اطاعت از پیامبر به جای اطاعت از خدا؟
نظرات | ادامه مطلب

آیات فراوانی در قرآن کریم وجود دارد که در آن پیامبران الهی علیهم السلام قوم خود را به اطاعت از خویش فرا می خواندند از آن جمله: در سوره شعرا آیات 126،131 از قول هود علیه السلام،124،150 از قول صالح علیه السلام ، سوره زخرف آیه 63 از قول لوط علیه السلام

سوره مبارکه آل عمران لبریز از معارف و نکات ارزشمندی است که در جهت حرکت و سیر الی الله در جای خود سودمند و قابل استفاده است. نه تنها این سوره بلکه تمامی آیات قرآن از این قاعده مستثنی نیستند.

دقت و تدبّر در هر یک از این آیات لاجرم نتایج قابل توجهی به همراه خواهد داشت. در این میان سوالات ریز و درشتی در ذهن قاری ایجاد خواهد شد که پاسخ به آن راهگشای مسائل بسیار دیگر نیز خواهد بود. از آن جمله، پرسشی است که در بطن آیه 50 سوره آل عمران جای گرفته است.
«وَ مصَدِّقاً لِما بَیْنَ یَدَیَّ مِنَ التَّوْراةِ وَ لِأحِلَّ لَکمْ بَعْضَ الَّذی حرِّمَ عَلَیْکمْ وَ جِئْتکمْ بِآیَةٍ مِنْ رَبِّکمْ فَاتَّقوا اللَّهَ وَ أَطیعونِ» و نیز در حالی که تورات را تصدیق دارم و آمده ام تا بعضی از چیزها که بر شما حرام شده حلال کنم و به وسیله آیتی از پروردگارتان آمده ام، پس از خدا بترسید و مرا اطاعت کنید .

خداوند کریم هر پیامبری را که برای هدایت امت فرستاده اذن اطاعت و پیروی از ایشان را نیز پیش از آن صادر نموده است چنانکه در آیه 64سوره نساء می فرمایند: «وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسولٍ إِلاَّ لِیطاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ» هیچ پیامبری نفرستادیم جز آنکه دیگران به امر خدا باید مطیع فرمان او شوند


این آیه (آل عمران، 50) ادامه سخنان حضرت مسیح (علیه السلام) است و در واقع بخشى از اهداف بعثت خود را شرح مى دهد مى گوید: من آمده ام تورات را تصدیق كنم و مبانى و اصول آن را تحكیم بخشم و در آخر به بنی اسرائیل دستور اطاعت از خویش را می دهد.

سوال این است: چرا در این آیه به جای اطاعت از خداوند، اطاعت از پیامبر خدا (حضرت مسیح علیه السلام) مطرح شده است؟!

در ادامه سعی می کنیم پاسخی روشن و متمایز در جواب این پرسش ارائه کنیم.

اطاعت از پیامبران به اذن خدا

در ابتدای امر باید به این نکته توجه نمود که خداوند کریم هر پیامبری را که برای هدایت امت فرستاده اذن اطاعت و پیروی از ایشان را نیز پیش از آن صادر نموده است چنانکه در آیه 64 سوره نساء می فرمایند: «وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسولٍ إِلاَّ لِیطاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ» هیچ پیامبری نفرستادیم جز آنکه دیگران به امر خدا باید مطیع فرمان او شوند.



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1394/07/20
زمان : 08:36 ق.ظ
دعا برای چیزهای ناشدنی و ناروا
نظرات | ادامه مطلب

برخی افراد به هنگام دعا و درخواست از خداوند آنقدر اصرار و پافشاری می نمایند و آنقدر برآورده شدن خواسته هایشان را نیک و خوب می دانند که گویی از خیر و شر امور آگاهند و مصلحت کارها را میدانند.

بالا بردن دست نیاز بسوی خالق بی نیاز پلی است که به موجب آن انسانها با پروردگار بلند مرتبه شان ارتباط یافته و خود را به او وصل می نمایند. در متون دینی شرایطی برای استجابت و پذیرش دعا ذکر شده است. علاوه بر شرایط و آدابی که برای استجابت دعا  شمرده شده لازم است تا از انجام کارهایی دوری شود. کارهایی که اجتناب از انجام آنها نشانگر ادب حضور در پیشگاه باری تعالی و آگاهی از چگونگی در خواست از خداوند است. آشنایی با این نکات و بکارگیری آنها همچون چارچوبی ست که حاصل بهره مندی از آن، آموختن شیوه ی صحیح درخواست از خداوند یکتاست. بکارگیری شیوه صحیح درخواست از خداوند در کنار دیگر مولفه های لازم برای یک درخواست صحیح و نیکو، تحقق استجابت را نزدیکتر می کند. اما آن اموری که پیشوایان دین در هنگام دعا از آنها برحذر داشته اند عبارتند از:

نه تنها درخواست ناشدنی از خداوند سزاوار نیست بلکه دعا برای امور و کارهای ناروا نیز شایسته نیست. اموری که خداوند متعال آنها را قبیح و ناروا می داند باید از انجامش دوری کرد؛ چه رسد به آنکه فرد؛ آنچه از سوی خداوند زشت و نادرست خوانده می شود را از او مسئلت نماید.

1. دعا برای چیزهای ناشدنی و ناروا:

جهان مادی و زندگی دنیایی قوانین و قواعدی دارد که به سبب آنها نظم و اصولی در دنیا حاکم می گردد. توجه به این چهارچوب ها موجب می گردد تا شخص از درخواستهای غیر منطقی و ناسازگار با قوانین خلقت دوری گزیند. بی شک قادر یکتا خواسته هایی که سبب برهم زدن قواعد خلقتش می شود را مستجاب نمی نماید. بی توجهی به این نکته و بیان درخواست هایی نامناسب از خداوند، حاصلی جز شک و یاس نسبت به خداوند و رحمت بی کرانش؛ برای شخص به ارمغان نمی آورد. مانند فرد مجرمی که قرار است صبح فردا مجازات عمل خطایش را ببیند و او دست دعا به درگاه احدیت بلند می نماید و از خداوند می خواهد تا شب هیچگاه به صبح تبدیل نشود و این چیزی نیست جز درخواستی ناشدنی که خداوند هیچگاه آن را مستجاب نمی نماید. در این هنگام؛ وقتی شب سپری می شود و صبح فرا میرسد شخص ناراحت و غمگین از وقوع صبح، کفر گویی می نماید و از ایمانش می کاهد. از اینروست که معصومین (علیهم السلام) بندگان را از درخواستهای ناشدنی برحذر داشته و فرموده اند: «وَ قَالَ أَمِیر الْمؤْمِنِینَ علیبه السلام یَا صَاحِبَ الدّعَاءِ لَا تَسْأَلْ مَا لَا یَكون وَ لَایَحِل؛ (الخصال، ابن بابویه، محمد بن علی، ج2، ص635) ای کسی که دعا می کنی، آنچه را ناشدنی و نارواست از خدا مخواه».
از سویی دیگر؛ نه تنها درخواست ناشدنی از خداوند سزاوار نیست بلکه دعا برای امور و کارهای ناروا نیز شایسته نیست. اموری که خداوند متعال آنها را قبیح و ناروا می داند باید از انجامش دوری کرد؛ چه رسد به آنکه فرد؛ آنچه از سوی خداوند زشت و نادرست خوانده می شود را از او مسئلت نماید.



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1394/07/19
زمان : 08:38 ق.ظ
روش کار در تفسیر مجمع البیان چگونه است؟
نظرات | ادامه مطلب

مجمع البیان به اتفاق آراء شیعه و اهل سنت، در جامعیت، استحکام مطالب، شیوه ترتیب و تنظیم آنها و در روش تفسیر و تبیین مفاهیم آیات، منزلت خاص و جایگاه ویژه ای دارد.

مجمع البیان به اتفاق آراء شیعه و اهل سنت، در جامعیت، استحکام مطالب، شیوه ترتیب و تنظیم آنها و در روش تفسیر و تبیین مفاهیم آیات، منزلت خاص و جایگاه ویژه ای دارد.

شیخ محمود شلتوت رئیس اسبق دانشگاه الازهر می گوید: «مجمع البیان در بین کتاب های تفسیری قرآن بی همتاست.»
مجمع البیان شامل مباحثی چون قرائت، اعراب، لغات، بیان مشکلات، ذکر موارد معانی و بیان، شأن نزول آیات، روایات وارده و شرح و تبیین قصص و حکایات است. این تفسیر تا حد زیادی متأثر از تفسیر التبیان شیخ طوسی است.

مجمع البیان فی تفسیر القرآن

مجمع البیان، از تفاسیر مهم قرن ششم و به زبان عربی است. سبک و شیوه تدوین و تبویب این تفسیر در میان همه تفسیر های اهل سنت و شیعه، چه فارسی و چه عربی بی سابقه و کم نظیر است زیرا نظمی متین و خاص و مرتب با روش علمی و ساده دارد و ویژگی اش همین است که این نظم و ترتیب در عرضه مباحث می باشد.
تفسیر مجمع البیان در مسائل ادبی از نحو و لغت و اشتقاق و تصریف و ... مباحث مشروح و مبسوطی را دارد که جنبه نحو و لغت در آن قوی تر است. در مباحث لغوی به طور دقیق با کمک اشعار عربی، مباحثی را مطرح می کند و در مباحث نحوی و ادبی ، تکیه گاه دیگران است.
مجمع البیان به اتفاق آراء شیعه و اهل سنت، در جامعیت، استحکام مطالب، شیوه ترتیب و تنظیم آنها و در روش تفسیر و تبیین مفاهیم آیات، منزلت خاص و جایگاه ویژه ای دارد. شیخ محمود شلتوت رئیس اسبق دانشگاه الازهر می گوید: «مجمع البیان در بین کتاب های تفسیری قرآن بی همتاست.»

شیخ ابوعلی، فضل بن حسن بن فضل طبرسی، مفسر، فقیه کامل و محدث جلیل القدر و موثق و از علمای مشهور امامیه قرن ششم هجری است. سال تولد او را بین سال های 460 تا 470 هجری قمری گویند

مجمع البیان شامل مباحثی چون قرائت، اعراب، لغات، بیان مشکلات، ذکر موارد معانی و بیان، شان نزول آیات، روایات وارده و شرح و تبیین قصص و حکایات است. این تفسیر تا حد زیادی متأثر از تفسیر التبیان شیخ طوسی است.

معرفی اجمالی مفسر



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1394/07/18
زمان : 08:31 ق.ظ
2نسخه برای آرامش افراد عصبانی
نظرات | ادامه مطلب

آیة الله مرعشی نجفی می فرمودند: آیة الله میرزا جواد آقای ملکی تبریزی، برای بعضی ها که اخلاق تند داشتند و عصبی می شدند، توصیه هایی بیان داشتند.
 پیامبر اکرم صلی الله و علیه وآله می  فرمایند: «إنّما بعِثْت لاتَمِّمَ مَکارِمَ الأخْلاقِ» (مکارم الاخلاق ص ٨) و نفرمودند: «إنّما بعِثْت لاتَمِّمَ الأخْلاقِ». یکی از معانی مکارم اخلاق، این است که انسان بداند در باب  علم به اخلاق، چگونه عمل کند که نه افراط کند و نه تفریط.

اگر انسان بداند که حقیقت زهد چیست، آن موقع است که دیگر نه افراط می کند و نه تفریط. چون اگر نداند، صورت ظاهر، اوّل، از اسم زهد خوشش می آید؛ چون فطرت بشر به دنبال خوبی هاست، ولی وقتی بلد نباشد و حدّ وسطی را نداند و به تعبیر دیگر مکارم و اخلاق کریمانه را نداند، امکان دارد هم خودش به افراط بیافتد و هم دیگران را نسبت به زهد، بدبین کند و خودش هم در آینده، به تعبیری سقوط کند و از زهد، زده می شود.

اگر اخلاق، این طور زیربنایی بیان شود، آن وقت معلوم می شود که چه حالاتی می تواند برای انسان به وجود بیاید و چه زیبایی هایی برای انسان هست. جدّی کیست که مکارم اخلاق را بداند و غیر از آن، عمل کند؟!

غیظ و غضب از منظر قرآن شریف و منابع روایی

در قرآن شریف و منابع روایی، بحث غیظ و غضب، تحت عناوین مختلف مورد بررسی قرار گرفته است.
قرآن کریم در مورد غیظ و غضب كفّار نسبت به اهل ایمان می فرماید: «وَ إِذا خَلَوْا عَضّوا عَلَیْكم الْأَنامِلَ مِنَ الْغَیْظِ قلْ موتوا بِغَیْظِكمْ».
امّا هنگامى كه تنها مى شوند از شدّت خشم بر شما، سر انگشتان خود را به دندان مى گزند! بگو: با همین خشمى كه دارید بمیرید! (آل عمران 119)
در مورد اصل خشم و غضب، پیامدها و پیشگیری و درمان آن، روایات بسیاری وارد شده است.
برای نمونه پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله می فرماید: «اجتَنِبِ الغضب». از خشم بپرهیزید.(نهج الفصاحه 116)

معانی مکارم اخلاق، این است که انسان بداند در باب  علم به اخلاق، چگونه عمل کند که نه افراط کند و نه تفریط.

عاملی برای شماتت بیگانگان



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1394/07/18
زمان : 08:24 ق.ظ
مردی که هنوز هم اورا نشناخته ایم!
نظرات | ادامه مطلب

" امیر بیان علی علیه السلام در ابتدای این فراز از خطبه نورانی 175 نهج البلاغه به گوشه ای از علم و دانشی که خالق هستی در اختیارش گذاشته اشاره نموده و در این باره می فرماید"
مهدی صفری - بخش نهج البلاغه تبیان

«وَ اللَّهِ لَوْ شِئْت أَنْ أخْبِرَ كلَّ رَجلٍ مِنْكمْ بِمَخْرَجِهِ وَ مَوْلِجِهِ وَ جَمِیعِ شَأْنِهِ لَفَعَلْت وَ لَكِنْ أَخَاف أَنْ تَكْفروا فِیَّ برَسولِ اللَّهِ صلی الله علیه وآله أَلَا وَ إِنِّی مفْضِیهِ إِلَى الْخَاصَّةِ مِمَّنْ یۆْمَن ذَلِكَ مِنْه وَ الَّذِی بَعَثَه بِالْحَقِّ وَ اصْطَفَاه عَلَى الْخَلْقِ مَا أَنْطِق إِلَّا صَادِقاً وَ قَدْ عَهِدَ إِلَیَّ بِذَلِكَ كلِّهِ وَ بِمَهْلِكِ مَنْ یَهْلِك وَ مَنْجَى مَنْ یَنْجو وَ مَآلِ هَذَا الْأَمْرِ وَ مَا أَبْقَى شَیْئاً یَمرّ عَلَى رَأْسِی إِلَّا أَفْرَغَه فِی أذنَیَّ وَ أَفْضَى بِهِ إِلَیَّ أَیّهَا النَّاس إِنِّی وَ اللَّهِ مَا أَحثّكمْ عَلَى طَاعَةٍ إِلَّا وَ أَسْبِقكمْ إِلَیْهَا وَ لَا أَنْهَاكمْ عَنْ مَعْصِیَةٍ إِلَّا وَ أَتَنَاهَى قَبْلَكمْ عَنْهَا».1

شرح گفتار

امیر بیان علی علیه السلام در ابتدای این فراز از خطبه نورانی 175 نهج البلاغه به گوشه ای از علم و دانشی که خالق هستی در اختیارش گذاشته اشاره نموده و در این باره می فرماید: «سوگند به خدا، اگر بخواهم مى توانم هر كدام شما را از آغاز و پایان كارش، و از تمام شئون زندگى، آگاه سازم، امّا از آن مى ترسم كه با اینگونه خبرها نسبت به رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و سلّم كافر شوید. آگاه باشید كه من این اسرار گرانبها را به یاران رازدار و مورد اطمینان خود مى سپارم. سوگند به خدایى كه محمّد صلّى اللّه علیه و آله و سلّم را به حق برانگیخت، و او را برگزید، جز به راستى سخن نگویم». 

سخن گهربار مولای متقیان علی (علیه السلام) حکایت از آن دارد که آنچه از علم و دانش علی (علیه السلام) به دست ما رسیده، تنها قطره ای از دریای موّاج علم و دانایی آن بزرگ مرد تاریخ بشریت محسوب می شود بگونه ای که اگر تمام آن به دست مردم می رسید، به خاطر نداشتن ظرفیت لازم برای دریافت چنین معارفی، از مسیر حق دورگشته، و به لحاظ فکری و عقیدتی دچار انحراف شدیدی می شدند.

سخن گهربار مولای متقیان علی (علیه السلام) حکایت از آن دارد که آنچه از علم و دانش علی (علیه السلام) به دست ما رسیده، تنها قطره ای از دریای موّاج علم و دانایی آن بزرگ مرد تاریخ بشریت محسوب می شود بگونه ای که اگر تمام آن به دست مردم می رسید، به خاطر نداشتن ظرفیت لازم برای دریافت چنین معارفی، از مسیر حق دورگشته، و به لحاظ فکری و عقیدتی دچار انحراف شدیدی می شدند

در حدیثی زیبا رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه وآله) در این باره می فرماید: «إِنَّ فِیکَ شَبَهاً مِنْ عِیسَى بْنَ مَرْیَمَ وَ لَوْ لاَ أَنْ تَقولَ فِیکَ طَوَائِفٌ مِنْ أمَّتِی ما قَالَتِ النَّصارى فِی عَیسَى بْنَ مَرْیَمَ لَقلْت فِیکَ قَوْلا لاَتَمرّبِمَلاَ مِنَ النَّاسِ إِلاَّ اَخَذوا التّرَابَ مِنْ تَحْتِ قَدَمَیْکَ یَلْتَمِسونَ بِذلِکَ الْبَرَکَةَ»2:تو به عیسى بن مریم (علیه السلام) شباهتى دارى (از نظر زهد و عبادت) و اگر از این بیم نداشتم که گروهى از امتم درباره تو (غلوّ کنند و) همان بگویند که درباره عیسى بن مریم گفتند، سخنى درباره تو مى گفتم که از کنار هیچ جمعیّتى از مردم عبور نمى کردى، مگر آن که خاک زیر قدم هاى تو را براى تبرّک بر مى گرفتند!

سخن گهربار پیامبر عزیز اسلام (صلی الله علیه وآله) بیانگر آن است که فضائل و ویژگی های بی نظیری که در علی (علیه السلام) وجود داشت ازنظر کمی و کیفی به اندازه ای است که درک آن از سوی افراد عادی و معمولی نا ممکن و محال خواهد بود، و لذا به منظور صیانت و حفاظت از حوزه فکری و عقیدتی مردم، و اینکه دچار افراط و عقاید غلو آمیز نسبت به علی (علیه السلام) نشوند از بیان تمام حقایق در مورد ایشان پرهیز شده و تنها به گوشه ای از فضائل آن امام عزیز، آنهم در حد ظرفیّت مخاطبین اشاره شده است.

چرا بدون معطلی جواب می دهی؟!

آنچه از روایات معتبر به دست می آید آن است که ظرفیت علم و دانش مولای متقیان علی (علیه السلام) به اندازه ای وسیع و گسترده بود که بر تمام رموز و ریزه کاری های علوم مختلف تسلّط کامل داشت، بگونه ای که در مقابل  هیچ پرسش و مسئله ای، دچار حیرت و سرگردانی نمی شد، و بلافاصله و بدون  ذرّه ای معطلی به پاسخ و حل آن می پرداخت .

ابو المۆید موفق بن احمد خوارزمی که از اکابر علما اهل سنت است در کتاب مناقب خود نقل می کند که: «روزی عمر بن الخطاب از امیرالمۆمنین علی (علیه السلام) پرسید: چگونه است که هرگاه از حکمی از احکام یا از مسئله ای از مسائل از شما  می پرسند بدون معطلی جواب می دهی؟!

امیرالمۆمنین در پاسخ به عمر، ابتدا کف دست مبارک را در مقابل او باز کرده و سپس فرمود: چند انگشت در دست من است ؟! عمر فوری گفت: پنج انگشت. حضرت فرمود: چرا تأمل و فکر نکردی؟! عمر گفت: نیازی به فکر نداشت زیرا پنج انگشت در مقابل من حاضر بود.

حضرت فرمود: تمام مسائل و احکام و علوم در مقابل من مانند این کف دست حاضر است لذا در پاسخ به سۆالات بدون تأمل جواب می دهم.3

آموزگار او کیست؟!



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1394/07/15
زمان : 08:15 ق.ظ
 

 




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات