احترام به اختیار انسانی
نظرات | ادامه مطلب

تا حالا آدمایی را دیدید که دلشون پر از غم و غصه و قلبشون پر از بیماری حسد و کینه و به تعبیر قرآن مرض است و به خاطر همین ویژگی ها هیچ وقت از شادی دیگران، خوشی آنها و موفقیت هایشان لذت نمی برند؟!

انشالله که از این آدما هیچ وقت ندیده اید و نخواهید دید ولی متأسفانه من کم ندیدم!

این آدم ها رو که نگاه کنیم گاهی اوقات ظواهر خیلی خوب و برازنده ای دارند، خیلی شیکن ، خیلی خوش پوشن ، خیلی به ظاهر قشنگ حرف می زنند و گاه دیده میشه متأسفانه ظاهر مذهبی ای هم دارن ولی خوب این طورین و شما هر چی بخوای به زور این ها را به اون راهی که درسته ببری و کاری کنی که قلب های مریضشان خوب شود و آنها هم از شادی بقیه لذت ببرن و در شادی دیگران سهم واقعی داشته باشن ، نمیشه .

با این مثل می خوام راهی رو باز کنم برای این عبارتی که امروزه زیاد می شنویم و اون اینکه کسی را به زور نمی توان به بهشت برد .

یکی از آیاتی که می توان آن را در کنار این عبارت گذاشت و بر روی آن صحبت کرد، آیات شریفه «لا إِكراهَ فِی الدّین» و «وَلَوْ شَاء رَبُّكَ لآمَنَ مَن فِی الأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِیعًا أَفَأَنتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى یَكُونُواْ مُۆْمِنِینَ و...» است که با زور و شلاق و اسلحه نمی توان کسی را دین دار کرد.

بذارید داستان و ماجرای این عبارت و امثال اونو از اینجا براتون بگم که وجود مبارک پیامبر اکرم صلی الله و علیه وآله مأمور هدایت جامعه ی انسانی شد. عده ای پذیرفتند و عده ای انکار کردن. حضرت در برابر انکار مشرکان و کافران و منافقان نگران بودند. اینجا بود که ذات باری تعالی به میان می آیند و با بیانات واعظانه ای چون : فَلَعَلَّكَ بَاخِعٌ نَّفْسَكَ عَلَى آثَارِهِمْ إِن لَّمْ یُۆْمِنُوا بِهَذَا الْحَدِیثِ أَسَفًا و سخنان حکیمانه ای چون : وَلَوْ شَاء رَبُّكَ لآمَنَ مَن فِی الأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِیعًا أَفَأَنتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى یَكُونُواْ مُۆْمِنِینَ به حضرت تسلّی خاطر می دهد.

تو تلاشت را می کنی، ایمان آوردند، آوردند و اگر نیاوردند خوب نیاوردند! بنا نیست همه به اجبار ایمان آورند قرار است که آدمی با هادیانی که دارد با اختیار راه را انتخاب کند

در یک جمع بندی که از این آیات تسلّی بخش به رسول می توان گفت این است که:


:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/03/20
زمان : 08:23 ق.ظ
جای خالی عباس علیه السلام در کنار تمامی امامان
نظرات | ادامه مطلب

حضرت عباس

گاهی انسان از نوشتن عاجز می شود و یا به عبارتی زبان قلمش لال می شود خصوصا آن جا كه بخواهد در مورد فرزند دلاور امیر مۆمنان علیه السلام حضرت عباس علیه السلام چیزی بنویسد. پس طبیعی است كه خواننده گرامی نقصان مطالب را به پای عجز نویسنده از درك و بیانِ علو شأن آن حضرت به حساب آورد.

شاید برای خیلی از مردم فضائل و عظمت حضرت عباس علیه السلام جای تعجب داشته باشد كه چطور انسان می تواند به جایگاهی برسد كه مورد احترام ائمه معصومین علیهم السلام واقع شود تا آن جا كه از آن حضرت با احترام و تعظیم یاد نمایند! اما توجه به یك نكته شاید تعجب ما را بكاهد و آن این كه آن حضرت فرزند امیر المۆمنین علیه السلام می باشد و فرزندان به طور طبیعی آینه صفات پدر و مادر خود می گردند و غیر این مسأله یعنی این كه فرزندی در خلق و خو یا ظاهر شبیه پدر و مادر خود نباشد تعجب بر انگیز است.

هیچ جای شك نباید باشد كه شجاعت و دلاوری عباس علیه السلام ارثیه ای از پدر بزرگوارشان امام علی علیه السلام بوده است و به جرأت می توان گفت همانطور كه امیر مۆمنان علیه السلام بهترین یاور پیامبر اسلام بودند و برای پیامبر صلی الله علیه و آله به منزله عضد و بازو بودند و نسبتش به پیامبر صلی الله علیه و آله نسبت هارون به موسی بود، حضرت عباس علیه السلام نیز همین نسبت را نسبت به امام زمان خود و حجت خدا بر خود داشتند، یعنی بهترین وزیر و یاور؛ و اگر عباس علیه السلام نبود چه بسا بتوان ادعا نمود كه امام حسین علیه السلام دست به قیام نمی زد چرا كه قیام شرائطی دارد كه از جمله آنها وجود یاور و ناصر است و كدام یاور و ناصر بالاتر از عباس علیه السلام؟

عباس بن علی علیهماالسلام برای حضرت حسین بن علی علیهماالسلام حكم فئه قلیله را داشت كه با وجود خود حجت را بر امام حسین علیه السلام برای قیام تمام می نمود!!

و چه بسا علت این كه سائر ائمه علیهم السلام دست به قیام نزدند همین بود كه یاوری مثل عباس علیه السلام و همچنین یاران با وفای دیگر سید الشهدا علیه السلام نداشتند تا قیام كنند؛ و شاید به همین دلیل است كه سید الشهداء علیه السلام فرمودند كه : من یارانی با وفا تر و نیكوكار تر از یاران خود سراغ ندارم (1) و امام صادق علیه السلام نیز در جواب درخواست شخصی كه طالب قیام بود اشاره به گله ای بز نمودند و فرمودند كه: اگر به تعداد این گله یاور داشتم قیام می كردم. و آن گله را شمردند، تعداد آن به 17 یا طبق روایتی دیگر به 40 رأس رسید (2) یا امیر المۆمنین علیه السلام كه قصد پذیرش خلافت بعد از عثمان را نداشتند بعد از اصرار مردم كه آنقدر شدید بود كه به فرموده خود آن حضرت در نهج البلاغه نزدیك بود حسنین علیهماالسلام لگد مال شوند ، فرمودند اگر حجت خدا بر من برای پذیرش خلافت به خاطر وجود یاور و ناصر تمام نبود افسار خلافت را بر گردن شترش رها می نمودم (3) و همچنین شخصی از حضرت رضا علیه السلام درخواست قیام نمود و آن حضرت او را دعوت به داخل شدن در تنور نمودند و آن شخص تعجب كرد و ترسید اما آن حضرت به یكی از یاران نزدیكش فرمود كه وارد آتش شو، او نیز سریعا امر حضرت را اجابت نمود، آن وقت حضرت رو به شخص درخواست كننده كرد و فرمود: چند نفر در دیار خود سراغ داری كه این گونه اوامر ما را امتثال كنند؟ آن شخص پاسخ داد: هیچ كس را سراغ ندارم. و حضرت در جواب فرمودند: پس من چگونه قیام كنم!

و به حق باید گفت كه ابوالفضل العباس علیه السلام از یارانی بود كه اگر امام حسین علیه السلام دستور در آتش نشستن را به او می داد بی درنگ خود را درون آتش می افكند و با جان و دل آتش را می خرید!



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/03/11
زمان : 08:44 ق.ظ
چرا امام حسین علیه السلام به دنیا باز می گردد
نظرات | ادامه مطلب

امام حسین

همه ما می دانیم كه مظلوم ترین فرد تاریخ حضرت حسین بن علی علیهماالسلام سومین امام مسلمانان می باشد و بالاترین شهید در روز قیامت ایشانند و لقب "سید الشهداء" نیز به همین مطلب اشاره دارد و از جمله اعتقادات ما شیعیان نیز این می باشد كه منجی آخر الزمان حضرت مهدی صلوات الله علیه بعد از ظهور یكی از مهمترین اموری كه به آن می پردازند مسأله انتقام از ظالمان تاریخ به نفع مظلومان است و از جمله مظلومان حادثه كربلا « أین الطالب بذحول الأنبیاء و أبناء الأنبیاء أین الطالب بدم المقتول بكربلاء ».

حال این سۆال پیش می آید: وقتی قرار است كه امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف انتقام خون آن امام مظلوم را بگیرد، دیگر بازگشت آن حضرت به دنیا چه حكمت و مصلحتی دارد چرا كه در روایات شیعی می خوانیم:

اولین كسی كه به دنیا باز خواهد گشت حسین بن علی علیهماالسلام می باشد، پادشاه دنیا می شود به مدت هزار سال تا اینكه از شدت پیری ابروانش به روی صورتش می افتد. (بصائر الدرجات ص18و22و28و29 )

و همچنین روایات زیاد دیگری در مورد بازگشت سائر اهل بیت علیهم السلام وجود دارد.

در این نوشته قصد پرداختن به مسأله رجعت را نداریم و همین اندازه بیان می داریم كه اصل مسأله رجعت را هر شیعه ای باید معتقد باشد چرا كه در زیارت جامعه كبیره می خوانیم:

« مۆمن برجعتكم ... جعلنی الله ممن ... یكر فی رجعتكم » یعنی: من به بازگشت شما ایمان دارم و خداوند مرا در زمره كسانی قرار دهد كه در دولت شما به دنیا باز می گردد.

و همچنین در سائر ادعیه و زیارات این مسأله به وفور یافت می شود.

آنچه كه در این نوشته قصد پرداختن به آن را داریم این است كه هدف از این بازگشت آیا صرفا انتقام گرفتن است و آیا صرفا برای این است كه حق از دست رفته اهل بیت علیهم السلام كه حكومت بر مردم و ولایت بر آنها بود اعاده شود؟!

مگر امیر المۆمنین علیه السلام به ابن عباس نفرمود كه "حكومت بر شما در نزد من از آب بینی بز هم بی ارزش تر است" و در جای دیگری فرمود "از استخوان خوك در دست جذامی" و در مورد دیگر "بند كفش پاره شده" !!؟

آیا امیر المۆمنین علیه السلام می خواهد در زمان رجعت به دنیا باز گردد تا همان حكومتی را در دست بگیرد كه از استخوان خوكِ در دست جذامی تنفرآمیزتر بوده است ؟!

حكومت در نظر انسان كامل وسیله ای برای رساندن بشریت به سعادت كامل و همه جانبه است كه بالاتر از مسأله اجرای عدالت رشد عقلانی بشریت و رسیدن به معرفة الله می باشد چرا كه اجرای عدالت نیز مقدمه این امر می باشد

یا امام حسین علیه السلام كه در مناجات خود فرمود:



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/03/11
زمان : 08:43 ق.ظ
شرمنده ایم اگر شیعه واقعی نبودیم!
نظرات | ادامه مطلب

شیعه

مسئولیت ما كه شیعه علی هستیم و به آن افتخار می كنیم، مسئولیت ما كه شیعه علی هستیم و دنیا ما را به جهت امیرالمۆمنین شناخته است كه: (و معروفین بتصدیقنا إیاكم) مسئولیت ما كه شیعه علی هستیم و خدای را بر تمسك به ولایت امیرالمۆمنین حمد می كنیم.


الحمدلله الذی جعلنا من المتمسكین بولایه أمیرالمۆمنین

آیا همین افتخار و اعتقاد و تمسك ما را بس است و دیگر مسئولیتی بر دوش ما نیست؟

پس علی وار بودن، علی وار زیستن و علی وار مردن چه می شود؟

آیا همین كه بگوییم علی به عثمان بن حنیف كه از خواص اصحاب اوست فرموده شما نمی توانید مثل من عمل كنید و اینكه امام سجاد زین العابدین در مقابل زهد و عبادت امیرالمۆمنین احساس عجز می كنند، اینكه امام باقر علیه السلام می فرماید: از ما معصومین هم هیچ كس توان انجام دادن اعمال علی علیه السلام را ندارد، آیا برای توجیه بی مسئولیتی ما كافی است؟

پس فرمایش امام علی علیه السلام چه می شود، كه می فرماید :

إن لكل مأموم إماماً یقتدی به

هر پیروی را امامی است كه به او اقتدا می كند و از او پیروی می نماید.

امام علی علیه السلام خود پاسخ ما را داده است و پس از ذكر سیره خود و ذكر اینكه شما توانایی چنین عمل كردنی را ندارید، می فرماید:

و لكن أعینونی بورعِ و إجتهادِ و عقهِ و سدادِ

اما با پرهیزكاری و تلاش فراوان و پاكدامنی و راستی مرا یاری دهید.

مسئولیت ما قرار گرفتن در جبهه ای است كه امام علی علیه السلام علمدار اوست. پس اگر جامعه ما جامعه ای شیعی و حكومت ما حكومتی علوی است،‌با توجه به بارزترین شاخصه های امیرالمۆمنین در دوران حكومتش، مسئولیت فعلی ما چیست؟

پس سخن در این نیست كه ما یا جامعه ما بتواند خود را همگون و همسان با علی بن ابیطالب كند. سخن در پیدا كردن سمت و جهت حركت است، ‌یعنی:

مسئولیت ما و جامعه شیعی و علوی ما قرار گرفتن در سمت وسویی است كه به علی علیه السلام منتهی می شود.

مسئولیت ما قرار گرفتن در جبهه ای است كه امام علی علیه السلام علمدار اوست. پس اگر جامعه ما جامعه ای شیعی و حكومت ما حكومتی علوی است،‌ با توجه به بارزترین شاخصه های امیرالمۆمنین در دوران حكومتش، مسئولیت فعلی ما چیست؟

1- تلاش جهت برقراری عدالت اجتماعی و تبدیل آ‌ن به فرهنگ ملی



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/03/10
زمان : 08:24 ق.ظ
امان از دین نمایان بیخرد!
نظرات | ادامه مطلب

خوارج

این من بودم و تنها من بودم كه خط بزرگی كه از ناحیه این خشك مقدسان به اسلام متوجه می شد را درك كردم. پیشانیهای پینه بسته اینها، جامه های زاهد مابانه شان و زبانهای دائم الذكرشان حتی اعتقاد محكم و پابرجایشان نتوانست مانع بصیرت من گردد.

امام علی علیه السلام از چه كسانی سخن می گوید؟

- خوارج!

- اولین خروج خوارج به زمان پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) باز می گشت. آن هنگام كه ”³هرقوص بن زهیر و ”ذوالثدیه” به نحوه تقسیم غنایم توسط پیامبر اعتراض كردند: ((عدالت كن!)) و اینان از بزرگان خوارج بودند. در پاسخ، پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) فرمودند:

اگر عدالت نزد من نباشد در كجا خواهد بود؟

- و كسانی كه عدالت (صفتی از پیامبر) را به زیر سۆال بردند، با حكومت علی علیه السلام چه می كنند؟

- خروج! سركشی ! طغیان!

- خروج خوارج در ابتدا رنگ سیاست داشت، ‌اما كم كم برای خود اصول عقایدی تنظیم كردند و به صورت یك فرقه مذهبی در آمدند.

مذهب خوارج تحت عنوان وظیفه امر به معروف و نهی از منكر بوجود آمد، بی آنكه شرایطش را داشته باشد.

بصیرت در دین و بصیرت در عمل

آنان نه بصیرت دینی داشتند، نه بصیرت عملی. بلكه در اساس منكر بصیرت در عمل بودند. امر به معروف و نهی از منكر را امری تعبدی می دانستند و مدعی بودند آن را باید با چشم بسته انجام داد.

- و دیگر چه؟

- هر كس مرتكب گناه كبیره ای مثل دروغ، غیبت یا شرب خمر می شد، او را كافر و بیرون از اسلام بر می شمردند و مستحق خلود در آتش.

هر چند امروز شعار خوارج از بین رفته و مرده است،‌اما روح مذهبشان كم و بیش در میان بعضی افراد و طبقات همچنان زنده و باقی است

- اما چرا مردم به حرف آنان اعتماد می كردند؟

- آنان زیبایی هایی هم داشتند . مبارزه گر و فداكار، عبادت پیشه و متكلف بودند و بی میل به دنیا و زخارف آن. دست به گناهی نمی آلودند و از هر كه دست به گناه می زد بیزار بودند.

- حق با علی علیه السلام بود. آنان مجموعه ای از زشتیها و زیباییهای فریبنده بودند كه هر كسی یارای مقابله با آنان را نداشت.

 



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/03/10
زمان : 08:19 ق.ظ
 

 




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic