مروری بر فرازهایی از زیارت امین الله
نظرات | ادامه مطلب

امین الله

به نیمه ماه رجب که نزدیک می شویم  و پس از آن طنین یا علی(علیه السلام) شهرها را پر می کند. سیزده رجب که فرا می رسد شور و نشاطی عجیب شهرهای شیعه نشین را پر می کند و یاد مولا زینت بخش محافل می گردد.

یکی از بهترین زیاراتی که از ائمه(علیهم السلام) در توصیف مولا و سرورمان امام علی(علیه السلام) در دست است زیارت امین الله می باشد.


زیارتی که به گزارش جابر بن یزید جعفی از قول امام باقر(علیه السلام) به نقل از پدر بزرگوارشان حضرت زین العابدین (علیه السلام) در هنگام زیارت مشهد شریف علی بن ابیطالب (علیه السلام) گفته شده است: "السلام‏ علیك‏ یا أمین‏ الله‏ فی أرضه و حجته على عباده [السلام علیك یا أمیر المومنین‏] أشهد أنك جاهدت‏ فی الله‏ حق جهاده‏ و عملت بكتابه و اتبعت سنن نبیه صلی الله علیه و آله ... ". (كامل الزیارات، ص 39)
به راستی معنای این فراز چیست؟ چگونه امام علی(علیه السلام) حق جهاد در راه خدا را ادا نمودند؟ چه شد که در عمل به کتاب و سنت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) پیروز شدند؟

آنچه در این مجال مدنظر قرار داده می شود بررسی معنای این بخش از زیارت امین الله با در نظر گرفتن آیات قرآنی پیرامون آن خواهد بود.


معنای جهاد

كلمه "جهاد" به معناى بذل جهد و كوشش در دفع دشمن است و بیشتر بر مدافعه به جنگ اطلاق مى ‏شود و لیكن گاهى به طور مجاز توسعه داده مى‏ شود به طورى كه شامل دفع هر چیزى كه ممكن است شرى به آدمى برساند مى ‏شود؛ مانند شیطان كه آدمى را گمراه مى‏ سازد و نفس اماره كه آن نیز آدمى را به بدی ها امر مى ‏كند و امثال اینها.

در نتیجه جهاد شامل مخالفت با شیطان در وسوسه‏ هایش و مخالفت با نفس در خواسته‏هایش مى ‏شود كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) این قسم جهاد را "جهاد اكبر" نامید. (ترجمه المیزان، ج‏14، ص: 582)
مقصود از جهاد در عبارت "أشهد أنك جاهدت‏ فی الله‏ حق جهاده" همان معنای عام می باشد که در حقیقت علی(علیه السلام) را مصداقی برای آیۀ 78 سورۀ حج دانسته است:
"وَجَاهِدُوا فِی اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ هُوَ اجْتَبَاكُمْ وَمَا جَعَلَ عَلَیْكُمْ فِی الدِّینِ مِنْ حَرَجٍ مِّلَّةَ أَبِیكُمْ إِبْرَاهِیمَ هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمینَ مِن قَبْلُ وَفِی هَذَا لِیَكُونَ الرَّسُولُ شَهِیدًا عَلَیْكُمْ وَتَكُونُوا شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ فَأَقِیمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَاعْتَصِمُوا بِاللَّهِ هُوَ مَوْلَاكُمْ فَنِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِیرُ"؛ "و در راه خدا چنانكه حق جهاد [در راه] اوست جهاد كنید اوست كه شما را [براى خود] برگزیده و در دین بر شما سختى قرار نداده است آیین پدرتان ابراهیم [نیز چنین بوده است] او بود كه قبلاً شما را مسلمان نامید و در این [قرآن نیز همین مطلب آمده است] تا این پیامبر بر شما گواه باشد و شما بر مردم گواه باشید پس نماز را برپا دارید و زكات بدهید و به پناه خدا روید او مولاى شماست چه نیكو مولایى و چه نیكو یاورى."



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1394/02/16
زمان : 09:17 ق.ظ
عدالت، مشخصه کلیدی دولت کریمه مهدوی
نظرات | ادامه مطلب

عدالت

در لسان روایات هر جا سخن از آمدن منجی موعود به میان آمده بر عدالت و دادگری او بیش از ابعاد دیگر قیام تصریح شده است. عبارت «یملا الارض قسطا و عدلا کما ملئت ظلما و جورا» بسیار شنیده شده و تقریبا تبدیل به یک عبارت خاص حضرت مهدی علیه السلام گردیده است.
روایاتی از قبیل:
القائم باالحق مهدی امتی الذی یملا الارض ... (١)
منا مهدی هذه الامة الذی یملا الارض... (٢)
پیامبر رحمت در روایات فوق وعده عدالت گستری حضرت را در مقیاس کل زمین مطرح و یادآوری فرموده اند. معمول قضیه چنین است که هرگاه سخن از عدالت به میان می آید ذهن ها متوجه امور کلان اجتماعی و سیاسی و فرهنگی می شود و از امور جزئی غافل می شود. دامنه و گستره عدالت به حدی وسیع است که کوچکترین و دور از ذهن ترین مسائل را نیز دربرخواهد گرفت.
در روایتی از امام صادق علیه السلام این گونه از عدالت آن حضرت یاد می شود که: اولین عدالتی که حضرت ظاهر می سازد این است که منادی آن حضرت ندا می دهد افرادی که حج مستحبی انجام می دهند حجرالاسود و محل طواف خانه خدا را در اختیار کسانی که حج بر آنها واجب است قرار دهند. (٣)
و یا در جای دیگر می فرمایند: حتما و قطعا عدالت آن حضرت در میان خانه های آنان وارد می شود. همان گونه که سرما و گرما وارد می شود. (٤)
کسی که ساکن خانه است حتما سرما و گرمای وارد شده به خانه را حس خواهد کرد. چه کودک باشد، چه جوان، چه میانسال. چه زن باشد، چه مرد. عدالتی که آن حضرت در جامعه می گستراند در عمق جان انسان ها می نشیند و آن را با تمام وجود درک می کنند.



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1394/02/15
زمان : 09:08 ق.ظ
من دیدم آن‌چه تو ندیدی
نظرات | ادامه مطلب

حضرت زینب
پرده‌ اول:

ای سالار زینب!
اگر تو آخرین نفس ‌های رسول ‌ال‍له را دیدی، منِ زینب هم آن‌جا بودم و دیدم.
اگر تو فریادهای مادرمان در پشت در را شنیدی، من هم فریادها را شنیدم.
اگر تو خزانِ صورتِ ضربت خورده پدرمان را دیدی، من هم آن صورت را دیدم.
اگر تو کنار تَشت، پـاره های جگر برادرمان را دیدی، من هم پـاره‌ ها را دیدم.
اگر تو از بدن مطهّر علی اکبر، دانه ‌های تسبیحِ روی زمین ریخته‌ ای را دیدی،

من هم دیدم.
ای أبو‌المصائب حسین!
اگر تو برای کودکت جرعه ای آب می ‌خواستی، من هم آنجا تشنه‌ ی قطره آبی برای شش‌ ماهه ات بودم.
اگر تو یکی یکی بدن های به خون شده‌ ی فرزندان پیامبر و آخرین یارانت را دیدی، من هم دیدم.
اگر تو منتظر بازگشت ساقیِ لب تشنگان بودی، من هم منتظر بودم و به چشم خویش دیدم.
امّا حسینِ زینب!
من صحنه ‌‌ای دیدم که تو ندیدی. من از اول این راه، سر مطهر پر فروغ تو را جلوی چشمانم دیدم اما تو ندیدی.
من از ابتدای این چهل منزل، موهای پریشانت را در میان گرد و خاک این صحرا دیدم اما تو ندیدی.
من، هرگاه سرم را از میان کجاوه بیرون آوردم، چشمان شرمنده‌ ات را دیدم،
اما تو ای پاره ‌جگرم، هیچ‌ گاه در زندگی ‌ات، چنین صحنه‌ ای ندیدی...
تو آخر چگونه می ‌توانستی آن‌چه را من می ‌بینم ببینی، حال آن که خودت مرکز نگاه‌ من بودی.
تو چگونه می‌ توانستی خودت را ببینی حال آن‌که «خودت» موضوع دردهای جانسوز من بودی.

دیگر گذشته بود روزهائی که به دستور امیر مومنان علیه السلام می ‌دویدند و قندیل ‌های مسجد را خاموش می ‌کردند. که چه؟ که «زینب» می‌ خواهد به مسجد بیاید. زینب. زینبِ این روزها که گویند أشبَه ‌الناس به مادرش شده بود

پرده دوم:



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1394/02/14
زمان : 09:52 ق.ظ
بلند شو، بیا سمت من!
نظرات | ادامه مطلب


تماس زمانی میسر است که آدم ها از جایی که در آن نشسته اند یا ایستاده اند، برخیزند و به سمت هم حرکت کنند تا ملاقات شکل بگیرد.

دست

گفته اند و راست گفته اند وقتی کسی دو بار حتی به فاصله یک آن و لحظه، دست خود را در یک رود فرو می برد، رود در بار اول همانی نبوده که در بار دوم بوده است. این یعنی که جهان ما هر لحظه نو به نو می شود ودر حال تغییر است و اگر ما به واسطه بی حوصلگی و ملال درون مان تصور می کنیم که خیلی از اتفاقات در چرخه تکرار و تسلسل و روزمرگی اند اما به واقع این گونه نیست.کافی است نگاهی به فکرهای خودمان بیندازیم. فکرهای جدی پنج سال پیش ما که جایی ثبت کرده ایم یا در خاطرمان مانده اکنون برای ما خنده دار یا تأسف بارند.

چرا اصلا پنج سال پیش، گاهی به فاصله چند ساعت و چند لحظه، تغییر افق هایی با یک چرخش ذهنی در دید ما روی می دهد که شگفت زده مان می کند، همچنان که وقتی آلبوم را ورق می زنیم و به چهره ده سال یا بیست سال پیش مان خیره می شویم انگار که به چهره غریبه ای که در کنار ما بوده و اکنون از پیش ما رفته است خیره می شویم، تنوع این فکرها و اندیشه ها هم مثل تورق صفحات یک آلبوم شگفت زده مان می کند.


همه باید صدای مرا تقویت کنند؟
رسیدن به این تفکر که ما در جهانی از گوناگونی ها زندگی می کنیم و هر کسی در دنیا،  امضا و اثرانگشت خاص خود را دارد که با دیگران متفاوت است و قرار نیست دیگران نقش بلندگوی ما را ایفا کنند یعنی صرفا صدای من را تقویت کنند و از خودشان هیچ اراده و حرف دیگری نداشته باشند بسیار مهم است.مثلا وقتی یک مرد نسبت به زن خود چنین تصوری دارد که او صرفا می تواند یک بلندگو و تقویت کننده صدای من باشد معلوم است که چه فاجعه هایی می تواند در پیش باشد. خانواده ای که دیر یا زود از هم می پاشد یا اگر به ظاهر نپاشد، سلطه پذیری یکی از طرفین، خانواده را ظاهرا نگه داشته است. گاهی متأسفانه حتی به نام مهر وعشق ورزیدن این توهم برای برخی پیش می آید که چون همسرم مرا دوست دارد پس بلندگوی من باید باشد.




:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1394/02/13
زمان : 09:20 ق.ظ
از صداقت علوی تا نفاق ابوسفیانی
نظرات | ادامه مطلب

امام علی

همچنان که در بخش اول این مقاله گذشت، پس از قتل عثمان مردم گرد امام علی علیه السلام جمع شدند تا با او بیعت کنند. حضرت در اولین صحبتی که با مردم در مورد مساله پذیرش خلافت داشتند به نکات در خور تامل و قابل توجهی اشاره فرمودند: دعونی و التمسوا غیری (١)...

مرا رها کنید و سراغ شخص دیگری بروید زیرا در صورتی که با من بیعت کنید، باید به استقبال فتنه های سختی بروید، فتنه هایی که تمام فضای جامعه را غبار آلود می کند به گونه ای که بسیاری از دل ها متزلزل می شود و شک و شبهه همه را فرا می گیرد. در جامعه شما، چهره افق حقیقت را ابرهای تیره فساد گرفته است و راه مستقیم حق، ناشناس مانده است، به این دلیل که 25 سال است که سیره رسول الله صلی الله علیه و آله را فراموش کرده اید. من وزیر و مشاورتان باشم بهتر از آن است كه امیر و رهبرتان گردم. اگر من امیر شما بشوم، شما را به زحمت می اندازم و مسئولیت های بزرگ بر دوش شما قرار می دهم پس من را واگذارید و در این راه پرمخاطره قدم ننهید!

برای به دست آوردن یک فهم دقیق از بیانات حضرت، باید ذهنیت و فضای حاکم بر مردم جامعه اسلامی مورد مخاطب امیرالمومنین علیه السلام روشن شود. بهترین راه برای وصول به این مطلوب مطالعه و بازنگری حوادث و اتفاقات متن جامعه آن دوران است.

در این بین، یکی از حوادثی که بالعیان نشان داد، مردم حقیقتا تاب تحمل همراهی با امام و امیر خود را ندارند جنگ صفین بود. بررسی تفاوت های جامعه تحت زعامت امام علی علیه السلام و جامعه تحت حکومت معاویه از حقایق مهمی پرده بر می دارد و افق جدیدی در تحلیل و درک وقایع و اتفاقات آن زمان به روی ما می گشاید. در این بخش از مقاله، به دو تفاوت اساسی دیگر بین این دو جامعه اشاره خواهد شد.

 

وقتی جهاد با باطل، تجاوز جلوه داده شود



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1394/02/13
زمان : 09:18 ق.ظ
 

 




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic