تستی برای سنجش مسیر زندگی!
نظرات | ادامه مطلب

شک

با توجه به پیامی که رهبر عزیزمان به جوانان اروپا داشته اند و نکات ارزشمندی را  بیان فرمودند، در این مقاله بر آن شدیم که قسمتی از بیانات ایشان را  که پیرامون معیارهای هدایت از منظر قرآن بوده را  مورد توجه قرار دهیم تا انشالله بتوان از این راه، چراغ راه زندگی را فروزان تر نماییم.


در روزگار کنونی، تبادل اطلاعات به راحتی صورت می گیرد. هر شخص و هر آیینی با کوچک ترین حرکت می تواند اعتقادات، افکار و آداب خویش را در فضای مجازی پخش نماید.

این امر با وجود تمام مزایایی که دارد می ‌تواند خطرساز نیز باشد. چرا که آدمی را به راهی که خود در آن قرار دارد مشکوک می سازد و این سوال بزرگ را در ذهن او ایجاد می کند که آیا من در مسیر درست قرار گرفته ام؟!

این سوال شاید یکی از بزرگ ترین دغدغه های بشر امروز، به ویژه جوانان باشد. از این رو باید دید در قرآن چه ملاک ها و معیارهایی برای رستگاران و هدایت یافتگان لحاظ شده است تا با تطبیق آن ها بر زندگی خویش، درستی راه خویش را تشخیص دهیم.

 

ایمان

اولین و مهم ترین معیار برای هدایت، ایمان است. اینکه آدمی از عمق جان خویش به دین و لوازم آن یقین آورد.

در آیات سوم تا پنجم سوره بقره [1] خداوند رحمان اشاره می نماید که ایمان به غیب، کتاب های آسمانی و آخرت از مقدمات اصلی هدایت است.

اگر انسانی در قلب و روح خویش ذره ‌ای شک نسبت به هر یک از این امور راه داد، بداند در مسیر صحیح قرار نگرفته و یا احتمال لغزش در او وجود دارد.

چه بسیارند فرقه هایی که با شبهه پراکنی های مختلف سعی دارند جوانان را از این حقایق قلبی دور سازند. در این میان نقش جامعه اسلامی در دادن آگاهی های درست بسیار مهم و اثرگذار خواهد بود.

خداوند ایمان آورندگان حقیقی را حزب خود دانسته و در توصیفشان می فرماید: "قومى را نیابى كه به خدا و روز باز پسین ایمان داشته باشند [و] كسانى را كه با خدا و رسولش مخالفت كرده‏اند- هر چند پدرانشان یا پسرانشان یا برادرانشان یا عشیره آنان باشند- دوست بدارند. در دل اینهاست كه [خدا] ایمان را نوشته و آنها را با روحى از جانب خود تأیید كرده است، و آنان را به بهشت هایى كه از زیر [درختان‏] آن جوی هایى روان است در مى‏ آورد همیشه در آنجا ماندگارند خدا از ایشان خشنود و آنها از او خشنودند اینانند حزب خدا. آرى، حزب خداست كه رستگارانند". [2]

هدایت یافتگان حقیقی هرگز تاب نمی آورند که بهترین غذاها را خورده و زیباترین جامه ها را بر تن نمایند در حالی که فردی در نزدیکیشان با شکمی گرسنه سر بر بالین می گذارد

جهاد در راه خدا

از دیگر معیارهایی که برای شناخت هدایت ‌یافتگان در قرآن بدان اشاره شده است، جهاد در راه خداست. این مبارزه می تواند جنبه های مختلفی را شامل گردد.

بالاترین مقام مربوط به کسانی است که در راه جهاد اکبر گام برداشته و با ترک شهوات و انجام واجبات و مستحبات، سیر الی الله را طی می ‌نمایند؛ کسانی که هرگز، قرار گرفتن در مقامات مختلف آنان را دچار عجب نمی سازد.

این عزیزان با جاه طلبی بیگانه اند و از چاپلوسی  بیزارند. کسانی که همواره به دنبال خدمت به سایر مردمان هستند و در این راه از انفاق آنچه در توان دارند دریغ نمی کنند. کسانی هستند که در میدان نبرد حق علیه باطل پیشگامند و ترسی از بذل جان در راه خداوند ندارند. [3]

 



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/11/13
زمان : 08:19 ق.ظ
لذت بردن بدون چرتکه
نظرات | ادامه مطلب


اولی باید ببینم تو حساب بانکیم چقدر پول دارم، بعد لبخند می زنم.......

زندگی

تو اطاقم نشستم و چرتکه گرفته ام دستم تا ببیینم چقدر از دنیا و آدم هایش عقب ترم!

یک لیست بلند بالا تهیه کردم از نداشته های زندگی ام. چیزهایی که باید برای به دست آوردنشان برنامه بریزم و سال ها تلاش کنم. تا اینجای داستان خیلی آزار دهنده نیست اما وقتی پای مقایسه و احساس ناکامی به ذهنم کشیده می شود ، درست مثل کسی هستم که تمام قایق هایش غرق شده است!

 

لیستم را کنار می گذارم و برای تغییر روحیه ،سراغ کنترل همیشه در دسترس تلویزیون می روم. کانال ها را یکی یکی رد می کنم. دنبال یک حرف جدید هستم ، دنبال یک انگیزه برای ادامه دادن. دنبال صحنه ای ، موسیقی و یا حتی فیلمی که وقتی می بینم و می شنوم ، حالم عوض شد. احساس کسی را دارم که آخر یک صف طولانی ایستاده است و یا شاید کسی که می خواهد به خط پایان برسد اما در حال دویدن بر روی تردمیل است.....

در یکی از کانال ها مصاحبه با یک کودک نظر مرا به خود جلب می کند. آقای مجری از او می پرسد: چه چیزی هست که دوست داری ، اما اونو نداری؟

کودک بدون معطلی جواب داد: من ماشین خیلی دارم!

مجری سوالش را با کلمات دیگر می پرسد: چه آرزویی داری؟

کودک گفت: من همه ی بازی های کامپیوتری که دوست دارم رو دارم!

مجری چند بار سوال را تغییر داد تا بالاخره کودک گفت: آرزو دارم پلیس بشم!

برای چند لحظه به چشم های آن کودک نگاه کردم، حتی از پشت این قاب شیشه ای چشم هایش می خندید. پر از امید و لبریز از زندگی بود. یاد لیست خودم افتادم و طلب هایی که از زمین و زمان داشتم! یاد احساس همین چند لحظه قبل که حقوق ماهیانه ام را در یک سال محاسبه کردم وبرای خرید چیزهایی که دوست داشتم ، چند عدد صفر نه چندان ناقابل کم آوردم.

درست است که اول راه هستم و از قدیم الایام گفته اند: آرزو بر جوانان عیب نیست! اما آرزو اگر باعث تحرک و تلاش بیشتر شود و با خود سازندگی داشته باشد ، می تواند زندگی را رونق بدهد اما اگر آنقدر «آینده» و رویای «داشتن ها ی» مختلف را برایش پر رنگ کند که از«حال» و «داشته های موجود» لذتی نبرد ، آنوقت است که آن جوان در حالت آژیر قرمز قرار دارد و باید به پناهگاه برود تا کمی باخود خلوت کند . شاید حال امروز من هم نوعی رفتن به پناهگاه بود. این روزها خیلی از اوقات فکر می کنم که غمگینم ، شاید علت آن همین چرتکه انداختن های مدام باشد. اگر بخواهم مثل این پسرک از ته دل بخندم ، باید داشته هایم را زیر ذره بین بگذارم. باید قانون لذت بردن از زمان حال را تمرین کنم.باید اگر آرزویی دارم ، برای «شدن» باشد نه «داشتن».در این صورت است که رویاها می توانند ما را به تحرک سازنده وادار کنند.

کتابی بود که چند سال قبل خواندم ، یکی از فصل های ان به سرعت از ذهنم عبور کرد.

شازده کوچلو وقتی به سیاره ی چهارم رفت و مرد تاجر را دید ، حرف هایی گفت و شنید که حال و روز خیلی از ماست. آن مرد تاجر سمبل بسیاری از ما آدم بزرگ هاست که فکر می کنیم عقل معیشتمان خیلی زیاد است.

وقتی شازده کوچولو وارد شد ، مرد تاجر حتی او را ندید ، جواب صبح بخیر او را نداد چون فکر می کرد مشغول کار مهمی است.

او با خود می گفت: به اضافه ی دو می شود پنج. پنج و هفت می شود دوازده. دوازده و سه می شود پانزده. صبح بخیر. پانزده و هفت می شه بیست و دو. بیست و دو و شش میشه بیست و هشت. بیست و شش و پنج میشه سی و یک. اوف پس میشه پانصد و یک میلیون و شش صد و بیست و دو هزار و هفتصد و سی و یک.

شازده کوچولواز او پرسید: پانصد میلیون چی؟



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/11/12
زمان : 08:25 ق.ظ
شما چقدر «قمی» هستید؟!
نظرات | ادامه مطلب

قم

حضرت معصومه علیهاالسلام ما را به یاد قم می‌اندازد. از جانب دیگر درباره شهر قم و "قمی بودن" مطالبی در روایات ائمه اطهار علیهم السلام وجود دارد که انسان را به تأمل وامی‌دارد که در اینجا می‌خواهیم با یکی از این فرمایشات که از امام صادق علیه السلام نقل شده است، درباره قم و قمی‌ها بیشتر بیندیشیم.

 

ابتکاری در خوشامدگویی

عده‌ای از اهل ری نزد امام صادق علیه السلام حاضر شدند و حضرت به آنها خوشامد گفتند، اما آنها از نحوه خوشامدگویی امام شگفت زده شدند؛ زیرا آن حضرت آنها را به اسم قم صدا زد، در حالیکه آنها اصالتاً قمی نبودند:

مَرْحَباً بِإِخْوَانِنَا مِنْ أَهْلِ قُمَّ : برادران قمی ما، خوش آمدید

تعجب این عده وقتی شدت گرفت که به امام صادق علیه السلام گفتند که ما از ری آمده‌ایم نه از قم؛ اما آن حضرت باز آنها را با عنوان "برادران قمی ما" خطاب نمودند و هر بار که آنها می‌گفتند "ما قمی نیستیم" امام خوشامد خود را به همان صورت اول تکرار می‌کردند.

امام صادق علیه السلام در ادامه چنین فرمودند:

خدا را حرمی است و آن مکه است و رسول  صلی الله علیه و آله را حرمی است و آن مدینه است و امیر المومنین علیه السلام را حرمی است و آن کوفه است و ما را حرمی است و آن شهر قم است. بانویی از فرزندانم به نام فاطمه در آن دفن می‌شود که هر کسی زیارتش کند، بهشت بر او استقرار می‌یابد.(1)

در اینجا به چهار گوشه از میان نکاتی که از این روایت نتیجه می‌شود، اشاره می‌کنیم:

 

قم نمادی فراتر از یک شهر

اهل بیت پیامبر علیهم السلام از لحاظ تکلم نیز بسیار دقیق بوده و کلمات را در جای خود به کار می برده‌اند. بی‌جهت نیست که فرموده‌اند "ما امیران کلام هستیم"(2) اما آن عده که از ری به خدمت امام صادق علیه السلام مشرف شده‌ بودند در لحظه اول گمان کردند که امام صادق علیه السلام به اشتباه گمان کرده بودند که آنان قمی اند اما هربار که گفتند که "ما از شهر ری هستیم"، امام تکرار کردند که "برادران قمی ما خوش آمدند."

نقطه اتصال حرم پیامبر صلی الله علیه و آله و ائمه علیهم السلام به حرم الهی، همان حق شناسی اهل بیت علیهم السلام است؛ به گونه‌ای که بدون آن حتی حرم الهی نیز از معنای امنیت تهی می‌گردد

از اینجا متوجه می‌شویم که امام صادق علیه السلام با آگاهی کامل و عمداً فهمانده‌اند که "قمی بودن" انحصار به یک شهر خاص ندارد؛ بلکه یک شخصیت و ویژگی است. شاید بتوان آن را معادلی برای "محب واقعی اهل بیت علیهم السلام" یا "شیعه حقیقی اهل بیت علیهم السلام" بدانیم. از این روست که امام صادق علیه السلام با آن خوشامدگویی مبتکرانه این پیام را هم به آنان رساندند و ما نیز بعد از قرون بسیار از این دانش و فهم بهره‌مند گردیدیم.

 



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/11/12
زمان : 08:23 ق.ظ
بر سر خوانِ بانوی کرامت
نظرات | ادامه مطلب

حضرت معصومه

فاطمه معصومه علیها السلام بانوی کرامت است زیرا دارای مقام و منقبتی بس عظیم است. و چون در پیشگاه الهی آبروی بسیار دارد و از بندگان خاص خداست؛ خداوند نیز به ایشان عنایت ویژه نموده است که می تواند در رفع حوائج دیگر بندگان تأثیرگذار باشد. از طرفی همین کرامات صادر شده از سوی حضرت، علاوه بر برآورده شدن حاجت شخصی کرامت شدگان، اثبات کننده مقام والای ایشان یرای کسانی است که در عظمت حضرت معصومه علیها السلام شک و تردید دارند. با وجود کرامات بسیاری که در کتب مختلف نوشته شده در ذیل تنها به چند نمونه از این کرامات اشاره می شود.

 

عنایت حضرت به زوّ ار مرقدش

آقای شیخ عبدالله موسیانی نقل كردند از حضرت آیة الله مرعشی نجفی  كه شب زمستانی بود كه من دچار بی خوابی شدم؛ خواستم حرم بروم ، دیدم بی موقع است ، آمدم خوابیدم و دست خود را زیر سرم گذاشتم كه اگر خوابم برد خواب نمانم ، در عالم خواب دیدم خانمی وارد اطاق شد كه قیافه او را به خوبی دیدم ولی آن را توصیف نمی كنم . به من فرمود: سیّد شهاب! بلند شو و به حرم برو ؛‌ عدّه ای از زوّ ار من پشت در حرم از سرما هلاك می شوند ، آنها را نجات بده.

ایشان می فرمایند : من به طرف حرم راه افتادم ، دیدم پشت در شمالی حرم (طرف میدان آستانه) عدّه ای زوّار اهل پاكستان یا هندوستان ( با آن لباسهای مخصوص خودشان ) در اثر سردی هوا پشت در حرم دارند به خود می لرزند ، در را زدم ، حاج آقا حبیب(كه جزء خدّام حضرت بود) با اصرار من در را باز كرد ، من از مقابل و آنها هم پشت سر من وارد حرم شدند و در كنار ضریح آن حضرت به زیارت و عرض ادب پرداختند؛ من هم آب خواستم و برای نماز شب و تهجّد وضو ساختم.[1]

 



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/11/11
زمان : 08:14 ق.ظ
بر آستان بانوی بهشت
نظرات | ادامه مطلب

حضرت معصومه

دختر امام کاظم، خواهر امام رضا و عمه امام جواد علیهم السلام، حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام چراغ فروزان معنویت و عبادت در شهر پرفضیلت قم هستند. بنا بر نظر معروف در میان معاصران ولادت حضرت معصومه علیهاالسلام در سال 173 و وفات ایشان در سال 201 هجری قمری بوده است. از دیگر القاب ایشان: طاهره، حمیده، بره، رشیده، تقیه، نقیه، رضیه، مرضیه می‌باشد.[1]

از آنجا که نگارنده نیز همانند هزاران طالب علم، از فرصت اقامت در شهر قم و نعمت هم‌جواری با این بانوی بزرگوار سالها بهره‌مند بوده است، مناسب است چند سطری را درباره اهمیت قم و منزلت حضرت فاطمه معصومه علیها السلام ذکر نماید.

 

زیارتی به قیمت بهشت

باید دانست که شهر قم نخستین شهر شیعی در ایران بوده است که پیشینه تشیع آن به اواخر قرن اول هجری باز می‌گردد.[2] راویان زیادی در میان سلسله اسناد احادیث ما از شهر قم هستند که از جمله زکریا بن آدم قمی، احمد بن محمد بن عیسی قمی، علی بن ابراهیم قمی و پدرش جناب ابراهیم بن هاشم، جعفر بن محمد بن قولویه- مولف کتاب شریف کامل الزیارات- همچنین شیخ اجل مرحوم صدوق- مولف کتب روایی فراوان همانند "من لایحضره الفقیه" و "خصال"- و پدر بزرگوارش جناب علی بن بابویه قمی از این جمله هستند که بخش وسیعی از میراث روایی و تاریخی و فرهنگی شیعه را به ما منتقل کردند.[3]

 

روایت اول:

محدث بزرگ شیعه مرحوم ابن قولویه- متوفی367ه.ق- در کتاب ارزنده کامل الزیارات به سند صحیح از سعد بن سعد –که از راویان مورد وثوق قمی است- روایت کرده که از امام رضا علیه السلام سوال کردم: که زیارت حضرت فاطمه معصومه علیها السلام چه ارزشی دارد. حضرت فرمودند: هر کسی که ایشان را زیارت کند مستحق بهشت می‌شود: سالته عن زیارة فاطمه بنت موسی علیهما السلام قال: من زارها فله الجنة.»[4]

محدث بزرگ شیعه جناب شیخ صدوق (ره) هم عین این سوال و جواب را به سند صحیح خود از آقا امام رضا علیه السلام روایت کرده است.[5]

معنای این روایات - و برخی روایات مشابه که در فضیلت زیارت معصومان علیهم السلام و یا انجام اعمال صالح دیگر وارد شده اند- این نیست که فرد با وجود اصرار بر معاصی و گناهان، به مجرد یک زیارت رفتن، خیالش دیگر راحت باشد و بهشت را برای خود ثابت شده بداند. این تفسیر از اینگونه روایات با خطوط کلی اسلام منافات دارد و پذیرفتنی نیست

روایت دوم:

همچنین مرحوم ابن قولویه از امام جواد علیه السلام روایت می‌کند که فرمودند: هر کس قبر عمه مرا در قم زیارت کند، مستحق بهشت می‌گردد: «من زار قبر عمتی بقم فله الجنة.»[6]

 



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/11/11
زمان : 08:12 ق.ظ
 

 




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات