آیا امام علی جامعه ما را قبول دارند؟
نظرات | ادامه مطلب

نهج البلاغه

امروزه زندگی بشر در بستر جامعه معنا می ‌یابد. رشد روزافزون جمعیت، افزایش جوامع را به همراه داشته است و این افزایش مستلزم توجه بیشتر تمام مردم به ملزوماتی است که در جامعه برای رفاه حال خود و دیگران باید رعایت کنند. اصولی که بی تردید در دین اسلام، به عنوان آخرین دین، مورد توجه قرار داده شده و پیشوایان دینی ما، آن ها را مدنظر قرار داده ‌اند.

در این میان حضرت علی(علیه السلام) به دلیل آنکه برای مدتی هر چند کوتاه زمام حکومت را در دست داشتند بیش از سایر معصومین(علیهم السلام) به این مهم در سخنان خویش اشاره کرده اند. شاخصه های جوامع مدنی و ویژگی ‌های جوامع نکوهیده از جمله موضوعاتی است که در سخنان ایشان می توان یافت.

 

جوامع نکوهیده در نهج البلاغه

چهار گروه از جوامع در نهج البلاغه مورد نکوهش واقع شده ‌اند که هر یک از این جوامع ویژگی ‌هایی دارند که سبب نکوهش امام(علیه السلام) شده ‌اند. شناخت این ویژگی ‌ها و تلاش برای دوری از آن‌ها و یا اصلاحشان، میتواند ما را برای داشتن جامعه‌ای زیبا یاری رساند:

1ـ ویژگی های منفی جامعه های گذشته: علی (علیه السلام) عوامل تیره روزی اقوام گذشته را برشمرده ‌اند. خلاصه ای از آن چنین است:

ندادن حق مردم، کینه، نفاق، جدایی افتادن، دست از یاری یکدیگر کشیدن، تبدیل الفت به پراکندگی، گراییدن به حزبها، بریدن از پیوندهای خانوادگی.

به عنوان نمونه فرموده اند: "بپرهیزید از آنچه فرود آمد بر امت های پیشین ... و بپرهیزید از هر کار که پشت آنان را شکست ... چون، کینه هم در دل داشتن و تخم نفاق در سینه کاشتن و از هم بریدن، و دست از یاری یکدیگر کشیدن ... پس بنگرید که پایان کارشان به کجا کشید، چون میانشان جدایی افتاد، و الفت به پراکندگی انجامید و سخنها و دل‌هایشان گونا‌گون گردید. از هم جدا شدند، و به حزبها گراییدند، و خدا لباس کرامت را از تنشان بیرون آورد ... آنان واگذاشتند مستمند درویش، چراننده اشتران پشت ریش. پست ترین جایهایشان خانه، و خشکترین بیابانشان جای قرار و کاشانه ... ". (خطبه 192)

مردم را روزگاری رسد که در آن از قرآن جز نشان نماند و از اسلام جز نام آن. در آن روزگار بنای مسجدهای آنان از بنیان آبادان است و از رستگاری ویران. ساکنان و سازندگان مساجد بدترین مردم زمینند، فتنه از آنان خیزد و خطابه آنان درآویزد. آنکه از فتنه به کنار ماند بدان بازش گردانند، و آنکه از آن پس افتاد به سویش برانند

2ـ ویژگی های منفی جامعه عرب جاهلی: بررسی سخنان امام علی (علیه السلام) برخی ویژگی ‌های منفی عرب جاهلیت را روشن میسازد که عبارت بودند از:

تفاوت خواسته ‌ها، گونه گون شدن سخن ها، تعدد کیش ها، بت پرستی، گمراهی، نادانی، بی عدالتی، نفاق، جدایی و پراکندگی، گراییدن به حزب‌ها، نبودن دوستی و مودت، یاری نکردن مردم، بریدن پیوندهای خویشاوندی، کینه و دشمنی بین خویشاوندان، فقر، ندادن حق مردم، غارت کردن یکدیگر، نزاع و خونریزی، زنده به گور کردن دختران، تحت سلطه بودن، نداشتن حکومتی قوی برای دفع ستم.

این موارد برگرفته از خطبه 1، 213، 231 و 96 می باشد که به دلیل جلوگیری از تفصیل در کلام تنها به یک مورد اشاره می گردد: " ... دلهای نیکوکاران به سوی او [محمد (صلی الله علیه و آله)] گردیده، دیدهها در پی او دویده، کینه ‌ها را بدو نهفت و خونها به برکت او بخفت. مومنان را بدو برادر همکیش ساخت، و جمع کافران را پریش، خواران را بدو ارجمند ساخت و سالار و عزیزان را بدو خوار. گفتار او ترجمان هر مشکلی است و خاموشی او زبانی گویا برای اهل دل".

3ـ ویژگی‌های منفی جامعه معاصر امام (علیه السلام): علی (علیه السلام) در موارد متعددی ویژگیهایی منفی مردم عصر خویش را بیان داشته‌اند. بررسی کلمات کلام 9، 62، حکمت 317، خطبه 217، 192، 180، 166، 162، 156، 150، 144، 131، 130، 119، 116، 106، 105، 97، 88، 71، 69، 43، 32، 30، 29، 25 موارد زیر را نشان داد:

بدعت در دین، فراموشی سنت، بیگانگی با اسلام، فراموش کردن احکام صحیح، دفاع نکردن از حق، پیروی نکردن از دستورات رهبر الهی، گوشه ‌نشینی مومنان، حکمفرمایی به ظاهر مومنان، آشکاری فساد، عامل نبودن امر به معروف و نهی از منکرکنندگان، آشکار نمودن گناهان، گوش نکردن به مواع1 بی‌رغبتی به عمل نیک، فراگیر شدن بدی، پایمال کردن حق، انجام امور باطل، سستی و بی ارادگی، بی توجهی به جهاد، کندکرداری، تندخویی و بدزبانی، شیوع کینه، تفرقه، یاری نکردن یکدیگر، بی توجهی به فقرا، ازدیاد فقر، بازگشت به ارزش های جاهلی.



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. , نهج البلاغه ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/05/27
زمان : 08:34 ق.ظ
رای اعتماد به نفس فرزندان چکار کردیم؟!
نظرات | ادامه مطلب

تقویت اعتماد به نفس در دانش آموزان با شروع مدرسه

بررسی و تبیین روش های تربیت اجتماعی در نهج البلاغه یکی از اساسی ترین اقدامات در عرصه تربیت اجتماعی و یکی از اهداف مهم حاکم بر نظام آموزشی کشور است. بر عهده گرفتن امر تربیت اجتماعی از جمله وظایف حاکمان یک جامعه است. امام علی (علیه السلام) می فرمایند: "حق شما بر من این است که از خیرخواهی شما دریغ نکنم و بیت المال را میان شما عادلانه تقسیم کنم، و شما را آموزش دهم تا نادان نمانید و شما را تربیت کنم تا راه و رسم زندگی را بدانید".

امام (علیه السلام) روش ‌هایی را نیز برای رسیدن به این مهم بیان داشته اند. از آن جمله به موارد زیر می توان اشاره نمود:

1ـ پرهیز از تحقیر:

یکی از روش ‌هایی که باعث حفظ و تقویت عزت و کرامت انسان و مانع خدشه دار شدن آن می شود، روش پرهیز از تحقیر است. این روش امری پیشگیرانه می باشد. در این مورد حضرت علی (علیه السلام) می فرمایند: "همانا دهقانان فرمانداریت از خشونت و قساوت و تحقیر کردن مردم و سنگدلی تو شکایت کردند، من در مورد آن ها اندیشیدم، نه آنان را شایسته نزدیک شدن یافتم، چون مشرکند و نه شایسته قساوت و بد رفتاری، زیرا با ما هم پیمان هستند ... ".

2ـ روش ابراز توانایی:

در این روش، تمام تلاش مربی بر این است که توانمندی های شخص را به وی بشناساند تا متربی، به احساس سربلندی و عزت درونی دست یافته و اقدامات لازم را برای حفظ آن انجام دهد. حضرت علی (علیه السلام) در سخنی، عدم توجه به ارزش وجودی خود را مساوی با نادانی فرض کرده و می ‌فرمایند: "دانا کسی است که قدر خود را بشناسد و در نادانی همین بس که ارزش خویش را نداند". (خطبه 103)

اگر نظام تربیت اجتماعی تلاش کند تا زمینه های بروز استعدادها و به فعلیت رسیدن آن ‌ها را در جهات مثبت فراهم سازد، باعث ترقی و توسعه هر چه بهتر روابط اجتماعی افراد جامعه خواهد شد و احساس توانمندی و عزت نفس و شرافت در آن ملت را به وجود خواهد آورد.

3ـ تغافل:

تغافل یعنی خود را بی ‌اطلاع نشان دادن و برخی دانسته ها و امور را نادیده گرفتن. تغافل در جایگاه مناسب خود خصوصا در امور اجتماعی دارای ارزش و اثر زیادی است و عاملی در حفظ کرامت انسان و بزرگواری شخص تغافل کننده به حساب می ‌آید. حضرت علی(علیه السلام) در تأیید نکته فوق می فرمایند: "خود را به بی خبری نمایاندن از بهترین کارهای بزرگواران است".

بررسی و تبیین روش ‌های تربیت اجتماعی در نهج البلاغه یکی از اساسی ‌ترین اقدامات در عرصه تربیت اجتماعی و یکی از اهداف مهم حاکم بر نظام آموزشی کشور است. بر عهده گرفتن امر تربیت اجتماعی از جمله وظایف حاکمان یک جامعه است

رعایت این روش باعث دوام و بقای حیات یک جامعه و ملت است. تغافل باید به امید اصلاح افراد یا برای رعایت ضعف متربیان، و یا حفظ آبرو و شخصیت و عزت متربیان و با دلائل موجه دیگر باشد.

4ـ مواجه نمودن با نتایج اعمال:

بایستی پیامدهای عمل فرد را به وی یادآور شد. فرد با آگاهی از نتایج مثبت و یا منفی عمل خویش، نسبت به انجام دوباره آن عمل دلسرد و یا تشویق می شود.حضرت علی(علیه السلام) در خطبه ای عاقبت اندیشی حکام در قبال وظیفه و مسئولیت هایشان را یادآور شده و با این کار، پیشاپیش آن ها را با عواقب نوع عملکردهایشان مواجه می ‌کنند:

"پس باید امام و راهنمای مردم، به مردم راست بگوید و راه خرد را بپیماید و از فرزندان آخرت باشد که از آنجا آمده و بدانجا خواهد رفت. پس آنکه با چشم دل بنگرد، و با دیده درون کار کند، آغاز کارش، آن است که بیاندیشد آیا عمل او به سود اوست یا زیان او؟! اگر به سود اوست ادامه دهد و اگر زیان بار است توقف کند، زیرا عمل ‌کننده بدون آگاهی چون رونده ای است که بیراهه می رود". (خطبه 154)


5ـ الگوسازی:



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. , نهج البلاغه ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/05/26
زمان : 08:46 ق.ظ
چگونه می گویید شهدا زنده اند؟!
نظرات | ادامه مطلب

شهدا

شهدا، نه تنها نامشان یا آثار كارهایشان زنده و باقى است، بلكه یك زندگى واقعى برزخى دارند. زندگى‏اى كه در آن رزق و شادى و بشارت است، زندگى در جوار رحمت خدا كه در آن حزن و ترس وجود ندارد.


وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ یُقْتَلُ فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْواتٌ بَلْ أَحْیاءٌ وَ لكِنْ لا تَشْعُرُونَ (بقره ـ 154)

و به آنها كه در راه خدا كشته مى‏شوند مرده نگوئید، بلكه آنان زنده‏اند، ولى شما نمى‏فهمید.

در جنگ بدر، چهارده نفر از مسلمانان به شهادت رسیدند كه شش نفر آنها از مهاجران و هشت نفر از انصار بودند. برخى از مردم مى‏گفتند: فلانى مُرد. این آیه نازل شد و آنان را از این تفكّر نهى كرد. (تفسیر مجمع البیان)

شهدا، نه تنها نامشان یا آثار كارهایشان زنده و باقى است، بلكه یك زندگى واقعى برزخى دارند. زندگى‏اى كه در آن رزق و شادى و بشارت است، زندگى در جوار رحمت خدا كه در آن حزن و ترس وجود ندارد.

شهادت در راه خدا، شامل كشته شدن در میدان نبرد، ترور و سوء قصد دشمنان، كشته شدن مومنان در دفاع از جان و ناموس و مال، در هر مكان و زمان مى‏شود.

آیه ، پاسخی به گفته‏هاى مسموم است:

البته در هر نهضتى گروهى راحت طلب و ترسو خود را كنار مى‏كشند و علاوه بر اینكه خودشان كارى انجام نمى‏دهند سعى در دلسرد كردن دیگران دارند.

همین كه حادثه ناگوارى رخ مى‏دهد، اظهار تأسف مى‏كنند و آن را دلیل بر بى نتیجه بودن آن قیام مى‏پندارند، غافل از اینكه هیچ هدف مقدس و گرانبهایى بدون دادن قربانى یا قربانی ها به دست نیامده و این یكى از سنن این جهان است.

قرآن كریم مکرّر از این دسته سخن به میان آورده و آنها را سخت سرزنش مى‏كند.

گروهى از این قماش مردم در آغاز اسلام بودند كه هرگاه كسى از مسلمانان در میدان جهاد به افتخار شهادت نائل مى‏آمد مى‏گفتند فلانى مرد! و با اظهار تأسف از مردنش، دیگران را مضطرب مى‏ساختند.

خداوند در پاسخ این گفته‏هاى مسموم پرده از روى یك حقیقت بزرگ بر مى‏دارد و با صراحت مى‏گوید: شما حق ندارید كسانى را كه در راه خدا جان مى‏دهند مرده بخوانید آنها زنده‏اند، زنده جاویدان، و از روزی هاى معنوى در پیشگاه خدا بهره مى‏گیرند، با یكدیگر سخن مى‏گویند، و از سرنوشت پربارشان كاملاً خشنودند، اما شما كه در چهار دیوارى محدود عالم ماده محبوس و زندانى هستید این حقایق را نمى‏توانید درك كنید.

شهادت در راه خدا، شامل كشته شدن در میدان نبرد، ترور و سوء قصد دشمنان، كشته شدن مۆمنان در دفاع از جان و ناموس و مال، در هر مكان و زمان مى‏شود


:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/05/25
زمان : 08:44 ق.ظ
آموزش قرآن به سبک پیامبر مکرم اسلام (ص)
نظرات | ادامه مطلب

اشاره:

سبک شناسی آموزش قرآن کریم و تعیین آن چه هست و آن چه که باید باشد، یکی از اهم سوال ها و پژوهش های اهالی قرآن کریم است که البته همچنان در ابهام باقی مانده است.

گفتگو با مهدی لسانی، دانشجوی دکترای علوم قرآنی و مسئول دارالقرآن الکریم حرم رضوی (ع)، تلاشی است برای بازخوانی و بازفهمی سبک درست آموزش قرآن کریم و همتی است برای درک سبک و روش آموزش قرآن بر اساس سیره نبوی(ص).

این مصاحبه، به دلیل سخنان منسجم و دقیق آقای لسانی، در قالب "یک متن" تولید و منتشر می‌شود.

 

سبک آموزش پیامبر مکرم اسلام(ص):

هدف آموزش نبی اکرم (ص) چیست؟ باید این نکته را کاملا فهمید و به عنوان هدف آموزش قرار داد و فنون و روش های آن را هم به کار بست؛ این گونه نمی تواند باشد که برای آموزش قرآن، هدف آموزش رسول الله(ص) را نادیده بگیریم و یا از روش های ایشان استفاده نکنیم.


هدف آموزش و سبک آموزش قرآن کریم رسول الله (ص) ملاک قاطع و برهان مبین است؛ به همین خاطر است که باید برای آموزش درست قرآن کریم، به پیامبر اسلام (ص) مراجعه کنیم.


در این باره، از قرآن کریم و سخنان پیامبر گرامی اسلام (ص)، چنین بر می آید:

اولین مربی، خود خداوندـجل جلاله ـ است. بعد از خداوند، کسی که معلم واقعی قرآن است، نبی اکرم (ص) است؛ بنابراین باید قرآن کریم و احادیث و روایات صحیحی که استخراج شده اند مد نظر قرار گیرند تا هدف و سبک قرآن آموزی به درستی تعیین شود.

برای درک درست هدف آموزش قرآن کریم، باید توجه کنیم که قرآن کریم وقتی خودش را معرفی می کند، چه و چگونه معرفی میکند؟ کارکرد قرآن چیست؟

از یک طرف می فرماید:قرآن، نور است؛ یعنی قرار است که شما را به سر منزل مقصود برساند. چراغ راهی است در مسیر ما به عنوان یک انسان که همواره در حال حرکت تصویر می شویم آن هم در حالی که در یک شب ظلمانی و تاریک قرار داریم و برای رسیدن به مقصد نمی توانیم پیشاپیش خودمان را ببینیم. در این حالت، قرآن عبارت است از چراغی که مسیر را برای ما روشن می کند. با روشن شدن مسیر انسان می تواند به سمت هدف درست حرکت درستی داشته باشد.

به بیان دیگر، چراغ بودن، می شود کارکرد قرآن کریم.

قرآن کریم به تعبیر دیگر می فرماید: "هدی للناس..." (سوره بقره آیه 185) که باز همان معنا را می دهد؛ یعنی چراغی که مسیر را روشن می کند برای هدایت مردم.

در سوره بقره آیه 20 مثال جالبی می آورد: "منافق کسی است که: ...... ابصارهم کلما ........."

منافق که گاهی ادعای مسلمانی میکند و گاهی به سمت کفار می رود، مانند کسی است که در شب تاریک قرار دارد و هنگامی که رعد و برقی زده می شود و کمی نور می آید، مسیرش را می بیند و راهش را تعیین می کند؛ اما هنگامی که نور می رود، دوباره متحیر می ماند و نمی داند که باید به کدام سو حرکت کند!

 بنابراین، ما که می خواهیم به سمت یک مقصد که حق تعالی است، برویم و لقاء الله را به عنوان هدف غایی انتخاب کرده ایم، و می خواهیم در این مسیر حرکت کنیم، نیاز به یک منشور و دستورالعمل برای حرکت داریم و قرآن کریم می خواهد لوازم حرکت و سفر را در اختیار ما قرار دهد.


پس، هدف آموزش، اساسا و اصالتا باید مسلمان را مجهز کند برای این که به الله برسد، لذا "رسیدن به الله" می شود هدف استراتژِک آموزش و بعد نوبت به هدف عملیاتی می رسد.


حال برای رسیدن به این هدف، ما نیاز داریم که هم الفاظ قرآن را بیاموزیم و هم معانی آن را که این هدف شناختی است و مهم تر این که این کار را باید به نحوی انجام دهیم که انگیزه، توان و میل حرکت داشته باشیم. این بخش هدف حرکتی ـ روانی مساله است.

در بخش هدف حرکتی، داشتن اراده مورد تاکید است؛


 یعنی آموزش باید به نوعی باشد که فرد بفهمد کجا می رود و برای رفتن به آن جا، هم انگیزه لازم و اراده کافی داشته باشد.

به بیان دیگر یعنی این که فرد هم اسلام داشته باشد و هم ایمان. هم عقلا و با مهارت این کار را انجام دهد و هم قلبا بخواد که آن را انجام دهد. یعنی هم بداند و هم بخواهد.


حال ببینیم نبی اکرم (ص)، برای تحقق اهداف شناختی و روانی ـ حراکتی، چه کار می کردند؟



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/05/25
زمان : 08:43 ق.ظ
ما را ببخش که بی لیاقت بودیم!
نظرات | ادامه مطلب

مولا علی علیہ السلام کی بےمثال شخصیّت

مراتب دانش امام علیه‏السلام مرزهاى زمینیان را درمى‏نوردید و به آسمان و آسمانیان مى‏رسید. امام علیه‏السلام در فرازى از نهج‏البلاغه در توصیف دانش خود چنین آورده‏اند: اى مردم، پیش از آنكه مرا نیابید از من بپرسید كه من به راه‏هاى آسمان از راه‏هاى زمین آگاه‏ترم.

آیا با معیارهاى بشرى مى‏توان از عهده تحلیل دانشى برآمد كه زمین و زمان را در مى‏نوردد؟!

شناسایى و شناساندن شخصیت امیرمومنان على علیه‏السلام به عنوان انسان كامل و الگویى براى كارگزاران و عامّه مردم، جزء ضرورت‏هاى عصر حاضر است.

سیماى آفتابگون حضرت على علیه‏السلام چنان پر تشعشع است كه هر چشمى را یاراى نگریستن در آن نیست، و ستیغ شخصیت و هویّت الهى او چنان فرازمند است كه پاى هر راه‏پیماى سختكوش و بلند همّتى به دامن آن نخواهد رسید، و مرغ بلندپرواز اندیشه‏ها به كرانه آن نزدیك نتواند شد.

ما در این مقاله به چند ویژگی حضرت در نهج البلاغه اشاره می کنیم:

 

ایمان

امیرالمومنین اولین كسی است كه رسول خدا را تصدیق كرد و به او ایمان آورد و به نماز او اقتدا كرد. (نهج البلاغه، خطبه‌ی 37 و 131) حضرت جایگاه خود و یاران پیامبر را چنین توصیف می‌كند: «ما پیوسته و پی‌گیر در كنار رسول خدا (صلی الله علیه و آله) با پدران و فرزندان و برادران و عموهایمان ‌می‌جنگیدیم. و این امر جز افزودن بر ایمانمان و پذیرش و فرمان برداری بیش‌تر حق، پیامدی نداشت.» (نهج البلاغه خطبه 56)

 

امام علی (علیه السلام)، مظهر عدل و عدالت

حضرت علی (علیه‏السلام)، بدون شک مظهر عدل و عدالت بر روی زمین است. آن حضرت برای اجرای عدالت از هیچ کوششی دریغ نمی کردند. چه نیکوست که عدل و عدالت امام علی (علیه‏السلام) را از زبان خود آن حضرت در نهج البلاغه به نظاره بنشینیم؛ در خطبه 126 نهج البلاغه می خوانیم که پس از وفات پیامبر (صلی الله علیه و آله) عده ای به امام می گویند که: مردم به دنیا دل بسته‌اند، معاویه با هدایا و پول‌های فراوان آنها را جذب می‌کند شما هم از اموال عمومی به اشراف عرب و بزرگان قریش ببخش و از تقسیم مساوی بیت المال دست بردار، تا به تو گرایش پیدا کنند.

حضرت در خطبه 15 نهج البلاغه در خصوص اجرای عدالت می فرمایند: «به خدا سوگند! بیت المال تاراج شده را هر کجا که بیابم به صاحبان اصلی آن باز می گردانم، گرچه با آنان ازدواج کرده یا کنیزانی خریده باشند، زیرا در عدالت گشایش برای عموم است و آن کس که عدالت بر او گران آید، تحمل ستم برای او سخت تر است»


:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. , نهج البلاغه ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/05/23
زمان : 08:16 ق.ظ
 

 




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic