منم زینب کسی چون من نباشد
نظرات | ادامه مطلب

حضرت زینب
آب زنید راه را که نگار می ‌رسد...

راه دهید. کاروان خسته‌ای از راه می ‌رسد. کاروان خسته ای از بازماندگان حسین علیه السلام. کاروانی از ققنوس ‌های پرشکسته ‌ی حسین علیه السلام. آبی هم اگر گوشه کناری پیدا شد؛ آب هم بیاورید. بر این خاکِ تفتیده آب بپاشید، بل‌که قدری پای این دخترهای کوچک التیام پیدا کند. اگر هم آبی نیست، اشکالی ندارد. دیگر این پاها به مغیلان‌ کربلا عادت کرده است...

 

در پرده ای از اشک

ای مادر غم‌ها گفته ‌اند و شنیده‌ ایم که تمام زندگی حضرتت دوشادوش درد بوده است. از ابتدای ولادت تو. از همان اولِ اول. امّا، کجا می‌ دانستیم قبل از ولادتت را! که در شکمِ مادر بودی و غصه‌ ها تمامِ دلِ مادر را می‌ گرفت و روز به ‌روز بیش‌تر و بیش‌تر.
که حضرت فاطمه علیهاالسلام با خودش می ‌فرمود: خدای من، این دردها چیست که بر دلم هجوم می ‌آورد. نکند به‌ خاطر «طفل در شکمم» باشد.
تا این‌که با به ‌دنیا آمدنت، جرقه ای از شادی خانه را گرفت و حضرت حسین علیه السلام به سوی پدر دوید که: پدر عزیزم، پروردگار به من «خواهری» عنایت فرموده است؛ امّا باز هم آن غصه ادامه پیدا کرد. این بار در اشک‌های صورتِ علی علیه السلام. حضرت حسین علیه ‌السلام بهت ‌زده نگاهی به پدر کرد و در پرده ‌ای از اشک پرسید: پدر، چرا غصّه می‌ خورید؟
فرمود: فرزندم به زودی پرده‌ ها از جلوی چشمان تو هم کنار خواهد رفت.

 

دخترم حرمت دارد



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/12/5
زمان : 08:26 ق.ظ
درسی زیبا از زینب کبری سلام الله علیها برای زندگی امروز ما
نظرات | ادامه مطلب

حضرت زینب

توجه به زندگی و گفته‌های اولیای خدا برای ما همیشه درس آموز است و این امر نباید مختص به ایام ولادت و شهادت آن بزرگواران باشد. در اینجا می‌خواهیم با نگاه به یکی از رویدادهای زندگی حضرت زینب سلام الله علیها، درسهایی برای زندگی خود استخراج کنیم.

 

سخن حقی که از آن استفاده باطل شد

زینب کبری سلام الله علیها در فن بیان و سخنوری هیچ کم نداشت؛ با این حال حیای الهی او را از سخنوری در جمع مردان باز می‌داشت. با این حال مساله مهمی به وجود آمد که باعث شد آن بانو – با وجود مصیبتها و دردهای جسمی و روحی فراوانش - در مجلس یزید لب به سخن بگشاید. مساله از این قرار بود که یزید این آیه را بر زبان آورد:
«قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ تُوْتِی الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ بِیَدِكَ الْخَیْرُ إِنَّكَ عَلى‏ كُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدیرٌ ».(1)
یزید می‌خواست به بهانه این آیه بگوید که خداست که او را پادشاه و عزتمند، و حسینیان را به ظاهر ذلیل گردانیده است.
این جا فرصت کوتاه و مغتنمی داریم که قدری درباره این آیه بیندیشیم. این آیه در عین کوتاهی بسیار پرمغز است. در عظمت این آیه همین بس که می‌توان آن را به عنوان تعقیب نمازهای واجب قرائت کرد زیرا مطابق آنچه از امام صادق علیه السلام نقل شده است این آیه و چند آیه دیگر(2) هنگام نزول، به خدا گفتند: ما را به سوی چه کسانی نازل می‌کنی؟ به اهل خطا و گناه؟ خدا فرمود که به سوی زمین پایین بروید که هر کس از آل محمد و شیعیانشان شما را بعد از نماز تلاوت کند، با چشم پنهان خود، روزانه با هفتاد نگاه به او می‌نگرم که در هر نگاه هفتاد حاجتش را برآورم و ...(3)

دوران ما به دروغ به عنوان "عصر اطلاع رسانی" نام گرفته؛ زیرا عمق این گروه آیات قرآنی و سخنان پرمغزی هم چون خطبه‌های زینب کبری سلام الله علیها که در صدر گفته‌های بشری است در ابزارهای ارتباط جمعی دنیا مطرح نمی‌شود

آیه‌ای که شایسته یک عمر تفکر است

در این آیه خدا به پیامبر صلی الله علیه و آله می‌گوید که به مردم بگو که خدایا تو "مالک المُلک" هستی یعنی سلطنت همه پادشاهان تحت مالکیت توست یعنی بالاترین مراحل مالکیت خودش تحت تسلط توست؛ بنابراین هر که را مشیت کنی مُلک می‌دهی و از هر که مشیت کنی مُلک را می‌ستانی و هر که را مشیت کنی عزتمند می‌کنی و هر که را مشیت کنی ذلیل می‌کنی، خیر و اختیار امور فقط به دست توست که تو به هر کاری توانمند هستی.
تفکر در این آیه راهنمای خوبی برای درک روابط خدا و پیامبر صلی الله علیه و آله  و مُلک و مالکیت، عزت و ذلت و اختیار و خیر و قدرت است. خوانندگان محترم را به مطالعه تفاسیر و سپس تفکر بیشتر در این آیه دعوت می‌کنیم و ادعا می‌کنیم که بعد از سال ها تفکر نیز نکات تازه‌ای از این آیه قابل فهم است.

 



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/12/4
زمان : 08:19 ق.ظ
وقتی عابد معروف کوفه توبیخ شد؟!
نظرات | ادامه مطلب

کمیل

کمیل بن زیاد نخعی یمانی از یاران امام علی و امام حسن(علیهما السلام) است. رجال شناسان او را به صفات «شجاع، زاهد و عابد» ستوده اند. وی از بزرگان تابعین و یکی از هشت عابد و زاهد معروف کوفه در زمان خود بود. از عبرتهای تاریخ این است که برادر او حارث بن زیاد شخصی آلوده و از یاران عبیدالله بود؛ کسی است که طفلان مسلم را برای گرفتن جایزه، به شهادت رساند. اما درباره او!


خاطرات کمیل

کمیل بن زیاد به عنوان صاحب سرّ امام علی(علیه السلام) شناخته می شود. در طول مدت معاشرت با مولا، خاطرات زیادی از آن بزرگوار دارد که به مواردی از آن اشاره می کنیم:


1 . جریان مقدس نما

کمیل برخی از شب ها همراه امام علی(علیه السلام) در مسجد کوفه به عبادت می پرداخت. شبی امام علی(علیه السلام) و کمیل پس از انجام عبادت از مسجد به طرف منزل حرکت کردند، در مسیر راه از منزلی، صدای حزینی به گوش رسید که کسی آیه "أَمَّنْ هُوَ قانِتٌ آناءَ اللَّیْلِ..." را با صوتی بسیار حزین و جانسوز می خواند، کمیل از این حالت متأثر شد و در ذهن از او تعریف کرد. بدون آنکه سخنی به زبان آورد، مولا متوجه درون او شد و فرمود: «از زمزمه این مرد تعجب نکن، او اهل آتش است. خبرش را در آینده به تو خواهم داد.»
کمیل از حرف امام متعجب شد. مدت زمانی گذشت تا اینکه جنگ نهروان پیش آمد و همانطور که امام خبر داده بود، عده زیادی از خوارج کشته شدند. پس از جنگ، امام علی(علیه السلام) در حالی که شمشیری به دست داشت، که از آن خون می چکید، از میان سرهای بریده خوارج می گذشت؛ نزد کمیل آمد و شمشیرش را روی سر بریده ای گذاشت و فرمود: یا کمیل! "أَمَّنْ هُوَ قانِتٌ..." ، کمیل فهمید که این شخص همان شخصی است که آن شب با سوز و گداز به راز و نیاز مشغول بود، در این لحظه خود را روی پاهای امام انداخت و استغفار کرد.

دعای کمیل، یادگار امام علی(علیه السلام) از دعاهای معروف و مشهور میان شیعیان است که آن را شبهای جمعه با سوز و گداز قرائت می کنند. مولای عارفان این دعا را که به دعای «حضرت خضر» نیز مشهور است، به کمیل بن زیاد نخعی آموخت

2 . گفتگو با مردگان

کمیل نقل می کند: «همراه علی بن ابی طالب از شهر خارج شدیم، هنگامی که به گورستان رسیدیم، امام علی(علیه السلام) نظری به قبرستان انداخت و فرمود:
«ای اهل قبور، ای اهل بلا، ای اهل وحشت، چه خبری نزد شماست؟ خبری که نزد ماست این است که، همانا اموالتان تقسیم شد، فرزندانتان یتیم شدند و همسرانتان ازدواج کردند، این خبری است که نزد ماست، چه خبری نزد شماست؟ سپس رو به من کرد و فرمود: ای کمیل اگر به آنها اذن می دادند در جواب می گفتند: "فَاِنَّ خَیْرَ الزّادِ التَّقوی"، سپس گریه کرد و فرمود: «یا کُمَیل، الْقَبرُ صُنْدُوقُ الْعَمَلِ وَ عِنْدَ الْمَوْتِ یَأْتِیْکَ الْخَبَر»؛ «ای کمیل، قبر صندوق عمل است و هنگام مرگ، دیده می شود.»




:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/12/3
زمان : 08:28 ق.ظ
صفتی که پیش خدا عزیزمان می کند!
نظرات | ادامه مطلب

گذشت

در صحنه زندگی کمتر کسی را می توان یافت که از لغزش ها مصون بوده و زیان این لغزش ها همیشه به خود انسان باز نمی گردد بلکه در مواردی گریبان دیگران را نیز می گیرد و موجودیت و منافع آنها را نیز به خطر می اندازد اگر بنا باشد همه خطاکاران با هر وضعیتی که دارند مجازات شوند و هر کس بخواهد آزار و اذیت دیگران را تلافی کند چه وضعیتی پیش خواهد آمد؟ اینجاست که پای مکارم اخلاق و فضایل عالی انسان به میان می آید.

 

عفو و گذشت پیشه کنید

حضرت علی عل علیه السلام در حکمت 11 نهج البلاغه می فرمایند: اگر بر دشمنت دست یافتى ، بخشیدن او را شكرانه پیروزى قرار ده.

بررسی منابع اسلامی نشان می دهد که عفو و گذشت یکی از اصول اساسی در برخورد با لغزش اهل ایمان است خدا در آیه 14 سوره جاثیه می فرماید:«به مومنان بگو: کسانى را که امید به ایام اللّه (روز رستاخیز) ندارند مورد عفو قرار دهند، و نسبت به آنها سخت نگیرند» (قُلْ لِلَّذِینَ آمَنُوا یَغْفِرُوا لِلَّذِینَ لا یَرْجُونَ أَیَّامَ اللَّهِ) به مومنان توصیه می کند که از لغزش کافران و منکران قیامت نیز بگذرند و کار آنها را به خدا واگذار کنند.(آداب معاشرت در اسلام،ج1،مقدس نیا)

عفو در لغت به معنای بخشیدن و نادیده گرفتن جرم و گناه است. در زندگی اجتماعی میان افراد و یا گرو ه ها کدورت هایی پدید می آید که اگر ادامه یابد اجتماع انسانها را دچار روابط تیره ،سردی ، تفرقه و خشونت خواهد کرد از این رو کدورتها را باید با تصمیمی منطقی و انسانی از میان برد و یکی از راه های آن عفو و گذشت است.

 انسان عاطفه دارد و عاطفه گره بسیاری از مشکلات را می گشاید در تداوم صفاو صمیمیت و آرامش اجتماعی نیز احساس و عاطفه نقش تعیین کننده ای دارد به گونه ای که انسان خشمگین و در صدد انتقام رابه فرد رحیم و بخشنده تبدیل می کند.( سیره اخلاقی معصومین،ج1،الهامی نیا)

مروی است که: «موسی علیه السلام عرض کرد که: پروردگارا کدام یک از بندگان تو نزد تو عزیزترند؟ فرمود: آنکه در وقت قدرت و توانائی عفو نماید» .(معراج السعاده،مرحوم نراقی)

عفو امام علی علیه السلام تا آنجا رسید که در جنگ صفین اسیران شامی را که در دست داشت آزاد کرد و آنان آب را از او باز داشتند و او آب را از آنان باز نداشت

رهایی از دو معصیت با عفو و بخشش



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/12/2
زمان : 08:27 ق.ظ
 

 




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات