مهربان باش، بدون دینداری!!؟
نظرات | ادامه مطلب


اگر به خانه آنها می رویم و می بینیم که یخچال خالی است، سعی کنیم قبل از این که از ما بخواهند برایشان خرید کنیم، این کار را انجام دهیم، قبل از این که از کثیفی خانه شکایت کنند، جارو دست بگیریم و ...

مهربانی

خیلی از آدم های این کره خاکی هیچ دین و ایمان و اعتقادی ندارند و فقط می گویند که خوب باش، کار نیک انجام بده، به خلق خدا سود برسان، مهربان باش و خیلی از کارهای مثبت دیگر.

بعد اکثر این آدم ها در زندگی خانوادگیشان ، این شعار را رعایت نمی کنند، مثلا از همسرشان جدا شده اند، پدر و مادرشان را به آسایشگاه سالمندان سپرده اند، با فامیل و دوست و آشنا رفت و آمد زیادی ندارند و به طور کلی فقط خوب بودن را دوست دارند، دوست دارند اما عمل نمی کنند و انجام نمی دهند.

در دین مبین اسلام به همه این کارها سفارش شده، با غریبه و آشنا، حتی با کسی که غیر دین و اعتقاد تو را دارد، وظیفه ما خوبی کردن و مهربان بودن است، درست مثل الگوهایمان که اهل بیت معصومین که سلام و درود خدا بر آنها باد، هستند، آنها اینقدر مهربان و خوش اخلاق بودند که همه جذب دین و آیینشان می شدند.

سیره عملی معصومین و دستور های صریح خدای یکتا در قرآن مجید بر خوبی و مهربانی کردن است و در ادامه برای این که این دستور فقط شعار نباشد و همه به آن عمل کنند، از مسلمانان خواسته است که تمرین این خوبی و احسان را از خانه و خانواده خود و در قدم اول با پدر و مادر خویش شروع کنند.

چرا که کسی که با پدر و مادر خویش، افرادی که اصل و ریشه انسان هستند، او را از هیچ به وجود آورده اند، در ناتوانی دست او را گرفته و توانا کرده اند،نتواند مهربان باشد، چطور می تواند با غریبه ها، کسانی که اصلا آنها را نمی شناسد، هیچ رابطه خونی و احساسی نسبت به آنها ندارد، خوب و مهربان باشد؟



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/07/24
زمان : 08:36 ق.ظ
کارهای کوچک با تأثیر گذاری بالا!
نظرات | ادامه مطلب


گوهر گرانبهای هر عملی، نیت و انگیزه انجام آن است. نیت به مثابه روح است و عمل همچون جسم. جسم بدون روح جنازه ای بیش نیست. زیباترین بدن نیز بعد از خارج شدن روح از آن باید دفن شود. پزشکان می گویند بیش از 90 درصد بیماری های جسمانی ریشه در بیماری های روحی و روانی دارد. اگر چه گاهی گفته می شود عقل سالم در بدن سالم است. امّا عکس آن صادق تر است. جسم سالم محصول روح و روان سالم است.

نیت

حاشیه بیش از این لازم نیست. با تمثیلات فوق این مهم آشکارتر می شود که کار کم و عمل کوچک با نیّت و هدف الهی، بزرگ و کار بزرگ با نیت غیر الهی کوچک و بلکه بیهوده تلقی خواهد شد.

خداوند به موسی(علیه السلام) فرمود: یا موسی آنچه به خاطر من انجام شود کمش زیاد و آنچه به خاطر غیر من انجام شود زیادش کم است. عمل خالص اندک مثل گوهر کم و خالص بسیار ارزشمند خواهد بود.

 

هر چه خلوصش بیشتر عیارش بیشتر

همه انسان ها در قرآن زیان کارند مگر مخلصین. آنان که ایمان آورده و عمل صالح انجام می دهند. عملی پذیرفته است که صالح باشد و با روح ایمان جان گرفته باشد. با نیّت خالص، خسران نخواهد بود.

نیت، همه اعمال ما را رنگ و روح عبادی و معنوی می دهد. نیّت، انسان را به همان مقام و منزلتی می رساند که خود قرار گرفته. اگر نیت، زمینی باشد ما را زمین گیر و اگر خدایی باشد ما را خدا گونه خواهد نمود. بهترین اعمال و عبادات و مناسک از حج و حجاب و نماز و روزه گرفته تا جهاد و صدقه و انفاق اگر با انگیزه رسیدن به نان و نام و مقام و موقعیت انجام گیرند، اموری پست و ریایی و مشرکانه خواهد بود.

ما مسلمانان هر کاری را با نام خدا شروع می کنیم. خارج شدن از خانه، پوشیدن لباس نو، انداختن سفره عقد، نشستن پشت فرمان اتومبیل، آغاز سخنرانی و... امّا متاسفانه در بسیاری موارد با توجه و تمرکز جدّی بر جان و جوهر کلام (نام خدا) نداریم و یا در آغاز با خلوص و توجه حرکت می کنیم امّا در میانه راه و یا در پایان راه آلوده به ریا و خودنمایی و کار برای غیر خدا می شویم.

علی(علیه السلام) فرمود: ریا کار سه نشانه دارد: وقتی مردم را ببیند با نشاط و شاداب است. [خود نمایی می کند و لذت می برد] و وقتی تنها است [به جهت آن که کسی او را نمی بیند] کسالت پیدا می کند و دوست دارد که در همه کارهایش مردم ثناگویش باشند و تحسینش کنند

به نام خدا یعنی، ساخت خدا، برای خدا، این سنخ و این عمل باید درخشان خدا باشد رنگ و روح خدایی داشته باشد. لذا وقتی لباسی را با نام خدا به تن می کنیم، دیگر با آن لباس در پی جلب توجه دیگران به ویژه نامحرمان نخواهیم بود. اگر روز کسب و کار و تجارت خود را با نام خدا آغاز می کنیم، دیگر با دروغ، احتکار، گران فروشی، کم فروشی، رشوه و اختلاس و... اموال و اعمال خود را به حرام آغشته نمی کنیم.

در ازدواج و ارتباط با گروه غیر همجنس رعایت موازین شرعی و اخلاقی و اخلاص و صداقت را از مهم ترین پیش نیازهای تعامل تلقی می کنیم.

زرنگ ترین آدم ها را صادق ترین آدم ها می خوانیم و می دانیم. آنان که با مکر و ریا و دورویی در پی موفقیت و دستیابی به مال و منال و مقام هستند در دام مکر و ریای خود گرفتار خواهند شد و مصداق این آیه کریمه می شوند. خداوند مکرشان را به خودشان بر می گرداند.(آل عمران/54) دنیا، دنیای پژواک است بدکنی، ‌بدخواهی دید.

"از مکافات عمل غافل مشو         گندم از گندم بروید جو ز جو"


:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/07/23
زمان : 08:32 ق.ظ
موعود عصر از نشانه ای بزرگ خبر می دهد
نظرات | ادامه مطلب

امام علی

برخی محققان بیانات رسیده از حضرت صاحب عجل الله تعالی فرجه را موضوع بندی کرده اند.(1) یکی از موضوعاتی که در این زمینه مورد توجه قرار گرفته است، تعابیری است که حضرت در وصف پدران گرانقدر خویش و معصومان علیهم السلام و به ویژه امیرمومنان علیه السلام داشته اند. در ادعیه رسیده از حضرت مهدی علیه السلام ایشان مولای متقیان علی علیه السلام را "آیت کبری" و "نبأ عظیم" نامیده اند. حضرت مهدی علیه السلام در دعایی که برای اعیاد اربعه از ایشان نقل شده است درباره حضرت علی علیه السلام می فرماید:

« ...كَانَ بَعْدَهُ هُدًى مِنَ الضَّلَالِ وَ نُوراً مِنَ الْعَمَى وَ حَبْلَ اللَّهِ الْمَتِینِ وَ صِرَاطَهُ الْمُسْتَقِیمَ لَا یُسْبَقُ بِقَرَابَةٍ فِی رَحِمٍ وَ لَا بِسَابِقَةٍ فِی دِینٍ وَ لَا یُلْحَقُ فِی مَنْقَبَةٍ مِنْ مَنَاقِبِهِ یَحْذُو حَذْوَ الرَّسُولِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِمَا وَ آلِهِمَا [صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ‏] ... » (2)

حضرت علی علیه السلام بعد از رسول خدا صلی الله علیه و آله هدایت کننده از گمراهی بود و روشنگر از نابینایی. ریسمان محکم خداوند بود و راه مستقیم به سوی او. کسی در نزدیکی به پیامبر صلی الله علیه و آله از حضرت علی علیه السلام مقدم تر نبود و در دین کسی از او سبقت نگرفته بود. و در فضیلتی از فضایلش به او نرسیده بود. او پای در جای پای پیامبر صلی الله علیه و آله نهاد.

امام مهدی علیه السلام در دعای افتتاح، حضرت امیر علیه السلام را "نشانه بزرگ خدا" و "نبأ عظیم" معرفی می کنند:

« اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى عَلِیٍّ أَمِیرِ الْمُوْمِنِینَ وَ وَصِیِّ رَسُولِ رَبِّ الْعالَمِینَ عَبْدِكَ وَ وَلِیِّكَ وَ أَخِی رَسُولِكَ وَ حُجَّتِكَ عَلى‏ خَلْقِكَ وَ آیَتِكَ‏ الْكُبْرى وَ النَّبَإِ الْعَظِیمِ »

"نبأ عظیم" عبارتی است که در آیه دوم سوره نبأ به کار رفته است:



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/07/23
زمان : 08:31 ق.ظ
خیانتی ننگین و ننگ آفرین!
نظرات | ادامه مطلب


گاهی اوقات غمی در صدایت هست که دیگران برای بدست آوردنش تلاش می کنند گاهی اوقات مسئولیتی به تو واگذار می شود که همه به دنبالش می دوند اما تو بین خودت و خدا حیرانی! خدایا این بار امانت را چرا به من واگذاردی؟

این همان راهی است که تو باید انتخاب کنی و تو انتخاب شدی که انتخاب کنی، این راه فقط لایق توست و تو فقط لایق این راهی این همان راهی است که خدا و پیغمبرش بدان راضی بودند هر چند بسیار صعب العبور بود.


غدیر
تو مصداق آیه ی تطهیری

«إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَكُمْ تَطْهِیرًا؛ خدا می خواهد پلیدی را از شما دور کند و شما را چنان که باید پاک دارد».

به راستی اگر عقل و دین داشتند که به آن تحدی و تجاوز نمی کردند؛ زیرا راهی است که خیر بشر بدان وابسته بوده، هست و خواهد بود.

پروردگار متعال همواره برای هدایت بشر نشانه هایی قرار می دهد که رسیدن به نیکی و پاکی را سهل الوصول تر می نماید.

غدیر برای ما یک نشانه است، غدیر برای ما یک راه است، غدیر برای ما یک زندگی است، زندگی که عاقبت به خیری  خودش را به همراه دارد و نمی توان به راحتی از آن گذشت.

دعوا بر سر لفظ مولی نیست، دعوا بر سر شخص نیست، اصلا دعوایی نیست وقتی به حق، به دفعات، پیامبر مکرم علی را انتخاب نمود.

با این انتخاب دیگر حرفی به میان باقی نمی ماند شاید خود پیامبر هم نمی خواست او این قدر سختی بکشد ولی این انتخابی بود که خداوند انجام داده بود و تنها یک نفر این قدر پاک و با صفا بود که بتواند راهگشای عموم باشد.

تنها یک نفر ظرفیت این قدرت را داشت تنها یک نفر بود که فقط برایش رضای خدا  شرط بود؛ این راهی است که باید دستت بسته شود و اهل جور خانه ات را به آتش بکشند.

آیا کسی را تاب مقاومت در این راه است؟ آیا کسی می تواند این سختی را بر دوش کشد؟



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/07/22
زمان : 08:32 ق.ظ
جهانِ پس ازحاکمیت امام حسین (علیه السلام)
نظرات | ادامه مطلب

این سؤال مهم در پیش روی ماست که پس از حکومت طولانی امام حسین (علیه السلام)، جهان در چه وضعیتی قرار خواهد گرفت؟
شش احتمال ذیل می تواند مطرح باشد:
1- حاکمیت رسول خدا (صلی الله علیه و آله).
2- حاکمیت امیرالمؤمنین (علیه السلام).
3- حاکمیت ائمه (علیه السلام).
4- حکومت حضرت مهدی (علیه السلام).
5- بازگشت به وضعیت پیش از ظهور.
6- برپایی قیامت.

1- حاکمیت رسول خدا (صلی الله علیه و آله)

برای حکومت جهانی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) پس از امام حسین (علیه السلام) منعی وجود ندارد، امّا آیا دلیلی هم بر چنین حکومتی وجود دارد؟
دو روایت در این باره وارد شده است که با توجّه به اهمیت موضوع یعنی حاکمیت رسول الله (صلی الله علیه و آله) و استقرار یک وضع نوین جهانی در زمین باید مورد بررسی قرار گیرند؛ زیرا چنین امر مهمی را جز با روایات معتبر نمی توان اثبات کرد و ذکر برخی روایات، بدون بررسی سند آنها نمی تواند یک کار تحقیقی تعیین کننده در عرصه آینده جهان باشد. بنابراین راهی جز نقل و بررسی روایات در پیش رو نداریم.
1- اسد بن اسماعیل گوید: وقتی از امام صادق (علیه السلام) درباره روزی که خداوند در قرآن مقدار آن را پنجاه هزار سال ذکر کرده است سؤال شد فرمود:
هِیَ کَرَّةُ رسُولِ الله (صلی الله علیه و آله) فَیَکُونُ مُلکُهُ فِی کَرَّتِهِ خَمسینَ أَلفَ سَنَةٍ وَ یَملِکُ أَمیرُالمؤمنین (علیه السلام) فِی کَرَّتِهِ أربَعاً وَ أَربَعِینَ أَلفَ سَنَةٍ.(1)
مراد از آیه، رجعت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) است. پس ملک او در بارگشتش پنجاه هزار سال خواهد بود و امیرالمؤمنین (علیه السلام) هم در رجعتش چهل و چهار هزار سال حکومت می کند.
این روایت مرفوعه است و سند آن ضعیف می باشد و ما ضعف سند آن را در فصل رجعت امیرالمؤمنین (علیه السلام) بیان کردیم. با توجّه به ضعف این روایت نمی توان به آن استدلال کرد ضمن اینکه ارقام مطرح شده در آن با آخر زمان بودن عصر ظهور و عصر رجعت منافات دارد.
2- روایت دیگری وارد شده است که به رجعت رسول خدا، امیرمؤمنان و سایر ائمه (علیه السلام) اشاره دارد و به حکومت آنها تصریح می کند. با توجّه به تناسب محتوای این روایت با بخش های مختلف این فصل آن را نقل کرده و مورد بررسی قرار می دهیم.
از امام صادق (علیه السلام) روایت شده است که فرمود: علی (علیه السلام) رجعتی با فرزندش حسین صلوات الله علیهما دارد و با پرچم خود می آید تا برای او از امیه و معاویه و پیروانش و هر کس که در جنگ (کربلا) به او کمک کرد انتقام گیرد. خداوند سی هزار نفر از یاران او که اهل کوفه هستند و هفتاد هزار نفر از مردمان دیگر را بر می انگیزد و در صفین مثل بار اوّل جنگ می کنند و دشمنان را می کشد به طوری که یک نفر هم نمی ماند تا سرگذشت جنگ را بیان کند. آنگاه خداوند آنها را مبعوث می کند تا آنان را در شدیدترین عذاب خود با فرعون و آل فرعون در آورد. سپس بار دیگر با رسول خدا (صلی الله علیه و آله) رجعت می کند تا خلیفه خدا بر روی زمین گردد و ائمه (علیه السلام) کارگزاران او باشند و به صورت علنی برانگیخته می شود پس عبادت او در زمین به طور آشکار خواهد بود همان گونه که خداوند را به صورت پنهانی در زمین عبادت کرد.
آنگاه فرمود:
(إی وَ اللهِ وَ أضعفُ ذلکَ یَعطِی اللهُ نَبیَّهُ (صلی الله علیه و آله) مُلکَ جَمیعِ أهلِ الدّنیا مُنذُ یَومٍ خلَقَ اللهُ الدنیا إلی یومٍ یُفنیها حتّی یَنجِزَ لَهُ مَوعُودَهُ فی کتابِه کَما قالَ: (لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ‌) (2)(3)
خداوند پادشاهی همه دنیا را از زمانی که آن را آفرید تا هنگامی که آن را از بین خواهد برد به پیامبرش عطا می کند تا به وعده ای که در کتابش به او داده است وفا کند همان گونه که فرمود: «آن (دین حقّ) را بر همه ی آیین ها پیروز گرداند هر چند مشرکان دوست نداشته باشند.»
پایان این روایت بر حکومت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) دلالت دارد امّا سند آن به خاطر مجهول بودن حسین بزاز و ضعف عمر و بن شمر، ضعیف می باشد و نمی توان به آن استدلال کرد.(4) بنابراین، بر هیچ یک از مطالب این روایت که به رجعت های مختلف معصومین (علیه السلام) مربوط می شود نمی توان اعتماد کرد و در نتیجه پس از امام حسین (علیه السلام) دلیلی بر حکومت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بر روی زمین نداریم.

2- حاکمیت امیرالمؤمنین (علیه السلام)

روایات حاکمیت امیرالمؤمنین (علیه السلام) در فصل رجعت آن حضرت مورد بررسی قرار گرفتند و همه آنها به خاطر ضعف سند و یا عدم تصریح به حکومت او توان اثبات حاکمیت آن حضرت را نداشتند به ویژه آنکه این حکومت با توجّه به بحث فعلی به زمان پس از حکومت امام حسین (علیه السلام) مربوط می گردد.
روایت دیگری داریم که می تواند در ارتباط با موضوع بحث، مورد بررسی قرار گیرد و آن حدیث موثق جابر جعفی است که می گوید: شنیدم امام باقر (علیه السلام) می فرماید:
وَ اللهِ لَیُمَلّکَنَّ مِنّا أَهَل البیتِ رَجلُ بَعدَ مَوتِهِ ثَلاثَمائَةِ سَنَةً و یَزدادُ تِسعاً.
قُلتُ: مَتی یَکُونُ ذلک؟ قال: بَعدَ القائِمِ (علیه السلام).
قُلتُ: وَکَم یَقُومُ القائِمُ فی عالَمِهِ؟
قال: تِسعَ عَشَرَةَ سَنَةً ثُمّ یَخرُجُ المُنتَصِرُ فَیَطُلبُ بِدَمِ الحُسَینِ (علیه السلام) وَ دِماءِ أصحابِهِ، فَیَقتُلُ وَ یَسبِی حتّی یَخرُجَ السَّفّاحُ.(5)
به خدا سوگند یکی از ما اهل بیت پس از مرگ، سیصد سال حکومت می کند و نه سال هم بر آن می افزاید. عرض کردم: در چه زمانی؟ فرمود: پس از قائم.
پرسیدم: قائم چند سال حکومت می کند؟
فرمود: نوزده سال، آنگاه منتصر (حسین علیه السلام) به دنیا باز می گردد و برای حسین (علیه السلام) و اصحابش خونخواهی می کند. پس می کشد و اسیر می کند تا سفاح خروج می کند.
اگرچه روایت معتبر است امّا بحث حکومت امیرمؤمنان (علیه السلام) در آن مطرح نیست و تنها به خروج او که رجعت آن حضرت می باشد اشاره کرده است و لازمه رجعت و حتی جهاد، حکومت نیست. بنابراین، دلیل قابل قبولی برای اثبات حاکمیت امیرالمؤمنین (علیه السلام) پس از امام حسین (علیه السلام) نداریم. البته این روایت به صورت مفصل تری هم نقل شده است امّا سند آن ضعیف است و ما در فصل یازدهم در بحث هرج و مرج پنجاه ساله، ضعف سند آن را بررسی کردیم.

3- حاکمیت ائمه (علیه السلام)

برای تحقق حکومت ائمه (علیه السلام) پس از امام حسین (علیه السلام) منعی وجود ندارد امّا سؤال این است که آیا دلیل قابل قبولی آن را اثبات می کند؟
روایاتی در این باره مطرح است که باید مورد بررسی قرار گیرند.
1- رسول خدا (صلی الله علیه و آله) از قول خداوند در شب معراج نقل می کند که فرمود:
لَاُطَهِّرَنَّ الأَرضَ بِآخِرِهم مِن أَعدائِی و لَأُمَلِّکَنَّهُ مَشارِقَ الأرضِ وَ مَغارِبِها، و لَاُسخِّرَنَّ لَهُ الرِّیَاحَ، وَ لَاُذَلّلَنَّ لَهُ الرّقَابَ الصّعابَ وَ لَأَرقِیَنَّهُ فی الأسبابِ و لَاَنصُرَنَّهُ بِجُندی، وَ لَاَمُدَّنَّهُ بِمَلائکَتی حَتّی یُعلِنَ دَعوَتِی وَ یَجمَعَ الخَلقَ عَلی تَوحیدی، ثُمَّ لَاُدِیِمَنَّ مُلکَهُ وَ لَاُداوِلَنَّ الایَامَ بَینَ أَولیِائِی إلی یَومِ القِیامَةِ.(6)
زمین را به آخرینِ از آنها (ائمه علیهم السلام) از دشمنانم پاک می کنم و شرق و غرب زمین را تحت حکومت او در می آورم و بادها را مسخر او کرده و گردن های سرکش را در برابرش ذلیل می گردانم و او را بر اسباب امور مسلط کرده و به لشکریانم یاری می دهم و با فرشتگانم یاری می رسانم تا دعوتم را آشکار و مردم را بر یگانگی ام گرد آورد آنگاه ملکش را ادامه می دهم و روزهای پیروزی را تا روز قیامت میان دوستان می گردانم.
آنچه می تواند برای حاکمیت ائمه (علیهم السلام) مورد تمسک قرار گیرد جمله «وَ لَاُداوِلَنَّ الایّامَ بَینَ أَولِیائِی إلی یَومِ القِیامَةِ» می باشد؛ زیرا مراد از اولیاء با توجّه به فقرات قبلی روایت، ائمه (علیه السلام) می باشند. آن گاه معنا این خواهد شد: «و بعد از او روزها (ی پیروزی) را تا روز قیامت در میان ائمه (علیه السلام) می گردانم» و این همان گردش حکومت در میان ائمه (علیهم السلام) پس از امام زمان (علیه السلام) است که با امام حسین (علیه السلام) آغاز و با سایر ائمه تا روز قیامت استمرار می یابد.
امّا دو اشکال بر استدلال به این روایت وارد است:
1- سند آن ضعیف است؛ زیرا از شش راوی سلسله سند حدیث به جز عبدالسلام بن صالح الهروی بقیه مجهول و ناشناخته اند و با این ضعف سند نمی توان به آن استدلال کرد.
2- گرداندن روزهای پیروزی در میان اولیاء خدا حتماً به معنای حاکمیت آنها پس از حضرت مهدی (علیه السلام) نیست بلکه می تواند به معنای گرداندن پیروزی در میان اولیاء خدا در پرتو حکومت امام زمان (علیه السلام) باشد.
2- محمّد بن سلیمان دیلمی از پدر خود نقل می کند که درباره ی آیه (جَعَلَ فِیکُم أَنبِیَآءَ وَ جَعَلَکُم مُلُوکاً)(7) سؤال کردم و او فرمود:
اَلأَنبِیاءُ، رَسولُ اللهِ و ابراهیمُ و اسماعیلُ و ذُریَّتُهُ وَ المُلوکُ، الأَئمّةُ (علیهم السلام). فَقُلتُ: وَ أَیُّ مُلکٍ أُعطیتُم؟ مُلکُ الجَنَّةِ و مُلکُ الکَرَّةِ.(8)
پیامبران: رسول خدا، ابراهیم، اسماعیل و فرزندان او هستند و پادشاهان، ائمه (علیهم السلام) می باشند، عرض کردم: چه ملکی به شما داده شده است؟ فرمود: پادشاهی بهشت و زمان رجعت.
امّا سند این روایت بسیار ضعیف است و روایانِ بسیار منحرف، بسیار دروغگو و غلو کننده ای دارد.(9)
3- دعایی از امام رضا (علیه السلام) نقل شده است که در آن آمده است:
اللّهمّ صَلَّ عَلی وُلاةِ عَهدِهِ و الأئمَّةِ مِن بَعدِهِ.(10)
خدایا بر حاکمان عصر او و پیشوایان پس از او درود فرست.
این دعا صراحت دارد که پس از حضرت مهدی (علیه السلام)، ائمه (علیهم السلام) خواهند آمد و پیشوای مردم می شوند.
امّا استدلال به این دعا محل اشکال است؛ زیرا اگر چه امامانِ پس از حضرت مهدی (علیه السلام) مطرح شده اند امّا آیا به طور یقین مراد از ائمه ی پس از او ائمه معصومین (علیهم السلام) هستند؟
اگر احتمال دیگری باشد که مراد از ائمه کسان دیگری غیر ازائمه معصومین باشند نمی توان به روایت استدلال کرد و علامه مجلسی به نقل از کفعمی (رحمه الله) در حاشیه کتاب شریف مصباح نقل می کند که در توضیح ائمه ی پس از او می نویسد:
یرید بالائمة من بعده اولاده، لانّهم علماء اشرف. و العالم امام من اقتدی به و یدل علیه قوله: والائمة من ولده فی الدعاء المروی عن المهدی (علیه السلام).(11)
مراد از ائمه ی پس از او، فرزندان آن حضرت هستند؛ زیرا آنها علمای ارجمندی می باشند و عالم، امام کسی است که به او اقتدا می کند و جمله ی «ائمه ی از فرزندان او» در دعایی که از مهدی (علیه السلام) روایت شده است دلیل صحت این گفته است که مراد از ائمه ی پس از او فرزندان او هستند.(12)
احتمال دیگری که درباره ی این دعا مطرح است و با وجود این احتمال نمی توان به آن استدلال کرد؛ زیرا «اذا جاء الاحتمال بطل الاستدلال» این است که مراد از ائمه ی پس از او امامان بعد از ظهور او باشند و نه پس از رحلت او؛ چنان که علامه مجلسی (رحمه الله) می نویسد:
یحتمل ان یکون المراد بالائمة بعده، الائمة الذین یرجعون الی الدنیا بعد ظهوره.(13)
احتمال دارد مراد از ائمه ی پس از او، پیشوایانی باشند که پس از ظهور، به دنیا باز می گردند.
بنابراین با وجود این احتمال ها که درباره ی دعای یاد شده بیان گردید نمی توان برای حکومت ائمه (علیهم السلام) پس از حضرت مهدی (علیه السلام) به آن استدلال کرد.
اشکال دیگر آن است که دو نفر از راویان این دعا به نام ابن ابی الجید و اسماعیل بن مولد افراد مجهول و ناشناخته ای هستند که سند روایت به خاطر آنها ضعیف است و نتیجه آنکه با یک دعا با سند ضعیف و وجود احتمال های مختلف در مورد آن نمی توان آینده جهان را ترسیم کرد.
دعاهایی وارد شده است که در آنها خطاب به معصومین (علیهم السلام) می گوییم: ما در انتظار دولت شما به سر می بریم و آماده یاری شما هستیم، خداوند ما را در زمان رجعت شما بازگرداند تا شما را یاری دهیم و در دولتتان باشیم. این دعاها به فرض صحت سند به عصر رجعت که منطبق با عصر ظهور و دولت حضرت مهدی (علیه السلام) است باز می گردند. اینکه ما می گوییم در دولت شما باشیم مراد دولت امام زمان (علیه السلام) است که دولت همه اهل بیت (علیهم السلام) محسوب می شود.
نتیجه اینکه دلیل معتبر و قابل قبولی برای اثبات حاکمیت ائمه (علیهم السلام) پس از امام حسین (علیه السلام) نداریم.

حاکمیت حضرت مهدی (علیه السلام)

حکومت دوباره ی حضرت مهدی (علیه السلام) بر جهان، احتمال دیگری است که می تواند پس از امام حسین (علیه السلام) مطرح گردد. امّا مقدمه این حکومت، رجعت آن حضرت است تا در پرتو آن چنین حکومتی در جهان شکل گیرد. بنابراین برای تحقق حاکمیت امام زمان (علیه السلام) باید رجعت او اثبات گردد و در اینجا به بررسی رجعت آن حضرت می پردازیم.
رجعت یک امر الهی است که دارای فلسفه و اهداف خاصی می باشد و مهم ترین آنها حاکمیت مؤمنان و عذاب کفاری است که از ایمان و کفر خالص برخوردارند و این امر مهم در عصر شکوهمند ظهور مهدی آل محمّد (علیه السلام) و به دست مقتدر او به وقوع می پیوندد. از این رو نیازی به بازگشت او به دنیا جهت این حاکمیت نمی باشد چنان که سایر معصومین (علیهم السلام) هم پس از رجعت در عصر ظهور، رجعت دیگری نخواهند داشت؛ زیرا آنها هم در عصر ظهور به اهداف رجعت دست می یابند. بله حکومت امام حسین (علیه السلام) پس از حضرت مهدی (علیه السلام) نیز دلیل خاصی دارد و مثل بسیاری از امور دیگرِ او جزء موارد استثنایی آن حضرت است که شاید همه آنها از واقعه ی کربلا نشأت گیرد.
بنابراین آنچه بیان گردید فلسفه و اهداف رجعت در ارتباط با حضرت مهدی (علیه السلام) مطرح نیست پس رجعتی برای او نخواهد بود و در نتیجه حاکمیت او هم پس از امام حسین (علیه السلام) که فرع بر رجعت او می باشد منتفی می باشد؛ چه اینکه دلیل معتبری هم برای رجعت و حاکمیت او در دست نداریم. البته اگر دلیل معتبری وجود داشت همان گونه که رجعت دوباره ی امیرالمؤمنین و امام حسین (علیه السلام) و حکومت آن حضرت را پس از حضرت مهدی (علیه السلام) پذیرفتیم، رجعت و حکومت او را هم پس از حسین بن علی (علیه السلام) می پذیرفتیم.

پاسخ به چند اشکال

اشکال اوّل

روایاتی وارد شده است که به رجعت ائمه (علیه السلام) تصریح کرده اند و حضرت مهدی (علیه السلام) یکی از ائمه (علیهم السلام) می باشد بنابراین او هم رجعت خواهد کرد.
و پاسخ ما به این اشکال آن است که ادله ای که درباره ی رجعت ائمه (علیهم السلام) وارد شده است و همه آنها را در بحث رجعت ائمه (علیهم السلام) بیان کردیم به رجعت آنها در عصر ظهور حضرت مهدی (علیه السلام) اشاره دارند و نظر علمای شیعه هم این است که بنابر روایات، ائمه (علیهم السلام) در عصر ظهور امام زمان (علیه السلام) رجعت می کنند چنان که در این کتاب هم به اثبات رسید. وقتی آنچه از روایات به ذهن تبادر کند رجعت ائمه (علیهم السلام) در عصر ظهور باشد رجعت آن حضرت در عصر ظهور خود که زنده است مفهومی نداشته و تخصصاً از تحت روایات رجعت ائمه (علیهم السلام) خارج است و دلیل دیگری هم درغیر زمان رجعت ائمه (علیهم السلام) برای بازگشت آن حضرت نداریم.
غیبت و ظهور امام زمان (علیه السلام) و اتصال زمان حیات او به عصر رجعت، او را در مواردی استثنا کرده است که از جمله آنها عدم رجعت آن حضرت است و بر همین اساس، ادله رجعت ائمه (علیهم السلام) از رجعت آن حضرت منصرف است و آنچه از این ادله به ذهن تبادر می کند رجعت امامانی است که دنیا را وداع گفته اند؛ پس اگر امامی دنیا را وداع نگفته است رجعتی هم نخواهد داشت.
بله اگر زمان رجعت آن حضرت را پس از عصر ظهور بدانیم چنان که نظر اشکال کننده همین است خواهیم گفت: ما دلیل خاصی بر رجعت او پس از عصر ظهور نداریم و در دلایل رجعت ائمه (علیهم السلام) هم که سند بازگشت آنهاست به چنین تفاوت زمانی اشاره ای نشده است بلکه تنها یک رجعت در عصر ظهور به ذهن تبادر می کند و این نشان می دهد رجعتی ورای رجعت ائمه (علیهم السلام) پس از عصر ظهور برای حضرت مهدی (علیه السلام) وجود ندارد.

اشکال دوم

روایاتی وارد شده است که هر مؤمنی یک مرگ و یک قتل دارد و کسانی که رجعت می کنند اگر مرده بودند کشته می شوند و اگر به قتل رسیده بودند می میرند.
امام باقر (علیه السلام) فرمود:
مَن قُتِلَ یَنشُرُ حَتّی یَمُوتَ وَ مَن مَاتَ یَنشُرُ حَتّی یُقتَلَ.(14)
کسی که کشته شده است برانگیخته می شود تا بمیرد و کسی که مرده است برانگیخته می شود تا کشته شود.
بر اساس این روایت و نظیر آن، امام زمان (علیه السلام) هم که از ایمان خالص برخوردار است باید رجعت کند تا دارای یک مرگ و یک قتل باشد.
پاسخ به این اشکال هم آن است که آنچه از این روایات برای مردنِ کشته شدگان یا کشته شدنِ مردگان به ذهن تبادر می کند عصر ظهور است و چون در این زمان حضرت مهدی (علیه السلام) زنده است رجعت او مفهومی ندارد. بنابراین، آن حضرت و همه کسانی که در هنگام رجعت مردگان در قید حیات هستند تخصصاً از عموم روایات یاد شده خارجند.

اشکال سوم



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/07/22
زمان : 08:25 ق.ظ
 

 




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات