دانلود شام میلاد حضرت علی اکبر (ع) ۱۳۹۴-ارضی-سازور-کریمی-طاهری-حدادیان
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1394/03/12
زمان : 09:21 ق.ظ
پاسخ به نگرانی های یک منتظر
نظرات | ادامه مطلب

منتظر

در مقاله پیشین با عنوان «نگرانی های یک منتظر» اشاره شد که اگر طالب ظهوریم و به یاری کردن امام خود امید داریم؛ باید در عمل از زمینه‌سازی کردن برای ظهورش کوتاهی نکنیم و اگر واقعا ترسانیم که مبادا هنگام ظهور از جانبازی در رکابش خود داری کنیم؛ این خوف باید ما را به عمل و خودسازی مشغول دارد. تنها در این صورت است که می‌توانیم به وعده‌ی الهی دل ببندیم و خود را از یاوران جان برکف حضرت، به حساب آوریم. حال چگونه می‌توان این خوف و امید را صادقانه، در عمل نشان داد؟
این، بحثی است که در نوشتار حاضر به آن می پردازیم.
شاید اولین قدم، دعا و درخواست خالصانه به درگاه الهی است آنگونه که امام صادق علیه‌السلام از خداوند می‌خواستند و با تضرع  و گریه می‌فرمودند: «پروردگارا مرا چشم برهم‌زدنی به خودم وامگذار».
قطعاً نمی‌توان، برای یاری امام روی اندک محبت و عبادت خود حساب کرد و دست از دعا برداشت. حتی اگر همه‌ی سعیمان بر ترک گناه و انجام خیر باشد باز ممکن است در دام هوای نفس و فریب شیطان گرفتار شویم، شاید تنها با یک لقمه‌ یا نگاه حرام یا شنیدن یک شُبهه، قلبمان از راه خیر روی‌گردان شد.
دعا و تضرع، چنان اهمیتی دارد که امام صادق علیه‌السلام دعای مخصوصی  را به طور ویژه، برای نجات منتظران از شبهات و فتنه‌های آخرالزمان، تعلیم کرده‌ و فرموده‌اند: «به زودى شبهه‌‏اى به شما مى‏رسد، بدون پرچم و نشانه‌‏اى که راهنمایی كند و بدون امامی که هدایت نماید، از آن شبهه رهایى نمى‏یابد مگر كسى كه دعاى غریق بخواند. گفتم: دعاى غریق چگونه است؟ فرمود: مى‏گویى: یا اللَّه یا رحمان یا رحیم یا مقلّب القلوب ثبّت قلبی علی دینك. من گفتم: یا مقلّب القلوب و الابصار. امام فرمود: البتّه خداى عزّ و جلّ مقلّب القلوب و الابصار است و لكن چنانکه می‌گویم بگو: یا مقلّب القلوب ثبّت قلبی علی دینك».(1)
بعد از دعا نوبت به عمل می‌رسد؛ همان‌طور که امیرالمومنین علیه‌السلام فرمودند: «الدَّاعِی بِلَا عَمَلٍ كَالرَّامِی‏ بِلَا وَتَر» دعا كننده بی‌‏عمل، چون تیرانداز بدون كمان است. (2)



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. , امام مهدی عج الله تعالی فرجه ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1394/03/12
زمان : 09:20 ق.ظ
نگرانی های یک منتظر
نظرات | ادامه مطلب

انتظار

شب نیمه‌ی ‌شعبان همراه با جشن و شادی شیعیان برای میلاد امام حاضرشان نزدیک است. همه خوشحالیم از اینکه امام ما هر چند در پس پرده غیبت، اما شاهد و مراقب ماست؛ گرچه از دیدگان نهان است اما از یادها نخواهد رفت و محبتش در اعماق جان‌ ما ریشه دارد و هنوز منتظرش هستیم و ان‌شاءالله تا ظهور بر ولایتش ثابت‌قدمیم. اما چطور می‌توانم در میان این همه شادی، سنگینی یک تردید در قلبم را نادیده بگیرم!، ناآرامی از یک ترس کهنه که هر سال در قلبم پررنگ‌تر می‌شود و حلقه‌ی خنده و شادی‌ و سرورم را تنگ‌تر می‌کند.
در دوستی و محبت به امامم هیچ تردیدی ندارم و شاید بتوان گفت که از منتظرین ایشان هستم. نه اینکه اصلا گناهی نکرده باشم، اما پشیمان شدم و توبه کرده‌ام. سعیم بر این است که ازگناه دوری کنم؛ اهل نماز و روزه هستم و گاهی هم سری به مستحبات می‌زنم؛ تاکنون چهل بار دعای عهدم را خوانده‌ام، حداقل روزی یک‌بار دعای فرج مولایم را در قنوت یا بعد از نماز می‌خوانم و گاهی از فراق یا مظلومیت ایشان دلتنگ می‌شوم.
هرچند مشتاقانه منتظر ظهورم، منتظر عزت مومنین و ذلت ظالمین، منتظر چشیدن طعم زندگی و حتی منتظر درک مفهوم بندگی در سایه حکومت مهدوی... اما با این همه هر گاه به ظهور می‌اندیشم در دلم تردید یا ترسی حس می‌کنم که آزارم می‌دهد، ترس از اینکه شاید با این همه دعا و یا ادعا، یاریش نکنم، تردیدم از این است که این قابلیت را دارم که در رکابش ثابت‌قدم بمانم؟ نگرانم از اینکه نکند عدالت علوی او را تاب نیاورم؟
آنچه ترس و تردیدم را بیشتر می‌کند داستان زندگی مومنینی است که در طول تاریخ و در هر عصر و زمانی حول وجود نورانی معصومین علیهم‌السلام گردآمدند ولی در لحظات حساس و گاه ابتلاء صحنه را خالی کرده و یا اینکه در چهره‌ای منفی به ایفای نقش پرداختند. مگر نبود زبیر، پسرعمه امیرالمومنین علیه‌السلام که ایشان را بسیار دوست می‌داشت و پس از رحلت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله، می‌گفت: من به غیر علىّ بن أبى طالب علیه‌السلام با هیچ أحدى بیعت نكنم زیرا كه جز آن حضرت، دیگرى را امام نمی‌دانم.(1) زبیر از اولین کسانی بود که با امیرالمومنین علیه‌السلام بیعت کرد اما چندی نگذشت که بیعتش را شکست و بر علیه ایشان در جنگ جمل حاضر شد. امام علی علیه‌السلام در این جنگ نیز، دست از هدایت او نمی‌کشد و پیکی به زبیر می‌فرستد و می‌فرماید: «به زبیر بگو پسر دایى‏ تو می‌‏گوید: در حجاز مرا شناختی، و در عراق مرا نمی‌شناسى؟! چه شد كه از پیمان خود باز گشتی؟!.»(2)

اگر طالب ظهوریم و به یاری کردن امام خود امید داریم؛ باید در عمل از زمینه‌سازی کردن برای ظهورش کوتاهی نکنیم و اگر واقعا ترسانیم که مبادا هنگام ظهور از جانبازی در رکابش خود داری کنیم؛ این خوف باید ما را به عمل و خودسازی مشغول دارد. تنها در این صورت است که می‌توانیم به وعده‌ی الهی دل ببندیم و خود را از یاوران جان برکف حضرت، به حساب آوریم

همچنان‏ كه شبث بن ربعى و شمر بن ذى الجوشن در جنگ صفین در ركاب آن حضرت بودند. اما بعدا با امام حسین علیه‌السلام در كربلا به جنگ برخاستند و فرجام شومی را براى خود بر جاى گذاشتند.(3) یا مگر نبود علی بن ابی حمزه بطائنی‏ وکیل و معتمد امام موسی‌کاظم علیه‌السلام که پس از مدتی در مقابل متاع اندک دنیا، ولایت امام زمان خود را فروخت و با چند تن دیگر امامت جانشین ایشان، امام رضا علیه‌السلام را انکار کرند تا اموالی که مردم به عنوان خمس و زکات نزدشان امانت نهاده بود؛ تصاحب کنند. همین عمل آنان موجب پی‌ریزی فرقه واقفیه و گمراهی بسیاری شد.(4)
چه‌طور می‌توان به همراهی خود با امام زمانم باور داشته باشم؟! آنانی که سال‌ها در کنار حجت خدا زندگی کرده و از نزدیک سلوک معصومانه‌اش را دیده‌اند، بزرگی و کرامات او را درک کرده‌اند‌، جذب صفات رحمانی او شده‌ و مدت‌ها همراهیش کرده‌اند؛ نتوانستند بر شیطان و هوای نفس غالب شده، ثابت‌قدم بمانند؛ چه رسد به من!...
یا مولای؛ یا صاحب‌الزمان...



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. , امام مهدی عج الله تعالی فرجه ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1394/03/12
زمان : 09:17 ق.ظ
دانلود میلاد حضرت علی اکبر (س) ۱۳۹۴-سید مجید بنی فاطمه
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1394/03/11
زمان : 09:31 ق.ظ
تاریخچه وهابیت
نظرات | ادامه مطلب

وهابیت
مقدمه

بیش از سیصد سال است که جامعه بزرگ اسلامی از پدیده ای به نام وهابیت رنج می برد که پیامدهای جبران ناپذیر و زیان بار این گروه سالهاست که جهان اسلام را مورد تهدید قرار داده است. اندیشه های مخرب و بدعت گذار وهابی براساس اعتقادات موجود در فقه حنبلی در قرن چهارم پایه گذاری شد که با حلول تعاریف سلفی در قرن هشتم احیا گردید و در قرن دوازدهم سازمان یافت و در قرن چهاردهم هجری  این مکتب به عنوان کالای سیاسی ازنقطه ای به نقطه دیگر صادر می گردید.. تاریخچه و جریان شناسی این گروه نشان از توطئه هایی دارد که دولتهای استعمارگر بر علیه مسلمین طراحی کرده اند تا با ایجاد انشقاق و تفرقه بین امت اسلامی و تزریق ادبیات زور و بدون پشتوانه عقلی در اعتقادات اسلامی، راه را برای حاکمیت خویش بر جهان اسلام باز نموده و تئوری تفرقه بیانداز و حکومت کن را در جهان اسلام عملی کنند.


محققان تاریخ وهابیت ثابت کرده اند که این فرقه در اصل به دستور مستقیم وزارت بریتانیا ایجاد شد، به عنوان مثال کتابهایی چون "پایه های استعمار" از خیری حماد و "تاریخ نجد" از سنت جان ویلبی یا و "خاطرات حاییم وایزمن" اولین نخست وزیر رژیم صهیونیستی و نیز "خاطرات مستر همفر" و ...، پرده از این راز برداشته و نقش جاسوسان وزارت مستعمرات انگلیس را در شکل گیری و تثبیت این فرقه ،حکایت می کند.    در این سلسله گفتارها برآنیم تا با نگاهی تاریخی و اعتقادی از نحوه شکل گیری ،فعالیتها ، ریشه های اعتقادی،و جنایات وهابیت پرده برداری کنیم و با طرح و تفصیل شبهه افکنی های وهابیت علیه فرقه های اسلامی به خصوص مکتب تشیع پوچ بودن تفکرات  آنها رابه اثبات برسانیم.

با شناختی که همفراز محمد ابن عبدالوهاب بدست آورده بود ،از وی به عنوان ابزاری برای توطئه چینی علیه اسلام بهره جست و در مدت تماس و همنشینی با عبد الوهاب عقاید واندیشه های دینی او را تشکیک نمود و تفکری خودساخته را به وی القاء نمود

توطئه چینی استعمار

در سال 1710 میلادی ‌ وزارت‌ مستعمرات‌ انگلستان‌ 10 تن‌ از جاسوسان‌ حرفه‌ای‌ خود رابه‌ مصر، عراق، ایران‌، عربستان‌ و تركیه‌ فرستاد. تا معلومات‌ كافی‌ به‌ منظور تقویت‌ راه‌هایی‌ برای‌ ایجاد تفرقه‌ میان‌ مسلمین‌ و گسترش‌ تسلط‌ بر كشورهای‌ اسلامی‌ جمع‌آوری‌ كنند. در این‌ میان‌ مستر همفر به‌ آستانه‌ (تركیة‌ امروزی‌ و دولت‌ عثمانی‌ آن‌ زمان‌) فرستاده‌ شد و در آنجا خود را محمد نامید و با عالمی‌ مسن‌ از اهل‌ تسنن‌ و حنفی‌ مذهب‌ آشنا شد و پیش‌ او درس‌ می‌خواند و از این‌ طریق‌ در طی‌ دو سال‌ مأموریتش‌ در آستانه‌ یادگرفتن‌ زبانهای‌ تركی‌ و عربی‌ و فراگرفتن‌ قرآن‌ و تعلیمات‌ شریعت‌ اسلام‌ پیشرفت‌ بسیاری‌ كرد و بعد از این‌ مأموریت‌ به‌ لندن‌ بازگشت‌ و پس‌ از گذشت‌ 6ماه‌ آموزش‌ و دوره‌های‌ مختلف‌ و مطلع‌ شدن‌ از اسرار و نقاط‌ ضعف‌ و قوت‌ اسلام‌ و مسلمین‌ این‌ بار به‌ بصره‌ در عراق فرستاده‌ شد.

استعمار

وی  در آنجا ابتدا وارد یك‌ مسجد شد ولی‌ بدلیل‌ شك‌ و سوءظن‌ نسبت‌ به‌ او از آنجا خارج‌ و وارد كاروانسرایی‌ شد كه‌ از آنجا نیز به‌ دلیل‌ مجرد بودن‌ رانده‌ شد و سپس‌ وارد كارگاه‌ نجاری‌ شخصی شیعه‌ به‌ نام‌ عبدالرضا شد و در آن‌ زمان‌ بود كه‌ با محمد بن‌ عبدالوهاب‌ مواجه‌ شد و تمام‌ همت‌ خود را صرف‌ تعلیم‌ و تربیت‌ او كرد، تا در سال‌ 1143 هجری نقشه ی او به وسیله آن‌  شاگرد دست‌آموز به‌ مرحلة‌ عمل‌ رسیده‌ و مذهب‌ استعماری‌ وهابیت‌ (مانند قادیانیه‌ و امثال‌ او) اعلام‌ و شروع‌ به‌ كار كرد.



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1394/03/11
زمان : 09:30 ق.ظ
 

 




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات