یک قربانی و رهایی از همه مشکلات!
نظرات | ادامه مطلب


گاهی برای بسیاری از ما پیش آمده که در دورانی از زندگی خود دچار ضعف‌هایی می‌شویم که از آن جمله می‌توانیم از وابستگی به چیزهای مختلف (اعم از مادیات مانند پول، خانه، وسایل شخصی، ماشین، شخص مورد علاقه و...) نام ببریم.

قربان

وابستگی ریشه بسیاری از مشکلات ما - اعم از مشکلات رفتاری و ارتباطی- است اما قطع وابستگی گاهی بهترین راهی است که باید برگزینیم. در واقع ما با قطع وابستگی و تعلقاتمان، اسباب رشد و تعالی بیشتر خود را فراهم می‌آوریم.

قطع وابستگی یعنی اینکه هر فرد مسئول اعمال خویش است و اینکه ما قادر به حل مشکلات دیگران نیستیم و نباید از این بابت نگرانی به‌خود راه دهیم زیرا هیچ کمکی به حل مشکل نمی‌کند.

قطع وابستگی به مفهوم پذیرش واقعیت‌ها و حقایق است و مستلزم ایمان به خداوند و به حقانیت و ناگزیری هر لحظه از زندگی است. قطع کردن وابستگی بدین معنا نیست که ما به مسائل زندگی خود بی‌اعتنا هستیم بلکه به ‌معنای یادگیری روش صحیح و به دور از افراط در توجه، دوست‌داشتن و همچنین پایان بخشیدن به هرج‌ و مرجی است که در ذهن و محیط خود به ‌وجود آورده‌ایم.

 

وابستگی به دنیا ریشه بدبختی ها

در دین ما آمده است که ریشه همه بدختی های آدمی همین وابستگی است، وابستگی به دنیا ، این وابستگی به دنیا و مظاهر آن است که ما را دچار غفلت از هدف اصلیمان می کند، اگر ما رهایی و سبکبالی می خواهیم باید دنیا را رها کنیم، باید فاتحه اش را بخوانیم.

گاهی می گوییم فلانی دنیای من است.. ماشینم همه چیز من است، همسرم امید من است، بچه ام نفس من است، این عبارات نشانه وابستگی ما به یک شخص خاص یا شی خاص است.

این بد نیست که ما به خانواده خود عشق بورزیم این دستور خود خداوند است اما نه قبل از عشق به خود خداوند و نه در جایگاهی که خداوند باید برای ما داشته باشد.



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/07/12
زمان : 08:25 ق.ظ
شرط اسم اعظم خدا برای اثرگذاری
نظرات | ادامه مطلب

اسم اعظم

یک چیزی که در اسرار قرآنی هست  این است که همه آیات بسیار روی حساب و کتاب است. وقتی خداوند متعال می‌فرماید: «لایأتیه الباطل» ، در کل قرآن و در آیاتش هم باطل نمی‌تواند نفوذ کند. باطل اگر بخواهد نفوذ کند یکی از کانال‌های نفوذ آن، این آن است که از کانال نفس آدمی بدخواه اسراری [معلوم شود] یا اضافاتی به قرآن شود یا راه پیدا بشود؛ یعنی باطلی که می‌خواهد به قرآن وارد شود، ممکن است [این باطل،] مطلب باشد و ممکن است فرد باشد و قرآن باید جلوی هر دو را گرفته باشد. پس وقتی قرآن می‌فرماید «لایأتیه الباطل»، باطلی که می‌خواهد در قرآن نفوذ کند، نه از یمین و شمال و نه از هیچ کانالی [نمی‌تواند نفوذ کند. این باطل،] می‌تواند مطلبی باشد، می‌تواند شخصی باشد؛ یعنی این که یک انسان نامحرم پی به اسرار قرآن پی ببرد. این هم یک ورود باطل است به قرآن. برای این کار، خدای متعال چارچوب قرآن را جوری چیده که نه فرد بتواند وارد شود و نه مطلب، و نه اضافه بتواند پیدا کند و نه نقیصه و راه‌ها را بسته. ما باید برای ورود به این کار، خودمان حق بشویم و باطل نباشیم؛ ان شاء الله و از خدای متعال و خود قرآن کمک بگیریم و نیت‌هایمان خیر باشد.


... قرآن، کتابی نیست که مربوط به محدوده خاصی باشد... بعضی از مسیحی‌ها آیات قرآن را که می‌شنیدند، گریه می‌کردند که این به خاطر عدم بیماری آن‌ها بود و بعضی از سادات قریش می‌خندیدند و نمی‌پذیرفتند. کسی که می‌خواهد به قرآن وارد شود باید عناد را کنار بگذارد و قلبی جویای حقیقت داشته باشد؛ خرده خرده یک نظام و نظام بندی را در قرآن به او توجه می‌دهند که [می‌فهمد] همه کارها روی قواعد است و چینشی که در آیات آمده روی حساب و کتاب است.


همین آیه: «لایأتیه الباطل» ، این یک چیز مبهمی نیست که یک نفر بگوید خدا اراده کرده و فلانی که می‌خواهد به قرآن اضافه کند، خدا می‌آید جلوی او را می‌گیرد. خداوند همین کار «لایأتیه الباطل» را در چینش آیات کرده و به طور طبیعی راه را بر معاند بسته و آثار وضعی چینش حروف آن به نحوی شده است که باطل به هیچ وجه در آن نمی‌تواند نفوذ کند.

روایتی یادم آمد که یکی از اصحاب حضرت عیسی مدتی ناپدید شد. حضرت عیسی پرسیدند: «فلانی کجاست؟»

گفتند: «او رفته در فلان شهر و بیمارها را شفا می‌دهد و برای خودش دستگاهی درست کرده» .

حضرت او  را خواستند. او آمد. به او فرمودند: «تو یک مدتی یک چیزهایی از من می‌خواستی؛ ولی من که به تو نگفتم. این‌ها را از کجا آوردی؟»



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/07/12
زمان : 08:23 ق.ظ
راز بی نیاز شدن را در دعای عرفه بیابیم!‌
نظرات | ادامه مطلب


دعای عرفه‌ سراسر عرفان، عشق، شعف و اظهار تذلل در پیشگاه خداوند است‌. بسیاری از فرازهای دعای عرفه‌ی‌ امام حسین(علیه‌السلام) مربوط به آیات محكم است. آن حضرت، در بخش‌های توحیدی، آن چنان خود را معرفی می‌كند كه معلوم می‌گردد از قَرَن تا قَدَم او را اعتقاد توحیدی پر كرده است. آن‌جا كه ایشان چشم، بینی، گوش، عصب، پیه و گوشت خود را تشریح می‌كنند، همه را نشانه‌ی‌ توحید خدا دانسته، سراسر وجودش را موحّدی می‌دانند كه آثار توحیدی خدای سبحان در جان او ظهور كرده است.

عرفه

در دعای عرفه عشق و معرفت موج می زند، وقتی این دعا آغاز می شود و ما هم هم کلام با آن بنده برگزیده خداوند زمزمه آغاز می کنیم، گویی در یک لحظه جانمان در دریایی از معرفت غرق می شود، و حس می کنیم و با تمام وجود درک می کینم لحظه ای که یک قطره به دریا می پیوندد و دریا می شود، ما هم به نور مناجات ماورایی آقا امام حسین علیه السلام چشم دلمان باز می شود و می بینیم دنیا چقدر کوچک و بی اهمیت است و تمام نظرگاه ما را، تمام حجم قلبمان، تمام روحمان را یاد خدا پر می کند، آنقدر پر می شود که می خواهی پرواز کنی و دل از این دنیا کنده بروی...

حسی که مدت هاست گمش کرده ایم در این هیاهیوی روزگار، در نداری ها، بیکاری ها، تورم ها، تحریم ها ... آنقدر گم شده ایم که یادمان رفته در دیوار این تحریم های خود ساخته هم هنوز راه آسمان باز است، آنقدر باز که می توانی در یک لحظه از همه این حصارها بگذری و اوج بگیری آنقدر زیاد که این کُره خاکی و همه قیل و قالش برایت اندازه یک دانه ارزن شود، به همان اندازه واقعی اش...

نه دیگر بحرانی برایت می ماند و نه وابستگی ها آزارت می دهد وقتی که پرواز کنی به جایی می روی که نیازهایت هم رنگ می بازد، همان جایی که دعای عرفه ما را می برد، همان جایی که زمزمه می کنی که:

« پاک پروردگارا! جز تو خدایی نیست و من از ظالمانم. بارالها! جز تو خدایی نیست و من از بخشش طلبانم.

پاک خدایا! جز تو خدایی نیست و من از خائفین هستم. تنها تو خدای پاک منی و من از امیدواران هستم. پاک خدایی که جز تو خدایی نیست و من از سائلین هستم.

این ستایش من است که تقدیم داشتم و خلوص من به وحدانیت تو که یادآور شدم و گواهی من به نعمت های تو که شمارش کردم، با این که اذعان دارم که نتوانستم نعمت های غیر قابل شمارش تو را بشمارم.

بارالها! تو نزدیک ترین خوانده شده و سریع ترین اجابت کننده هستی. گرامی ترین بخشنده و وسعت بخش ترین بخشاینده و شنواترین شنونده. ای که در دنیا و آخرت رحمان و رحیمی. همانندی نداری تا از او سوال شود و غیر از تو کسی نیست تا به او امید بسته شود.



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/07/10
زمان : 08:27 ق.ظ
امام باقر علیه السلام و مسأله مهم نماز جمعه
نظرات | ادامه مطلب

امام باقر

سالگرد شهادت امام باقر علیه السلام بهانه ای است تا به برخی از سفارشات آن حضرت سری بزنیم و آن را مایه حیات ابدی خود قرار داده و به سعادت دنیا و آخرت برسیم. مهم تر از دانستن تاریخ زندگانی ائمه علیهم السلام آشنا بودن با دستورات آنها و هر آنچه که از ما می خواستند، می باشد. یکی از آن دستورات، مسأله بسیار مهم نماز جمعه می باشد که در این نوشتار به فضل الهی به آن خواهیم پرداخت و علت پرداختن به این مسأله این است که مسأله نماز جمعه در کلام امام باقر علیه السلام از ویژگی خاصی برخوردار است.

 

نمازی بالاتر از نماز

همانطور که می دانیم خداوند در مورد نماز جمعه یک سوره در قرآن نازل فرموده و طی آن مومنین را به این فریضه دعوت نموده است و فرموده است که:

«إِذَا نُودِیَ لِلصَّلَاةِ مِن یَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلَىٰ ذِكْرِ اللَّهِ وَ ذَرُوا الْبَیْعَ ذَٰلِكُمْ خَیْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ » (1)

یعنی هنگام برپایی نماز جمعه معاملات و امور دنیا را رها کنید و به سمت ذکر الله که مراد نماز جمعه است بشتابید.

نکته بسیار مهم این است که خداوند در این آیه از سوره جمعه از این نماز تعبیر به "ذکر الله" نموده است و حال آنکه در جای دیگر فرموده است که «وَ أَقِمِ الصَّلَاةَ إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاء وَ الْمُنكَرِ وَ لَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ» (2) یعنی نماز را به پا دار چرا که نماز نهی از فحشاء می نماید و لکن ذکر خدا از نماز بالاتر است.

طبق مبنای «تفسیر قرآن به قرآن» باید بگوییم یکی از مصادیق ذکر الله که در آیه یاد شده از سوره عنکبوت آمده و از نماز بزرگتر انگاشته شده همین نماز جمعه است. گویا اصلا نماز جمعه نماز نیست، چرا که آنقدر با نمازهای دیگر تفاوت دارد که مستحق است به جای نماز به آن "ذکر الله" اطلاق شود.

اگر ما قائل شویم که تاکیدات امام باقر علیه السلام بر حضور در نماز جمعه مخصوص زمان خود حضرت بوده یا بعد از آن را هم شامل می شده در هر صورت نتیجه این می شود که امام باقر علیه السلام شیعیان را دعوت به حضور در نماز جمعه عموم مسلمانان (حتی غیر شیعه) می نموده اند

راز شباهت دو عبادت بزرگ



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/07/10
زمان : 08:24 ق.ظ
3عاملی که دل را سخت می کند
نظرات | ادامه مطلب

قلب

آنچه در پیش رو دارید قسمتی از روایات اهل بیت علیهم السلام است که در ارتباط با آیات شریف قرآن کریم بیان شده است. این روایات گذشته از پیام مستقلی که خود دارند، ما را به فهم و درک بهتر معنای آیه رهنمون می سازند.


ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُکُمْ مِنْ بَعْدِ ذلِکَ فَهِیَ کَالْحِجارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً (74/ بقره)

سپس دل‌های شما بعد از آن (معجزه و عدم تسلیم در برابر آن) سخت شد همچون سنگ یا سخت تر.

 

عوامل قساوت قلب (سنگدلی)

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:

لَا تُکْثِرُوا الْکَلَامَ بِغَیْرِ ذِکْرِ اللَّهِ، فَإِنَّ کَثْرَةَ الْکَلَامِ بِغَیْرِ ذِکْرِ اللَّهِ قَسْوَةُ الْقَلْبِ، إِنَّ أَبْعَدَ النَّاسِ مِنَ اللَّهِ الْقَلْبُ الْقَاسِی

در غیر یاد خدا پُرگویی نکنید؛ زیرا پُرگویی  در غیر یاد خدا، سنگدلی می‌آورد و دورترینِ مردم از خدا هم شخص سنگ‌دل است. [1]

توضیح:

منظور از ذکر و یاد خدا  فقط اذکاری مانند سبحان الله و الحمدلله نیست، بلکه هر سخنی که سبب نزدیک شدن بنده به خدا شود ذکر خداست؛ مانند گفتگو درباره احکام و معارف دین.

 

سه مورد دیگر

امام صادق علیه السلام فرمود: از اموری که رسول خدا صلی الله علیه و آله به امیرالمومنین علیه السلام سفارش کرد این بود:

ثَلَاثَةٌ یُقَسِّینَ الْقَلْبَ اسْتِمَاعُ اللَّهْوِ وَ طَلَبُ الصَّیْدِ وَ إِتْیَانُ بَابِ السُّلْطَان

سه چیز، دل را سخت می‌گردانَد: شنیدن سخنان بیهوده، شکار کردن و آمد و شد به دربار سلطان [2]

توضیح:

کسی که شغل خود را کشتن حیوانات قرار دهد و پیوسته مشغول این کار باشد، به مرور ترحم  از دلش رفته و سنگدلی جای آن را می گیرد و نیز کسی که مدام به مرکز قدرتی رفت و آمد داشته باشد که در آن حق کشی شده و با چشم خود ببیند که چگونه به مردم ظلم می شود، به مرور این حالت برای او عادی شده و دیگر از این امور متأثّر نمی شود.

 

ترک یاد خدا

امام صادق علیه السلام فرمود: خداوند به حضرت موسی علیه السلام وحی کرد که ای موسی!

لا تَفرَح بِکَثرَةِ المالِ و لا تَدَع ذِکری عَلی کُلِّ حالٍ؛ فَإِنَّ کَثرَةَ المالِ تُنسِی الذُّنوبَ و إنَّ تَرکَ ذِکری یُقسِی القُلوب

به دارایی بسیار، شادمان نشو و در هر حالی که هستی دست از یاد من بر ندار؛ زیرا دارایی بسیار، [زشتی] گناهان را از یاد می‌برَد، و ترک یاد من، دل‌ها را سخت می‌گردانَد. [3]

از اموری که رسول خدا صلی الله علیه و آله به امیرالمومنین علیه السلام سفارش کرد این بود: ثَلَاثَةٌ یُقَسِّینَ الْقَلْبَ اسْتِمَاعُ اللَّهْوِ وَ طَلَبُ الصَّیْدِ وَ إِتْیَانُ بَابِ السُّلْطَان سه چیز، دل را سخت می‌گردانَد: شنیدن سخنان بیهوده، شکار کردن و آمد و شد به دربار سلطان

توجه: کسانی که غرق در ثروتند و اعمال ناشایست هستند، خود را به هیچ عنوان بَد نمی دانند و نیز کسانی مانند صهیونیست های آدم کش که در واکنش به کشتار زنان و کودکان بی گناه لبخند می زنند معنای این روایت را به خوبی برای ما روشن می کنند.

 



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/07/9
زمان : 08:29 ق.ظ
 

 




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic