تجلّی ولایت در نامه ای به معاویه
نظرات | ادامه مطلب

امام علی

مدتی است که نامه ششم از بخش نامه های نهج البلاغه (1) مورد توجه شبکه های ماهواره ای اهل سنت، قرار گرفته است. نوشتار حاضر به بررسی نامه مذکور می پردازد.


این نامه را که امیرالمومنین علیه السلام، به معاویة بن ابی سفیان مرقوم فرموده اند، در بردارنده دو مسأله مهمّ می باشد:

مسأله اوّل اشاره به خلافت جنابان ابوبکر، عمر بن الخطاب و عثمان دارد، به این بیان:

«همان مردمی که در بیست و پنج سال گذشته با ابوبکر، عمر بن الخطاب و عثمان، بیعت کردند، امروز با من بیعت نموده اند؛ پس فردی که در مرکز حکومت حضور دارد، حقّ اختیار ندارد (یعنی نمی تواند قبول نکند) و کسی که خارج از مرکز حکومت است (مانند معاویه که در شام مستقرّ بود)، حقّ ردّ کردن ندارد

در ادامه امام علیه السلام به صورت یک اصل و قاعده کلّی فرمودند:

«حتما این گونه است که شوری (و مجلس مشورتی برای تعیین خلیفه) از آنِ مهاجر و انصار است، اگر ایشان نسبت به شخصی، اتّفاق نظر داشته باشند و او را به عنوان امام (و رهبر جامعه)، معرّفی کنند، مورد رضایت خدای متعال خواهد بود. (2)» (3)

این قسمت از نامه، بسیار مورد توجه اهل سنّت به ویژه محافل منسوب به وهّابیت قرار گرفته است. گفته می شود که علیّ بن أبی طالب علیه السلام در این نامه به انتخابی بودن مسأله خلافت، تصریح کرده است؛ ملاک، انتخاب مهاجر و انصار است.

حال سوال این است آیا واقعا جایگاه تعیین خلیفه رسول الله صلی الله علیه و آله، در منظومه فکری امام علی علیه السلام چنین است؟ یعنی آیا مشروعیت (4) خلافت، از ناحیه مردم (و شورای اهل حلّ و عقد) است؟ اگر برادران اهل سنت و به ویژه گروه علاقمند به اندیشه های ابن تیمیّه (5) و محمد بن عبدالوهّاب، با عنایت بیشتری، علم منطق را تحصیل می کردند، در استفاده از این نامه گرفتار اشتباه نمی شدند و از معنای صحیح نامه بهره مند می گشتند.

مخاطب امام علی علیه السلام در این نامه، معاویة بن أبی سفیان است؛ وی انتصابی بودن خلافت را قبول ندارد (با اینکه از این مطلب آگاهی کامل دارد). شاهد آن، اقداماتی است که او برای به دست آوردن خلافت، مرتکب شده است. برای محکوم کردن چنین فردی از آیات و روایاتی که در خصوص انتصابی بودن خلافت در دست است، نمی توان استفاده کرد.

یکی از خدمت های منطق (که در کتب کهن منطقی، از منطق به "خادم العلوم" تعبیر شده است) به انسان، نشان دادن راه های مختلف استدلال است. از میان آنها قیاس، از جایگاه ویژه ای برخوردار است. قیاس به اعتبار مادّه و مقدّمات آن به پنج نوع، تقسیم می شود: برهان، جدل، مغالطه، خطابه و شعر. از میان این اقسام، "جدل" مورد نظر ما می باشد. "جدل" عبارت است از قیاسی که در مقدّمات آن، مسلّمات و مشهورات به کار رفته باشد. (6) یعنی شخص استدلال کننده با استفاده از آن مطالبی که طرف مقابل قبول دارد، او را محکوم می کند.



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/07/20
زمان : 08:42 ق.ظ
گزارشی ناگفته از غدیر خم
نظرات | ادامه مطلب

غدیر

فرخنده سالروز واقعه مبارک غدیر خم فرصتی ارزنده است تا دلائل متقن ولایت و امامت امیرالمومنین - علیه افضل صلوات المصلین - باز خوانده شود تا طریق نورانی سعادت یادآوری شود و مسیر هدایت در مقابل رهپویان حقیقت گسترانیده شود. به ویژه در زمانی که سیه رویان بین المللی می کوشند تا رونوشتی از اسلام ارائه کنند که به هیچ وجه برابر با اصل نبوده که اسلامی است آکنده از سیاهی و تباهی و گمراهی و مملو از قساوت و جنایت و قباحت، و مشحون از اختلاف و تنازع در حد قتل و غارت.

آیا همه این ضلالت های روی صحنه و پشت صحنه، اعمال ننگین در عیان و حمایتهای مادی و معنوی پنهان نمی تواند ناشی از رویگردانی از مفاد حدیث غدیر باشد؟ آیا آبشخور این گمراهی و دریوزگی از آن رو نیست که جای چاره، چاه را گزیده اند و به جای چشمه زلال و گوارا رو سوی پساب متعفن آورده اند؟

آری اهمیت بحث از غدیر و سائر دلائل امامت در این روزگار دو چندان شده است. البته و صد البته بحثی منطقی، به دور از هیاهو و بر اساس انصاف و تعقل تا هم برادران مسلمان راه حقیقی را دریابند و هم دیگران بدانند آموزه های اصیل و اصلی دین اسلام فقط و فقط در معارف کتاب و سنت معصومین -علیهم السلام- قابل جستجوست.

آنچه در این مجال مختصر تقدیم به خوانندگان محترم می شود به لطف خدای سبحان با این هدف سعی در پیمایش چنان منهجی دارد.

 

نکته ای کمتر گفته شده از غدیر

شاید بسیاری از ما حدیث غدیر را فقط با این جمله می شناسیم که حضرت خاتم الانبیاء-صلی الله علیه و آله-خطاب به جمعیت انبوه حاضر در غدیر خم فرمودند: "من کنت مولاه فهذا علی مولاه". بدون شک این کلام قدسی از اهمیت فراوانی برخوردار است. در طول تاریخ اسلام و تا بدین روز تلاش های فراوانی از سوی اساطین دانش صورت گرفته است تا این فراز از حدیث غدیر آنچنان که باید معنی شود و به عبارت دیگر روشن شود که مفاد این حدیث شریف انتصاب حضرت علی بن ابیطالب -علیه السلام- به مقام امامت و ولایت است.

اما بحث ما در اینجا پیرامون این قسمت نیست. چه آنکه قصد داریم فرازی دیگر از حدیث غدیر را که آن نیز حائز اهمیت بسیار زیادی است مورد توجه قرار دهیم. فرازی که رسول خدا -صلی الله علیه و آله- در آن با صراحتی تمام امت خویش را سفارش به پیروی از اهل بیت -علیهم السلام- در کنار پیروی از قرآن مجید فرموده اند و جالب آنکه عده ای از علما و حدیث شناسان بزرگ اهل سنت و حتی وهابیت صحت این فراز را نیز پذیرفته اند.

وقتی مسأله خلافت پس از رحلت رسول الله- صلى اللّه علیه و آله- در میان دو دسته از مسلمانان به یک اختلاف می انجامد طبق صریح فرمایش نبوی در حدیث ثقلین قطعا حق با آن گروه از طرفین اختلاف است که عترت نبوی در میان آنانست

آری در حدیث شریف غدیر و در آن اجتماع عظیم، رسول اکرم-صلی الله علیه و آله- باز هم سفارش به تبعیت از ثقلین کرده اند. گو اینکه بعضی از گزارش های حاکی از توصیه به ثقلین در روز غدیر، با یکدیگر متفاوت است اما وجه مشترک تمامی آنها سفارش حضرت خاتم الانبیاء -صلی الله علیه و آله- به پیروی از قرآن کریم و اهل بیت -علیهم السلام-است.

در اینجا و در میان این گزارشها گزارشی را نقل می کنیم که از چند جهت دارای اهمیت است. اولین اهمیت این نقل اینست که حتی شیخ محمد ناصر الدین البانی از محدثین و علمای بزرگ و معاصر سلفی- وهابی نیز صحت این روایت را پذیرفته است.

اما نکته بسیار مهم در این گزارش اینست که محتوای آن حاصل احتجاجی است که حضرت امیرالمومنین -علیه السلام- بر اساس حدیث غدیر به انجام رسانده اند. در ادامه چگونگی این احتجاج روشن می شود. مسأله ای که گویای بطلان این ادعاست که استناد به غدیر تنها از سوی شیعیان شکل گرفته است و نه ائمه معصومین- علیهم السلام-!

البته موارد دیگری نیز از احتجاج حضرت امیر -علیه السلام- به حدیث غدیر روایت شده که فعلا در صدد بیان آنها نیستیم.

نکته مهم دیگر در این نقل معتبر آنست که به خودی خود حاوی نقل هفده نفر از صحابه رسول الله -صلی الله علیه و آله- است. به جهت رعایت اختصار، متن عربی این احتجاج در پاورقی تقدیم می شود. اما قبل از آن لازم است در مورد فضای این روایت و چرایی وقوع این احتجاج کمی توضیح بدهیم.

 



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/07/20
زمان : 08:30 ق.ظ
احتجاج شاعران غدیر
نظرات | ادامه مطلب

غدیر

مرحوم آیت الله امینی در کتاب شریف "الغدیر" بحث مفصلی را درباره شاعران «حادثه غدیر» ارائه کردند که اشاره به برخی از مطالب آن در آستانه این عید بزرگ خالی از لطف نیست.[1]

یکی از راه های اثبات تاریخی یک موضوع، بررسی بازتاب آن در آیینه شعر و هنر است و از همین رو علمای ما تلاش کرده‌اند تا از این سند تاریخی نیز برای اثبات حقانیت ولایت امیرالمومنین علیه السلام استفاده کنند.

در اینجا با نام شعرای قرن اول و دوم هجرت آشنا می‌شویم. گفتنی است که برای دیدن متن اشعار آنان در این زمینه باید به خود کتاب مراجعه نمایید چون نقل و ترجمه آنها به طول میانجامد.

 

شاعران غدیر در قرن اول

1) علی بن ابی طالب علیه السلام:

ایشان پس از نبی اعظم صلی الله علیه و آله، فصیح ترین فرد عرب و آشناترین آن ها به خصوصیات و مضامین کلام عربی می باشد. بزرگان اهل سنت، شعری از امام علی علیه السلام در کتاب های خود نقل می کنند که حضرت از واژه مولی در سخن پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله که فرمود: «من کنت مولاه فعلی مولاه» چنین فهمیده است که "مولا" یعنی کسی که امامت مطلقه دارد و اطاعت از او همانند اطاعت از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله واجب است.

امیرالمومنین علیه السلام این ابیات را در ردّ پاسخ به نامه معاویه سروده است. در نامه معاویه، آمده بود: من دارای فضائلی هستم! پدرم در دوران جاهلیت، سرور عرب بود، من خویشاوند رسول خدا و دایی مومنان و نگارنده وحی الهی هستم.

امیرالمومنین علیه السلام پس از خواندن این نامه فرمود: آیا پسر هند جگر خوار با این فضائل بر من ستم می کند؟ آن گاه به جوانی که نزد حضرت بود، فرمود: ای جوان! بنویس: محمد النبی اخی و صنوی ... و ابیات مورد بحث را سرود و این گونه نامه وی را پاسخ گفت.

هنگامی که معاویه این نامه را خواند، به اطرافیانش دستور داد: که آن را مخفی کنند تا کسی از اهل شام آن را نخواند، زیرا با خواندن آن به سوی امیرالمومنین علیه السلام متمایل خواهند گشت. این روایت از جمله روایات مشهوری است که بسیاری از بزرگان چه شیعه و چه سنی آن را نقل نموده اند. از شیعه، شیخ مفید و کراجکی و ابن شهرآشوب را می‌توان بر شمرد و از اهل سنت به نام 26 نفر اشاره شده که ما تنها به ذکر 7 تن از ایشان اکتفا می کنیم:

1 – حافظ بیهقی.

2 – ابو حجاج، یوسف بن محمد بلوی مالکی.

3 – حافظ، ابو حسین تاج الدین کندی حنفی.

4 – یاقوت حموی.

5 – سبط ابن جوزی حنفی.

6 – ابن ابی الحدید معتزلی.

7 – ابن حجر هیتمی.

توجه و اهمیتی که اهل بیت علیهم السلام به شاعران می‌دادند یکی از اسباب گسترش فرهنگ ولایت مداری را در امت اسلامی فراهم نمود

2) حسان بن ثابت:



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/07/19
زمان : 08:19 ق.ظ
هر پیامبری جانشین دارد!
نظرات | ادامه مطلب

هبة الله

هدف از نگارش این مقاله، اثبات این مطلب است که هر پیامبری، به امر الهی جانشینی دارد.


مرحوم شیخ صدوق از رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت کرده که ایشان فرمودند:

«خدای متعال یکصد و بیست و چهار هزار نبیّ دارد که من، آقا و برترین ایشان هستم و برای هر نبیّ، وصیّی است که آن نبیّ به امر خدا، وصایت او را تعیین می کند و همانا وصیّ من، علی بن ابیطالب است که آقا و برترین اوصیاء می باشد».(1)

همین مسأله به شکل دیگری هم نقل شده که ذکر آن، خالی از لطف نیست. خصوصا اینکه در منابع برادران اهل سنت نیز آمده است؛ جناب سلمان فارسی، این شاگرد و مصاحب برجسته رسول خدا صلی الله علیه و آله، به ایشان عرض می کند: ای نبیّ الله! هر نبیّ، وصیّی دارد، وصیّ شما کیست؟

(توجه می فرمایید کأنّ وصیّ داشتن هر پیامبر مسأله مسلّمی بوده و این را شاگردان هم می دانستند)

پیامبر صلی الله علیه و آله سکوت کرده جوابی نفرمودند، امّا روز بعد که مرا دیدند، صدایم کردند، اجابت کرده به سویشان شتافتم، فرمودند: می دانی وصیّ حضرت موسی که بود؟

عرض کردم: یوشع بن نون.

فرموند: علّت وصیّ شدن یوشع این بود که بهترین و عالم ترین در آن روز، یوشع بن نون بود. سپس در ادامه فرمود: من شاهدم که امروز، علی بن ابیطالب بهترین و افضل مردم است پس او ولیّ و وصیّ و وارث من است.(2)

وجود این روایات سبب شده تا این مطلب در کتب کلامی امامیّه هم مطرح شود. مرحوم علامه حلّی در کتاب "نهج الحقّ و کشف الصّدق" به مناسبت بررسی ادلّه امامت حضرت علیّ بن ابی طالب علیه السلام از سنت (روایات)، چهارمین روایت را، همین روایت مورد بحث ما قرار داده است.(3)

حال با توجه به آنچه گذشت، سوال مهمّی که سبب پیدایش مکتب اهل بیت علیهم السلام و مکتب خلفا4 شده است، مطرح می گردد:

آیا پیامبر صلی الله علیه و آله برای بعد از وفات خود، شخصی را به عنوان جانشین و خلیفه معرفی کرده است یا تعیین جانشین و خلیفه پیامبر صلی الله علیه و آله، بر اساس انتخاب مردم می باشد؟

چه موضوعی می تواند هم تراز تمام رسالت رسول الله صلی الله علیه و آله باشد؟ یعنی تمام زحمات بیست و سه ساله پیامبر صلی الله علیه و آله یک طرف و اعلام این موضوع، در طرف دیگر. با عنایت به روایات ذیل آیه، معلوم می شود موضوعی که باید توسّط پیامبر صلی الله علیه و آله، اعلام شود، جانشینی امام علیّ بن أبی طالب صلوات الله علیه است

پیروان مکتب خلفا (٤) معتقدند دلیلی بر نصب خلیفه از سوی پیامبر صلی الله علیه و آله، وجود ندارد امّا پیروان مکتب اهل بیت علیهم السلام بر وجود ادلّه متعدّد بر تعیین جانشین از سوی پیامبر صلی الله علیه و آله، تأکید دارند.گرچه بررسی تفصیلی این ادلّه، مجال وسیعی را می طلبد لکن به صورت گذرا به برخی از دلیل ها و شواهد، اشاره می شود.

 

جریان تاریخیِ "یوم الدّار"

اولین روزی که دعوت به اسلام آشکار شد یعنی در سال سوم بعثت، مسأله جانشینی و خلافت رسول الله صلی الله علیه و آله نیز مطرح شد. این جریان در کتب حدیثی و تاریخی به جریان "یوم الدّار" شناخته می شود. پیامبر صلی الله علیه و آله بعد از بیان سخنان مهمّ خویش مبنی بر رسالتی که بر عهده دارد در دعوت به خدای یکتا، از حاضران درخواست کمک کرد: «أیّکم یوازرنی علی هذا الامر علی أن یکون أخی و وصیّی و خلیفتی»؛ کدام یک از شما مرا در این راه کمک می کند که برادر من، وصیّ من و خلیفه من باشد؟

این درخواست فقط توسّط امام علی بن أبی طالب علیه السلام اجابت شد، برای همین پیامبر صلّی الله علیه وآله سخن ماندگار خود را فرمودند:

« إنّ هذا أخی و وصیّی و خلیفتی فاسمعوا له و أطیعوه » (5)؛ آگاه باشید این (علی بن أبی طالب) برادر من، وصیّ من و خلیفه من در میان شما می باشد، سخن او را بشنوید و از او اطاعت کنید.

 



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/07/19
زمان : 08:15 ق.ظ
امام علی علیه السلام چگونه وضو می گرفت؟!
نظرات | ادامه مطلب


امام علی علیه السلام جزو کسانی است که رسول خدا قبل از مرگ در خصوص رعایت حق ایشان به مردم سفارش کرده‌اند و می‌دانیم که ایشان لحظه‌ای از آن جدایی نداشته‌اند. در اینجا می‌خواهیم به یک معنا از "قرآن ناطق" اشاره کنیم که عبارتست از حضور آیات قرآن در زندگی روزمره آن عالیجناب و در اینجا بر دعای آن حضرت در هنگام وضو تمرکز می‌بخشیم.


امام علی
علی با قرآن است و قرآن با علی

طبق حدیث ثقلین، ارتباط پیگیرانه با امیرالمومنین در کنار قرآن، نجات بخش هر کس از گمراهی است.

"قرآن ناطق" لقبی نیست که ما از محبت افراطی به ایشان داده باشیم،‌ بلکه در فرمایش رسول خدا آمده که "علی با قرآن است و قرآن با علی است" همراه بودن آن حضرت با قرآن، دو معنا دارد:

یکی آنکه باطن اعمال ایشان همخوانی تام با قرآن دارد و از این راه می‌توانیم معانی قرآن را از سبک زندگی ایشان بیاموزیم و دیگر آنکه آیات قرآن به شکل ظاهری نیز در جای جای زندگی آن حضرت حضور دارد و می‌توانیم تناسبات ظواهر قرآنی را با زندگیمان نیز از ایشان بیاموزیم.

در اینجا می‌خواهیم ضمن آموختن آداب وضو گرفتن از آن مولا، برخی از ارتباطات قرآنی آن را نیز به دست آوریم.

ایشان آداب وضو را به فرزند خویش محمد حنفیه آموخت و امام صادق علیه السلام آن را برای ما نقل فرموده‌اند که از جلد سوم کتاب کافی، صفحه 70 نقل می‌کنیم:

آن حضرت آب را بر دست چپ خویش ریخته و فرمود: حمد برای خدایی است که آب را پاک کننده قرار داد و آن را نجس قرار نداد.

سپس بدن خود را از دستشویی کردن پاکیزه کرده و فرمود: خدایا اندام تناسلی‌ام را محافظت کن و آن را عفیف قرار ده و زشتی‌ام را بپوشان و آتش را بر آن حرام گردان.

سپس بینی خود را پاکیزه کرده(آب در بینی گرداندند) و فرمود: خدایا بوی بهشت را بر من حرام نکن و مرا از کسانی قرار ده که بوی آن و خوشی آن را استشمام می‌کنند.

سپس در دهان خود آب گردانیده و فرمود: خدایا زبانم را با ذکر خودت بازگردان و مرا از آنان قرار ده که از آنان راضی می‌گردی.

سپس صورت را شسته و فرمود: خدایا صورتم را سفید گردان در روزی که صورت ها در آن سیاه می‌گردند و صورتم را سیاه نگردان  در روزی که صورت ها در آن سفید می‌گردند.



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/07/17
زمان : 08:23 ق.ظ
 

 




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات