4 اصل آمرزش گناهان
نظرات | ادامه مطلب

استغفار


متأسفانه امروزه کم نیستند آدم هایی که طلبکارانه به خدا نگاه می کنند درحالی که فراموش کرده ایم که ما همواره به خدا بدهکار هستیم.


خداوند در آیه ای از سوره آل عمران می‌فرماید به سوی بخشش خداوند بشتابید و اجابت به دست شما است.

منظور این آیه آن است که ما کاری کنیم که وسیله آمرزش قرار بگیریم و خداوند گناهان ما را نادیده بگیرد و ما را ببخشد.

فقط ائمه اطهار(علیهم السلام) هستند که از گناه دور هستند و معصوم کسی است که حتی فکر گناه را هم نمی‌کند.

انسان به دلیل نداشتن معرفت گناه می‌کند و همه ما قبول داریم که گناه کار هستیم و کوتاهی کرده‌ایم، همین امر برای اصلاح خود و انجام کاری که خدا ما را ببخشد کافی است.

 

4 اصل آمرزش گناهان

انفاق در سختی و فراوانی، خشم خود را فروبردن، عفو یکدیگر و محبت به دیگران چهار اصلی است که انسان با عمل به آنها مورد بخشش خدا قرار می‌گیرد و به بهشت می‌رود.

 

آیا چیزی هست که تو مالک آن باشی؟

اگر گمان می کنی آنچه داری، تو مالک واقعی اش هستی، اشتباه بزرگی کرده ای، و اگر می دانی آنچه داری، مالک واقعی آن نیستی، چرا از آن نمی بخشی؟ و حق خدا و مردم را نمی پردازی تا از وبال و گرفتاری آن روزی که مال و فرزندان به حال کسی نفعی ندارند ـ و جز برای کسی که با قلب سلیم به پیشگاه خدا رفته ـ در امان باشی؟

پیامبر عالیقدر اسلام در مقام مقایسه میان فقر و غنا و اینکه کدام یک برای سعادت انسان بهتر است، می فرماید:

«تهیدستی از ثروت بهتر است، مگر ثروت ثروتمندی که از مال خود، قرض اشخاص پریشان حال و مقروض را ادا کند و آنان را از زیر بار قرض و فشار زندگی نجات دهد و به مسلمانان بی بضاعت و گرفتار کمک کند».

انسان در حالت غضب تجلی‌گاه جهنم است و اگر خود را کنترل نکرد شراره این آتش به بیرون سرایت می‌کند و در قیامت با همین آتش خواهد سوخت صدای تنفس و ناله انسان غضب کرده، صدای غیظ آلود جهنم است. و در حال عصبانیت شیطان به انسان بسیار نزدیک است بنابراین شخص عصبانی نباید تصمیم بگیرد و عملی را انجام دهد

خداوند می فرماید چیزی را که شما انفاق می کنید، من عوض آن را می دهم:



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/05/23
زمان : 08:15 ق.ظ
حق وتوی خدا !
نظرات | ادامه مطلب

اعتقاد

از جمله اصول اعتقادی مکتب اسلام اعتقاد به حکیم بودن و وجود سایر کمالات وجودی به طور کامل و اتم در خداوند متعال است، این موضوع که از زیر شاخه های بحث خداشناسی به شمار می رود موضوع بسیار مهمی است که می تواند پایه ی بسیاری دیگر از اصول اعتقادی قرار گیرد. توجه به ظرافت های بحث های خداشناسی و نیز ارتباط آن با مباحث جهان شناسی از جمله ویژگی های بارز مکتب امامیه است. یکی از این مباحث بسیار حائز اهمیت مساله "بدا" است که از جمله اصول اعتقادی برشمرده می شود که بحثی معقول و منطقی و البته بسیار دقیق و ظریف است که اعتقاد بدان و چینش آن به صورت معقول و منطقی مستلزم غور در مباحث و معارف اسلامی می باشد. این نوشتار می کوشد به زبانی ساده هر چند به طور مختصر به این مساله بپردازد.

 

بدا اعتقادی قرآنی!

بدا به معنای آن است که انسان معتقد باشد خداوند متعال می تواند هر نوع تغییری را در عالم بدهد که آیات قرآنی نیز بدان اشاره ی صریح دارند: "یمحوالله ما یشاء و یثبت و عنده ام الکتاب، خداوند آنچه را که بخواهد محو می کند و آنچه را که بخواهد اثبات می کند".

امامیه از جمله مکاتبی است که براساس آموزه های قرآنی اعتقاد راسخ به بدا دارد و در ضمن آن را امری معقول و منطقی می داند اما عده زیادی از فلاسفه و متفکران این مساله را منکرند!

 

منکران بدا

متفکران مخالف مساله ی بدا می گویند دستگاه سیستماتیک هستی طوری هماهنگ و تثبیت شده است که محال است کوچکترین حادثه برخلاف آن مجموعه ی سیستماتیک موجود شود ، هر چه که بوده و هست و خواهد شد از لحاظ کمی و کیفی مقرر گشته و راهی برای انحراف از مسیر ازلی و ابدی وجود ندارد. بنابراین از نظر ایشان بدا برهم زدن حادثه ای از دستگاه هستی است که امری امکان ناپذیر است این متفکران حتی امامیه را که قائل به بداست متهم به بدعت می کنند و مساله ی بدا را یکی از بدعت های امامیه برمی شمرند!

چنان نیست که قوانین و پدیده های مخلوق قدرت مطلقه ی خالق را محدود نماید و این طور نیست که خود خداوند نیز باید در مقابل قوانین و پدیده هایی که ساخته ی خود اوست سر تسلیم فرود آورد! در واقع خود خداوند متعال که اختیار به وجود آوردن عالم را داشته است اختیار تبدیل تغییر و محو و اثبات کردن آنها را نیز داراست

بدا امری معقول!

برای آنکه معلوم شود بدا امری معقول و منطقی است و منافاتی با حکمت و قدرت الهی ندارد بلکه برعکس اثبات کننده ی صفات عالیه الهی است باید بدانیم که خداوند متعال با پدید آوردن موجودات عالم و به جریان انداختن قوانین عالم خودش محدود به قوانین نشده است!

یعنی چنان نیست که قوانین و پدیده های مخلوق قدرت مطلقه ی خالق را محدود نماید و این طور نیست که خود خداوند نیز باید در مقابل قوانین و پدیده هایی که ساخته ی خود اوست سر تسلیم فرود آورد! در واقع خود خداوند متعال که اختیار به وجود آوردن عالم را داشته است اختیار تبدیل تغییر و محو و اثبات کردن آنها را نیز داراست.

 



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/05/21
زمان : 08:28 ق.ظ
هیچ وقت به ایمانت مغرور نشو!
نظرات | ادامه مطلب

عدالت

روزی دو زن نزد علی ـ علیه السلام ـ آمدند یکی از آنان عرب بود و دیگری کنیز آزاد شده. امام چند درهم و مقداری غذا به طور مساوی به هر کدام داد، زن عرب اعتراض کرد و گفت: من عرب هستم و این زن عجم است چرا به من بیشتر ندادی؟ امام ـ علیه السلام ـ فرمود: «سوگند به خدا من در تقسیم بیت المال فرزندان اسماعیل را بر فرزندان اسحاق، نیز برتر نمی بینم».


در این مقاله به دو داستان کوتاه از نهج البلاغه اشاره میکنیم:

مساوات در تقسیم بیت المال

عبدالله بن زمعه بن اسود، از شیعیان و یاران حضرت علی ـ علیه السلام ـ بود، گرچه پدر و عمویش در جنگ بدر جزء سپاه شرک بودند و کشته شدند و جدش «اسود» از کسانی بود که پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ را استهزاء می کرد، ولی خودش در خط علی ـ علیه السلام ـ حرکت می کرد، و از پیروان آن حضرت بود. (مصادر نهج البلاغه، ج3، ص177)

او، در موردی بیشتر از حق خود از بیت المال درخواست کرده و خیال می کرد به خاطر نزدیک بودنش به علی ـ علیه السلام ـ آن حضرت او را بر دیگران مقدم می دارد، ولی امام در پاسخ درخواست او فرمود: این ثروت، نه از آن من است و نه از آن تو، بلکه از غنائم جنگی است که مسلمانان با شمشیرهایشان آن را به دست آورده اند. اگر تو همراه آنها بوده ای، همانند آنها سهم داری، و گرنه دستچین آنها برای غیر دهان آنها نخواهد بود». (نگاه کنید به خطبه 232 نهج البلاغه از ابو اسحاق همدانی نقل شده: روزی دو زن نزد علی ـ علیه السلام ـ آمدند یکی از آنان عرب بود و دیگری کنیز آزاد شده. امام چند درهم و مقداری غذا به طور مساوی به هر کدام داد، زن عرب اعتراض کرد و گفت: من عرب هستم و این زن عجم است چرا به من بیشتر ندادی؟ امام ـ علیه السلام ـ فرمود: «سوگند به خدا من در تقسیم بیت المال فرزندان اسماعیل را بر فرزندان اسحاق، نیز برتر نمی بینم». (بحار، ج41، ص137)

در اینجا به تناسب موضوع فوق به داستان ذیل توجه کنید:

عاصم بن کلیب از پدرش نقل می کند که گفت: در محضر علی ـ علیه السلام ـ بودم که مقداری پول و چیزهای دیگر به عنوان بیت المال از ناحیه ای در ایران آورده بودند، حضرت برخاست و تصمیم تقسیم آن را گرفت، مردم برای دریافت سهمیه خود هجوم می آوردند حضرت برای حفظ انضباط، دستور فرمود: طنابی به عنوان حائل، اطراف اموال کشیدند و جمعیت در آن طرف طناب قرار گرفتند و خود علی ـ علیه السلام ـ داخل طناب شد و دستور فرمود: روسای هفت قبیله (که در آن روز در کوفه سکونت داشتند) حاضر شدند.

به راستی چقدر دنیا فریبنده و مکار می باشد. طلحه و زبیر، هر دو به خوبی حضرت علی ـ علیه السلام ـ را می شناختند، و از نخستین کسانی بودند که با علی ـ علیه السلام ـ بیعت کردند، زبیر علاوه بر آشنایی، پسر عمه علی ـ علیه السلام ـ بود، زیرا مادرش سفیّه، عمه علی ـ علیه السلام ـ بود، و در نیتجه علی ـ علیه السلام ـ پسر دایی زبیر بود، ولی در ماجرای جنگ جمل، طلحه و زبیر، گردانندگان اصلی جنگ با سپاه علی ـ علیه السلام ـ بودند، و به این عنوان به بصره آمدند و بصره را تحت تصرف خود درآوردند


:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/05/21
زمان : 08:23 ق.ظ
اولین منکر غیبت کیست؟!
نظرات | ادامه مطلب

ظهور

غیبت حجت الهی، از مصادیق غیب پروردگار است. غیبت حجت الهی از امت خود مسأله‏ای نیست که صرفاً در مورد حضرت مهدی (علیه السلام) پیش آمده باشد و سابقه آن به انبیا و حجج الهی پیشین بر می‌گردد، غیبت انبیا و اولیای الهی یکی از سنت‌های رایج در میان ایشان بوده است. از روایات بر می‌آید که بیشتر انبیای الهی، برای مدتی از امت خویش مخفی بوده اند.

امام حسن عسکری (علیه السلام)، در روایتی «غیبت» را از علایم و ویژگی‌های پیامبران می‌داند:

«إِنَّ ابْنِی هُوَ الْقَائِمُ مِنْ بَعْدِی وَ هُوَ الَّذِی یَجْرِی فِیهِ سُنَنُ الْأَنْبِیَاءِ ع بِالتَّعْمِیرِ وَ الْغَیْبَةِ؛ فرزند من همان قائم بعد از من است و همان كسى است كه داراى علائم پیغمبران یعنى طول عمر و غیبت طولانى خواهد بود.»[1]

در این نوشتار برآنیم که دیدگاه شیخ صدوق را در مقایسه داستان سجده نکردن شیطان بر حضرت آدم (علیه السلام) و مسئله غیبت حضرت مهدی (علیه السلام) و منکران ایشان بیان کنیم.

 

ایمان به غیب

خدای عزوجل در آیه 3 سوره بقره در وصف "متقین" می فرماید: «الَّذِینَ یُۆْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَ یُقِیمُونَ الصَّلَوةَ وَ ممِّا رَزَقْنَاهُمْ یُنفِقُون». بنابر این آیه مبارکه متقین کسانی اند كه به غیب ایمان مى‏آورند، و نماز را بر پا مى‏دارند، و از آنچه روزی داده شده اند انفاق می کنند. تفاسیر وجوه مختلفی را به عنوان مصداق غیب در آیه مطرح کرده اند، مثلا در تفسیر مجمع البیان 5 قول مطرح شده است[2]:

1- واجبات و محرمات و مباحات یعنى احكام.

2- قیامت و بهشت و جهنم.

3- آنچه از ناحیه خداست.

4- هر چه از علم و اطلاع مردم عادى بیرون است.

5- قرآن.



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/05/20
زمان : 08:27 ق.ظ
بهترین راهنما برای اصلاح اخلاقمان!
نظرات | ادامه مطلب

انسان از منظر قرآن، مسافرى است رهسپار لقاى خداوند سبحان: « یَا أَیُّهَا الْإِنسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِیهِ » و در این سیر، عوالمى را پیموده تا سرانجام به عالم طبیعت و نشئه دنیا، که در بیان عارفان به کشف کن کاخ با عظمت آفرینش تعبیر شده، رسیده است: « لَقَدْ خَلَقْنَا الإِنسَانَ فِى أَحْسَنِ تَقْوِیمٍ «5» ثُمَّ رَدَدْنَاهُ أَسْفَلَ سَافِلِینَ » و عوالمى را پیش رو دارد تا به لقاى مهر و جمال یا قهر و جلال حضرت حق راه یابد.
جوادی آملی

سالک، که در این سفر، سیر به سوى مکانات برتر را طلب مى کند، به ره توشه اى علمى نیازمند است او باید موانع نظرى و عملى سیر و سلوک الى الله را به خوبى بشناسد و با راه هاى مانع زدایى و مراحل این سیر آشنا شود و چون مجموعه این شناخت ها را علم اخلاق بر عهده دارد و علم اخلاق نیز، خود داراى مبادى خاصى است، پیش از هر چیز، باید با مبادى اخلاق آشنا شود.

این مبادى، که اکنون به فلسفه اخلاق موسوم شده کاوش هاى علمى اخلاق شناسانه اى است که از بیرون به این علم مى نگرد از این رو کتاب"مراحل اخلاق در قرآن کریم" نوشته حضرت آیت الله جوادی آملی؛ راهگشای مناسبی است تا از دریچه وحی به اخلاق خود باید ها و نباید ها بنگریم و در صدد اصلاح برآییم.

کتاب حاضر، عهده دار تبیین برخى از مبادى اخلاق از منظر وحى است و در بخش یکم، از رابطه جهان بینى و اخلاق، در بخش دوم از رابطه انسان و اخلاق و در بخش سوم درباره اهمیت و آثار اخلاق بحث مى کند. بخش پایانى کتاب نیز عنایت علمى و عملى فرزانگان بشرى به اخلاق را مورد ارزیابى قرار مى دهد.

مباحث ارزشمند این کتاب، محصول درس هاى تفسیر موضوعى حکیم متاله و مفسر ژرف اندیش قرآن کریم، حضرت آیة الله جوادى آملى (دامت برکاته العالیه) است که در جمع دانشجویان محترمى که از سراسر کشور براى ملاقات با ایشان در مرکز تحقیقاتى اسراء (در شهر مقدس قم) گرد مى آمدند، مطرح مى شد و سپس از سیماى جمهورى اسلامى ایران پخش و مورد استفاده شیفتگان معارف و اسرار قرآن قرار مى گرفت و اکنون پس از تنظیم و ویرایش، توسط مرکز نشر اسراء منتشر مى شود.

مباحث این کتاب بخشى از بحث هاى اخلاق در قرآن است که هنگام تنظیم، به دو بخش تقسیم شد: بخشى که بیشتر صبغه مباحث فلسفه اخلاق و فلسفه علم اخلاق داشت، در همین جلد، با عنوان مبادى اخلاق در قرآن آمده و بخش دیگر که بیشتر صبغه مباحث اخلاقى داشت، با عنوان مراحل اخلاق در قرآن در جلد یازدهم گردآورى شده است.



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/05/20
زمان : 08:23 ق.ظ
 

 




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic