فرصت های طلایی برای استجابت دعا !!
نظرات | ادامه مطلب

استجابت دعا
در آیات و روایات برخی زمان ها را برای دعا و تسبیح مناسب تر دانسته است. دسته ای بر شب، نیمه شب و دسته ای بر سحرگاهان، قبل از طلوع و غروب آفتاب، بین الطلوعین و....تاکید فرموده است شاید در این زمان ها نفس دعا اثر دارد و این بر روی داعی هم اثر می گذارد.


روایتی از امام صادق (علیه السلام) آمده که حضرت فرمودند: «هُوَ الدُّعَاءُ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَ قَبْلَ غُرُوبِهَا وَ هِیَ سَاعَةُ إِجَابَةٍ»؛ دعا کردن در این زمان‏ ها ـ ‏قبل از طلوع و غروب آفتاب‏ _ باعث استجابت دعا است. (الکافی، 2 ، 522)
یا برای هنگام زوال در روایت آمده است: «کَانَ النَّبِیُّ صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ و سَلَّمَ إِذَا زَالَتِ الشَّمْسُ یُصَلِّی أَرْبَعَ رَکَعَاتٍ فَسُئِلَ عَنْ ذَلِکَ فَقَالَ هَذِهِ سَاعَةٌ تُفْتَحُ فِیهَا أَبْوَابُ السَّمَاءِ وَ أُحِبُّ أَنْ یَصْعَدَ لِی فِیهَا عَمَلٌ صَالِحٌ». پیغمبر اکرم صلی الله و علیه وآله وقتی که نزدیک ظهر می ‏شد، چهار رکعت نماز می‏ خواندند. چرا؟ می‏ فرمودند چون این ساعت زمانی است که در‏های آسمان‏ باز می ‏شود و من دوست دارم کار نیکی از من در این ساعت بالا رود. (مستدرک الوسائل، 3، 67)
پس در واقع زمان ها برای دعا تأثیر گذارند. 

خداوند در قرآن برای یاد کردن و تسبیح گفتن زمان های خاصی بیان نموده است. شاید این زمان ها فرصت هایی طلایی است، فرصتی که باز خداوند به ما داده که به او نزدیک تر گردیم مانند شب قدر که گویند یک شب هزار شب است یا زمان سحرها و.....

خداوند در قرآن زمان تسبیح را برای ما بیان نموده است.

 

تسبیح گفتن چه معنایی دارد؟

تسبیح در قرآن كریم، در حدود 85 بار با واژه‌ های گوناگون استعمال شده است و در روایات و ادعیه نیز، بسیار بكار رفته است.

تسبیح از سبّح گرفته شده است و سبّح حركت سریع در آب و هواست، گفته می ‌شود: (سَبَحَ سَبْحاً و سباحةً) یعنی شنا كرد شنا كردنی. و برای حركت ستارگان در فلك و حركت اسب و با سرعت به دنبال كاری رفتن، استعاره شده است. (راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ص 227)

خداوند در قرآن برای یاد کردن و تسبیح گفتن زمان های خاصی بیان نموده است. شاید این زمان ها فرصت هایی طلایی است، فرصتی که باز خداوند به ما داده که به او نزدیک تر گردیم مانند شب قدر که گویند یک شب هزار شب است یا زمان سحرها و.....

در اصطلاح، تسبیح، تنزیه خداوند متعال است و اصلش حركت سریع در عبادت خداوند است. (المفردات، ص 227)



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1394/05/21
زمان : 09:24 ق.ظ
منتظران قائم آل محمد پای درس صادق آل محمد علیهم ‌السلام
نظرات | ادامه مطلب

امام زمان ، آقا بیا ، ظهور


شاید این سوال به ذهن بسیاری خطور کرده باشد که؛ چرا منتظر ظهور باشیم درحالی که امید نداریم عمر ما به دیدن حکومت جهانی و عدالت ‌گستر منجی موعود کفاف دهد؟ قرن‌هاست که مسلمین به امید ظهورش به دنیا آمدند و از دنیا رفته ‌اند، اگر امام زمان علیه‌ السلام در دوران حیات ما نیز ظهور نکنند؛ دیگر چرا باید همواره منتظر باشیم؟


با توجه به اینکه همه مسلمانان جهان به ظهور حضرت مهدی علیه‌ السلام معتقدند و ظهور ایشان را انتظار می‌ کشند؛ عدم پاسخ به چنین سوالاتی، ممکن است در ایمان و امید منتظران خللی وارد سازد و از آنجا که انتظار در نگاه شیعه به جهت اعتقاد به زنده و ناظر بودن امام زمان علیه ‌السلام از جایگاه والایی برخوردار است؛ در این‌جا ضرورت منتظر بودن برای ظهور امام موعود علیه‌ السلام با توجه به سیره و سخنان امام صادق علیه ‌السلام، به اختصار تبیین خواهد شد.

 

انتظارِ اصیل

در فرهنگ اسلام و تشیع، انتظار [1] اصیل و حقیقی، انتظاری است که سبب حرکت، پویایی، عمل و آمادگی وسیع می گردد. از این ‌رو، در سخنان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و امامان معصوم علیهم السلام، انتظار را عمل و از برترین عمل‌ها[2] یا عبادت و از محبوب‌ترین عبادت‌ها معرفی کرده ‌اند.[3] 

 

ضرورت انتظار فرج

مسلم است که زمان دقیق ظهور را هیچ‌ کس نمی ‌تواند پیش‌ بینی کند اما حتی اگر احتمال بدهیم که حضرت در زمان حیات ما ظهور نکند؛ همواره باید منتظر باشیم. برای توضیح این مطلب، با استفاده از روایات معصومین علیهم ‌‌السلام، به ویژه روایات و سیره امام صادق علیه ‌السلام به بیان چند نکته در باب ضرورت انتظار فرج، می‌پردازیم.


اول؛ احتمال وقوع ظهور در عصر حاضر
همان طور که ممکن است طول عمر ما به ظهور ایشان نرسد، این احتمال نیز وجود دارد که در زمان حیات ما ظهور ایشان رخ دهد و ما نیز شاهد برپایی حکومت جهانی ایشان باشیم. چراکه طبق روایات مقدمات ظهور حضرت به سرعت فراهم می‌شود [4] و بین وقوع علائم حتمی و ظهور کمتر از یک سال فاصله است.[5]


دوم؛ منتظر ظهور بودن تکلیف همه مومنان

انتظار تکلیف ماست و مهمترین علتی که ما را به انتظار امام موعود علیه ‌السلام بر می‌ انگیزد، روایاتی است که وظیفه ما را در دوران غیبت، انتظار فرج معرفی می ‌کند. یکی از وظایف مسلّم مومنین در دوران غیبت کبرا، انتظار فرج است؛ یعنی انتظار برای تحقق حکومت موعود الهی. علاّمه محمّدباقر مجلسی (ره) بخشی از کتاب "بحارالانوار" را به همین موضوع اختصاص داده و در این باره هفتاد روایت از امامان معصوم علیهم ‌السلام ذکر کرده است.[6]

حتی اگر احتمال بدهیم امام زمان علیه ‌السلام در زمان حیات ما ظهور نمی‌ کنند باز هم باید مشتاقانه ظهور ایشان را تمنا کنیم زیرا اشتیاقی که در پیشوایان معصوم ما مشاهده می‌ شود روشنگر راهی است که نه‌ تنها شیعیان، بلکه همه انسان‌ها باید برای خوشبختی و سعادت، آن راه را بپویند

سوم؛ اقتدا به منتظران واقعی ظهور یعنی امامان معصوم

در همه‌ امور زندگی حتی انتظار، باید از بزرگان دین الگو گرفت و امامان معصوم علیهم ‌السلام بهترین الگو برای یک منتظر واقعی هستند. برای نمونه روایات و سیره عملی امام صادق علیه ‌السلام در باب انتظار می‌ تواند بهترین توشه برای مومنان در مسیر پر فراز و نشیب دوران غیبت باشد.
امام صادق علیه‌ السلام از منتظران واقعی امام زمان علیه ‌السلام است. ایشان با وجود اینکه کاملاً آگاه است که حضرت مهدی علیه ‌السلام، همان قائم آل محمد علیهم السلام و از نوادگان ایشان است و طول عمر امام به زمان تولد ایشان کفاف نمی ‌دهد؛ اما مشتاقانه منتظر ظهور اوست و از فراق ایشان اشک می ‌ریزد.
سدیر صیرفی می‌گوید: روزی من، مفضل، ابوبصیر و ابان ‌بن‌ تغلب وارد منزل امام صادق علیه ‌السلام شدیم. دیدیم آن حضرت بر خاک نشسته و عبایی پشمین در بر کرده و بسان مادر فرزند مرده ‌ای که دلش آتش گرفته، گریه می‌ کند. اندوه و غم تمام چهره او را فرا گرفته، اشک چشمانش بر روی گونه‌ ها غلتیده بود. چنین ترنم و نجوا می ‌کرد: «آقای من غیبت تو خواب از چشم من ربوده و آرامش دلم را گرفته و گرفتاری ‌ام را به ابد پیوند داده است...».[7]
بنابراین حتی اگر احتمال بدهیم امام زمان علیه ‌السلام در زمان حیات ما ظهور نمی‌ کنند باز هم باید مشتاقانه ظهور ایشان را تمنا کنیم زیرا اشتیاقی که در پیشوایان معصوم ما مشاهده می‌ شود روشنگر راهی است که نه‌ تنها شیعیان، بلکه همه انسان‌ها باید برای خوشبختی و سعادت، آن راه را بپویند و همچون رهبران الهی خویش در شوق درک حضور و حکومت آن نجات‌ بخش محبوب و آسمانی، لحظات زندگی را سپری کنند.


چهارم؛ پیروزی منتظران در همه حال

تنها منتظران واقعی هستند که در صورت درک زمان ظهور امام زمان علیه‌ السلام و یا رحلت قبل از ظهور؛ در هر دو صورت برنده‌ خواهند بود و زیانی نخواهند دید.



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1394/05/19
زمان : 09:25 ق.ظ
بیاییم شکرگزاری را از امام صادق علیه السلام بیاموزیم
نظرات | ادامه مطلب

امام جعفر صادق

از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام فرمایشات فراوانی درباره شکر نقل شده است که در این نوشته می‌ خواهیم به تعدادی از آن کلمات که درباره خود شکر کردن است بپردازیم و انتظار داریم که از دریای وسیع علوم حضرت صادق علیه السلام درّ ناشناخته ‌ای را برای بهره برداری در زندگی خود بیابیم.

اهمیت شکرگزاری

حقیقت این است که شکرگزاری، به همین سادگی که بیان می ‌کنیم نیست. به عبارت دیگر، شکرگزاری یک کار عبادی مهم است که باید اهمیت و روش درست آن را آموخت. درباره اهمیت شکرگزاری همین بس که مایه ثابت ماندن نعمتهای موجود ما و مایه زیاد شدن آنها می ‌گردد و در مقابل، کفران نعمت یکی از شکلهای کافر بودن است.(1)
ارتباط شکرگزاری با افزایش نعمت به حدی زنده و سریع است که اولیای دین فرمود‌ه‌ اند: "هیچگاه نمی‌ شود که بنده در یاد خود شکر نعمتی را که خدا به او داده است به جا بیاورد مگر اینکه نعمتش افزوده می ‌گردد قبل از اینکه شکرش به مرحله زبان هم برسد."(2)
از امام صادق علیه السلام نقل شده است که کفر در کتاب خدا بر پنج وجه است که یکی از انواع آن کفران نعمت است(3)

 

شکر و صبر دو روی یک سکه

گاهی واقعی ترین مسائل برای ما عجیب می ‌نمایند. یکی از حقایق عالم این است که از دید الهی، شکر در خوشی ها و صبر در سختی ها معادل یکدیگرند. امام صادق علیه السلام از جدّ خود رسول خدا صلی الله علیه و آله اینگونه روایت می ‌کنند: «آنکه غذا می ‌خورد و شاکر است همان اجر کسی را دارد که روزه (مستحبی) گرفته و بر گرسنگی صبر می ‌کند و آنکه در رفاه است و بهر عافیت خود شاکر است همان اجر کسی را دارد که گرفتاری پیدا کرده است اما صبر می ‌کند و آنکه اهل بخشش است و (بخاطر این توفیق الهی) شاکر است همان اجر کسی را دارد که محروم است و قناعت می‌ ورزد.»(4)
 نباید ذکر شریف "حمد" را کوچک بشماریم بلکه باید به مغز آن نیز توجه کنیم که همانا توجه قلبی به صاحب نعمت است. کلید شناخت حمد واقعی را در این روایت از حضرت صادق علیه السلام می‌ یابیم که فرمودند: «هر کس که خدایش نعمتی به او داده و آن نعمت را با قلبش بشناسد، شکرش را به جا آورده است.»

سخنی درباره شناخت شکر واقعی

در اینجا به مرور مطالبی که تا کنون درباره شکر آموختیم می‌ پردازیم:
1- شکر، خودش توفیقی است که خدا به بندگان می ‌دهد تا یاد شکرگزاری بیفتند.
2- نتیجه شکرگزاری افزایش و دوام نعمت است.
3- نتیجه شکرگزاری بسیار سریع عاید انسان می ‌شود.
4- شکرگزاری در حال رفاه و آرامش همان اجر صبر در حال گرفتاری و مشکلات را دارد.

 

آنگاه که ناشکری خود را شکر حساب می ‌کنیم

از مطالب بالا می‌ آموزیم که شکر یک کار مهم و حسابی است که ثمرات مهمی هم در زندگی دارد. بنابراین اگر این ثمرات را در زندگی مشاهده نمی‌ کنیم، بدون شک باید در نحوه شکرگزاری خود شک کنیم. به عبارت دیگر، ممکن است خیال کنیم که شاکر خدا هستیم اما از دید خدا جزو شاکران محسوب نگردیم.

 



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1394/05/19
زمان : 09:23 ق.ظ
چرا با در بسته مواجه می شویم؟
نظرات | ادامه مطلب

در بسته

گاه مى ‏شود درهاى زندگى به رویمان به كلى بسته مى ‏شود و دست به هر كارى می زنیم با درهاى بسته رو به رو مى ‏گردیم، از هر جا که حرکت می کنیم، بسته و بسته است.


سبب بسته بودن درها چه کسی است خودمان یا خداوند؟

آری گاهی خداوند برای امتحان بندگانش سختی قرار داده است اما برخی از سختی ها را خود به زندگیمان راه می دهیم، علت آن چیست؟

مدت ها به دنبال این علت می گشتم تا به آیه ای برخوردم: «وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِكْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنكًا وَنَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ أَعْمَى» ( طه/124)  و هر كس از یاد من دل بگرداند، در حقیقت، زندگىِ تنگ [و سختى‏] خواهد داشت، و روز رستاخیز او را نابینا محشور مى ‏كنیم.»
«یاد خدا» عجیب است؛ چیزی که هم دنیا را در پی دارد و هم آخرت، اگر نداشته باشیم زندگی در دنیا سخت خواهد بود.با کلمه «یاد خدا» به یاد آیاتی می افتم که بارها شنیده ایم: «الا بذکر الله تطمئن القلوب» آری با یاد خدا دل ها آرام می شود. در واقع یاد خدا مایه آرامش جان، تقوا و شهامت است و فراموشی آن مایه اضطراب و ترس و نگرانی.

 

علت فراموشی یاد خدا

از مهمترین علت های فراموشی خداوند، خود فراموشی است. به قول حافظ آنچه باعث می شود انسان از ذکر خداوند غافل شود فقط توجه انسان به خودش است.     

میان عاشق و معشوق هیچ حایل نیست                         تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز
یعنی انسانی که خودش را معیار همه چیز قرار داده و همه را برای خودش می‌ خواهد. به همین جهت از حضور خدای متعال، غافل می‌گردد. برای رهایی از این مانع باید به درمان خود بینی بپردازیم تا بتوانیم خدای خود را بیاد داشته باشیم .

از مهمترین علت های فراموشی خداوند، خود فراموشی است. به قول حافظ آنچه باعث می شود انسان از ذکر خداوند غافل شود فقط توجه انسان به خودش است.     

معنای حقیقی اعراض از خدا در روایات

در روایات اسلامى مى‏ خوانیم كه از امام صادق علیه السلام پرسیدند منظور از آیه مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنْكاً چیست؟

فرمود: اعراض از ولایت امیر مومنان علیه السلام است. (تفسیر نور الثقلین، ج3، ص 405)
آرى آن كس كه الگوى خود را از زندگى على علیه السلام بگیرد، همان ابر مردى كه تمام دنیا در نظرش از یك برگ درخت كم ارزش تر بود آن چنان به خدا دل ببندد كه جهان در نظرش كوچك گردد، او هر كس باشد، زندگى گشاده و وسیعى خواهد داشت، اما آنها كه این الگوها را فراموش كنند، در هر شرایط گرفتار معیشت ضنك هستند.

 

مصادیق اعراض از خداوند



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1394/05/18
زمان : 09:24 ق.ظ
حرص به زندگی دنیا؛ امری مفید یا مضر؟!
نظرات | ادامه مطلب


اگر بخواهیم ریشه ای نگاه کنیم دنیا مثل یک دانشگاه یا مدرسه است. آیا اینکه انسان به دانشگاه علاقمند باشد خوب است یا نه؟

از جهت تعالی و کسب علم و رسیدن به مدارج علمی خوب است ولی از باب اینکه حریص باشد که در آن بماند ، خوب نیست. باید ببیند چرا می خواهد بماند؟

اگر مهلت بیشتر می خواهد که اندوخته بیشتری داشته باشد این خوب و مناسب است اما صرف ماندن در دنیا و حرص بر آن مذموم است.

امیرمومنان علی (علیه السلام) تعبیر بسیار جالبی در تعریف حرص دارد، هنگامی كه از ایشان پرسیدند حرص چیست؟ فرمود: حرص آن است كه انسان چیز كمی را جست ‌و جو كند در برابر چیز بسیاری كه از دست می‌ دهد!

بارها شده افراد مسنی را دیده‌ایم كه بعد از 80-70 سال عمری كه از خدا گرفته‌اند هنوز كه هنوز است حرص مال دنیا را می ‌زنند. شاید میلیارد‌ها ثروت و دارایی جمع كرده‌اند اما طوری دنبال ریال و دلار به نرخ روزند كه شب و روز را نمی ‌شناسند. خواب و خوراك هم ندارند. با اینكه می ‌دانند چند صباحی بیشتر زنده نیستند دست از عطش سیری ‌ناپذیرشان برای دنیا طلبی بر نمی ‌دارند. آدم را یاد بیماری استسقاء و جوع می ‌اندازند كه نه آب و نه خوراك هیچ‌ كدامشان درد تشنگی و گرسنگی مرضشان را چاره نمی ‌كنند.

عطشی سیری ‌ناپذیر برای جمع كردنی كور و بی‌ هدف. مثل تشنگانی كه هر چه از آب شور دریا می‌ خورند تشنه ‌تر می ‌شوند، نه دریا دریا آب، سیرابشان می ‌كند نه خوردن تمام دنیا.

حرص مانند بسیاری از مشكلات مشابه‌ اش نخستین نقطه‌ای را كه از كار می ‌اندازد عقل آدمی است. عقل كه از كار افتاد هدف و منطق از افعال آدم گم می ‌شود.

این است كه شخص از یاد می‌ برد كه پول و مال دنیا را برای چه می ‌خواهد. فقط حرص می ‌زند. یادش می ‌رود كه پول برای آسایش و آرامش زندگی است نه اینكه آسایش و آرامش زندگی، فدای پول. بیش از همه خودش را رنج می ‌دهد و حتی بهره‌ ای از دارایی‌ ای كه دارد هم نمی ‌برد و غالباً آن را برای وراثش به ارث می ‌گذارد و این از همه بدتر است.

این است كه حضرت علی (علیه السلام) فرمود: حرص، مركب خستگی و تعب است. (فهرست غرر، ص 60)

و انسان حریص، همواره فقیر و نیازمند است اگرچه مالك تمام ثروت ‌های جهان گردد. (فهرست غرر، ص 61)

وابستگی به حیات دنیا برای کسب فرصت برای ازدیاد توشه آخرت مثبت است.

به دنیا نیز این گونه نگاه کنیم؛ تنها برای رسیدن به هدف اصلی تلاش کنیم و آن را همچو نردبانی بدانیم که عاقبت آن را از زیر پای انسان می کشند؛ هر که بالاتر رود و طمع بیشتری به آن داشته باشد، به هنگام سقوط آسیب بیشتری می بیند، انسان حریص کسی است که از پله های این نردبان با شیفتگی و حرص بالا می رود اما نمی داند که عاقبت زین نردبان افتادن است

این عبارت دعای مکارم اخلاق است که حضرت از خدا می خواهند:



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1394/05/17
زمان : 09:54 ق.ظ
 

 




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic