باقرالعلوم علیه السلام، احیاگر سنت ناب نبوی
نظرات | ادامه مطلب

امام باقر

بـعـد از رحـلت پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله، كشور اسلامى هنوز گسترش زیادى نیافته و بـا مـسـائل فكرى و فرهنگى حادّى مواجه نبود. بیشتر مسلمانان پیامبر صلى الله علیه و آله را دیده و سخنان آن حضرت را شنیده بودند. آنچه كه به عنوان مساله مهم جهان اسلام، بیشتر فكر آنان را به خود مـشـغـول مـى كرد، مسائل فرهنگى و فكرى نبود، بلكه حفظ موجودیت كشور اسلامى و سركوبى دشمنان خارجى بود.

تـقریبا نیمه اول قرن اول هجرى به همین منوال به سر آمد و كشور اسلامى همچنان گسترش مى یـافـت. اما از نـیـمـه دوم قـرن اول، كم كم گـروه هاى فـكرى خـود را مـى نمودند و در پى آن مـسـائل و مـشـكـلات فـكـرى و فرهنگى نیز پدیدار گشت. به همین جهت بود كه امام سجاد علیه السلام نیز كه امامتش معاصر این زمان بود، بیشتر فعالیت خود را بر جنبه فكرى و فرهنگى نهاد، البته به روش دعـا و مـنـاجـات، زیـرا بـراى آن بـزرگـوار تـشـكـیـل حـلقـه درس و بـیـان مـسـتـقـیـم مـسـائل امـكـان نـداشـت.

پس از شهادت امام چهارم، یعنی درست سال هاى امامت امام باقر علیه السلام مـصـادف بـا اوج گـیـرى مـسـائل فـكـرى و فـرهـنـگـى در جـامـعـه اسـلامـى گردید. آن دوران، عصر پیدایش مشرب هاى فقهى و نقل حدیث و تفسیر بود. رویکرد صاحبان فتوا و عالمانى از اهل سنّت مانند زهرى، ابراهیم نخعى، ابوالزناد، رجاء بن حیاة و... كه همگى كم و بیش به دستگاه حاكمیّت اموى وابستگى داشتند، ضرورت احیاى سنّت پیامبر صلى الله علیه و آله را مطرح مى كرد.

از سوی دیگر، جلوگیرى از تدوین حدیث، كه به دستور خلیفه اوّل و دوّم انجام گرفت، از عوامل عمده انزواى فقه بود؛ فقهى كه دست كم هشتاد درصد آن متّكى به احادیث روایت شده از پیامبر صلى الله علیه و آله بود. ذهبى از ابوبكر نقل مى كند كه گفت:

فلا تحدّثوا عن رسول اللّه شیئا، فمن سألكم فقولوا: بَیْنَنا وَ بَیْنَكُمْ كِتابَ اللّهَ فَاستَحِلُّوا حلالَه و حَرِّمُوا حَرامَه.(1)

از رسول خدا چیزى نقل نكنید و در جواب كسانى كه از شما درباره حكم مسئله اى پرس و جو مى كنند، بگویید: كتاب خدا میان ما و شما است، حلالش را حلال و حرامش را حرام بشمارید.

شاگردان امام باقر علیه السلام بعدها وارد سوریه، مصر، اروپا، و آفریقا شدند و آنچه را آموخته بودند، در آن جا نشر دادند و اگر امروز آثارى از اسلام و حقایق آن در آن اماكن مى بینیم سرچشمه گرفته از درس و بحث امام باقر و امام صادق علیهماالسلام است

در این باره از عمر نیز چنین نقل شده:

أقِلُّوا الرِّوایَةَ عَنْ رَسُولِ اللّه و اَنا شَریكُكُم. (2)

از رسول خدا كمتر حدیث نقل كنید كه در این كار من هم شما را همراهى مى كنم.

و از معاویه نقل مى كنند كه گفت:



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/07/9
زمان : 08:24 ق.ظ
همرنگ جماعت شدنت رسوایی است!
نظرات | ادامه مطلب

جماعت

بسیار مى شود که انسان، به عنوان یک آزمون الهى در داخل کشورهاى اسلامى یا بیرون آن در میان گروهى بى بند و بار گرفتار مى شود که او را به همرنگى خود مى طلبند. اینجاست که وسوسه هاى نفس و شیاطین شروع مى شود، که چاره اى جز همرنگ شدن با جماعت نیست، و براى این کار عذرهاى واهى مى تراشد!


میزان رشد اخلاقى، استقلال شخصیّت و شکوفائى ایمان هر انسانى در این گونه شرایط ظاهر مى شود، آنها که همچون خسى با امواج حرکت مى کنند، غرق فساد مى شوند و رسوا نشدن را در همرنگى با جماعت آلودگان مى پندارند، آنها انسان هاى بى ارزشى هستند که از جوهره آدمیّت به پوسته اى قناعت کرده اند.

انبیاء و اولیاء و پویندگان راه، غالباً در زمان خود همین گرفتارى را داشتند، ولى با صبر  و شکیبائى و استقامت نه تنها همرنگ نشدند، بلکه محیط خود را دگرگون ساختند و به رنگ خود درآوردند! ساختن با محیط و همرنگى با آن، کار انسان هاى بى اراده است، ولى ساختن محیط هاى جدید و ایجاد تحوّل و دگرگونى مثبت، کار قدرتمندان و مۆمنان شجاع و با شهامت است.

با مواجه شدن و قرار گرفتن در چنین شرایطی، دو راه پیش پای انسان قرار می گیرد: یا مقلّدانه راه دیگران را پیش می گیرد و یا با تدبّر و تفکّر راه نیکو را انتخاب می نماید.

برنامه گروه اوّل، تقلید کورکورانه  و شعارشان «اِنّا وَجَدْنا آبائَنا عَلى اُمَّة وَ اِنّا عَلى آثارِهِمْ مُقْتَدُونَ» (زخرف/23) بگو: اى اهل كتاب، در دین خود به ناحق مبالغه نكنید، و از هواهاى گروهى كه از پیش گمراه شدند و بسیارى از مردمان را گمراه كردند و از راه راست منحرف شدند، پیروى مكنید. (سوره مائده / 77)

خبر ابراهیم را برایشان بخوان* در آن هنگام كه به پدر (عمو) و كسانش گفت: چه مى‏پرستید؟ گفتند: بتان را مى‏پرستیم و پیوسته بر پرستش آنها مداومت مى‏دهیم* گفت: اگر آنها را بخوانید، مى‏شنوند؟* یا براى شما سود و زیانى دارند؟* گفتند: پدرانمان را دیدیم كه چنین مى‏كنند.*(سوره شعرا / 74- 69)

 

تقلید کورکورانه ممنوع!

حدیثی است كه شخصی به حضرت صادق علیه السلام عرض كرد كه عوام و بی سوادان یهود راهی نداشتند جز اینكه از علمای خود هر چه می شنوند قبول كنند و پیروی نمایند. اگر تقصیری هست متوجه علمای یهود است. چرا قرآن عوام الناس بیچاره را كه چیزی نمی دانستند و فقط از علمای خود پیروی می كردند مذمّت می كند؟



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/07/7
زمان : 08:20 ق.ظ
یک فرصت خوب برای جاماندگان ماه رمضان!
نظرات | ادامه مطلب


ماه ذی الحجه برای خودسازی خیلی مهم است ماه، ماه دعا است، ماه راز و نیاز با خدا است و یک قدری بیشتر نه فقط روز عرفه، نه فقط دهه اول اصلاً این ماه، ماه دعا، ماه رابطه، ماه خودسازی است. در یک کلام (به قول بزرگان و عارفان) می توان گفت که می توان در این ماه راه صد ساله را یک ماهه طی نمود.

ذی الحجّه
فضیلت ماه ذی الحجّه

ماه «ذی الحجّه»، آخرین ماه «سال هجری قمری» است و ماهی است بسیار پربرکت. بزرگان دین هنگامی که این ماه وارد می شد، اهمّیّت ویژه ای به عبادت در آن می دادند. مخصوصاً در دهه اوّل این ماه.

در بعضی از روایات آمده است، شب های دهگانه ای که قرآن در سوره «والفجر و لیال عشر» به آن سوگند یاد کرده است، شب های دهه اوّل این ماه شریف است، و این سوگند به خاطر عظمت آن است.

روزه گرفتن در نُه روز اوّل. در روایتی از امام موسی کاظم(علیه السلام) نقل شده است که هر کس نُه روز اوّل ذی الحجّه را روزه بدارد، خداوند ثواب روزه تمام عمر را برای او می نویسد.

در حدیثی از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) می خوانیم که عبادت و کار نیک در هیچ ایّامی به اندازه این ایّام (ده روز اوّل ماه ذی الحجّه) فضیلت ندارد.

وجود دو «عید» مهمّ اسلامی عید قربان (عید اضحی) و عید غدیر (عید ولایت) و روز «عرفه» و خاطره دعای عجیب و بسیار گران بهای امام حسین(علیه السلام) در عرفات، شکوه و عظمت خاصّی به این ماه بخشیده، و سزاوار است همه مومنان (مخصوصاً جوانان پاکدل) از فضای آکنده از معنویّت این ماه غافل نشوند و در خودسازی و تهذیب نفس بکوشند که به پیشرفت های مهمّی نائل می شوند.

 

اعمال دهه اوّل

1 ـ امام صادق(علیه السلام) می فرماید: پدرم حضرت امام باقر(علیه السلام) به من فرمود: پسرم! در دهه نخست از ماه ذی الحجّه (از شب اول ماه تا شب عید قربان) هر شب میان نماز مغرب و عشا این دو رکعت نماز را ترک مکن:

در روایتی از امام موسی کاظم(علیه السلام) نقل شده است که هر کس نُه روز اوّل ذی الحجّه را روزه بدارد، خداوند ثواب روزه تمام عمر را برای او می نویسد

در هر رکعت سوره حمد و سوره قل هو الله را می خوانی، پس از آن آیه 142 سوره اعراف را بخوان: وَ واعَدْنا مُوسی ثَلاثینَ لَیْلَهً، وَ أَتْمَمْناها بَعَشْر، فَتَمَّ میقاتُ رَبِّهِ .... وَلا تَتَّبِعْ سَبیـلَ الْمُفْسِـدینَ. اگر چنین کنی، در ثواب حاجیان، و اعمال حجّ آنها شریک می شوی.

2 ـ روزه گرفتن در نُه روز اوّل. در روایتی از امام موسی کاظم(علیه السلام) نقل شده است که هر کس نُه روز اوّل ذی الحجّه را روزه بدارد، خداوند ثواب روزه تمام عمر را برای او می نویسد.

3 ـ ابوحمزه ثمالی از امام صادق(علیه السلام) نقل کرده است که آن حضرت، از روز اوّل تا عصر روز عرفه، پس از نماز صبح و قبل از نماز مغرب این دعا را می خواند :



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/07/7
زمان : 08:19 ق.ظ
عاملی برای تقویت چشم!
نظرات | ادامه مطلب


ما علاقه و محبت به قرآن داریم ولی این محبت و علاقه ما کم است و ما را به سمت حفظ قرآن نمی کشاند.


قرآن
اهمیت علاقه و محبت در حفظ قرآن

نقش و اهمیت علاقه و محبت در انجام کارهای گوناگون غیر قابل انکار است.

اگر شما به یکی از دوستان و یا معلمان خود، علاقه داشته باشید تصدیق می فرمایید که خیلی زود، اسم و فامیل او را یاد گرفته و شماره تلفن همراه او را بسیار زود در ذهن می سپارید و این میل و کشش درونی شما (محبت شما به این شخص) سبب می شود که شما دوست داشته باشید بیشتر با این شخص نشست و برخاست داشته و اوقات بیشتری را با او سپری کنید و صورت و رفتار و گفتارهای او در خاطر شما نقش بسته و در ذهن خود یک فایل خاصی را برای او ایجاد می کنید.

به یقین می توان گفت که علاقه و محبت داشتن به چیزی، مهمترین شرط در ایجاد تمرکز حواس و به خاطر سپردن مطالب است. هر چه علاقه شما به یک موضوع بیشتر باشد، تمرکز فکر شما بر آن بیشتر می شود.

در مورد حفظ قرآن هم، مطلب به همین قرار است. وقتی شما، علاقه و محبت زیادی به قرآن داشته باشید، سبب تلاش و کوشش شما برای حفظ کردن خواهد شد و این محبت و کشش درونی، سبب می شود که راحت تر آیات قرآن را به ذهن خود بسپارید و راحت تر آیات حفظ شده را مرور کنید.

اسحاق بن عمار از حضرت امام صادق ـ علیه السلام ـ پرسید: فدایت شوم، من حافظ قرآنم، قرآن را از حفظ بخوانم بهتر است یا از روی مصحف؟ امام فرمود: از روی مصحف تلاوت كنی بهتر است. آیا نمی‌دانی كه نگاه كردن به قرآن عبادت است

شاید این سوال در ذهن شما باشد که ما علاقه و محبت به قرآن داریم ولی این محبت و علاقه ما کم است و ما را به سمت حفظ قرآن نمی کشاند.

راه حل اول

ارتباط و انس بیشتر با قرآن

در روابط انسانی وقتی شما به یک شخصی برخورد می کنید که او را تا به حال ندیده بودید، نهایت چیزی که هست در مواجهه اول با آن شخص یک علاقه ای در خود احساس می کنید. اگر ارتباط شما با این شخص قطع شود، علاقه شما هم قطع خواهد شد و یا علاقه در همان حد خواهد ماند، ولی اگر ارتباط شما با این فرد بیشتر شود طبیعتاً علاقه شما به این فرد روز به روز بیشتر خواهد شد.

در مورد قرآن هم مطلب به همین صورت است. عموماً ما علاقه به قرآن داریم، ولی علاقه ما کم است. ما با زیاد خواندن و انس بیشتر با آن علاقه و محبتمان به قرآن زیاد خواهد شد. البته این را مد نظر داشته باشید که این علاقه به تدریج بیشتر خواهد شد.

 

راه حل دوم:

راهکار بعدی این است که شما در موقع حفظ کردن باید به یک سری تذکرات عنایت داشته باشید:

تذکر اول:

از جهت زمانی وقتی را انتخاب کنید که برای شما دلچسب باشد. همچنین از جهت مکان، جایی را بر گزینید که خاطره خوبی را برای شما رقم بزند.

تذکر دوم:

در موقع خستگی و همچنین در هنگام عصبانیت و مانند آن به سمت حفظ قرآن نروید، زیرا حفظ قرآن همراه با یک خاطره بد، اینگونه خواهد شد که خواه ناخواه، در روح و روان شما تأثیر بد می گذارد.

بر عکس در موقع شادابی و نشاط به سمت حفظ قرآن بروید که تأثیر خوبی بر روان شما خواهد گذاشت.

حفظ

تذکر سوم:

سعی کنید کم کم و به مرور زمان، وقت حفظ خود را بیشتر کنید و به تدریج انس خود را با قرآن زیاد کنید، همچنان که در روابط انسانی هم، انسان کم کم و به تدریج انس خود را با محبوب خود زیاد می کند.  

 



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/07/6
زمان : 08:40 ق.ظ
پیغام امام زمان(عج) به آیة الله بهاء الدینی(ره)!
نظرات | ادامه مطلب

فرج

یکی از دعاهای آشنا و معروف دعای «اللهم کن لولیک ......» است که به دعای فرج معروف شده است ولی در واقع دعای سلامتی امام زمان(علیه السلام) است. نام "دعای فرج" درباره دعاهای دیگری صدق می کند که دعای «الهی عظم البلاء......» از آن جمله است. دعای سلامتی در اعمال شب بیست و سوم ماه رمضان وارد شده است و درباره تکرار این دعا در شب بیست و سوم و خواندن آن در همه شب های ماه مبارک و هر زمان دیگری سفارش شده است.


حضرت پیغام دادند

درباره آیة الله بهاءالدینی نوشته اند که ایشان در قنوت نمازهایشان، دعاهای مرسوم را می خواندند، تا این که نوع دعا، کلمات و عبارات ایشان تغییر کرد و هرگاه دست های خود را مقابل صورت می گرفتند، برای حضرت مهدی (علیه السلام) این گونه دعا می کردند: «اللهم کن لولیک ......». در فرصت مناسبی علت تغییر دعا را از ایشان پرسیدند. معظم له در یک جمله کوتاه فرمودند: «حضرت پیغام دادند که در قنوت به من دعا کنید».[1]

 

آثار و برکات

این دعا نوعی ابراز محبت به امام زمان(علیه السلام) است. از فوائد خواندن این دعا دفع بلا از حضرت و نزول برکات و عنایات الهی بر ایشان و همچنین تعجیل در فرجشان است. امامان(علیهم السلام) گاهی از یک فرد عادی می خواستند که در زیارت بر سلامتی ایشان دعا کنند[2]. حضرت علی(علیه السلام) می فرمودند که دعای هیچ فردی را کوچک نشمارید. حتی اگر دعای یک یهودی باشد.[3]

همچنین این دعا برای دعا کننده آثار و برکات فراوانی دارد که مهمترین آن افزایش محبت و معرفت به آن جناب و عنایت ویژه حضرت مهدی(علیه السلام) به اوست. ایشان همچنین در حق دعا کننده دعا می فرماید. در ادامه بخش هایی کوتاه از شرح فرازهای دعا را مرور می کنیم.[4]

اللهم

معنای شروع کار با نام خدا این نیست که خصوص لفظ «بسم الله» ذکر شود. بلکه هر چه سبب یاد خدا شود کافی است. لفظ «اللهم» نیز برای نام و یاد خدا کفایت می کند. برخی از ادعیه نیز به جای لفظ «بسم الله» با تحمید و تسبیح و تکبیر پروردگار شروع می شود ولی این مطلب دلالت ندارد که ما در خواندن این ادعیه نمی توانیم با «بسم الله» شروع کنیم بلکه می توانیم «بسم الله» را به قصد رجاء و ثواب بگوییم.

اگرچه این خاندان نسبت به ما محتاج نیستند، ولی به ذات اقدس الله نیازمندند و باید دائما فیض الهی بر ایشان نازل شود. صلوات در واقع ادب ما را می رساند و الا ما که از خودمان چیزی نداریم، بلکه از خداوند مسئلت می کنیم که بر مراتب و درجات این بزرگواران بیفزاید و همین عرض ادب برای ما تقرب است

کُن لولیّک

کلمه "کن" به معنای (باش) و بیانگر درخواست های ما از خداوند متعال است. در این دعا از خداوند متعال می خواهیم که برای اماممان ولی، حافظ، قائد و ناصر و .... باشد. و به این ترتیب انواع خیرات و برکات را برای حضرت حجت می خواهیم. یکی از حکمت های این درخواست این است که این برکات شامل حال ما نیز می شود. لقب «ولی الله» از القابی است که درباره امام عصر(علیه السلام) وارد شده است. در روایت آمده است که وقتی 313 نفر از یاران حضرت گرداگرد ایشان جمع می شوند. ندا می رسد که: ای ولی الله! برخیز و دشمنان خدا را بکش.[5]

الحجّة بن الحسن

یکی از القاب مشهور حضرت مهدی(علیه السلام) "حجت" و "حجت الله" است. البته همه ائمه(علیهم السلام) در این لقب شریکند ولی هر جا این لفظ بی قرینه ذکر شود منظور امام دوازدهم است. از امام هادی (علیه السلام) پرسیدند که اگر نام بردن از جانشین امام حسن عسگری(علیه السلام) جایز(حلال) نیست، پس چگونه از ایشان یاد کنیم: امام هادی(علیه السلام) پاسخ دادند: بگویید حجت آل محمد(علیهم السلام).

همچنین رسیده است که نقش انگشتری حضرت «انا حجة الله» است و یا «انا حجة الله و خالصته».[6]

صلواتک علیه و علی آبائه

اگرچه این خاندان نسبت به ما محتاج نیستند، ولی به ذات اقدس الله نیازمندند و باید دائما فیض الهی بر ایشان نازل شود. صلوات در واقع ادب ما را می رساند و الا ما که از خودمان چیزی نداریم، بلکه از خداوند مسئلت می کنیم که بر مراتب و درجات این بزرگواران بیفزاید و همین عرض ادب برای ما تقرب است. [7]

فی هذه الساعة و فی کل ساعة

«فی هذه الساعة» در این دعا به شب قدر اشاره دارد ولی عبارت «فی کل ساعة» بیانگر وظیفه همیشگی منتظر یعنی توجه و دعای همیشگی برای امام زمان (علیه السلام) و نشانگر همت والای دعا کننده است.

ولیّاً



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/07/6
زمان : 08:20 ق.ظ
 

 




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات