آرزویم این بود که مولا نصیحتم کند!
نظرات | ادامه مطلب

بعثت

ایام بعثت پیامبر عظیم الشأن اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) فرصتی را فراهم ساخت تا به بررسی شخصیت آن بزرگوار پرداخته و برخی از فضائل ایشان را مورد بررسی قرار دهیم.منابع موجود روائی و تاریخی می تواند ما را در چنین امری مساعدت نماید.در این مقاله با استفاده از کتاب ارزشمند نهج البلاغه جایگاه رفیع و شخصیت بی مانند پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) و وظیفه مسلمین در قبال آن بزرگوار را از منظر وصی و وزیر و برادر گرامی ایشان مورد توجه قرار می دهیم.

امام علی علیه السلام در بخشهای مختلف نهج البلاغه به تناسب شرایط و زمانهای مختلف پیرامون مرید و پیشوای خویش سخن رانده است.اما به دلیل توان مختصر این مقاله به برخی این ابیات اشاره می شود.حضرت پس از ذکر حمد و ستایش پروردگار عالم می فرماید:

خداوند، پیامبر را از شجره تنومند پیامبران برگزیده و در حالیکه منبع نور هدایت و چراغ بر افروخته ای در تاریکی های جهل و نادانی بود وی را سرچشمه حکمت قرار داد.او طبیبی است که بر امر طبابت خویش سیار است در هر کجا به دنبال بیماران گشته آنان را درمان می نماید.مرهم ها و دارو های وی شفابخش است.برای شفای قلب های کور و گوشهای ناشنوا و زبانهای لال آماده است.1 (وی در جهت اصلاح و درمان ابزار های معرفت بشری است که اگر انسان قدرت درک و شناخت خویش را دریابد بر معضلات و مشکلات فائق می گردد که هر گونه شقاوت و بدبختی انسان از عدم بهره مندی وی از منافع معرفت ناشی می شود)

خداوند پیامبری گواهی دهنده،بشارت دهنده و هشدار دهنده برگزیده،او که بهترین آفریدگان در خردسالی و نجیب ترین و بزرگوارترین مردم در سن پیری بود.اخلاقش از همه پاکتر و باران کرمش از هر چیزی با دوامتر بود.2

او پیشوای پرهیزگاران است،برای طالبان هدایت وسیله بینایی است،چراغی که نورش درخشان و شعله ای با برق های خیره کننده و تابان است،راه و رسم او با اعتدال و روش زندگیش پایدار،سخنانش روشنگر حق و باطل و حکم فرمان وی عادلانه است...بدانید که راه روشن است و شما را به خانه امن دعوت می کند.هم اکنون در دنیایی زندگی می کنید که می توانید رضایت الهی را به دست آورید با مهلت و آرامش خاطری که دارید.اکنون نامه عمل گشاده است و قلم فرشتگان در حرکت و بدن هایتان سالم و زبان ها گویاست،توبه مقبول و اعمال نیکو پذیرفته می گردد.3

پیامبر،دنیا را کوچک شمرد و در چشم دیگران آن را ناچیز جلوه داد،آن را خوار شمرد و در نزد دیگران خوار و بی مقدار معرفی نمود و می دانست که خداوند برای احترام به ارزش او دنیا را از دور ساخت و آن را برای نا چیز بودنش به دیگران بخشید

برای تو کافی است که راه و رسم زندگی پیامبر را اطاعت نمایی تا راهنمای خوبی برای تو در شناخت بدی ها و عیب های دنیا و رسوایی ها و زشتی های آن باشد...پس به پیامبر پاکیزه و پاکت اقتدا کن که راه و رسم او الگویی است برای الگو طلبان و مایه فخر و بزرگی است برای کسی که خواهان بزرگواری باشد که محبوبترین بنده نزد خدا کسی است که از پیامبرش پیروی کند و گام به جایگاه قدم او نهد.4




:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/03/5
زمان : 08:22 ق.ظ
نکند دنیا و آخرتت را از دست بدهی!!
نظرات | ادامه مطلب

امام علی

فتنه یک سری پدیده های اجتماعی سیاسی است که جامعه را دچار موج تلاطم نموده و در عین حال، حالت حق به جانب و فریب کارانه داشته باشد یا به عبارت دیگر، فتنه ترفندی سیاسی اجتماعی است که از آمیزش حق و باطل و پنهان نمودن باطل در پوسته حق با هدف اغفال و فریفتن مردم برای رسیدن به مقاصدی شوم طرح ریزی می شود.

امیرالمومنین حضرت علی علیه السلام در نهج البلاغه می فرمایند:

... ان الفتن اذا اقبلتْ شبَّهت و اذا ادبرت نبَّهتْ. یُنکَرْنَ مقبلاتٍ و یُعْرَفْنَ مدبرات. یَحُمْنَ حَومَ الریاح، یُصِبْنَ بلداً و یُخْطِئْنَ بلداً. اَلا و انَّ اخوفَ الفِتَن عندی علیکم فتنةُ بنی امیة، فإنَّها فتنةٌ عَمیاءٌ مُظلمةً: عمَّتْ خُطَّتُها و خَصَّتْ بَلِیَّتُها، و اصاب البلاء مَن ابصر فیها، و اخطأ البلاءُ من عمِی عنها. ...

«فتنه‌ها هنگامی که روی می‌آورند شبیه حق می‌باشند و آنگاه که می‌روند و به پایان می‌رسند، حقیقت خود را می‌نمایانند و هوشیار می‌سازند. ناشناخته می‌آیند و شناخته شده می‌روند. همچون گردباد می‌گردند و شهری را ویران می‌کنند و شهری را وامی‌گذارند. آگاه باشید که نزد من بیمناکترین فتنه‌ها برای شما فتنه نفاق بنی امیه است زیرا که آن، فتنه‌ای کور و تاریک است. همگان را در برمی‌گیرد و مصیبتش خاص مۆمنان است و گرفتاریش به کسانی می‌رسد که از آن آگاهی دارند و بی‌خبران را آسیبی نمی‌رساند.» (نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، ص123)

 

ویژگیهای فتنه با توجه به این کلمات گهربار:

1. آغازی ناشناخته و پوشیده

«یُنکَرْنَ مقبلاتٍ و یُعْرَفْنَ مدبرات»: فتنه‌ها در آغاز برای بسیاری از مردمان ناشناخته‌اند. همچون جنین می‌ماند که سلامت یا نقصان او و همچنین جنسیت و سایر ویژگی‌های جسمانی‌اش پوشیده و پنهان است. فتنه‌ها از راه‌های پنهان وارد می‌شود: «تَبدَءُ فی مدارج خفیة» از راه‌هایی وارد می‌شود که بسیاری از مردم در نگاه اول نسبت به آنها حساسیتی نشان نمی‌دهند. فتنه‌انگیزان به صورت آرام سنگر‌های اجتماعی و دینی را یک به یک فتح می‌کنند و یا سنگرنشینان را با خود همسو می‌نمایند و یا دست کم آنان را نسبت به هدف پنهانی خود مغفول می‌کنند. بسیاری از مردم عادی متوجه نمی‌شوند که اینان دشمن‌اند و لذا نمی‌توانند رفتاری متناسب با رفتار یک دشمن را با آنان تنظیم نمایند.

تندباد فتنه به صورت پنهانی وارد میدان می شود و حق را به آرامی زیر خاک مدفون می کند و همه چیز را نابود می کند و همانطور هم از صحنه خارج می شود و پس از فروکش شدن چهره ی باطلش شناخته می شود و آثار مخرب آن در عرصه های مختلف آشکارمی گردد

2. فضای گردبادی



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/03/4
زمان : 08:31 ق.ظ
مى‏شود مرگ را به تأخیر انداخت؟
نظرات | ادامه مطلب

مرگ

امام صادق علیه السلام فرمودند: یاد مرگ، خواهش هاى نفس را مى میراند و رویشگاه هاى غفلت را ریشه كن مى كند و دل را با وعده هاى خدا نیرو مى بخشد و طبع را نازك مى سازد و پرچم هاى هوس را درهم مى شكند و آتش حرص را خاموش مى سازد و دنیا را در نظر كوچك مى كند. (بحار الأنوار ج6، ص133، ح32)

در این مقاله درباره مرگ مطالبی را مورد بررسی قرار خواهیم داد:

 

آیا به تاخیر انداختن زمان مرگ امکان پذیر است؟

مرگ از نگاه فلاسفه اسلامى این است که نفس آدمى تدبیر بدن را رها نموده و از بدن منقطع گردد. البته این دیدگاه نشأت گرفته از قرآن و روایات است که ماهیت مرگ را فنا و نیستى نمى‏دانند.

در متون اسلامى، تعبیرات مختلفى پیرامون مرگ وجود دارد که همه در یک جهت مشترک اند و آن این که ، مرگ فنا و نابودى نبوده، بلکه انتقال از خانه‏اى به خانه دیگر است؛ زیرا که انسان، مرکب از روح و بدن است و با مرگ که فقدان حیات و زندگى بدن ظاهرى است، روح به جهان آخرت منتقل مى‏شود، و بدین لحا1 مرگ به انسان نسبت داده مى‏شود.

مرگ، دریافت روح توسط فرشته مرگ است همانند زمان خواب. مرگ، یک خواب طولانى است و خواب، یک مرگ موقت، پس مرگ وفات است نه فوت و هلاکت و نابودى. مرگ تولدى دوباره از رحم طبیعت است که در اثر این تولد به جهان دیگرى وارد مى‏شود که قابل مقایسه با جهان طبیعت نیست، همچون دنیاى رحم مادر که قابل مقایسه با جهان طبیعت نیست.

مرگ پل و گذرگاهى است که با عبور از آن، انسان به عرصه جدیدى گام مى‏نهد و از سختی ها نجات مى‏یابد و این در صورتى است که خانه دنیا را آباد و خانه آخرت را خراب نکرده باشد.

در پاسخ به این که آیا مى‏شود مرگ را به تأخیر انداخت، چنین مى‏توان گفت که در آیات و روایات با دوگونه اجل آشنا مى‏شویم: اجل معلق و اجل حتمى که با اسامى دیگرى هم در نصوص دینى از آنان یاد شده است.

"اجل معلق" هر شخص، عبارت است از آن مدتى که بناست در این دنیا زندگى کند، اما قابل تقلیل و افزایش است. مثلاً با انجام صله رحم و دادن صدقه مى‏توان، این اجل را به تأخیر انداخت و با عاق والدین و قطع رحم آن را کم نمود، و این همان اجلى است که در لوح محو و اثبات ثبت شده است.



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/03/4
زمان : 08:26 ق.ظ
قابل توجه آقایون سیاسی بی اخلاق!!
نظرات | ادامه مطلب

مجلس

اخلاق و سیاست از مهم‏ترین مقولاتی است که بشر همواره در مسیر زندگی‏اش به آن محتاج بوده است. با کمی تعمق و غور در تاریخ بشر روشن می‏گردد که در ادوار مختلف، فرمانروایان و حاکمان با این دو مقوله حیاتی به گونه‏ای متفاوت برخورد نموده‏اند به گونه‏ای که پیامدهای آن جامعه را تحت تأثیر خود قرار داده است.


برخی از آنها بین این دو مقوله تفکیک قائل شده و سیاست منهای اخلاق را سرلوحه تصیمات خویش قرار داده‏اند و هیچ‏گونه رابطه‏ای بین آنها قائل نیستند. در مقابل دیدگاه دیگری است که قائل به تلفیق این دو مقوله و برقراری رابطه عمیق بین آنها است وسعادت جامعه را در گرو اخلاقی بودن سیاست‏های آن جامعه تلقی نموده‏اند. در این مجال بر ان آمدیم که ارتباط این دو اصل مهم را از دیدگاه امام علی علیه السلام بیان کنیم.

دردیدگاه امیرالمومنین اخلاق و سیاست پیوند ناگسستنی دارند و سیاست مورد نظر امام دقیقا منطبق براصول و مبانی اخلاقی است. اصولی که برخاسته ازبطن اسلام می باشد و ریشه در اهداف بعثت انبیاء دارد، و در اندیشه و رفتار سیاسی امیرمومنان علی علیه السلام از جایگاه ویژه ای برخوداراست.(مرادی،هادی،حکومت و سیاست از دیدگاه امام علی ص269)

مولای متقیان بزرگترین مروج یگانگی اخلاق و سیاست در عرصه نظر و عمل و کردار بود آن حضرت حتی لحظه ای ازتبیین آن فروگذار نکرد و در این راه نیز به شهادت رسید. امام با اعتقاد راسخ به اینکه سیاست باید اخلاقی باشد و مشروعیت خود را ازاصول اخلاقی کسب کند، هرگز ازدایره ی اخلاق تخطی نکرد.

زندگانی سراسر شکوه و رادمردی این بزرگ مرد، گویاتر از آن است که بخواهیم موارد عینیت اخلاق و سیاست را در آن نشان بدهیم. دراین جا باختصار چند مورد را ذکر می کنیم:

1.امام علی علیه السلام پس از رحلت رسول خدا، برخلاف انتظار بسیاری، از خلافت کنار گذاشته شد و طی ماجرایی که زبان زد خاص و عام است، دیگری زمام دار مسلمانان شد. ابوسفیان که سیاست را از اخلاق جدا می دانست، به امام پیشنهاد دادکه با این خلافت نوپدید به ستیز برخیزد و خود تعهد کرد که سپاهیانی در اختیارش قرار دهد، اما آن حضرت کسی نبود که بخواهد قدرت را از راه های غیر اخلاقی و بی رضایت مردم کسب کند از این رو پیشنهاد او را رد کرد و مردم را به آرامش دعوت کرد.( نهج البلاغه،فیض الاسلام،خطبه5.)



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/03/3
زمان : 08:36 ق.ظ
در مجلس عزا چطور دلداری بدهیم؟!
نظرات | ادامه مطلب

فرزند

شخصی از دنیا رفته بود، امام علی ـ علیه السلام ـ نزد بازماندگان آن شخص رفت و به آنها چنین تسلیت گفت: «این مرگ، از شما شروع نشده و به شما نیز پایان نمی یابد این رفیق و دوست تازه گذشته شما گاهی مسافرت می رفت، اینک نیز به مسافرت رفته. اگر از این سفر بازگشت، بسیار خوب و گرنه شما به سوی او خواهید رفت». (نهج البلاغه، حکمت 356)

در این مقاله به سه داستان کوتاه از نهج البلاغه اشاره میکنیم:

 

تسلیت امام علی (علیه السلام) به عزادار

شخصی از دنیا رفته بود، امام علی ـ علیه السلام ـ نزد بازماندگان آن شخص رفت و به آنها چنین تسلیت گفت: «این مرگ، از شما شروع نشده و به شما نیز پایان نمی یابد این رفیق و دوست تازه گذشته شما گاهی مسافرت می رفت، اینک نیز به مسافرت رفته. اگر از این سفر بازگشت، بسیار خوب وگرنه شما به سوی او خواهید رفت». (نهج البلاغه، حکمت 356)

به این ترتیب، امام هم بازماندگان را دلداری داد (که این یک مسأله همگانی است) و هم درس عبرتی به آنها آموخت که روزی شما نیز به کاروان مرگ ملحق خواهید شد.

گویند: اسکندر آن سردار و کشورگشای معروف، در آستانه مرگ به مادرش چنین وصیت کرد، گفت: جنازه مرا به اسکندریه ببرید و به مادرم بگوئید، سفره طعام بگستراند و همه مردم را دعوت کند، مگر کسی که عزیز و دوستی را از دست داده باشد، تا شرکت کنندگان بدون خاطره تلخ وارد مجلس گردند وقتی مادر او این وصیت را شنید، طبق وصیت طعام مفصلی آماده ساخت و عموم مردم را دعوت کرد، به شرط اینکه داغ عزیز و دوستی را ندیده باشند. هنگام طعام هیچ کس نیامد، مادر از علت واقعه پرسید، گفتند: شما شرط کردید کسی که داغ عزیز یا دوستی را ندیده است در مجلس حاضر شود، در دنیا کسی نیست که چنین باشد. مادر به راز وصیت پی برد و گفت: «فرزندم با بهترین طریق مرا تسلّی خاطر داد». (داستان باستان، ص 13 ـ در این مورد این مثال آمده: البلیه اذا عمّت طابت (وقتی بلا همگانی شد گوارا می شود).

امام علی ـ علیه السلام ـ در کنار یاران و اصحاب نشسته بود، در این هنگام زن زیبائی از آنجا عبور کرد، چشم حاضران به آن زن افتاد و آنها همگی متوجه او شدند. امام علی ـ علیه السلام ـ فرمود: چشمهای این مردم، سخت در طلب است (برای دیدن زن حریص می باشد) و این مایه تحریک شهوت و هیجان خواهد بود. بنابراین متوجه باشید که: «هر گاه یکی از شما، نگاهش به زن زیبائی افتاد، که او را به شگفتی آورد با همسر خود آمیزش کند چرا که همسرش نیز زنی همانند آن زن است!»

شکیبائی و تحمل علی (علیه السلام)

بعد از جریان اسفبار «حکمین» که در زمان حکومت علی ـ علیه السلام ـ روی داد بخشی از یاران دیروز علی ـ علیه السلام ـ دشمنان کینه توز آن حضرت شده بودند و به عنوان «خوارج» به فتنه گری و آتش افروزی مشغول بودند.[1]

امام علی ـ علیه السلام ـ در کنار یاران و اصحاب نشسته بود، در این هنگام زن زیبائی از آنجا عبور کرد، چشم حاضران به آن زن افتاد و آنها همگی متوجه او شدند. امام علی ـ علیه السلام ـ فرمود: چشمهای این مردم، سخت در طلب است (برای دیدن زن حریص می باشد) و این مایه تحریک شهوت و هیجان خواهد بود. بنابراین متوجه باشید که: «هر گاه یکی از شما، نگاهش به زن زیبائی افتاد، که او را به شگفتی آورد با همسر خود آمیزش کند[2] چرا که همسرش نیز زنی همانند آن زن است!»

یکی از خوارج (به راحتی و با کمال آزادی، گستاخانه) گفت:



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/03/3
زمان : 08:33 ق.ظ
 

 




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات