آیا او، فقط «زین العباد» بود؟!
نظرات | ادامه مطلب

امام سجاد

همه می دانیم که شدیدترین دوران خفقان و سخت گیری علیه شیعیان و اهل بیت علیهم السلام در دوران امام مظلوم، حضرت زین العابدین علیه السلام بوده است به گونه ای که بعد از حادثه عاشورا همه مردم را از اطراف اهل بیت علیهم السلام پراکنده نمودند. فلذا در حدیثی که شیخ مفید نقل نموده است می خوانیم:

«ارتد الناس بعد الحسین إلا ثلاثة ...ثم إن الناس کثروا و لحقوا » (اختصاص مفید ، ص64) یعنی مردم بعد از شهادت امام حسین علیه السلام از اهل بیت علیهم السلام روی گردان شدند جز سه نفر... لکن کم کم دوباره ملحق شدند و زیاد گشتند.

علت این روی گردانی چیزی نبود جز خفقان شدید دستگاه خلافت علیه علی بن الحسین علیهما السلام  و شیعیان. از این رو بود که امام زین العابدین علیه السلام به دلیل غربت و تنهایی و نداشتن و نیافتن شاگرد برای انتقال معارف الهیه بیشتر وقت خود را به عبادت و سجده و مناجات می پرداختند و از این طریق تشیع را از خطر انقراض حفظ نمودند و به این علت بود که از بین معصومین علیهم السلام فقط ایشان به «سجاد» و «زین العابدین» معروف شدند با این که همه اهل بیت علیهم السلام از بهترین عباد و زهاد و نساک بودند.

اما یک سوء برداشت از طرف برخی از دشمنان اهل بیت علیهم السلام از این قضایا صورت گرفت؛ یا به عبارت دیگر یک غفلت یا سوء فهم از جانب برخی دوستان نیز رخ داد، و آن اینکه شخصیت امام چهارم علیه السلام در دعا و عبادت و مناجات خلاصه انگاشته شد و توهم شد که شخصیت و زندگی این امام بزرگوار ابعاد دیگری نداشته است؛ یا به عبارت دیگر سایر ابعاد شخصیت آن حضرت تحت الشعاع مقام عبودیت و حالات مناجات ایشان واقع شد. از همین رو امامان بعدی علیهم السلام چه امام باقر و صادق و چه امام رضا علیهم السلام هر گاه مجال یافتند به تبیین سایر ابعاد شخصیت زین العابدین علیه السلام پرداخته اند. به همین دلیل در روایات با این عبارت زیاد بر می خوریم که: «کان علی بن الحسین یقول ...» یا «کان علی بن الحسین یفعل ....» یعنی علی بن الحسین علیهما السلام این چنین و آن چنان بود.

علت این که اهل بیت علیهم السلام اصرار داشته اند که سیره امام علی بن الحسین علیهما السلام را بیان کنند این نبوده که سیره این امام همام را غیر شیعیان حجت می دانسته اند بلکه هدف گذاری اصلی اهل بیت علیهم السلام در این زمینه اصلاح تفکر دوستان خود راجع به زین العابدین علیه السلام بوده است



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/08/27
زمان : 08:24 ق.ظ
بهتر آنکه جاهلان امر به معروف نکنند!
نظرات | ادامه مطلب

امر به معروف

اسلام یا به عبارت بهتر دین و دینداری همیشه از جانب جاهلان  در خطر بوده است.

برخی از این افراد که به زعم خویش دغدغه دین و صیانت از دین دارند، با جهالت و نابخردی های خویش دست به انجام اعمالی می زنند که به گمان خویش به پیشبرد معنویت و اسلام در جامعه کمک می کند حال آنکه با دستان خویش تیشه به ریشه اسلام می زنند.

اینان نادانانی هستند که با جهل خود به چاه افتاده و عده کثیر دیگری را نیز با خود به قعر چاه می برند.

پیغمبر فرمود: «خدا به بندگانش چیزى بهتر از عقل نبخشیده است، زیرا خوابیدن عاقل از شب بیدارى جاهل بهتر است و در منزل بودن عاقل از مسافرت جاهل (به سوى حج و جهاد) بهتر است.» (اصول کافی ترجمه مصطفوی ج1)‏

یکی از قوانین و چهارچوب های اسلام برای صیانت و حفظ ارکان دین، امر به معروف و نهی از منکر است، این امر خطیر شرایط  ویژه ای دارد که برای عامل آن، آگاهی از این شرایط از اهم واجبات است و تخطی و سهل انگاری در اِعمال آن خسارات جبران ناپذیری با خود به همراه داشته و ممکن است نتیجه ای معکوس دهد.

 

امر به معروف ویژگی بهترین امت ها

قرآن مجید، مسلمانان را تنها به دلیل بر پا داشتن «امر به معروف و نهى از منكر»، بهترین امّتْ  معرّفى مى كند: «كُنتُمْ خَیْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ (آل عمران، آیه 110) شما، بهترین امّتى هستید كه براى مردم، پدیدار شده اید: به كار پسندیده، فرمان مى دهید و از كار ناپسند، باز مى دارید».

این سخن، بدین معناست كه موضوع امر به معروف و نهى از منكر، اساسى ترین نقش را در امتیاز یافتن امّت اسلامى از سایر امّت ها دارد.

بنابراین، اصلى ترین معیار شناخت جامعه اسلامى از نظر قرآن، حضور جدّى دو عنصر «امر به معروف» و «نهى از منكر» در جامعه است اما باید توجه داشت که این امر خطیر مزین به مراحل و شرایطی است.

در شرایط آمر به معروف و ناهی از منکر آورده اند که برنامه اش می بایست بر اساس رحم و شفقت قرار گیرد که امر به معروف و نهی از منکر با غلظت و تندی نتیجه خوبی در بر نخواهد داشت

یکی از شرایط امر به معروف آن است که در امر و نهی او مفسده و ضرری نباشد. در روایت است كه پیامبر اعظم صلى الله علیه و آله در این باره مى فرماید: مَن كانَ آمِرَا بِمَعروفٍ فَلْیَكُن أمْرُهُ ذلِكَ بِمَعروفٍ. كسى كه امر به معروفى مى كند، باید این كار را با شیوه مناسبى انجام دهد. چه بسا مومنانى كه از رفتارى زشت در جامعه مى رنجند و بنابر وظیفه دینى، نهى از منكر مى كنند؛ ولى رفتار خودِ آنان در نهى از منكر، بسیار زشت و ناپسند است. (تفسیر قرآن ناطق، محمد محمدی ری شهری)

شهید مطهری در کتاب حماسه حسینی می فرمایند: بهتر اینكه ما جاهل ها امر به معروف و نهی از منكر نكنیم. چه منكرها كه‏ به نام امر به معروف و نهی از منكر به وجود نیامد. آگاهی و بصیرت‏ می‏خواهد، خبرت می‏خواهد، دانایی، روانشناسی و جامعه شناسی‏ می‏خواهد تا انسان بفهمد كه چگونه امر به معروف و نهی از منكر كند، یعنی‏ راه معروف را تشخیص بدهد، ببیند معروف كجاست، منكر را تشخیص بدهد، ریشه منكر  را به دست بیاورد.



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/08/26
زمان : 08:29 ق.ظ
کتابی برای کسانی که دغدغه خدا جویی دارد!
نظرات | ادامه مطلب

کتاب


دغدغه بسیاری از خدا دوستان، راه و روش درست رسیدن به محبوبشان است؛ بر این اساس، جهت طی طریق به کتاب ها و نوشته هایی متمسک می شوند که در این زمینه راه گشایشان باشد.

یکی از کتاب هایی که می توان در زمینه تهذیب نفس و خودسازی معرفی نمود کتاب انوار هدایت است، این کتاب مجموعه روایات اخلاقى جهت پیشرفت در تهذیب نفس و خودسازى است که در درس خارج حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی مطرح و توسط برخى از فضلا جمع آورى شده است. ایشان در مقدمه این کتاب چنین می نویسد:

عالم بى‌عمل به همان اندازه خطرناک است كه عامل بى‌علم، زیرا از نظر اسلام «علم» و «عمل»، هم چنین «عقیده» و «اخلاق»، به‌منزله دو بال نیرومند براى پرواز انسان به‌سوى جوار قرب الهى و وصول دیدار آن محبوب بى‌بدیل است. هیچ‌یك از این دو به‌تنهایى نمى‌تواند انسان را به كمالات برساند. علم بدون عمل مانند عمل كردن بدون آگاهى، مایه انواع انحرافات و به گفته امام صادق علیه السلام در حدیث معروف كه در اصول كافى آمده: «لا تَزیدُهُ سُرعَةُ السِّیرِ إلّا بُعداً» است. به همین دلیل همیشه علماى بزرگوار ما كوشیده‌اند دروس علمى را با نصایح اخلاقى و نكات دقیق و جالب از آیات و روایات اسلامى بیامیزند تا قلب‌هاى دانش‌طلبان هم چون افكارشان روشن و نورانى شود.

این حقیر به حكم احساس وظیفه، سال‌هاست كه سعى مى‌كنم روزهاى چهارشنبه كه روز آخر درسى هفته است، یكى از روایات ناب معصومین علیهم السلام را در زمینه تهذیب نفس و پرورش اخلاق، از منابع معتبر براى طلّاب عزیز درس خارج مطرح كرده و به ذكر حقایق و نكات و محتواى آن بپردازم، تا هم گوینده از آن پند گیرد و هم شنونده راه و رسم اخلاق را بیاموزد.

این روایات گاه مجموعه‌هایى از احادیث را كه در بحارالانوار یا روضه كافى یا نهج‌البلاغه یا تحف‌العقول كه داراى یك تسلسل جالب منطقى است شامل مى‌شود. و چون به زبان ساده مطرح مى‌شد مى‌توانست براى همگان مفید باشد. بارها كسانى از طلّاب فاضل كوشیدند آنها را از نوارها جمع‌آورى و تنظیم كنند و در اختیار عموم بگذارند و چون كار نسبتاً سنگینى بود توفیق به پایان بردن آن نصیبشان نشد تا اینكه فاضل سخت كوش و محترم حجّة‌الاسلام آقاى حاج سیّد میراحمد فقیه نى‌ریزى دامن همّت بر كمر زد و بخش مهمّى از آنها را به صورت مجموعه‌اى گردآورى و تنظیم و آماده نشر كرد و آنچه در این كتاب مى‌بینید بخشى از آن است.

من به سهم خود از تلاش‌هاى خستگى‌ناپذیر و پر از اخلاص ایشان تشكّر مى‌كنم و از خداوند مى‌خواهم كه براى همگان مفید و براى گوینده و نویسنده و خوانندگان مایه نجات شود.

یکی از کتاب هایی که می توان در زمینه تهذیب نفس و خودسازی معرفی نمود کتاب انوار هدایت است، این کتاب مجموعه روایات اخلاقى جهت پیشرفت در تهذیب نفس و خودسازى است که در درس خارج حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی مطرح و توسط برخى از فضلا جمع آورى شده است



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/08/26
زمان : 08:27 ق.ظ
صدام حسین و حسنی مبارک الان کجا هستند؟!
نظرات | ادامه مطلب

حسنی مبارک

قیام اباعبدالله الحسین(علیه السلام) قیامی است که باعث زنده شدن بسیاری از ارزش های مختلف در سطح جهان شد چه در آن دوران چه در این دوران.

این فرهنگ عظیم هیچ وقت به خاموشی نمی گراید و کم رنگ نمی شود تا ایران و ایرانی باشد گوشت و خونش با نام ابا عبدالله(علیه السلام) در آمیخته است و زندگی اش به این نام بزرگ آراسته شده است، آراستگی به معنای واقعی و زیبایی به اندازه ی تمام زیبایی ها.

در این مقاله به بررسی آیاتی که امام حسین(علیه السلام) در خطبه ی عاشورا برای مجاب کردن لشکر خصم خواندند می پردازیم؛ لشکری که به دور از انسانیت بودند و حضرت هر چه تلاش کرد تا بتواند عاقبت ایشان را ختم به خیر نماید، نتوانست که نرود میخ آهنین در سنگ.

به فرموده ی خود حضرت در روز عاشورا، شکم هایشان از حرام مالامال و پر شده بود به همین دلیل نمی توانستند و نمی خواستند و نمی شد که حرف ها و سخنان حضرت بر دل های آلوده ی ایشان تأثیر گذارد.

انسان فرصت محدودی برای زندگی دارد و نمی تواند تمام مسائل را تجربه کند و درست را از غلط تشخیص دهد بنابراین باید نسبت به اشتباهاتش درس بگیرد. از طرف دیگر به مطالعه و تدبر در احوال گذشتگان پرداخته اشتباهات ایشان را مرتکب نشود. رمز پیروزی مردان بزرگ و موفق در این است که تمام اتفاقات را به دست خودشان تجربه نمی کنند بلکه به بررسی می پردازند و در تصمیم گیری های حیاتی بهترین تصمیم را می گیرند.

در بزنگاه های زندگی بهترین تصمیمات موجب سعادت دنیوی و اخروی خواهد شد و این سعادت را اهداف و آرمان ها در یک زندگی تعریف می کنند؛ هدف، آرمان، اراده و تصمیم بر اساس بررسی درست.

حضرت ابا عبدالله نیز در روز عاشورا این نکته را به مردم گوشزد کردند که ای مردم همان کاری که مشرکان و کافران با پیامبران زمان خویش کردند همان را مرتکب می شوید و به همان عاقبت دچار خواهید شد، یک اشتباه را دوبار انجام ندهید.

اگر کمی دقت کنیم می بینیم که در حال حاضر نیز بسیاری از تصمیمات در جامعه بدین صورت است مثلاً در طول اعصار و دوران، انسان های متمول زیادی وجود داشته اند که با رنجاندن بی گناهان و ظلم و ستم،  به نوا و مکانی دست یافتند اما الان کجا هستند؟ به واقع تشخیص حق سخت است یا آنها از باطل خویش به سودی سرشار می رسیدند؟ قاتلین فاجر ابا عبدالله به مناصب دنیایشان رسیدند؟ اگر هم رسیدند آیا به آن متاعی که دادند می ارزید؟ کل پاکی زندگی خویش را دادند اما در قبالش چه به دست آوردند؟

هیچ ظلمی پایدار نخواهد ماند همان طور که نمانده است. خوشی های مقطعی وجود دارد ولی زمانی که سیر زندگی یک نفر مورد بررسی قرار گرفت، بالاو پایین ها دیده شد آن موقع می توان نسبت به او و اعمالش، راحتی و سختی زندگی اش صحبت کرد

اینها قواعد خدای متعال است که کسی نتواند به واسطه ی ظلم و ستم به نان و نوایی برسد اگر هم رسید نتواند با فراغت بال و بدون دغدغه از آن استفاده نماید.



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/08/25
زمان : 08:25 ق.ظ
امام عشق بر بالین رندان عاشق
نظرات | ادامه مطلب

امام حسین

در شب و روز عاشورا جلوه هایی از عشق و ارادت بین امام عاشورا و اصحاب امام عاشورایی او بروز کرده است. ماجرای برداشتن بیعت توسط امام حسین علیه السلام و پافشاری اصحاب بر استقامت و رها نکردن ایشان، مناجات شب عاشورای امام و یاران، سلحشوری ‌ها و رجزهای یاران در میدان جنگ و... را می توان در این واقعه دید. یکی از این صحنه ها، منظره حضور سیدالشهدا علیه السلام بر بالین شهدا و دعا برای آنان در زمان شهادتشان است.

در تاریخ تنی چند از شهدا نام برده شده ‌اند که امام بر بالین آنان حاضر شده، برایشان دعا کرد. از این افراد حضرت علی اکبر، حضرت عباس، و حضرت قاسم علیهم السلام از بنی ‌هاشم بوده، جلالت شأنشان بر کسی پوشیده نیست. اما مسلم بن عوسجه، زهیر بن قین و جون بن حوى سه تن از غیر خاندان نبوت اند که امام هنگام شهادتشان بر بالای سرشان حاضر شده، برایشان دعا کرده است.

 

مسلم بن عوسجه، پیرِ عشق

مسلم بن عوسجه از مسن ترین یاران امام حسین علیه السلام است. او از جمله کسانی است که رسول خدا صلی الله علیه و آله را دیده، صحابی ایشان محسوب می شود.[1] مسلم هم قبیله ای و رفیق حبیب بن مظهّر[2] است. مسلم و حبیب از بزرگان شیعیان کوفه اند که برای امام حسین علیه السلام نامه نوشته، ایشان را به کوفه دعوت کردند. هر دو با آمدن مسلم بن عقیل برای امام از مردم بیعت گرفتند. مسلم بن عوسجه یکی از چهار فرماندهی بود که مسلم بن عقیل برای حمله به دار‌الاماره ی کوفه تعیین کرد.[3] پس از آنکه عبیدالله بر کوفه مسلط شده، مسلم بن عقیل و هانی را شهید کرد، مسلم بن عوسجه و حبیب مخفی شدند. مسلم پس از مدتی شبانه از کوفه فرار کرده، خود را به کاروان امام رساند. او یکی از سه نفر غیر هاشمی است که خانواده خود را نیز همراه خود به کربلا آورد. در شب عاشورا نیز آنگاه که امام بیعت خود را از همه برداشت، بعد از بنی هاشم اولین کسی که سخن گفت مسلم بود:

«آیا ما تو را تنها گذاریم... به خدا قسم نخواهم رفت تا نیزه ام را در سینه هاشان بشکنم و با شمشیرم بر آنان ضربه وارد کنم... به خدا قسم اگر بدانم که کشته می شوم پس زنده شده دوباره کشته می ‌شوم و آتشم می زنند و خاکسترم را بر باد می دهند و این کار را هفتاد بار تکرار می کنند، از تو جدا نمی ‌شوم! چه رسد به اکنون که بیش از یک بار مردن در راه نیست».[4]

«ای فرزند رسول الله، یعنی من کسی باشم که در راحتی کاسه لیسی شما را کرده، در سختی رهایتان کنم! بویم بد، و خاندانم پست و رنگم سیاه است اما اجازه دهید وارد بهشت شوم تا بویم خوش، خاندانم شریف و رنگم سفید گردد. به خدا سوگند از شما جدا نمی شوم تا اینکه این خون سیاه با خون های شما مخلوط شود»

در روز عاشورا چون مسلم بر زمین افتاد امام به همراه حبیب بر بالینش حاضر شدند در حالی که هنوز زنده بود. پس امام چنین فرمود:


:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/08/24
زمان : 08:35 ق.ظ
 

 




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic