با این تبلیغات سوء باید برخورد كرد
نظرات | ادامه مطلب

مرگ

ایمان به مقدّر بودن مرگ، سبب شجاعت و پذیرش رفتن به جبهه است و در بینش منافقان، شهادت و سعادت اخروى جایگاه ندارد.

البته منافقان، به هنگام حركت مردم به جبهه ‏ها، در خانه ‏ها مى ‏نشینند و روحیه ‏ى خانواده‏ هاى شهدا را تضعیف مى‏ كنند. اما مومنین خوب می دانند که مرگ به دست خداست، جبهه یا خانه در مرگ نقش اصلى را ندارند.


الَّذِینَ قالُوا لِإِخْوانِهِمْ وَ قَعَدُوا لَوْ أَطاعُونا ما قُتِلُوا قُلْ فَادْرَوُا عَنْ أَنْفُسِكُمُ الْمَوْتَ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِینَ (آل عمران ـ 168)
منافقان كسانى هستند كه (بعد از پایان جنگ احد، دست به تبلیغات یأس آور زده و در حالى كه خود از جنگ سر باز زده و در خانه ‏هاى) خود نشسته‏اند و در حقّ برادران خود گفتند: اگر از ما پیروى مى‏ كردند كشته نمى‏ شدند. به آنان بگو: اگر راست مى‏ گویید، مرگ را از خودتان باز دارید.


گفته ‏هاى بى اساس منافقان‏

منافقان علاوه بر اینكه خودشان از جنگ احد كناره‏ گیرى كردند و سعى در تضعیف روحیه دیگران نیز نمودند، به هنگام بازگشت مجاهدان، زبان به سرزنش آنها گشودند و گفتند: اگر آنها از فرمان ما پیروى كرده بودند كشته نمى ‏دادند.
قرآن کریم در آیه فوق، به گفتار بى اساس آنها پاسخ مى‏ دهد و می فرماید: الَّذِینَ قالُوا لِإِخْوانِهِمْ وَ قَعَدُوا ... آنها كه از جنگ كناره‏ گیرى كردند و به برادران خود گفتند: اگر از ما اطاعت كرده بودند هیچ گاه كشته نمى ‏شدند، به آنها بگو اگر قادر به پیش ‏بینى حوادث آینده هستید مرگ را از خودتان دور سازید اگر راست مى‏ گویید.
یعنى در حقیقت شما با این ادعا، خود را عالم به غیب و با خبر از حوادث آینده می دانید. كسى كه چنین است باید علل و عوامل مرگ خود را بتواند پیش ‏بینى كرده و خنثى سازد؛ آیا شما چنین قدرتى دارید؟! اگر شما در میدان جهاد و در راه سربلندى و افتخار كشته نشوید آیا عمر جاویدان خواهید داشت؟ آیا مى ‏توانید مرگ را براى همیشه از خود دور سازید؟

بنابراین شما كه نمى ‏توانید قانون مسلم مرگ را از میان ببرید، پس چرا در میان بستر با ذلت بمیرید؟ چرا با افتخار در میدان جهاد در برابر دشمن شربت شهادت ننوشید؟!

مرگ به دست خداست، جبهه یا خانه در مرگ نقش اصلى را ندارند. «فَادْرَوُا عَنْ أَنْفُسِكُمُ الْمَوْتَ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِینَ»

در آیه فوق، نكته دیگرى وجود دارد كه باید به آن توجه كرد:
و آن اینكه از مومنان تعبیر به "برادر" شده در حالى كه هرگز مومنان برادر منافقان نیستند، این یك نوع سرزنش به آنها است كه شما مومنان را برادر خود می دانستید؛ چرا در این لحظات حساس، دست از حمایت آنها برداشتید و لذا بلافاصله بعد از تعبیر "اخوانهم" جمله "قعدوا" یعنى از جنگ بازنشستند ذكر شده، آیا انسان ادعاى برادرى می كند و بلافاصله از حمایت برادر خود باز مى ‏نشیند؟!

 



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1394/03/17
زمان : 09:21 ق.ظ
از نماز غفیله غفلت نکنید
نظرات | ادامه مطلب

غفیله

بدان نمازی است بین نماز مغرب و عشا که فضیلت بسیار دارد و چون از آن ساعت مردم غفلت دارند، لذا نماز غفیله اش نامیدند و آن دو رکعت است.


غفیله اسم مصغر از غفلت است؛ یعنی غفلت کوچک

آمده است، در ساعت غفلت اگر دو ركعت نماز- هر چند خفیف و مختصر خوانده شود خداوند آن شخص را اهل دار كرامت (بهشت) قرار مى‏دهد. (همان، ص 120) گفتنى است كه كلمه غفیله از ماده غفلت است و علت این كه این نماز را غفیله ى گویند، به خاطر این است كه ساعت غفلت (بین مغرب و عشا) خوانده مى‏شود زیرا معمولاً در این ساعت شیطان سعى مى‏كند افراد را از یاد خدا و فضیلت وصف‏ناپذیر نافله غافل نماید.

شاید یکی از دلایل توصیه به اقامه نماز غفیله و ثواب آن، این است که: حضرت یونس علیه السلام یک لحظه غفلت کرد و از قوم خود جدا شد و سرنوشت او با دریا و ماهی پیوند خورد و در شکم ماهی پس از انابه به درگاه خدای سبحان نجات پیدا کرد و شاید تأکید رسول اکرم صلی الله علیه و آله بر این نماز، به لحاظ غفلت های کوچک و بزرگی باشد که ما هر روز مرتکب می شویم. تا ما هم از ظلمت های ظاهری و باطنی نجات پیدا کنیم.
بزرگان گفته اند: بالاترین ذکر در بین اذکار، ذکر یونسیه «لااله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین» است.
آیاتى كه در نماز غفیله خوانده مى شود اثر و خواصى دارد كه اهل بیت(علیهم السلام) از آن مطلع بودند; ازاین رو به ما چنین دستورى داده اند; مثلا در مورد ذكر«لااله الاّانت» كه در اول نماز غفیله خوانده مى شود، از پیامبر(صلى الله علیه و آله) نقل شده كه فرمودند: اسم اعظم خداست و موجب استجابت دعا مى باشد.
قسمتى از ذكر نماز مستحبى كه در ركعت اوّل خوانده مى شود در سوره انبیا، آیه هاى 87 و 88 آمده و به ذكر «یونسى» نیز معروف است و همان دعایى است كه حضرت یونس(علیه السلام) موقعى كه در شكم ماهى بزرگ بود خواند و براى نجات خود از خدا كمك خواست. ذكر دیگر نماز غفیله كه در ركعت دوم و بعد از سوره حمد مى آید ـ در سوره انعام، آیه 59 آمده است كه در این آیه شریف، از اسرار غیب و علم و قدرت خدا و وسعت دایره حكم و فرمان او سخن به میان آمده است.



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1394/03/17
زمان : 09:19 ق.ظ
دانلود هفتگی ۱۵ خرداد ۱۳۹۴-محمدرضا طاهری-عبدالرضا هلالی-روح الله بهمنی
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1394/03/16
زمان : 09:33 ق.ظ
چهار ویژگی خاص جوان مسلمان!‌
نظرات | ادامه مطلب

جوان شیعه
پیشرفت هر کشوری در درجۀ اول به نیروی جوان آن کشور وابسته است. از این روست که کشورهای پیشرفته بخشی از سرمایۀ خویش را به جوانان اختصاص می  دهند. در اسلام نیز جوانان از جایگاه بالایی برخوردارند و پیشوایان دینی ما توجه خاصی به آنان داشته اند.

یک جوان مسلمان در صورتی موفق است که از چهار خصوصیت زیر برخوردار باشد: 

1- تقوا و ایمان

اولین شاخصۀ شخصیتی جوان مسلمان تقوا است. او به خوبی آموخته است « یَتَّقِ اللَّهَ یَجعَل لَهُ مَخرَجًا» (سوره طلاق آبه 2) ؛ و هر کس تقوای الهی پیشه کند، خداوند راه نجاتی برای او فراهم می‌کند،

او آموخته است که پرواپیشگی بهترین راه سعادت است. جوان مسلمان با تمام وجود درک کرده است که «وَمَن یَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ»  (سوره طلاق آیه 3) ؛ و هر که بر خدا توکل کند ،، خدا او را کافی است.

و می  داند که تنها کسی که می  تواند در هر زمان و هر مکان یاری رسانش باشد خداوند قادر بی  همتاست. او همواره در هر اقدامی بر خدای خویش توکل کرده حرکتی رو به جلو دارد. او به پروردگار خویش ایمان دارد.

و خداوند منّان هم  نگاه ویژه ای به او دارد ، رسول اكرم صلی الله علیه و آله فرمود: اى اباذر! هیچ جوانى بخاطر خدا از دنیا و سرگرمیهاى آن رونگرداند و جوانى خویش را در طاعت خدا پیر نكند، مگر این كه خداوند پاداش 72 صدّیق را به او عطا فرماید. (صدّیق: بسیار راستگو و كسى كه سخن خود را با كردارش تصدیق كند.) ( میزان الحكمه، ج 5، ص 9، به نقل از بحارالانوار، ج 77 ص 84)

2- آگاهی و بینش



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1394/03/16
زمان : 09:32 ق.ظ
«دهکده جهانی»، یا «جامعه جهانی اسلامی»؟!
نظرات | ادامه مطلب

پژوهشگران در نگاه امروز

چندی است در ادبیات سیاسی جهان واژه "دهکده جهانی" ، "نظم نوین جهانی" ، "دهکده چپاول" (اصطلاح مخالفین نظم نوین جهانی است) و ... رواج یافته است.(1) در عصر ارتباطات و در شرایطی که رسانه ها و وسایل ارتباط جمعی فضایی به عنوان حریم خصوصی برای انسان باقی نگذاشته اند و صاحبان شرکت های تولید لوازم الکترونیکی با کمال وقاحت نسبت به استراق سمع گفتگوهای کاربران خود حتی در منزلشان هشدار می دهند(2) و مسافت میان شرق و غرب عالم در کمتر از دقیقه ای طی می شود، «دهکده جهانی» می تواند نام با مسمّایی باشد که به کوچکی کره خاکی ما اشاره دارد و به درنوردیدن مرزهای جغرافیایی!
به عبارتی دیگر، انسان در اثر تکامل علوم تجربی و پیشرفت تکنولوژی وارد عرصه ای شده که دیگر قوم و ملت و سرزمین مفهوم قبلیش را از دست داده و بشر امروز به همه ساکنین این کره خاکی به چشم مردم یک جامعه نگاه می کند، بگذریم از اینکه این نگاه عمدتا از سوی ابرقدرت های چپاولگر است!
اما به راستی در دنیای کنونی می توان منکر احاطه رسانه ها و ابزار اطلاعاتی بود؟ آیا می توان چشم خود را بر روی این حقیقت بست که فاصله زمانی تعاملات انسانی کوتاهتر و کوتاهتر شده و «کشور جهانی کوچکی» در حال شکل گرفتن است؟
درست است که عده ای از مفهوم دهکده جهانی و نظم نوین جهانی برای اغراض سیاسی خود بهره می برند، و عده ای با بیان «توهم توطئه» منکر این جریان سیاسی اند، ولی آیا می توان در نگاه جامعه شناسانه و در میان معارف اسلامی و به دور از غوغاهای سیاسی، حرفی از این کوچکی و روند رو به وحدت جامعه انسانی که دهکده جهانی به نوعی به آن اشاره دارد، یافت؟ اگر جواب مثبت است _که هست_ نمای این جامعه در میان جامعه شناسان و در بیان معارف اسلام چگونه است؟ پایان کار جامعه بشری با این همه اختلاف در ادیان و مکاتب و ایسم های مختلف دینی وسیاسی چه خواهد بود؟ حکومت چنین جامعه ای در دست کدام ابرقدرت خواهد بود؟ آیا مردی الهی سکان کشتی جامعه جهانی را به دست خواهد گرفت یا باز باید شاهد مکتبی بشری باشیم؟

پایان کار جامعه بشری با این همه اختلاف در ادیان و مکاتب و ایسم های مختلف دینی وسیاسی چه خواهد بود؟ حکومت چنین جامعه ای در دست کدام ابرقدرت خواهد بود؟ آیا مردی الهی سکان کشتی جامعه جهانی را به دست خواهد گرفت یا باز باید شاهد مکتبی بشری باشیم؟

در این گفتار سعی خواهیم کرد به دور از مباحث سیاسی و با نگاهی جامعه شناسانه و اسلامی به مفهوم «جامعه جهانی» بپردازیم و خواهیم دید زندگی انسان در این دنیا ناگزیر به سوی «وحدت جامعه جهانی اسلامی و توحیدی» پیش خواهد رفت و بشر به ناچار به حکومت مردی الهی از سلاله پاکان تن خواهد داد.

 

کدام جامعه؟!



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1394/03/16
زمان : 09:28 ق.ظ
 

 




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات