از صاحب نظران و اندیشمندان در آن گرد آمده بودند سفارش فرمود. این مدرسه در واقع هسته دانشگاه بزرگى بود كه امام صادق علیه السلام پس از پدر خود آن را بنیان گذاشت، همچنین آن حضرت، امامت مردم را بر عهده امام صادق علیه السلام نهاد. بدین ترتیب رهبرى دینى امّت و مسئولیّتهاى بزرگ امور سیاسى آنان به امام صادق علیه السلام انتقال یافت.

جدیدترین روش هاى آموزش و پرورش در جهان

روش امام جعفر صادق علیه السلام مطابق با جدیدترین روش هاى آموزش و پرورش در جهان می باشد. حوزه درسى آن حضرت، به تربیت متخصصان اهتمام نشان مى داد. مثلاً هشام بن حكم متخصص در مباحث تئوریك بود و یا زرّاره و محمّد بن مسلم و عدّه اى دیگر در مسائل دینى تخصّص داشتند و جابر بن حیان متخصّص ریاضیات بود. به طورى كه وقتى كسى نزد آن حضرت براى علم اندوزى مى آمد، او مى پرسید كه خواهان آموختن كدام علم است؟ اگر مرد پاسخ مى داد: فقه، امام او را به متخصّصان فقه راهنمایى مى كرد و اگر مى گفت: تفسیر، او را به متخصّصان تفسیر دلالت مى كرد و به همین ترتیب اگر مى گفت: حدیث یا سیره یا ریاضیات یا پزشكى یا شیمى، آن حضرت وى را به برجستگان و خبرگان در این علوم راهنمایى مى كرد و آن دانشجو به ملازمت هر كس كه خود مى خواست، در مى آمد تا پس از مدّتى به دانشمندى توانا و برجسته در دانش دلخواه خود تبدیل شود.

كسانى كه به مدرسه امام صادق علیه السلام مى آمدند، اهل منطقه و ناحیه اى خاص نبودند. سرشت جهان اسلام در عصر امام صادق علیه السلام چنان بود كه گسترش علم و فرهنگ و معرفت را در هر خانه اى اقتضا مى كرد

گسترش علم در فراتر از مرزهای اسلام

كسانى كه به مدرسه امام صادق علیه السلام مى آمدند، اهل منطقه و ناحیه اى خاص نبودند. سرشت جهان اسلام در عصر امام صادق علیه السلام چنان بود كه گسترش علم و فرهنگ و معرفت را در هر خانه اى اقتضا مى كرد. زیرا فتوحات پى در پى مسلمانان، دروازه هاى تازه اى از راههاى گوناگون زندگى و آداب و رسوم و اندیشه هاى مردم را به روى آنان مى گشود و موجب پدید آمدن برخوردى تازه میان اندیشه هاى اسلامى و تئوریهاى دیگر مى شد.

 

مدینه پایگاه حساس جهان اسلام

طوایف گوناگونى از گوشه و كنار جهان اسلام در آن روزگار به فرا گیرى علم و دانش شتاب ورزیدند و براى دستیابى به دانش بیشتر، خود را به محضر امام صادق علیه السلام رساندند. مركز حساسى كه آن حضرت انتخاب كرده بود، دستیابى آنان را به وى آسان مى ساخت چرا كه آن حضرت در بیشتر عمر خود، مدینه را كه به مثابه عصب حساس جهان اسلام به شمار مى آمد به عنوان مقرّ و پایگاه خود اختیار كرد.

هر ساله گروههاى بسیارى از مسلمانان براى اداى مناسك حج و رفع مشكلات و مسائل عملى و نظرى خود به حرمین (مكّه و مدینه) رهسپار مى شدند و در آنجا بود كه آنان با امام صادق علیه السلام و مدرسه بزرگ آن حضرت برخورد مى كردند و هر آنچه را كه مى خواستند در نزد حضرتش مى یافتند.

امام صادق
شکل گیری موجی الحادى در دوران زندگى امام

فتوحات اسلامى، موجب شد تا برخوردهاى نیرومندى میان مسلمانان و تازه مسلمانان پدید آید. از آنجا كه بیشتر مسلمانان درك و بینشى شایسته و استوار از اسلام نداشتند، این برخوردها به نتیجه اى نامطلوب و منفى انجامید، و مسلمانان را به دو گروه تقسیم كرد.

گروه اوّل محافظه كاران و قشرى گرایانى بودند كه تنها جنبه ظاهرى دین را گرفته و از فهم جوهر و حقیقت و كُنه آن بازمانده بودند. اینان عقل و خرد خود را همراه با آن معیارها گم كرده بودند. گروه خوارج از پیشتازان این گرایش بودند چنان كه اشاعره نیز این گونه بودند، البته با ملاحظاتى در طوایف آنها از نظر اختلاف در كمیّت و كیفیّت.

گروه دوّم تندروهایى بودند كه شدیداً از وضع موجود در جامعه تأثیر پذیرفته بودند. اینان معیارها را به كنارى افكنده و تنها بدانچه عقلهاى كوته آنها بر حسب اختلاف گرایشها و دگرگونى شرایط، به آنان دیكته مى كرد، اكتفا كرده بودند. در پیشاپیش این گروه، ملحدان و پس از آنها بافاصله بسیار، معتزله و دیگر فرقه هایى كه بدیشان نزدیك بودند، جاى داشتند.

بنا به طبیعت وضع اجتماعى موجود در آن روزگار كه مرتد، بد حال تر از كافر اصیل قلمداد مى شد، آنان مجبور به استتار بودند. اگر چه مرتدان در همان هنگام جزو اقلیّت به شمار مى آمدند، امّا اندیشه هایشان را از آبشخور فلسفه یونان، سیراب مى كردند.

اعراب تا آن روزگار با اندیشه هاى یونانى هیچ آشنایى نداشتند، آشنایى آنان هنگامى آغاز شد كه نهضت ترجمه در عصر امام صادق علیه السلام و پس از آن صورت پذیرفت. از این رو تنها شمار اندكى از مسلمانان كه تمام ابعاد فلسفه نظرى اسلام را درك كرده و به وجوه تفاوت میان آنها و دیگر تئوریها پى برده بودند، مى توانستند با اقامه دلیل و برهان اصول فكرى اسلام را اثبات كنند و اصول و تئوریهاى دیگر مكاتب را در هم بكوبند.

طوایف گوناگونى از گوشه و كنار جهان اسلام در آن روزگار به فرا گیرى علم و دانش شتاب ورزیدند و براى دستیابى به دانش بیشتر، خود را به محضر امام صادق علیه السلام رساندند. مركز حساسى كه آن حضرت انتخاب كرده بود، دستیابى آنان را به وى آسان مى ساخت چرا كه آن حضرت در بیشتر عمر خود، مدینه را كه به مثابه عصب حساس جهان اسلام به شمار مى آمد به عنوان مقرّ و پایگاه خود اختیار كرد

این عده اندك با كسانى برخورد مى كردند كه معلومات آنها بر مجموعه اى از احادیثى كه از ابوهریره و امثال او روایت شده بود محدود بود و اصلاً به تناقضات فراوانى كه در آنها به چشم مى خورد، توجه نشان نمى دادند. اینان خود را بر حقّ گمان مى كردند و مى پنداشتند كه از توانایى كافى براى اثبات ادعاهاى تو خالى و بى اساس خود بهره مندند.

از این رو مى بینیم كه هر كدام از آنها حزبى راه مى اندازد و مردم را پنهانى به خود فرا مى خواند. بنابر این، امام بر خود لازم دید كه در برابر این گروهها به ستیزه برخیزد و اوهام باطل آنها را از هم بشكافد.

 

عملکرد خردمندانه امام در برابر موج الحادی

امام صادق علیه السلام براى مقابله با موج الحادی سه طرح خردمندانه ترسیم كرد:

1 - او قسمتى از مدرسه اش را به كسانى اختصاص داد كه از فلسفه یونان بالأخص و سایر فلسفه ها بالأعم آگاهى داشتند و بخوبى از نظر اسلام درباره آنها و دلایلى كه آن فلسفه ها را نقض مى كرد، آگاه بودند.

كسانى همچون هشام بن حكم متكلم پرآوزه و عمران ایمن و محمّد بن نعمان احول و هشام بن سالم و دیگر مشاهیر علم و حكمت و كلام كه به معیارهاى نظرى اسلام نیز آگاه بودند.

2 - آن حضرت به نوشتن رساله هاى همچون "توحید مفضل"(2) و"اهلیجه"(3) اقدام كرد.

3 - رویارویى شخصى با سران اندیشه هاى الحادى.

خدایا به آبروی امام صادق علیه السلام ما را در زمره دانشجویان ممتاز دانشگاه بزرگ جعفری قرار بده.

 

پی نوشت:

1-      مفضل بن عمر- مجلسى‏، توحید مفضل، ص 11.

2-      حدیث «اهلیجه» متضمن مناظره امام صادق علیه السلام است با طبیب هندی که در نتیجه‌ شبهه‌ هائی که آن طبیب در زمینه توحید داشته است رفع گردیده است.



:: مرتبط با: امام جعفر صادق علیه السلام ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1391/11/9
زمان : 08:43 ق.ظ
زندگی خود را اینگونه صفا ببخش
نظرات |


امام صادق

برترین الگوی تربیتی در عرصه های گوناگون زندگی، سیره اهل بیت (علیهم السلام) است، خوب است در مناسبتهایی که به نام آن بزرگواران می باشد، با مروری اندک بر سیره آنها، زندگی روزمره خود را صفا ببخشیم.

چگونه بگویم لبیك

مالك بن انس فقیه مدینه مى گوید: نزد امام صادق(علیه السلام) مى رفتم، آن حضرت براى نشستن من متكا مى گذاشت و احترام مى فرمود و ایشان نسبت به من محبت داشت، و این امر مرا بسیار خوشحال مى كرد و خداى را بر این نعمت شكر مى كردم. سپس مالك مى گوید: آن حضرت مردى بود كه از سه حال خارج نبود: یا روزه بوده یا در حال نماز، و یا در حال ذكر خداوند، از بزرگان عبادت كنندگان، و در زهد سرآمد بود، از همان هایى كه از خدا خوف و خشیت فراوان دارند.

آن حضرت كثیر الحدیث، خوش مجلس، پر فایده بود.

هر زمانى كه مى فرمود: «قال رسول الله(صلى الله علیه وآله)» گاهى رنگ آن حضرت كبود، و گاهى زرد مى شد، تا به جایى كه گاهى شناخته نمى شد.

یك سال با آن حضرت به حج خانه خدا رفته بودم، وقتى كه گاه احرام شد، هرچه آن حضرت سعى مى كرد كه تلبیه «لبیك اللهم لبیك» بگوید، صدا در گلوى آن حضرت قطع مى شد و نزدیك بود كه از بالاى مركب به زمین بیافتد، به آن حضرت عرض كردم; اى فرزند پیامبر بگو لبیك، زیرا باید محرم شوى و چاره اى از گفتن نیست، آن حضرت فرمود:

چگونه جسارت كنم و بگویم: «لبیك اللهم لبیك» در حالى كه مى ترسم از آن كه خداوند عزوجل به من بگوید: «لا لبیك و لا سعدیك؟» (بحار الانوار، ج 47، ص 16)

آن حضرت مردى بود كه از سه حال خارج نبود: یا روزه بوده یا در حال نماز، و یا در حال ذكر خداوند، از بزرگان عبادت كنندگان، و در زهد سرآمد بود، از همان هایى كه از خدا خوف و خشیت فراوان دارند. آن حضرت كثیر الحدیث، خوش مجلس، پر فایده بود

همه گرفتاریت را براى دیگران بازگو مكن

شخصى به نام مفضل بن قیس مى گوید: نزد امام صادق(علیه السلام) رفتم و بعض گرفتارى هایم را به آن حضرت گفتم و از ایشان خواستم كه برایم دعا كند، آن بزرگوار به خادمه خانه فرمود: آن كیسه پولى را كه ابوجعفر منصور براى ما فرستاده بیاور. خادمه كیسه را آورد، آن حضرت فرمود: این كیسه اى است كه در آن چهار صد دینار است، به واسطه آن امور خود را اصلاح كن، به آن حضرت گفتم: فداى شما شوم، قصد من این نبود، بلكه مى خواستم كه شما برایم دعا بفرمایید، آن حضرت گفت: من به شما دعا هم مى كنم، لكن همه گرفتاریت را براى دیگران بازگو مكن، زیرا خوار مى شوى. (بحار الانوار ج 47، ص 34.)

 

دست احسان ناشناس بر سر فقرا

هشام بن سالم كه یكى از اصحاب آن حضرت است مى گوید: حضرت صادق(علیه السلام)وقتى شب مى شد كیسه اى بر مى داشتند كه در آن نان و گوشت و پول گذاشته بودند، آن را به دوش مى گرفتند و براى فقراء و نیازمندان مدینه مى بردند و بین آنان تقسیم مى كردند، و كسى آن حضرت را نمى شناخت، تا آن كه ایشان از دنیا رفتند و فقراء دریافتند كه آن كسى كه دست كرَم او بر سر آنان بوده امام صادق(علیه السلام) بوده است. (بحار الانوار، ج 47، ص 38)

 

امام صادق
پاداش شکرگزاری پروردگار

مسمع بن عبدالملك مى گوید: در منى نزد امام صادق(علیه السلام) نشسته بودم در حالى كه ظرف انگورى در مجلس بود كه از آن مى خوردیم. سائلى آمد و چیزى خواست، امام صادق(علیه السلام) خوشه انگورى به او داد. سائل گفت: به انگور نیازى ندارم، اگر پول بود! حضرت فرمود: خدا كار تو را بگشاید، شخص فقیر رفت و سپس برگشت و گفت: خوشه انگور را بدهید، حضرت فرمود: خدا كار تو را بگشاید و چیزى به او نداد. سپس شخص دیگرى آمد، امام(علیه السلام) سه دانه انگور به او داد، آن شخص سائل گرفت و گفت: سپاس خداوند دو جهان را كه مرا روزى داد.

امام صادق(علیه السلام) به او فرمود: بایست، سپس دو دست خود را از انگور پر كرد و به او داد، آن مرد گرفت و مثل دفعه قبل حمد خداى را به جاى آورد، امام(علیه السلام)دوباره او را امر به ایستادن كرد و به خادم فرمود: چقدر پول همراه دارى، نزد خادم بیست درهم یا نزدیك به این مبلغ بود، آن بزرگوار آن پول را به شخص سائل دادند، او گرفت و گفت: سپاس خداى را، این نعمت از توست به تنهایى، و شریكى براى تو نیست. امام(علیه السلام)او را امر به توقف فرمود، و سپس پیراهنى كه در بر داشت بیرون آورده به او داد و فرمود: این لباس را بپوش، او هم پوشید و گفت: سپاس خداوندى را كه مرا پوشانید و مستور نمود. اى اباعبدالله خداوند تو را جزاى خیر دهد و سپس رفت، راوى مى گوید این شخص جز این دعایى براى امام صادق(علیه السلام) نكرد، و ما گمان مى كردیم كه اگر براى خود آن حضرت دعا نكرده بود، بلكه فقط خداوند را سپاس مى گفت حضرت مرتب به او بخشش و احسان مى كردند، زیرا هر وقت حمد خداوند را به جاى مى آورد حضرت چیزى به او مى دادند. (بحار الانوار ج 47، ص 42.)

و از این روایت به خوبى فهمیده مى شود كه امامان معصوم(علیهم السلام) چه اندازه توجه به حضرت پروردگار داشته و در مقابل عظمت او خاضع بوده اند.

همچنان كه در روایت دیگر وارد شده است كه امام صادق(علیه السلام) در نماز، قرآن تلاوت مى كرد، تا آن كه غش كرد، وقتى كه به حالت عادى برگشت كسى پرسید: چه چیز باعث این حالت براى شما شد؟ آن حضرت فرمود: من مرتب آیات قرآن را تكرار مى كردم تا آن كه حالى براى من پیدا شد كه گویا قرآن را رو در رو از كسى كه آن را فرستاده مى شنیدم. (بحارالانوار، ج 47، ص 58)

حضرت صادق(علیه السلام)وقتى شب مى شد كیسه اى بر مى داشتند كه در آن نان و گوشت و پول گذاشته بودند، آن را به دوش مى گرفتند و براى فقراء و نیازمندان مدینه مى بردند و بین آنان تقسیم مى كردند، و كسى آن حضرت را نمى شناخت، تا آن كه ایشان از دنیا رفتند و فقراء دریافتند كه آن كسى كه دست كرَم او بر سر آنان بوده امام صادق(علیه السلام) بوده است

کار کردن در محضر خدا

امام صادق علیه السلام نه تنها دیگران را دعوت به كار و تلاش مى‏كرد، بلكه ‏خود نیز با وجود مجالس درس و مناظرات و ... در روزهاى داغ ‏تابستان، در مزرعه‏اش كار مى‏كرد. یكى از یاران حضرت مى‏گوید: آن ‏حضرت را در باغش دیدم، پیراهن زبر و خشن بر تن و بیل در دست، باغ را آبیارى مى‏كرد و عرق از سر و صورتش مى‏ریخت، گفتم: اجازه‏ دهید من كار كنم. فرمود: من كسى را دارم كه این كارها را بكند ولى دوست دارم مرد در راه به دست آوردن روزى حلال از گرمى آفتاب ‏آزار ببیند و خداوند ببیند كه من در پى روزى حلال هستم. (بحارالانوار، ج‏47، ص‏56.)

 

تجارت صحیح

حضرت در تجارت نیز چنین بود و بر رضایت ‏خداوند تاكید داشت. لذا وقتى كار پرداز او كه با سرمایه امام براى تجارت به مصر رفت و با سودى كلان برگشت، امام از او پرسید: این همه سود را چگونه به دست آورده‏اى؟ او گفت: چون مردم نیازمند كالاى ما بودند، ما هم به قیمت گزاف فروختیم. امام فرمود:

«سبحان الله! تحلفون على قوم الا تبیعونهم الا بربح الدینار دینارا ... ثم قال: یا مصادف! مجالدة ‏السیوف اهون‏ من طلب الحلال؛

سبحان الله! علیه مسلمانان هم‏پیمان شدید كه كالایتان را جز در برابر هر دینار سرمایه یك دینار سود نفروشید! امام اصل سرمایه را برداشت و سودش را نپذیرفت و فرمود: اى مصادف! چكاچك شمشیرها از كسب روزى حلال آسان‎تر است». (بحارالانوار ج 47، ص‏59)



:: مرتبط با: امام جعفر صادق علیه السلام ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1391/11/9
زمان : 08:41 ق.ظ
تمام مسلمانان در جبهه ای متّحد
نظرات |


امام صادق

ولادت امام‏ صادق‏ (علیه الصّلاة و السّلام) كه وصى بحق پیغمبر اکرم (صلی الله علیه وآله) و ناشر افكار صحیح اسلامى و اسلام ناب است، در هفدهم ربیع الاول سال 83 هجری در مدینه منوره اتفاق افتاده است.(مناقب آل ابیطالب ج4 ص280 و بحارالانوار ج 47ص 194)

نام مبارک آن حضرت جعفر و کنیه شریفش ابوعبدالله و لقب نورانی حضرت، صادق است. پدر بزرگوارش امام محمد باقر (سلام الله علیه)، و مادر گرامی آن حضرت ام فروه است، که امام صادق(سلام الله علیه) درباره ایشان می فرمایند:

«مادرم از بانوان با ایمان و پرهیزکار و نبکوکار بود،و خدا نیکوکاران را دوست دارد»(کافی ج 1ص 472 و بحارالانوار ج47ص 7)

در شمایل آن حضرت گفته اند : آن حضرت میانه قد و افروخته رو و سفید بدن و کشیده بینی و موهای ایشان سیاه و مجعد و بر گونه ایشان خال سیاهی بود.(مناقب آل ابیطالب ج4 ص280 و بحارالانوار ج 47 ص 9)

 

رشد و پرورش امام

ولادت امام صادق (علیه السلام) در روزگار جدش امام زین العابدین (علیه السلام) که مراتب فضل و عظمتش همه آفاق را پر کرده بود صورت پذیرفت، او در سایه تربیت جدش، که تمام معانی بزرگی و عظمت را بدو آموخت و تمام مفاهیم فضیلت و کمال را به او آموزش می داد می زیست. و همواره زهد و عبادت و تلاش و کوشش جدش را در راه خدا نظاره گر بود. دیدن این امور تاثیر بسیاری در روح او گذارد تا آنکه آن حضرت به سن دوازده سالگی رسید .

وقتی کلیدهای امامت عامه به پدرش امام باقر (علیه السلام) انتقال یافت و آن حضرت برای به جای آوردن تکالیف و مسئولیتهای خود به بهترین نحو قیام کرد امام صادق (علیه السلام) جوانی نمونه و رشید شده بود، که دیدگان شیعیان را به خود معطوف می ساخت و آنان او را ششمین رهبر والای خود می پنداشتند .

 

بخشش امام

در عفو و بخشش آن حضرت از کتاب «مشکاه الانوار» نقل شده است که: روزی مردی خدمت‏حضرت رسید و عرض کرد پسر عمویت نسبت ‏به شما اهانت و بدگویی کرد.

امروز دنیاى اسلام تقریباً شامل یك میلیارد و نیم جمعیت، با حدود پنجاه كشور و دولت، است. اگر در بین این جمعیت عظیم- كه در نقاط مهم دنیا هم ساكنند- تكیه ‏ى به ارزش‏هاى اسلامى وجود مى‏داشت، بدون شك، امروز ملت مسلمان و امت بزرگ اسلامى پیشتاز در علم و مدنیت و معرفت و جلوه‏ى دین و دنیا و اخلاق و زندگى بود

حضرت کنیز خود را فرمود که آب وضو برایش حاضر کند پس وضو گرفت و داخل نماز شد، راوی گفت: من در دلم گفتم که آن حضرت نفرین خواهد کرد بر او، پس حضرت دو رکعت نماز خواند و فرمود: ای پروردگار: این حق من بود، به او بخشیدم و تو جود و کرامتت از من بیشتر است. پس ببخش او را، به کردارش نگیر و او را به عملش جزا مده. پس دقت کردم و دیدم که آن حضرت پیوسته برای او دعا کرد.

 

سیره ای در راستای وحدت

ائمه (علیهم‏السّلام)، مبارزه‏ى بسیار پُررنج و پُرتلاش و پُرمحتوا و فراگیرى را مى‏ كردند؛ هم در زمینه ‏ى معنوى و فرهنگى؛ براى حفظ پایه ‏هاى اعتقاد اسلامى و جلوگیرى از انحرافى كه در جهت بناى حكومت سلطنتى ممكن بود به وجود بیاید، كه به وجود آمده بود؛ هم در جهت مبارزه‏ ى‏ سیاسى. اوج این حركت در زمان امام‏ صادق‏ (علیه‏السّلام) بود. نمى‏شود گفت در زمان‏هاى دیگر، این حركت اوج نداشت؛ چرا، در زمان امام رضا (علیه‏السّلام) و در زمان‏هاى دیگر هم همین‏طور بود؛ منتها زمانه در دوران امام‏ صادق‏ (علیه‏السّلام) یك فرصت و فسحتى را در اختیار گذاشت و این بزرگوار توانستند كارى بكنند كه پایه‏ هاى معرفت اسلامىِ صحیح در جامعه، آن‏چنان مستحكم بشود كه تحریف ‏ها دیگر نتواند این پایه‏ ها را از بین ببرد.

ایشان این كار را كرد، تا این زمینه بماند و در هر دوره‏ اى از دوره‏هاى تاریخ، كسانى كه لایق هستند، بتوانند از این زمینه استفاده كنند و نظام اسلامى و مبناى مبتنى بر ارزش‏هاى اسلامى را به وجود بیاورند و این بناى رفیع را بسازند. این، كارِ امام‏ صادق‏ (علیه الصّلاة و السّلام) است.

قشرهاى مختلف و اقسام مختلف امت اسلامى، به این وسیله باید با یكدیگر هم‏ افزایى كنند تا سطح معارف اسلامى بالا برود. لازمه‏ى این كار این است كه حجاب خصومت و دشمنى و كینه ‏ورزى میان فرقه ‏هاى مسلمان فاصله نیندازد؛ وحدت اسلامى كه گفته می شود یعنى این

امروز دنیاى اسلام تقریباً شامل یك میلیارد و نیم جمعیت، با حدود پنجاه كشور و دولت، است. اگر در بین این جمعیت عظیم- كه در نقاط مهم دنیا هم ساكنند- تكیه ‏ى به ارزش‏هاى اسلامى وجود مى‏داشت، بدون شك، امروز ملت مسلمان و امت بزرگ اسلامى پیشتاز در علم و مدنیت و معرفت و جلوه‏ى دین و دنیا و اخلاق و زندگى بود؛ چیزى كه امروز ما در دنیا نداریم و نظیر آنچه را هم كه این تصویر را در ذهن ما زنده مى‏كند، در دنیا نیست. چراکه ملت‏ها و دولت‏هاى غرب، تنها پیشرفت علمى دارند.

این امام بزرگوار در دوران زندگى، بیش از دیگر امامان فرصت پیدا كردند كه معارف اهل بیت(علیهم‏السّلام) را- یعنى معارف اسلام ناب را- به دلهاى مشتاق و تشنه‏ لبان برسانند. اشتباه است اگر كسى خیال كند همه ‏ى آن هزاران نفرى كه از امام‏ صادق‏ (علیه السلام) درس آموختند، شیعیان و معتقدان به امامت آن بزرگوار بودند؛ نه، بسیارى بودند كه به امامت امام‏ صادق(علیه السلام)‏- آن‏چنانى كه شیعه معتقد است- معتقد نبودند؛ اما از دانش امام‏ صادق‏(علیه السلام) و از معارف اسلامى كه در اختیار آن بزرگوار بود استفاده مى‏كردند.

در روایات ما بسیار است روایاتى كه راویان آن‏ها از اهل سنتند- از غیر شیعه هستند- اما از حضرت ابى عبد الله الصّادق (علیه السلام) نقل مى‏كنند و روایت مى‏كنند. معناى این حرف این است كه امروز هم دنیاى اسلام و امت اسلامى نیازمند معارف امام‏ صادق‏ و اهل بیت(علیهم السلام) است. دنیاى اسلام محتاج دانستن معارف و تعالیم امام‏ صادق‏ و سایر ائمه (علیهم السلام) است.

قشرهاى مختلف و اقسام مختلف امت اسلامى، به این وسیله باید با یكدیگر هم‏ افزایى كنند تا سطح معارف اسلامى بالا برود. لازمه‏ى این كار این است كه حجاب خصومت و دشمنى و كینه ‏ورزى میان فرقه ‏هاى مسلمان فاصله نیندازد؛ وحدت اسلامى كه گفته می شود یعنى این.



:: مرتبط با: امام جعفر صادق علیه السلام ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1391/11/9
زمان : 08:40 ق.ظ
 

 




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات