جنّ و ملَک، نوحه گران مصیبتی عظیم
نظرات | ادامه مطلب

در بارگاه قدس که جای ملال نیست                                          

                                                                   سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است

جن و ملک بر آدمیان نوحه می کنند                                                

                                                       گویا عزای اشرف اولاد آدم است

عزا

این شعر پر اسرار محتشم اشاره است به این جمله از زیارت عاشورا که:

«و جلّت و عظمت مصیبتک فی السموات علی جمیع أهل السموات» یعنی مصیبت تو آنقدر بزرگ بود که بر اهل آسمان نیز گران آمد آن هم همه ی اهل آسمان!

در حدیثی در کتاب کامل الزیارات می خوانیم:

"خداوند چهار هزار فرشته را بر قبر حسین علیه السلام گماشته است که بر او تا روز قیامت با حالت ژولیده و غبارآلود می گریند." (کامل الزیارات ص84)

حال سوال این است که مگر در بارگاه ذو الجلال جای ملال است که فرشتگان بر او می گریند؟!

و در زیارت عاشورای غیر معروفه که در کتاب شریف مفاتیح الجنان بعد از زیارت عاشورای معروف نقل شده ما موظف شده ایم که به رسول خدا و امیرالمومنین و فاطمه زهرا و امام حسن مجتبی سلام الله علیهم اجمعین تسلیت و تعزیت عرض کنیم و بگوییم:

«السلام علیک یا رسول الله .... أحسن الله لک العزاء فی ولدک الحسین علیه السلام» یعنی خداوند این عزا را که بر تو از جانب فرزندت حسین وارد شده نیکو بگرداند. و همین طور به سایر پنج تن نیز موظفیم تعزیت و تسلیت عرض کنیم؟

ظاهرا آن طور که از مجموعه روایات به دست می آید اهل آسمان ها نیز به مانند اهل زمین در این ایام عزادار حضرت حسین بن علی علیهماالسلام می شوند و گویا علی الدوام عزادار وی هستند و تا منتقم او انتقام نگیرد این عزا ادامه خواهد داشت. فلذاست که در زیارت عاشورا درخواست می کنیم که خداوند ما را از خون خواهان ابی عبدالله علیه السلام قرار دهد:

«و أن یرزقنی طلب ثارکم مع امام منصور من اهل بیت محمد صلی الله علیه و آله»

آن طور که از مجموعه روایات به دست می آید اهل آسمان ها نیز به مانند اهل زمین در این ایام عزادار حضرت حسین بن علی علیهماالسلام می شوند و گویا علی الدوام عزادار وی هستند و تا منتقم او انتقام نگیرد این عزا ادامه خواهد داشت

شاید یکی از وجوهی که بر عزاداری ابی عبدالله علیه السلام بسیار تکرار شده، این است که تا منتقم ظهور نکند اهل آسمان ها خصوصا رسول خدا و فاطمه زهرا سلام الله علیهما در عزا به سر می برند و این طور نیست که چون از دنیا رفته اند به آنچه در دنیا می گذرد بی توجه باشند. به همین دلیل زینب کبری سلام الله علیها وقتی در روز عاشورا بر سر نعش برادر حاضر شد، رسول خدا صلی الله علیه و آله را مخاطب قرار داد و فرمود:

«یا محمداه! یا محمداه! صلّى علیك ملائكة السماء، هذا الحسین بالعراء، مرمّل‏ بالدماء، مقطّع الاعضاء، یا محمداه!»

این جملات سوزناک را محتشم چه زیبا درک نموده:



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/08/4
زمان : 09:26 ق.ظ
باید آماده شد!
نظرات | ادامه مطلب

مرگ

مرگ سفری بسیار مهم و بسیار پرگردنه است که باید انسان خود را برای آن آماده کرده و استعداد لازم را پیدا بکند. در روایات هم فراوان به این مطلب اشاره شده در این مقاله به بررسی ضرورت و کیفیت این آمادگی می پردازیم و اینکه انسان چه کار کند که وقت مرگ مستعد و آماده باشد؟ ممکن است این تصور در ذهن بیاید که یعنی همیشه به فکر مرگ باشیم و همیشه در حال غصه و غم باشیم آیا این مفهوم استعداد مرگ است؟ یا نه مفهوم دیگری دارد؟ و اما چه کار بکنیم تا آماده باشیم؟

سفر طولانی است

بر حسب اعتبار عقلی انسان وقتی بناست سفر بسیار مهمی را که هم طولانی است و هم خطرناک است و هم زاد و توشه های عجیب و غریب و فراوان لازم دارد، باید از قبل آماده باشد. روال طبیعی زندگی این طور است که وقتی می خواهیم یک سفر کوتاه هم برویم از مدت ها پیش خود را برای رفتن به این سفر آماده می کنیم. حال آیا این سفر بسیار مهم و طولانی را می شود بدون استعداد و بدون آمادگی وارد شد؟ راجع به اهمیت استعداد مرگ روایات فراوانی هست که برای فهم موضوع به چند مورد از آن اشاره می کنیم:

از امام صادق(علیه السلام) نقل شده که پیغمبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: زیرک ترین مردم کسانی هستند که بیشتر به یاد مرگ باشند و بیشتر آماده این سفر باشند. در روایت دیگری نقل شده که: زیرک ترین مومنین کسانی هستند که بیشتر به یاد مرگ باشند و بیشتر استعداد رفتن را داشته باشند. در روایت دیگری از پیامبر عظیم الشأن اسلام نقل شده که فرمود: می دانید زیرک ترین شما چه کسی است؟ گفتند: نه یا رسول الله فرمود: کسی که بیشتر به یاد مرگ باشد و بهتر آمادگی آن را داشته باشد هم چنین بهترین آمادگی را داشته باشد.

سوال کردند علامت این که انسان مستعد مرگ هست یا نه چیست؟ فرمود: انسان از این دار گول زننده خودش را بکند. یعنی آماده رفتن باشد و از زمین خودش را کنده و به زمین نچسبیده باشد. بعضی از ما آن چنان به زمین چسبیدیم که وقتی که ملک الموت(علیه السلام) می آید جان ما را بگیرد نه تنها این فرشته های زیبا و مقرب الهی را دشمن می داریم که خود خدا را هم دشمن می داریم که می خواهد ما را از این محبوب جدا بکند. زمین آن چنان محبوب ما شده که وقتی کسی می خواهد ما را از این محبوب جدا کند، مبدأ عالم را هم دشمن می شویم.



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/08/3
زمان : 09:25 ق.ظ
در قرآن حرفی از امام علی هست؟!
نظرات | ادامه مطلب

امام علی

بهترین راه اثبات امامت امام علی(علیه السلام) برای اهل سنت، تمسک به قرآن و روایاتی که در توضیح آنها در کتب خودشان نقل شده است، می باشد و البته بدیهی است که انسان باید حقیقت جو باشد تا به توجیهات ناصواب و غیر عقلانی متوسل نشود و چشم را به روی حقیقت نبندد.

در قرآن مجید آیات فراوانی است که با استفاده از احادیثی که از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) در شأن نزول آنها وارد شده است، امامت امام علی(علیه السلام) را اثبات می نمایند.

به آیاتی چند توجه فرمایید:

 

تفسیر آیاتی از سوره نحل

و در تفسیر آیه(هل یستوی هو و من یامر بالعدل و هو علی صراط مستقیم)

آیا او کسی است که به عدالت فرمان دهد و به راه راست رود چگونه برابر تواند بود.

امام باقر(علیه السلام) فرمود: مقصود از کلام خدا ”اهل یستوی هو و من یامر بالعدل ” علی بن ابیطالب است که بر صراط مستقیم می باشد.

 

تفسیر آیاتی از سوره انسان

(یوفون بالنذر و یخافون یوماً کان شره مستطیراً، و یطعمون الطعام علی حبه مسکیناً و یتیماً و اسیرا انما نطعمکم لوجه الله لانرید منکم جزاءو لاشکوراً. انا نخاف من ربنا یوماً عبوساً قمطریرا فوقیهم الله شر ذلک الیوم و لقاهم نضره و سروراً، وجزاهم بما صبروا جنه و حریراً

به نذر وفا کنند و از روزی که شر آن انکارناپذیر است بیم دارند و غذا را با آنکه دوست دارند، به مستمند و یتیم و اسیر دهند و گویند ما شما را فقط برای رضای خدا غذا می دهیم و از شما پاداش و سپاسی نخواهیم، ما از پروردگارمان از روزی گرفته و سیاه می ترسیم پس پروردگارشان از شر این روز نگاهشان دارد و تازه رویی و سرور نزدشان آورد و برای آنکه صبر کرده اند بهشت و دیبا پاداششان می دهد.

حضرت امام صادق(علیه السلام) فرمود: نزد فاطمه مقداری جو موجود بود آن حضرت آنها را آرد کرد و مقداری نان پخت همین که خواستند استفاده کنند. شخص مسکینی وارد شد و گفت خدا به شما رحمت فرستد از آنچه در اختیار دارید مرا اطعام کنید. حضرت امیرالمومنین(علیه السلام) برخاست یک سوم آنها را به او داد، چیزی نگذشت شخص یتیمی وارد شد و گفت خدا به شما رحمت فرستد از آنچه در اختیار دارید مرا اطعام کنید.

سلمان فارسی می گوید: متجاوز از ده بار از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) شنیدم که به علی(علیه السلام) خطاب فرمود: به درستی که تو و جانشینان بعد از تو اعراف بین بهشت و جهنم هستند هر کس شما را بشناسد و شما او را بشناسید وارد بهشت می شود هر کس شما را نشناسد و شما او را نشناسید داخل دوزخ می شود

حضرت علی(علیه السلام) ثلث دوم نان ها را در اختیار یتیم گذاشت و بعد مرد اسیری وارد شد و گفت خدا بر شما رحمت فرستد از آنچه در اختیار دارید مرا اطعام کنید. حضرت علی(علیه السلام) برخاست و ثلث باقی مانده را به اسیر داد و خودشان از آن نان نخوردند ”در حالی که آمده است برای ادای نذر حضرت علی(علیه السلام) و فاطمه(سلام الله علیها) و امام حسن و امام حسین(علیه السلام) و نیز فضه خادمه آنها روزه بودند ” و خداوند این آیات را در شان امیرالمومنین نازل فرمود.

 



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/08/3
زمان : 09:22 ق.ظ
چگونگی زندگی موقت در بهشت!!!
نظرات | ادامه مطلب

حضرت آدم

با توجه به این که قرآن می فرماید هر کس مسئول اعمال خویش است در داستان حضرت آدم(علیه السلام) در قرآن چند نکته قابل تامل و بررسی است، اول اینکه انتقال حضرت آدم(علیه السلام) از عالم مجردات به عالم مادی به سبب عملی بود که انجام دادند اما چرا انسان های خلق شده بعد از ایشان که مرتکب آن عمل نشده بودند مجبور شدند در عالم مادی زندگی کنند؟ نکته دیگر آنکه آیا آدم بنا بود که در بهشت زندگی کند یا نه از ابتداء برای زندگی بر روی زمین خلق شده بود؟

با کمک قرآن و روایات در ذیل این داستان به دنبال پاسخ سوال خود هستیم.

عالم مجردات

حضرت آدم(علیه السلام) در عالم مجردات نبود زیرا حضرت آدم(علیه السلام) یک موجود مادی و انسان است و مجرد نیست و هرگز در عالم مجردات هم زندگی نکرده و هیچ کس هم چنین ادعائی نکرده که آن بهشتی که حضرت آدم(علیه السلام) زندگی می کرده عالم مجردات بوده. در مورد آن بهشت نکاتی وجود دارد که عبارتند از:

نکته اول: بهشتی که حضرت آدم(علیه السلام) در آن زندگی می کرد چگونه بود؟

بعضی گفته اند بهشت برزخی بوده و بهشت خلد و جاودان، مطمئناً نبوده زیرا در بهشت خلد نه تکلیفی وجود دارد و نه اخراجی، کسی که وارد بهشت خلد می شود دیگر بیرون نمی رود و بیرونش هم نمی کنند و به او امر و نهی هم نمی شود.

بعضی گفته اند بهشت برزخی بوده و بعضی دیگر گفته اند آن بهشت روی همین کره زمین بوده و برخی کرات دیگر را تائید کرده اند اما کسی به عالم مجردات اشاره نکرده.

نکته دوم: حضرت آدم(علیه السلام) برای کجا خلق شده بود؟

خداوند حضرت آدم(علیه السلام) را برای زمین خلق کرده است "إنی جاعل فی الارض خلیفة" خداوند می فرماید می خواهم روی زمین یک جانشین برای خودم خلق کنم. از اول که خداوند اراده آفرینش انسان را داشت به فرشتگان اعلام کرد به این دلیل می خواهم بر روی زمین و نه جای دیگر آدم خلق کنم و آن حقیقت این است که انسان، انسان نمی شود و به کمال و شایستگی خودش نمی رسد مگر این که این مدرسه زمینی را طی بکند. تا انسان بر روی زمین نیاید و در این تعارض ها و درگیری ها و کوره های امتحان آبدیده نشود هرگز انسان نخواهد شد، هرگز به کمال شایسته انسانی نخواهد رسید.

هر کمالی که انسان به دست می آورد به برکت استفاده از اختیار، زحمت کشیدن، عبادت کردن، در صحنه های امتحان شرکت کردن است

بنابراین هم ضرورت دارد و هم بنا بوده که انسان در زمین زندگی بکند. منتها برای اینکه انسان بفهمد که کیست و چیست و یک مقدار با حقایق آشنا بشود و دوست و دشمن و فضا را بشناسد خداوند به طور موقت در یک بهشتی او و همسرش را ساکن کرد تا بدانند که چکار کنند و چه چیز آنها را به سعادت می رساند و چه چیز آنها را از سعادت دور می کند؟



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/08/1
زمان : 09:12 ق.ظ
برزخ متصل و برزخ منفصل چیست؟
نظرات | ادامه مطلب

طوفان جنسی در برزخ

موجودی‌ که‌ در عالم‌ برزخ‌ است‌ ماده‌ ندارد؛ اما شکل‌ و صورت‌ و حد و کم و کیف‌ و أعراض‌ فعلیه‌ را دارد؛ یعنی‌ دارای‌ اندازه‌ و حدود است‌، دارای‌ رنگ‌ و بوست‌. صورت‌ مردمان‌ برزخی‌ رنگ‌ و حد دارد، و در آنجا خوشحالی‌ و مسرت‌ و غضب‌ و نگرانی‌ هست‌، در آنجا نور هست‌.


خصوصیات عالم برزخ   

انسان‌ که‌ از این‌ دنیا می رود، به‌ عالم‌ دیگری‌ به‌ نام‌ برزخ‌ وارد می شود و در آنجا هست‌ تا وقتی که‌ در صور دمیده‌ شود و مردم‌ از قبرها بیرون‌ آیند، در آن‌ وقت‌ به‌ عالم‌ قیامت‌ وارد می شوند. برزخ‌ به‌ معنای‌ فاصله‌ است‌، فاصله‌ بین‌ دو خشکی‌ یا دو آب‌ یا دو چیز دیگر را برزخ‌ گویند و چون‌ عالمی‌ که‌ انسان‌ پس‌ از مردن‌ در آنجا به سر می برد، فاصله‌ایست‌ بین‌ عالم‌ دنیا و قیامت‌، آن را عالم‌ برزخ‌ گویند. برای‌ آنکه‌ خصوصیات‌ عالم‌ برزخ‌ قدری‌ روشن‌ شود، باید توضیح‌ بیشتری‌ در این‌ باره‌ داده‌ شود.

بین‌ این‌ عالَم‌ که‌ عالم‌ جسم‌ و جسمانیات‌ است‌ ـ که‌ فعلاً در آن‌ زندگی‌ مادی‌ خود را می‌گذرانیم‌ ـ و بین‌ عالم‌ اسماء و صفات‌ الهی‌، دو عالم‌ است‌: یکی‌ عالم‌ مثال‌ و دیگری‌ عالم‌ نفس‌. عالم مثال را عالم‌ برزخ‌، و عالم نفس را عالم‌ قیامت‌ نیز گویند. و انسان‌ تا از این‌ دو عالم‌ نگذرد به‌ مقام‌ اسماء و صفات‌ الهیه‌ نخواهد رسید؛ کما اینکه‌ انسان‌ تا از عالم‌ برزخ‌ نگذرد به‌ عالم‌ قیامت‌ نمی‌رسد و به‌ مقام‌ اسماء و صفات‌ کلیه‌ الهیه‌ نمی‌رسد مگر آنکه‌ از نفس‌ و قیامت‌ عبور کند. و مراد از قیامت‌ در اینجا قیامت کبری است‌؛ چون‌ دو قیامت‌ داریم‌: یکی‌ قیامت صغری‌، و آن‌ عبارت‌ است‌ از مردن‌ و وارد در عالم‌ برزخ‌ شدن‌؛ و بر همین‌ اصل‌ رسول‌ الله‌ صلی‌ الله‌ علیه‌ و آله‌ فرمود: «مَنْ مَاتَ فَقَدْ قَامَتْ قِیَامَتُهُ؛ هر کس‌ بمیرد قیامت‌ او برپا شده‌ است‌». دیگری‌ قیامت‌ کبری‌، و آن‌ عبارت‌ است‌ از خروج‌ از عالم‌ برزخ‌ و مثال‌ و داخل‌ شدن‌ در عالم‌ نفس‌ و قیامت‌. وقتی که‌ مردم‌ از عالم‌ قبر خارج‌ و به سوی‌ عالم‌ ظهورات‌ نفس‌ کلیه‌ رهسپار می گردند، قیامت‌ کبرای‌ آنان‌ بر پا شده‌ است‌.



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/08/1
زمان : 09:09 ق.ظ
 

 




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic