عوامل زمینه ساز گناه کردن چیست؟
نظرات | ادامه مطلب


در بررسی زمینه‌های گناه، می‌توان به زمینه‌های فرهنگی و تربیتی، خانوادگی، اقتصادی، اجتماعی روانی و سیاسی اشاره کرد که هر کدام با کمیت و کیفیت خاصی، زمینه‌ساز گناه هستند.

جهل و حماقت
جهل و حماقت زمینه گناه را در انسان بوجود آورده و او را به سوی گناه می‌کشاند، جهل به خدا ، جهل به هدف از آفرینش ، جهل به نوامیس خلقت ، جهل به آثار گناه و جهل به مصرف کردن انرژی در راه صحیح آن. مثلاً در برنامه دانش پزشکی، یک فرد جاهل و بی‌سواد ، غذای آلوده به میکروب را بر اثر جهل به آن، به آسانی می‌خورد ولی یک دکتر میکروب‌شناس هرگز آن را نمی‌خورد، در دوران جاهلیت که گناهان گوناگون سراسر زندگی مردم را گرفته بود، بیشتر بر اثر جهل و حماقت بود. همین جهل و ناآگاهی است که متأسفانه امروزه، سبب شده تا دشمن با شبیخون فرهنگی بی‌رحمانه‌ای که به عقاید و افکار ما زده، بیشتر از همه، افکار جوانان ما را مورد هدف قرار دهد. و آنان را از هویت دینی و ملی خویش تهی سازد.

حرام خواری
یکی دیگر از عوامل مهم در وقوع جرم و گناه، لقمه حرام می‌باشد، وقتی به بزهکاران اطراف خود می‌نگریم، می‌بینیم که بعضی از آن‌ها تحصیل کرده‌اند، و دارای شناخت‌های علمی و دینی هم هستند، اما با وجود این، گناهان عجیب و غریبی از آنان سر می‌زند، حتی از یک جاهل نیز گناهکارترند. اینان که با چراغ علم به سراغ کردارهای خلاف عقل و شرع می‌آیند کالاهای خود را گزینش‌تر می‌برند:
چو دزدی با چراغ آید گزیده‌تر برد کالا
از نظر علم و دین، مسلم است که همانگونه که غذا در جسم انسان، اثر دارد و موجب حفظ جسم و تقویت آن می‌گردد، در روح انسان نیز اثر دارد.

خانواده
یکی از پایگاه‌های قوی در تربیت انسان و تحویل دادن مردان بزرگ، همچنین یکی از عوامل فساد و تباهی فرزندان و یکی از عمده‌ترین عوامل ناهنجاری در جامعه، خانواده است. خانواده، کانون هنجار و ناهنجاری‌های فردی و اجتماعی است. از همین مرکز حیاتی و سرنوشت‌ساز است که بدی یا نیکی در سطح جامعه منتشر می‌شود. بنابراین زمینه‌های بد خانوادگی، نقش بسزائی برای سوق دادن انسان به سوی گناه دارد. چنانکه زمینه‌های نیک خانوادگی، اثر بسیار خوبی در اجتناب از گناه خواهد داشت.

فقدان تربیت
یکی از عوامل ناهنجاری انسان در جامعه، رشد مادی و فیزیکی به دور از رشد تربیتی است. توسعه نامتوازن در هر مجموعه‌ای، زشت و ملال انگیز است. مثلاً اگر در بدن انسان دست‌ها، بیش از پا یا انگشتان یک دست، بیش از انگشتان دست دیگر رشد کند، توازن و هماهنگی بدن را به هم می‌ریزد. و چهره‌ای نازیبا به نمایش می‌گذارد. فقدان تربیت در آدمی نیز چنین وضعیتی را جلوه‌گر می‌کند. یعنی رشد بدنی او کامل شده، اما عناصر تربیتی را در خود نگرفته است. چنین موجودی وقتی وارد اجتماع می‌شود، ناهمگون با جامعه است. لذا دست به اقداماتی می‌زند که از نظر اجتماعی بزه‌کار و نابهنجار و از لحاظ دینی معصیت و گناه محسوب می‌شود.

آلودگی محیط زندگی
تمام عوامل خارجی که در اطراف موجود زنده، از آغاز انعقاد نطفه وجود دارد و بر رشد بدنی و روحی او تأثیر می‌گذارند محیط نامیده می‌شود. بدون تردید یکی از زمینه‌های گناه، محیط فاسد و ناپاک است. محیط از نظر کیفی و کمی دارای اقسامی است. مانند محیط مدرسه ، خانه ، اداره، روستا،‌ شهر، دانشگاه، و... که هر کدام به نحوی بر انسان تأثیر می‌گذارند. بنابراین محیط زندگی در انسان و فرزندان او اثر شگرفی دارد. لذا مسئولیتی بزرگ بر دوش پدران و مادران و حتی مربیان است تا با انتخاب محیطی خوب و سالم، با ناهنجاری‌ها مبارزه کنند.




:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/04/4
زمان : 08:27 ق.ظ
آیا همه مدیران ما لایق هستند؟!
نظرات | ادامه مطلب

مدیر

حضرت على "علیه السلام" در ارتباط با لزوم توجه به تجربه "تخصص" در سپردن مسئولیت به افراد مى فرمایند: و توخ منهم اهل التجربه  'كارگزاران را از اهل تجربه "تخصص" انتخاب كن'

ممكن است یك فرد متخلق به اخلاق اسلامى باشد و علم انجام كارى را نیز داشته باشد، لیكن به دلایل قدرت و توانایى اداره ى امور را نداشته باشد كه این موضوع باید در ارتباط با انتخاب و انتصاب مدیران مورد توجه قرار گیرد.

اصل احترام به دیگران

حضرت على "علیه السلام" در ترغیب، صفات پسندیده و نكوهش خود پسندى در حكمت یكصد و نه فرموده اند:

و لا وحده اوحش من العجب 'هیچ تنهایى ترسناك تر از خود پسندى نیست "زیرا خود پسند، مردم را از خود پست تر پنداشته آنها هم از او دورى كنند و تنها ماند.' [ترجمه نهج البلاغه، فیض الاسلام، ص 1139]

همچنین در قسمتى از نامه به مالك اشتر فرموده اند: 'پس آرزوهاى ایشان "رعیت" را برآور و آنها را به نیكویى یاد كن و كسانى را كه آزمایش نموده رنجى برده اند، همتشان را به زبان آور، زیرا یاد كردن نیكوكارشان، دلیر را به هیجان آورده به جنبش وامى دارد و نشسته را به خواست خداى تعالى ترغیب مى نماید.'

به منظور ایجاد زمینه كار موثر و توام با رضایت، باید به مقام و شان انسانى احترام گذاشت. تمام انسانها دوست دارند كه با آنها با احترام رفتار شود. این صفت یكى از مهمترین وجه تمایز انسان از سایر مخلوقات است. طبق این نظر به تمام اعضاى سازمانى، بدون توجه به پایگاه شغلى آنها باید احترام گذاشت و شخصیت آنها را محترم شمرد. این نظریه را مى توان ملهم از گفتار بزرگ مرد اسلام على "علیه السلام" دانست كه در فرمان معروف خود به مالك اشتر براى تحكیم روابط انسانى و ایجاد نگرش بین والى و مردم مى فرماید:

'اگر یكى از اشراف قوم خدمتى حقیر كند عظیم ندان و چون دیگرى از فرودستان خدمتى بزرگ تقدیم كند، حقیر مخوان.'

با توجه به عملكرد مدیریت مى توان گفت كه مدیریت مانند یك وسیله یا یك ماشین نیست. بدین معنى كه در آن مجموعه اى از عناصر وجود دارد كه موجبات اجراى صحیح و علمى امور و درست به كاربرى امكانات را فراهم مى آورد. عناصر تركیبى مدیریت، چون چرخ هاى ماشینى است كه به وسیله ساختار خاص، به هم متصل شده و چگونگى عملكردشان متاثر از قوانین آسان كننده حركت است.

اما با هر دیدى كه به مدیریت نگاه كنیم، آن را متشكل از انسانها درمى یابیم، انسانهایى كه بار امانت مسئولیت را به دوش دارند و با خلاقیت و ابتكار باید حركت اجرایى را قوام بخشند. انسانهاى سازمانى، متاثر از اعتقاداتند، اعتقاداتى كه در آن منافع شخصى و اجتماعى مستتر است.



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. , نهج البلاغه ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/04/4
زمان : 08:25 ق.ظ
نکنه نماز، روزه هامون بی نتیجه باشه؟!
نظرات | ادامه مطلب

نفس اماره

از نظر اسلام هركار خیر و مفیدی كه با انگیزه پاك خدایی توأم باشد عبادت است،‌از اینرو درس خواندن، كار و كسب و فعالیت اجتماعی داشتن، اگر لله و فی الله باشد عبادت است. با وجود این پاره ای از تعالیم اسلام همچون، نماز، روزه، مناجات و دعا و ... هستند كه فقط به منظور عبادت وضع شده اند.

اما عبادت امیرالمۆمنین:

امام علی علیه السلام شخصیتی است كه میدانهای جنگ را می آراید، میدانهای سیاست را می آراید، نزدیك به پنج سال بر بزرگ ترین كشورهای آنرزو دنیا حكومت می كند، ولی با آن همه كار و مشغله كه همه وقت انسان را به خودش مشغول می كند عبادتی در بالاترین حد ممكن دارد. در چنین مواردی انسانهای یك بْعدی می گویند: در راه خدا كار می كنیم و كارمان برای خداست پس دعا و عبادت ما همین كار ماست ولی علی علیه السلام این كارها را دارد و در بسیاری از شبها هزار ركعت نماز هم می  خواند. زمان پیامبر (صلی الله علیه و آله) او یك جوان انقلابی و همه كاره در میدانهای مختلف است. همیشه مشغول است و وقت خالی ندارد. اما همان روزها وقتی نشستند و گفتند در بین اصحاب، عبادت چه كسی از همه بیشتر است؟ ابودرداء گفت:‌علی علیه السلام. گفتند: چطور؟ نمونه و مثال آورد و همه را قانع نمود. زمان خلافت هم باز بیشترین عبادت را دارد، بطوریكه امام چهارم كه خود زین العابدین و سید الساجدین است در مورد عبادت ایشان فرمود:



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/04/3
زمان : 08:23 ق.ظ
وصیت چیست و چگونه باید وصیت کرد؟!
نظرات | ادامه مطلب

وصیت

مهریه زن در صورتى كه میت در زمان حیات خود به همسرش نپرداخته باشد، جزو دیون او شمرده مى شود كه پس از مرگ او باید از اصل تركه اش بپردازند.


معنای وصیت

«وصیت» در اصطلاح علم اخلاق با پند و موعظه سفارش کردن بر دیگری، جهت فرمان بردن و عمل نمودن است  و در اصطلاح فقه این است که انسان، تملیک و واگذاری عین مال یا منفعت آن را بعد از وفات خودش به شخص دیگر یا عموم مردم سفارش کند؛ به‌طوری‌که تصرف در اموال وی بعد از مرگش برای دیگران مباح باشد.

 

وصیت در قرآن

واژه «وصیت» در قرآن کریم در دو معنا به کار رفته: اخلاقی که به معنی موعظه و نصیحت باشد، و فقهی که سفارش فردی به وصیّ خودش، برای رسیدگی به اموال و کارهای باقی مانده بعد از مرگ او، مطرح شده است.

قرآن كریم، وصیت را حقى بر عهده پرهیزكاران دانسته، مى فرماید: «كُتِبَ عَلَیْكُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ إِن تَرَكَ خَیْراً الْوَصِیَّةُ لِلْوَالِدَیْنِ وَالْأَقْرَبِینَ بِالْمَعْرُوفِ حَقّاً عَلَى الْمُتَّقِینَ». (سوره بقره: آیه 180)

بر شما نوشته شده: «هنگامى كه یكى از شما را مرگ فرارسد، اگر چیز خوبى (مالى) از خود به جاى گذارده، براى پدر و مادر و نزدیكان، به طور شایسته وصیت كند. این حقى است بر پرهیزكاران.

رسول خدا صلی الله علیه و آله مى فرماید: سزاوار نیست مسلمان شب بخوابد، مگر این كه وصیت نامه اش زیر سر او باشد. (وسائل الشیعه، ج 13، ص 352) نیز مى فرماید: هر كس هنگام مرگ، وصیتش نیكو نباشد در مروت و عقل او نقصان است.

در روایت آمده است: كسى كه بدون وصیت از دنیا برود، به مرگ جاهلیت مرده است.

امام باقر علیه السلام مى فرماید: كسى كه هنگام مرگ براى خویشاوندانش وصیت نكند، عمل خود را با معصیت ختم كرده است.

 



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/04/3
زمان : 08:20 ق.ظ
چرا خدا دین خود را اسلام نامید!
نظرات | ادامه مطلب

ایمان

یكی از مباحثی كه در موضوع خاتمیت می توان آن را مطرح نمود و مورد توجه و دقت  قرار داد، دین و شریعتی است كه خداوند بی همتا آنرا توسط رسول گرامی خود حضرت محمد مصطفی(صلی الله علیه وآله) به مردم رساند واز مردم خواست كه نسبت به پذیرش آن با جان و دل اقدام نمایند. دینی كه از همان آغاز به دین اسلام نامگذاری شد و نام و آوازه اش به عنوان آخرین دین الهی به گوش جهانیان رسید. در همین راستا در قرآن  آیه ای وجود دارد كه تنها دین مورد پسند خداوند را دین اسلام معرفی می كند ودر این باره می فرماید :( إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلام)1: دین در نزد خدا، اسلام است.

در نگاه ابتدایی ممكن است كه ما گمان كنیم كه این آیه شریفه سایر ادیان را زیر سۆال برده و منكر آاسمانی بودن آنها شده است، به گونه ای كه  آنها را صرفاً یك سلسله ازآیین های  ساختگی و بی اساسی معرفی نموده كه هرگز منشأ الهی نداشته و با سرچشمه وحی كاملاً بی ارتباط است.

با كمی دقّت و حوصله معمای نهفته برای ما حل شده و به این نكته می رسیم كه خداوند هرگز در این آیه شریفه در صدد انكار سایر ادیان كه خود سازنده آن است نیست، چراكه «واژه" دین" در لغت در اصل به معنى جزا و پاداش است، و به معنى اطاعت و پیروى از فرمان نیز آمده است، و در اصطلاح مذهبى عبارت از مجموعه قواعد و قوانین و آدابى است كه انسان در سایه آنها مى‏تواند به خدا نزدیك شود و به سعادت دو جهان برسد و از نظر اخلاقى و تربیتى در مسیر صحیح گام بردارد.

واژه" اسلام"  نیز به معنى تسلیم است، بنا بر این معنى جمله" إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ" این است كه آیین حقیقى در پیشگاه خدا همان تسلیم در برابر فرمان او است، و در واقع روح دین در هر عصر و زمان، چیزى جز تسلیم در برابر حق نبوده و نخواهد بود، بر اساس همین مطلب می توان گفت پیروان ادیان گذشته در زمان خود مسلمان به شمار می آمدند هرچند به حسب ظاهر نام یهودی یا مسیحی ویا چیز دیگری داشته باشند».2

 

ادیان آسمانی چه تفاوتی با هم داشتند؟!

نكته قابل توجه در مورد ادیان اسمانی آن است كه  بر اساس نظر متخصصین حوزه ادیان  هر یك از  این ادیان، قبل از اینكه مورد تحریف و دست كاری قرار بگیرند بایكدیگر تفاوت جوهری و بنیادین نداشتند، و همگی بر  پایه ی توحید و یگانه پرستی بنا شده بودند و ستون اصلی و اساسی آنها را پرستش خدای یگانه و انجام فرامین و دستورات او تشكیل می داد.

به منظور توضیح بیشتر می توان گفت: هر یك از ادیان توحیدی از سه بخش اصلی تشكیل می شدند كه عبارتند از:

1- عقاید       2- اخلاق         3-احكام

ادیان سابق در مقایسه با دین شریف اسلام ناقص به شمار می آیند و به حكم عقل سلیم هنگامی كه نسخه ی كامل یافته ای از دین وجود دارد ماحق نداریم سراغ دین ناقص برویم

در بخش اول و دوم كه بخش عقاید و اخلاق باشد، تقریباً با هم هماهنگ بوده و تفاوت چندانی بین آنها وجود نداشت اما در بخش سوم كه بخش احكام باشد با یكدیگر اختلاف دارند، كه بر اساس نظر پژوهشگران عرصه ی ادیان این اختلاف و تفاوت صرفاً در كمیت و كیفیت و نحوه ی  اجرای احكام است، كه این امر قطعاً به هدف اصلی این ادیان كه عبارت باشد از توحید و پرستش خدای یگانه لطمه و ضربه ای وارد نمی ساخت.

اعمال زیبایی چون نماز، روزه، حجاب، انفاق و... اختصاص به دین اسلام نداشته ودر سایر ادیان نیز وجود داشت وجز مهمترین احكام و دستورات الهی آنها به شمار می آمد.



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/04/2
زمان : 09:26 ق.ظ
 

 




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic