آیا رجعت بیشتر از یک بار واقع می شود؟
نظرات | ادامه مطلب

یکی از مسائل مهم رجعت که مورد بحث قرار گرفته است، تکرار رجعت می باشد که آیا رجعت دوّم و سوّم و ... وجود دارد؟ آن چه از آیات و روایات به ذهن تبادر می کند، یک بار رجعت کردن است که معنای لغوی رجعت هم یک بار بازگشتن است. هم چنین از ادلّه رجعت استفاده می شود که عصر ظهور، ظرف زمانی عصر رجعت خواهد بود و در همان اوایلِ عصر ظهور به اتمام می رسد و استمراری نخواهد داشت. گذشته از این، فلسفه رجعت که تحقّق حاکمیت مؤمنان بر جهان و انتقام از ستمکاران و تجلّی قدرت و عظمت الهی است، در اوّلین دوره عصر رجعت در زمان ظهور حضرت مهدی انجام می گیرد. یکی از فلسفه های رجعت، ارتقای مدارج کمال معنوی است که در اثر موانعی، نتوانستند به آن مرحله کمال نهایی برسند؛ ولی در اوّلین عصر رجعت، کنار آخرین حجّت الهی آن موانع برطرف شده و نیاز به رجعت دوّم و سوّم .. نیست. ممکن است این سؤال مطرح شود که فلسفه رجعت، تنها به این ها خلاصه نمی شود. شاید فلسفه های دیگری وجود داشته باشد که ما نمی دانیم.
این حرف درست است؛ امّا اثبات یک چنین ادّعایی، نیاز به ادلّه قوی و مستند دارد. مثل اصل مسأله رجعت که به آیات و روایات متواتر، اجماع و حکم عقل ثابت شد؛ امّا نسبت به تکرّر رجعت، چنین دلیلی وجود ندارد.
تنها چند روایت درباره امیر مؤمنان و امام حسین (علیه السّلام) هست که دلالت بر تکرّر رجعت آنان می کند و فوق العاده دارای اهمیّت است؛ همانند اصل رجعت. لازم است در این باره بررسی صحیح صورت بگیرد.

الف. تکرّر رجعت امام علی (علیه السّلام)

در ابتدا به بررسی روایات مربوط رجعت مکرّر حضرت امیرمؤمنان علی (علیه السّلام) می پردازیم.
1.در بحارالانوار روایت مفصّلی از کتاب واحده نقل شده که از آن، تکرّر رجعت حضرت علی (علیه السّلام) و حکومت آن حضرت استفاده می شود.(1)
از امیر المؤمنین (علیه السّلام) در ضمن این حدیث نقل شده است که فرمود:
... خداوند از پیامبران پیمان گرفت تا به ما ایمان آورده و ما را یاری دهند چنان که فرمود:«(به یاد آورید) هنگامی که خداوند از پیامبران پیمان گرفت که هرگاه به شما کتاب و حکمت دادم، آن گاه پیامبری به سوی شما آمد که آن چه با شما است را تصدیق می کند، به او ایمان آورید و او را یاری دهید.»
و به زودی همه شما او را یاری می کنید. خداوند از من و پیامبر هم پیمان گرفت که یکدیگر را یاری دهیم. من هم او را کمک کردم و پیش رویش جنگیدم و دشمنانش را کشتم و به عهد خود وفا کردم؛ امّا کسی از اولیای خدا و پیامبران، او را یاری نکرد؛ زیرا در گذشته از دنیا رفته بودند؛ ولی به زودی مرا یاری خواهند کرد و میان شرق و غرب زمین، زیر فرمانروایی من خواهد بود. خداوند به زودی همه را از آدم تا محمّد (صلی الله علیه و آله و سلم) بر می انگیزد و با شمشیر بر سر دشمنانم می زنند. چه شگفت انگیز است، مردگانی که خداوند آن ها را گروه گروه زنده می کند. پیامبران شمشیرهای خود را می کشند و بر ستمگران و طرفدارانشان می زنند، تا خداوند به آنچه وعده داده است وفا کند که فرمود:« خداوند به کسانی از شما که ایمان آوردند و کارهای شایسته کردند، وعده داده است که حتماً آن ها را فرمانروایان روی زمین گرداند». من پس از رجعت، رجعتی دارم. من دارای رجعت ها، حمله ها و انتقام ها و دولت های شگفت آورم.
در این روایت، تکرار رجعت امیرالمؤمنین (علیه السّلام) مطرح شده است؛ امّا با این روایت، نمی شود تکرّر رجعت حضرت امیر را ثابت کرد. چون محمّد بن الحسن بن عبدالله و جعفر بن محمّد بجلی در سند این روایت وجود دارد که مجهول و ناشناخته اند و نام آن ها در کتاب های رجالی نیامده است که «حدیث مهمل» گفته می شود. این قسم حدیث، جزء حدیث های ضعیف است. دیگر این که همه کسانی که این روایت را نقل کرده اند از کتاب واحده نقل کرده اند. گرچه مؤلّف این کتاب که حسن بن محمّد جمهور است، ثقه می باشد؛ امّا از راویان ضعیف روایت می کند و بر روایت مرسل اعتماد دارد.(2)
نیز همان طور که قبلاً تذکّر دادم، در رجعت های بعدی هیچ فلسفه ای وجود ندارد.
2. روایت دیگری که از آن بر تکرّر رجعت و حکومت امیرالمؤمنین حضرت علی (علیه السّلام) استفاده می کنند، این است:
...إنِّی لَصَاحِبُ الکَرَّاتِ وَ دَولَةِ الدُّوَلِ وَ إِنِّی لَصَاحِبُ العَصَا وَ المِیسَمِ وَ الدَّابَّةُ الَّتِی تُکَلِّمُ النَّاسَ (3)؛
... من صاحب رجعت ها و دولت دولت ها هستم و صاحب عصا و آهن داغ کننده ام. من جنبده زمینم که با مردم سخن می گوید.
این روایت دارای چند اشکال است:
مشکل اول: از متن این روایت، تکرّر اثبات نمی شود و قابل تأویل است. چنانکه مرحوم طریحی می گوید، احتمال می رود که مقصود، افتخار در شجاعت و بازگشت برای کشتن دشمنان در کارزار باشد، او می نویسد:
«... او اشاره الی الرّجعة زمان خروج صاحب الامر و یناسبه قوله «و دولة الدول» ای أنا صاحب الدولة؛
یا این که اشاره است به بازگشت در زمان قیام حضرت مهدی. مناسب این احتمال، قسمت بعدی روایت است که می فرماید:«من صاحب دولت دولت ها هستم».(4)
مشکل دیگر، ضعف سند آن است؛ چون ابوعبدالله الریاحی و ابوصامت حلوانی که روایت را بدون واسطه از امام باقر (علیه السّلام) نقل کرده اند، مجهول هستند و در نتیجه روایت ضعیف می باشد.
3. روایت دیگری است از عبدالکریم بن عمرو خثعمی که امام صادق (علیه السّلام) فرموده است:(5)
شیطان از خداوند درخواست کرد که او را تا روز قیامت مهلت بدهد؛ امّا خداوند از درخواست او امتناع ورزید و رد کرد. فرمود: تا «روز معلوم » از مهلت داده شدگانی.
هنگامی که روز معلوم رسد، شیطان با همه پیروانش از زمانی که خداوند آدم را آفرید تا روز معلوم - آشکار می گردند و آن هنگام آخرین رجعت و بازگشت حضرت علی (علیه السّلام) می باشد. پرسیدم: آیا رجعت تکرار می شود؟ فرمود: آری! قطعاً چند رجعت است. هیچ امامی نیست مگر این که مؤمنان و فاجران زمانش با او رجعت می کنند تا آنکه خداوند مؤمن را بر کافر غلبه دهد.
پس زمانی که «وقت معلوم » فرا رسد، امیرالمؤمنین (علیه السّلام) در میان یارانش رجعت خواهد کرد و شیطان هم میان یارانش می آید و محل رویارویی آن ها در زمینی از زمین های فرات به نام «روحا» نزدیک کوفه است و چنان جنگی می کنند که از زمانی که خداوند عالم را آفرید تا آن زمان، بی سابقه بوده است.
گویا الآن می بینیم اصحاب علی (علیه السّلام) را که حدود صد قدم به عقب برگشته اند و قسمت هایی از پاهای آن ها در آب فرات واقع شده و فرو رفته است. در این هنگام، عذاب الهی بر ابلیس و یارانش نازل می شود و رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) کار را به پایان می رساند. در دست آخر حضرت، سلاحی از نور است که وقتی ابلیس آن را می بیند به عقب باز می گردد. یارانش به او می گویند: به کجا می روی در حالی که به پیروزی رسیده ای و او پاسخ می دهد:« من چیزی را می بینم که شما نمی بینید»، «من از پروردگار عالمیان می ترسم» پس در این هنگام، پیامبر به او می رسد و نیزه ای را میان دو کتفش فرو کرده و ابلیس با پیروانش به هلاکت می رسند. آن گاه با نابودی او، خداوند عبادت می شود و چیزی شریک او قرار داده نمی شود و امیر مؤمنان (علیه السّلام) چهل و چهار هزار سال حکومت می کند. تا این که برای مردی از شیعیان حضرت علی (علیه السّلام) هزار فرزند پسر متولّد می شود. در آن هنگام دو باغ سرسبز کنار مسجد کوفه و اطراف آن ظاهر می شود، تا خدا هر چه بخواهد».
این همان روایتی است که در بحث طول عمر بیان شد و از این روایت، تکرّر رجعت حضرت امیر استفاده می شود و هم چنین شیطان در آخرین رجعت آن حضرت، توسط پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) کشته شده و آن حضرت مدّت چهل و چهار هزار سال حکومت می کند.
امّا جواب:


:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/02/22
زمان : 08:35 ق.ظ
طرح نهج البلاغه خوانی در تبیان
نظرات |

آنان كه پای منبر امام علی(علیه‌السلام) می‏نشستند سخت تحت تاثیر کلام امام قرار می‏گرفتند، مواعظ وی دلها را می‏لرزانید و اشك ها را جاری می‏ساخت، هنوز هم كدام دل است كه‏ خطبه‏های موعظه‏ای امام علی(علیه‌السلام) را بخواند و یا گوش كند و بلرزه در نیاید؟

ما مفتخریم  کتاب نهج البلاغه که بعد از قرآن کریم بزرگترین دستور زندگی مادی و معنوی و بالاترین کتاب رهایی بخش بشر است و دستورات معنوی و حکومتی آن بالاترین راه نجات است از امام معصوم ماست .

باید که از آن غافل نمانیم چرا که سخن امام علی علیه‌السلام است. ما چگونه دم از حبّ علی علیه‌السلام می‌زنیم ولی با سخنان انسان ساز و سراسر حکمت و زیبایی‌اش این چنین بیگانه‌ایم؟ لذا بر آن شدیم از روز سه شنبه 23/2/93 روز ولادت مولای متقیان علی ابن ابیطالب علیه‌السلام طی طرحی ارزشمند مطالعه این کتاب سراسر خیر و برکت را همه با هم آغاز کنیم

مجموعه نفیس و زیبایی كه اكنون در دست ماست منتخبی از «خطابه‏ها» و «دعاها» و  «وصایا» و «نامه‏ها» و  «جمله‏های كوتاه» مولای متقیان علی(علیه‌السلام) است كه بوسیله سید شریف بزرگوار «رضی» رضوان الله علیه در حدود هزار سال پیش گردآوری شده است.

باید که از آن غافل نمانیم چرا که سخن امام علی علیه‌السلام است. ما چگونه دم از حبّ علی علیه‌السلام می‌زنیم ولی با سخنان انسان ساز و سراسر حکمت و زیبایی‌اش این چنین بیگانه‌ایم؟ لذا بر آن شدیم از روز سه شنبه 23/2/93 روز ولادت مولای متقیان علی ابن ابیطالب علیه‌السلام طی طرحی ارزشمند مطالعه این کتاب سراسر خیر و برکت را همه با هم آغاز کنیم .

شایان ذکر است که طرح نهج البلاغه خوانی برای اولین بار در سایت تبیان اجرا می‌شود. امید است که با همکاری کاربران گرامی، نهج‌البلاغه خوانی هم همانند طرح ختم قرآن در جامعه نهادینه شود و از معارف این کتاب گرانقدر بهره مند شویم.

شما هم می‌توانید ما را در این مسیر همراه باشید...



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/02/21
زمان : 08:11 ق.ظ
جوادالأئمه علیه السلام، در جبهه دفاع از قرآن
نظرات | ادامه مطلب

امام جواد

خداوند همیشه و در همه زمانها برای هدایت بشر و به كمال و سعادت رسیدن وی دو چیز را برای وی می فرستاد، یكی كتب و الواح آسمانی و دیگری انبیاء و اولیاء كه بیانگر مجملات آن كتاب و مجری احكام آن می بودند. هدف از فرستادن كتاب علاوه بر فرستادن پیامبر معجزه گر، این بود كه دستورات الهی آن پیامبر بعد از وی در بین مردم باقی بماند و راه او ادامه یابد، اما همانطور كه همه می دانیم كتاب همیشه الفاظی است ساكت و الفاظ ساكت نیز قابلیت حمل بر معانی مختلف و حتی تحریف و از بین رفتن و دستخوش حوادث واقع شدن را دارند، از همین جا نیاز بشر به اوصیای انبیاء روشن می گردد چرا كه كتاب آسمانی شان در نبود آنها دستخوش تحریف لفظی و معنوی خواهد شد.

اسلام عزیز نیز از این قواعد كه ساری در همه ادیان بوده، مستثنی نبوده است. به همین دلیل یكی از وظائف امامت نگهبانی همه جانبه از دین و كتاب آسمانی از تحریف لفظی و مهمتر از آن از تحریف معنوی می باشد و به جرأت می توان ادعا نمود كه كلیه مسلمانان از هر فرقه ای كه باشند اگر چه كم و بیش از نورانیت قرآن بهره‌مند باشند ولی باید بدانند كه اهل بیت پیامبر اسلام علیهم السلام كه اوصیای وی هستند نقش بی بدیلی در حفاظت از كتاب آسمانی قرآن و معجزه جاوید خاتم النبیین صلی الله علیه و آله داشته اند.

هنگامی كه جاعلین قرائت های اختلافی و پراكنده، كمر به هدم این كتاب آسمانی بستند و در این رابطه از پیامبر صلی الله علیه و آله حدیث جعل نمودند كه: "قرآن بر هفت حرف نازل گشته" و خواستند از این طریق برای خود مجوزی درست نمایند تا قرآن را به هفت شكل تغییر دهند و تحریف نمایند ، این اهل بیت علیهم السلام بودند كه به میدان آمدند و فرمودند : «دشمنان خدا دروغ می گویند كه قرآن بر هفت حرف یا هفت شكل نازل شده بلكه قرآن به یك شكل و واحد است و از طرف خداوند یكتا و یگانه نازل شده و اختلاف قرائات ساخته دست دشمنان خداست» (1)



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/02/21
زمان : 08:09 ق.ظ
ولادتی که همگان را به سختی آزمود
نظرات | ادامه مطلب

امام جواد

تولد امام جواد علیه السلام، ظاهراً  دیرهنگام رخ داده است زیرا در آن عصر، مردم در سنین جوانی صاحب فرزند می‌شدند اما حضرت رضا علیه السلام در سنین جوانی صاحب فرزند نشد و امام جواد علیه السلام در سنین میانسالی پدر،‌ به دنیا آمدند. در اینجا می‌خواهیم با توجه به اوضاع شیعیان در آن روزگار، به یکی از قوانین مهم الهی که همان سنت امداد (و اضلال) می‌باشد، بپردازیم تا ببینیم چگونه یک تولد ظاهراً دیرهنگام، می‌تواند در راستای یکی از قوانین الهی قرار داشته باشد.

 

مبارک ترین مولود برای شیعیان

چهره دنیا در حالی به رخسار امام جواد علیه السلام منور شد که از عمر امام رضا علیه السلام بیش از چهل و پنج سال گذشته بود و این مسأله‌ای عادی نبود و مردم سالها در انتظار بودند که از ایشان فرزندی به دنیا بیاید. كلیم بن عمران مى گوید: به امام رضا علیه السلام گفتم : دعا كنید كه خداوند فرزندى به شما عنایت كند. امام فرمود: همانا خداوند یك فرزند به من عطا مى كند كه او تنها وارث من خواهد بود.(1)

 

نگاهی به احوال شیعیان در آن عصر

امام موسی کاظم علیه السلام سالها در زندان به سر می‌برد؛ اما در میان شیعیان وکیلانی تعیین فرموده بود تا به امور ایشان رسیدگی شود و از جمله وظایف وکیلان،‌ جمع آوری پولهایی بود که مردم به عنوان خمس برای امام معصوم می‌فرستادند. پس از شهادت امام کاظم علیه السلام، تعدادی از این افراد که مبالغ زیادی در اختیار داشتند، امامت حضرت رضا علیه السلام را انکار کردند و به نام واقفیه مشهور شدند. برای این کار خود نیز دلایلی تراشیدند؛ مثلاً گفتند امام کاظم علیه السلام از دنیا نرفته است بلکه غیبت نموده و باز خواهد گشت.



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/02/20
زمان : 08:20 ق.ظ
چرا همگی اینقدر از زندگی مینالیم؟!
نظرات | ادامه مطلب

مدیریت اضطراب امتحان

در روزگار در حال سپری بسیاری از انسان ها را می بینیم که از زندگی خود نالان و شاکی بوده و احساس نارضایتی شدیدی از زندگی خویش دارند.

می توان گفت یکی از دلایلی که باعث می شود نارضایتی و تشویش در زندگی به وجود بیاید این است که انسان علاوه بر اینکه نسبت به رزاقیت خداوند ایمان نداشته و مدام نگران رزق و روزی خود در اینده می باشد قناعت ندارد و آنچه را رزق اوست کم دانسته و برای استمرار و گذران زندگی آن را ناکافی می‌شمرد.

که می توان بیشترین دلیل این مسئله را این دانست که همواره خود را با بالاتر از خود قیاس میکند که نتیجه این مقایسه احساس ناکافی بودن و ناچیز شمردن داشته‌ها و در نهایت عدم آرامش و رضایت در زندگی انسان می‌شود. اما در مقایسه نزولی یعنی قیاس با پایین تر و ضعیف تر از خود، داشته‌های انسان برایش نمایان می‌شود.

 او دیگرانی را می‌بیند که در وضع سخت‌تر و اسف بارتری زندگی می‌کنند که خود او هیچگاه در فکر و اندیشه اش نمیگنجد که روزی بتواند درچنین  شرایط طاقت فرسایی حتی برای لحظه ای دوام بیاورد، پس به این نتیجه می‌رسد که به همین مقدار نیز می‌توان زندگی کرد.



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/02/20
زمان : 08:19 ق.ظ
 

 




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات