حرمت به امامزادگان و سادات؛ چرا و چگونه؟
نظرات | ادامه مطلب


بارگاه حضرت معصومه علیهاالسلام در قم مورد توجه خاص و عام است و مردم از همه نقاط ایران و نیز کشورهای دیگر به این بانو احترام می کنند و در حرم ایشان ابراز محبت می‌کنند. دختر موسی بن جعفر علیهماالسلام در حقیقت معروفترین و مورد توجه ترین امامزاده در ایران است و به این مناسبت خوب است قدری درباره امامزادگان و جایگاه آنان و علت تکریمی که به ایشان می ‌کنیم، بیندیشیم.

فرزندان پاک از پدران پاک

فاطمه معصومه علیهاالسلام فرزند بلافصل امام معصوم است. به جز ایشان، فرزندان بلافصل دیگری از ائمه اطهار علیهم السلام دارای گنبد و بارگاه می ‌باشند که به عنوان نمونه می ‌توان به حضرت عباس علیه السلام در کربلاء و "موسی مبرقع" فرزند امام جواد علیه السلام در قم و "سید محمد" فرزند امام هادی علیه السلام در قریه بلد عراق، "سید علی" فرزند امام باقر علیه السلام در مشهد اردهال اشاره کرد.
اما در عرف ما، منظور از امامزاده تنها فرزندان بلافصل ائمه علیهم السلام نیستند؛ بلکه کسانی که نسبتشان بعد از سه نسل یا حتی بیشتر نیز به یکی از ائمه اطهار علیهم السلام برسد امامزاده خوانده می‌ شوند. به عبارت دیگر بسیاری از سادات که از نسل ائمه اطهار علیهم السلام  هستند را می‌ توان امامزاده نامید، هر چند معمولا ساخت گنبد و بارگاه بر مزار امامزادگانی انجام می‌ شود که از نظر تعداد واسطه ‌ها نسبت نزدیکی به ائمه اطهار علیهم السلام دارند و دارای ویژگیهای علمی، اجتماعی یا رفتاری خاصی بوده ‌اند.

 

چرا امامزادگان را حرمت می ‌نهیم

حرمتگذاری به سادات و امامزادگان دلیل عقلی دارد. چرا که هر گاه شخصی نزد ما محترم باشد، قدری از احترام او به نزدیکان و بستگان او نیز سرایت می‌ کند و ما به خاطر آن شخص شریف، حریمی برای روابطمان با نزدیکان آن شخص قائل هستیم و به خاطر آن شخص به نزدیکانش خوبی می‌ کنیم و مراقبت می‌ کنیم آزاری از طرف ما متوجهشان نشود.

احترامی که ما برای سادات قائلیم و حرمتی که به امامزادگان می ‌نهیم، همگی به خاطر انتسابشان به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله است. این توجهات و حرمتها در حقیقت راهی برای تقرب ما به خدا و رسول خداست، نه اینکه مایه شرک ما باشد یا توجه اصلی مان به آن امامزاده باشد.

از این روست که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند که "انسان را در فرزندانش حفظ باید کرد"(1) یعنی اگر به شخصی احترام داریم بعد از مرگش باید حرمت فرزندانش را نشکنیم. به همین مناسبت بود که حضرت فاطمه زهراء علیهاالسلام در قضیه فدک خطاب به مردم(1) و نیز قبل از آن خطاب به شخص ابوبکر(2) این فرمایش رسول خدا صلی الله علیه و آله را یادآور شدند.

 



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1394/05/25
زمان : 10:57 ق.ظ
دانلود شب شهادت امام صادق (ع) ۱۳۹۴-کربلایی محسن صائمی
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1394/05/24
زمان : 09:30 ق.ظ
امام صادق علیه السلام و تاكتیك خردمندانه‏ «تقیّه»
نظرات | ادامه مطلب

امام صادق علیه السلام

دوره امامت حضرت امام جعفر صادق علیه السلام یكى از طولانى ‏ترین دوران ‏هاى امامت ائمّه علیهم ‏السلام به شمار مى ‏رود. در فاصله سالهای 125 تا 132 هجری که دوره درگیری های بنی امیه و بنی عباس بر سر انتقال حکومت بود و همچنین در سال های اول استقرار حکومت نوپای عباسیان، فرصتی طلایی و استثنایی برای دمیدن روح و جان تازه بر پیکره اسلامی که در مدت یک قرن دستخوش انواع تحریفات قرار گرفته بود، به وجود آمد. امام صادق علیه السلام این فرصت را غنیمت شمردند و با تمام قوا وارد عرصه جهاد علمی برای احیا و بازسازى معارف اسلامى شدند و مکتب علمى عظیمى به وجود آوردند که محصول آن، چهار هزار شاگرد در رشته‌ هاى گوناگون علوم بود، و اینان در سراسر کشور پهناور اسلامى آن روز پخش شدند. تأسیس چنین مکتب فکرى و این سان نوسازى و احیاگرى تعلیمات اسلامى، سبب شد که امام صادق علیه السلام به عنوان رئیس مذهب جعفرى (تشیع) مشهور گردد. حوزه ‏هاى علمیه امروز شیعه امتداد حوزه آن روز حضرت است.

 

طرح یک پرسش

با وجود اینکه پیشوای ششم بیش از ده سال از آزادی عمل منحصر به فردی در تعلیم و ترویج معارف اسلام و تشیع برخوردار بودند، با مراجعه به کتب حدیثی مشاهده می کنیم که بیشترین روایات در مورد تقیه از امام صادق علیه السلام نقل شده است.(١) لذا این سوال مطرح می شود که به چه دلیل امام علیه السلام علیرغم مبسوط الید بودن در نشر و تبلیغ آموزه های تشیع، مکررا اصحاب خود را به لزوم کتمان و تقیه توصیه و نصیحت می کردند؟
پیش از پاسخ به این سوال لازم است که به بیان تعریفی اجمالی از معنای تقیه بپردازیم.

 

سپری کارآمد به نام "تقیّه"

«تقیّه»‏ نوعى سپر به كار بردن در مبارزه است. این كلمه از مادّه «وقى» است كه به معنى نگهدارى است. وظیفه یك فرد مبارز در میدان مبارزه تنها این نیست كه حریف را بكوبد؛ گاهی شرایطی پیش می آید که امکان حمله و هجوم وجود ندارد و در مقابل این دشمن است که ابتکار عمل را به دست می گیرد، در این مواقع، خودنگهدارى تا حدّ امكان نیز وظیفه مبارز است. تقیّه‏ یعنى هر چه بیشتر زدن و هر چه كمتر خوردن. به این دلیل تقیّه‏ تاكتیكی است معقول و خردمندانه‏ در میدان مبارزه.

 

واکنش هوشمندانه در برابر حیله شیاطین

پس از مرگ هشام بن عبدالملک، حاکم مقتدر اموی، در سال 125 هجری حکومت بنی امیه در سرازیری اضمحلال و نابودی قرار می گیرد به گونه ای که در کمتر از هفت سال، خلافت بین چهار نفر از سران بنی امیه دست به دست می گردد (٢) تا اینکه سرانجام در سال 132 هجری این امپراطوری فاسد و جبّار به زباله دان تاریخ می پیوندد.

امام صادق علیه السلام حتی در پی آن بودند که با فراهم نمودن شرایط و مقتضیات، زمینه بازگشت حکومت از بنی امیه به اهل بیت علیهم السلام را آماده کنند.  ولی مصیبت بی بصیرتی مردم در شناخت امام زمان خویش باز هم شرایط را طوری رقم می زند که باعث استمرار انزوای سیاسی-اجتماعی جریان حق همانند نود و اندی سال حکومت اموی می شود.


:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1394/05/24
زمان : 09:25 ق.ظ
مهدویت و راه گریز از بی خدایی!!
نظرات | ادامه مطلب

مهدویت


واژه سکولاریسم واژه آشنایی است که به دفعات زیاد آن را شنیده و در گفتگوهای خود از آن بهره گرفته ایم. گاهی لازم است موضوعات انتزاعی را که به ظاهر می شناسیم باز تعریف کنیم واز ابعاد مختلف به آن بنگریم. امروزه یکی از معانی شایع سکولار در جهان غرب جدا انگاری دین از قلمرو سیاست، حکومت و اجتماع است؛ به این معنا که دین باید از مسائل مربوط به انسان و دنیا مانند اقتصاد، آموزش و حقوق دست شسته و خود را به تدبیر امور جزئی و فردی از قبیل مراسم دعا، ازدواج، طلاق و کفن مشغول کند.(١)

فرهنگ پنهان سکولار

این واژه در دل خود فرهنگی بس گسترده را پنهان کرده که گاه یکتاپرستان نیز بی آنکه متوجه باشند، گرفتار این دام شده اند. امروزه حتی در زندگی اغلب متدینین، دین و تعالیم آن از ساحتهای مختلف زندگی رخت بر بسته و همین مشکلات متعددی از جمله افسردگی و کسالت و بی انگیزه بودن را به ارمغان آورده است.
آن سان که از فرهنگ سکولار بر می آید بی خدایی تنها در ساحت اجتماع وارد نشده بلکه جای جای زندگی افراد را تحت تاثیر قرار داده و انسان را جایگزین خدا کرده است. از کوچکترین و ناچیزترین افکار و هیجانات و اعمال و رفتار گرفته تا بالاترین آنها که حکومت بر مردم است را شامل می شود. در این فرهنگ گذشت و ایثار و انفاق، یاری مظلوم و مبارزه با ظالم رنگ و بوی واقعی خود را از دست داده  و تنها اسمی از آنان در قاموس لغات بشر باقی مانده است که اگر هم فردی با این روح حاکم بر جان، دست به چنین فعالیتهایی بزند اغلب برای ارضای لذتی از لذتهای وجود خویش است. در فرهنگ سکولار آنچه اصالت دارد خود است،‌ خودِ جداشده از خدا. در این فرهنگ انسان می ماند و خواسته ها و آمال و آرزوهایش که از هر راهی برای رسیدن به آن بهره می گیرد.

 

بشر به دنبال نسخه رهایی

برای درمان این بیماری مهلک قرن باید به دنبال نسخه ای باشیم که معنویات متصل به عالم معنا را به زندگی انسان در ابعاد مختلف باز گرداند. امروز با توجه به نشانه هایی که وجود دارد تنها نسخه نجاتبخش بشری "مهدویت" و مفاهیم متعالی آن است. فعالان فرهنگی کشور باید بتوانند آموزه های این ایدئولوژی متعالی را دقیق و درست به جهانیان بنمایانند تا شاهد گرایش هر چه بیشتر مردم جهان به این نظام مقدس باشیم. کافیست ابعاد مختلف مهدویت به انسانها عرضه شود، آنگاه انسانهایی که هنوز فطرتی پاک در وجودشان باقی مانده در می یابند که راه نجاتی جز این حرکت در مسیر این آرمان وجود ندارد.

تنها و مهمترین نقطه تمایز فرهنگ مهدوی با نظامات موجود در محوریت ولیّ خدا در زمین است هر گاه این عنصر مهم در جایگاه اصلی خود قرار گرفت تمام عناصر اجتماع جایگاه اصلی خود را خواهند یافت.

دو جبهه متضاد در کارزار جهانی امروز

در صحنه جهانی، مردم یا در جبهه سکولار هستند و مشغول عیش و نوش بی پایان خویش که هر کجا برای این خوشگذرانی نیاز به چپاولی باشد از آن دریغ نمی ورزند؛ و یا در سمت مقابل و تحت چپاول مداوم ظالمان. در این کارزار، مهدویت به عده ای می آموزد ظلم ناپسند است و آنها را از چپاول نهی می کند و به گروهی دیگر نهیب می زند که سکوت در برابر ظالم تفاوتی با ظلم ندارد و بدین وسیله توازن لازم میان اجتماع انسانی را پدید می آورد. و آنهایی را که در صدد سوء استفاده از همنوعان خویش هستند از عرصه اجتماع حذف می کند.

 



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1394/05/22
زمان : 10:52 ق.ظ
"یک"ی که از "ده" بیشتر است!
نظرات | ادامه مطلب

چرا امام سجاد(ع) می فرمایند: وای بر کسی که در فردای قیامت، "یک"‌های او بر "ده"‌های او بچربد!

یکی از منت‌های خداوند بر اهل ایمان این است که در روز حساب، وقتی میزان اعمال آدمیان را می‌سنجد به مومنان برابر هر عمل نیک، ده پاداش عطا می کند اما در مقابل هر عمل نکوهیده، تنها یک مجازات در نظر می‌گیرد. چنانکه می فرماید: مَن جَاء بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا وَمَن جَاء بِالسَّیِّئَةِ فَلاَ یُجْزَى إِلاَّ مِثْلَهَا وَهُمْ لاَ یُظْلَمُونَ(انعام/160)[ هر كس كار نیكى بیاورد، ده برابر آن [پاداش‏] خواهد داشت، و هر كس كار بدى بیاورد، جز مانند آن جزا نیابد و بر آنان ستم نرود.]
در ذیل این آیه، حدیثی از امام سجاد(علیه‌السلام) نقل شده که می‌فرماید:

واى بر كسى كه "یك"‌هاى او از "ده‌"هاى او پیشى گیرد.

عرض كردم: این چگونه ممکن است؟

فرمود: آیا نشنیده‌اى كه خداوند در قرآن می‌فرماید: من جاء باحسنة فله عشر امثالها و من جاء بالسیئة فلا یجزى الا مثلها(انعام/160)؛ بنابراین، یك كار نیك را كه مسلمان انجام دهد، براى او ده پاداش نوشته می‌شود، و اگر یك كار بد انجام دهد، براى او یك كیفر نوشته می‌شود، پس پناه می‌بریم به خدا از كسى كه در یك روز ده گناه مرتكب شود، ولى یك كار نیك نداشته باشد، تا در نتیجه نیكی‌هاى او بر بدی‌هایش پیشى گیرد(1)
«این اجر و جزا نسبت به مومنان وعده و نسبت به كافران وعید است و تفاوت وعده و وعید آن است كه خداوند هرگز خلف وعده نمی‏كند؛ امّا خلف وعید ممكن است؛ یعنی گاهی درباره بعضی به وعید عمل نكند؛ یا از شدّت آن بكاهد، هرچند اصل عذاب فی‏الجمله قطعی و یقینی است.

«توفیه اجر» برای مومنان به كار می‏رود؛ بدین معنا كه از پاداش آنان چیزی كاسته نمی‏شود؛ امّا «جزای وفاق» درباره كافران و تبهكاران به كار رفته است و قرآن كریم درباره عذاب جهنّمیان می‏فرماید: "جَزاءً وِفاقا" (نبا/26)؛ یعنی جزا موافق و به اندازه عمل آن‏هاست نه بیشتر. جزای بهشتیان همواره با عمل آنان هموزن نیست، بلكه می‏تواند موافق عمل یا بیشتر از آن باشد: "فَیُوَفّیهِم اُجورَهُم ویَزیدُهُم مِن فَضلِه"(نساء/173)، بنابراین تحدیدهای قرآنی درباره پاداش پرهیزگاران، نفی اقل است نه نفی اكثر؛ یعنی كمتر از عملی كه انجام داده‏اند، پاداش نمی‏گیرند؛ امّا شاید به آنان جزای بیشتری داده شود، چنان‏كه تحدید قرآن درباره كیفر تبهكاران، نفی اكثر است نه نفی اقل؛ یعنی كیفر بیش از گناه نیست؛ نه اینكه كمتر از آن نباشد، چون ممكن است بخشی از آن بخشوده شود.»(2)


:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1394/05/21
زمان : 09:26 ق.ظ
 

 




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات