دوستان شیطان چه کسانی هستند؟
نظرات | ادامه مطلب

شیطان

تلاشگران در گمراهی افراد جامعه، اولیا و دوستان با وفای شیطان هستند؛ کسانی که شیطان را در موارد تنهایی و عدم توانایی در اجرای نقشه‌هایش کمک می‌کنند و به وسیله آنان بسیاری از گمراهی‌ها انجام می‌گیرد.


دوستان شیطان كسانی هستند كه فتنه و فتنه‌انگیزی را دوست دارند، از خونریزی و كشتار خوششان می‌آید، دیگران را برای جنگ و دعوا با مسلمانان تحریك می‌كنند.

آن‌ها تحت تأثیر وسوسه‌های شیاطین قرار می‌گیرند و به خاطر دوستی با آنان، با مۆمنان می‌جنگند: «وَإِنَّ الشَّیاطِینَ لَیوحُونَ إِلَى أَوْلِیآئِهِمْ لِیجَادِلُوكُمْ وَإِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّكُمْ لَمُشْرِكُونَ»؛ «و در خفا ‏شیطان‌ها به دوستان خود وسوسه مى‏كنند تا با شما ستیزه نمایند و اگر اطاعتشان كنید قطعاً شما هم مشركید».(1) قرآن برای این افراد ویژگی‌هایی را ذکر کرده است:

 

ترسو بودن

«إِنَّمَا ذَلِكُمُ الشَّیطَانُ یخَوِّفُ أَوْلِیاءهُ فَلاَ تَخَافُوهُمْ وَخَافُونِ إِن كُنتُم مُّۆْمِنِینَ»؛ «در واقع این شیطان است كه دوستانش را مى‏ترساند پس اگر مومنید از آنان مترسید و از من بترسید».(2)

نشانه دوستان شیطان، ترس و وحشت است؛ زیرا اولیاءالله اهل خوف و ترس نیستند: «أَلا إِنَّ أَوْلِیاء اللّهِ لاَ خَوْفٌ عَلَیهِمْ وَلاَ هُمْ یحْزَنُونَ»؛ «آگاه باشید كه بر دوستان خدا نه بیمى است و نه آنان اندوهگین مى‏شوند.»(3)

 

بی‌ایمانی و شرک

از دیگر نشانه‌های اولیای شیطان، بی‌ایمانی است؛ زیرا شیطان فقط بر افراد بی‌ایمان سلطه دارد: «یا بَنِی آدَمَ لاَ یفْتِنَنَّكُمُ الشَّیطَانُ كَمَا أَخْرَجَ أَبَوَیكُم مِّنَ الْجَنَّةِ ینزِعُ عَنْهُمَا لِبَاسَهُمَا لِیرِیهُمَا سَوْءَاتِهِمَا إِنَّهُ یرَاكُمْ هُوَ وَقَبِیلُهُ مِنْ حَیثُ لاَ تَرَوْنَهُمْ إِنَّا جَعَلْنَا الشَّیاطِینَ أَوْلِیاء لِلَّذِینَ لاَ یۆْمِنُونَ»؛ «اى فرزندان آدم! زنهار تا شیطان شما را به فتنه نیندازد؛ چنان كه پدر و مادر شما را از بهشت بیرون راند و لباسشان را از ایشان بركند تا عورت‌هایشان را بر آنان نمایان كند؛ در حقیقت او و قبیله‏اش شما را از آنجا كه آن‌ها را نمى‏بینید مى‏بینند، ما شیاطین را دوستان كسانى قرار دادیم كه ایمان نمى‏آورند».(4)

شیطان از خدا و یاد او خوف دارد؛ چرا که هر جا نام و یاد خداست، ملائک الهی حاضرند و با حضور ملائک، شیاطین جرأت حضور ندارند؛ بلکه شیطان فقط بر کسانی سلطه دارد که از او پیروی می‌کنند و او را سرپرست خود می‌گیرند و به خدا شرک می‌ورزند.

در حدیثی از امام صادق(علیه السلام) آمده است که فرمود: «در خانه‌ات اذان بگو که همانا اذان شیطان را فراری می‌دهد».(5)

نشانه دوستان شیطان، ترس و وحشت است؛ زیرا اولیاءالله اهل خوف و ترس نیستند: «أَلا إِنَّ أَوْلِیاء اللّهِ لاَ خَوْفٌ عَلَیهِمْ وَلاَ هُمْ یحْزَنُونَ»؛ «آگاه باشید كه بر دوستان خدا نه بیمى است و نه آنان اندوهگین مى‏شوند»

در سخنی از پیامبر (صلی الله علیه و آله) نیز آمده است که فرمود: «آیا شما را خبر ندهم از چیزی که اگر آن را انجام دهید شیطان از شما دور می‌شود، همان طور که مشرق از مغرب دور است؟ اصحاب گفتند: بفرمایید. فرمود: روزه، صورت شیطان را سیاه می‌کند و صدقه کمرش را می‌شکند و دوستی به خاطر خدا و کمک به عمل صالح، دنباله او را قطع می‌كند و استغفار رگ قلب او را پاره می‌کند و هر چیزی زکاتی دارد و زکات ابدان، روزه است».(6)




:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/05/16
زمان : 08:16 ق.ظ
چه عجب یک جا خوندیم شهوت جنسی خوبه!
نظرات | ادامه مطلب

افراط در شهوت جنسی

از نظر اسلام، ازدواج و تشکیل خانواده، اهمیت خاصى دارد؛ زیرا از سویى، ازدواج را وسیله‏اى براى پاکدامنى و مهار غریزه جنسى و آرامش و حرکت به سوى کمال دینى مى‏داند و از سوى دیگر، رهبانیت (ترک دنیا و لذت‏هاى آن را) مذمت نموده، و آن را مانع کمال و سعادت مى‏داند. از نظر اسلام، ازدواج امری پسندیده و انجام آن مستحب است؛ اما در صورتی که انسان بداند که اگر ازدواج نکند به گناه می‌افتد، ازدواج بر او واجب می‌شود.

طبق نظر شرع مقدس اسلام، امروز ارضای قوه شهوانی و مسئله جنسی تنها از راه مشروع آن، یعنی ازدواج دایم یا موقت جایز است. البته در صدر اسلام علاوه بر راه ازدواج، راه مشروع ملک یمین (مالک کنیزان و اسیران جنگی شدن) برای ارتباط زناشویی وجود داشته است که امروزه موضوع آن منتفی است.

فایده‌های شهوت جنسی

برای شهوت جنسی دو فایده ذکر شده است:

1.    با درک لذت آمیزش، آن را با خوشی آخرت مقایسه کند تا بتواند با فکر و اندیشه لذت‌های‌ آخرت را درک کند و از لذت زودگذر دنیا چشم بپوشد. امام علی (علیه السلام) به این مسئله این‌گونه اشاره کرده‌اند: «فَلَو رَمَیتَ بِبَصَرِ قَلبَکَ نَحوَ مَا یُوصَفُ لَکَ مِنهَا لَعَرَفَت نَفسَکَ عَن بَدَائِعِ مَا أَخرِجَ إِلی الدُّنیَا مِن شَهَوَاتِهَا وَ لَذَّاتِهَا وَ زَخَارِفِ مَنَاظِرِهَا؛ اگر با چشم دل به آنچه از بهشت برای تو ستودند بنگری، از آنچه در دنیاست دل می‌کنی؛ هرچند شگفتی‌آور و زیبا باشد و از خواهش‌های نفسانی و خوشی‌های زندگانی و منظره‌های آراسته و زیبای آن، کناره گیری».(1)

لذت جنسی، برترین لذت‌ها شناخته شده است؛ همان‌گونه که سوختگی بر اثر آتش، بزرگ‌ترین درد برای آدمی است. تشویق و تنبیه باعث حرکت آدمی در مسیر سعادت می‌شود.

2.    بقای نسل بشر در سایه این لذت نهفته است؛ اما افراط در شهوت جنسی انسان را از حرکت در راه آخرت محروم می‌کند و راه قوه اندیشه را می‌بندد و هرگز نوبت به مقایسه نمی‌رسد، تا با اندیشه در نعمت‌های اخروی از محرمات دنیوی چشم بپوشد.

چشم، مهم‌ترین عامل برای به هیجان آمدن و حاکمیت شهوت در وجود آدمی است و نگاه آلوده، یکی از کلیدهای رذایل به حساب می‌آید

نکوهش شهوت

افراط در شهوت، یکی از دام‌های شیطان است که انسان را در رذیلت و پستی متوقف می‌کند و از همت‌های عالی، عشق به خدا و محبتش باز می‌دارد. امام علی (علیه السلام) می‌فرماید: «فَرَحِمَ اللهُ امرَأً نَزَعَ عَن شَهوَتِهِ وَ قَمَعَ هَوَی نَفسِهِ فَإِنَّ هَذِهِ النَّفسَ أَبعَدُ شَیءٍ مَنزَعَاً وَ إِنَّهَا لا تَزَالُ تَنزَعُ إِلَی مَعصِیَةٍ فِی هَوَی؛ رحمت خدا بر کسی که شهوت خود را مغلوب و هوای نفس را سرکوب کند؛ زیرا کار مشکل، بازداشتن نفس از شهوت بوده که پیوسته خواهان معصیت در هواپرستی است».(2)



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/05/15
زمان : 08:45 ق.ظ
یک فیلم انحرافی دیگر درباره پیامبران
نظرات | ادامه مطلب


تصویری که از نوح نبی الله در فیلم «نوح»به نمایش در می آید بیشتر شبیه یک اقتباس سمبولیک است .فقط دست مایه ای تاریخی برای اثبات نظریه ای مربوط به عصر حاضر شده.

کارکرد اجتماعی و فلسفی فیلمی مثل نوح در جنجال های رسانه ای مفهوم خود را از دست می دهد و در گیر شدن در باب ممنوعیت ها و سانسور و ... باعث می شود مسیر در پیش چنین تفکری کاملا مورد بررسی قرار نگیرد .

در میان جوامع مسلمان به همین که تصویر یکی ازپیامبران الهی بازسازی شده است اشکال وارد می کنند و طبیعی است که همین نکته ، قاطبه جامعه را از تاثیر فلسفی چنین فیلم هایی غافل می کند . در میان آرا محافل مسیحی نیز عدم تطبیق با متون عهد جدید را ملاک این تحریم می دانند .

نوح در واقع یک برداشت آزاد از یک رویداد دینی و تاریخی است . رویدادی که بیش از هر اتفاق دیگری در آموزه های دینی مورد بررسی و بحث قرار می گیرد . از این روی که به نوعی ادامه ی داستان آفرینش است و البته سر آغاز بشریت نوین در مفهوم فلسفی.

با این وجود نوح - نسخه ی دارن آرنوفسکی- در پی مطرح کردن سوال نیست و در واقع با نوع قرائتش تصویر فلسفی متفاوتی در ذهن مخاطب ارائه می کند . و از قضا همین بخش مسیر فیلم سازی در هالیوود است که بسیار زیرکانه در پی خلط مباحث دینی و تاریخی است .



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/05/15
زمان : 08:43 ق.ظ
راه رهایی از غرور و تکبر بیجا
نظرات | ادامه مطلب

مخبتین چه کسانی هستند؟ آیا برترین بندگان مخبتین هستند؟ درجه آنان بالاتر از توکل کنندگان درگاه خداوند است؟ قرآن چه ویژگی هایی برای آنان بیان می‌کند؟ مخبتین همان متواضعان و خاشعان هستند یا مقامی بالاتر دارند؟


معنی واژه اخبات

واژه مخبتین از «خبت» گرفته شده است و در لغت به معنی خضوع و خشوع است [1] اما بین خضوع و اخبات خیلی تفاوت وجود دارد، درست است که دو کلمه مترادف هستند ولی معنایی که در اخبات است در خضوع نمی‌باشد، مخبت کسی است که همواره ملازم به طاعت می‌باشد یعنی کسی که دائماً در حال عبادت است اما این استمرار و مداومت در کلمه خضوع وجود ندارد. پس مخبتین دائماً در حال عبادت خداوند هستند و لحظه‌ای از اطاعت او غافل نمی‌شوند.[2]

 

ویژگی های مخبتین از نظر قرآن

خداوند در آیه 34 و 35 حج از مخبتین یاد می‌کند «وَ لِكُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنا مَنْسَكاً لِیَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلى‏ ما رَزَقَهُمْ مِنْ بَهیمَةِ الْأَنْعامِ فَإِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ فَلَهُ أَسْلِمُوا وَ بَشِّرِ الْمُخْبِتینَ(34)».

الَّذِینَ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَ الصَّابرِینَ عَلىَ‏ مَا أَصَابهَمْ وَ الْمُقِیمِى الصَّلَوةِ وَ ممِّا رَزَقْنَاهُمْ یُنفِقُونَ(35)».

در این آیه بعد از بیان مناسک حج از جمله قربانی کردن بیان می‏کند در برابر خدا تسلیم شوید و در ادامه مخبتین را بشارت می‌دهد و به معرفی و توصیف آن‏ها می‌پردازد و چهار ویژگی از آنان ذکر می‏کند:

1. هنگامی که نام خدا را می‌شنوند ، دل‌هایشان مملو از خوف می‌شود.

2. نسبت به آن مصائبی که به آنان می‏رسد ، صبور و شکیبا هستند.

3. برپادارندگان نمازند.

4. از آنچه خداوند روزیشان می‌کند انفاق می‌کنند.

ذکر واژه مخبتین بعد از حج، خود نشان دهنده اهمیت این واژه است. علامه طباطبایی می‌فرمایند: تمام صفات مذکور در این آیه همه اش در حج می باشد.[3]

حج یکی از اعمال عبادی مسلمانان که مظهر عبودیت محض است انسان از تکبر و منیت خود دور شده و به خالق خود نزدیک می گردد. امام علی علیه السلام در روایتی می‌فرمایند: «و اخراجاً للتكّبروا من قلوبهم واسكانا لتذلّل فی انفسهم»، حج مایه خروج انسان از تكبر و غرور و باعث آرامش روح است».[4]

مخبت کسی است که همواره ملازم به طاعت می‌باشد یعنی کسی که دائما در حال عبادت است اما این استمرار و مداومت در کلمه خضوع وجود ندارد. پس مخبتین دائما در حال عبادت خداوند هستند و لحظه‌ای از اطاعت او غافل نمی‌شوند

معنی مخبت در روایات



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/05/14
زمان : 08:23 ق.ظ
بی نهایت بودن خدا را اثبات کنید.
نظرات |

موجود محدود، ناقص و محتاج است و موجود ناقص و فاقد و محتاج، خدا نیست. خدا یعنی موجودی که هیچ نیازی به غیر ندارد و تمام نیازهای غیر را برطرف می کند چنین موجودی را واجب الوجود می نامیم در حالی که موجود محدود ممکن الوجود و محتاج و ناقص است. خداوند نامحدود است چون واجب الوجود است. الف) هر چیزی را که تصور کنید عقلا از سه حال خارج نیست : 1- یا وجودش ضرورت دارد و عدمش محال است 2- یا وجودش محال است و عدمش ضروری است و 3- یا نه وجودش ضرورت دارد و نه عدمش ضرورت دارد بلکه میتواند وجود داشته باشد و میتواند وجود نداشته باشد. اولی را واجب الوجود دومی را ممتنع الوجود و سومی را ممکن الوجود می گوئیم . ب ) آنچه که در خارج وجود دارد یا ممکن الوجود است یا واجب الوجود (ممتنع نمی تواند در خارج وجود داشته باشد) ج ) ممکن الوجود چون وجود و عدم برایش یکسان است در وجود پیدا کردن نیاز به علت دارد اما واجب الوجود نیازی به علت ندارد وجودش را از غیر نمی گیرد . حال با توجه به مقدمه فوق : در عالم هستی موجوداتی مانند انسان و کوه و دشت و دریا و حیوانات و کهکشانها و ... وجود دارند این موجودات ممکن الوجود هستند یعنی برای آنها نه وجود ضرورت دارد نه عدم اما موجودند لذا این سوال پیش می آید که وجودشان از کجا آمده چه موجودی به آنان وجود داده و موجودشان کرده ؟ حتما یک موجود دیگر ، آن موجود دیگر(خدا) ، ممتنع الوجود که نمیتواند باشد در نتیجه یا ممکن الوجود است و یا واجب الوجود ، اگر واجب الوجود باشد که نیاز به اینکه دیگری به او وجود دهد ندارد پس مقصود ما ثابت است . اگر ممکن الوجود باشد ، خود نیاز به علت دیگری دارد که به او وجود داده باشد و آن علت دیگر یا واجب الوجود است که مقصود ما ثابت می شود و اگر ممکن الوجود باشد نیاز به علت دارد و علت آن در نهایت باید منتهی به واجب الوجود باشد. بنابر این عالم هستی واجب الو جودی دارد که همه ی ممکنات وجود خود را از او گرفته اند و او وجودش عین ذاتش است و از غیر نگرفته و گرنه ممکن الوجود خواهد بود نه واجب الوجود. 


:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/05/14
زمان : 08:20 ق.ظ
 

 




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic