کوکاکولا را تحریم کنیم
نظرات | ادامه مطلب

بدون ریختن یک قطره خون نیز می‌توان رژیم صهیونیستی را از پای درآورد

چندی پیش رسانه‌های غربی پوستری با موضوع تحریم کالاهای وابسته به شرکت‌های صهیونیستی از سوی کمپین‌های مدافع حقوق مردم مظلوم فلسطین منتشر کردند که با استقبال حامیان آزادسازی قدس روبرو شده است.

هدف از انتشار این پوستر آگاه‌سازی افکار عمومی و نشان دادن یکی از روش‌های حمایت از مردم مظلوم فلسطین از طریق تحریم کالاهای وابسته به کمپانی‌های صهیونیستی منتشر شده و بر این نکته تأکید دارد که «کوکاکولا بودجه جنگ‌ها و نسل کشی فلسطینی‌ها را تأمین می‌کند. سلول‌های مغزی را می‌کشد. دشمن و عامل ایجاد خشونت، اعتیاد و بیماری است».
کمپانی کوکاکولا از سال 1966 همکاری خود را به طور رسمی با رژیم صهیونیستی آغاز کرد، این کمپانی در این سال با شکستن تحریم اقتصادی اعراب علیه این رژیم، یک کارخانه در اسرائیل تاسیس کرد و از این زمان 17 درصد از درآمد خود را به پروژه ارض موعود صهیونیست‌ها اختصاص داد.
این کمپانی همچنین برای خشنودی این رژیم گاهی در تبلیغات خود به طور آشکار اعتقادات مسلمانان را به سخره می‌گیرد و خشم مسلمانان را بیش از پیش برمی‌انگیزد.

به غیر از شرکت کوکاکولا شرکت‌های معروف دیگری مانند شرکت «نستله» نیز خدماتی به رژیم صهیونیستی ارائه می‌دهند. محل اصلی استقرار شرکت نستله در شهرک صهیونیست نشین «سدورات» است که درسال 1951 در یک کیلومتری نوار غزه بر ویرانه شهرک فلسطینی نشین «النجد» ساخته شد، شهرکی که در سال 1948 از سوی صهیونیست‌ها برای اسکان یهودیان پاک سازی نژادی شد.



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1394/06/25
زمان : 09:24 ق.ظ
این علی است که به خواستگاریت آمده...
نظرات | ادامه مطلب

- علی جان! تو را به خدا دست از این شتر و آبیاریِ باغ بردار. لحظه ای گوش کن ببین چه می گوییم. از طرف سعد بن معاذ پیغامی داریم.
سید محمد حسن لواسانی/نجف اشرف، صحن امیر مومنان علیه السلام

دست از کار برداشتم و دستی بر عرق های پیشانی ام کشیدم و نگاهی به عمر و ابابکر انداختم.
- خوب؟
- علی جان خدا را شکر که نفسی تازه کردی. ساعتی است داریم صدایت می زنیم.
آن روز آن دو با جمعی، از من خواستند که خودم را به منزل رسول خدا برسانم. گفتند که هر کسی به خواستگاری فاطمه می رود، رسول خاتم به او جواب رد می دهد. گفتند که پیامبر در جواب معترضان می گوید: فاطمه منتظر امر آسمان است! گفتند به گمانمان رسول خدا، روی تو نظر دارد. پس سری به ایشان بزن.
اشک در چشمانم حلقه زد. و گفتم: بله من به فاطمه بنت رسول الله عنایت داشتم!
آن روز، رسول الله منزل ام سلمه بودند.
خودم را به منزل رسول الله رساندم. و وقتی در زدم صدای رسول خدا بلند شد که یا ام سلمه! برخیز و در را باز کن. کسی پشت در است که خدا و پیامبرش او را دوست دارند. و شنیدم که ام سلمه با شوق فراوان به سمت در دوید تا حدی نزدیک بود زمین بخورد و گویی می خواست زودتر آدم پشت در خانه را بشناسد.
گوشه ای برای خجالت و شرم پیدا کردم و نشستم. توانی برای باز کردن صحبت نبود. رسول الله عاقبت با لبخندی معنادار فرمود: علی جان! گویا با من کاری داشتی!

صدای شادی پیامبر بلند شد: الله اکبر. سکوتُها اقرارُها! الله اکبر که سکوت فاطمه نشانِ رضایت اوست.
بعدش مرا خواند و پرسید علی جان چه داری؟ گفتم شتری برای آبیاری زمین ها و زرهی برای جنگ در رکابت یا رسول الله

لحظه ی سختی بود. چه می گفتم؟! که آمده ام صاحب عشق دخترِ آخرین پیامبر شوم؟ دختری که، نُه ساله نشده، آوازه اش همه فرش و عرش را گرفته و این همه بزرگهای شهر را رد کرده است؟ بگویم آمده ام دختری را بگیرم که قرار است راحیلِ ملک، در آسمان، سور و سات جشنش را در میان فرشتگان آذین ها راه بیاندازد؟!
فقط این جمله به زبانم آمد که: از درون من، خدا و رسولش داناترند!
و خنده پیامبر به آسمان رفت. وقتی آرام شد، فرمود: علی جان! تو نیک می دانی که هرکس به خواستگاری فاطمه آمده است؛ من ابتدا، نظر خود فاطمه را جویا شده ام...
گفتم یا رسول الله، من، علی بن ابی طالب، پسر عم شما پایدار بر دین شما هستم و از هیچ کوششی برای پیشبرد دینتان دریغ نکرده ام و نخواهم کرد...
لبخند از لبان پیامبر برداشته نمیشد.



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1394/06/24
زمان : 09:10 ق.ظ
غیرت ناموسی حضرت ابراهیم(ع)
نظرات | ادامه مطلب

وقتی چشم شاه به جمال بی‌مثال ساره افتاد عنان اختیار از کف داده بی‌محابا دست به طرفش دراز کرد. ابراهیم (ع) که یارای دیدن این صحنه را نداشت  عرض کرد: "پروردگارا! دست این نامحرم را از ناموس من کوتاه کن."

نویسنده: شکوری_شبکه تخصصی قرآن تبیان

حضرت ابراهیم (ع) یکی از پیامبران صاحب شریعت و دارای کتاب است که خداوند در قرآن از حضرتش با اوصاف رشک‌برانگیزی چون "مومن"(صافات/111)، شاکر (نحل/12)، مُخلَص (صاد/46)، حلیم (بردبار)، اَوّاه (دلسوز)، مُنیب (بازگشت‌کننده به سوی خدا) (هود/75) و... یاد کرده است.
قداست حضرت ابراهیم (ع) به قدری است که امّت اسلامی مأمور شدند هم از مکانت وی پیروی کنند و هم مکان او را جایگاه نماز طواف قرار دهند، امّا درباره پیروی از مکانت وی آیه: «فاتبعّوا ملة ابراهیم حنیفاً»(آل عمران/95) دلیل روشنی است بر لزوم تبعیت از سنّت و دین آن حضرت و امّا درباره پیروی مکان او آیه: « واتّخذوا من مقام إبراهیم مصلّی»(بقره/125) سند واضحی است بر اهتمام به حفظ آن مکان و تبرّک جویی از نماز در آن. (1)

چُنین می‌نماید که برخی از اهل تسنن در نقل این روایت تاریخی، متأثر از گزارش‌های تحریف‌شده تورات هستند. در توراتی که هم‌اینک در اختیار ماست، بخش‌هایی از سیره و زندگی حضرت ابراهیم (ع) به‌صورت تحریف‌شده آمده و بخش‌های مهم آن یا اساساً فروگذار شده و یا به‌گونه‌ای دیگر انعکاس یافته است.

غیرتمندی نیز یکی دیگر از صفات بارز حضرت ابراهیم (ع) است که در پاره‌ای از روایات بدان تصریح شده است از جمله این روایت نبوی که می‌فرماید: «کانَ أَبِی إِبْرَاهِیمُ ع غَیوراً وَ أَنَا أَغْیرُ مِنْهُ وَ أَرْغَمَ اللَّهُ أَنْفَ مَنْ لَا یغَارُ مِنَ الْمُوْمِنِینَ» (2) [پدرم ابراهیم باغیرت بود و من از او غیرت‌مندترم و هر مومنی که با غیرت نباشد، خداوند بینی او را به خاک می‌مالد.]
یکی از فصل‌های شکوهمند و پرافتخار کتاب زندگی این پیامبر بزرگ، دوران هجرت وی از سرزمین بابل به سرزمین‌های مصر، فلسطین و مکه است. مهاجرت حضرت ابراهیم (ع) با اهل و عیالش در ضمن سه آیه از قرآن گزارش شده است: «و قال إنی ذاهب إلی ربی سیهدین» (صافات/99)، «و نجیناه و لوطا إلی الأرض التی بارکنا فیها للعالمین» (انبیاء/ 71) و نیز: «و أعتزلکم و ما تدعون من دون الله و أدعوا ربی عسی ألا أکون بدعاء ربی شقیا »(مریم/ 48).
اهل تفسیر عمدتاً در ذیل آیات یادشده داستانی آورده‌اند که از شدت غیرت و حس ناموس‌پرستی حضرتش حکایت دارد. متأسفانه در نقل این داستان، افراط و تفریط‌هایی نیز صورت گرفته است.
چُنین می‌نماید که برخی از اهل تسنن در نقل این روایت تاریخی، متأثر از گزارش‌های تحریف‌شده تورات هستند. در توراتی که هم‌اینک در اختیار ماست، بخش‌هایی از سیره و زندگی حضرت ابراهیم (ع) به‌صورت تحریف‌شده آمده و بخش‌های مهم آن یا اساساً فروگذار شده و یا به‌گونه‌ای دیگر انعکاس یافته است. به‌عنوان‌مثال در خصوص این داستان، در تورات کنونی آمده که: ابراهیم (ع) [از ترس پادشاه جرار] در خصوص زن خود ساره گفت که او خواهر من است (3).
علامه طباطبایی در تفسیر قویم و قیّم "المیزان" فراز یادشده و پاره‌ای دیگر از گزارشات تورات را آورده و سپس با نشان دادن تناقض‌های موجود در آن، درستی سخن قرآن را مبنی بر تحریف تورات نتیجه می‌گیرد. مرحوم علامه (ره) آنگاه، روایت معتبر و فقیه‌پسند این داستان را به نقل از کتاب شریف کافی چُنین نقل می‌کند:
«نمرود دستور داد تا ابراهیم (ع) را از بلاد خود بیرون کنند، و نگذارند از گوسفندان و چارپایان خود چیزی را همراه ببرد. ابراهیم (ع) گفت: "حال که نتیجه زحمات چندین ساله مرا از من می‌گیرید باید عمری را که من در سرپرستی و نگهداری این اموال در کشور شما صرف کرده‌ام به من بدهید."



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1394/06/23
زمان : 09:18 ق.ظ
شکم‌هایی که سیر نمی‌شوند!
نظرات | ادامه مطلب

شکم بارگی

دل ‌بستگی به دنیا و اینکه انسان چون حیوان مشغول شکم‌ بارگی باشد، باعث نابودی و دل‌ مردگی می ‌شود. غذاهای رنگارنگ هر سمت و سو باشد، او به آن سمت می‌ لغزد و عاقبت رسوا می ‌شود؛ چیزی که موجب سقوط آدم و حوا شد و آن ‌ها را از بهشت برین به زمین کشید.


شهوت در لغت به معنای میل، رغبت و خواسته است. یکی از مهم ‌ترین رذایل، شکم است که انسان را در چراگاه حیوانیت نگه داشته، در میان خوردنی ‌های رنگارنگ می ‌غلطاند و روح را از اوج گرفتن به سوی ملکوت باز می‌ دارد. همچنین انسان را از حرکت در مسیر فطرت که رسیدن به خداست، باز می‌ دارد.

امام علی (علیه السلام) فرموده است: «فَمَا خُلِقتُ لِیَشغَلَنِی أَکلُ الطَّیِّبَاتِ کَالبَهِیمَةِ المَربُوطَةِ هَمُّهَا عَلَفُهَا؛ آفریده نشدم که خوردن خوراکی ‌های پاکیزه مرا به خود مشغول دارد، همچون حیوان پرواری که تمام همش علف است یا همچون حیوان رها شده ‌ای که شغلش چریدن، خوردن و پر کردن شکم می ‌باشد».(1)

پر کردن شکم اگر چه از حلال باشد، انسان را از تعالی و رشد باز می ‌دارد. امام در وصیتش به محمد حنفیه می ‌فرماید: «مَن لَم یُعطِ نَفسَهُ شَهوَتَهَا أَصَابَ رُشدَهُ؛ کسی که به خواسته‌ ها و شهوات نفسش پاسخ ندهد، به رشد و کمال رسد».(2)

این نکته را هم خوب است فراموش نکنیم که نکته ای که اسلام بر آن تأکید فراوان دارد، توجه صرف داشتن به خوردن و شکم و خوراک است وگرنه حداعتدال در این زمینه هم لازم بوده و هم مورد توجه اسلام قرار دارد .

نکته ی مهم  این است که دل‌ بستگی صرف به دنیا و اینکه انسان چون حیوان مشغول شکم ‌بارگی باشد، باعث نابودی و دل‌ مردگی می ‌شود. غذاهای رنگارنگ هر سمت و سو باشد، او به آن سمت می ‌لغزد و عاقبت رسوا می ‌شود؛ چیزی که موجب سقوط آدم و حوا شد و آن ‌ها را از بهشت برین به زمین کشید. امام علی (علیه السلام) می ‌فرماید: «غذای زیاد قلب را می ‌میراند؛ همانگونه که آب زیاد، زراعت را از بین می ‌برد».(3)

شهوت شکم انسان را به طغیان می ‌کشد و به ارتکاب محرمات و افتادن در دام گناه وا می ‌دارد. شکم‌ بارگی باعث رشد شهوات، دردها و آفات است؛ زیرا شهوت جنسی و شدت میل به منکوحات را در انسان بر می‌ انگیزد و این دو، فرد را به دنبال مال و جاه می ‌کشد تا وسیله توسعه دادت مطعومات و منکوحات فراهم شود. همچنین زیادی مال و جاه سبب تفاخر، تکاثر و کبر می ‌شود. این عوامل نیز سبب رقابت می‌ شود که حسادت، کینه و دشمنی را در پی دارد و در نهایت صاحب شکم‌ بارگی را در تجاوز به حقوق دیگران و ارتکاب منکرات و فحشا جسور می ‌کند.

آثار شکم ‌بارگی

شکم‌ بارگی مانع عبادت، استغفار و عامل کشاندن انسان به دوزخ و نیز مانع رشد انسان و مبغوض حق‌ تعالی است. شکم ‌بارگی انسان را در حرام می ‌اندازد. امام علی (علیه السلام) با اشاره به این خطر و نهی از شکم ‌بارگی به عثمان‌ بن حنیف می ‌فرماید: «به قرص ‌های نان خود کفایت کن تا از آتش دوزخ نجات یابی».(4)

در جای دیگری حضرت خطر افتادن در حرام را به طور عام بیان کرده و آن، نهی از غرق شدن در شهوات است که مصداق حتمی شهوت شکم ‌بارگی است: «بپرهیز از اینکه در شبهات وارد شوی و در شهوات غرق شوی، چون این دو تو را به ارتکاب حرام می ‌کشانند و باعث سوار شدن بر بسیاری از لغزش ‌ها می‌ گردند».(5)

شهوت شکم انسان را به طغیان می ‌کشد و به ارتکاب محرمات و افتادن در دام گناه وا می ‌دارد. شکم‌ بارگی باعث رشد شهوات، دردها و آفات است؛ زیرا شهوت جنسی و شدت میل به منکوحات را در انسان بر می‌ انگیزد و این دو، فرد را به دنبال مال و جاه می ‌کشد تا وسیله توسعه دادت مطعومات و منکوحات فراهم شود. همچنین زیادی مال و جاه سبب تفاخر، تکاثر و کبر می ‌شود. این عوامل نیز سبب رقابت می‌ شود که حسادت، کینه و دشمنی را در پی دارد و در نهایت صاحب شکم‌ بارگی را در تجاوز به حقوق دیگران و ارتکاب منکرات و فحشا جسور می ‌کند.

شکم بارگی
راه‌های درمان



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1394/06/22
زمان : 10:35 ق.ظ
دود گناه ما در چشم نسل بعد از ما
نظرات | ادامه مطلب

در قرآن آیات متعددی است که نشان می دهد بین اعمال و رفتار آدمیان با حوادث و پیشامد‌های تلخ و شیرین زندگی‌شان، رابطه‌ای تکوینی وجود دارد، پیوندی عمیق و معنادار که تحت تدبیر ربوبیت الهی است. به تعبیر مولانا:

این جهان كوه است و فعل ما ندا

سوی ما آید نداها را صدا

فعل تو كان زایدت از جان و تنت

همچو فرزندی بگیرد دامنت
در اینجا به اختصار به چند نمونه از آیات اشاره می کنیم:
یک. شورى/30: وَ ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصیبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَیْدیكُمْ وَ یَعْفُوا عَنْ كَثیر (اگر شما را مصیبتى رسد، به خاطر كارهایى است كه كرده‏اید. و خدا بسیارى از گناهان را عفو مى‏كند )
بر مبنای این کریمه، هر مصیبتی که در مسیری زندگی به انسان می رسد نتیجه و محصول طبیعی بخشی از اعمالی است که از آدمی سر زده است و بخش دیگر اعمال زشت آدمی را خدا می بخشد و گرنه طبق نظامات حاکم بر هستی از جمله قانون علیت، هر موثری، اثری را به دنبال دارد قهرا.
شاید کسی اینجا اشکال کند که اگر همه مصیبت‌ها معلول اعمال زشت‌ آدمی‌اند پس مصیبت‌های وارده بر حضرات معصومین(ع) یا اعمال افراد دیوانه و هیمنطور کودکان غیرمکلف، چگونه توجیه‌پذیر است؟
علامه طباطبایی جواب این شبهه را اینگونه می‌دهد:

این كه در آیه فرموده‏" فبما كسبت أیدیكم" و مصائب را مستند به گناهان كرده خود دلیل است بر اینكه خطاب در آیه متوجه كسانى است كه صدور گناه از آنان ممكن باشد، پس آیه شریفه از اول شامل انبیاء و افراد غیر مكلف نیست، و شامل نشدن آن از باب تخصص است نه تخصیص." (1)

دو. روم /41: ظَهَرَ الْفَسادُ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما كَسَبَتْ أَیْدِی النَّاسِ لِیُذیقَهُمْ بَعْضَ الَّذی عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُون‏. (به سبب آنچه دستهاى مردم فراهم آورده، فساد در خشكى و دریا نمودار شده است، تا [سزاى‏] بعضى از آنچه را كه كرده‏اند به آنان بچشاند، باشد كه بازگردند. )
آیه یادشده نیز معنى وسیع و گسترده‏اى را پیرامون ارتباط" فساد" و" گناه" با یكدیگر بیان مى‏كند كه نه مخصوص سرزمین مكه و حجاز است، و نه عصر و زمان پیامبر ص بلكه به اصطلاح از قبیل قضیه حقیقیه است كه پیوند" محمول" و" موضوع" را بیان مى‏كند، به عبارت دیگر هر جا فسادى ظاهر شود بازتاب اعمال مردم است، و در ضمن یك هدف تربیتى دارد، تا مردم طعم تلخ نتیجه اعمالشان را بچشند، شاید به خود آیند.



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1394/06/21
زمان : 09:10 ق.ظ
 

 




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات