تفسیر نیشابوری چگونه کتابی است؟
نظرات | ادامه مطلب

کتاب

نام اصلی کتاب «غرائب القرآن و رغائب الفرقان» و مشهور به «تفسیر نیشابوری» و از تفاسیر قرن هشتم هجری قمری است.

این تفسیر از بهترین و جامع و مفید ترین تفاسیر قرآن است. این کتاب، در برخی از مجامع علمی و مدارس و حوزه های علوم اسلامی از جمله کتب درسی است و از آن به عنوان متن درسی در جهت آشنائی با قرآن و تفسیر بهره می گیرند


تفسیر نیشابوری

این کتاب، یکی از آثار گرانقدری است که در آستانه قرآن و در جهت تبیین و تفسیر آیات کتاب الهی سامان یافته است.

در میان مجموعه آثار تفسیری، جایگاه بلندی دارد و در دیدگاه عالمان و محققان اسلامی و جستجوگران حقایق قرآن، از منزلت والایی برخوردار بوده و هست.

این کتاب، در برخی از مجامع علمی و مدارس و حوزه های علوم اسلامی از جمله کتب درسی است و از آن به عنوان متن درسی در جهت آشنائی با قرآن و تفسیر بهره می گیرند. 

نام اصلی کتاب «غرائب القرآن و رغائب الفرقان» و مشهور به «تفسیر نیشابوری» و از تفاسیر قرن هشتم هجری قمری است.

این تفسیر از بهترین و جامع و مفید ترین تفاسیر قرآن است. نویسنده آن "نظام اعرج" از علماء و مفسرین بزرگ می باشد.

به گفته خوانساری، صاحب «روضات الجنات» از بهترین شروح کتاب خدا (قرآن) و جامع ترین تفاسیری که دارای فوائد لفظیه و معنویه است و مورد استفاده خواص و عوام نیز می باشد.

 

معرفی اجمالی نویسنده

نظام الدین حسن بن محمد، ملقب به نظام الدین و نظام نیشابوری و معروف به نظام اعرج از ادبا و علما و مفسرین بزرگ در قرن هشتم هجری است.

این مرد فاضل و عارف و محقق به جهت علم و دقت نظر و تبحّرش در بین متأخرین، از شهرت خاصی برخوردار و زبانزد همه بود. تألیفات متنوعه او، بهترین معرف مقامات علمی اوست.

به نقل از برخی مانند «کلام ذریعه» او را شیعه و به نقل بعضی دیگر همچون «رحانة الادب» او را از بزرگان اهل تسنن می دانند.

در «کشف الظنون» جملاتی از مقدمه تفسیر او نقل شده که به حسب ظاهر، منافی تشیع است ولی در «روضات الجنات» به طور حدسی حتی او را به ملامحمدتقی مجلسی اول، نسبت داده اند.

وی در ذیل آیات، غالبا به تمام دیدگاه ها اشاره می کند و در عباراتی کوتاه و روشن بهره های فراوان از یک آیه را عرضه می کند و در تمام این مراحل هرگز به درازگوئی و زیاده روی، روی نمی آورد

روش تفسیری نیشابوری



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/09/10
زمان : 08:26 ق.ظ
در بیان قرآن اهل بغی چه کسانی هستند؟
نظرات | ادامه مطلب

جنگ

یکی از مباحثی که قرآن کریم درباره اختلافات در میان امت اسلامی مطرح کرده است، بحث تعدی و تجاوز گروهی از مسلمانان بر ضد گروه دیگر است که اصطلاحاً در عرف دینی از آن گروه متجاوز به «اهل بغی» تعبیر می‌شود.

در این نوشتار کوتاه، می‌خواهیم دیدگاه قرآن کریم را در این زمینه تشریح کنیم.


خدای متعال در سوره حجرات می‌فرماید: «وَإِن طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُوْمِنِینَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَیْنَهُمَا فَإِن بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَى فَقَاتِلُوا الَّتِی تَبْغِی حَتَّى تَفِیءَ إِلَى أَمْرِ اللَّهِ فَإِن فَاءتْ فَأَصْلِحُوا بَیْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطِینَ [1]»

و اگر دو طایفه از مومنان با هم بجنگند، میان آن دو را اصلاح دهید، و اگر [باز] یكى از آن دو بر دیگرى تعدّى كرد، با آن [طایفه‏اى‏] كه تعدّى مى‏كند بجنگید تا به فرمان خدا بازگردد. پس اگر بازگشت، میان آنها را دادگرانه سازش دهید و عدالت كنید، كه خدا دادگران را دوست مى‏دارد.

از آنجا که در گزارش های مربوط به شأن نزول این آیه اختلافات جدی وجود دارد- علامه طباطبائی هم اشاره به ابهام انطباق آیه بر این گزارش ها دارند[2]- لذا توجه خود را معطوف به تحلیل و بررسی متن آیه می‌ نماییم.

متن آیه کاملاً روشن است. در این آیه سه حکم شرعی وجود دارد:

حکم اول): در صورت درگیری داخلی در میان دو گروه از امت اسلامی، دیگران موظف هستند تا به این صورت عمل کنند.

در ابتدا باید تلاش کنند تا صلح  را در میان آنان برقرار سازند. جنگ در میان مسلمانان از دیدگاه قرآن به هیچ‌ وجه پذیرفته‌ شده نیست.

قرآن نمی‌گوید شما بروید ببینید کدام گروه جنگ را شروع کرده او را سر جایش بنشانید، یا نمی فرماید بروید بررسی کنید ببینید کدام گروه بر حق بوده و کدام گروه باطل و شما هم بروید با گروه اول همراه شوید.

قرآن کاری به اسباب درگیری میان آن دو گروه ندارد و به اصطلاح علمای اصول آیه از این جهت اطلاق دارد.

قرآن می ‌فرماید به هر دلیلی در میان امت اسلامی جنگ رخ داد، دیگران باید زحمت بکشند و صلح را حاکم کنند. البته این مطلب معنایش این نیست که پس از برقراری صلح به دعوای طرفین توجه نشود و حق پایمال گردد، چنان که در حکم سوم خواهد آمد. اما جنگ باید متوقف شود.

حکم دوم): اگر یکی از آن دو گروه صلح را نپذیرفت و بر دیگری تجاوز کرد، حکم دوم مطرح می‌گردد و آن وجوب جهاد به آن گروه متجاوز است.

در اینجا است که مفهوم «اهل بغی» وارد فرهنگ اسلامی می‌شود و بار منفی پیدا می‌کند. جهاد با «اهل بغی» بر اساس این بخش از آیه مشروعیت دینی پیدا می‌کند. باغی و متجاوز باید سر جایش بنشیند و در صورت کشته شدن خونش هدر است و مسئولیتی ندارد.

جنگ با «اهل بغی» باید تا زمانی که آنان به حکم خدا- صلح- پایبند شوند، ادامه یابد.

معنای صلح بدون عدالت چیزی جز ظلم و پایمال کردن حق مظلوم نیست و چگونه ممکن است شرع مطهر مردم را به ظلم فرمان دهد

حکم سوم): پس از اینکه گروه متجاوز تنبیه شد و حاضر به پذیرش حکم خدای متعال گردید در اینجا قرآن کریم دستور به صلح می‌دهد. اما این بار دستور به صلح عادلانه می‌دهد و در دنبال آن می‌فرماید: در همه کارها باید قسط و عدل داشته باشید چرا که خداوند عادلان را دوست می ‌دارد.

سۆال این است که چه فرقی میان صلح در بخش اول و صلح در اینجا وجود دارد که اولی به صورت مطلق بیان شده است اما دومی به قید عدالت؟



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/09/10
زمان : 08:25 ق.ظ
امام کاظم علیه السلام و حکومتی به وسعت تمام زمین
نظرات | ادامه مطلب

امام موسی

از آیات قرآن کریم استفاده می شود که وظیفه انبیای الهی، رساندن سخن پروردگار عالم به جامعه بشری است.(1) اگر مردم با اختیار خودشان نزد انبیاء و اولیای الهی بیایند و خود را تحت تربیت ایشان قرار دهند، تربیتِ انسان ها، به عنوان یکی از وظایف اساسیِ انبیاء و اولیای الهی، بر عهده ایشان می آید.(2)

حال اگر تعداد تربیت یافتگان مکتب نبوّت و امامت، زیاد شود، وظیفه دیگری هم بر عهده ولیّ خدا می آید و آن تشکیل حکومت اسلامی است؛(3) زیرا تنها در سایه حکومت اسلامی، می توان احکام نورانی و انسان ساز اسلامِ عزیز را عملی کرد.

 

جلوه ای از حکومت نبوی

یکی از مستندات این مسئله، سیره نبیّ گرامی اسلام صلّی الله علیه و آله است؛ آن هنگام که در سال سیزدهم از بعثت به مدینه منوَّره تشریف آوردند، حکومت جامع و فراگیر اسلامی تأسیس کردند، سپاه عظیمی از مسلمانان تشکیل دادند و به قضاوت پرداختند. مبلّغان و معلّمان را به اطراف و اکناف مملکت اسلامی می فرستادند، و نماینگانی در مناطق مختلف، نصب می کردند. ملاحظه می فرمایید که ساماندهی سپاه برای دفاع از کیان اسلامی، تشکیل محاکم رسمی برای رفع خصومات، اعزام مبلّغ و نصب نماینگان، جلوه ای از تأسیس حکومت مرکزی است.

 

سیاستمداران معصوم

ذکر این نکته لازم است که حکومت اسلامی، زمانی تأسیس می شود که مردم بخواهند احکام دین در جامعه اجرا شود و روشن است که اگر نخواهند، حکومت اسلامی نیز پدید نخواهد آمد. بر اساس ادلّه توحید در تمام مراتب آن، مشروعیّت تنها از آنِ خدای ربّ العالمین است و بس. مردم در مشروعیّت نظام اسلامی، هیچ نقشی ندارند. نقش مردم در پذیرش (مقبولیّت) و عدم پذیرش، متجلّی می شود. گرچه از حدود 250 سالی که مدّت حضور امام معصوم در میان مردم است، فقط 15 سال تحت حکومت اسلامی مشروع بوده است؛ در باقی این مدّت طولانی، آیا ائمّه معصومین علیهم السلام، دخالت در امور حکومتی و سیاسی می کردند یا اینکه به هیچ وجه در این امور ورود نمی کردند؟ برای جواب به این سوال، به دو حادثه ای که در زمان حیات امام موسی الکاظم علیه السلام، روی داده است، اشاره می کنیم.

دشمنی در روبروست که کمر بر نابودی اسلامِ عزیز، بسته است و شیعه و سنّی هم برایش هیچ فرقی نمی کند. بین شیعیان اقدامات تروریستی انجام می دهند که بیفتد گردن برادران اهل سنـّت و میان مناطق سنّی نشین، عملیّات تروریستی انجام می دهند که نظرات، متوجّه شیعیان شود، غافل از اینکه عامل هر دو اِقدام، یک نفر است

خدمت به شیعه با نفوذ به دستگاه دشمن

حادثه اوّل: علیّ بن یقطین (211638) که از شاگردان ممتاز امام کاظم علیه السلام است، به اشاره حضرت موسی بن جعفر علیهماالسلام، مقام وزارت را در زمان حکومت هارون الرّشید، پذیرفت. هدف امام از تشویق علی به تصدّی این منصب، حفظ جان و مال و حقوق شیعیان بود.

امام کاظم علیه السلام به علیّ بن یقطین، فرمودند: «یک چیز را تضمین کن تا سه چیز را برای تو تضمین کنم.»

علی پرسید: آنها کدامند؟

امام فرمودند: «سه چیزی که برای تو تضمین می کنم عبارتند از:

1. هرگز با شمشیر (و به دست دشمن) کشته نشوی.

2. هرگز تهیدست نگردی.

3. هیچ وقت زندانی نشوی.

و امّا آنچه تو باید تضمین کنی این است که هر وقت یکی از شیعیان ما، به تو مراجعه کرد، هر کاری و نیازی داشته باشد، انجام دهی و برای او عزّت و احترام قائل شوی.»

البته توجّه دارید منظور از هر کاری و نیازی که امام فرمودند، حقّی است که باید گرفته شود یا مشکلی که می توان آن را حلّ کرد و مانند آن... .

پسر یقطین قبول کرد، امام نیز شرائط بالا را تضمین نمود. امام ضمن این گفتگوها فرمود: «مقام تو، مایه عزّت برادران (شیعه) تو است و امید است خداوند به وسیله تو، شکستگی ها را جبران و آتش فتنه مخالفان را خاموش سازد.»(4)

علیّ بن یقطین شیعه ای مُخلِص است که به اذن امام زمان خود، در دربار یک خلیفه عبّاسی، در خدمت شیعیان است تا جان و مال ایشان را به واسطه قدرت و نفوذی که دارد، حفظ کند.

امام کاظم
هشدار جدی به مسلمانان عصر حاضر



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/09/9
زمان : 08:30 ق.ظ
بهترین وسیله برای جبران ناتوانی هایمان
نظرات | ادامه مطلب

توسل

وقتی انسان هدف و مقصد را عالی می بیند و توان و امکانات خود را برای رسیدن به هدف، تام و کامل نمی یابد، به سراغ وسیله ای می رود که او را به هدف برساند. معصومین که مصداق اتم انسان کامل هستند، بهترین وسیله برای جبران ناتوانی های انسان می باشند: وَابْتَغُواْ إِلَیهِ الْوَسِیلَةَ (مائده /35)

خداوند نور مقدس ائمه معصومین را وسیله رسیدن به هدف نهایی خداگونه شدن و به فعلیت رساندن اسماء الهی  در روح انسان قرار داده است و ارتباط روحی و معنوی با آن ذوات مقدس را نردبان ترقی برای رشد و کمال روح می داند.

 

چنگ زدن به ریسمان

دنیا پرتگاهی است که برای رسیدن به قله انسانیت نیاز به ریسمان محکمی داریم که به آن چنگ بزنیم و متمسک شویم.

وقتی خطر سقوط به پرتگاه هر لحظه، لرزه به جان آدمی می اندازد باید بر ریسمانی چنگ زد و با نیروی الهی آنی و کمتر از آنی این حبل الله را رها نکرد.

یکی از نکات مهم و لطیف این آیه کلمه واعتصموا می باشد که به معنای چنگ زدن است و این کلمه زمانی به کار می رود که ترس و خطر همراه هم باشند. چرا که در حالت عادی در امنیت مطلق چنگ زدن معنا ندارد. (آل عمران/ 103)

روایت که بهترین تفسیر آیات الهی هستند، حبل الله را اهل بیت عصمت و طهارت می دانند.

 

اسماء الله: (اسرارء / 110)

ائمه معصومین تجلی اسماء الهی هستند همه ی اسماء الهی در ذوات مقدس ائمه، تجلی یافته اند اما هرکدام از این بزرگواران به یک صفت معروف شدند.

خداوند ائمه معصومین را مظهر تام اسماء الهی معرفی می کند و بندگان خدا برای متجلی شدن به اسماء الهی باید از درش وارد شوند. نه از باب دیگر و این ذاوت نورانی باب اصلی اسماء الحسنی هستند.

برای تعلق شدن به صفات کامله و ملکات اخلاقی باید به معدن و منبع اصلی آن نزدیک شد و قرب پیدا کرد، چنانچه این نزدیکی و شباهت، اقتران وجودی می آورد و در نتیجه انسان تحت تشعشعات رحمانی و نورانی ائمه قرار می گیرد و لحظه لحظه نورانی می شود تا جایی که با نورانی شدن وجود خود، اثری از ماده و تعلقات آن را در خود نمی بیند و علاوه بر این امر، برکات وجودیش حیات دیگران را نیز در پرتو روشنایی جان زندگی می بخشد.

انسانی که مراتب قلبی توسل را به مرحله کمال رسانده باشد خلق و خوی او نشان از پیروی او نسبت به معصومین را خواهد داشت. سرانجام چنین انسانی به درجه ای می رسد که این تعابیر در مورد او به کار برده می شود. سلمان محمدی سلمان منا اهل البیت

مراتب توسل



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/09/8
زمان : 08:25 ق.ظ
از حملات شیطان در امان باشید!
نظرات | ادامه مطلب

نماز

نماز، قلعه و دژ محکمی است که نمازگزار را از حملات شیطان نگاه می‌دارد.


یاد خدا، بهترین وسیله براى خویشتن‌دارى و كنترل غرایز سركش و جلوگیرى از روح طغیان است؛ به نحوی که بی‌شک نماز، یکی از اصلی‌ترین لحظات ارتباط با ذات اقدس الهی است.

نماز، بزرگ‌ترین عبادت و مهم‌ترین سفارش انبیا الهی است. چنانچه لقمان حكیم، پسرش را بـه نماز توصیه مى‌كند (لقمان: 17)، حضرت عیسى (ع) در گهواره می‌فرمایند: خدایم مرا به نماز و زكات سفارش كرده است (مریم: 31) و حضرت ابراهیم(ع)، همسر و كودک خویش را در بیابان‌هاى داغ مكه، آن هنگام كه هیچ آب و گیاهى نداشت، براى به پا داشتن نماز، مسكن داد (ابراهیم: 37) و پیشوایان معصوم (علیهم‌السلام) در هنگام نماز، رنگ مى‌باختند. گرچه بعضى از مدعیان دوستی پیامبر (صَلى الله عَلیه وَ آله) در آن عصر، نماز را به خاطر بهشت یا ترس از عذاب جهنم و یا عوام‌فریبی می‌خواندند؛ اما حضرت على (علیه‌السلام) نه براى تجارت و ترس از آتش، بلكه به خاطر شایستگى خدا براى عبادت، نماز مى‌خواندند.

اما باید دانست که بجا آوردن نماز، آثار و ثمرات دنیوی و اخروی فراوانی را به همراه دارد؛ چنانچه در این باره نقل شده است که حضرت محمد (صَلى الله عَلیه وَ آله) فرموده‌اند: دعا كلید رحمت و وضو كلید نماز و نماز کلید بهشت است، و نیز امیرالمومنین على (علیه‌السلام) بیان داشته‌اند: لَو یَعلَمُ المُصَلّى ما یَغشاهُ مِنَ الرَّحمَةِ لَما رَفَعَ رَأسَهُ مِنَ السُّجودِ؛ اگر نمازگزار بداند تا چه حد مشمول رحمت الهى است، هرگز سر خود را از سجده بر نخواهد داشت.

باید دانست که بجا آوردن نماز، آثار و ثمرات دنیوی و اخروی فراوانی را به همراه دارد؛ چنانچه در این باره نقل شده است که حضرت محمد (صَلى الله عَلیه وَ آله) فرموده‌اند: دعا كلید رحمت و وضو كلید نماز و نماز کلید بهشت است.


:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/09/8
زمان : 08:24 ق.ظ
 

 




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic