امام مجتبی علیه السلام، الگوی کاملی برای خاموشان پرتوان
نظرات | ادامه مطلب


امام مجتبی

امام مجتبی علیه السلام بعد از مدتی رویارویی با معاویه، دست از حکومت و جنگ کشیدند و به مدینه قدم فرما شدند؛ اما این سکون و سکوت، ناشی از نداشتن شجاعت و نداشتن قدرت کلام نبود. در اینجا می‌خواهیم قدری از شجاعت و قدرت کلام سبط پیمبر علیه السلام باز گوییم و درسی برای زندگی خود بگیریم.

 

شجاعی از فرزندان شیر خدا

امام مجتبی علیه السلام در زمره اهل بیت علیهم السلام و کسانی است که در راه خدا از هیچ جهادی عقب نمی ‌نشینند. از طرفی می‌دانیم که ایشان جزو معصومان است و "ترس" و "فرار از جنگ" از ساحت آنها دور است.در دوران آن حضرت اتفاقات فراوانی افتاد که شجاع بودن آن پاک سرشت را در مقابل چشم مردم قرار داد. مثلاً امام حسن علیه السلام جزو فرماندهان لشکر در جنگ صفین بود؛ شجاعت ایشان در نبرد باعث شد امیرالمۆمنین علیه السلام نسبت به جان او مراقبت کند تا نسل رسول خدا صلی‌الله‌ علیه‌ و آله باقی بماند.

اما بعد از امضای پیمان با معاویه، امام مجتبی علیه السلام حکومت را رها کرده،‌ به مدینه رفتند و تا آخر عمر به عهدنامه خود وفادار ماندند. این چنین شد که شیر بیشه شجاعت و فرزند شیر خدا بر طبق وظیفه الهی خود به جنگ با معاویه خاتمه دادند زیرا جنگیدن ضرری بیشتر از صلح متوجه اصل اسلام می‌نمود. سبط پیمبر علیه السلام با اینکه در شجاعت و جنگاوری چیزی کم نداشت، به خاطر مصلحت دین، تهمت ها را به جان خرید و دست از جنگ کشید.

 

سخنوری فرزند امیر کلام

از عرصه نظامی که گذر کنیم، آیا در عرصه کلامی هم امام مجتبی علیه السلام شجاع و سخنور بود؟ می‌دانیم معاویه از ابزارهای فراوان تبلیغاتی جهت پیشبرد امور خود علیه امام حسن علیه السلام استفاده می‌کرد. عملکرد ایشان در مقابل تبلیغاتچیان چگونه بود؟

در زمینه سخنوری امام حسن علیه السلام نیز، تاریخ نمونه‌های خوبی به ما نشان داده است. یکی از آنها مربوط به زمان خود امیرالمومنین علیه السلام است که امام مجتبی علیه السلام را برای تهییج مردم به جنگ فرستادند و ایشان با سخنرانی خود مردم را به شور آورد و آنان را برای جهاد بسیج نمود.

آنها که امام مجتبی علیه السلام را امام خود می‌گیرند، سکوتهایشان از سر ضعف و حقارت نیست و اگر هم چنین باشد، هرگز خود را به اولیای خدا منسوب نمی‌کنند، بلکه ضعف های خود را شناسایی می‌کنند و در راه رفع آن می‌کوشند.

روز مشاجره بزرگ

اما یکی از نمونه‌های اعلی در معرفی قدر سخنوری امام، مربوط به روز مشاجره ایشان است که آن را بزرگترین روز مشاجره در اسلام نامیده‌اند. در این روز، اطرافیان معاویه مانند عمرو فرزند عثمان بن عفان، عمرو بن العاص، عتبة بن أبی سفیان، ولید بن عقبة بن أبی معیط و مغیرة بن أبی شعبة که هریک کینه‌هایی از پدر ایشان، حضرت امیرمومنان علیه السلام به دل نشانده بودند حاضر بودند.

ماجرا از آنجا شروع شد که عمرو بن عاص از معاویه در خواست کرد تا آن حضرت را به مجلسشان بکشاند تا هرچه بتوانند به او و پدر بزرگوارش سب و جسارت کنند. معاویه با پیشنهاد او موافقت کرد اما گفت: "می‌ترسم قلاده‌هایی به گردن شما بیندازد که ننگ آن تا آخر عمر بر گردنتان بماند."

آن عده با حضور امام مجتبی علیه السلام هرچه در توان داشتند در شماتت و تخلیه کینه‌ها و وارد کردن تهمتها به حضرت امیرالمومنین علیه السلام در حضور امام مجتبی علیه السلام انجام دادند تا به خیال خود آن حضرت را سرافکنده کنند.

امام مجتبی علیه السلام که در ابتدای جلسه با سخنان خود معاویه را نرم کرده بود که جانش در امان باشد، ابتدا اجازه داد تا تک تک آنها حرف های خود را زدند سپس چنان پاسخ هایی فرمود که دچار ننگ و شرم شدند و نقشه‌های آنها بر آب شد. به عنوان نمونه سخنان عمرو بن عاص و پاسخ های کوبنده امام مجتبی علیه السلام را خلاصه می‌کنیم و پیشتر برای نقل جسارتهای عمروبن عاص به امام مجتبی علیه السلام از محبان کریم اهل بیت پوزش می‌خواهیم.

 



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/04/21
زمان : 08:13 ق.ظ
سیمای جوان از دیدگاه قرآن
نظرات | ادامه مطلب


اشاره:

در نوشتار گذشته، با مروری بر آیات قرآن، سیما و شخصیت جوان را در آئینه کلام وحی نگریستیم. همچنین برخی از راهکارهای قرآنی موثر در موفقیت و دستیابی جوانان به کمالات تبیین شد. در نوشتار حاضر، سایر ویژگی های جوان شایسته را در زلال کلام الهی پی می گیریم.

 

٦.شهامت و شجاعت:

از دیگر ویژگی های یک جوان از نظر قرآن، داشتن شجاعت و شهامت است. این دو از صفات کمال انسان است که بیشتر در جوانان نمود دارد. از جمله این جوانان می توان حضرت داوود و حضرت ابراهیم _علیهماالسلام_ با شهامت و شجاعت کامل در مقابل بت پرستان ایستاد و بت ها را شکست.

خداوند متعال در این باره می فرماید:

"قالُوا سَمِعنا فتًی یَذکُرُهُم یُقالُ لَهُ اِبراهیمُ؛

گروهی گفتند: شنیدیم جوانی از (مخالفت با) بت ها سخن می گفت که او را ابراهیم می گویند."

حضرت داوود _علیه السلام_ نیز با شجاعت و شهامت و تکیه بر ایمان به خدا با ظالمی به نام "جالود" که بسیار قوی بود به مبارزه پرداخت و او را شکست داد.

 

7.عفت و پاک دامنی:

از دیگر ویژگی های یک جوان شایسته از نظر قرآن کریم عفت و پاک دامنی است. قرآن کریم، در جایی درباره حیا و عفت دختران شعیب _علیه السلام_ می فرماید:

"فَجاءَتهُ اِحدهُما تَمشی عَلیَ استِحیاءٍ ...؛

ناگهان یکی از آن دو (زن) به سراغ او آمد، در حالی که با نهایت حیا گام بر می داشت..."

در ایی دیگر حضرت یوسف _علیه السلام_ را قهرمان پاکی و عفت معرفی می کند که با وجود مهیا بودن تمام زمینه های انجام گناه، با عفت و پاک دامنی، از وسوسه شیطان به خدا پناه برد و با سرافرازی در آزمایش الهی پیروز شد.

بنابراین، یک جوان شایسته از نظر قرآن باید در برابر ناپاکی ها و هواهای نفسانی عفیف و پاک دامن باشد.

 

8.پرهیز از افراط و تفریط:

از دیگر ویژگی های جوانان شایسته، پرهیز از افراط و تفریط و رعایت اعتدال است؛ چنان که حضرت لقمان به فرزند جوان خود توصیه می کند:

"وَاقصِد فی مَشیِکَ وَاغضُض مِن صَوتِکَ...

پسرم! در راه رفتن، اعتدال را رعایت کن، و از صدای خود بکاه..."

از آیه یاد شده بر می آید که یک جوان شایسته باید در تمام امور اعتدال را رعایت کند.

حضرت امام موسی کاظم (علیه السلام) می فرمایند:



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/04/21
زمان : 08:11 ق.ظ
حالی که مناسب دعا کردن است!
نظرات | ادامه مطلب


سخن در باب کیفیت و چگونگی دعا و تأثیر آن بر استجابت فراوان است. در این میان نکته ای حائز اهمیت است که شاید کمتر مورد توجه قرار گرفته و آن این است که انسان، با اخلاق و اضطرار می تواند مستجاب الدعوه شود.


دست به دعا
مضطر کیست

تعریفی که از مضطر ارائه داده اند اینگونه است، «مضطرّ» كسى است كه مرض یا فقر و بیچارگى یا یكى از پیش آمدهاى ناگوار روزگار، او را نیازمند به تضرّع و زارى پیش خداوند كند. گویند: اضطرّه الى كذا (یعنى او را در این كار به تضرّع و زارى وادار كرد).(ترجمه جوامع الجامع، ج‏4، ص: 484)

در حال اضطرار، دعاى داعى از حقیقت برخوردار است و دیگر گزاف و بیهوده نیست، چون تا آدمى بیچاره و درمانده نشود، دعاهایش آن واقعیت و حقیقت را كه در حال اضطرار واجد است ندارد، و این خیلى روشن است. و این براى آن است كه بفهماند خدا وقتى دعا را مستجاب مى‏كند كه داعى، به راستى او را بخواند، نه اینكه در دعا رو به خدا كند و دل به اسباب ظاهرى داشته باشد و این وقتى صورت مى‏گیرد كه امید داعى از همه اسباب ظاهرى قطع شده باشد، یعنى بداند كه دیگر هیچ كس و هیچ چیز نمى‏تواند گره از كارش بگشاید، آن وقت است كه دست و دلش با هم متوجه خدا مى‏شود پس، اگر دعا صادق بود، یعنى خوانده شده فقط خدا بود و بس، در چنین صورتى خدا اجابتش مى‏كند و گرفتاریش را كه او را مضطر كرده بر طرف مى‏سازد.(ترجمه المیزان، ج‏15، ص: 545)

نگاه آیت الله جوادی آملی به این موضوع نگاه منحصر به فردی است که در ادامه به بخشی از بیانات ایشان اشاره می کنیم.

 



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/04/19
زمان : 08:16 ق.ظ
بدجوری گرفتارتم
نظرات | ادامه مطلب


این‌جور بدهکاری‌ها، بدهکاری نیست؛ بیشتر دیوانگی است؛ دیوانگی‌ای که انسان دوست دارد در مستی سکرآور آن بماند و لذت ببرد و هیچ وقت از زیر این دین بیرون نیاید...

امام حسین ع

برای ما آدم‌ها، معمولاً این که دین و قرض نسبت به دیگران نداشته باشیم، مایه‌ی آبرومندی است اما یک مورد هم هست که اتفاقاً به بدهکاری مایه‌ی آبرومندی است؛ اصلاً همه‌ی عالم دارند تلاش می‌کنند یا باید تلاش کنند که بدهکار شوند منتها این بدهکاری عین عزت و آبرو است. نه به این خاطر که خود بدهکاری عزت است بلکه به این خاطر که بدهکاری کسانی می‌شوی که خانه‌ی کرم‌اند و نه فقط بدهکاری‌ات را به رویت نمی‌آورند بلکه بدهکاری‌ات را طلب فرض می‌کنند و مدام از طرفشان لطف و مهربانی به سمت تو سرازیر می‌شود.

این بدهکاری، بدهکاری به خانواده‌ای است که عالّم به خاطر آنان خلق شده و من و شما نه فقط داشته‌های زندگیمان را به آنان بدهکاریم بلکه اصل بودنمان را نیز از آنان داریم؛ حدیث کسا به ما می‌گوید که خداوند فرمود: من هیچ آسمان و زمین و دریا و ماه و خورشیدی را جز در محبت این پنج نفر خلق نکردم.

عجیب بدهکاری شیرینی است؛ برای آنانی که این بدهکاری عزتمند و دلنشین را چشیده‌اند و به آن افتخار کرده‌اند، هیچ حسی از این بدهکاری دلچسب‌تر و نازنین‌تر نیست. این که احساس کنی داشته‌هایت و بودنت برآمده از لطف برگترین مخلوقی که خداوند آفریده یعنی حضرت محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم است، این که در درونت دریابی که تمام محبتی که در توست اثر مهربانی پدری واقعی است که علی نام دارد، این که ببینی که هر چه نور در هستی است از حقیقتی بی‌نظیر تجلی یافته که زهرا نام دارد؛ این که زیبایی‌هایت را یک شاخه‌ای از زیبایی‌ها موجودی بدانی که عین حُسن و زیبایی است و این که .... دار و ندارت بشود حسین....! حسین، حسین، حسین! بدهکار حسین بشوی و عشقت بشود حسین و با تمام وجود احساس کنی که رزقت را، رزق قلبت را، رزق چشمت را، رزق زندگیت را، چایی افطارت را حسین می‌دهد؛ شیرینی‌ای دارد به وسعت عالم؛ بلکه به وسعت هستی...



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/04/19
زمان : 08:15 ق.ظ
جایی که ثروت ها تقسیم می شود !!‌
نظرات | ادامه مطلب


بعضی از اعتقاداتمان صرفا لقلقه زبان بوده و از دل بر نمی آید. نمونه ای از این اعتقادات درباره رزق و روزی است. اگر از شما بپرسند روزی را چه کسی به انسان می دهد لاجرم همگی پاسخ خواهید داد خدا.  


سوال از خدا پاسخ از شما

و این خداوند متعال است که تشخیص می دهد به چه کسی روزی زیاد و پر برکت عنایت کند و دیگری را کم روزی قرار دهد اما باور این مسئله برایمان کمی سخت است و شاهد آن حرص و ولع های فراوانمان در کسب مال و نگرانی هایی است که از فقر و از دست دادن ثروت داریم. حال آنکه خداند در آیه 32 سوره زخرف می فرمایند:

«أَ هُمْ یَقْسِمُونَ رَحْمَتَ رَبِّکَ نَحْنُ قَسَمْنا بَیْنَهُمْ مَعیشَتَهُمْ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ رَفَعْنا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ لِیَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضًا سُخْرِیًّا وَ رَحْمَتُ رَبِّکَ خَیْرٌ مِمّا یَجْمَعُونَ، آیا آنان رحمت پروردگار را تقسیم می کنند؟! ما معیشت آنها را در زندگی دنیا میانشان تقسیم کردیم و بعضی را بر بعضی برتری دادیم تا یکدیگر را مسخره کرده (و با هم تعاون نمایند) و رحمت پروردگار از تمام آنچه جمع آوری می کنند بهتر است!»

 

اختیار روزی به دست ما نیست

دلیل بر اینكه اختیار ارزاق و معیشت‏ها به دست انسان نیست، اختلاف افراد مردم در دارایى و فقر، و عافیت و صحت، و اولاد و سایر چیزهایى است كه رزق شمرده مى‏شود، با اینكه هر فرد از افراد بشر را كه در نظر بگیرى مى‏بینى كه او هم مى‏خواهد از ارزاق نهایت درجه‏اش را كه دیگر بیش از آن تصور ندارد دارا باشد. اما مى‏بینیم كه هیچ یك از افراد به چنین آرزویى نمى‏رسند، و به همه آنچه كه آرزومندند و آنچه كه دوست مى‏دارند نائل نمى‏شوند، از اینجا مى‏فهمیم كه ارزاق به دست انسان نیست چون اگر مى‏بود هیچ فرد فقیر و محتاجى در هیچ یك از مصادیق رزق یافت نمى‏شد بلكه هیچ دو نفرى در داشتن ارزاق، مختلف و متفاوت پیدا نمى‏شد، پس اختلافى كه در آنان مى‏بینیم روشن‏ترین دلیل است بر اینكه رزق دنیا به وسیله مشیتى از خدا در بین خلق تقسیم شده، نه به مشیت انسان.

علاوه بر اینكه اراده و عمل انسانها در به دست آوردن رزق یكى از صدها شرائط آن است، و بقیه شرائطش در دست آدمى نیست، و از انواع رزق آنچه مطلوب هر كسى است وقتى به دست مى‏آید كه همه آن شرائط دست به دست هم دهند، و اجتماع این شرائط به دست خدایى است كه تمامى شرائط و اسباب به او منتهى مى‏شود.



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/04/18
زمان : 08:28 ق.ظ
 

 




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic